
برادران برگشتند و این جریان جهادی تشکیل شد و مبارزه شروع شد. آن روزها
کسی ما را قبول نمی کرد. نه حرف ما را و نه منطق ما، و به ما می گفتند که
تو حزب الله نیستی - حزب المجانین هستی- دیوانگان. می گفتند شما چند جوان
دیوانه، روحانی جوان، مجاهد جوان و استاد جوان آمدید اینجا و می خواهید در
این کشور خرابی ایجاد کنید.