پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري


نظرات رهبر معظم انقلاب درمورد رابطه با آمريكا  (ويژه)  

تا وقتى كه امريكا در چنين مواضعى قرار دارد، ما رابطه با او را رد مى‌كنيم. تا وقتى كه سياست امريكا بر دروغ و فريب و جنايت و حمايت از دولت پليدى مثل اسرائيل و ظلم به ملتهاى مستضعف استوار است و تا وقتى كه خاطره‌ى جنايتهايى كه از طرف سردمداران امريكايى نسبت به ملت ايران انجام گرفته، در ذهن ملت ماست و جبران نشده - مثل خاطره‌ى سقوط هواپيما، مثل مسدود كردن داراييها و اموال ملت ايران در امريكا - امكان ندارد ما با دولت امريكا مذاكره كنيم يا با او رابطه‌يى برقرار نماييم.

  
 
شنبه 6 شهریورماه 1389  

 

 
[ بازگشت ] | [ چـاپ ]
مذاكره با آمريكا - تعداد فیش : 48 ، تعداد مقاله : 1
خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران1388/03/29
لحنشان از روز شنبه و يكشنبه عوض شد و وقتى يواش يواش چشمشان افتاد به بعضى از اجتماعات مردمى كه به دعوت نامزدها مثلا در خيابانها پيدا شدند، اميدوار شدند، يواش يواش نقابهايشان كنار رفت و حقيقت خودشان را بنا كردند نشان دادن. چند تا از وزراى خارجه و رؤساى دولتهاى چند تا كشور اروپائى و آمريكا حرفهائى زدند كه باطن آنها را به انسان نشان ميداد. از قول رئيس جمهور آمريكا نقل شد كه گفته ما منتظر چنين روزى بوديم كه مردم به خيابانها بريزند. از آن طرف نامه بنويسند، اظهار علاقه‌ى به روابط كنند، ابراز احترام به جمهورى اسلامى بكنند، از اين طرف اين حرفها را بزنند. كدام را ما باور كنيم؟
بيانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)1388/01/01
از روز اولى كه انقلاب پيروز شد، در مواجهه و نوع تعامل با دولت ايالات متحده‌ى آمريكا، ميدانى به عنوان يك آزمون بزرگ براى ملت ايران باز شد. در طول اين سى سال، همواره اين آزمون مهم و بزرگ ادامه داشته است. دولت آمريكا از اول با اين انقلاب با روى عبوس و چهره‌ى ترش و با لحن مخالفت روبه‌رو شد. البته آنها با محاسبات خودشان حق هم داشتند. ايران قبل از انقلاب در مشت آمريكا بود؛ منابع حياتى‌اش در اختيار آمريكا، مراكز تصميم‌گيرى سياسى‌اش در اختيار آمريكا، عزل و نصب مراكز حساس در اختيار آمريكا؛ مرتعى بود براى چراى آمريكائيان و نظاميان آمريكائى و غير آنها. خوب، اين از دستشان گرفته شد. ميتوانستند مخالفت خود را اينجور خصمانه ابراز نكنند؛ اما از اول انقلاب دولت آمريكا - چه رؤساى جمهور جمهورى‌خواهشان، چه رؤساى جمهور دمكراتشان - با نظام جمهورى اسلامى بدرفتارى كرد؛ اين چيزى نيست كه بر كسى پوشيده باشد. اولين كارى كه از طرف امريكائى‌ها انجام گرفت، تحريك مخالفين پراكنده‌ى جمهورى اسلامى و كمك به حركتهاى تجزيه‌طلب و تروريستى در كشور بود؛ از اول اين كار را شروع كردند. در هر نقطه‌اى از نقاط كشور كه حركتهاى تجزيه‌طلب در آنجا زمينه‌اى داشت، انگشت آمريكائى‌ها را ما ديديم؛ گاهى پول آنها را، و حتى در مواردى عناصر آمريكائى را ما در آنجا ديديم؛ اين براى مردم ما خسارت زيادى داشت. متأسفانه اين كار هنوز هم ادامه دارد. همين شرورهائى كه در مناطق مرزى ايران و پاكستان هستند، بعضى از آنها ما شنودهايشان را داريم؛ اينها با عناصر آمريكائى مرتبطند؛ يعنى با بيسيم با آنها حرف ميزنند، دستور ميگيرند. شرور تروريست آدمكش مرتبط با افسر آمريكائى در يك كشور همسايه! اين هنوز هم متأسفانه ادامه دارد. شروع كارشان از اينجا بود، بعد تصرف و حبس دارائى‌ها و اجناس ايران. رژيم گذشته پول بى‌حسابى را در اختيار آمريكائى‌ها گذاشته بود، براى اينكه از آنها هواپيما بگيرد، بالگرد بگيرد، سلاح بگيرد. بعضى از اين وسائل، آنجا تهيه هم شده بود. وقتى انقلاب شد، آن وسائل را ندادند؛ آن پولها را كه ميلياردها دلار بود، ندادند؛ و عجيب‌تر اينكه اين وسائل را در يك انبارى جمع كرده بودند، نگه داشته بودند، انباردارى براى خودشان قائل شدند، خود را طلبگار كردند و از حساب قرارداد الجزائر انباردارى برداشتند! مالى را از يك ملت غصب كنند، پيش خودشان نگه دارند، ندهند، بعد انباردارى‌اش را هم بگيرند! اين رفتارى بوده كه از آن روز شروع شده، الان هم ادامه دارد. هنوز اموال ملت ايران آنجاست؛ هم در آمريكاست، هم در بعضى از كشورهاى اروپائى است؛ كه ما در طول سالها به اينها مراجعه كرديم كه اموال ما را بدهيد، اينها پولهايش دريافت شده؛ گفتند چون زير ليسانس آمريكائى‌هاست، آمريكائى‌ها اجازه نميدهند و نميدهيم؛ نگه داشتند. هنوز هم كه هنوز است، مال ملت ايران آنجا موجود است.

به صدام چراغ سبز دادند؛ اين يك اقدام ديگر دولت آمريكا بود براى حمله‌ى به ايران. صدام اگر چراغ سبز آمريكا را نميگرفت، بعيد بود به مرزهاى ما حمله كند. هشت سال جنگ را بر كشور ما تحميل كردند؛ قريب سيصد هزار جوانهاى ما، مردم ما در اين جنگ به شهادت رسيدند. در طول اين هشت سال - بخصوص در سالهاى آخر - هميشه آمريكائى‌ها پشت سر صدام بودند و به او كمك ميكردند - كمك مالى، كمك تسليحاتى، كمك كارشناسى سياسى - خبرهاى ماهواره‌اى ميدادند و امكانات خبررسانى داشتند. تحرك نيروهاى ما را در جبهه در ماهواره‌هايشان ثبت ميكردند، بعد آن را همان شبانه براى قرارگاه‌هاى صدام ميفرستادند كه از آنها عليه جوانهاى ما و نيروهاى ما استفاده كند. در مقابل جنايات صدام چشمهايشان را بستند. فاجعه‌ى حلبچه اتفاق افتاد، زدن شهرهاى متعدد كشور ما با موشك اتفاق افتاد، خانه‌ها را خراب كردند، در جبهه‌ها شيميائى به كار بردند، چشمهايشان را بستند، اصلا و ابدا تعرضى نكردند، به صدام كمك كردند. اين هم يكى از كارهاى اين دولت بوده است در طول اين سالها با ملت ما و با كشور ما. بعد در آخر جنگ، هواپيماى مسافربرى ما را در آسمان خليج فارس افسر آمريكائى با موشكى كه از ناو جنگى شليك كرد، ساقط كرد. قريب سيصد نفر مسافر در اين هواپيما بودند، كه همه‌شان كشته شدند. بعد به جاى اينكه آن افسر توبيخ شود، رئيس جمهور وقت آمريكا به آن افسر پاداش و مدال داد. ملت ما اينها را فراموش كند؟ ميتواند فراموش كند؟ از تروريستهاى جنايتكارى كه در داخل كشور ما مرد را، زن را، جماعت را، فرد را كشتند، علماى بزرگ تا بچه‌هاى خردسال را ترور كردند و كشتند، حمايت كردند؛ به اينها اجازه دادند كه در كشورشان فعاليت كنند؛ دائما عليه كشورمان تبليغات خصمانه كردند. رؤساى جمهور آمريكا در طول اين سالها - بخصوص در دوره‌ى هشت ساله‌ى رئيس جمهور زائل‌شده‌ى قبلى - هر وقت عليه ملت ايران، عليه كشور ما، عليه مسئولين ما، عليه نظام جمهورى اسلامى صحبتى كردند و حرف مهمل و چرندى گفتند، اهانتى به ملت ايران كردند. در طول اين سالها هميشه همين جور بوده است. امنيت منطقه‌ى ما را، امنيت خليج فارس را، افغانستان را، عراق را دچار اغتشاش و آشفتگى كردند؛ براى مقابله‌ى با جمهورى اسلامى - و البته در واقع براى پر كردن جيب كمپانى‌هاى سلاح - سيل سلاحها را به كشورهاى منطقه سرازير كردند؛ از رژيم صهيونيستى بى‌قيد و شرط حمايت كردند؛ رژيم ظالمى كه يك نمونه‌ى از ظلم آن را شما در ماجراى غزه در اين دو سه ماه پيش ملاحظه كرديد كه چه فاجعه‌اى درست كردند؛ چقدر بچه كشتند، چقدر مرد و زن كشتند؛ در ظرف بيست و دو روز، پنج هزار آدم را در غزه با بمباران، با موشك، با تير مستقيم كشتند؛ در عين حال دولت آمريكا تا آخرين لحظه از آن رژيم حمايت كرد. هر وقت شوراى امنيت خواست عليه رژيم صهيونيستى قطعنامه‌اى بگذراند، آمريكا سينه‌اش را سپر كرد، آمد جلو و دفاع كرد و نگذاشت. در هر مناسبتى و بى‌مناسبت كشور ما را تهديد كردند. دائم گفتند حمله ميكنيم، گفتند طرح نظامى روى ميز ماست، چنين ميكنيم، چنان ميكنيم. هر وقت عليه كشور ما حرف زدند، ملت ما را تهديد كردند. البته اين تهديدها در ملت ما اثر نكرد، اما آنها دشمنى خودشان را از اين راه نشان دادند. به ملت ايران، به دولت ايران، به رئيس جمهور ايران بارها اهانت كردند. يكى از آمريكائى‌ها چند سال قبل گفت ريشه‌ى ملت ايران را بايد كند! در همين سالهاى اخير يكى از مسئولين آمريكائى گفت ايرانى خوب و معتدل ايرانى‌اى است كه مرده باشد! به اين ملت بزرگ، به اين ملت با شرف، به اين ملتى كه فقط گناهش اين است كه از هويت و استقلال خود دفاع ميكند، اينجور اهانتها كردند. سى سال كشور ما را تحريم كردند، كه البته اين تحريم به سود ما تمام شد. ما بايد از آمريكائى‌ها از اين بخش تشكر كنيم. اگر ما را تحريم نميكردند، ما امروز به اين نقطه‌اى از علم و پيشرفت كه رسيده‌ايم، نميرسيديم. تحريم هميشه ما را وادار كرده كه به خود بيائيم، به خود فكر كنيم، از درون خود بجوشيم. ولى آنها قصدشان اين خدمت نبود، آنها ميخواستند دشمنى كنند. سى سال با ملت ايران اينجورى رفتار كردند. حالا دولت جديد آمريكا ميگويد ما مايليم با ايران مذاكره كنيم، بيائيد گذشته را فراموش كنيم. ميگويند ما به سمت ايران دست دراز كرديم. خوب، اين چه جور دستى است؟ اگر دستى دراز شده باشد كه يك دستكش مخمل رويش باشد، اما زيرش يك دست چدنى باشد، اين هيچ معناى خوبى ندارد. عيد را به ملت ايران تبريك ميگويند، اما در همان تبريك، ملت ايران را به طرفدارى از تروريسم، دنبال سلاح هسته‌اى رفتن و از اين قبيل چيزها متهم ميكنند!

من نميدانم تصميم‌گير در آمريكا كيست؛ رئيس جمهور است؟ كنگره است؟ عناصر پشت پرده‌اند؟ ليكن من ميخواهم بگويم ما منطقى داريم. ملت ايران از روز اول تا امروز با منطق حركت كرده است. ما در زمينه‌ى مسائل مهم خودمان احساساتى نيستيم؛ از روى احساسات تصميم نميگيريم؛ ما با محاسبه تصميم ميگيريم. ميگويند بيائيد مذاكره كنيم، بيائيد روابط ايجاد كنيم. شعار تغيير ميدهند؛ خوب، اين تغيير كجاست؟ چه تغيير كرده؟ اين را براى ما روشن كنيد؛ چه تغيير كرده است؟ دشمنى شما با ملت ايران تغيير كرده؟ كو علامتش؟ دارائى‌هاى ملت ايران را آزاد كرديد؟ تحريمهاى ظالمانه را برداشتيد؟ از لجن‌پراكنى و اتهام‌زنى و تبليغات سوء عليه اين ملت بزرگ و مسئولين مردمى آن دست برداشتيد؟ دفاع بى‌قيد و شرط از رژيم صهيونيستى را كنار گذاشتيد؟ چه تغيير كرده؟ شعار تغيير ميدهند، اما در عمل تغييرى مشاهده نميشود. ما هيچ تغييرى نديديم. حتى ادبيات هم عوض نشده است. رئيس جمهور جديد آمريكا از اولين لحظه‌اى كه رسما به رياست جمهورى رسيد و نطق كرد، به ايران و دولت جمهورى اسلامى اهانت كرد؛ چرا؟ اگر راست ميگوئيد تغييرى انجام گرفته است، كو اين تغيير؟ چرا چيزى ديده نميشود؟ من اين را به همه ميگويم؛ مسئولين آمريكائى هم بدانند، ديگران هم بدانند؛ ملت ايران را نه ميشود فريب داد، نه ميشود ترساند.

اولا تغيير در الفاظ كافى نيست - كه حالا ما چندان تغييرى در الفاظ هم نديديم - تغيير بايد تغيير حقيقى باشد. اين را هم به مسئولين آمريكائى بگوئيم؛ اين تغييرى كه شما اسمش را مى‌آوريد، براى شما يك ضرورت است؛ چاره‌اى نداريد، بايد تغيير كنيد؛ اگر تغيير نكنيد، سنتهاى الهى شما را تغيير خواهد داد؛ دنيا شما را تغيير خواهد داد. بايد تغيير كنيد؛ اما اين تغيير نبايد فقط لفاظى باشد، نبايد با نيتهاى ناسالم باشد. يك وقت بگويند ما ميخواهيم سياست خودمان را تغيير دهيم، اما هدفها را عوض نميكنيم، تاكتيكها را عوض ميكنيم؛ اين تغيير، تغيير نيست؛ اين خدعه است. يك وقت تغيير، تغيير واقعى است؛ آن وقت بايد در عمل مشاهده شود. من نصيحت ميكنم به مسئولين آمريكائى، به هر كه در آمريكا تصميم‌گير است - چه رئيس جمهور، چه كنگره و چه ديگران - اين وضعى كه در گذشته دولت آمريكا داشته است، به ضرر ملت آمريكا و به ضرر خود دولت آمريكا هم هست. شما امروز در دنيا منفوريد؛ اگر نميدانيد، بدانيد. ملتها پرچم شما را آتش ميزنند، ملتهاى مسلمان در همه‌ى نقاط عالم «مرگ بر آمريكا» ميگويند. علت اين منفوريت چيست؟ اين را هيچ بررسى كرده‌ايد؟ تحليل كرده‌ايد؟ عبرت گرفته‌ايد؟ علت اين است كه شما با دنيا قيم‌مآبانه برخورد ميكنيد، متكبرانه حرف ميزنيد، ميخواهيد اراده‌ى خودتان را در دنيا تحميل كنيد، در امور كشورها دخالت ميكنيد، در دنيا معيارهاى دوگانه به كار ميبريد؛ يك جا يك جوان فلسطينى را كه از شدت فشار ناگزير ميشود يك حركت شهادت‌طلبانه انجام دهد، سيل تبليغات را بر سر او ميريزيد؛ اما از طرف ديگر رژيم صهيونيستى كه در ظرف بيست و دو روز آن فاجعه را در غزه به وجود مى‌آورد، جنايتهاى او را نديده ميگيريد؛ آن جوان را تروريست ميخوانيد، اين رژيم تروريست را ميگوئيد ما به امنيتش متعهديم؛ اينهاست كه شما را در دنيا منفور كرده است. اين نصيحت به شماست؛ براى خير خودتان، براى صلاح خودتان، براى آينده‌ى كشور خودتان، از لحن تكبرآميز، از روش مستكبرانه، از حركتهاى قيم‌مآبانه دست برداريد؛ در كار ملتها دخالت نكنيد؛ به حق خودتان قانع باشيد؛ براى خودتان منافعى در همه جاى دنيا تعريف نكنيد؛ خواهيد ديد چهره‌ى آمريكا در دنيا بتدريج از آن منفوريت به شكل ديگرى تبديل خواهد شد. اين حرفها را گوش كنيد. نصيحت من به مسئولين آمريكائى - چه رئيس جمهور و چه ديگران - اين است؛ روى اين حرفها با دقت فكر كنيد، بدهيد برايتان ترجمه كنند - البته به صهيونيستها ندهيد ترجمه كنند! - از انسانهاى سالم مشورت بخواهيد، نظر بخواهيد. تا وقتى دولت آمريكا روش خود را، عمل خود را، جهتگيرى خود را، سياستهاى خود را، مثل اين سى سال عليه ما ادامه دهد، ما همان آدم سى سال قبل، همان ملت اين سى سال هستيم. ملت ما از اينكه باز هم شما شعار بدهيد كه «مذاكره و فشار»، ما با ايران مذاكره ميكنيم، در عين حال فشار هم وارد مى‌آوريم - هم تهديد، هم تطميع - بدش مى‌آيد. اينجور با ملت ما نميشود حرف زد. ما سابقه‌اى از دولت جديد و رئيس جمهور جديد آمريكا نداريم؛ نگاه ميكنيم، قضاوت خواهيم كرد. شما تغيير كنيد، ما هم رفتارمان تغيير خواهد كرد. شما تغيير نكنيد، ملت ما اين سى سال را روزبه‌روز آبديده‌تر و متحمل‌تر و قوى‌تر و باتجربه‌تر شده است.
ديدار اساتيد و دانشجويان در دانشگاه علم و صنعت‏1387/09/24
علت دشمنى عميق و آشتى‌ناپذير استكبار و در رأس آنها آمريكا و شبكه‌ى صهيونيستى دنيا با جمهورى اسلامى، اين حرفهائى كه گاهى گوشه و كنار گفته ميشود - چه چيزهائى كه آنها شعارش را ميدهند، چه تصوراتى كه بعضى در داخل ميكنند - نيست. مسئله اين است كه جمهورى اسلامى يك «نفى» با خود دارد، يك «اثبات».

نفى استثمار، نفى سلطه‌پذيرى، نفى تحقير ملت به وسيله‌ى قدرتهاى سياسى دنيا، نفى وابستگى سياسى، نفى نفوذ و دخالت قدرتهاى مسلط دنيا در كشور، نفى سكولاريسم اخلاقى؛ اباحيگرى؛ اينها را جمهورى اسلامى قاطع نفى ميكند. يك چيزهائى را هم اثبات ميكند: اثبات هويت ملى، هويت ايرانى، اثبات ارزشهاى اسلامى، دفاع از مظلومان جهان، تلاش براى دست پيدا كردن بر قله‌هاى دانش؛ نه فقط دنباله‌روى در مسئله‌ى دانش، و فتح قله‌هاى دانش؛ اينها جزو چيزهائى است كه جمهورى اسلامى بر آنها پافشارى ميكند.

اين نفى و اين اثبات؛ اينها دليل دشمنى آمريكا و دشمنى شبكه‌ى صهيونيستى دنياست. اگر نفوذ آمريكا را قبول كنيم، دشمنى‌ها كم خواهد شد؛ اگر راضى شويم كه ملت ما به وسيله‌ى بيگانگان به طرق مختلف تحقير شود، دفاع از هويت ملى يا دفاع از ارزشهاى اسلامى را كنار بگذاريم، مطمئناً دشمنى‌ها به همين نسبت كم خواهد شد. اينكه ميگويند جمهورى اسلامى رفتار خود را عوض كند، يعنى اين. شنفته‌ايد گاهى مسئولين سياسى كشورهاى مستكبر از قبيل آمريكا، درباره‌ى ايران كه صحبت ميكنند، ميگويند: ما نميگوئيم جمهورى اسلامى از بين برود، ميگوئيم جمهورى اسلامى رفتارش را عوض كند. رفتارش را عوض كند، يعنى اين؛ يعنى از اين نفى و از اين اثبات دست بردارد. اين را ميخواهند.

با همين ايستادگى در اين نفى و در آن اثبات، جمهورى اسلامى توانسته با جبهه‌ى گسترده‌ى مجهز به انواع امكانات مواجه شود و در مقابل او مقاومت كند؛ همان حالتى كه در هشت سال دفاع مقدس بود كه شرق و غرب و اروپا و ناتو و بعضى از كشورهاى عربى و همه، دست به دست هم دادند عليه جمهورى اسلامى و جمهورى اسلامى بالاخره همه‌ى آنها را وادار به عقب‌نشينى كرد و خود هيچ عقب‌نشينى نكرد. در عرصه‌ى سياسى و در سالهاى بعد از جنگ تا امروز همين معنا وجود داشته؛ يعنى جمهورى اسلامى توانسته در مقابل اين جبهه‌ى عظيمى كه در برابرش شكل پيدا كرده، بايستد؛ نه فقط عقب‌نشينى نكند، بلكه پيشروى كند و به دشمن ضربه وارد كند. اين، اتفاق افتاده.
بيانات در ديدار جمعى از دانش‏آموزان و دانشجويان در آستانه‏ى سالروز سيزده آبان1387/08/08
نظام جمهورى اسلامى با دنياى استكبار، با آمريكا، با دولتهاى ديگرى از بلوك استكبار، معارضات و اختلافاتى دارد. اختلاف بر سر چيست؟ اين نكته‌ى مهمى است. دعوا سر چيست كه امروز وقتى تحليلگران تحليل ميكنند، ميگويند در مسائل گوناگون دنيا كه آمريكا وارد ميشود، گوشه‌ى چشمى به جمهورى اسلامى و ملت ايران دارد؛ چرا؟ علت چيست؟ ما هم وقتى به مسائل داخلى خودمان نگاه ميكنيم، مى‌بينيم بسيارى از مشكلات ملت و كشور ما به طرق مختلف، از ناحيه‌ى تحميل آمريكائى‌هاست؛ چرا؟ علت چيست؟ بايستى اين را با نگاه دقيق جستجو و پيدا كرد.

دعوا بر سر چند مسئله‌ى سياسى نيست. خوب، دو كشور با همديگر سر مسائلى ممكن است اختلاف داشته باشند كه مى‌نشينند با مذاكره اين اختلاف را حل ميكنند؛ تمام ميكنند. مسئله‌ى جمهورى اسلامى و دولت مستكبر آمريكا از اين قبيل نيست. مسئله، مسئله‌ى ديگرى است؛ مسئله ريشه‌اى‌تر است. مسئله اين است كه رژيم ايالات متحده‌ى آمريكا از بعد از جنگ جهانى دوم، داعيه‌ى ابرقدرتى مطلق دنيا را داشت. البته آن روز شوروى در مقابلش بود، اما اين مسئله‌ى رقابت بين آمريكا و شوروى آن روز صرفا رقابت بين دو ابرقدرت نبود. آمريكا ميخواست بر روى تمام منابع حياتى عالم دست بگذارد. عملا هم منطقه‌ى عظيم و حساسى كه به آن خاورميانه ميگويند و شمال آفريقا و خليج فارس - منطقه‌ى نفت - در پنجه‌ى اقتدار آمريكا بود. نفت، خون حياتبخش تحرك دنياى امروز است. حالا فردا چه بشود، نميدانيم؛ اما امروز و توى اين دنيا، نفت مايه‌ى توليد، مايه‌ى گرما، مايه‌ى نور و روشنائى و در واقع مايه‌ى حيات براى خيلى از كشورهاست. اگر نفت نباشد، كارخانه‌ها نيست، توليدات نيست، تجارتها نيست. نفت يعنى خون؛ يعنى زندگى. حالا بخش اعظم اين نفت توى اين منطقه است؛ منطقه‌اى كه اسمش خاورميانه است. تسلط بر اينجا مهم است كه آمريكا هم تسلط پيدا كرده بود.

در وسط خاورميانه، ايران قرار داشت؛ پايگاه اصلى استكبار. در اطراف ايران كشورهاى مختلفى بودند كه هر كدام به نحوى در اختيار آمريكا بودند. شوروى البته در اين خلال دست‌اندازى‌هائى كرده بود، اما آمريكائى‌ها غلبه داشتند و اين روال بايد ادامه پيدا ميكرد. البته طمع‌ورزى مخصوص اين منطقه و مخصوص نفت هم نبود. آمريكائى‌ها در آمريكاى لاتين، در آفريقا، در شرق آسيا و در جاهاى مختلف - كه حالا جاى تفسير آن نيست؛ يك وقتى به شما جوان‌ها عرض خواهم كرد - مشغول تحكيم قدرت خودشان بودند و پيش هم ميرفتند و روزبه‌روز سلطه را تقويت ميكردند و رقبايشان روزبه‌روز عقب ميكشيدند.

در وسط اين بحبوحه‌ى روزافزونى اقتدار استكبارى و در حساسترين نقطه، انقلاب اسلامى در ايران به وجود آمد كه مهمترين شعار اين انقلاب مقابله با ظلم و استكبار بود؛ دفاع از حقوق ملتها بود. انقلاب اسلامى اين نقطه‌ى اصلى يعنى ايران را از زير سيطره‌ى آمريكا بيرون كشيد. يك روز آمريكائى‌ها توى همين كشور شما، توى همين تهران شما، توى مناطق مختلف كشور، در همه‌ى نقاط حساس، آدم داشتند؛ در نيروهاى مسلح، در بخشهاى مربوط به ماليه و دارائى، در بخشهاى حساس سياست، در بخشهاى امنيت، عناصر و آدمهاى آن‌ها همه‌كاره بودند. خود شاه مملكت هم كه رئيس همه‌ى دستگاه‌هاى كشور بود و دخالت در همه‌ى امور ميكرد، گوشش به دهان سفير آمريكا و سفير انگليس بود. اگر آن‌ها چيزى ميخواستند و اصرار داشتند، او ناگزير، خواه و ناخواه، اطاعت ميكرد. گاهى هم نميخواست، اما مجبور بود اطاعت كند و اطاعت ميكرد. از يك چنين نقطه‌اى آمريكائى‌ها بيرون رانده شدند. خوب، اين خيلى حادثه‌ى مهمى بود؛ اين زخم كوچكى نبود.

بر طبق معمول، دولتهاى استكبارى كه از طريق سفارتخانه‌هايشان در داخل كشورها سمپاشى ميكنند، ارتباط برقرار ميكنند، امكانات جاسوسى برقرار ميكنند - كه الان هم ميكنند؛ الان هم در دنيا اين كار معمول است. از طريق سفارتخانه‌ها فسادهاى گوناگونى ميكنند - از اين طريق مشغول شدند به كار كردن. حركت جوان‌هاى دانشجو به عنوان «دانشجويان مسلمان پيرو خط امام» اين ترفند را هم باطل كرد. آن‌ها رفتند سفارت را گرفتند و اسناد را بيرون كشيدند. الان حدود صد جلد كتاب چاپ شده كه در واقع اسناد است. من نميدانم شما جوان‌ها اين كتابهاى اسناد لانه‌ى جاسوسى را خوانده‌ايد، ميخوانيد يا نه؛ خواندنى است، خواندنى است. ببينيد سفارت آمريكا آن روز در ايران چه كار ميكرده، با كى‌ها ارتباط برقرار ميكرده و نقش اين سفارت در طول سالهاى متمادى قبل از انقلاب چه بوده است.

يك چنين حادثه‌ى بزرگى اتفاق افتاده. اين، زخم كوچكى نيست. قضيه به اينجا هم خاتمه پيدا نكرد. بقاى نظام اسلامى و انقلابى، پيشرفت نظام انقلابى، فتوحات گوناگون نظام انقلابى در عرصه‌هاى مختلف؛ در عرصه‌ى نظامى مثل دفاع مقدس، در عرصه‌هاى علمى و در عرصه‌هاى گوناگون اجتماعى و سياسى روى ملتهاى ديگر، روزبه‌روز اثر گذاشت و ملتهاى ديگر هم - ملتهاى اين منطقه و ملتهاى مسلمان كه دلهايشان پر بود و رهبر نداشتند - وقتى ديدند در ايران چنين حادثه‌اى اتفاق افتاده، كأنه حكايت دل آن‌ها بود. لذا ملتها به نظام اسلامى، به رهبرى اسلامى، رهبرى امام (رضوان الله تعالى عليه) و به نظام جمهورى اسلامى دلباخته شدند كه امروز هم همين جور است. امروز هم ملتها در دنياى اسلام - از غرب دنياى اسلام بگيريد، تا شرق دنياى اسلام؛ در همه جا - با چشم اعجاب و تحسين، با حالت غبطه، به ملت ايران و اين حركت نگاه ميكنند. اين‌ها هم زخم آمريكائى‌ها را عميق‌تر ميكرد و اين، انگيزه‌ى آمريكا براى مخالفت با جمهورى اسلامى است.

آمريكا ميخواهد نظام جمهورى اسلامى دستهايش را بالا كند و اظهار خستگى كند؛ از كارى كه كرده است، پشيمان شود و در مجموعه‌ى عوامل و مزدوران و دست‌پروردگان و دنباله‌روان نظام طاغوت قرار بگيرد. نظام استكبار اين را ميخواهد. آنچه آمريكا از ملت ايران ميخواهد، اين است كه ملت ايران وابستگى را قبول كند، استقلال به دست آمده‌ى خودش را از دست بدهد و به دست خودش دوباره تسليم قدرت آمريكا شود. آن‌ها از ملت ايران اين را توقع دارند و فشارهائى كه مى‌آورند، براى اين است. براى اين است كه دولتهاى جمهورى اسلامى را خسته كنند، ملت را خسته كنند؛ در بين راه، ملت بگويند ديگر بس است، ما خسته شديم؛ دولتها هم عقب بنشينند، تا آمريكا باز همان شيوه‌اى را كه در گذشته با اين كشور داشته و امروز با بعضى از كشورهاى ديگر دارد، دنبال كند. آن‌ها دنبال وابستگى‌اند.

از طرف نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران هم مسئله به همين عمق است. مشكل ملت ايران با آمريكا مشكل كارهاى امروز نيست؛ مشكل پنجاه و چند سال موذيگرى و خباثت از سوى آن رژيم نسبت به ملت ايران است؛ از سال 1332 تا امروز. سالها پيش از انقلاب، بخصوص از وقتى نهضت امام (رضوان الله عليه) و نهضت روحانيت شروع شد تا پيروزى انقلاب، آنچه خواستند عليه ملت ايران توطئه كردند، ضربه زدند، خيانت كردند، فشار وارد آوردند و انواع و اقسام شيوه‌هاى مستكبرانه را با اين ملت به كار بردند. بعد از پيروزى انقلاب - الان، سى سال است - هيچ روزى نبوده است كه آمريكا نسبت به ملت ايران نيت خيرى داشته باشد؛ از كارهاى گذشته‌ى خودش عذرخواهى بكند؛ صادقانه دست از استكبار و طمع‌ورزى نسبت به ملت ايران بردارد. مسئله‌ى ما با آمريكا اين نيست كه حالا بر سر دو تا موضوع جهانى يا بين‌المللى يا منطقه‌اى با هم اختلاف نظر داريم، برويم بنشينيم با مذاكره حل كنيم. مسئله مثل مسئله‌ى مرگ و زندگى است؛ مسئله‌ى هست و نيست است. اين نكته‌ى دوم، كه اين را شما جوان‌ها بدانيد؛ ما اهل ستيزه‌گرى نيستيم؛ اما اهل حفظ هويت خود، استقلال خود، عزت خود هستيم. هر كسى كه عزت ملت ايران را بخواهد پايمال كند، ملت ايران را تحقير كند، بخواهد دست سلطه را بر اين ملت دراز كند، ملت ايران با غيرت خود، با ايمان خود اين دست را قطع ميكند.
ديدار روسای سه قوه و مسئولان نظام1387/06/19
نظام اسلامى، نظامى است بر پايه‌ى مبانى اسلام. هر جا كه توانسته‌ايم وضع موجود و ساختار كنونى نظام خودمان را بر پايه‌ى اسلام قرار بدهيم، اين خوب است، مطلوب است؛ هر جا نتوانستيم، سعى ما بايد اين باشد كه آن را بر همان پايه و مبناى اسلامى قرار بدهيم؛ از او نبايد تخطى كنيم. اين هدف ماست.

راز دشمنى‌هاى استكبار هم همين است؛ براى خاطر اينكه اسلام، نظام اسلامى و حكومت اسلامى و جامعه‌ى اسلامى، با ظلم مخالف است؛ با استكبار مخالف است؛ با دست‌اندازى به زندگى مردم مخالف است؛ با تجاوز به ملتها مخالف است؛ با فرعونيت قدرتها مخالف است؛ با استبداد بين‌المللى - مثل استبداد داخلى كشورها - مخالف است. اين مخالفت هم فقط مخالفت قلبى نيست؛ نه، مخالفتى است كه در مقام عمل و هر جائى كه اقتضاء پيدا كند، بروز خواهد كرد؛ ظهور پيدا خواهد كرد. اين را ميدانند؛ اين از جمهورى اسلامى شناخته شده است. لذا آن كسانى كه اهل تجاوزند، آن كسانى كه اهل دست‌اندازى به منابع ثروت ديگرانند، اهل استكبارند، اهل فرعونيت در برخوردهاى سياسى خودشان هستند، با نظام جمهورى اسلامى قهراً مخالفند.

آن روز من در جمع آقايان محترمى گفتم، اينى كه گفته ميشود ما با قدرتهاى بزرگ يا با آمريكا تفاهم نداريم، اشتباه است. عدم تفاهمى در كار نيست؛ آنها كاملاً ما را ميشناسند، كما اينكه ما آنها را كاملاً ميشناسيم. ما طبيعت و خوى استكبار را ميشناسيم؛ ميدانيم كه آنها زير ظاهر مخملينى كه بر روى پنجه‌هاى خشن خود، بر روى چنگالهاى خونين خود كشيده‌اند، چيست؛ اين را ما ميدانيم، مى‌بينيم. ما به ادكلن و كراوات و ظاهر شيك آقايان هرگز فريب نخورده‌ايم؛ باطنشان را ديده‌ايم. خودشان هم باطنشان را نشان داده‌اند؛ در گوانتانامو، در ابوغريب، در عراق، در افغانستان، در اين بمبارانها، در اين زورگوئى‌ها، در اين دخالت كردنِ در همه چيز، در اين دسته‌بندى‌ها براى غارت ثروت حتّى از ملتهاى خودشان و نه از ملتهاى ديگر - ملتهاى ديگر كه هستند. آنها از ملت خودشان هم غارت ميكنند. كمپانى‌ها اينجورى‌اند ديگر - اينها را ما شناخته‌ايم، آنها هم ما را شناخته‌اند؛ آنها هم ميدانند آن جمهورى اسلامى‌اى كه با انقلاب آمد و امام آورد و سندهاى جمهورى اسلامى بر آن پافشارى ميكنند، يعنى جمهورى ضد ظلم، ضد استكبار، ضد زياده‌خواهى، ضد تجاوز، ضد كنز ثروت و همين چيزهائى كه در قرآن هست. آنها اين را ميدانند، به همين جهت مخالفند.
مراسم نوزدهمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره)1387/03/14
شما نگاه كنيد به رفتار زمامداران آمريكا - رئيس جمهور و تيم دورش - ببينيد چه جورى حرف ميزنند. حرف زدنِ آنها مثل حرف زدن آدمهاى روانى است؛ گاهى تهديد ميكنند، گاهى دستور ترور ميدهند، گاهى تهمت ميزنند، گاهى از روى استيصال درخواست كمك ميكنند، گاهى ثبات و امنيت يك ملت را آماج خودشان قرار ميدهند؛ مثل ديوانه‌ها به اين طرف و آن طرف ميزنند. رفتار آنها، رفتار سياستمداران منطقى و عاقل و باتدبير نيست. البته بخش مهمى از اين، انعكاس ناكاميهاى آمريكا در مناطق مختلف است: ناكامى در افغانستان، ناكامى در عراق؛ اينها با وعده‌ى دموكراسى و آزادى و حقوق بشر وارد افغانستان و عراق شدند. امروز بعد از گذشت چند سال، وضعيت اين دو كشور جورى است كه هيچ ملتى آرزو نميكند چنين وضعيتى داشته باشد؛ ناامنى، عقب‌افتادگى، فقر، تسلط روزافزون قدرتهاى استكبارى، پنجه انداختن به منافع ملىِ آن كشورها و ناديده گرفتنِ حقوق آن ملتها و البته پشت سرش ناكامىِ كامل در تأمين مقاصدى كه اعلام كرده بودند يا مقاصدى كه در دل داشتند و اعلام نكرده بودند. اين ناكاميها در رفتار سياستمداران آمريكا منعكس است؛ در اختلافاتشان، در بگومگوهايشان، در تصميم‌گيريهايشان. اين وضع زورگويان عالم است. خوب، در مقابل اين زورگوئى چه بايد كرد؟ توصيه‌ى امام، ايستادگى است. امروز خوشبختانه، مجموعه‌هاى گوناگون سياسىِ كشور ما از وفادارى به خط امام دم ميزنند؛ اين يك پديده‌ى مباركى است. در برخى از دوره‌هاى گذشته اينجور نبود. بعضى از جريانهاى سياسى از رويگردانى از خط امام صريحاً سخن ميگفتند! امروز خوشبختانه مجموعه‌هاى سياسى در كشور ما، همه از گرايش به افكار امام و خط امام حرف ميزنند. خيلى خوب، يكى از برجسته‌ترين نقاط خط امام كه در وصيت‌نامه و در همه‌ى بيانات امام منعكس است، لزوم ايستادگى قاطع در مقابل طمع‌ورزان و مستكبران است.
بيانات در جمع جانبازان و ايثارگران و خانواده‏هاى شهداى استان فارس1387/02/13
يك روزى آنها خيال كردند توى اين كشور انقلاب تمام شده؛ علت هم اين بود كه چند تا آدم غافل و نادان يا گفتند: انقلاب تمام شد، يا گفتند: اسم شهدا را ديگر نياوريد، يا گفتند: امام را بايد به موزه‌ى تاريخ سپرد و از اين حرفها! آن بى‌عقلهائى كه از اين حرفها مى‌خواستند براى سياستهاى خودشان تحليل درست كنند، باور كردند؛ خيال كردند انقلاب تمام شد. امروز كه انسان نگاه مى‌كند، آثار يأس از آن تحليل را در سخنان و در تحليلهاشان مى‌بيند. از ملت ايران، از عظمت ايران، از استقلال ايران و از استعداد جوانهاى ايران، احساس واهمه مى‌كنند.

چرا پيشرفت علمى يك ملت و يك كشور، از نظر يك جماعتى در دنيا تهديدآميز است؟ چرا؟! چون انحصارطلبند؛ چون سلطه‌طلبند؛ چون ايران را طعمه فرض كرده‌اند. خواستند اين كشور را با ذخائر و با موقعيت جغرافيائى ممتاز و برجسته‌اش، يك جا ببلعند. بيدارى ملت ايران، بيدارى جوان ايرانى و استعداد و درخشندگى پيشرفت علمى جوان ايرانى، نمى‌گذارد. لذا پيشرفت فنّاورى شما، انرژى هسته‌اى شما و پيشرفتهاى علمى ديگرِ شما، آنها را عصبانى مى‌كند. بله، اگر ملت ايران بى‌خيال و جوان ايرانى بى‌فكر باشد - دنبال علم و دنبال كار و دنبال توليد و دنبال نوآورى نرود و همين‌طور به عيش و عشرت بگذراند - آنها خوشحال مى‌شوند. آنها اين را مى‌خواهند؛ آنها نمى‌خواهند شهر شيراز، يك مركزى باشد كه در آن پيشرفت علمى هست - كه من گفتم شيرازِ شما، از لحاظ پيشرفت صنعتى در خط مقدم شهرها و استانهاى كشور قرار دارد و در بعضى از رشته‌هاى علمى، جوانها و مردان و زنان شما در دنيا آوازه پيدا كرده‌اند - آنها اين را نمى‌خواهند. آنها نمى‌خواهند كه دانشگاه ما، حوزه‌ى علميه‌ى ما، آزمايشگاه ما و محيط توليد ما، پر رونق باشد. آنها دلشان مى‌خواهد اختلاط دختر و پسر و آميزشهاى شهوانى و غفلت و عشرت و اينها، بر زندگى مردم غلبه پيدا كند؛ آنها اين را مى‌خواهند. شما عكس اين را عمل كرديد؛ علت عصبانيت امريكا و صهيونيستها و اين همه تبليغات اين است.

بعضيها مى‌گويند آقا! چرا دشمنىِ امريكا را تحريك مى‌كنيد؟ خب، اگر بخواهيم دشمنىِ امريكا را تحريك نكنيم، بايد بگيريم بخوابيم، از كار و تلاش دست برداريم و افتخارات خودمان را فراموش كنيم! آن وقت امريكا از ما ممنون خواهد شد؛ امريكا اين است. آيا ملت ايران به اين راضى است؟! آنها به خاطر اين كه فلان مسئول در كشور فلان حرف را زده است يا سياست ما فلان جور حركت كرده است، با ما دشمن نيستند؛ نه، آنها به خاطر بيدارى ملت ايران با ما دشمنند. هر جا كانون بيدارى است، آماج مهمترى براى حمله‌ى دشمنان اين ملت است. شما نگاه كنيد، ببينيد هر جائى كه بيدارى از آن‌جا مى‌تراود و هشيارى و انگيزه و آمادگىِ جوانان ملت از آن‌جا بيشتر بُروز و درخشش پيدا مى‌كند، با آن‌جا بيشتر دشمنند. با خانواده‌هاى شهدا دشمنند.
‏بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اقشار مختلف مردم آذربايجان‏ به مناسبت روز 29 بهمن‏1386/11/28
چند روز قبل از اين رئيس جمهور آمريكا گفت: ما روى ايران فشار مى‌آوريم تا مردم ايران به اين نتيجه برسند كه دنبال انرژى هسته‌اى رفتن برايشان صرفه ندارد. معناى اين حرف اين است كه رسيدن ملت ايران به يك اوج فناورى‌اى كه حالا مظهرش از نظر آنها مسئله‌ى انرژى هسته‌اى است، به قدرى ملتهاى ديگر را سر شوق مى‌آورد، توانائيهاى ملتهاى مسلمان را به آنها مى‌باوراند كه ديگر آنها نميتوانند اين را كنترل كنند؛ نميتوانند مهار كنند. ميخواهند نرسد. البته اسم ديگرى رويش ميگذارند؛ ميگويند: ما از بمب اتم ميترسيم! اما خوب، خودشان هم ميدانند، خيليها هم در دنيا ميدانند كه دروغ ميگويند؛ مسئله‌ى آنها مسئله‌ى بمب اتم نيست. ميدانند كه ايران به دنبال سلاح هسته‌اى نيست؛ به دنبال دانش هسته است، به دنبال فناورى هسته‌اى است؛ آنها از همين ناراحتند. يك ملت بدون اينكه از آنها اجازه گرفته باشد، بدون اينكه از آنها كمك گرفته باشد - دست گدائى به سوى آنها دراز كرده باشد - از درون خود بتواند يك چنين فورانى بكند و اوجى بگيرد. اين است كه آنها را عصبانى ميكند. «ما از فلان جناح، فلان گروه حمايت ميكنيم»؛ چرا؟ چون آن جناح گفته يا وعده كرده كه با پيمودن اينگونه راهها موافق نيست؛ با ايستادگى موافق نيست؛ موافق اين است كه برويم پيش آمريكا عرض بكنيم خدمتشان كه شما اجازه بدهيد ما پيشرفت كنيم(!) از دهان گرگ طعمه را با مذاكره نميشود گرفت؛ با قدرت بايد گرفت. هزار و صد سال است كه در ادبيات كشور ما:

مهترى گر به كام شير در است

رو خطر كن ز كام شير بجوى

را گفته‌اند. گاهى هم عمل شده در تاريخ ما، بسيارى از اوقات هم عمل نشده. امروز ملت ايران دارد با ايستادگى خود به اين توصيه عمل ميكند؛ «رو خطركن». اين است مسئله‌ى ما. مسئله‌ى ما با آمريكا و مسئله‌ى ما با مستكبرين عالَم اين است. آنها ميگويند شما وجودتان، استعدادتان، قدرتتان را به صحنه نياوريد كه در مقابل قدرت ما، سلاح ما، توانائيهاى تبليغاتى ما رقيبى وجود نداشته باشد، ما بتوانيم يكه‌تازى كنيم در ميدان. جواب ملت ما اين است كه: نخير، ما ميتوانيم از حق خودمان دفاع كنيم؛ ميتوانيم جلو تجاوز شما را بگيريم؛ اگر نكنيم، خدا از ما مؤاخذه خواهد كرد.

راهى كه ملت ايران انتخاب كرده، راه درستى است؛ حضور در صحنه، رها نكردن اين دستاورد بزرگ. مسائل جزئى، اختلافى، اهميتى ندارد. بگو مگوهائى كه اين گروه با آن گروه، اين آدم با آن آدم دارد، اينها اهميت ندارند. اينها چيزهاى جزئى است. خانواده‌ى انقلاب بايد يكپارچگى خودش را حفظ كند. بنده اولِ امسال گفتم: «اتحاد ملى»؛ يعنى خانواده‌ى ملت، خانواده‌ى انقلاب وحدت خود را، درونگرائى خود را نسبت به يكديگر، اتصال و چسبندگى را به يكديگر حفظ كنند؛ نگذارند واگرائى به وجود بيايد. ملت بحمداللَّه خودش اين توصيه را آويزه‌ى گوش دارد؛ احتياج به گفتن ما هم شايد نبود. ما هم تابع همين عقلانيت عظيمى هستيم كه در ملتمان هست؛ ما هم به ملت عرض كرديم و آنها هم نشان دادند كه همينجور است.
ديدار جمعى از اقشار مختلف مردم قم به مناسبت سالروز قيام نوزدهم دی‌ماه‏1386/10/19
مراقب فعاليتهاى دشمن باشند. حالا پريروز - دو روز قبل از اين - بوش، رئيس جمهور امريكا گفت ما از فلان دسته در ايران حمايت ميكنيم. اين ننگ است براى هر كسى كه امريكا بخواهد او را تحت‌الحمايه‌ى خود بگيرد. اول، خود آن كسانى كه آن دشمن وحشى ميخواهد از آنها حمايت كند، بعد هم مردم فكر كنند، ببينند چرا ميخواهد حمايت كند. كدام نقص در اينها هست كه موجب شده است دشمن بخواهد از او حمايت كند. در داخل يك خانواده ممكن است دو تا برادر، يك برادر و خواهر با هم اختلاف داشته باشند. اگر دشمن، دزد، خائنى كه بيرونِ خانه است، با يكى از اينها ارتباط برقرار كرد و گفت من طرف تو هستم، آن بايستى به خود بيايد، بگويد من چه غلطى كردم، چه اشتباهى كردم كه اين دشمن خانوادگى ميخواهد از من حمايت كند. مردم هم بايد حواسشان جمع باشد؛ نگذاريد انتخابات بشود ملعبه‌ى دست بيگانگان.

انتخابات مال ملت ايران است، مال جمهورى اسلامى است، مال اسلام است؛ مرزهاشان را با دشمن مشخص و متمايز كنند. من بارها به بعضى از افراد سياسى كه فعاليتهائى دارند و گاهى يك مخالف‌خوانيهائى ميكنند، تذكر داده‌ام، نصيحت كرده‌ام؛ گفته‌ام مواظب باشيد مرزهاى ميان شما و دشمن كمرنگ نشود؛ پاك نشود. مرز وقتى كمرنگ شد، احتمال اينكه كسانى از اين مرز عبور كنند يا دشمن از اين مرز عبور كند و بيايد اين طرف يا دوست و خودى غافل شود و از مرز عبور كند و برود به دامن دشمن، زياد خواهد بود. مرزها را روشن كنيد؛ مشخص كنيد.

اين ملت بيست و هشت سال است كه با توطئه‌ى امريكا، با دشمنى امريكا، با انواع و اقسام لطمه‌زدنهاى امريكا مواجه است. هر كار توانستند عليه اين ملت كرده‌اند. مواظب باشيد مرزهاتان را مشخص كنيد. كسانى هستند مزدور آنهايند؛ كسانى هستند نوكر آنهايند؛ كسانى هستند در خدمت آنهايند. مرزهاتان را با اينها هم روشن كنيد و مشخص كنيد. وقت بصر و صبر، يكى همين‌جاست؛ بصيرت. ملت ايران وقت انتخابات كه ميرسد، احتياج به بصيرت دارد؛ نگاه كند ببيند دشمن چه موضعى گرفته است در قبال اين حركت عظيم مردمى؛ حواس خود را جمع كند، تصميم درست بگيرد. اين هم وظيفه‌ى ما مردم است كه بايستى مراقبت كنيم.
بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان دانشگاه‏هاى استان يزد1386/10/13
يكى از سياستهاى اساسى‌مان قطع رابطه‌ى با آمريكاست. هرگز هم نگفتيم ما تا ابد قطع رابطه خواهيم بود؛ نه، هيچ دليلى ندارد كه تا ابد قطع رابطه با هر كشورى، با هر دولتى داشته باشيم. مسئله اين است كه شرائط اين دولت به گونه‌اى است كه رابطه‌ى با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر كشورى به دنبال تعريف يك منفعتى ايجاد ميكند؛ آنجائى كه براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نميرويم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طريق اولى دنبال رابطه نميرويم.

رابطه‌ى سياسى با آمريكا براى ما مضر است. اولاً خطر آمريكا را كم نميكند. آمريكا به عراق حمله كرد؛ در حالى كه با هم رابطه‌ى سياسى داشتند، سفير داشتند؛ اين آنجا سفير داشت، آن هم اينجا سفير داشت. رابطه كه خطر جنون‌آميز و سيطره‌طلبانه‌ى هيچ قدرتى را از بين نميبرد. ثانياً وجود رابطه براى آمريكائى‌ها - نه امروز، هميشه اينطور بوده - وسيله‌اى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن كشور. انگليسى‌ها هم همين طور بودند. انگليسى‌ها هم در طول ساليان متمادى سفارتخانه‌شان مركز ارتباط با سفلگان ملت بود؛ كسانى كه حاضر بودند خودشان را به دشمن بفروشند. سفارتخانه‌ها يكى از كارهايشان اين است.

در همين قضايائى كه حدود هفده هجده سال پيش در چين اتفاق افتاد و جنجال فوق‌العاده‌اى شد، سفارت آمريكا محور و مركز اداره‌ى آشوبها و اغتشاشها بود. اينها اين خلأ را در ايران دارند؛ احتياج به پايگاه دارند، و پايگاه ندارند؛ اين را ميخواهند. احتياج به رفت و آمد آزاد و بى‌دغدغه‌ى مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتى‌شان و ارتباطات نا مشروع آنها با عناصر سفله و مزدور دارند؛ اما اين را ندارند. ارتباط، اين را براى آنها تأمين ميكند. حالا مينشينند آقايان وراجى كردن و حرف زدن و استدلال كردن، كه نبود رابطه‌ى با آمريكا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه‌ى با آمريكا براى ما مفيد است. آن روزى كه رابطه‌ى با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم.

ميگويند: چرا جلب دشمنى آمريكا را ميكنيد؟ مثلاً فرض كنيد حالا رئيس جمهور تعبير تندى ميكند، ناگهان آقايانِ به اصطلاح عقلا ميگويند اين تعبير تند بود؛ اين دشمنى آمريكائى‌ها را جلب ميكند. نه آقا! دشمنى آمريكائى‌ها تابع اين الفاظ و تعبيرات نيست. دشمنى، دشمنىِ اصولى است. اين دشمنى در زمانهاى مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمنى بوده - حالا بحث خطر حمله‌ى نظامى را بعد يك جمله‌اى عرض خواهم كرد - حداقل در طول هجده سال اخير، يعنى از بعد از پايان جنگ تحميلىِ هشت ساله تا امروز، هميشه اين خطر وجود داشته؛ يعنى هميشه ملت ايران تهديد ميشده، كه ممكن است اينها حمله‌ى نظامى بكنند؛ مال امروز نيست. آن چيزى كه ميتواند خطر دشمن را ضعيف كند، نمايش قدرت شماست، نه نمايش ضعف شما. نمايش ضعف شما دشمن را تشجيع ميكند. آن چيزى كه ممكن است جلوى خودسرى و خودكامگى دشمن را بگيرد، اين است كه احساس كند شما قدرتمنديد. اگر احساس كند ضعيفيد، بدون مانع، هر كارى كه بخواهد بكند، ميكند.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت به مناسبت هفته دولت و در آستانه‏ى نيمه‏ى شعبان‏1386/06/04
به‌نظر من خيلى مهم است كه در تعامل با دنيا، انسان جاى خودش را بداند، خواست خودش را بداند، نيرو و قدرت خودش را بداند و بداند كه بايد چه‌كار كند. امروز دنيا يك ميدان بى دردسر آرامِ بى‌رقيبى نيست كه انسان بگويد: خب، ما هم منافعى داريم، دنبال منافعمان آرام آرام راه مى‌افتيم و مى‌رويم! نه، دنيا اين‌طور نيست. البته هميشه همينجور بوده؛ امروز با ارتباطات نزديكى كه بين افراد بشر هست، اين تشديد شده. دنيا جاى تعارض، جاى كارشكنى و جاى تعرض زورمندهاست به كسانى كه زور ندارند يا كم زور دارند؛ به معناى واقعى، يك قانون جنگل در فضاى سياسى دنيا حاكم است. اين كارهايى كه الان دولتهاى مستكبر و در رأسشان امريكا انجام مى‌دهند، منطق عقلائى و عقلانى و سياسى و بين‌الملل‌پسند دنبالش نيست؛ منطق زور دنبالش است. مى‌گويد: چون مى‌توانيم، پس مى‌كنيم! منطق، منطق زور است. در يك چنين دنيايى اگر انسان تسليم شد و از خودش وادادگى نشان داد و بر سر مواضعش ايستادگى نكرد و از توان خودش در مقابله و مواجهه استفاده نكرد، قطعاً ضرر خواهد ديد. در چنين دنيايى كسى رحم به كسى نمى‌كند!
بيانات در ديدار ميهمانان شركت كننده در چهارمين مجمع جهانى اهل بيت (عليهم‏السّلام)1386/05/28
ما يقين داريم كه در اين كارزارى كه بين حق و باطل، امروز راه افتاده است - كارزار بين اسلام و معارف اسلامى و بيدارى اسلامى از يك سو، و طمع‌ورزيهاى استكبارى سياستهاى شياطين عالم و در رأس آنها شيطان بزرگ يعنى دولت امريكا از يك طرف ديگر - پيروزى با ماست؛ پيروزى با طرف حق است. در اين، هيچ ترديدى وجود ندارد. همه‌ى قرائن اين را نشان ميدهند و تأييد ميكنند. طبيعتِ سنن الهى هم همين است؛ يعنى غير از اين معنى ندارد. آن گروهى كه طرفدار حقند اگر بايستند و اقدام بكنند، شكى نيست كه بر باطل پيروز خواهند شد. سنتهاى الهى در جهت تقويت حق است و انتظار طبيعى از جريان سنن الهى در تاريخ، اقتضاء اين را دارد. ما هم داريم به تجربه اين را مشاهده ميكنيم. اگر امروز نشاط و حركت اسلامى در دنيا با بيست سال قبل مقايسه شود، ملاحظه خواهد شد كه بمراتب، به اضعافِ مضاعف نسبت به بيست سال قبل، اين حركت نشاط بيشترى دارد و پيشرفت بيشترى كرده. خصوصِ جمهورى اسلامى را اگر نگاه كنيد - امسال را با بيست سال قبل ملاحظه كنيد - مى‌بينيد جمهورى اسلامى در همه‌ى ابعاد پيشرفتهاى محيرالعقولى كرده است؛ از جهت علمى، از جهت فناورى، از جهت سياسى، از جهت مديريتى، كارآمدى بيشترى پيدا كرده است؛ قوت بيشترى پيدا كرده است. در سطح دنياى اسلام - در آفريقا و آسيا، حتّى در كشورهائى كه مسلمانها در اقليتند - هم انسان مى‌بيند كه اين احساس هويت در ميان مجموعه‌هاى مسلمان روزبه‌روز بيشتر شده است؛ اين از اين طرف.

از آن طرف هم امريكاى امروز از امريكاى بيست سال قبل بمراتب ضعيف‌تر است. امريكاى امروز ابهت آن امريكا را ندارد، قدرت آن امريكا را هم ندارد. شكستهائى را هم تحمل كرده كه روزبه‌روز ضعف او را بيشتر كرده است؛ در ورطه‌هائى هم افتاده است كه هرچه زمان ميگذرد، در اين ورطه‌ها بيشتر فرو ميرود و آينده‌ى خطرناكى را براى امريكا و براى همه‌ى كسانى كه با ريسمان امريكا به ته چاههاى خطرناك سياسى و غيره رفتند، ترسيم ميكند. اين تجربه‌ى ماست، اين نگاه ماست؛ اين واقعيتهائى است كه در برابر ماست؛ منتها به اين واقعيتها مغرور هم نبايد شد.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار اقشار مختلف مردم‏ در سالروز ميلاد مسعود على‏بن‏ابيطالب (عليه‏السّلام)1386/05/06
امروز امريكا - منظورم حكومت امريكاست - مظهر ظلم عليه بشريت است و به خود مردم امريكا هم

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

ارایه سه پیشنهاد در کمیسیون تخصصی رفع محاصره غزه
نظرات رهبر معظم انقلاب درمورد رابطه با آمريكا
"دیروز، امروز، فردا" فدای یک تار موی عادل فردوسی‌پور!
هنر و «سرمایه‌داری + ۱۷ رکعت»
پیام "کرار" و "ذوالفقار" و "غدیر" به جهان
حکایت یکی از نسل اولی‌های شعر انقلاب ازمقام معظم رهبری
مسجد کارآمدترین نهاد سازمانده اجتماعی
تلویزیون به سمت فربه کردن طبقه متوسط مدرن حركت مي‌كند
به سخره گرفتن مستضعفین در رسانه ملی
الزامات تحقق مرجعيت علمي
حرفهای دل ما بود
امام جماعت مرجع فکری محله و حلال مشکلات مردم
ظلم ستیزی و بيان درد مردم؛ شاخصه هاي سينماي امريكاي لاتين
پخش مستند «سید موسی» از شبکه اول
مسجد کارآمدترین نهاد اجتماعی
شرکت حامی صهیونیسم یعنی چه؟
بخشی از وصیت‌نامه‌ی شهید سید اسدالله لاجوردی
تحریم شرکت های صهیونیستی از سوی نروژ
رهبری صراحتا اعلام کردند،لذا تکلیف مشخص است
سایت جعلی و اتهام زنی علیه جنبش عدالتخواه دانشجویی
سی توشه اخلاقی برای خودسازی
عدم حضور هیچ یک از اعضای جنبش در دیدار رییس جمهور
متن سخنان نماينده جنبش عدالتخواه دانشجويي
بايد از مسئولين سوال كنيد
جمع آوري كمك هاي مردمي در نمايشگاه قرآن
دعوت تشكل هاي دانشجويي از مردم و دانشجويان براي كمك كردن نصف هزينه افطار به فاجعه انساني سيل پاكستان
بیت‌المقدس در معرض نابودی
كشتي لبناني 'مريم' يكشنبه عازم غزه
بازتاب سخنان رهبري در رسانه‌هاي جهان
انتقاد مشاور رئیس‌جمهور از عدم برخورد با کالاهای صهیونیستی
گوشت سگ نمیخوروم ننه! (طنز تلخ)
آقای ضرغامی اگر مستضعفین نبودند امروز "سعید الصحاف" جای تو نشسته بود
چگونه اولویت‌های مردم در رسانه ملی جابجا می‌شود؟
همت مدیران سیما برای پیگیری حقوق 800 میلیونی علی دایی
انقلابیون ریاکار عامل مرگ بی صدای انقلاب ها!!!
گسترش عدالت بالاترین ابعاد تقوا
كودتاي 28مرداد از الطاف خفيه
متن سخنان نمایندگان جنبش عدالخواه دانشجویی محضر مقام رهبری(مدظله) طی سالیان گذشته
دوران سربازی و غفلت مراکز پژوهشی ما
معضل دانشجوی پولی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان