«چند نكته هم در مورد مرجعيت علمى و الزامات آن گفته شد كه نكات درستى بود. من خواهش ميكنم مسئولين توجه كنند و اين مطالب يادداشت شود.»
مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي)، 31/6/89
خداوند متعال را شاكرم كه در اين ايام عزيز، توفيق شرفيابي به ديدار ولي امر مسلمين جهان و حضور در اين محفل صميمي را به ما عطا فرمود. در ابتدا لازم ميدانم از طرف جامعه جوان دانشگاهي از حسن تدبير حضرتعالي در خصوص مسئله انرژی هستهاي كه منجر به ارتقاء جايگاه نظام در مناسبات بينالمللي شده است كمال سپاسگذاري را داشته باشم و نكتهاي را خطاب به بدخواهان اين انقلاب متذكر شوم: ما، نسل جدید انقلاب اسلامي در حال حاضر، سنگر دانشگاه و توسعه علم و فناوري را به عنوان رزمگاه خود برگزيدهایم. کاری نکنید که عرصه مبارزه تغییر کند، که در آن صورت ما نيز همچون پدرانمان لباس پاسداري ميپوشيم، سلاح به دست میگیریم و با شما همان ميكنيم كه پدرانمان كردند، و در این صورت، نه از تاک نشان مانَد، نه از تاکنشان.
اما بعد،
همه ما شاهديم كه در مناسبتهاي مختلف، فرمايشات حضرت عالي، راهگشاي مسايل امروز و راهنماي افقهاي فرداي كشور بوده و هست. اگرچه برخي از اين خواستهها و فرامين توسط مسئولين امر اجابت شده ، ولي در عمل برخي از آنها با غفلت متوليان مواجه شدهاند. يكي از فرمايشات بسيار مهم و انقلابي حضرت عالي، بحث لزوم تحقق مرجعيت علمي جمهوري اسلامي ايران در جهان بوده كه به دليل استقبال ضعيف نهادهاي ذيربط و غفلت برخي دستاندركاران عملاً در سياستگذاريهای كشور فراموش شده است.
در فرمايشات معظم له، در سال 85 و تكرار آن در سال 86، مرجعيت علمي براي 50 سال آينده تصوير شد كه البته 4 سال آن به سرعت گذشت. با توجه به آن فرمايشات ميتوان چشمانداز 1435 هجري شمسي را تصوير نمود كه در آن جمهوري اسلامي ايران مرجع علمي جهان خواهد شد و زبان فارسي به عنوان زبان علم مطرح خواهد بود. بيترديد اين مرجعيت الزاماتي دارد و نيازمند بازنگري و تغيير رويههاي موجود در برخي حوزههاست. در اين رابطه مطالبي را به عنوان يك جوان دانشجو عرض ميكنم.
نكته اولي كه درباره تحقق اين چشم انداز باید اشاره كرد، راجع به نسلي است كه اين مرجعيت را محقق ميكند و همچنين نسلي كه عهدهدار حفظ آن در دنياي رقابتي امروز خواهند بود. نخبگان امروز و نسل جوان در اين راه رسالت بزرگي دارند. اكنون كه به حمدالله پرداختن به حقوق نخبگان سازوكاري يافته و بنيادي براي آن شكل گرفته است، ضروري است سازوكاري نيز به منظور تعيين وظايف و مطالبه تكاليف نخبگان طراحي شود تا از نيروي نهفته و پراكنده اين افسران جهاد علمي در راستاي آن آرمان متعالي استفاده شود.
اگرچه پيمايش مسير تحقق مرجعيت علمي بر عهده پژوهشگران موجود خصوصاً نسل جوان است و تكليفي است كه بايد به سرانجام برسد، اما تحقق مرجعيت مطلوب بر عهده نسلي ديگر است. چنانچه سن مؤثر پژوهشگران را بين 20 تا 50 سال فرض كنيم، درمييابيم كه پژوهشگران 50 سالة 1435 هم اكنون 5 سالهاند و پژوهشگران 20 سالة آن سال، در 25 سال آينده متولد خواهند شد. بنابراين بازنگري در سياستهاي آموزشي و تربيتي براي پرورش نيروهاي خلاق، نوآور و آرمانخواه، از الزامات كار است و اگر كشور بخواهد به سمت مرجعیت علمی حركت نمايد، رسالت مهم و سنگيني بر عهدة نظام آموزش و پرورش خواهد بود.
نكته دوم مربوط به نقشه جامع علمي كشور است. بيترديد مرجعيت علمي در گرو تدوين و اجراي يك نقشه جامع علمي مناسب است. با تمام شور و شوقي كه در نخبگان جوان براي پيمايش مسير مرجعيت علمي وجود دارد، مشاهده سستيها و عدم هماهنگيها كه منجر به تأخير 4 ساله در تهيه اين نقشه شده، انگيزهسوز است. البته ما همچنان اميدواريم كه هرچه زودتر شاهد نقشه علمي باشيم كه در آن براي مسايل مختلف نظام علم و فناوري، از قبيل نظام ارتقاي علمي، نظام آموزش عالي، و سازوكار مشاركت نخبگان در توسعه علمي راهكارهايي ارائه شده باشد.
نكته بعد راجع به چگونگي تحقق زبان فارسي به عنوان زبان علم است. اين مهم وقتي محقق خواهد شد كه انگيزه كافي براي انتشار توليدات ناب علمي كشور در مجلات فارسي زبان وجود داشته باشد. در حال حاضر اكثر مجلات فارسي در علوم مختلف مجلات ضعيفي هستند و علت ضعف آنها، ضعف در داوري است. در صورتي كه با اصلاح نظام ارزشيابي علمي، به داوري مقالات فارسي بها داده شود و مقالات فارسي در نظام رتبهبندي علمي كشور شأني پيدا كند، كمك شاياني به بهبود كيفيت و كميت مقالات فارسي خواهد شد و اين اولين قدم در راه تحقق مرجعيت زبان فارسي خواهد بود.
چهارمين نكته مربوط به لزوم تغيير ساختارهاي اقتصاد كشور و حركت به سمت اقتصاد دانش بنيان است. كشوري كه قرار است مرجع علمي باشد، لزوماً بخش زيادي از جمعيت آن به امر توسعه علم و فناوري اشتغال خواهند داشت. حركت به سمت يك اقتصاد دانشبنيان زماني اتفاق ميافتد كه صاحبان دانش و خلاقيت و نوآوري، بتوانند هم امرار معاش كنند و هم ارزش افزوده قابل توجهی در اقتصاد تولید كنند؛ نه در حالتي كه منشاء ارزش، زمين، سرمايه، و اقسام رانتها باشد. خوشبختانه ايجاد نهادهايي همچون پاركهاي علم و فناوري، مراكز رشد و نهادهاي تأمين مالي تكنولوژي در سالهاي اخير، گام بلندي در تحقق اقتصاد دانشبنيان بوده است.
نكته ديگر راجع به نيروهاي خنثي كننده حركت علمي از درون نظام است. در بحث علم و فناوري كه معظمله بارها به تأثير آن بر اقتدار كشورها اشاره فرمودهاند، افرادي خواسته يا ناخواسته مانع اثرگذاري فرمايشات ايشان ميشوند. اين افراد با اين دليل كه خاستگاه علوم و فناوريهاي جديد، غرب است، آن را به طور مطلق عامل انحطاط بشر ميدانند و با ترويج اين ديدگاه در ميان جوانان دغدغهمند كشور، موانع جدي در توسعه علوم و فناوريهاي نوين ايجاد ميكنند. لازمه شتاب جريان مرجعيت علمي، چارهانديشي براي رفع اين موانع داخلي است.
نكات بسيارند و فرصت اندك....
در پايان به نمايندگي جمعي از نخبگان علمي كشور براي اين جهاد مقدس اعلام آمادگي نموده و به استحضار ميرسانم كه يك نقشة علمي متفاوت با نقشههاي موجود و به زعم ما منطبق با فرمايشات معظمله توسط اين گروه تدوين شده است كه حسب الامر و به هر طريقي كه بفرمايند تقديم خواهد شد.
اميدواريم با دعاي خير معظم له بتوانيم در راه جهاد علمي و تحقق مرجعيتِ علميِ ایرانِ اسلامی موفق باشيم.
تا زمیخانه و می نام و نشان خوهد بود سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
نظرات کاربران :