|
درباره دیدار رهبری با دانشجویان ، مطالب بسیاری نوشته و گفته شده که با یک نگاه به سایت های خبری و تحلیلی در اینترنت می شود آنها را مشاهده کرد. این مساله یک بیم و یک امید را در دل آدم ایجاد می کند. امید از اینکه رسانه های ما به بیانات رهبری اهمیت فراوانی می دهند و در پوشش اخبار آن حداکثر تلاش را می کنند، و بیم از اینکه موجی باشد که سریع فروکش کند و بعد از دو سه روز دیگر از تحلیل صحبت های ایشان و پیگیری رهنمودهایشان خبری نباشد. از این که بگذریم ، همیشه یک سری صحبت های رهبری از دید خبرگزاریها و سایت ها به دور می ماند ، و آن هم صحبت هایی است که ایشان به طور خصوصی با کسانی که صحبت کرده اند و بعد از صحبت پیش ایشان می روند ، انجام می دهند. هرکسی احتمالا یک یا چند جمله ای از ایشان شنیده و برای عمری همراه خود به یادگار خواهد داشت. اما برای کسانی مانند من که نماینده ی جمع زیادی از دانشجویان قدیم و جدید و دغدغه دار بوده ، این صحبت تنها یک صحبت خصوصی نیست و به عنوان امانتی است که باید به درستی به دوستان انتقال یابد. راستش زمانی که پیش ایشان رفتم تا متن تهیه شده برای ایشان را تحویلشان دهم ، دو جمله ای ایشان فرمودند که در آن لحظه کامل معنا و مفهوم آنها را درک نکردم. تهیه محتوا برای صحبت در محضر رهبری یکی از سخت ترین کارهای دنیا است. به خصوص وقتی که نماینده ی عده ی زیادی باشی و تو را نه به عنوان شخص بلکه به عنوان نماینده یک جریان با تعدادی تشکل که حدود یک دهه پیش مسیر خود را برای گفتمان نمودن اصلی که در حاشیه مانده بود، آغاز نمودند. جریانی که در عمر ده ساله خود مراحل مختلفی طی نموده و توانسته نقشی در گفتمان نمودن عدالت و عدالتخواهی داشته باشد. و زمانی سخت تر می شود که قرار است مباحثی مطرح گردد که جنبش عدالتخواه فعالیتی برای آن انجام داده باشد و نه فقط لقلقه ی زبانش باشد. در زمانی که در محضر رهبری نشسته بودم و صحبتهای تشکل های دیگر را گوش می دادم، دیدم که تشکل های مختلف نیز عدالت را دغدغه خود مطرح نمودند که در هر فردی که دغدغه عدالت را داشته باشد، ایجاد خوشحالی می کند. و البته وظیفه افرادی که عنوان عدالتخواه را بر خود بر گزیده اند ، سخت تر. چرا که دیگر کلی گویی و تنها صحبت های نظری کار به جایی نخواهد برد و انتظار مقام ولایت را برآورده نخواهد کرد. باید حرف جدید زد در قالب گفتمان عدالت. باید به جزییات ورود نمود و برای حل مشکلات اندیشید. خلاصه کار سخت تر و سخت تر می شود. به نظرم از این نیز بگذریم که در جای خود باید به خوبی بررسی شود و جریان دانشجویی راهبرد مناسب را اتخاذ نماید. برگردیم به همان دو جمله. قبل از آن بد نیست اعتراف کنم که "آفرین " رهبری بعد از اتمام صحبتهای من، بسیار دلچسب و گوارا بود ، و سر تکان دادن از بابت دادن رخصت برای رفتن در پیش ایشان از آن نیز گواراتر. اما آن دو جمله که به نظر بسیار مهم و تعیین کننده است : " حرفهای خوبی بود " این جمله اول که سبب شد خستگی ساعت ها بحث و نقد و گفتگو از تن من و خیلی ها در برود و اما جمله دوم که بالاتر و پر ارزش تر از اولی بود به خصوص برای کسانی که خود را سربازان ولایت می دانند : " حرفهای دل ما بود " ، جمله ای که شادی را در دل ما ایجاد کرد از آن جهت که حداقل توانسته ایم بر روی نکاتی تمرکز نماییم که در اندیشه رهبری جایگاه مهمی دارد و نیز توانستیم کمی دل ایشان را شاد و فضای کوچکی برای بیان آنچه ایشان مد نظر دارند ایجاد کنیم. خدا کند که بتوانیم این راه را با رهنمودهایی که رهبری در بیاناتشان فرمودند ادامه دهیم.
|
نظرات کاربران :