|
پژوهشکر گروه اسلام و غرب پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی:
آمریکا، سرمنشاء و حامی جدی همه جریان های دینی سکولار در جهان
(گفتگو)
|
|
جمعه 22 مردادماه 1389
|
|
سید یاسر عسگری، پژوهشگر گروه اسلام و غرب پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در گفت و گو با خبرنگار دیپنا، گفت: «دربارۀ عرفان های جدید و نوپدید که ممکن است هر روز، دو سه فرقۀ جدید شکل بگیرد، ما نباید خودمان را به معلولها مشغول کنیم؛ بلکه باید علل اصلی شكل گیری آنها یعنی ضعف فکری و معرفت دینی مردم و برنامههای نظام سرمایهداری، بپردازیم. این نکتهای است که كمتر مورد توجه پژوهشگران حوزۀ مسائل اجتماعی و فرهنگی، قرار می گیرد.» وی ادامه داد: «جذابیت فقط در تبحر و مهارتهای اساتید و شیوهها و قالب های نو آنها نیست، بلکه ضعف انسانهایی است که در جامعۀ ما و دیگر جوامع، زود فریب میخورند.» عسگری ضمن تقدیر اما ناكافی دانستن فعالیت های صورت گرفته در تبیین و شناساندن این فرقهها، خاطرنشان کرد: «اینکه ما دائم به نقد این جریان و آن جریان نوپدید معنویتگرا و سكولار بپردازیم، كافی نیست؛ چون فردا یک جریان دیگر میآید.بنابراین باید با علتالعللها مواجه شد، متأسفانه عمده فعالیت های صورت گرفته به عوامل شكل گیری و زمینههای رشد و گسترش این جریانات نمی پردازند.» پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، بخش عمدۀ مشکل و ریشۀ اصلی پذیرش اهل خرافه و عرفان های نوپدید را ضعف تربیتی و معرفتی مخاطبان و شیفتگان این فرقهها عنوان کرد.» وی ترویج و گسترش این فرقه ها را جزو برنامههای نظام سرمایهداری برای مقابله با بیداری اسلامی و نهضت احیای دینداری در عالم دانست كه با پیروزی انقلاب اسلامی در جهان شدت گرفته است. عسگری افزود: «مشکل ما فقط در مدعیان خرافه و عرفانهای نوپدید نیست. اینها همیشه در عالم هستند و بودند و خواهند بود؛ و شما علیه هر کدامشان کتاب بنویسید و دستشان را رو کنید، یکی دیگر میآید. از این رو، باید هم روی مردم و به خصوص جوانان، به عنوان مخاطبان اصلی این گروهها کار کرد.» این پژوهشگر، نکته مهم دیگر در شناخت و سپس مقابله با این جریان های انحرافی را توجه به زمینههای پذیرش و ترویج این عرفاننماها دانست و گفت: «اگر با رویکرد تاریخی و جامعهشناختی به درمان این مسأله بنگریم به نکات جدید و راهگشایی خواهیم رسید. اینکه در چه دورههای تاریخی، این نوع عرفاننماها، ادیان التقاطی، مكاتب و فرقههای مذهبی انحرافی شكل می گیرند و رشد پیدا می کنند یا بیشتر مجال ظهور و بروز اجتماعی پیدا می کنند و هم اینکه چه کسانی و با چه روحیاتی، مخاطبان اصلی این عرفان ها هستند، از جمله موضوعاتی است كه باید تحقیقات جدی و عمیقی روی این موضوعات صورت بگیرد كه جای آن در كشور، خالی است.» وی در ادامه گفت: «اینكه اخیراً خیلی شایع شده است که برخی اساتید و محققان میگویند رشتههایی دانشگاهی دربارۀ شناخت عرفاننماهای جدید شکل بگیرد، باید گفت در اهمیت کار آکادمیک و تحقیقاتی جدی در شیوه، نوع کار و تبلیغ و نیروگیری این فرقهها شکی نیست ولی این مراکز باید به ابعاد اجتماعی و فرهنگی پذیرش این عرفانها در جامعه هم توجه کنند و فقط به نقد محتوایی آن عرفانها نپردازند و آن را به صورت انتزاعی و دور از شرایط اجتماعی مخاطبان آن، نقد نکنند.» این پژوهشگر افزود: «نکته دیگر اینکه مردم باید استدلالی و با تفکر انتقادی بار بیایند كه لازمهاش داشتن رویکرد نقادانه به مسائل و مباحث است كه در اینجا نقش حوزههای علمیه، علما و روحانیان به عنوان مهمترین متولیان ترویج و تبیین دین در جامعه، بسیار ضروری است تا مردم هر چیزی را همین طوری و به راحتی نپذیرند، و به سند و مدرک آن توجه کنند.» وی در ادامه گفت: «وقتی مردم اینگونه بار آمدند، کسی یا گروهی نمیتواند آنها را با خرافهها و فرقههای مدعی دینداری و معنویت، فریب دهد.» پژوهشگر گروه اسلام و غرب پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، گفت: «عمده عرفانهای جدید و وارداتی که اخیراٌ وارد کشور ما شدهاند، ضمن اینکه رویکرد شریعتستیزانه دارند، نقطه اشتراک همه آنها، عقلستیزی و خردگریزی است. از این رو اگر در جامعه، عقلانیت همراه با معنویت و شریعت ترویج شود، کسی به راحتی این فرقههای نوپدید را نمیپذیرد و آنها هم به راحتی در میان مردم، نفوذ پیدا نمیکنند.» عسگری افزود: «یک بخش دیگر که در بحث مقابله با عرفانهای نوپدید خیلی مغفول مانده است، معرفی عرفان اصیل اسلامی و عارفان واقعی است. ما به شدت نیازمندیم تا الگوهای دینی و ملی خود را درست تبیین بکنیم؛ كاری كه كمتر صورت گرفت.» وی در ادامه گفت: «الآن یک مشکل جدی این است که ما در بعد ایجابی، کار جدیای نکرده ایم ولی دایم به بعد سلبی و نقد و رد آنها توجه میکنیم. به همین دلیل اگر شما بخواهید چند کتاب خوب برای مخاطب عمومی دربارۀ زندگی عرفای معاصر جستجو کنید، پیدا نمیکنید چون آن قدر تعریف و تمجیدی و ستایشگرانه و بعضاً غیرقابل قبول و غیرمنطقی و غیرعقلانی است که آدم نمیتواند آن كتاب را به کسی دیگر معرفی کند. لذا پژوهشگرانی که در این زمینه دغدغه دارند، باید به بعد ایجابی مسأله هم توجه کنند.» پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با انتقاد از انتشار كتابهای ضعیف و سطحی و عدم نظارت جدی بر فعالیت برخی ناشران به اصطلاح مذهبی، گفت: «یكی از محملهای جدی ای كه باعث ترویج این نوع فرقهها و خرافات می شود، همین انتشار کتابهای سستبنیان و غیرمعتبر و عقل گریز خصوصاً در قم ـ به عنوان امالقرای جهان اسلام ـ و سستی فعالان فرهنگی و مذهبی و نهادهای فرهنگی و دینی ماست.» این پژوهشگر افزود: «تولید و عرضه و معرفی مناسب آثار عرفانی و اخلاقی خودمان به صورت مختصر، مفید، و با زبان روز در جامعه مذهبی ما ضروری است. ما خوشبختانه آثار عرفانی و اخلاقی و تمثیلی فراوانی داریم که در لابه لای قفسههای کتابخانههای بزرگ و كوچك ما دارند خاک میخورند و مورد عنایت قرار نمیگیرد. در همین کلیله و دمنه، مثنوی مولوی، منطقالطیر عطار، و... صدها داستان اخلاقی و عرفانی ارزشمند وجود دارد که ما نتوانسته ایم آنها را به زبان روز و به صورت امروزی تبیین کنیم و در جامعه خودمان مطرح کنیم. لذا به خاطر بی توجهی و كم كاری ما، آثار امثال پائولو کوئیلو و اشو و... با استقبال فراوان مواجه میشوند که بعضاً با مبانی و آموزههای دینی ما هم تضاد جدی دارند.» عسگری در ادامه، گفت: «ترجمۀ آثار و کتابهای اخلاقی و عرفانی ما به زبانهای انگلیسی، عربی، اسپانیولی و اردو و... از جمله راهكارهای پیشنهادی جدی ماست. همه نیایش ها و دعاهای ائمه(ع) و بسیاری از کتب اخلاقی را میتوان به زبانهای دیگر ترجمه کرد تا دست کم، محیطهای دانشگاهی و علمیشان از وجود آنها مطلع شوند و فقط هندوستان را مهد عرفان ندانند.» این پژوهشگر ابراز داشت: «الآن برای معرفی عرفای بزرگی چون آیتالله قاضی، ملاحسینقلی همدانی، امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی، آیتالله شاه آبادی و ... به جهانیان، چه تلاشی صورت گرفته است؟ آیا زندگینامهای مناسب تودهها و عموم از آنان به زبانهای مختلف موجود است؟ چرا زندگینامۀ داستانی آنها که برخی از آنها موجود است و آثار نسبتاً قابل قبولی است به زبانهای دیگر ترجمه نمیشود؟» پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: «فقدان مهندسی فرهنگی و عدم استراتژی كلان در مواجهه با برنامهها و سیاستهای ضد دینی و انحرافی نظام سرمایهداری در كشور به چشم می خورد و ما علیرغم داشتن دهها مراکز علمی و فرهنگی چون حوزههای علمیه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، مؤسسۀ تحقیقاتی اسراء، مؤسسۀ تعلیماتی امام صادق(ع)، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، و پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و... در این زمینهها ضعیف عمل می كنیم.» وی افزود: «صرف ترجمه آثار اسلامی ناب، کاری از پیش نمیبرد، بلكه توزیع مناسب، همسنگ ترجمه و حتی نگارش است. این آثار باید به دست اهلشان برسد. نسخههایی از آن حداقل به صد مرکز اسلام شناسی برجسته کشورهای اروپایی و آمریکایی و سفارتخانههای ما در كشورهای جهان ارسال شود تا حداقل در کتابخانه های آنها موجود و برای پژوهشگران و علاقه مندان در دسترس باشد.» عسگری به سطح كلان درگیری گفتمان بیداری دینی به سردمداری انقلاب اسلامی ایران با نظام سرمایهداری پرداخت و گفت: «اکنون گفتمان اسلام ناب با مدرنیته در تضاد جدی است و این درگیری به عمیقترین سطوح خود رسیده است چراكه اکنون جریان بیداری دینی و اسلامی در جهان به پیشگامی جمهوری اسلامی ایران، با ظلم و خرافه در سطح جهان و در همۀ زمینه ها، مبارزه میکند. با آمریکا مبارزه میکند که پیشاهنگ نظام سرمایهداری و اوج مدرنیته است که قطعاً سر منشأ و حامی جدی همه جریانهای عرفاننما و گروههای دینی سكولار در جهان است. اگر هدف ما مقابله با این فرقه های نوپدید است که باید با امالخرافات یعنی نظام سرمایهداری و به ویژه آمریكا، نماد شیطان بزرگ، به مبارزه برخیزیم. عدالتخواهی و معنویتخواهی حقیقی وقتی گسترش مییابد و نهادینه می شود که مبارزه با امالخرافات، هدف ما و در دستور کار اصلی نهادها و رسانه ها قرار گیرد.» وی در ادامه افزود: «توجه کنید، در دوران معاصر آمدند بهائیت را درست کردند و ترویجش دادند و برای مبارزه با آن هم، انجمن حجتیه را حمایت و به تعبیر عدهای دیگر، درست کردند. افراد این دو گروه چسبیدند به همدیگر و عده زیادی از نیروهای مذهبی را از هدف اصلی یعنی مبارزه با شاه و آمریكا و اسرائیل غافل كردند. از این رو وقتی نظام شاهنشاهی و پایگاه جدی نظام سرمایهداری در منطقه بر افتاد، بسیاری از خرافات در جامعه رخت افکند و این نوع گروهها در دهه اول انقلاب اصلاً جرأت خودنمایی نداشتند و از سوی دیگر، مردم هم هیچ زمینه ای برای پذیرفتن آنها نداشتند.» این پژوهشگر گفت: استعمارگران و قدرتهای بزرگ، همیشه برنامهشان این است که ما را با چیزهای پیش پا افتاده و کوچک، سرگرم کنند و اصلاً برای ما برنامه و دین و فرقه و عرفان بسازند و از سوی دیگر، عده ای از ما را در برابر برنامه خودشان، به کار وادارند. به نظرم، عرفاننماهای جدید هم از این مقوله است و ما باید حواسمان جمع باشد كه در حین مقابله با این فرقه ها، از مبارزه فكری و نظری و عملی با نظام سلطه، غافل نشویم.» منبع:ديپنا
|
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :