وزارت دارائی به خاطر روشنگری مردم میز گردی را به آقای ضرغامی سفارش داده بود که یک طرف مامور مظلوم دارائی نشسته و طرف دیگر آن آقای پرسشگری ، مودب ، مطیع و حرف گوش کن بود . مجری عادل وطن پرست بر مظلومیت مالیات بگیران اشک میریخت و هر گاه کم می آورد به کوچه و بازار میزد و به گونه سازمان ملل ، از مردمی که میخواست و در اختیار داشت رأی میگرفت.
حال فکر کنید اگر به راستی میز سه نفره بود و پرسشگر چیزی از جامعه میدانست و پرسشهایش مردمی بود و طرف دیگر مدیر عامل شرکتی که قسمم داده او را فراموش کنم و به دفاعش نپردازم ( زیرا هر انتقادی را که من به دفاع از آن شرکت کرده ام مصیبتی برایش به بار آورده است) ، نتیجه چه میشود؟ و ماجراهای آن شرکت از این قرار که چند مهندس کشاورزی حزب اللهی، از همه چیز مانده و از همه جا رانده، موجوداتی که به خاطر زبان درازیهایشان، هم مورد تنفر راستیها می باشند و همی چپیها و مصیبت بزرگترشان این که به حکم ولی امرشان اجازه پرداخت دفعالشر هم ندارند. با فروش ماشینهایشان و وسائل دندانگیری از لوازم خانه و اندک نقدینگی که داشتند شرکت خدماتی آبیاری کشاورزی را تشکیل دادند و در اثر پرکاریها و قناعتها، خود را تأمین و همان سال اول اندک مالیاتی را که به شرکتشان تعلق میگرفت پرداختند و به ناشی بودنشان برای خود مصیبت آفریدند، زیرا چون دارائی از وجود آنان با خبر شد و به سراغشان آمد و آقای مأمور با ایماء و اشاره چیزهایی را به آنان فهماند و چون نفهمیدند چند روز بعد به پاس پرداخت، پس از مالیات حقیقی 11 ماه شرکت، مالیاتی نزدیک به همه سرمایه شرکت و چندین برابر درآمد سالشان را به آنان اخطار کرد و به دنبال اعتراضشان پرونده به کمیسیون عالی رفت که در آنجا به جای نمایندگان مردم نمایندگان دارائی، همه میزها را پر کرده بودند و نتیجه حکم به زیانشان برگشت و آنان به رئیس جمهور و وزیر دارائی شکایت و نتیجه شکایت این شد که خانمی به جای پستچی برگه اجرا برایشان آورد و گفت اگر خواستید باز هم شکایت کنید ، زیرا سبد زیر میز ما جای هزاران از این گونه شکایتها را دارد و نهایتاً شکایتها به خود مان بر میگردد و ما درون آن سبد میریزیم و با تجربهها دریافتند که درست میگوید لذا امسال که برایشان شرکت مالیاتی در حد همه درآمدشان مالیات را نوشتند آنگاه به آنان اخطار شد اگر مایل میباشید برای توافق بیائید وگرنه شکایت کنید، و آنان مطیعانه شرفیاب و با پرداخت 70% از درآمد سالشان توافق کردند و پس از این توافق اجباری مردی مصلحتاندیش به سراغشان آمد و گفت اگر میخواهید دیگر به چنین مشکلاتی برنخورید در دفتر نویس از مامورانی پختهکار یاری بجوئید ، تا دیگر مصائبی دامنگیرتان نشود زیرا به شرکتی که سود سالش 3.500 میلیارد بود با تنظیم دفترهایش به وسیله متخصصان کمتر از یک صدم مالیاتش را پرداخت و از او تشکر هم شد.
نظرات کاربران :