|
رستم پورزال
دشمن دشمن ما الزاما دوست ما نیست
(ويژه)
|
|
جنبش عدالتخواهی باید بیش از همه نیروها توجه کند و دیگران را هم آگاه سازد که ماهیت مقاومت انقلابیون ایران در برابر واشنگتن و علت خصومت جناح مرتجع آمریکا با حکومت آن کشور، متضاد و نافی یکدیگرند. افراطیون آمریکا چون نتوانستهاند از شکست در جنگ داخلی قرن نوزدهم کمر راست کنند خود را ستمدیده و واشنگتن را غاصب میدانند.
|
|
پنجشنبه 21 مردادماه 1389
|
|
اعتقاد به این که هر کس با دشمن ما مخالف باشد باید او را دوست خود بدانیم موجب نوعی اعتماد بیجا شده، به این معنی که در ارتباط با آن دسته از تشکلهای جامعه آمریکا که مخالف آن کشور و اسرائیل هستند، برخی خیرخواهان ایران دقت نمی کنند کدام مرتجع و کدام قابل تایید است. از جمله امسال خبر تظاهرات عظیم جبهه منفور Tea Party در واشنگتن طوری بدون توضیح ویژه از صدا و سیما پخش شد که بینندگان احتمالا گمان بردند اعتراض آن افراطیون علیه اوباما خودجوش است و وجاهت مردمی دارد. از آن بدتر برخی از خبرگزاریهای داخلی مطالبی به نقل از نشریه معترض American Free Press منتشر میکنند، بدون این که از گرایشات فاشیستی آن آگاه باشند. همراه شدن با هر جنبش ضد آمریکا و اسرائیل درست نیست و به همین دلیل انقلابیون مطلع ما برای نژادپرستانی که در دهه 1960 علیه ارتش آمریکا قیام کردند (و به مقاومت خود "رهایی از یوغ زورگویان فدرال" عنوان دادند) ارزش قائل نیستند، چون انگیزه مقاومت افراطیون جلوگیری از پیشرفت اقلیت سیاهپوست بود. با این همه، متاسفانه یکی از بدنامترین مروجین تبعیض در آمریکا بنام David Duke در کنفرانس هولوکاست تهران حضور داشت، که دستاویزی شد تا بلندگوهای دشمن در سیاهنمائی کشورمان موفقتر شوند. در ادامه مطلب به مورد دیگری اشاره خواهم کرد که در آن چند فعال اصولگرای ما به دلیل بیدقتی یا کمعقلی با نیروهای معترض بیآبرو در آمریکا ارتباط نزدیک برقرار کردهاند و کتب و نشریات مسموم آنان را به صرف این که ضد اسرائیل است به ایران میآورند. لازم به تذکر نیست این نوع همقدمی اگر ادامه پیدا کند بهانه جوسازیهای بیشتر توسط بدخواهانی خواهد شد که همواره مترصدند انقلاب ایران را ضایع کنند. جنبش عدالتخواهی باید بیش از همه نیروها توجه کند و دیگران را هم آگاه سازد که ماهیت مقاومت انقلابیون ایران در برابر واشنگتن و علت خصومت جناح مرتجع آمریکا با حکومت آن کشور، متضاد و نافی یکدیگرند. افراطیون آمریکا چون نتوانستهاند از شکست در جنگ داخلی قرن نوزدهم کمر راست کنند خود را ستمدیده و واشنگتن را غاصب میدانند. به عبارت روشنتر، وقتی از پایمال شدن "حق تعیین سرنوشت" خود شاکیاند منظورشان اینست که مثل دوران بردهداری، قانون مانع بدرفتاری با اقلیت سیاهپوست یا تشکلهای کارگری اقشار دیگر نشود. وقتی از آزاد سازی فلسطین حمایت میکنند، ما با بررسی سوابق مبارزاتی آنان یعنی همدردی با فاشیستهای اروپا میفهمیم که انگیزه آنان نابودی قوم یهود است، نه دلسوزی برای آوارگان فلسطینی. اشتیاق برای صیانت از ایران نباید سبب شود فراموش کنیم که مقاومت ملت ما برای احقاق حق است، در حالی که شورش حزبی و بعضا چریکی آنان در آمریکا علیه حق صورت میگیرد. اگر واقعا هوادار عدالت و آزادی بودند نه در داخل با کمک جزئی دولت به اقلیتهای مهاجر و غیر سفیدپوست (که آن را "گداپروری" مینامند) دشمنی میکردند و نه در خارج با انقلاب کوبا و نیکاراگوئه. درست است که Pat Buchanan، ناشر مجله The American Conservative، علیه حمله به ایران مقاله مینویسد و از اسرائیل انتقاد میکند، اما با توجه به ارتباطات و اعتقادات دیگر او و همسنگرانش مانند سناتور سابق Jesse Helms شکی نیست که به حکم اخلاق باید از آنان فاصله گرفت و به منتقدان ترقیخواه آنها پیوست. جبهه این مفسدین به این دلیل خواستار "رها شدن مردم از باجدهی مالیاتی" و در نتیجه متلاشی شدن حکومت آمریکاست که بتواند بدون مزاحم به سرکوب منتقدان خود یعنی نیروهای عدالتخواه ضد فاشیست بپردازد. بد نیست بدانیم وجه تسمیه تشکل Tea Party که در ابتدای مقاله به آن اشاره شد یک قیام معروف ضد مالیات در قرن هجدهم است که ضمن آن تجار مستعمرات انگلیس در شرق آمریکا در اعتراض به عوارض گمرکی محمولههای چای وارداتی را به دریا ریختند، که به این وسیله استقلال آمریکای آن روز از انگلیس پایهریزی شد. از آن زمان، نیروهای مرتجع آمریکا برای جلب مردم خود را قربانی استعمار داخلی به سرکردگی "باجگیران" حکومت فدرال معرفی میکنند. ناگفته نماند آنان با مالیاتی که صرف سرکوب عدالتخواهان یا تقویت کلیساهای متعصب شود مشکل ندارند، اما مالیاتی که دولت در راه رفاه مردم، به ویژه ایجاد امکانات برای قشر آسیبپذیر، خرج کند از نظر آنان نشانه "استبداد" است! به همین دلیل جورج بوش با این که اختیارات حکومت فدرال در حوزه تفتیش عقاید و شکنجه را افزایش داد به عقیده آنان مستبد نبود، چون به سرمایهداران بزرگ آزادی بیشتری داد و دفتر و بودجه ویژهای که برای متکی کردن اقشار آسیبپذیر به روحانیون ایجاد کرد بیش از همه به نفع مسیحیان افراطی تمام شد. آن دسته از نیروهای افراطی که اکنون مورد عنایت یک عده از انقلابیون کماطلاع ایران قرار گرفتهاند از نظر مسلک با تروریست معروف Timothy McVeigh که سال 1995 با بمبگذاری در ساختمان ادارات فدرال در اوکلاهما سیتی 168 نفر بیگناه را به قتل رساند تفاوتی ندارند. اکثرگروههای این مجموعه راسا دست به خشونت نمیزنند، اما از محکوم دانستن نظایر آن جنایت هم خودداری میورزند. هر چند مدعی نمایندگی اقشار مردمند، در اغلب نواحی آمریکا منفورند. احتمالا یکی از دلایل احساس همدردی محافل انقلابی کشور ما با متعصبین اقراطی آمریکا همینست که هر دو طرف از دسترسی به رسانهها و دیگر تریبونهای معتبر غرب محرومند. اما باید قبول کرد که بر خلاف بیانصافی در مورد ایران، تبعیض علیه مروجین تبعیض نژادی توجیه اخلاقی دارد. متحد طبیعی انقلاب ایران جناح مترقی آمریکاست که میکوشد واشنگتن را به رعایت انصاف در داخل و خارج مجبور کند، نه این میراثخواران بردهداری که مسلحانه یا از راه منحرف ساختن افکار عمومی حکومت را میکوبند تا به رفع تبعیض تن ندهد. مخالفت یک بخش از افراطیون راستگرا با تجاوز به کشورهای دیگر ناشی از صلحطلب بودن نیست، بلکه به تلاش آنان برای تضعیف حکومت فدرال به نفع سیاسیون متحجر برخی ایالات، مانند David Duke در لوئیزیانا، مربوط میشود. ناگفته نماند در مورد خشونت و استبداد دولت افراطیون آمریکا معیار دوگانه دارند، به این معنا که از شوروی کمونیستی شدیدا متنفرند اما اکثر جنایات آلمان نازی را موجه میدانند. این اواخر چند نفر که به نظر خود به انقلاب خدمت میکنند کتب و نشریات ترجمه نشده برخی از این افراطیون را به ایران میآورند. این کار چون بازی با آبروی انقلاب است، از دوستی خاله خرسه بیشتر زیان دارد. هفتهنامه The Spotlight كه شمارههای قدیمی آن وارد کشورمان شده تا سال 2001 منتشر میشد، اما در نتیجه خصومت یک مؤسسه رقیب ورشکست و تعطیل شد. جای آن را نشریه "آمریکن فری پرس" گرفت که در ابتدای مقاله اشاره شد مطالب آن مورد استفاده پارهای از رسانههای منسوب به دلسوزان نظام است. مؤسس هر دو نشریه یکی از جنجالیترین هواداران فاشیسم در آمریکا به نام Willis Carto بود که پیشترها در نشریه دیگرش به نام Western Destiny با صراحت بیشتری به تبلیغ سیادت سفید پوستان مسیحی بر دنیا میپرداخت. وی برای ترویج ایده "نژاد برتر" مؤسسات دیگری، از جمله Liberty Lobby و Noontide Press، وحزب ناموفقی به نام Populist Party هم راهاندازی کرد. مؤسسه دیگر آقای کارتو به نام Institute for Historical Review که ژورنال آن مختص انکار جنایات فاشیسم اروپاست طی یک کشمکش دادگاهی در سال 2001 از کنترل آقای کارتو خارج و به مسئول آن Mark Weber سپرده شد. تالیفات این نژاد پرست را هم ایرانیان فریبخورده وارد ایران میکنند. این نوع مجامع اصطلاحا hate group یعنی "گروه تنفر" عنوان گرفتهاند و کنترل آنان طبق قانون بیشتر به عهده حکومت فدرال است، نه مقامات سطح ایالتی. با این همه توصیف، طرز برخورد کاخ سفید با نژادپرستان کار سادهای نیست. واشنگتن از یک سو فعالیت افراطیون را زیر نظر دارد تا گروهکهای مسلح موفق به تخریب و ارعاب نشوند. از سوی دیگر چون نژادپرستان ضدکمونیست هستند، پلیس زیاد مزاحم آنها نمیشود. مؤسسات مرتجع هم پذیرفتهاند که باید تعصب نژادی خود را قدری سر بسته و مبهم، یعنی تحت عنوان مبارزه با استبداد و توطئه، ترویج کنند تا بتوانند به فریب مردم (و از جمله تعدادی از انقلابیون ایران) ادامه دهند و در انتخابات فعالیت کنند. در نتیجه این ابهام ساحتگی، رؤسای جمهور راستگرا میتوانند گاهی به طور غیر مستقیم آنها را دلگرم کنند و به کسب آراء آنان امیدوار باشند. مثلا در دهه 1980 رونالد ریگان در دیداری از آلمان به زیارت قبور نظامیان نازی رفت. ناگفته نماند در زمان جنگ جهانی دوم، مرتجعین بیش از همه آمریکائیان با کمک کشورشان به شکست جنایتکاران فاشیست اروپا مخالف بودند. پس جای تعجب نیست که بعد از جنگ، آنان از متحد شدن آمریکا با هزاران تن از نازیهای مهم شکست خورده علیه شوروی استقبال کردند. بعدها در سال 1992 فاش شد تعدادی از فعالان رده بالای ستاد انتخاباتی جورج بوش پدر از مهاجرینی هستند که سابقه همکاری با حزب نازی دارند. سوی دیگر سکه اینست که حتی این رؤسای جمهور راستگرا با ادامه کمک به اسرائیل مرتجعین را آزردند. با این توضیحات روشن است که هر گونه شباهت بین اعتراض انقلابیون ایران و دشمنی افراطیون آمریکا با واشنگتن سطحی است و وجدانا نمیتوان تحت هیچ شرایطی از افشای نیات پلید آنان خودداری کرد. عزیزانی که مایل به کسب اطلاعات بیشترند میتوانند به عنوان قدم اول در اینترنت و به ویژه در سایت جامع و قابل اعتماد www.publiceye.org به جستجو درباره اسامی و عناوینی که در این مقاله ذکر شد همت کنند. عدالتخواهانی که مشتاق گزارشات آمریکا و اسرائیلند و حاضرند وقت صرف منابع انگلیسی کنند بهتر است. بجای رفتن به سراغ انتشارات منفور به منابع سالمی مانند www.counterpunch.org مراجعه نمایند.
|
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :