پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

حسن رحیم پور ازغدی
راه حل های موجود برای الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت   (ويژه)  

حسن رحیم پور ازغدیدر رابطه با نسبت بین تمدن اسلامی و تمدن لیبرال سرمایه داری یا جامعه دینی و جامعه ماركسیستی چند دیدگاه وجود دارد: دیدگاه اول می گوید كه هیچ نقطه اشتراكی بین این دو تمدن وجود ندارد. دیدگاه دوم معتقد است این دو تمدن با هم مساوی هستند كه ما هر دو دیدگاه را افراطی می دانیم. دیدگاه بعدی بیان می كند كه یكی كاملا درون دیگری است. دیدگاه چهارم كه ما نیز به آن معتقد هستیم، می گوید بین تمدن اسلامی با هر تمدن دیگری از جمله تمدن غربی تعدادی نقاط اشتراك و تعدادی نقاط تفاوت وجود دارد.

  
 
سه شنبه 19 مردادماه 1389  

 

ابتدا به تحول تمدن سازی اسلامی در دوره جدید با توجه به تجربه گذشته مسلمین به ویژه ایرانی ها در تمدن سازی در رابطه با آرمان های انقلاب 22بهمن اشاره ای می كنم:در رأس آرمانهای انقلابی كه 30سال قبل در ایران پیروز شد و امروز گستره جهانی پیدا كرده تلاش برای ساختن الگوی جدیدی از جامعه متمدن دینی یا تمدن  اسلامی معاصر است كه هم وجه مدنیت و هم معاصرت را دارا بوده و در عین حال دینی باشد؛ یعنی جامعه ای در راستای احكام، انسان شناسی، جامعه سازی دینی، انسان سازی و جامعه پردازی اسلامی.

ما انقلاب نكردیم برای اینكه عده ای بروند و دیگران بیایند و باز به همان شیوه یا بر اساس تقلید از الگوهای غیر اسلامی جامعه را پیش ببرند. بنابراین لازم است كه بدانیم تمدن دینی چیست و به چه معنا بنا می شود؟ دراین رابطه دو نظریه وجود دارد كه ما به آنها منتقدیم.
نظریه اول می گوید كه تمدن اسلامی معاصركپی تمدن غربی به اضافه یك سری نمادهای مذهبی است. یعنی الگوهای ایرانی در آن معنا ندارد و الگوهای توسعه ما باید بر اساس الگوهای غرب باشد.

الگوهای غرب هم خود به دو دسته چپ و راست تقسیم می شود. زمانی الگوهای چپ سوسیالیستی این نظر را به عنوان الگوی علمی صاحب بودند. اما حالا این الگوها برخلاف عقیده خودشان كه می گفتند:

"همه غیر از ما به زباله دان تاریخ می روند و آینده از آن ماست" خود به زباله دان تاریخ رفتند و باز بازگشت و ارتجاع به الگوهای سرمایه داری (راست) پیدا شد. یعنی می گویند الگوهای پیشرفت و توسعه در تمدن اسلامی معاصر همان الگوهای لیبرال سرمایه داری همراه با مقداری نمادهای مذهبی مثل صدای اذان و اندكی حجاب و ظواهر دین است. این نظر در رابطه با الگوهای تعلیم و تربیت، اقتصادی، سیاسی و … نیز همین طور است.

بنابراین در این تعریف مذهب و اسلامی بودن صرفا جنبه نمادین دارد و مانند لعابی است كه بر روی تمدن كشیده می شود. به این معنا كه حرام قطعی شرعی انجام نشود و واجبات فقهی هم در حریم شخصی رعایت شود.

این دیدگاه دیدگاهی است كه امام در انقلاب با آن تسویه حساب كرد! دیدگاه كسانی كه در نظام سیاسی، اقتصادی، معرفتی، حقوقی، اخلاقی و… یعنی به لحاظ فكری مسلمان نبودند اما شخصا مسلمان بودند.

همان جریانهایی كه در دهه اول انقلاب وجود داشتند. مثل گروهك های منافقین و فرقان كه افرادی مانند آقای مطهری و بهشتی را ترور كردند و شعارهای روشن فكری می دادند. این افراد گرایش های چپ و ماركسیستی داشتند و می گفتند: "ما اسلام ارتجاعی را قبول نداریم و اسلام مدرن هم یعنی اسلامی با گرایش های چپ. اسلام یك ابزار است نه هدف، جهت گیری های ما نباید از آن باشد".

این گروه خشن تر عمل می كردند و زود دست به ترور بردند بعد از مدتی هم اعلام جنگ مسلحانه و شروع به بمب گذاری كردند. نهایتا امام فرمودند كه با اینها درگیر شوید و الخ.

جریان دیگر از این دیدگاه در دهه اول انقلاب، جریان لیبرال مذهبی بود كه از شاخص های آن تیپهایی مانند مهندس بازرگان را می توان نام برد. این افراد مذهبی و به اسلام و مسائل شرعی معتقد بودند و حتی در مقطعی اسلام را به عنوان سیاست اجتماعی قبول داشتند اما در عمل معلوم شد كه اسلام در حاشیه و در دكور صحنه است و برای مدیریت انقلاب و جامعه بعد از انقلاب معتقد به برهانهای لیبرالی و فرمانهای غرب هستند.

امام كه از تبعید بازگشت برای اینكه بگوید ما نمی خواهیم نظام آخوندی را بر اینها حاكم كنیم از همان روز اول منع كرد كه آخوندی مسولیتهای اجرایی را بر عهده بگیرد. خودش هم به قم رفت و گفت: "ما حكومت را به روشن فكران مذهبی كه هم با مفاهیم دانشگاهی و جدید آشنا و هم مذهبی اند می سپاریم. ما نظارت می كنیم و شما بر اساس اسلام كشور را مستقل كنید و توسعه دهید." البته این انقلاب با نام امام پیروز شد و توده مردم امام را می شناختند نه افرادی مانند مهندس بازرگان را.

امام كه از ابتدا اینها را می شناخت و این نبوده كه امام با افكار اینها آشنا نبوده اما فرصت دادن به این گروه باعث شد زبان طعنه زنان در آینده بسته شود كه بعد ها به گزاف نگویند اگر از ابتدا كار را به ما می سپردید چنان می كردیم و چنان و امام با دادن فرصت به اینها زمینه را مهیا كرد و انها در این زمینه خودشان را نشان دادند.

بعد از مدتی معلوم شد كه اینها فقط مذهب شخصی را قبول دارند. امام به آنها گفته بود كه انتخاب حزبی نكنید تا هركس كه صالح تر است وارد دولت شود ولی آنان تقریبا بافت دولت را عمدتا از جبهه ملی و تیپ های خودشان چیدند.

در بین آنها افرادی بود كه بعدها اسنادشان را از لانه جاسوسی بدست آوردند. بعضی از آنها حتی مذهب شخصی را هم قبول نداشتند مثل وزیر نفت، مقدم مراغه ای استاندار آذربایجان غربی و... كسانی كه علاوه براینكه امام و انقلاب و دین را قبول نداشتند،  عرضه اداره كشور را هم نداشتند!!

در همین حین كم كم جنگ های داخلی هم شروع شد. در كردستان به اسم خلق كرد، تجزیه كردستان را شروع كردند، در آذربایجان به اسم خلق ترك، درتركمن صحرا به اسم خلق تركمن و... در تهران هم درگیریهای خیابانی شروع شد. اوضاع كشور آنقدر بهم ریخته بود كه حتی ساواكی ها به بهانه حقوق عقب افتاده تحصن می كردند.

امام در سخنرانی های خود نكاتی را به دولت تذكر داد از جمله در مورد گوشتهای یخ زده ای كه هم ناسالم بودند و هم ذبح شرعی نداشتند. یا جلو گیری از اینكه زنان و مردان مثل زمان شاه در كنار دریا مختلط نباشند! و... البته این مورد اعتراض هایی را از طرف زنان بی حجاب طرفدار سلطنت به همراه داشت یعنی سلطنت طلب هایی راهپیمایی می كردند.

كار به جایی رسید كه امام می گفت شما باید حداقل شرع را رعایت كنید تا تفاوتی بین شما و حكومت شاه باشد. اتفاقاتی مثل موارد ذكر شده و یا مخالفت كردن با قضیه لانه جاسوسی و برخلاف عقیده امام با نماینده آمریكا در الجزایر ملاقات كردن و مسائل پیش آمده دیگر باعث شد كه امام بگوید اینها اصلا انقلابی نیستند. كار به جایی رسید كه ایشان درسخنرانی در قم فرمودند: "من اشتباه كردم، من از مردم معذرت می خواهم، من از خانواده شهدا معذرت می خواهم، من اشتباه كردم كه انقلاب و حكومت را به دست افرادی سپردم كه انقلابی نیستند، من توبه می كنم..." بعد به تهران آمد تا با آنها برخورد كند و بفهماند انقلاب یعنی چه!!

بعد از آنها بنی صدر روی كار آمد. او با وانمود كردن به اینكه امام موافق اوست تواست رأی مردم را بدست آورد یعنی طوری وانمود كرد كه مردم گمان بردند او با امام است اما امام بعدها گفت: "ولله من با بنی صدر موافق نبودم و به او رای ندادم ولی نمی خواستم بگویند استبداد آخوندی برقرار است."

تبلیغات سوء در آن دوره به حدی رسید كه هر روز در روزنامه ها به آقای بهشتی اهانت می شد ولی بچه های مذهبی سعی می كردند در مقابل اینها سكوت كنند و خط قرمز خود را امام قرار داده بودند و اجازه اهانت به امام را نمی دادند. یكبار هم شهید بهشتی به دلیل این اهانت ها به امام می گویند كه من بهتر است كارهای حكومتی را رها كنم و به تدریس بپردازم . اما امام برای او ماندن را تكلیف می كنند و می گویند :این تحمل برای شما پاداش دارد.

ما باید تاریخ انقلاب را با تحلیل درست مورد مطالعه قرار دهیم. این تاریخ را سه، چهار جور تحلیل و در بعضی ها جای حق و باطل، ظالم و مظلوم را عوض كرده اند. امام در همه جا مظلوم بود. همیشه تحمل و تسامح كرد مگر در لحظه آخر. جنگ و درگیریهای داخلی و ... را به امام تحمیل كردند. اما حالا چهره ای از امام می سازند كه امام نیست. مانند كربلایی كه امام حسین(ع) فتنه طلب و یزید قانونمند باشد. اینگونه جایگاه مردم در تاریخ عوض می شود. اگر ما تاریخ را نخوانیم و با قرآن و احادیث آشنا نباشیم،حق را به عنوان باطل و به باطل را به عنوان حق به ما القا می كنند.

نكته مهم اینجاست در دهه ای كه ما در آن زندگی می كنیم همان افكار لیبرال در جمهوری اسلامی طرفدارانی دارند با این تفاوت كه مصادیق آن عوض شده و دیگر بازرگان و بنی صدر نیستند. كسانی اند كه شخصا افراد مذهبی بوده و  سابقه انقلاب داشتند. بعضی از آنها در اوایل انقلاب با افرادی مثل بازرگان و بنی صدر مخالفت كرده و علیه شان مقاله می نوشتند. اما حالا خودشان همان حرفها را تكرار می كنند و در سیاست خارجی، نظام اقتصادی كشور ، نظام تعلیم و تربیت و... از عقاید غرب و ماركسیسم كپی برداری می كنند. سلامت كسی مانند بازرگان از این افراد بیشتر است.

چون اینان می دانند این افكار غلط است و امام با آن مخالف بود. اما بازرگان خطش  جدا بود خود نیز به این اعتراف می كرد و امام هم این را می دانست تا جایی كه می گفت ما مثل فولكس هستیم و از ما توقع بولدزر نداشته باشید ولی به دلیل اینكه چهره ای دانشگاهی بود به او فرصت داد. بازرگان حتی در كتابش هم به اینكه دانشجویانش حرف پیرمردی چون امام را بهتر می فهمند اعتراف می كند و از این تعجب می كنند كه جوانان چطور حرف یك پیرمرد را می فهمند و درك می كنند اما حرف او كه یك چهره دانشگاهی هست را نمی فهمند.

نظریه دوم این است كه عده ای می گویند ما باید خود مدل نظام اسلامی بسازیم و هیچ یك از نظامهای اقتصادی و حقوقی و سیاسی موجود را قبول نداریم. اینان تمام معارف و تجربه های بشری را سكولار می دانند. این دیدگاه افراطی هیچ نوع شباهتی بین نظام اسلامی با نظام های غیر اسلامی ولو با تجربه قائل نیست. این جریان كه نهایتا به بن بست می رسد مسلمانان را از ساختن تمدن مأیوس می كند.

راه حل درست، راه حل میانه است. یعنی راه حل امام و انقلاب و آن این است كه ما در نظام اسلامی بر دو پایه اسلامی باید تكیه كنیم: یكی تعالیم قرآن و سنت و دیگری عقل و تجربه بشری. ما عقل و تجربه را سكولار نمی دانیم. عده ای اعتقاد دارند هرچه عین عباراتش در آیات و روایات نباشد سكولار است، ولو برایش استدلال عقلی بیاوریم. اما این دیدگاه شیعه نیست. شیعه اعتقاد دارد كه منابع دین، كتاب، سنت، عقل و اجماع است. البته منظور از عقل برهانیات و محكمات آن می باشد.

خداوند دو رسول ظاهری و باطنی، یعنی انبیا و عقل را برای انسان فرستاده است. از طرفی ما در خداشناسی معتقدیم كه خدا حكیم و علیم است. هیچ یك از فرستاده های خداوند حكیم با هم تضاد ندارند. بنابراین عقل و نقل هم كه دو حجت خدا هستند با هم تضاد ندارند.

همان طور كه گفته شد اسلام عقل را از دین می داند. ازطرفی بین علم و عقل و دین هم تعارض نداریم. اگر علم را تجربه بدانیم بنابراین اسلام تجربه را حجت می داند اما در حد خودش، نه كمتر و نه بیشتر.

اگر بخواهیم از درستی گزاره ای مطمئن شویم باید آن را از دو حیث عقلی و نقلی بررسی كنیم نه از حیث گوینده. بنابرآنچه گفته شد اگر یك شخص مذهبی و متدین گزاره ای را كه از نظر معرفتی سكولار باشد را مطرح كند، این گزاره مبنای تمدن اسلامی قرار نمی گیرد و در عین حال اگر گزاره ای مبتنی بر عقل و تجربه توسط یك كمونیست یا لیبرالیست و یا فاشیست گفته شود، از نظر ما دینی است؟!

در رابطه با نسبت بین تمدن اسلامی و تمدن لیبرال سرمایه داری یا جامعه دینی و جامعه ماركسیستی چند دیدگاه وجود دارد: دیدگاه اول می گوید كه هیچ نقطه اشتراكی بین این دو تمدن وجود ندارد. دیدگاه دوم معتقد است این دو تمدن با هم مساوی هستند كه ما هر دو دیدگاه را افراطی می دانیم. دیدگاه بعدی بیان می كند كه یكی كاملا درون دیگری است. دیدگاه چهارم كه ما نیز به آن معتقد هستیم، می گوید بین تمدن اسلامی با هر تمدن دیگری از جمله تمدن غربی تعدادی نقاط اشتراك و تعدادی نقاط تفاوت وجود دارد.

كه نقاط تفاوت و تضاد در مبنا و نقاط اشتراك در هر گزاره ای است كه برهان عقلی و تجربی پشتش باشد. البته باید به این نكته توجه داشت عقل و تجربه تا حدی معتبر هستند و بسیار زیاد خطا دارند.

و اما وحی! در معرفت شناسی اسلامی، وحی یك معرفت خطا ناپذیر و مطلق و سازگار باعقل و تجربه است. جریان تجربه گرایی كه در قرون 19 و20 بوجود آمده بود كه حتی عقل و فلفسه عقلی را هم قبول نداشت، معتقد بود كه وحی معتبر نیست و یك  احساس شخصی دینی است. جریان دیگری نیز در 50 سال اخیر بوجود آمده كه معتقد است ما هیچ نوع معرفتی نداریم و فقط می توانیم بطور منفعت گرایانه ای مشكلات خود را عملی حل كنیم. اما معرفت شناسی اسلام تعادل دارد و می گوید كه معرفت هم در حد خودش معتبر است :"من عرف حسّا فقد عرف علما"

وقتی ما از معرفت شناسی، جامعه شناسی و روانشناسی اسلامی سوال می كنیم، گروهی پیدا می شود كه اصلا اینها را قبو ل ندارد، گروه دیگری هم معتقد است ك هر چه كه غرب در این رابطه گفته فاسد است!

عده ای هم كه در حال حاضر فعالیتشان در جمهوری اسلامی مشهود است برای ارائه روانشناسی اسلامی در ابتدای كتاب های ترجمه شده غربی "بسمه تعالی و عكس امام" و در انتها "واسلام علیكم ورحمه الله و..." می گذارند و به اسم روانشناسی اسلامی تحویل ما می دهند!! به اندك كتابهایی كه توسط بچه مسلمانها در داخل تولید شده هم بهائی نمی دهند...

ما زمانی می توانیم تمدن سازی كنیم كه از بند وارد كردن و مصرف كردن خارج شویم و خودمان به تولید علم بپردازیم. زیرا این سخن خداوند است كه مداد علما از خون شهدا برتر است. شهدا با خون خود فقط از مملكت محافظت كرده و جلوی دشمنان را می گیرند. اگر به جایی رسیدیم كه در هر رشته ای تولیدات داخلی در مباحث علمی به اندازه منابع ترجمه شده و یا بیشتر شد، آن زمان می توان گفت كه تمدن سازی ایرانی بر اساس اسلام شروع شده است.

قرن ها پیش، تمدن اسلامی در سطح عظیمی از جهان اجرا شد و یك قطب علم و اقتصاد را تشكیل داد. در حالی كه قلب این تمدن اسلامی، ایران بود. این تمدن كه تا قرن ها قدرت اول سیاسی و علمی جهان بود، بقایای ان تا صد سال پیش ادامه داشت.

امروزه در جهان سیاسی و ایدئولوژیك شاهدیم كه ایران الهام بخش شده و در هر جای جهان روحیه مبارزه پیدا می شود به ایران ربطش می دهند! مثل جنگهای سی روزه لبنان. این جمله خود غربی هاست كه می گویند "اگر ما به ایران حمله كنیم، از شمال آفریقا و مراكش و مصر تا مالزی و اندونزی برای دفاع از ایران بپا می خیزند." 

وظیفه جوانان در دهه های آینده اولا پاسداری از این دستاوردهای  30 ساله انقلاب و خون شهدا و جوانانی كه72 ساعت در زیر بمباران شیمیایی مقاومت میكردند است. ثانیا باید قدر موقعیت ویژه ای را كه كشور ما در حال حاضر دارد را بدانند و از آن استفاده بكنند. الان درهر گوشه جهان برای ایران و ایرانی ارزش ویژه ای قائل هستند. چند سال پیش در زمان جنگ بوسنی به صروستان رفته بودیم. در ایستگاه اتوبوس منتظر بودیم كه یك جوان واكسی از ما ملیتمان را پرسید. تا ما گفتیم ایرانی هستیم دست خود را بالا آورد وگفت: خمینی! در همان صروستان كسی زندگی می كند كه برای اینكه اسم خود را به خمینی تغییر دهد دو سال دودندگی كرده بود!

درباره تمدن گذشته اسلامی اما باید به این نكته توجه داشته باشیم كه بنابر سخن امیرالمومنین كه می فرماید "ننگ برآنانی كه با استخوانهای پدرانشان زندگی می كنند" نباید فقط به گذشته خود افتخار كنیم و در عمل كاری از پیش نبریم كه این مایه ننگ است.

نقل از كتاب فرهنگ اسلام در اروپا ص 210:
در جنگهای صلیبی در حالی كه در اردوگاه های اروپایی بیمارستان و پزشك نبود، در جهان اسلام در بیمارستانها، جراحی و كشت چشم برای آب مروارید و عمل سزارین برای خانم های باردار انجام می شد. در همان جنگ مسیحیان مجبور شدند از مسلمانان پزشك طلب كنند! یكی از پزشكان مسلمانی كه برای معالجه مجروحان دشمن رفته بود، خاطراتی را نقل می كند كه بیانگر این است كه اروپاییان در آن زمان چقدر از مسلمانان عقب بودند. مثلا در بیمارستانهای خود بیماران عفونی و غیر عفونی، كودك و بزرگ كنار هم می خوابیدند.در حالی كه بیمارستانهای اسلامی بخش های تخصصی داشت.

نقل از كتاب مشاهیر فیزیك در تمدن اسلامی ص138:
آنچه به عنوان قوانین نیوتن در جهان مشهور شده دزدی چاپ شده ای است از علوم از جهان اسلام. قانون جاذبه عمومی همه در آثار مسلمین از قبل وجود داشته و آزمایشات متعددی در این باب انجام داده بودند.

قانون اول حركت حداقل در هزار سال پیش دركتاب ابن سینا هست. او در كتاب اشارات آورده : "بدان كه جسم به خودی خود بدون اینكه نیروی خارجی  برآن اثر كند مكان و شكل خود را حفظ می كند و این خصوصیت در نهاد جسم وجود دارد. این همان قانون اول نیوتن است.

ابن ملك بغدادی: "هر حركت بی تردید در زمان واقع می شود. نیروی شدیدتر باعث حركت شدیدتر می شود و این حركت هم در زمان كوتاهتر محقق می شود. اگرچه نیروی وارد برجسمی بیشتر، سرعت جسم بیشتر و زمان وقوع حركت كمتر است اگر شدت نیرو نامتناهی باشد سرعت آن نیز نامتناهی خواهد بود. این همان قانون دوم حركت است با این تفاوت كه نیوتن آن را در قرن 17 میلادی و بغدادی در قرن 12  میلادی بیان كرده است.

فخر رازی: "هر عملی دارای عكس العمل مساوی در جهت خلاف آن است!! و از این دست موارد بسیار است كه دانشمندان مسلمان در قرنهای پیش كشف كرده اند.

امروز به ما می گویند كه علم جدید و مدرن و سكولار است. در افكار اینگونه جا انداخته اند كه هرچه عقلی و علمی نباشد ولی مذهبی باشد، سنتی، و هرچه علمی، عقلی، تجربی و آزمایشگاهی باشد و دینی نباشد مدرن است.

منبع:خبرنامه دانشجویان ایران

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

حوزه علمیه با اسلام گرایان دنیا ارتباط برقرار کند
بی بصیرتی یکی از علما در مورد تلاشهای اقتصادی اسرائیل
بیانیه جنبش عدالت خواه دانشجویی در رابطه تحریم کالاها و شرکت های حامی صهیونیزم
راه حل های موجود برای الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت
ما چگونه به اسرائیل کمک می‌کنیم؟
چند پیشنهاد پیرامون مساجد
حكم حكومتي در سيره سياسي امام
حجتیه‌‌ای کیست، چه می‌گوید، و چه می‌کند؟
رونمایی از یک فیم جنجالی در سینمای خانگی
می‌خواستند آبروی نظام را لکه‌دار کنند
منشور روحانی متعهد و وارسته
سید محمد کاظم شریعتمداری و تحریم خدمات و کالاهای اسرائیلی
امام خمینی:نهضت ما اسلامی است قبل از آنکه ایرانی باشد
درس های مشروطه از نگاه حضرت آیت الله خامنه ای
ارباب خودم سامبولی بلیکم!
سايت جديد كاريكاتور هولوكاست
تبیین صحیفه انقلاب/قرآن،ائمه،دین و ...
میزگرد بررسی تهدیدات علیه جمهوری اسلامی ایران در فضای بین الملل
اصل هشت قانون‌اساسی احیا شود/ باید برای رهبری سربازي کنیم
اگر پــول نداريـد، بميـريد!
امیدی به نهادهای دولتی برای تحول در علوم انسانی نیست
شیخ فضل‌الله نوری شهید بصیرت بود
قاموس«عدالت و عدالتخواهی»/نهایی/قضاییه،فساد..
پایگاه مجازی نقطه عطف راه اندازی شد
چرا شیخ فضل الله به دار آویخته شد؟
14 مرداد سالروز شهادت "مصطفي مازح"
احکام تجارت با غیر مسلمان
طفل نابالغ فرهنگ
ایران نباید مروج و حامی کالاهای صهیونیستی باشد
بازخوانی مواضع امام (ره) درباره انجمن حجتیه
همه با هم، تحریم کالاهای اسرائیلی
وهابيت خطر جدي براي كل جهان اسلام
ظلم صداو سیما به جامعه زنان
گفتگو با طلبه سیرجانی در حرم سیدالکریم
فایل سخنرانی استاد رحیم پور با عنوان عدالت و مدرنیسم
قاموس«عدالت و عدالتخواهی»4/اشرافیت/بازی های سیاسی/محور برنامه ها/ مصرف..
جامعه شناسی فساد
بازخوانی پیام امام در نیمه شعبان به مهاجرین جنگ
گزارش مکتوب و تصویری روز چهارم، پنج، ششم و هفتم نوزدهمین نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی
بگذار ما از همين گلوهای خاموش بشنويم

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان