پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

مبانی نظری و عملی عدالت و عدالتخواهی در کلام مقام معظم رهبری
قاموس«عدالت و عدالتخواهی»4/اشرافیت/بازی های سیاسی/محور برنامه ها/ مصرف..  (ويژه)  

به فضاى همدردى با فقيران دامن بزنيد... البته سعى شود به جماعت فقير و تهيدست اهانت نشود و كرامت انسانىِ آنها از بين نرود... زندگى تجملاتى نبايد به‏هيچ‏وجه ترويج شود؛ بلكه بايد تخريب شود و نقطه‏ى منفى به‏حساب بيايد./شكاف اقتصادى و تبعيض در مسائل اقتصادى و برخورداريهاى ناروا در مقابل محروميتهاى سخت و سنگين. اين، مردم را آزار مى‏دهد. بيش از فقر، تبعيض براى مردم گزنده است./مبارزه با فساد مالى و اقتصادى جدى‏ست و ادامه دارد. البته من به مسئولين قوه قضاييه و مجريه سفارش كردم كه جنجال به راه نيندازند؛ جنجال موجب گم شدن اصل مسئله مى‏شود. بايد با آن مبارزه كرد.(

  
 
یکشنبه 10 مردادماه 1389  

 

تحول اخلاقی لازمه عدالت اجتماعی
  ما بدون يك تحوّل اخلاقى عميق و گسترده، نخواهيم توانست عدالت اجتماعى را آن‏طورى كه مورد نظر اسلام است، انجام دهيم. عدالت، عدّه‏اى را زخمدار و ناراضى مى‏كند. عدالت، كسانى را كه درصدد سوءاستفاده از اموال عمومى‏اند، به اعتراض وامى‏دارد. آن كسانى هم كه در اين مواقع اعتراضى مى‏كنند، كسانى نيستند كه دستشان به جايى نرسد. كسى كه امكانات و ثروت دارد، مى‏تواند مسأله درست كند. دشمنان خارجى هم به اين طور آدمها كمك مى‏كنند.(1/1/1376)
  مسؤولان اسلامى نبايد در رفتار و عملِ خودشان مسرفانه و متجمّلانه زندگى كنند. بالاتر از آن، نبايد طورى زندگى كنند كه روش اسراف‏آميز و تجمّل‏آميز به يك فرهنگ تبديل شود.(25/9/1379)

هنر دینی این است
  هنر دينى عدالت را در جامعه به صورت يك ارزش معرفى مى‏كند؛ ولو شما هيچ اسمى از دين و هيچ آيه‏اى از قرآن و هيچ حديثى در باب عدالت در خلال هنرتان نياوريد. مثلاً هيچ لزومى ندارد كه در محاورات سينمايى يا در تئاتر، نام و يا شكلى كه نماد دين است، وجود داشته باشد تا حتماً دينى باشد؛ نه. شما مى‏توانيد در باب عدالت، رساترين سخن را در هنرهاى نمايشى بياوريد. در اين صورت به هنر دينى توجّه كرده‏ايد... هنر دينى عبارت است از هنرى كه بتواند مجسّم كننده و ارائه كننده آرمانهاى دين اسلام - كه البته برترين آرمانهاى اديان الهى است - باشد. اين آرمانها همان چيزهايى است كه سعادت انسان، حقوق معنوى انسان، اعتلاى انسان، تقوا و پرهيزگارى انسان و عدالت جامعه انسانى را تأمين مى‏كند.(1/5/1380)

شرط پیوند حقیقی
  پيوند حقيقی با مردم، مستلزم حضور در ميان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگی آنان است . ساده زيستی و پرهيز از اسراف و پرهيز از هزينه كردن بيت المال در امور شخصی و غير ضروری ، شرط لازم برای حفظ اين پيوند است. ترويج فرهنگ اشرافيگری و تجمل و سفرهای پرهزينه و بيهوده ی خرجی از كيسه ی مردم ، دور از شأن نمايندگی و عامل گسيخته شدن پيوند نماينده بامردم است.(7/3/1383)

این زندگی باید تخریب شود
  به فضاى همدردى با فقيران دامن بزنيد. خوشبختانه صدا و سيما در چند سال گذشته برنامه‏هاى بسيار خوبى در اين زمينه داشته، كه درخور تقدير است. دغدغه‏ى عدالت را در ذهنها و دلهاى مردم دامن بزنيد؛ اين كار بسيار خوب است. البته سعى شود به جماعت فقير و تهيدست اهانت نشود و كرامت انسانىِ آنها از بين نرود... زندگى تجملاتى نبايد به‏هيچ‏وجه ترويج شود؛ بلكه بايد تخريب شود و نقطه‏ى منفى به‏حساب بيايد.(1/1/9/1383)

نه چپ، نه راست
  ما دنبال چه نوع توسعه‏يى هستيم؟...مدل توسعه در جمهورى اسلامى، به اقتضاى شرايط فرهنگى، تاريخى، مواريث و اعتقادات و ايمان اين مردم، يك مدل كاملاً بومى و مختص به خود ملت ايران است؛ از هيچ‏جا نبايد تقليد كرد؛ نه از بانك جهانى، نه از صندوق بين‏المللى پول، نه از فلان كشور چپ، نه از فلان كشور راست؛ هرجا اقتضايى دارد. فرق است بين استفاده كردن از تجربيات ديگران، با پيروى از مدلهاى تحميلى و القايى و غالباً هم منسوخ... از تجربه‏ها و دانشها بايد استفاده كرد، اما الگو و شيوه و مدل را بايد كاملاً بومى و خودى انتخاب كرد.(27/3/1383)
  من هيچ اعتقادى به اين معنا ندارم كه جمهورى اسلامى از رسيدن به خواسته‏اش كه تشكيل يك جامعه بر اساس عدالت اجتماعى و رفاه عمومى است، ناتوان است. من به هيچ وجه به اين اعتقاد ندارم. به اين‏كه ما در اين قضيه نياز به تكيه به ديگران داريم هم اصلاً اعتقادى ندارم. البته مراوده با ديگران، استفاده از ديگران، همكارى با ديگران و داد و ستد با ديگران، هميشه خوب است؛ در همه سطوح خوب است. البته با حدود و ثغورى كه قانون و سياستهاى كشور و تدبير مديران بالا مشخّص مى‏كند. لكن تكيه نه! اتّكا و استناد و ناتوانى بدون آن؛ چنين چيزى را من اعتقاد ندارم.(3/6/1372

تهاجم مفسدین
  بدانيد مبارزه با فساد، يك مبارزه جدّى و واقعى است. مفسدين تهاجم خواهند كرد و فشار خواهند آورد؛ لذا كار سختى است. براى مقابله با شيوع فساد اقتصادى و مالى، بايد لباس مبارزه به تن كرد.(11/5/1380)

جهاد بدون اغراض سیاسی
  مبارزه با فساد، يك جهاد همه‏جانبه است. من از مسؤولان كشور خواهش مى‏كنم اين جهاد عظيم را به اغراض سياسى آلوده نكنند. اگر مسؤولان كشور آن خودآگاهىِ لازم را داشته باشند، آن‏گاه مى‏فهمند كه امروز مبارزه با فساد لازم است و يك جهاد است. نشناختن موقعيّت و خطر، همان ناخودآگاهى است كه اين خود خطر بسيار بزرگى است.(19/10/1380)

شروع از خود
  در باب فساد اقتصادى خوب است همه از اطرافيان و منسوبان خويشاوندى و شخصيتى خود شروع كنند. فساد را فقط در اشخاص دور دست نبينند، بلكه در نزديكان خود و اشخاص ظاهراً مورد اعتماد خود هم آن را حس و با آن مبارزه كنند..(20/4/1381)

مبارزه بدون جنجال
  مبارزه با فساد مالى و اقتصادى جدى‏ست و ادامه دارد. البته من به مسئولين قوه قضاييه و مجريه سفارش كردم كه جنجال به راه نيندازند؛ جنجال موجب گم شدن اصل مسئله مى‏شود. بايد با آن مبارزه كرد.(1/1/1382)

عدالت پیام انقلاب
  پيام ديگر انقلاب، «عدالت» است. در دنيا هرجا كه نداى عدالتخواهى بلند شده است، اين انقلابْ آن‏جا را با خود و از خود و متناسب با خود يافته است و با حقجويان و عدالتخواهان عالم، همراهى كرده است. بسيارى از عدالتخواهان، آزاديخواهان و مبارزان با ظلم و تبعيض در شرق و غرب و قارّه‏هاى پنجگانه عالم، مى‏گويند «ما از انقلاب شما اين درس را آموختيم».(14/3/1374)

عدالتخواهی جهانی
  ما معتقديم كه ملتهاى مسلمان، در هر نقطه از دنيا كه هستند، اگر تصميم بر ايستادگى براى اسلام و نصرت آن داشته باشند، پيروز خواهند شد. اساس قضيه اين است كه مسلمانان در هر نقطه از عالم كه هستند، بايد تصميم بگيرند از عدالت دفاع كنند، از عدالت بگويند، در مقابل ظلم بايستند و از اسلام - اسلامى كه طرفدار مظلومين و ضعفاست - دفاع كنند. قدرتمندان عالم كه بر همه جا مسلّطند، خودشان قدرتشان را افسانه‏اى جلوه داده‏اند. واقعيت قدرت آنها با آنچه كه دارند خيلى متفاوت است.(18/11/1371)

آرمانهای جمهوری اسلامی
  آرمانهاى جمهورى اسلامى، تعالى انسان، پيشرفت انسان، رفاه انسان، اقتدار جامعه، پيشرفت در همه‏ى ميدانهاى معرفت انسانى، حمايت از عدل در سراسر جهان و مقابله با زورگويان و تجاوزگران و زياده‏طلبان است.(2/10/1383)
  هدف جمهورى اسلامى، تأمين عدالت در جامعه است. مبادا كسانى در گوشه و كنار كشور پيدا شوند و تصوّر كنند كه هدف ما عبارت است از افزايش حجم ثروت مادّى! يعنى عدّه‏اى از انواع و اقسام راههاى توليدِ ثروت برخوردار شوند؛ ديگران هم هر طور زندگى كردند، كردند! (17/10/1371)

یک گفتمان اساسی
  گفتمان عدالت، يك گفتمان اساسى است و ... همه چيز ماست. منهاى آن، جمهورى اسلامى هيچ حرفى براى گفتن نخواهد داشت؛ بايد آن را داشته باشيم. اين گفتمان را بايد همه‏گير كنيد.(10/8/1383)

نه اشراف سنتی، نه اشراف جدید
  ما نظام و كشورى مى‏خواهيم كه پيشرفته باشد... برخوردار از عدالت باشد؛ مبراى از فساد باشد؛ طبقه‏ى اشراف بر آن حاكميت نداشته باشد - چه اشراف سنتى، چه طبقه‏ى جديدى كه ممكن است اسمشان اشراف نباشد، اما در واقع اشراف باشند و به قول آقايان از رانت‏هاى گوناگون اقتصادى استفاده كنند.(19/2/1384)
  همه‏ى كسانى كه نانشان در بى‏عدالتى است، با عدالت دشمن‏اند. همه‏ى كسانى كه با قلدرى و زورگويى - چه در صحنه‏ى ملى، چه در صحنه‏ى بين‏المللى - تغذيه مى‏شوند، با عدالت مخالفند. (12/5/1384)
  دمكراسى همه چيز نيست و در آن، عدل - كه اساس حكومت صحيح است - وجود ندارد.(27/11/1379)

رفع فقر و محرومیت
  نظام اسلامى معتقد به يك جامعه ثروتمند است، نه يك جامعه فقير و عقب‏مانده. معتقد به رشد اقتصادى است؛ ولى رشد اقتصادى براى عدالت اجتماعى و براى رفاه عمومى، مسأله اوّل نيست. آنچه در درجه اوّل است، اين است كه فقير در جامعه نباشد؛ محروم نباشد؛ تبعيض در استفاده از امكانات عمومى نباشد.(12/5/1372)

ثروتمندی بی‌فایده
  چه فايده‏اى دارد كه كشورى ثروتمند باشد؛ اما در آن گرسنگان زيادى وجود داشته باشند. توليد بالا داشته باشد؛ اما تبعيض و تفاوت در جامعه وجود داشته باشد. عدّه‏اى باشند كه بتوانند با كمك آن ثروتى كه اين كشور دارد، بر جمع كثيرى از مردم ظلم كنند، زور بگويند و آنها را استثمار نمايند!(23/1/1378)
  آن پيشرفت اقتصادى كه فاصله بين طبقات مردم را زياد كند، مورد نظر اسلام نيست.(12/3/1378)

همدرد مظلومان دنیا
  ملتى كه نظام اسلامى را انتخاب مى‏كند از آنجا كه مؤمن به اسلام و عاشق عدالت، و پايبند به منطق و عقل و دين، و آزاد از تحميل و زورگويى است، بطور طبيعى همه‏ى قدرتهاى سلطه‏گر سياسى و اقتصادى و فرهنگى عالم را نفى مى‏كند و از همه‏ى زورگويان و چپاولگران و متجاوزان بين‏المللى روى برمى‏تابد و اگر از آنان تعرضى ببيند با همه‏ى توان در مقابل آنان مى‏ايستد و از استقلال و شرف و آزادگى خود دفاع مى‏كند، و از آنجا كه معتقد به برادرى همه‏ى مسلمانان و شرف همه‏ى انسانهاست در هر نقطه‏ى جهان كه ملتى را مقهور دست ظلم و استكبار ببيند با آنان احساس همدردى مى‏كند و اگر بر آزادى طلبى همت گمارند، دست كمك به آنان مى‏دهد.(21/11/1377)
  ما بايد يك كشور نمونه بسازيم و نشان دهيم كه اسلام مى‏تواند با اجراى قوانين خود و با حاكميت خود، انسانها را از لحاظ نيازهاى مادى و معنوى اشباع كند؛ ما بايد عدالت را در واقعِ جامعه‏ى خودمان تجسم ببخشيم و روى دست بگيريم؛ به دنيا نشان بدهيم؛ اينها وظيفه‏ى ماست، كه اين كارها هنوز نشده است.(16/4/1383)

خبررسانی نه جنجال!
  گفتم کار را بی ‌جنجال پیش ببرید. ما می‌ خواهیم حقیقتاً با فساد مبارزه شود؛ جنجال لازم نیست. بله، خبررسانی‌ به مردم خوب است. وقتی‌ کار تمام شده باشد، آن مقداری‌ که لازم باشد، خبر رسانی‌ شو د . کار هم صورت می‌ گیرد.(22/2/1382)

تکلیف ما
  تکلیف ما این است که عدالت را در جامعه مستقر کنیم و این هم جز با مبارزه علیه فساد و افزون طلبی‌ انسانهای‌ مفتخوار و سوءاستفاده کن امکان پذیر نیست.(5/6/1382)

مبارزه با زیاده‌خواهان
  گردآورندگان ثروتهای نامشروع، زیاده‌خواهان، زیاده‌خواران و مفسدان اقتصادی نباید عرصه را بر کسانی تنگ کنند که یا سرمایه‌گذاری می‌کنند، یا کار می‌کنند، یا زحمت می‌کشند، یا درس می‌خوانند، یا علم را گسترش می‌دهند و درآمدی بسیار کمتر از آنها دارند.(15/4/1383)

عدم فضاسازی کاذب
  دنبالگيرى فساد با روش صحيحِ قانونى در جاى خود انجام گيرد؛ اين‏طور فضاسازيهاى كاذب هم نشود. اينها با هم منافاتى ندارند؛ لازم و ملزوم هم نيستند كه اگر ما خواستيم با فساد مبارزه كنيم، پس حتماً بايد فضايى نامطمئن و ناامن و همراه با سوءظن به همه به وجود آيد. بعكس، بنده معتقدم اگر ما با فساد و مفسدِ واقعى برخورد حقيقى و جدّى كنيم، اين كار بايد به مردم احساس آرامش بدهد. اين نبايد تعميم داده شود و بگويند پس همه اين‏طورند! در بيان هم نبايد چنين چيزى گفته شود.(15/6/1380)

مواظب جنجال باشید!
  مواظب و مراقب باشيد؛ مبادا با ايجاد يك جنجال در گوشه‏اى، اين حركت عظيم را تحت‏الشّعاع قرار دهند و به دست فراموشى بسپارند. اينها هوشيارى ملت عزيز ما را مى‏طلبد.(3/11/1380)
  در سالهاى گذشته، شعار مبارزه با فساد، مكرّر مطرح شد؛ در جلسات، به برخى مسؤولان تأكيد شد؛ در محافل عمومى، براى مردم بيان شد؛ اما با همين‏گونه جنجالها و مغلطه‏كاريها نگذاشتند پيش برود. (3/11/1380)

اول کار بعد اطلاع‌رسانی
  در آن نامه‏اى كه به رؤساى محترم سه قوّه نوشتم، عرض كردم مراقب باشيد تخلّفات مديريّتى را كه غالباً به اشتباه بر مى‏گردد، با جرائمى كه كسى از روى عمد مرتكب مى‏شود، مخلوط نكنيد. مراقب باشيد اوّل، كار انجام گيرد و بعد مردم از كارى كه انجام گرفت، مطّلع شوند. جنجال تبليغاتى نسبت به كارى كه هنوز انجام نگرفته است، نه فقط مفيد فايده نيست، بلكه ضررهايى هم ايجاد مى‏كند. كار را بكنيم، بعد اطّلاع دهيم اين كار شد - مثلاً اين پرونده رسيدگى و مختومه شد، يا اين طور احقاق حق گرديد - نه اين‏كه قبل از آن كه كارى صورت گيرد، جنجال كنيم كه مى‏خواهيم اين كار را بكنيم؛ بعد هم نتوانيم، يا اشكالى پيش آيد، يا معلوم شود فلان گوشه‏اش را اشتباه كرده بوديم. بنده معتقد به خبررسانى و اطّلاع‏رسانى‏ام؛ مكرّر هم به رئيس محترم قوّه و دوستان ديگر در اين زمينه عرض كرده‏ام. بايد افكار عمومى را مطّلع كرد و اطّلاع رسانىِ صحيح و درست انجام داد؛ ليكن اطّلاع‏رسانىِ بهنگام، بجا و به شكل متين و صحيح)5/4/1381)

نیازهای مردم نه جنجالهای سیاسی
  در زمينه مسائل داخلى، نيازهاى مردم اين موضوعات است و مردم آن را از مسؤولان مى‏خواهند. البته عدّه‏اى هم پيدا مى‏شوند كه شعارهاى سياسىِ جنجالىِ بى‏محتوا را جايگزين اين مسائل مى‏كنند.(21/7/1382)

رفع محرومیت، اهتمام اصلی دولت
  اهتمام اصلى دولت در همه سياستهاى اجرايى و بخشى، بايد رفع محروميت به نفع ايجاد عدالت باشد. اين بايد اوّلين چيزى باشد كه مورد نظر قرار مى‏گيرد. با اين كار، چقدر ما رفع محروميت مى‏كنيم و چقدر كشور را به عدالت نزديك مى‏كنيم.(5/6/1380)

بنده موافق نیستم
  يك وقت اين انتظار وجود دارد كه مرتّب اعلاميه داده شود و بگويند فلان كس را گرفتيم، پدر فلان كس را درآورديم، فلان كس اين فساد را كرده؛ اين درست نيست و برخلاف سياست اعلام شده ماست؛ ما گفتيم اصلاً نگوييد. در مواردى هم كه اعلام و جنجال شد، بنده با آن وضعيت موافق نبودم. اين تصميم را بر اساس محاسبه گرفتيم و اين محاسبه هم حكيمانه است و بر اين اساس نيست كه چيزى لاپوشى و پنهان نگه داشته شود؛ ابداً. بنده نمى‏خواهم ملاحظه كسى را بكنم؛ منتها فكر نمى‏كنم تا چيزى قطعى و اثبات نشده، بزرگ بودن و اهميتش ثابت نشده، محاكمه نشده و روى آن قضاوتى نيست، بايد سرِ زبانها بيفتد و مطرح شود. هر كس اين كار را بكند، بنده موافق نيستم؛ چه مطبوعاتيها، چه راديو و تلويزيون و چه ديگران؛ اما آمارِ كارشان را بيان كنند؛ آن هم در صورتى كه اسم افراد آورده نشود. اين را من به شما عرض كنم: يك نفر جرمى مى‏كند، آدمِ خيلى بدى هم هست، بايد هم مجازات شود؛ اما اگر ما اسم او را اعلام كرديم، با اين اعلان، چند نفر مجازات مى‏شوند؟ پسر و دختر او هم كه در مدرسه يا دانشگاه درس مى‏خوانند و در محلّه خود رفت و آمد دارند، مجازات مى‏شوند. اين كار چه لزومى دارد؟ بگذاريد مجرم زندان برود و فى‏الجمله گفته شود اين كار انجام گرفته؛ ديگر چه لزومى دارد ما بچه دبستانى، دبيرستانى و دانشگاهى‏اش را هم - كه هيچ گناهى ندارند - مجازات كنيم؟(22//1382)
  [دستگاه های اجرایی کشو باید] مجوّزهايى را كه بعضى از دستگاهها دارند و منجر به همين گرانيها و افزايش قيمتها مى‏شود، بايد لغو كنند.(22/3/1382)

مطلقا وارد نشوید!
  آقايانِ وزرا و مسؤولان بالاى كشور بخصوص، اگر بخواهند از اين دغدغه‏هاى گوناگون، خودشان را خلاص كنند و اين خدمت بزرگ و خالص و خوبى را كه ارائه مى‏دهند، بى هيچ دغدغه و اشكال، در نامه عمل خودشان ثبت كنند و براى اين كشور، ان‏شاءاللَّه مستدام بدارند، راهش اين است كه در فعّاليتها و تلاشهاى اقتصادى شخصى و گروهى، مطلقاً وارد نشوند. (8/6/1375)

برنده‌ترین حربه دشمن
  بدانيد كه دشمن شما، دشمن اين انقلاب، دشمن اين نظام، بُرنده‏ترين حربه‏اى كه در اختيار خواهد داشت، فقر و گرفتارى اقتصادى مردم است. روى اين مسأله بايد فكر كرد. گرفتاريهاى اقتصادى مردم، همين بيكارى‏اى است كه در كلمات شما تكرار مى‏شود و درست هم هست؛ همين كمبودها و همين مشكلات فراوان است. البته فسادهاى گوناگون، سوءاستفاده‏هاى گوناگون، تبعيضهاى گوناگون، مشكلات ادارى و مشكلات قضايى هم در كنارش هست. اولويّت اوّل براى شما اين است كه اميد مردم را حفظ كنيد. اولويّت اوّل اين است كه شكم مردم را سير كنيد. مى‏شود نشست و حرفهاى روشنفكرى زد: اگر فلان‏طور نشود، فلان‏طور نخواهد شد؛ اگر چنين نشود، چنان نخواهد شد؛ اما بايد ديد واقعيت چيست.(29/3/1379)

چفت اولویت‌ها با امکانات
  از جمله مصاديق امانت، رعايت اولويّتها در هزينه كردن است. گاهى هزينه‏ها، هزينه‏هاى درستى است؛ اما اولويّت‏دار نيست. شما نگاه كنيد، اولويّتها را با امكانات تطبيق كنيد. امكانات ما محدود است؛ لذا اولويّتها را با امكانات چِفت كنيد. (5/6/1380)

ثروت بادآورده تولید نکنید!
  [یکی از اصلهای مهم این] مردم بايستى در كارهاى دولت، سهيم، شريك، همكار و مباشر كار باشند؛ ليكن نكته اساسى كه در اين‏جا وجود دارد، اين است كه نوع دخالت مردم، نبايد منجر به اين شود كه بعضى از قشرهاى مردم يا بعضى از افراد زرنگ در ميان مردم، سودهاى كلان و بادآورده ببرند؛ در حالى كه عدّه ديگرى از مردم، در اوّليات زندگى در بمانند. يعنى همان مسأله اساسى عدالت اجتماعى و رسيدگى به همه قشرها در بخشهاى مختلف، بايد مورد توجّه قرار گيرد. الان در بخشهاى مختلف كشور، دولت در وزارتخانه‏هاى مختلف، يا طبق قانون، يا طبق سياستهايى كه در اين وزارتخانه خاص وجود دارد - كه خوب هم هست و ايرادى ندارد - هر كدام به نحوى مسائلشان را با مردم، هماهنگ و متوازن مى‏كنند؛ ليكن حتماً بايد توجّه كنيد كه از قِبَل امكانات و موجودى دولت - كه متعلق به همه مردم است - اين طور نشود كه ثروتهاى بادآورده‏اى به وجود آيد و در مقابل، همچنان كه لازمه وجود ثروت بادآورده در كشور است، عدّه‏اى محروم بمانند.(8/6/1375)

سرگرمی به فعالیت‌های سیاسی و حزبی، منشأ مشکل
  بعضى از مشكلات ما ناشى از ضعف بعضى از مديريّتهاست كه به كارهاى جزئى و فعّاليتهاى سياسى و حزبى سرگرم و مشغول مى‏شوند. اين‏قدر كه من در اين خصوص تأكيد مى‏كنم، بعضى كسان مى‏گويند فلانى با حزب و تحزّب مخالف است؛ در صورتى كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى، اوّلين حزب را ما درست كرديم.(12/8/1380)

تقسم ثروت ملی میان مردم
  هدف جمهورى اسلامى فقط اين نيست كه با ارقام و اعداد، توليد ناخالص ملى را در مجموع رقم بالايى نشان دهد؛ اين كافى نيست. ما معتقديم در كشور بايد عدالت باشد و ثروت ملى ميان همه مردم تقسيم شود. اين آرزوى بزرگ ماست و براى آن تلاش و مبارزه مى‏كنيم.(25/9/1382)

مراقبت از حق طبقات ایثارگر
  در همه مراحل، مواظب و مراقب باشيم و نگذاريم كه خداى نكرده، حقِّ طبقات ايثارگر كشور - مثل خانواده‏هاى شهدا، جانبازان، رزمندگان و كسانى كه در راه خدا واقعاً جهاد كردند و زحمت كشيدند - به بعضى از حرفها و نِقهايى كه گاهى گوشه و كنار زده مى‏شود؛ آن هم از سمت كسانى كه در جنگ، هيچ گونه دلسوزى‏اى نداشتند و براى اين انقلاب و براى جنگ و در ميدانهاى خطر، هيچ گونه تلاشى نكردند، ضايع شود.(8/6/1375)

پاسداری از طبقات مستضعف
  به مسؤولان هم سفارش مى‏كنم كه پاس طبقات كارگر و محروم و مستضعف و اين مردم مؤمن را بدارند؛ آنها را در قوانين، در مراجعات ادارى و در ساير مراجعات گوناگونى كه با دستگاههاى دولتى دارند، مورد توجه قرار بدهند.(12/2/1369)

بهره‌های کلان قانونی، منشأ فقر
  تا وقتى كسانى در كشور وجود دارند كه مى‏توانند از موجوديهاى كشور، سودها و بهره‏هاى بى‏حساب و كلان ببرند و ظاهرش اين است كه مثلاً در صورتهاى قانونى هم معامله و اجاره و مقاطعه‏كارى و واسطه‏گرى مى‏كنند - يعنى على‏الظّاهر شكل لباس قانونى دارد؛ اگر چه ممكن است باطنش هم بى‏قانونى باشد - بدون شك، فقر در كشور، ريشه‏كن نخواهد شد. چنين چيزى ممكن نيست. يعنى وجود امكانات بيش از حد در اختيار يك جمع معدود، نخواهد گذاشت كه توليدات و امكانات كشور، در دسترس بقيه مردم قرار گيرد. همين تورّمى هم كه هميشه از آن مى‏ناليد و همه مى‏نالند و حق هم هست؛ تا آخر ادامه پيدا خواهد كرد. بايستى در دستگاههاى مختلف دولت، توجّه دقيقى شود كه جلوِ استفاده‏هاى غير منطقى و غير صحيحِ منتهى و منجر به ثروتهاى كلان، گرفته شود. اگر احياناً قانونى هم وجود دارد كه اين قانون، از روى غفلت گذارده شده است، يا مقرّراتى در جايى وضع شده است كه اين نتيجه را مى‏بخشد، چون اين ضرر و عيب را دارد، بايد حتّى آن قانون علاج شود(8/6/1375)

سیاست کشور در جهت سود طبقات محروم
  سياست اداره‏ى كشور، بايد در جهت سود طبقات محروم و رفع محروميت از آنها باشد؛ كمااين‏كه همين‏طور هم هست.(12/2/1369)

دفاع از قشر محروم، محور تحرکات اقتصادی
  مسؤولان نظام، از نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، تا مسؤولان بخشهاى مختلف اجرايى، بخصوص رده‏هاى سياستگذارى و كارشناسى، و تا قضات و اجزاى دستگاه قضايى، بايد به جد و جهد و با همه‏ى اخلاص، درصدد اجراى عدالت در جامعه باشند. امروز در جامعه‏ى ما، برترين گام در راه استقرار عدل، رفع محروميت از طبقات محروم و تهيدست و كم‏درآمد است كه غالباً بيشترين بار نظام را در همه‏ى مراحل بردوش داشته‏اند و دارند و همواره با اخلاص و صميميت، از انقلاب و اسلام دفاع كرده‏اند. دفاع از قشرهاى محروم - كه صاحبان واقعى انقلابند - بايد در رأس همه‏ى برنامه‏ريزيهاى كشور و محور كليه‏ى تحركات اقتصادى در بخشهاى مختلف آن باشد و صحت هر سياست و برنامه‏ى اقتصادى، با چگونگى و اندازه‏ى پيشرفت در اين هدف، در كوتاه‏مدت يا بلندمدت، سنجيده شود.(13/3/1370)

میزان سنجش پیشرفت
  مهمترين مسأله‏ى دستگاه ما و نظام جمهورى اسلامى - كه همه‏ى اينها در خدمت و در جهت آن است - همان چيزى است كه همه‏ى ما به آن معتقديم و بارها گفته‏ايم؛ يعنى كوشش براى رفع فقر و محروميت در جامعه، و حمايت و كمك به طبقات مستضعف و محروم. واقعاً بايد صحت برنامه‏ها را به اين سنجيد و دنبال اين قضيه رفت و كارهاى ديگر را در اولويتهاى بعد قرار داد(3/6/1370)

رسیدگی دلسوزانه‌تر
  به درد و تظلم همه بايد رسيد؛ اما به آن كس كه در او، احتمال مظلوميت بيشتر است - قشرهاى مظلوم و پايين جامعه - دلسوزانه‏تر بايد رسيد.(4/4/1369)
  نه اين‏كه نبايد براى طبقات مرفّه كار كرد؛ آنها هم از حقوق عمومى كشور بايد بهره‏مند شوند؛ اما به آن كسى كه محروميت دارد و دستش از حقوق خود خالى مانده است، بايد بيشترِ توجّه و همّت و تلاش را اختصاص داد(14/3/1380)

قشر بی‌بلندگو و تریبون
  ما براى اجراى عدالت آمده‏ايم. قشر محروم مردم، بلندگو و تريبون ندارند؛ اما قشر مرفه و زرمند و زورمند، هم از تريبونها بناحق استفاده مى‏كنند؛ هم هرجا بخواهند، در بدنه‏ها اعمال نفوذ مى‏كنند و كارشان را پيش مى‏برند؛ ولى آن قشر محروم زمين مى‏مانند.(5/6/1380)
  وقتى كه مردم خود را در رفع گرفتارىِ مستضعفان و ضعفا و مستمندان سهيم بدانند، كارها اصلاح مى‏شود.(29/4/1383)

بی‌تفاوتی به فقر نشانه تکذیب دین
  «الّلهم اغن كلّ فقير. الّلهم اشبع كلّ جائع. الّلهم اكس كلّ عريان».(مفاتيح‏الجنان: دعاى يوميه ماه مبارك رمضان‏) اين دعا فقط براى خواندن نيست؛ براى اين است كه همه خود را براى مبارزه با فقر و مجاهدت در راه ستردن غبار محروميت از چهره محرومان و مستضعفان موظّف بدانند. اين مبارزه، يك وظيفه همگانى است. در آيات قرآن مى‏خوانيم: «أرايت الّذى يكذّب بالدّين. فذلك الّذى يدعّ اليتيم. و لايحضّ على طعام المسكين(ماعون: 1-3)». يكى از نشانه‏هاى تكذيبِ دين اين است كه انسان در مقابل فقر فقيران و محرومان بى‏تفاوت باشد و احساس مسؤوليت نكند.(15/9/1381)
  نمى‏شود منتظر ماند تا برنامه‏هاى اجتماعى به ثمر برسد و شاهد محروميت محرومان و فقر گرسنگان در جامعه بود. اين وظيفه خودِ مردم و همه كسانى است كه مى‏توانند در اين راه تلاش كنند. همه بايد خود را موظّف به مواسات بدانند.(15/9/1381)

انتظارات مردم اینهاست
  انتظارات مردم، رفع مشكلات اقتصادى، رفع مشكلات مربوط به جوانان - مسأله تحصيل و مسكن و ازدواج و بيكارى - رفع مسائل مربوط به گرانى و برطرف شدن مسائل مربوط به عمران شهرى و روستايى است.(25/9/1382)
اولویت‌ها، نه اقدام مفید
  اين‏طور نباشد كه ما هر اقدامى كه مى‏خواهيم بكنيم كه مستلزم هزينه‏اى است، به اين اكتفا كنيم كه اين اقدام، اقدام مفيدى است. اين كافى نيست. صرف مفيد بودن اين كار، كافى نيست براى اين كه ما اين هزينه را بكنيم. در شرايط كنونىِ ما، بايد اولويّت داشته باشد. بدون اولويّت، هزينه كردن جايز نيست.(4/10/1378)
  از جمله مصاديق امانت، رعايت اولويّتها در هزينه كردن است. گاهى هزينه‏ها، هزينه‏هاى درستى است؛ اما اولويّت‏دار نيست. شما نگاه كنيد، اولويّتها را با امكانات تطبيق كنيد. امكانات ما محدود است؛ لذا اولويّتها را با امكانات چِفت كنيد.(5/6/1380)

مخارج سنگین دولت
  اندازه نگهداريد؛ دولت مخارجش زياد و سنگين است. مخارج سنگين دولت منجر به اين مى‏شود كه مثلاً در فلان بخش سوبسيد را بردارند. اين، سياست درست و متين و منطقى هم است؛ شكى در آن نيست، بايد هم انجام بگيرد، چاره‏يى هم نيست، روى مردم هم فشار مى‏آيد؛ اما اين مخارج را منصفانه قرار بدهيم و خودمان به دست خودمان بر مخارج چيزى اضافه نكنيم.(23/5/1370)

ریشه  گرفتاری ‌ها دو چیز است...
  ما در داخل كشورمان كم گرفتارى نداريم. ريشه گرفتاريها از دو چيز است: اوّل، از غفلتها و كوتاهيها و تنبليها و احياناً بدعمل كردنهاى خود ماست؛ در رابطه با اموال عمومى، در رابطه با تجمّل‏گرايى، در رابطه با پاسخگويى به مردم در دستگاههاى مختلف. ريشه دوم، دشمنانى هستند كه از همين مايه‏ها و زمينه‏ها سوءاستفاده مى‏كنند؛ بر اين مردم تنگ مى‏گيرند؛ تهديد مى‏كنند؛ ايجاد اختلاف مى‏كنند؛ دو دستگى مى‏اندازند؛ محاصره اقتصادى مى‏كنند.(11/12/1378)
  در اين تبليغات، خرج و اسراف هم نشود. بنده گمان مى‏كنم اگر كسى براى خدا از اسراف در تبليغات و كارهاى ناباب اجتناب كرد، خداى متعال به او كمك خواهد كرد و او را در مقصودى كه دارد، موفّق خواهد گرداند.(24/11/1382)

گزندگی تبعیض بیش از فقر
  شكاف اقتصادى و تبعيض در مسائل اقتصادى و برخورداريهاى ناروا در مقابل محروميتهاى سخت و سنگين. اين، مردم را آزار مى‏دهد. بيش از فقر، تبعيض براى مردم گزنده است. (7/3/1381)
  يك نوع حالت مركزگريزى و دور از مركزگرايى در طبيعت جمهورى اسلامى هست.(12/10/1370)

اینها محیط اقتصادی را نا امن میکنند!
  ناامنى اقتصادى، بخش ديگرى از ناامنى است. آن كسانى كه محيطهاى اقتصادى را ناامن مى‏كنند؛ اگر كسانى سرمايه‏هاى كوچكى دارند، اينها با كارهاى غيرقانونى، با زرنگى‏ها، اين سرمايه‏هاى كوچك و امكانات مردم را نابود مى‏كنند و به سود خودشان مصادره مى‏كنند. آنهايى كه بالاتر از اين، امكانات دولتى و عمومى را با زرنگيها، با تسلّط بر قوانين و مقررات و گريزگاههاى قانونى، به نفع خودشان مصادره مى‏كنند و هر جا كه بتوانند، از سوءاستفاده‏هاى شخصى نمى‏گذرند؛ اينها محيطهاى اقتصادى را ناامن مى‏كنند. شما ببينيد اگر در يك كشور وضع اقتصادى بيمار است، يكى از چند علت، وجود همين گريزگاههاى از قانون است كه كسانى مى‏توانند با استفاده از اينها سوءاستفاده كنند و جيبهاى خودشان را پر كنند و امكانات مردم و دولت را به نفع و سمت خودشان بكشانند.(6/1/1379)
  مصرف بايد به اندازه باشد، نه به حدّ اسراف و زياده روى. اين اندازه در هر زمانى متفاوت است... اندازه عبارت است از اين‏كه انسان خودش را هر چه مى‏تواند به اين قشرها نزديك كند. مسؤولين عزيز كشور، اعم از دولتى و قضايى و سايرين، بخصوص بايد اين اصل را بيش از ديگران رعايت كنند.(1/1/1371)

اسراف لازمه اشرافیگری
  صرفه‏جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‏گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‏روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود.(1/1/1376)

بلای بزرگ مصرف‌ گرایی
  مصرف‏گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‏كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‏ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرايى و تجمّل‏گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‏گرايى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.(15/9/1381)

مطالب مرتبط:

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

فایل سخنرانی استاد رحیم پور با عنوان عدالت و مدرنیسم
قاموس«عدالت و عدالتخواهی»4/اشرافیت/بازی های سیاسی/محور برنامه ها/ مصرف..
جامعه شناسی فساد
بازخوانی پیام امام در نیمه شعبان به مهاجرین جنگ
گزارش مکتوب و تصویری روز چهارم، پنج، ششم و هفتم نوزدهمین نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی
بگذار ما از همين گلوهای خاموش بشنويم
هجوم ده‌ها صهيونيست‌ به مسجدالاقصي
سانسور مواضع تاریخی امام در سایت مؤسسه حفظ و نشر آثار امام +عکس
عدالت اقتصادی از دیدگاه امام خمینی (ره)
چرا دولت در مقابل اعتراض بازار عقب نشینی کرد؟
دولت حق ندارد در مقابل عده‌اي مال‌خوار كوتاه بيايد
چپ و راستی که هست و نیست!
حلول روح سرمایه‌داری در بازار متدینین
برنامه روز پنجم نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی
گزارشی از جدیدترین خدمات "نستله" به رژیم صهیونیستی
ولایت فقیه یعنی در عرصه تصمیم‌گیری‌های اجتماعی یک نفر باید حرف بزند
پاسخ جنبش دانشجویی به ابهامات تجمع اول تير
گزارش روز سوم و برنامه روز چهارم نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی در مشهد
گزارش تصویری از روز سوم نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی در مشهد مقدس
بررسي انديشه‌هاي سياسي ـ تربيتي علوي در نهج‌البلاغه
تجار، زندگي‌نامه داستاني شهيد "محمد جهان‌آرا" را مي‌نويسد
انتشار 140 عنوان كتاب انقلاب و دفاع‌مقدس در بهار 89
ترجمه انگليسي كتاب "كمين جولاي 82" رونمايي شد
اسيران جنگ 40 هزار جلد كتاب‌ خاطرات دارند
مراسم بزرگداشت شهيد نظرنژاد برگزار مي‌شود
90درصد خطوط دارويي كشور سيستم كنترل بهينه كيفيت ندارند
دعوت از وزرای بهداشت و آموزش و پرورش، معاون برنامه ریزی رییس جمهور، ریاست کمیسیون آموزش مجلس و رییس سازمان خصوصی سازی برای پاسخگویی
گزارش خلاصه شورای هماهنگی کشوری مبارزه با پولی شدن دانشگاه های دولتی به مجلس هفتم
گزارش روز دوم و برنامه روز سوم نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی در مشهد
گزارش تصویری روز دوم نشست نوزدهم
ديگه نهي از منكر نكني ها
عکس: یتیمان دلاور مرد مسجد زاهدان
نشست در مدرسه: گزارش تصويري عكسيما از روز اول نشست نوزدهم جنبش عدالتخواه دانشجويي
بیانیه جنبش عدالتخواه دانشجويي در خصوص بازگشت دوباره طرح دانشجوي پولي
برنامه های دومین روز نوززدهمین نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی
پنجمین اردوی عقیدتی سیاسی سوریه و لبنان
پاتک استراتژیک
بیانات مقام معظم رهبری (دامت برکاته) در ضرورت آسیب شناسی انقلاب اسلام
گزارش شوراي هماهنگي كشوري مبارزه با پولي شدن دانشگاه هاي دولتي
«وديعه الهي» / دوره مطالعاتي ـ پژوهشي‌ آسيب‌شناسي انقلاب اسلامي

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان