پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

مرتضى نائينى، خورشيد فروزان
جان و جانان: امام زمان(عج) از نگاه مقام معظم رهبرى  (ويژه)  

استكبار جهانى و صهيونيزم در تلاش هستند تا ملتهاى تحت‏سيطره آنان، به وضع تحميل شده عادت كنند و آن را رنگى ثابت، ابدى و تغييرناپذير بپندارند. قدرت‏هاى استكبارى خواهان غفلت، خواب آلوده بودن، نداشتن آرمان ونيز عدم تحرك ملت‏ها هستند و چنين وضعى را بهشت‏خود مى‏دانند; اما انتظار فرج موجب مى‏شود كه انسان به وضع موجود قانع نباشد و بخواهد به وضعى بهتر وبرتر دست پيدا كند.
  
 
یکشنبه 27 تیرماه 1389  

 

امروز وجود مقدس حضرت حجت - ارواحنا فداه - در ميان انسان‏هاى روى زمين، منبع بركت، منبع علم، منبع درخشندگى، زيبايى و همه خيرات است.
...براى انسانى كه داراى معرفت‏باشد، موهبتى از اين برتر نيست كه احساس كند، ولى خدا، امام بر حق، عبد صالح، بنده برگزيده در ميان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهى در زمين، با او و در كنار او است; او را مى‏بيند و با او مرتبط است. (1)
مهدى موعود (عج)، مظهر رحمت و قدرت حق و مظهر عدل الهى است و كسانى كه بتوانند با اين كانون شعاع رحمت و تفضلات الهى، ارتباط روحى و معنوى برقرار كنند، در تقرب به خداوند، توفيق بيشترى مى‏يابند; زيرا نفس توسل و توجه و ارتباط قلبى با آن حضرت، موجب عروج و رشد روحى و معنوى انسان مى‏شود. (2)
... يكى از آن خورشيدهاى فروزان، به فضل و كمك پروردگار و به اراده الهى، امروز در زمان ما به عنوان «بقية الله فى ارضه‏» ; به عنوان «حجة الله على عباده‏» ; به عنوان «صاحب زمان‏» و «ولى مطلق الهى در روى زمين‏» وجود دارد. بركات وجود او، [و] انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر مى‏رسد... اين خورشيد معنوى و الهى بازمانده اهل‏بيت عليهم السلام است. (3)
ولى عصر - صلوات الله عليه - ميراث بر همه پيامبران الهى است. (4)
امام بزرگوار و عزيز و معصوم و قطب عالم امكان و ملجا همه خلايق، اگرچه غايب است و ظهور نكرده، اما حضور دارد. (5)
امام زمان (عج) امانت و گوهر درخشنده عظيم آفرينش در ميان ما، امروز بى گمان بيش از هر زمان، متوجه و مراقب اين ملت است. (6)
نقش مهدويت
اميد
اعتقاد به مهدويت، به وجود مقدس مهدى موعود - ارواحنا فداه - اميد را در دلها زنده مى‏كند. هيچ وقت انسانى كه معتقد به اين اصل است، نا اميد نمى‏شود; چرا؟ چون مى‏داند يك پايان روشن حتمى، وجود دارد... سعى مى‏كند كه خودش را به آن برساند. (7)
اعتقاد به قضيه مهدى (عج) و موضوع ظهور و فرج و انتظار، گنجينه عظيمى است كه ملت‏ها مى‏توانند از آن، بهره‏هاى فراوانى ببرند. شما كشتى‏اى را در يك درياى طوفانى فرض كنيد. اگر كسانى كه در اين كشتى هستند، عقيده داشته باشند; كه اطراف آنها تا هزار فرسنگ، هيچ ساحلى وجود ندارد و آب و نان و وسايل حركت اندكى داشته باشند، كسانى كه در اين كشتى هستند، چه كار مى‏كنند؟ آيا هيچ تصور مى‏شود كه اينها براى آن‏كه حركت كنند و كشتى را پيش ببرند، تلاشى بكنند ؟ نه، چون به نظر خودشان، مرگشان حتمى است. وقتى انسان مرگش حتمى است، ديگر چه حركت و تلاشى بايد بكند؟ اميد و افقى وجود ندارد. يكى از كارهايى كه مى‏توانند انجام دهند، اين است كه در اين مجموعه كوچك، هركس به كار خودش سرگرم شود. آن كسى كه اهل آرام مردن است، بخوابد تا بميرد و آن‏كه اهل تجاوز به ديگران است، حق ديگران را بگيرد تا آن‏كه چند ساعتى بيشتر زنده بماند.
طور ديگر هم اين است كه كسانى كه در همين كشتى هستند، يقين داشته باشند و بدانند كه در نزديكى آنها، ساحلى وجود دارد. حالا اگر دور و يا نزديك است و چقدر كار دارند تا به آن‏جا برسند، معلوم نيست. اما قطعا ساحلى كه در دسترس آنها است، وجود دارد. اين افراد چه كار مى‏كنند؟ اينها تلاش مى‏كنند كه خود را به آن ساحل، برسانند و اگر يك ساعت هم به آنها وقت داده بشود; از آن يك ساعت‏براى حركت و تلاش صحيح و جهت دار استفاده خواهند كرد، و فكرشان را روى هم خواهند ريخت و تلاش‏شان را يكى خواهند كرد تا شايد بتوانند خود را به آن ساحل برسانند .
«اميد» ، چنين نقشى دارد . همين قدر كه اميدى در دل انسان به وجود آمد، مرگ بال‏هاى خود را جمع مى‏كند و كنار مى‏رود. اميد موجب مى‏شود، انسان تلاش و حركت كند; پيش ببرد; مبارزه كند و زنده بماند. فرض كنيد ملتى در زير سلطه ظالمانه قدرت مسلطى، قرار دارد و هيچ اميدى هم ندارد. اين ملت مجبور است، تسليم بشود. اگر تسليم نشد، كارهاى كور و بى جهتى انجام مى‏دهد; اما اگر اين ملت و جماعت، اميدى در دلشان باشد و بدانند كه عاقبت‏خوبى حتما وجود دارد، اينها چه مى‏كنند؟ طبيعى است كه مبارزه خواهند كرد و مبارزه را نظم خواهند داد و اگر مانعى در راه مبارزه وجود داشته باشد، او را برطرف خواهند كرد.
بشريت در طول تاريخ و در حيات اجتماعى، مثل همان سرنشينان يك كشتى طوفان زده، هميشه گرفتار مشكلاتى از سوى قدرتمندان، ستمگران، قوى دستان و مسلطين بر امور انسان‏هاى مظلوم بوده است. اميد، موجب مى‏شود كه انسان، مبارزه كند و راه را باز نمايد و پيش برود. وقتى به شما مى‏گويند انتظار بكشيد; يعنى، اين وضعيتى كه امروز شما را رنج مى‏دهد و دلتان را به درد مى‏آورد، ابدى نيست و تمام خواهد شد. ببينيد چقدر انسان، حيات و نشاط پيدا مى‏كند. اين، نقش اعتقاد به امام زمان - صلوات الله عليه و ارواحنا فداه - است. اين نقش اعتقاد به مهدى موعود مى‏باشد. اين عقيده است كه شيعه راتا امروز، از آن همه پيچ وخم‏هاى عجيب وغريبى كه در سرراهش قرار داده بودند ، عبور داده است. (8)
مجاهدت
ايمان و اعتقاد به امام زمان (عج)، مانع از تسليم شدن است و ملت هاى با ايمانى كه حضور قطب عالم امكان را در ميان خود احساس مى‏كنند، از حضور او اميد و نشاط مى‏گيرند و براى مجد و عظمت اسلام، مبارزه و مجاهدت مى‏كنند و با تكيه بر همين اميد درخشان بود كه ملت‏بزرگ ايران، پرچم اسلام را به اهتزاز در آورد و افتخار طول تاريخ بشر و تاريخ اسلام شد. (9)
عقيده به امام زمان (عج) نمى‏گذارد مردم تسليم بشوند; به شرطى كه اين عقيده را درست‏بفهمند . وقتى كه اين عقيده به طور حقيقى در دل‏ها جا بگيرد، حضور امام غايب در ميان مردم حس مى‏شود. (10)
چند خصوصيت در اين عقيده «مهدويت‏» هست كه اين خصوصيات براى هر ملتى، در حكم خون در كالبد و در حكم روح در جسم است. يكى، «اميد» است. گاهى اوقات دست‏هاى قلدر و قدرتمند، ملت‏هاى ضعيف را به جايى مى‏رسانند كه اميدشان را از دست مى‏دهند. وقتى اميد را از دست دادند، ديگر هيچ اقدام نمى‏كنند; مى‏گويند چه فايده‏اى دارد ؟ ما كه ديگر كار از كارمان گذشته است ، با چه كسى در بيفتيم ؟ چه اقدامى بكنيم؟ براى چه تلاش بكنيم ؟ ما كه ديگر نمى‏توانيم! (11)
مصلح كل
آرزوى همه بشر ، وجود چنين عنصر والايى است. عقده‏هاى فرو خورده انسان‏ها در طول تاريخ ، چشم به انتهاى اين افق دوخته است; تا انسان والا و برگزيده‏اى از برگزيدگان خدا بيايد ، تار و پود ظلم و ستم را - كه انسان‏هاى شرير درهمه تاريخ تنيده‏اند - از هم بدرد. (12)
همه اديان و مذاهب، عقيده دارند كه يك منجى و يك دست مقتدر الهى در مقطعى از تاريخ خواهد آمد و در نجات بشر از ظلم و جور، معجزه گرى خواهد كرد. (13)
همه فرق اسلامى، معتقدند كه مهدى (عج) از نسل طيب و طاهر پيغمبر، عالم را مملو از عدل و داد و براى اقامه دين خدا و حق الهى قيام خواهد كرد.
غير مسلمان‏ها هم به نحوى، معتقد به يك آينده مطلوب و درخشانى براى بشريت هستند كه با همين مساله مهدويت، تطبيق مى‏كند. (14)
همه مسلمانان ، حقيقت مهدى موعود را، از طريق روايات خدشه ناپذيرى كه از نبى اكرم صلى الله عليه و آله وسلم و اولياى دين رسيده است، قبول دارند. (15)
مساله مهدى موعود، متفق اليه ميان همه مسلمانان است و شيعه و سنى به وجود منجى و مصلحى با آن خصوصيات معترف‏اند كه خواهد آمد و سراسر گيتى را از عدل و داد پر خواهد كرد. (16)
اين عقيده كه همه مسلمان‏ها هم به آن معتقدند، مخصوص شيعه نيست. البته در خصوصيات و جزئياتش، بعضى فرق، حرف‏هاى ديگرى دارند; اما اصل اين‏كه چنين دورانى پيش خواهد آمد و يك نفر از خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله چنين حركت عظيم الهى را انجام خواهد داد و «يملا الله به الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا» بين مسلمان‏ها متواتر است، همه اين را قبول دارند . اين عقيده از آن عقايد بسيار كارگشا است. (17)
شيعه و مهدويت
فرقى كه ما شيعه‏ها، با ديگران و بقيه فرق اسلامى و غير اسلامى داريم، اين است كه ما اين شخص عظيم و عزيز را مى‏شناسيم; اسمش را مى‏دانيم; تاريخ ولادتش را مى‏دانيم; پدر و مادر عزيزش را مى‏شناسيم و قضايايش را مى‏دانيم; ولى ديگران اينها را نمى‏دانند. آنها عقيده پيدا نكردند، يا باخبر نشدند و نمى‏دانند; ولى ما مى‏دانيم، تفاوت اين‏جا است. به همين دليل است كه توسلات شيعه، زنده‏تر، پر شورتر، با معناتر و با جهت‏تر است. (18)
خصوصيت اعتقاد شيعه در اين مساله، اين است كه يك موضوع كلى را با همه خصوصياتش، با معرفى كامل شخص مى‏شناسد، در ابهام نيست.
ما، ولى و سيد خود را، سرور و سالار عالميان - را كه امام ما - است مى‏شناسيم. پدر، مادر، تاريخ تولد و قضاياى ولادت مبارك او را مى‏دانيم. كسانى اين قضايا را با خبرهاى صادق و موثق نقل كرده‏اند، همه اينها براى ما روشن است; لذا ما مى‏دانيم كه عشق ما، دل ما و ايمان ما، متوجه و متعلق به كيست. (19)
اين حقيقت، در هيچ جاى جهان اسلام، مثل محيط زندگى ملت عزيز ما و شيعيان، اين برجستگى و اين چهره درخشان و اين روح پر تپش و پر اميد را ندارد. اين به خاطر آن است كه ما، به بركت روايات متواتره خودمان، شخص مهدى موعود (عج) را با خصوصياتش مى‏شناسيم. (20)
عيد الله الاكبر
روز ولادت مهدى موعود - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - حقيقتا روز عيد همه انسان‏هاى پاك و آزاده عالم است. فقط كسانى در اين روز، ممكن است احساس شادى و خرسندى نكنند كه يا جزو پايه‏هاى ظلم و يا جزو پيروان طواغيت و ستمگران عالم باشند; و الا كدام انسان آزاده‏اى است كه از گسترش عدالت، از بر افراشته شدن پرچم دادگرى و رفع ظلم در سراسر جهان، خرسند نشود و آن را آرزو نكند! (21)
تفاوت عيد ولادت «حضرت بقية الله‏» با بقيه اعياد اسلامى اين است كه اعياد بزرگ، همه از گذشته حكايت مى‏كنند; اما عيد ولادت حضرت بقية‏الله به آينده نويد مى‏دهد. براى همين است كه دل‏هاى مؤمنان، به اين روز بزرگ و اين ولادت عظيم، وابسته است. (22)
روز نيمه شعبان، روز اميد و ايمان به آينده، روز مجاهدان پاكباز و صادق و روز نگاه به آينده روشن و تلاش براى آن است. (23)
روز ولادت حضرت مهدى موعود - ارواحنا فداه - يك عيد حقيقى، براى همه افراد بشر و آن كسانى كه ستمى كشيدند; رنجى بردند; دلى سوزاندند; اشكى ريختند و انتظارى كشيدند و كسانى كه با مشاهده ناملايمات، در طول حيات خود و در هر نقطه‏اى از عالم - و حتى در نقطه‏اى از تاريخ - مصيبتى تحمل كرده‏اند; است. همه آنها در مثل چنين روزى و به ياد امروز، احساس شادمانى و اميد و نشاط كرده‏اند.
اين ولادت بزرگ و اين حقيقت عظيم، متعلق به يك ملت و يك زمان خاص نيست; بلكه متعلق به بشريت است. اين «ميثاق الله الذى اخذه و وكده‏» ميثاق خدا با انسان است. «وعد الله الذى ضمنه‏» اين وعده خدا است كه تحقق آن را ضمانت كرده است. همه انسان‏هاى طول تاريخ، نسبت‏به اين پديده عظيم و شگفت آور، احساس نياز معنوى و قلبى كرده‏اند; چون تاريخ از اول تا امروز و از امروز تا لحظه طلوع آن خورشيد جهان تاب ، با ظلم و بدى و پليدى، آميخته بوده است.
همه كسانى كه از ظلمى رنج‏برده‏اند - چه آنهايى كه به خود آنان ظلم شده است و نج‏برده‏اند و چه كسانى كه به ستم كشى ديگران نگاه كرده‏اند و رنج‏برده‏اند - با ياد ولادت اين منجى عظيم تاريخ و بشر ، در دلشان اميدى به وجود مى‏آيد.
... روز ولادت ، براى همه بشر و تاريخ - حتى براى گذشتگان - عيد است. كسانى كه در دوران تاريك فرعون‏ها، نمرودها، ابوجهل‏ها و سلاطين ظالم، در فقر و ظلم و تبعيض سر كردند و مردند و رنج كشيدند و روى خوبى نديدند، امروز (نيمه شعبان) براى آنها هم عيد است .
اگر روح آنها در عالم برزخ، از بعضى از تفضلاتى كه پاره‏اى از ارواح برخوردارند، بهره‏مند باشند; يقينا آنها هم مثل چنين روزى، شادى خواهند كرد. امروز با بقيه ايام و اعياد تفاوت دارد. واقعا اگر ما امروز را «عيد الله الاكبر» بناميم، مبالغه و گزاف نيست. (24)
عطر حضور
امام بزرگوار و عزيز و معصوم و قطب عالم امكان و ملجا همه خلايق، اگرچه غايب است و ظهور نكرده; اما حضور دارد. مگر مى‏شود حضور نداشته باشد؟ مؤمن، اين حضور را در دل خود و با وجود و حواس خويش، حس مى‏كند. آن مردمى كه مى‏نشينند، راز و نياز مى‏كنند، دعاى «ندبه‏» را با توجه مى‏خوانند، زيارت «آل ياسين‏» را زمزمه مى‏كنند و مى‏نالند; مى‏فهمند چه مى‏گويند. آنها حضور اين بزرگوار را حس مى‏كنند، لو هنوز ظاهر نشده و غايب است. غيبت او، به احساس حضورش ضررى نمى‏زند. ظهور نكرده است; اما هم در دل‏ها و هم در متن زندگى ملت‏حضور دارد. مگر مى‏شود حضور نداشته باشد؟
شيعه خوب، كسى است كه اين حضور را حس كند و خود را در حضور او احساس نمايد. اين ، به انسان اميد و نشاط مى‏بخشد. (25)
يكى از آن خورشيدهاى فروزان، به فضل و كمك پروردگار و به اراده الهى، امروز در زمان ما به عنوان «بقية الله فى ارضه‏» ، به عنوان «حجة الله على عباده‏» ، به عنوان «صاحب زمان‏» و «ولى مطلق الهى‏» در روى زمين وجود دارد. بركات وجود او، انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر مى‏رسد» . (26)
امروز وجود مقدس حضرت حجت - ارواحنا فداه - در ميان انسان‏هاى روى زمين، منبع بركت، منبع علم، منبع درخشندگى، زيبايى و همه خيرات است .
چشم‏هاى ناقابل و تيره ما، آن چهره ملكوتى را از نزديك نمى‏بيند; اما او مثل خورشيدى درخشان است. با دل‏ها مرتبط و با روح‏ها و باطن‏ها متصل است و براى انسانى كه داراى معرفت‏باشد، موهبتى از اين برتر نيست كه احساس كند، ولى خدا، امام بر حق، عبد صالح، بنده برگزيده، در ميان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهى در زمين، با او و در كنار او است. او را مى‏بيند و با او مرتبط است. (27)
اين بزرگوار، در فضاى ذهنى و معنوى جامعه ما، حضور دارد و جوانان مؤمن و با اخلاص نيز با آن حضرت، قلبا در ارتباط هستند. اين ارتباط، به معناى حقيقى كلمه، دو جانبه است و در حالات برجسته شور و محبت و احساس و عواطفى كه ملت ايران، نسبت‏به اين بزرگوار دارند، اين ارتباط طرفينى است. (28)
امام معصوم و بازمانده عترت پيغمبر و اهل‏بيت عليهم السلام، در طول اين زمان هاى اخير، در ميان جوامع بشرى بوده است; امروز هم در ميان ما است. (29)
ارتباط قلبى و معنوى بين آحاد مردم و امام زمان (عج)، اميد و انتظار را به طور دائم در دل آنها زنده نگه مى‏دارد و اين خود، يكى از پر بركت‏ترين حالات انسانى است. (30)
اهل معنا و باطن، در توسلات معنوى خود، اين بزرگوار را مورد توجه و نظر دائمى قرار مى‏دهند و به آن حضرت توسل مى‏جويند و توجه مى‏كنند. نفس پيوند قلبى و تذكر و توجه روحى به آن مظهر رحمت و قدرت و عدل حق تعالى ، انسان را عروج و رشد مى‏دهد و وسيله پيشرفت انسان را - روحا و معنا - فراهم مى‏كند .
اين، يك ميدان وسيعى است. هر كسى در باطن و قلب و دل و جان خود، با اين بزرگوار مرتبط باشد، بهره خودش را خواهد برد. البته، توجه به كانون نور، بايد توجه حقيقى باشد.
لقلقه زبان در اين زمينه، تاثير چندانى ندارد. اگر انسان، روحا متوجه و متوسل شد و معرفت كافى براى خود به وجود آورد، بهره خودش را خواهد برد. اين، يك ميدان فردى و تكامل شخصى و معنوى است. (31)
نزديك شدن به امام زمان (عج)، نه نزديك شدن در مكان هست و نه نزديك شدن به زمان. شما كه مى‏خواهيد به ظهور امام زمان (عج) نزديك بشويد; ظهور امام زمان (عج) يك تاريخ معينى ندارد كه صد سال ديگر مثلا يا پنجاه سال ديگر... تا ما بگوييم كه ما از اين پنجاه سال، يك سال و دو سال و سه سالش را گذرانديم، چهل و شش سال و چهل و هفت‏سال ديگر باقى مانده [است] . نه; از لحاظ مكان هم نيست كه ما بگوييم: ما از اين‏جا حركت مى‏كنيم به طرف مثلا شرق يا غرب عالم يا شمال يا جنوب عالم، تا ببينيم كه ولى‏عصر (عج) كجا است و به او برسيم، نه.
نزديك شدن ما به امام زمان (عج) يك نزديك شدن معنوى است; يعنى، شما در هر زمانى تا پنج‏سال ديگر، تا ده سال ديگر، تا صد سال ديگر كه بتوانيد كيفيت و كميت جامعه اسلامى را افزايش بدهيد، امام زمان - صلوات الله عليه - ظهور خواهد كرد. (32)
انتظار
مفهوم
انتظار «فرج‏» ... يعنى، انتظار حاكميت قرآن و اسلام. شما به آنچه فعلا جهان در آن قرار دارد، قانع نيستيد. حتى به همين پيشرفتى هم كه با انقلاب اسلامى به دست آورديد، قانع نيستيد. مى‏خواهيد باز هم به حاكميت قرآن و اسلام، نزديك‏تر بشويد. اين انتظار «فرج‏» است. انتظار فرج، يعنى، انتظار گشايش از كار انسانيت .
امروز كار انسانيت، در گره‏هاى سخت، پيچيده و گره خورده است .
...، امروز فرهنگ مادى، به زور به انسان‏ها تحميل شده است; اين يك گره است. امروز در سطح دنيا، تبعيض انسان‏ها را مى‏آزارد; اين گره بزرگى است.
امروز كار ذهنيت غلط مردم دنيا را به آن‏جا رسانده است كه فرياد عدالت‏خواه يك ملت انقلابى، در ميان عربده‏هاى مستانه قدرت گرايان و قدرتمندان گم مى‏شود; اين يك گره است.
امروز مستضعفان آفريقا و آمريكاى لاتين، ميليون‏ها انسان گرسنه آسيا و آسياى دور، ميليون‏ها انسان رنگين پوستى كه از ستم تبعيض نژادى رنج مى‏برند; چشم اميدشان به يك فريادرس و نجات بخش است و قدرت هاى بزرگ نمى‏گذارند، نداى اين نجات‏بخش به گوش آنها برسد; اين يك گره است.
فرج; يعنى، باز شدن اين گره‏ها. ديد را وسيع كنيم; به داخل خانه خودمان و زندگى معمولى خودمان محدود نشويم. در سطح دنيا «انسانيت‏» فرج مى‏طلبد; اما راه «فرج‏» را نمى‏داند. شما ملت انقلابى مسلمان، بايد با حركت منظم خود در تداوم انقلاب اسلامى، به فرج جهانى انسانيت نزديك بشويد و شما بايد به سوى ظهور مهدى موعود (عج) و انقلاب نهايى اسلامى بشريت - كه سطح عالم را خواهد گرفت و همه اين گره‏ها را باز خواهد كرد - قدم به قدم، خودتان نزديك بشويد و بشريت را نزديك كنيد. انتظار «فرج‏» اين است. (33)
«انتظار» ظهور امام زمان (عج)، به معناى انتظار براى پر شدن جهان از عدل و داد و عدالت‏براى همه انسان‏ها [و] انتظار رفع ظلم از صحنه زندگى بشر و انتظار فرا رسيدن دنيايى برتر از لحاظ معنوى و مادى است. (34)
«انتظار» به معناى اشتياق انسان، براى دسترسى به وضعى برتر و بالاتر است و اين حالتى است كه بشر هميشه بايد در خود حفظ كند و پيوسته در حال انتظار فرج الهى باشد.
گشايش ابواب رحمت و معرفت و سرازير شدن سرچشمه‏هاى معرفت‏بر دل انسان، يكى از عمومى‏ترين نمونه‏هاى انتظار فرج است. (35)
انتظار ظهور، اشتياق انسان‏هاى صالح براى گسترش عدالت است. (36)
انتظار; يعنى، دل سرشار از اميد بودن نسبت‏به پايان راه زندگى بشر; ممكن است كسانى آن دوران را نبينند و نتوانند درك كنند (فاصله هست) ; اما بلاشك آن دوران وجود دارد. (37)
ابعاد
انتظار فرج و اعتقاد به مهدويت علاوه بر ابعاد منطقى، فكرى و استدلالى بسيار بارز - آن داراى جنبه‏هاى عاطفى، معنوى و ايمانى عميق و بسيار مهمى است و اميد ناشى از ايمان و اعتقاد به وجود منجى، همواره سرمايه عظيم حركت‏هاى بزرگ در جوامع اسلامى و شيعى شده است. (38)
قانع نشدن به وضع موجود و تلاش فزاينده و مستمر در انجام اعمال نيك و خير، يك بعد از انتظار است.
اميد به آينده‏اى روشن - كه در آن سراسر زندگى بشر را تفكر الهى فرا خواهد گرفت - بعد ديگر انتظار است . ملت منتظر ايران، با تكيه بر اميد به پيشرفت و موفقيت، ست‏به اقدام ، تلاش و انقلاب زد و پيروز شد; لذا مردم ما بايد روح «انتظار» را به تمام معنا در زندگى خود زنده كنند. (39)
آثار
اين عقيده مبارك براى شيعه - آن وقتى كه آن را درست فهميده باشد و با آن درست رفتار بكند - يك منبع فيض و يك منبع نور است .
علاوه بر اينكه آحاد مردم مسلمان و معتقدان و شيعه، بايد در قلب و در عمل خود، سعى كنند كه رابطه معنوى و فكرى را با آن بزرگوار حفظ بكنند و خود را به صورتى تربيت كنند و بار بياورند كه امام معصوم - كه به اراده الهى و با علم الهى، محيط به همه حركات ما است - از آنها راضى باشد; خود اين عقيده نيز آثار و خصوصياتى دارد كه اين خصوصيات براى همه ملتها و براى ملت مسلمان ما، حيات بخش است و عمده اين خصوصيات و آثار هم، عبارت است از «اميد به آينده‏» .
امروز هر فرد شيعه، مى‏داند كه در يك آينده‏اى - آن آينده، ممكن است‏خيلى نزديك باشد، ممكن است دور دست‏باشد، به هر حال قطعى است - اين بساط ظلم و بى عدالتى و زورگويى، كه امروز در دنيا هست، برچيده خواهد شد. مى‏داند كه اين وضعى كه مستكبران در دنيا به وجود آورده‏اند - كه هر كسى حرف حقى بزند و راه حقى را دنبال كند، از طرف آنها مورد فشار قرار مى‏گيرد و اراده فاسد خودشان را بر ملت‏ها تحميل مى‏كنند - يك روزى از بين خواهد رفت و گردن كشان، طاغيان، ياغيان و قدرت‏هاى زورگوى عالم، ناگزير خواهند شد كه در مقابل حق، تسليم بشوند يا از سر راه حركت‏حق، برداشته بشوند هر فرد مسلمان - به خصوص هر فرد شيعه - اين را مى‏داند و به آن يقين دارد.
اين خيلى اميد بخش است. اين موجب مى‏شود كه هر انسان خيرخواه و مصلح و علاقه‏مند به صلاح ، كار و تلاش و مجاهدت خود را در راه صلاح، با اميد به آينده انجام بدهد. ببينيد اين عقيده چقدر ارزش‏مند، داراى تاثير و حيات بخش است. (40)
احساسات بسيار خوب است. عواطف پشتوانه بسيارى از اعمال نيكوى انسان‏ها است. ايمان و عقيده قلبى، به وجود اين منجى عظيم عالم، شفابخش بسيارى از بيمارى‏ها و دردهاى معنوى و روحى و اجتماعى است. (41)
مردم ما، ولى الله اعظم و جانشين خدا در زمين و بقيه اهل بيت پيامبر را، با نام و خصوصيات مى‏شناسند; از لحاظ عاطفى و فكرى با او ارتباط برقرار مى‏كنند; به او مى‏گويند; به او شكوه مى‏برند; از او مى‏خواهند و آن دوران آرمانى (دوران حاكميت ارزش‏هاى والاى الهى بر زندگى بشر) را انتظار مى‏برند. اين انتظار داراى ارزش زيادى است. اين انتظار به معناى آن است كه وجود ظلم و ستم در عالم، چشمه اميد را از دل‏هاى منتظران نمى‏زدايد و خاموش نمى‏كند. اگر اين نقطه اميد در زندگى جمعيتى نباشد ، چاره‏اى ندارد جز اين‏كه به آينده بشريت، بدبين باشد. (42)
قبل از ظهور مهدى موعود (عج)، در ميدان‏هاى مجاهدت، انسان‏هاى پاك امتحان مى‏شوند. در كوره‏هاى آزمايش وارد مى‏شوند و سربلند بيرون مى‏آيند و جهان به دوران آرمانى و هدفى مهدى موعود - ارواحنا فداه - روز به روز نزديك تر مى‏شود. اين، آن اميد بزرگ است. (43)
انتظار و اميد، به انسان جرات اقدام و حركت و نيرو مى‏بخشد و شيعيان و پيروان آن حضرت، بايد كسب آمادگى معنوى، روحى و ايمانى را جزو وظايف خود بدانند و سرمايه عظيم اميد، ايمان و نورانيت را در خود ايجاد كنند تا در حركت جهانى امام زمان (عج)، در رديف نزديكان (خواص)، ياران و همكاران آن حضرت قرار گيرند. (44)
هشدار
همه عقايد سازنده، مورد تهاجم دشمن قرار گرفته است... ما امروز چقدر بايد هوشيار باشيم؟ دشمنان سراغ مجموعه احكام و مقررات اسلام رفتند. هر عقيده، هر توصيه‏اى از شرع مقدس كه در زندگى و سرنوشت آينده فرد و جماعت و امت اسلامى، تاثير ثبت‏بارزى داشته است و به نحوى با آن كلنجار رفتند ، تا اگر بتوانند، آن را از بين ببرند، [و] اگر نتوانند، روى محتوايش كار كنند!
خوب ، ممكن است‏شما بگوييد كه مگر دشمن چه كاره است؟ چطور دشمن مى‏تواند عقايد اسلامى را كارى كند كه از استفاده مردم خارج بشود ؟ نه، اين خطا است. دشمن مى‏تواند; منتهى نه در كوتاه مدت; بلكه در طول سال هاى متمادى. گاهى ده‏ها سال زحمت مى‏كشند، براى اين‏كه بتوانند يك نقطه درخشان را كور يا كم رنگ كنند; يا نقطه تاريكى را به وجود بياورند. سال‏هاى متمادى مى‏نشينند و پول خرج مى‏كنند! يكى زحمت مى‏كشد و تلاش مى‏كند; ولى توفيق پيدا نمى‏كند، بعد از او كسان ديگرى مى‏آيند . روى عقايد دنياى اسلام، از اين گونه كارها خيلى شده است. روى عقيده توحيد، عقيده امامت، روى اخلاقيات اسلامى (معناى صبر، معناى توكل، معناى قناعت) كار كرده‏اند!
همه اينها نقاط برجسته‏اى هستند كه اگر ما مسلمان‏ها، درست‏به حقيقت اينها توجه بكنيم، تبديل به يك موتور حركت دهنده جامعه اسلامى مى‏شود; ولى وقتى روى آن كار كردند و آن را خراب و معناى آن را عوض كردند و در ذهن‏ها به صورت ديگرى جا انداختند، همين موتور محرك، به يك داروى مخدر و خواب آور تبديل مى‏شود. اين گونه است!
در مورد ماجراى اعتقاد به مهدى موعود (عج) ; يعنى، اين‏كه در آخرالزمان از خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله ، شخصى ظهور مى‏كند كه دنيا را از عدل، از دادگسترى و از نيكى پر مى‏كند. تبعيض‏ها، ظلم‏ها، سوء استفاده‏ها و فاصله‏هاى طبقاتى را از بين مى‏برد; نيز خيلى كار كرده‏اند .
اين عقيده كه همه مسلمان‏ها هم به آن معتقدند... از آن عقايد بسيار كارگشا است كه به دليل همين كه كارگشا است، دشمن از يك طرف و البته دوستان نادان هم از يك طرف; گاهى دوستان نادان از روى نادانى و بر اثر بى‏توجهى، كارى مى‏كنند كه هيچ دشمن دانايى به آن خوبى نمى‏تواند ضربه بزند !
حالا بحث ما در مورد دشمنان دانا است; سراغ اين عقيده آمدند. من سندى را ديدم كه مربوط به ده‏ها سال قبل; يعنى، آن اوايلى است كه استعمار وارد شمال آفريقا شده بود، چون كشورهاى شمال آفريقا; خيلى گرايش به اهل بيت عليهم السلام دارند.
حالا مذهبشان هر مذهبى از مذاهب اسلامى كه هست; اما محب اهل بيت‏اند. اين كشورهاى سودان و مغرب و اينها عقيده به مهدويت در آن جاها خيلى پر رنگ است. آن زمانى كه استعمار وارد آن مناطق شد - كه ورود استعمار به آن مناطق در قرن گذشته است - يكى از چيزهايى كه مزاحم استعمار بود، عقيده به «مهدويت‏» بود !
بنده سندى را ديدم كه آن بزرگان استعمار و فرماندهان استعمارى، توصيه مى‏كنند كه ما بايد كارى بكنيم كه اين عقيده به «مهدويت‏» به تدريج از بين مردم زايل بشود! آن روز استعمارگرهاى فرانسوى واستعمارگرهاى انگليسى، در بعضى جاهاى آن مناطق بودند - فرقى نمى‏كند كه استعمار از كجا باشد - استعمارگرهاى خارجى قضاوتشان اين بود كه تا وقتى عقيده به «مهدويت‏» در بين اين مردم رايج است; ما نمى‏توانيم اينها را درست در اختيار بگيريم !
ببينيد، عقيده به «مهدويت‏» چقدر مهم است! چقدر خطا مى‏كنند كسانى كه به اسم روشنفكرى و به اسم تجددطلبى، مى‏آيند و عقايد اسلامى را بدون مطالعه، بدون اطلاع، بدون اين‏كه بدانند دارند چه كار مى‏كنند، مورد ترديد و تشكيك قرار مى‏دهند! اينها همان كارى را كه دشمن مى‏خواهد، راحت انجام مى‏دهند!
... چند خصوصيت در اين عقيده مهدويت هست، كه اين خصوصيات براى هر ملتى، در حكم خون در كالبد و در حكم روح در جسم است. يكى، «اميد» است. گاهى اوقات دست‏هاى قلدر و قدرتمند، ملت‏هاى ضعيف را به جايى مى‏رسانند كه اميدشان را از دست مى‏دهند. وقتى اميد را از دست دادند، ديگر هيچ اقدام نمى‏كنند; مى‏گويند چه فايده‏اى دارد؟ ما كه ديگر كار از كارمان گذشته است، با چه كسى در بيفتيم؟ چه اقدامى بكنيم؟ براى چه تلاشى بكنيم؟ ما كه ديگر نمى‏توانيم !
اين روح نااميدى است; استعمار اين را مى‏خواهد. امروز استكبار جهانى مايل است كه ملت‏هاى مسلمان و از جمله ملت عزيز ايران، دچار اين حالت‏بشوند (روح نااميدى) . اى آقا! ديگر نمى‏شود كارى كرد! ديگر فايده‏اى ندارد! مى‏خواهند اين را به زور در مردم تزريق كنند. ماها كه در جريان خبرهاى تبليغاتى و زهرآگين دشمنان قرار داريم; به عيان مى‏بينيم كه اغلب اين خبرهايى كه تنظيم مى‏كنند، براى مايوس كردن مردم است. مردم را از اقتصاد و از فرهنگ مايوس كنند; متدينين را از گسترش دين مايوس كنند; آزادى‏طلب‏ها و علاقه‏مندان به مسائل فرهنگى و مسائل سياسى را از امكان كار سياسى يا كار فرهنگى مايوس كنند. آينده را در نظر افرادى كه چشم به آينده دوخته‏اند، تيره وتار جلوه بدهند!
براى چى ؟ براى اين كه اين مجموعه انسانى كه دارد با اميد كار مى‏كند، اين جوشش و اين اميد را از او بگيرند. آن را به يك موجود مرده، يا شبيه مرده تبديل بكنند، تا بتوانند هركارى كه مايلند انجام بدهند! بايك ملت زنده كه نمى‏توانند هركارى كه بخواهند، انجام دهند. يك جسم بيهوش مدهوش بى‏حسى كه آن‏جا افتاده است، هركس هرچه دلش خواست، مى‏تواند به او تزريق كند. با او هركارى مى‏تواند بكند; اما با يك موجود سرحال زنده باهوش متحرك و فعال كه نمى‏توانند هركارى را انجام بدهند!
...امروز هر نفسى، هر حنجره‏اى كه براى نااميد كردن مردم بدمد، بدانيد كه اين حنجره در اختيار دشمن است; چه خودش بداند، چه خودش نداند! هر قلمى كه كلمه‏اى را در جهت نا اميد و مايوس كردن مردم روى كاغذ بياورد، اين قلم متعلق به دشمن است; چه صاحب اين قلم بداند، چه نداند ! دشمن از او استفاده مى‏كند.
... البته وقتى نتوانستند اين عقيده را از مردم بگيرند; سعى مى‏كنند آن‏را در ذهن‏هاى مردم خراب كنند. خراب كردن اين عقيده چگونه است؟ به اين صورت است كه بگويند: خب آقا مى‏آيد، همه كارها را درست مى‏كند! اين خراب كردن عقيده است. اين تبديل كردن يك داروى مقوى، به يك داروى مخدر و خواب آور است. خود آقا مى‏آيد، انجام مى‏دهد; يعنى چه؟ امروز تكليف شما چيست؟ شما امروز بايد چه بكنى؟ شما بايد زمينه را آماده كنى تا آن بزرگوار، بتواند بيايد و در آن زمينه آماده اقدام بكند. (45)
مبناى كار قدرت‏هاى طاغوتى بر اين است كه فروغ اميد را در دل‏ها بميرانند و همه اميدها را به يك نقطه مادى; يعنى، پول و زخارف كم ارزش دنيا متمركز كنند كه سر رشته آن نيز در دست‏خود آنها است.
همه چيز را با حسابهاى كمى و پولى محاسبه مى‏كنند و معنويات را از حساب خارج مى‏كنند و به ويژه مى‏كوشند كه آن آينده موعود را از چشم ملت‏ها دور نگه‏دارند; اما ملت‏ها بايد اميدوار باشند تا اين اراده تكوينى الهى تحقق پيدا كند. (46)
...اعتقاد به مهدى موعود (عج)، شيعه را تا امروز از آن همه پيچ و خم‏هاى عجيب و غريبى كه در سر راهش قرار داده بودند، عبور داده است و امروز بحمدالله عزت و پرچم سربلندى اسلام و قرآن، در دست‏شما ملت مسلمان و شيعه ايران است. هرجا كه چنين اعتقادى باشد، همين اميد و مبارزه وجود دارد.
به همين خاطر، يكى از اساسى‏ترين كارهاى استعمار واستكبار و ايادى آنها، اين بوده است كه عقيده اميد و مبارزه را در دل مردم از بين ببرند. بارها خواسته‏اند اين چراغ را خاموش كنند; ولى نتوانسته‏اند.
ما مى‏دانيم كه استعمار و استكبار، چه تلاشى را در اين جهت - نه فقط در ايران بلكه در سطح دنياى اسلام - انجام داده است; تا اين چراغ را خاموش كند. در يك گزارش بسيار مهمى كه مربوط به سال‏ها قبل است و جديد نيست; تلاش گروه‏هاى تبليغى مسيحيت را كه از اروپا به سمت‏شمال آفريقا اعزام مى‏شدند تا جاده استعمار را در آن‏جا صاف كنند، نشان داده بود. يكى از غصه‏هاى دين داران دنيا، اين است كه قدرت‏مندان مسلط بر كشورهاى مسيحى، تبليغ على الظاهر دين مسيح در سطح دنيا را، وسيله‏اى براى پيش بردن ماشين استعمار قرار دادند و اينها جاده صاف كن استعمار شدند. گروه‏هاى تبليغى وبه اصطلاح تبشيرى را، به عنوان تبليغ مسيحيت - كه ظاهرش تبليغ مسيحيت‏بود; اما باطن قضيه اين بود كه راه را باز كنند تا استعمارگران اروپايى از كشورهاى مختلف اروپاى آن روز، وارد كشورهاى اسلامى بشوند و قدرت سياسى را قبضه كنند - به اطراف دنيا فرستادند و متاسفانه در بسيارى از جاها هم موفق شدند.
اين گزارش، مربوط به گروه‏هاى تبليغى در شمال آفريقا است. گزارشگر مى‏نويسد :
«يكى از مشكلات ما در سر راه تبليغ مسيحيت وپيشرفت استعمار در شمال آفريقا ومنطقه تونس و مغرب، اين است كه اين مردم اعتقاد دارند كه «مهدى موعود» خواهد آمد و اسلام را سربلند خواهد كرد» .
گزارشگر، اين را در گزارش رسمى خود مى‏نويسد وبراى آن هياتى كه مسؤول رسيدگى به اين كارهاست، مى‏فرستد.
بنابراين ، نفس اعتقاد به مهدى موعود (عج)، باعث ايجاد مشكل براى استكبار و استعمار شده بود; در حالى كه اعتقادى كه برادران ما در آن مناطق دنيا دارند، به روشنى و وضوح اعتقادى كه ما امروز در اين‏جا داريم، نيست; بلكه بيشتر، ابهامات و كلى گويى وجود دارد تا تعيين مصداق و مورد و نام و خصوصيات. در عين حال، استعماگران از اين اميد ترسيدند.
در همين كشور خود ما، يكى از بزرگان علما وروحانيون محترمى كه امروز بحمدالله در ميان ما هستند وبركات وجود ايشان باز هم شامل حال مردم مى‏شود; براى من نقل مى‏كردند كه در اوايل روى كار آمدن رژيم منحوس و فاسد و وابسته پهلوى، آن كودتاگر بى سواد فاقد هرگونه معرفت و معنويت، يكى از آخوندهاى وابسته به دربار را صدا كرد و از او پرسيد: اين قضيه امام زمان چيست كه اين گونه مشكلاتى براى ما درست كرده است؟ اين آخوند هم بر طبق دل و ميل او، جوابى مى‏گويد و آن قلدر هم ماموريت مى‏دهد كه برويد، مساله را حل و تمام كنيد واين اعتقاد را از دل مردم بيرون بياوريد! ! او مى‏گويد : اين كار آسان نيست و خيلى مشكلات دارد و بايد كم كم وبا مقدمات شروع كنيم. البته آن مقدمات به فضل پروردگار و با هوشيارى علماى ربانى و آگاهان اين كشور، در آن دوران ناكام ماند و نتوانستند آن نقشه شوم را عملى كنند. در كشور ما، يك كودتاچى غاصب، از طرف دستگاه‏هاى قدرت استعمارى، ماموريت داشت كه بيايد ايران را قبضه كند و كشور را دو دستى تحويل دشمن بدهد و براى آن كه بتواند بر اين مردم مسلط بشود، يكى از مقدمات لازمش اين بود كه عقيده به مهدى موعود (عج) را از ذهن مردم پاك كند. (47)
دشمنان تفكر و اعتقاد به مهدويت - كه اين انديشه را به زيان خود مى‏دانند - همواره تلاش كرده‏اند تا آن‏را از اذهان مردم بزدايند ويا مفاهيم اعتقاد به مهدويت را تحريف كنند; لذا امروز در نقطه مقابل اين تلاش دشمنان، بايد در جهت اعتقاد و عمل و تبليغ و تبيين حقيقت «مهدويت‏» حركت كنيم. (48)
استكبار جهانى و صهيونيزم در تلاش هستند تا ملتهاى تحت‏سيطره آنان، به وضع تحميل شده عادت كنند و آن را رنگى ثابت، ابدى و تغييرناپذير بپندارند. قدرت‏هاى استكبارى خواهان غفلت، خواب آلوده بودن، نداشتن آرمان ونيز عدم تحرك ملت‏ها هستند و چنين وضعى را بهشت‏خود مى‏دانند; اما انتظار فرج موجب مى‏شود كه انسان به وضع موجود قانع نباشد و بخواهد به وضعى بهتر وبرتر دست پيدا كند. (49)
اگر فطرت انسانى، تحت فشار قدرت‏هاى استكبارى، مسخ و لگدمال نشود; دل‏ها به طور فطرى و طبيعى منتظر چنان آينده‏اى (محيطى آكنده از عدل واقعى) است و بدون ترديد آن قدرت متكى بر عدل مطلق الهى، پرچم خواهد برافراشت.
...قدرت جهنمى استكبار و صهيونيزم، امروز با تكيه بر پول وتبليغات واستفاده از شعارهاى ظاهر فريب (مانند حقوق بشر، حقوق زن و حقوق اساسى ملت‏ها) براى تحميل ظلم بر ملت‏ها و ترويج فساد، دورويى، تزوير و رياكارى و نفاق در جوامع بشرى تلاش مى‏كند و در طول تاريخ، چنين شرايطى وجود نداشته است; اما براى تحقق ظهور امام زمان (عج)، وجود ظلم و جور، شرط كافى نيست و وجود انسان‏هاى صالح، انگيزه‏هاى قوى، ايمان‏هاى راسخ، گام‏هاى استوار و دل‏هاى روشن نيز لازم و ضرورى‏است. (50)
دشمن‏ترين اشخاص با اين عقيده وبا شخص آن بزرگوار ، ستمگران عالم‏اند از روز غيبت آن حضرت - بلكه از روز ولادت آن حضرت - تا امروز; آن كسانى كه وجودشان با ستم و با زورگويى همراه بوده، به دشمنى با اين بزرگوار، با اين پديده الهى، با اين نور وبا اين شمشير الهى مشغول شدند. امروز هم مستكبرين وستمگران عالم ، با اين فكر واين عقيده، مخالف و دشمن‏اند. مى‏دانند كه اين عقيده و اين عشق - كه در دل‏هاى مسلمين، به خصوص در دل هاى شيعه است - براى هدف‏هاى ستمگرانه آنها مزاحم است. (51)
ميراث بر همه پيامبران
جامعه «مهدوى‏» ، (يعنى، آن دنيايى كه امام زمان (عج) مى‏آيد تا آن دنيا را بسازد)، همان جامعه‏اى است كه همه پيامبران براى تامين آن در عالم ظهور كردند. يعنى همه پيغمبران مقدمه بودند تا آن جامعه ايده آل انسانى - كه بالاخره به وسيله ولى عصر و مهدى موعود (عج) در اين عالم پديد خواهد آمد و پايه گذارى خواهد شد - به وجود بيايد . مانند يك بناى مرتفعى كه كسى مى‏آيد، زمين آن را تسطيح مى‏كند و خار و خاشاك را از آن مى‏كند. كس ديگرى پس از او مى‏آيد و زمين را براى پايه ريزى، مى‏كند و گود مى‏كند. كس ديگرى پس از او مى‏آيد، تا پايه‏ها را شالوده ريزى كند و بلند كند و كس ديگرى پس از او مى‏آيد تا ديوارها را بچيند و يكى پس از ديگرى، ماموران و مسؤولان مى‏آيند تا اين كاخ مرتفع، اين بنيان رفيع، به تدريج در طول زمان ساخته و پرداخته بشود.
انبياى الهى عليهم السلام، از آغاز تاريخ بشريت، يكى پس از ديگرى آمدند تا جامعه را و بشريت را قدم به قدم به آن جامعه آرمانى و آن هدف نهايى، نزديك كنند. انبيا همه موفق شدند .حتى يك نفر از رسولان الهى هم در اين راه و در اين مسير ناكام نماند. بارى بود كه بر دوش اين ماموران عالى مقام، نهاده شده بود. هر كدام قدمى آن بار را به مقصد و سر منزل نزديك كردند; كوشش كردند; هرچه توان داشتند، به كار برند. آن وقتى كه عمر آنان سر آمد; اين بار را ديگرى از دست آنان گرفت و همچنان قدمى و مسافتى آن را به مقصد نزديك تر كرد. ولى عصر - صلوات الله عليه - ميراث بر همه پيامبران الهى است كه مى‏آيد و گام آخر را در ايجاد آن جامعه الهى بر مى‏دارد. (52)
آن جامعه‏اى كه در دوران ظهور حضرت ولى عصر (عج) به وجود خواهد آمد; همان جامعه‏اى است كه همه پيغمبران الهى براى تهيه مقدمات آن از جانب الهى مبعوث شدند; يعنى، ايجاد يك جامعه‏اى كه بشريت در آن جامعه بتواند به رشد و كمال متناسب خود برسد. اگر اين آيه قرآن كه درباره بعثت پيامبران مى‏فرمايد: «ليقوم الناس بالقسط‏» ; يعنى، پيغمبران مبعوث شدند تا قسط و عدل در جامعه بشرى استوار بشود ، اشاره به هدف بعثت مى‏كند. پس حكومت مهدى (عج) و جامعه مهدوى، همان جامعه‏اى است كه اين هدف را به طور كامل تامين مى‏كند. (53)
آنچه مسلم است ، همه پيغمبران و اوليا براى اين آمدند كه پرچم توحيد را در عالم، گسترش بدهند; پرچم توحيد را به اهتزاز در آورند و روح توحيد را در زندگى انسان‏ها زنده كنند. بدون عدالت، بدون استقرار عدل و انصاف، توحيد معنايى ندارد. يكى از نشانه‏ها يا اركان توحيد، نبودن ظلم و نبودن بى‏عدالتى است; لذا شما مى‏بينيد كه پيام استقرار عدالت، پيام پيغمبران است. تلاش براى عدالت، كار بزرگ پيغمبران است. انسان‏هاى والا در طول تاريخ، در اين راه تلاش كرده‏اند و بشريت را روز به روز به سمت فهميدن اين حقيقت كه عدالت، سرآمد همه خواسته‏هاى انسانى است، نزديك كرده‏اند.
سلسله انبيا، پاك‏ترين و مقدس‏ترين، نورانى‏ترين انسان‏هاى تمام تاريخ بوده‏اند، در ميان انسان‏هاى پاك و انسان‏هاى والا - كه داراى روح عرشى و خدايى هستند - وجود مقدس خاتم الانبياء محمد مصطفى صلى الله عليه و آله وسلم سرآمد همه، و خاندان پاك و اهل بيت مطهر او - كه قرآن ، ناطق به اين طهارت و پاكيزگى و آراستگى است - در شمار برترين و بالاترين انسان‏هاى پاك و مطهر و نورانى در همه تاريخ است. زنى مثل فاطمه زهرا عليها السلام در همه تاريخ، كيست؟ !
انسانى مثل على مرتضى در سرتاسر تاريخ بشريت، كجا نشان داده مى‏شود؟ !
سلسله اهل بيت نبى اكرم عليهم السلام در طول تاريخ، خورشيدهاى فروزانى بوده‏اند كه در معنا توانسته‏اند بشريت روى زمين را با عالم غيب و با عرش الهى، متصل كنند: «السبب المتصل بين الارض و السماء» . خاندان پيامبر، معدن علم، معدن اخلاق نيكو، معدن ايثار و فداكارى، معدن صدق و صفا و راستى، منبع همه نيكى‏ها و زيبايى‏ها و درخشندگى‏هاى وجود آدمى در هر عصر و عهدى بوده‏اند. هريك چنين خورشيد فروزانى بوده‏اند.
... يكى از آن خورشيدهاى فروزان، به فضل و كمك پروردگار و به اراده الهى، امروز در زمان ما به عنوان «بقية الله فى ارضه‏» ، به عنوان «حجة الله على عباده‏» ، به عنوان «صاحب زمان‏» و «ولى مطلق الهى‏» در روى زمين وجود دارد. بركات وجود او، انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر مى‏رسد. (54)
بشارت «اليس الصبح بقريب‏»
امروز ، هم بشريت‏بيش از بسيارى از دوران هاى تاريخ ، دچار ظلم و جور است. از هر پيشرفتى كه امروز بشريت كرده است ، معرفت پيشرفته‏تر است. ما به زمان ظهور امام زمان - ارواحنا فداه - اين محبوب حقيقى انسان‏ها نزديك شده‏ايم; زيرا معرفت‏ها پيشرفت كرده است.
امروز ذهنيت‏بشر، آماده آن است كه بفهمد، بداند و يقين كند كه انسان والايى خواهد آمد و بشريت را از زير بارهاى ظلم و ستم نجات خواهد داد. همان چيزى كه همه پيغمبران براى آن تلاش كرده‏اند. همان چيزى كه پيغمبر اسلام در آيه قرآن، وعده آن را به مردم داده است: «و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التى كانت عليهم‏» . دست قدرت الهى، به وسيله يك انسان عرشى، يك انسان خدايى، يك انسان متصل به عالم‏هاى غيبى، معنوى و عوالمى كه براى انسان‏هاى كوته نگرى مثل ما قابل درك و تشخيص نيست; مى‏تواند اين آرزو را براى بشريت‏برآورده كند. لذا دل‏ها، شوق‏ها و عشق‏ها به سمت آن نقطه، متوجه و روز به روز متوجه‏تر است. (55)
ياران مهدى (عج)
براى تحقق ظهور امام زمان (عج)، وجود ظلم و جور، شرط كافى نيست و وجود انسان‏هاى صالح، انگيزه‏هاى قوى، ايمان‏هاى راسخ، گام‏هاى استوار و دل‏هاى روشن نيز لازم و ضرورى است. (56)
امام زمان (عج)، كسانى را لازم دارد كه در مقابل پديده‏هاى تلخ و دشوار، مردد و متزلزل نشوند و عقب ننشينند تا بتواند با اينها وارد كار عظيمى بشود كه قرار است دنيا را متحول كند.
... ايشان بايد در مقابل همه مشكلات بايستند، يك سيستم قوى لازم است كه افراد آن غير متزلزل باشند. بصيرت نافذ و راسخ داشته باشند كه هيچ مشكلى آنان را مردد نكند و امام عزيز ما اين‏گونه بود... امام زمان (عج) افرادى را لازم دارد آگاه، بصير، خبير، متوكل به خداى متعال، توجه كننده به جزئيات و آن‏گاه فداكار، كاردان در اداره جامعه و رزمجو با دشمن.
شما هستيد كه بايد خودتان را بسازيد تا ان‏شاءالله آن عده و نصاب لازم در اختيار اراده خالصى قرار بگيرد. (57)
تقوا ، تواضع ، فروتنى و گذشت در برابر ضعفا و مقاومت در برابر زورمندان و ستمگران از صفات سربازان امام عصر (عج) مى‏باشد. (58)
زمينه‏هاى ظهور
براى ظهور مهدى موعود - ارواحنافداه - زمينه بايد آماده بشود و آن عبارت از عمل كردن به احكام اسلامى و حاكميت قرآن و اسلام است. (59)
... پس مى‏شود زمينه‏ها را فراهم كرد. وقتى يك چنين زمينه هايى - ان‏شاءالله - گسترش پيدا كند، زمينه ظهور حضرت بقية‏الله - ارواحنا فداه - نيز پديد مى‏آيد و مساله مهدويت - آن آرزوى ديرين بشر و مسلمين - تحقق پيدا مى‏كند. (60)
شما مردم عزيز - به خصوص شما جوان‏ها - هرچه كه در صلاح خود، در معرفت و اخلاق و رفتار و كسب صلاحيت‏ها در وجود خودتان بيشتر تلاش كنيد، اين آينده را نزديك‏تر خواهيد كرد، اينها دست‏خود ما است.
اگر ما خودمان را به صلاح نزديك كنيم، آن روز نزديك خواهد شد، همچنان كه شهداى ما با فدا كردن جان خودشان، آن روز را نزديك‏تر كردند. آن نسلى كه براى انقلاب، آن فداكارى‏ها را كردند; با فداكارى‏هاى خودشان آن آينده را نزديك‏تر كردند. هرچه ما كار خير و اصلاح درونى خود و تلاش براى اصلاح جامعه انجام بدهيم، آن عاقبت را دائما نزديك‏تر مى‏كنيم. (61)
ما بايد بدانيم كه ظهور ولى عصر - صلوات الله عليه - همان طورى كه با اين انقلاب ما، يك قدم نزديك شد; با همين انقلاب ما، باز هم مى‏تواند نزديك‏تر بشود; يعنى، همين مردمى كه انقلاب كردند و خود را يك قدم به امام زمانشان نزديك كردند; مى‏توانند باز هم يك قدم و يك قدم ديگر و يك قدم ديگر، همين مردم خودشان را به امام زمان (عج) نزديك‏تر كنند.
چطور؟ هرچه شما بتوانيد دايره اين مقدار از اسلامى كه من و شما در ايران داريم (مبالغه نمى‏كنيم، اسلام كامل البته نيست; اما بخشى از اسلام را اين ملت توانسته در ايران پيدا كند)، همين مقدار از اسلام را هرچه شما بتوانيد در آفاق ديگر عالم ، در كشورهاى ديگر ، در نقاط تاريك و مظلم ديگر، گسترش و اشاعه بدهيد; همان مقدار به ظهور ولى امر و حجت عصر (عج)، كمك كرديد و نزديك شديد. (62)
... نزديك شدن ما به امام زمان (عج) يك نزديك شدن معنوى است; يعنى، شما در هر زمانى تا پنج‏سال ديگر، تا ده سال ديگر، تا

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

بیانیه جنبش عدالتخواه دانشجويي در خصوص بازگشت دوباره طرح دانشجوي پولي
برنامه های دومین روز نوززدهمین نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی
پنجمین اردوی عقیدتی سیاسی سوریه و لبنان
پاتک استراتژیک
بیانات مقام معظم رهبری (دامت برکاته) در ضرورت آسیب شناسی انقلاب اسلام
گزارش شوراي هماهنگي كشوري مبارزه با پولي شدن دانشگاه هاي دولتي
«وديعه الهي» / دوره مطالعاتي ـ پژوهشي‌ آسيب‌شناسي انقلاب اسلامي
افتتاحیه نوزدهمین نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی با سخنرانی حسن رحیمپور
كلاس هاي معارف دانشگاه ها منجر به رفتار ديني نمي شود
جان و جانان: امام زمان(عج) از نگاه مقام معظم رهبرى
امام زمان (عج) از نگاه امام خمينى (ره)
انقلاب همه چیز را عوض کرد...
ديپلماسي به روايت امام
نستله باني گلوله‌هاي اسرائيل
بازخواني تنها برنامه اولين سالگرد سوم تير در سال 85
صهيونيزم و هيتلريزم
شعری برای کارگر
دستور العمل قرآني جذب نيرو در يك تشكل دانشجويي
بسيجي خوب بسيجي مرده است!
بسيجي قطره چكان بسيجي ماشه چكان
فاضلاب اسرائیل در روستاهاي فلسطين
آقای جلیلی چمران را بردند!
هویت گم شده میدان انقلاب
نامه اتحاديه بين‌المللي امت واحده خطاب به اتحاديه جهاني علماي اسلامي
لیستی که هنوز اعلام عمومی نشده است
پاتک استراتژیک
چهل توشه اخلاقی از بیانات رهبر معظم انقلاب
حکومتی که حسین(ع) به دنبال آن بود
سفرزيارتي نمایندگان‌ با هزينه مجلس
پر کن دوباره کیل مرا ایهاالعزیز
كفران
فتوای مقام معظم رهبری در مورد تحریم موتورولا در پاسخ به استفتای فعالین تحریم
چند روایت درباره حسن رحیم پور ازغدی
اي قاعدان عرصه ي عاشورا
صلیبی از خون سرخ
بازگشت دانشجوی پولی
يادداشت‏رهبری درباره‏مناجات شعبانيه
قاموس «عدالت و عدالتخواهی»/3/فقر،بازی سیاسی،توسعه، مردم و....
جزوه "صدور انقلاب، راه حفظ انقلاب"
مناجات شعبانیه در کلام امام خمینی(ره)

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان