پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

مبانی نظری و عملی عدالت و عدالتخواهی در کلام مقام معظم رهبری
قاموس «عدالت و عدالتخواهی»/3/فقر،بازی سیاسی،توسعه، مردم و....  (ويژه)  

قاموس عدالت و عدالتخواهیمردم حق هم دارند. طبقات ضعيف و مستضعف مردم گرفتاريهاى زيادى دارند. بعضيها بايد اين بحثهاى سياسىِ تشنّج‏آور را رها كنند و به كارهاى اساسى و عملى بپردازند؛ مردم از مسؤولان اين انتظار را دارند. مرتّب دعواى سياسى مى‏شود. انتخابات بود، تمام شد؛ اين اختلافات، اين دو دستگيها، اين به هم پريدنها، اين مچ‏گيريهاى دروغين و واهى، اين بهانه‏سازىِ اين عليه آن و آن عليه اين را رها كنند؛ بخصوص مسؤولان - چه نمايندگان مجلس، چه مسؤولان دولتى - اين موارد را كنار بگذارند و به كارهاى اساسى اين كشور و اين مردم بپردازند

  
 
چهارشنبه 23 تیرماه 1389  

 

روش همراه ارزش
  در اسلام همچنان كه ارزشها بسيار اهميت دارند، روشها هم اهميت دارند و ارزشها بايد در روشها هم خودشان را نشان دهند. امروز اگر مى‏خواهيم حكومت ما به معناى حقيقى كلمه اسلامى باشد، بدون ملاحظه بايد در همين راه حركت كنيم. مسؤولان بخشهاى مختلف، قواى سه‏گانه، مديران ميانى، همه و همه بايد سعى‏شان اين باشد كه براى كارها و پيشبرد اهدافشان، از روش سالم و اخلاقى استفاده كنند. استفاده از اين روش ممكن است در جايى ناكاميها و دردسرهايى را هم به لحاظ كسب قدرت به وجود آورد؛ اما درعين‏حال اين متعيّن است كه از نظر اسلام و از نظر اميرالمؤمنين، تشبّث به روشهاى غير اخلاقى به‏هيچ‏وجه صحيح نيست. راه على اين است و ما بايد اين‏گونه حركت كنيم. (26/12/1379)


اینها هم جزو اسلام است
  عزيزان من! بايد به اسلام عمل كنيم. عمل به اسلام فقط نماز و روزه نيست؛ نماز و روزه و حجّ و عبادت جزوى از اسلام است. رحم و عدالت، رسيدگى به خواستهاى عمومى مردم، خدمت به انسانها و مبارزه با شر و انواع فساد هم جزو اسلام است.(4/12/1381)
  در درجه اوّل، مسؤول بايد احساس كند در مقابل خداى متعال براى خدمت به مردم و استقرار عدالت در ميان آنها مسؤول است.(25/9/1382)


رفتار دینی یعنی عدالت و خدمت
  عمل صالحى كه در اسلام از يك مسؤول نظام سياسى خواسته شده است، رفتار دينى است. رفتار دينى يعنى گسترش عدالت در جامعه و خدمت به آحاد مردم. در اسلام خدمت به انسانها، حتّى انسانهاى غيرمؤمن هم موردنظر است.(2/1/1383)


خواهش نکنید، بگویید آقا! نکن!
  طرف امر به معروف و نهى از منكر فقط طبقه عامه مردم نيستند؛ حتى اگر در سطوح بالا هم هستند، شما بايد به او امر كنيد؛ نه اين‏كه از او خواهش كنيد؛ بايد بگوييد: آقا! نكن؛ اين كار يا اين حرف درست نيست. امر و نهى بايد با حالت استعلاء باشد. البته اين استعلاء معنايش اين نيست كه آمران حتماً بايد بالاتر از مأموران، و ناهيان بالاتر از منهيان باشند؛ نه، روح و مدل امر به معروف، مدل امر و نهى است؛ مدل خواهش و تقاضا و تضرّع نيست. نمى‏شود گفت كه خواهش مى‏كنم شما اين اشتباه را نكنيد؛ نه، بايد گفت آقا! اين اشتباه را نكن؛ چرا اشتباه مى‏كنى؟ طرف، هر كسى هست - بنده كه طلبه حقيرى هستم - از بنده مهمتر هم باشد، او هم مخاطب امر به معروف و نهى از منكر قرار مى‏گيرد.


ابزارهای دشمن چیست؟
  هركه مى‏خواهد با امريكا مبارزه اساسى كند، بايد به اين مردم خدمت كند. هر كه مى‏خواهد با دشمنان اين ملت مبارزه عملىِ كارآمد كند، با فساد مبارزه كند. ابزارهاى دشمن در درون كشور و نظام ما عبارت است از فساد، تبعيض و فاصله طبقاتى. ما بايد با اينها مبارزه كنيم. اين وظيفه دولت و مجلس و قوّه قضاييّه و همه اركان نظام است. به مردم خدمت كنند، با مفسد مماشات نكنند، فساد را در بدنه دستگاههاى حكومت به‏هيچ‏وجه نپذيرند و تحمّل نكنند؛ اين بزرگترين خدمت است.(4/3/1382)


سازندگی بدون دنیاطلبی
  عزيزان من! انسان اين تحوّلات اجتماعي را دير مي‏فهمد؛ بايد مراقب بود. تقوا يعني اين. تقوا يعني آن کساني که حوزه حاکميتشان شخص خودشان است، مواظب خودشان باشند. آن کساني هم که حوزه حاکميتشان از شخص خودشان وسيعتر است، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب ديگران باشند. آن کساني که در رأسند، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب کلّ جامعه باشند که به سمت دنياطلبي، به سمت دل بستن به زخارف دنيا و به سمت خودخواهي نروند. اين معنايش آباد نکردن جامعه نيست؛ جامعه را آباد کنند و ثروتهاي فراوان به وجود آورند؛ اما براي شخص خودشان نخواهند؛ اين بد است. هر کس بتواند جامعه اسلامي را ثروتمند کند و کارهاي بزرگي انجام دهد، ثواب بزرگي کرده است. اين کساني که بحمدالله توانستند در اين چند سال کشور را بسازند، پرچم سازندگي را در اين کشور بلند کنند، کارهاي بزرگي را انجام دهند، اينها کارهاي خيلي خوبي کرده‏اند؛ اينها دنياطلبي نيست. دنياطلبي آن است که کسي براي خود بخواهد؛ براي خود حرکت کند؛ از بيت‏المال يا غير بيت‏المال، به فکر جمع کردن براي خود بيفتد؛ اين بد است. بايد مراقب باشيم.  (18/2/1377)
  مسؤول امور و صاحبِ منصب در نظام اسلامى، مسأله‏اش فقط مواجهه با مردم نيست؛ اگر با خدا متّصل نباشد، كارِ براى مردم و خدمت براى آنها - يعنى همان مسؤوليت اصلى‏اى كه دارد - لنگ خواهد ماند. پشتوانه اين مأموريت و مسؤوليت، همين ارتباط با مردم است. (25/9/1379)


شروط قدرت و ثروت
  بعضى تصوّر مى‏كنند قدرت يا ثروت ذاتاً شرّ است؛ در حالى‏كه اين‏طور نيست؛ قدرت و ثروت مثل بقيه مواهب زندگى، زينت زندگى است: «زينة الحياة الدّنيا(6)». ما از اين قدرت چگونه استفاده مى‏كنيم؟ اگر استفاده خوب كرديم، خير است؛ اگر در خدمت مردم قرار داديم، خير است؛ اگر در خدمت ترويج اخلاق و معنويّت و صلاح و رستگارى انسانها قرار داديم، خير است؛ اما اگر در خدمت مطامع شخصى و هواهاى نفسانى قرار داديم و مثل حيوانهاى درنده، عليه اين و آن به كار گرفتيم، مى‏شود شر؛ هرچه بيشتر باشد، شرّش هم بيشتر است؛ هرچه بالاتر باشد، شرّش هم شديدتر است.(15/5/1382)


هدف طراز اول
  در نظام اسلامى، رفع فقر و محروميت، در شمار هدفهاى طراز اول است و پايبندى به اصول انقلاب، بدون مجاهدت در راه نجات مستضعفان و محرومان، سخنى بى‌معنى و ادعايى پوچ است.(10/3/1369)
  اساس سياست كلّى اقتصادى كشور، عبارت است از رفاه عمومى و عدالت اجتماعى. البته ممكن است يك نفر با تلاش و استعدادِ بيشتر، بهره بيشترى براى خودش فراهم كند. اين مانعى ندارد. اما در جامعه فقر نبايد باشد. (12/5/1372)

قاموس عدالت و عدالتخواهی

راه علاج فقر
  علاج فقر به شكل اصولى در هر جامعه‏اى، از راه استقرار عدالت اجتماعى و نظام عادلانه در محيط جامعه است، تا كسانى كه اهل دست‏اندازى به حقوق ديگرانند، نتوانند ثروتى را كه حقّ همگان است، به سود خود مصادره كنند. اين يك وظيفه دولتى و حكومتى است؛ اما مردم هم به نوبه خود وظيفه سنگينى بر دوش دارند. اجراى برنامه‏هاى اجتماعى فقط در بلندمدّت و ميان‏مدّت و بتدريج امكانپذير است؛ اما نمى‏شود منتظر ماند تا برنامه‏هاى اجتماعى به ثمر برسد و شاهد محروميت محرومان و فقر گرسنگان در جامعه بود. اين وظيفه خودِ مردم و همه كسانى است كه مى‏توانند در اين راه تلاش كنند.(15/9/1381)
  مردم هستند كه بايد با نشاطِ خودشان و با توانايى‏هايى كه پيدا مى‏كنند، سرزمين‏شان را آباد كنند. ابتكار آحاد مردم است كه همه جاى زمين را آباد مى‏كند.(20/8/1383)


ملاک دولتهای جمهوری اسلامی
  در مجموعه برنامه‏هاى دولتها و قوه‏ى مجريه، اين‏گونه مسائل كه به متن زندگى مردم در بخشهاى مختلف ارتباط پيدا مى‏كند، بايد در درجه‏ى اول قرار بگيرد. هر كارى در كشور صورت مى‏گيرد، بايد با هدف رفع فقر و محروميت و ايجاد رونق در زندگى عموم مردم - نه بخشى از مردم و قشرهاى خاص - باشد. در چنين فضايى است كه مردم مى‏توانند به اهداف والاى نظام اسلامى - يعنى معنويت و تكامل روحى و تعالى اخلاقى - دست پيدا كنند؛ فضايى كه خيرات جامعه به نحو صحيح ميان مردم تقسيم شود؛ هر كس استعداد خود را به صحنه بياورد و بهره‏ى آن را ببرد و نظام و حكومت مراقب باشد كه هم به كسى ظلم نشود و هم هيچ‏كس محروم نماند. معناى ريشه‏كنى فقر اين است. درباره‏ى دولتهاى جمهورى اسلامى اينها را بايد ملاك قرار داد.(17/2/1384)
  در نظام اسلامى، چيزى كه به شدّت با آن مقابله مى‏شود، رسوخ فساد است. در نظام اسلامى، با اعتقاد بد و نادرست، اين‏طور مقابله نمى‏شود كه با عمل غير صحيح و عمل غيراخلاقى و خداى ناكرده رسوخ فساد مبارزه مى‏شود. (12/5/1372)

در جامعه نه در اتاق خلوت
  امام و پيشوا و رئيس جامعه اسلامى نمى‏تواند كسى باشد كه اهل فسق و فجور و خيانت و فساد و دورى از خدا و اينهاست. بايد كسى باشد كه به كتاب خدا عمل كند. يعنى در جامعه عمل كند؛ نه اين كه خودش در اتاق خلوت فقط نماز بخواند؛ بلكه عمل به كتاب را در جامعه زنده كند، اخذ به قسط و عدل كند و حق را قانون جامعه قرار دهد.(19/3/1374)
مواظبت از گلوگاه
  از جمله مسائلى كه در اين مبارزه وسيع حتماً بايد مورد توجّه قرار گيرد، اين است كه تنها با كسى كه فساد كرده و فسادى كه تحقّق پيدا كرده است، برخورد نشود؛ مواظب باشند فساد به وجود نيايد. بنده به مسؤولان دستگاههاى اجرايى و قضايى تأكيد كرده‏ام، بگردند ببينند جاهايى كه گلوگاه فساد است، كجاست؛ آن‏جا را تحت نظارت قرار دهند و نگذارند از اوّل فسادى به وجود بيايد.(3/11/1380)

بازیهای جناحی، جلوی حق را نگیرد
  [مسئولان دستگاههاي اجاريي و قضايي] مواظب باشند تمايلات و احساسات و بازيهاى سياسى و خطّى و جناحى و غيره - كه دشمنان از اين‏كه اين چيزها در بين مسؤولان ما رواج پيدا كند، خوشحال مى‏شوند - به ميان نيايد؛ جلوِ حق را نگيرد و مانعِ ديدن و نظر كردن و فهميدن چشمها نشود.(3/11/1380)

سخن آسان، عمل مشکل
  عدالت اين‏گونه است كه در شعار و در گفتن خيلى شيرين و جالب است و همه مى‏گويند و خوششان مى‏آيد؛ اما وقتى بناى عمل و انصاف دادن شد، آن وقت خيلى مشكل مى‏شود. خيلى از كسانى كه مى‏بينيد گاهى به نفع عدالت شعار هم مى‏دهند، وقتى كه پاى عمل برسد، لنگ مى‏مانند و شايد از شعار دادن هم پشيمان شوند.(7/9/1381)

دست بیرونی
  يكى از دشوارترين ميدانهاى مجاهدت، ميدان مجاهدت براى بسط عدالت است. هركس كه با نوعى تخلّف - چه تخلّفهاى محسوس و چه تخلّفهاى نامحسوس - دستى در بيرون از مرز قانونىِ مجاز براى خود دارد، با اين مبارزه مخالفت و معارضه مى‏كند.(19/6/1382)
  مبارزه‏ى با فساد، يك جنبه‏ى اخلاقىِ محض نيست؛ اداره‏ى كشور متوقف به مبارزه‏ى با فساد است.(27/3/1383)
  در هيچ نقطه‏يى از كشور فقر نباشد - عدالت برقرار باشد - فساد نباشد و افراد مفسد از دستگاه‏هاى تصميم‏گير طرد شوند و امكان دخالت پيدا نكنند، اينها چيزهايى است كه ما بايد مورد توجه قرار دهيم.  (3/3/1384)

این دعواها مشکل مردم را حل نمی‌کند
  در كشور بايد فساد ريشه‏كن شود؛ تبعيض نباشد؛ به طبقه‏ى مستضعف و محروم - بخصوص مستضعفينِ بى‏دست و پا - به‏طور ويژه توجه شود؛ اينها وظايف اسلامى ماست؛ وظايفى است كه قانون اساسى بر دوش همه‏ى مسئولان كشور گذاشته است؛ هيچ‏كس نمى‏تواند خود را از اين كارها بركنار بدارد. دعواهاى لفظى، شعارهاى لفاظى‏گونه، اسم از مفاهيم مبهم و بى‏سروته آوردن، مشكل مردم را حل نمى‏كند؛ مردم احتياج دارند به اين‏كه در ميدان عمل و كار، با لجن‏هايى كه نمى‏گذارد اين درياچه‏ى مصفا طراوت لازم را داشته باشد، مبارزه شود. (25/3/1384)

همه یکسانند
  آن‏جايى كه قانون در ميان است، همه يكسانند. اين امر بسيار مهمّى در اسلام است. ديگران هم ادّعاى اين را مى‏كنند، اما اسلام اين را در عمل نشان داده است.(7/4/1379)
  قدرت و حكومت، نسبت به آحاد مردم يكسان باشد. در مقابل قانون، امتيازات و برخوردها يكسان باشد. البته انسان با يكى دوست و خويشاوند است؛ لذا ارتباطات با همه، به يك صورت نيست. آن كسانى كه در جايى مسؤوليتى دارند - مسؤول يك اداره يا يك ميز، فرقى نمى‏كند. مسؤوليت يك ناحيه كوچك، يا مسؤوليتهاى بزرگ، همه مثل هم است - مى‏دانند كه بالاخره انسان با يكى آشنا و با يكى آشنا نيست. نمى‏خواهيم اين را بگوييم. منظور ما برخورد و رفتار قانونى است. آن جايى كه پاى امتيازات به ميان مى‏آيد و حركت و نگاه و اشاره، از سوى اين مسؤول، منشأ اثر مى‏شود، اين جا بايد يكسان باشد. همه بايد احساس كنند كه به طور يكسان از خيرات نظام اسلامى بهره‏مند مى‏شوند. البته بعضيها تنبلند و دنبال كار نمى‏روند؛ بعضيها كوتاهى مى‏كنند؛ بعضى به خودشان ظلم مى‏كنند؛ حساب آنها جداست .(5/9/1375)

تبعیض برای نخبگان
  منهاى اين‏كه ما بخواهيم غيرنخبه را مورد تغافل قرار دهيم، بايد براى نخبگان، حسابى باز كرد. ممكن است به نظر بيايد اين يك تبعيض است؛ اما تبعيض همه جا غيرعادلانه نيست؛ گاهى اوقات تبعيض، عين عدالت است. اين حساب باز كردن براى نخبگان، عين عدل است؛ به خاطر اين‏كه ما بايد نخبه و هوشمند را در حدّى كه مى‏تواند رشد كند، رشد بدهيم.(3/7/1381)

درجه اول برنامه‌ی دولتها
  در مجموعه برنامه‏هاى دولتها و قوه‏ى مجريه، اين‏گونه مسائل كه به متن زندگى مردم در بخشهاى مختلف ارتباط پيدا مى‏كند، بايد در درجه‏ى اول قرار بگيرد. هر كارى در كشور صورت مى‏گيرد، بايد با هدف رفع فقر و محروميت و ايجاد رونق در زندگى عموم مردم - نه بخشى از مردم و قشرهاى خاص - باشد. در چنين فضايى است كه مردم مى‏توانند به اهداف والاى نظام اسلامى - يعنى معنويت و تكامل روحى و تعالى اخلاقى - دست پيدا كنند؛ فضايى كه خيرات جامعه به نحو صحيح ميان مردم تقسيم شود؛ هر كس استعداد خود را به صحنه بياورد و بهره‏ى آن را ببرد و نظام و حكومت مراقب باشد كه هم به كسى ظلم نشود و هم هيچ‏كس محروم نماند. معناى ريشه‏كنى فقر اين است. (17/2/1384)
  خداى متعال از جامعه فقير خشنود نيست و از جامعه مستمند و ملت فقيرى كه نمى‏تواند زندگى خود را تأمين كند، خوشش نمى‏آيد. خداى متعال، براى يك جامعه، غنا و ثروت و داشتن امكانات زندگى و استخراج ذخيره‏هاى زيرزمينى و امثال اينها را خواسته است. اسلام، اين را خواسته است.(1/1/1376)

بزرگترین مسئولیت
  من معتقدم تلاش براى عدالت اجتماعى و پُر كردن شكاف طبقاتى، بزرگترين مسؤوليت ماست.(22/7/1382)
  پر كردن شكاف اقتصادى در بين مردم و رفع تبعيض در استفاده‏ى از منابع گوناگون ملى در ميان طبقات مردم، مهمترين و سخت‏ترين مسؤوليت ماست.(14/3/1383)

جو حزب اللهی را غالب کنید
  در محيط وزارتخانه، آن جو حزب اللهي را غالب كنيد. با همان بار معنايي كه كلمه «حزب اللهي» دارد. بايد آدم‌هاي متدين بر سرنوشت تشكيلات حاكم باشند. ... اما آن‌هايي كه تعيين كننده‌اند، راه را مشخص مي‌كنند؛ و به خصوص، در سطوح بالاي مديريت و نيز كارشناسي‌هايي كه خط دهنده هستند، بايد افرادي باشند با روحيه انقلابي و اسلامي عميق.(3/6/1372)

نظام اسلامی عبارت است از...
  امروز همه وظیفه داریم. امروز بزرگترین وظیفه ما حراست از نظام اسلامی است. نظام اسلامی عبارت است از این که اولا قسط اسلامی و احکام اسلامی در جامعه تحقق پیدا کند؛ ثانیا افراد صالح و شایسته‌ای متصدی و مباشر این کار باشند-بدون وجود افراد شایسته و صالح، امکان ندارد احکام اسلامی و قسط اسلامی در جامعه پیاده شود- ثانیا اعتماد و باور و قبول مردم و رابطه مستحکم میان این مجموعه خدمتگذار و مردم باید وجود داشته باشد. هر کدام از این سه پایه اگر کم باشد، فلسفه حکومت اسلامی تحقق پیدا نخواهد کرد. اگر ما هدف خود را اجرای قسط اسلامی و تحقق احکام اسلامی قرار ندادیم و باور و ایمان خود را به اهداف دیگری متوجه کردیم، این نظام اسلامی حفظ نخواهد شد و اصلا نظام، اسلامی نیست.(قاموس عدالت ص272)

رفاقت، هرگز!
  رفاقتهاى شخصى و حزبى و ملاحظات سياسى به هيچ رو، نبايد مجوّز گزينش مديران فاقد ملاكهاى اصلى شمرده شود. (5/2/1382)

این عقیده شخصی است، نه اجتماعی
  براى يك مسؤول عقيده و اخلاق مسأله‌ى شخصى نيست؛ مسأله‌اى اجتماعى و عمومى است؛ حاكم شدن بر سرنوشت مردم است. آن كسى كه به مجلس مى‌رود، يا به هر مسؤوليت ديگرى در نظام جمهورى اسلامى مى‌رسد، اگر فاسد، بيگانه‌پرست و در خدمت منافع طبقات برخوردار جامعه بود، ديگر نمى‌تواند نقشى را كه ملت و طبقات محروم مى‌خواهند، ايفا كند. اگر آن شخص انسان معامله‌گر، رشوه و توصيه‌پذير و مرعوبى بود؛ در مقابل تشرِ تبليغات و سياستهاى خارجى جا زد، ديگر نمى‌تواند مورد اعتماد مردم قرار گيرد و برود آن‌جا بنشيند و تكليف ملك و ملت را معيّن كند.(26/9/1382)

نسبت کارآمدی و مشروعیت
  مشروعيت همه‏ى ما بسته به انجام وظيفه و كارآيى در انجام وظيفه است. بنده روى اين اصرار و تكيه دارم كه بر روى كارآيى‏ها و كارآمدى مسؤولان طبق همان ضوابطى كه قوانين ما متخذ از شرع و قانون اساسى است، بايست تكيه شود. هرجا كارآمدى نباشد، مشروعيت از بين خواهد رفت.... وقتى اين عناوين زايل شدند، چه از شخص رهبرى و چه از بقيه‏ى مسؤولان در بخشهاى مختلف، آن مشروعيت هم زايل خواهد شد.(31/6/1383)
  اصلح كسى است كه هم به ترقى و پيشرفت كشور و توسعه‏ى اقتصادى و غيراقتصادى بينديشد؛ هم زير توهمات مربوط به توسعه، آن‏چنان محو و مات نشود كه از ياد قشرهاى مظلوم و ضعيف غافل بماند.(17/2/1384)

اصلی‌ترین مسأله در تنظیم برنامه‌ها
  در تنظيم برنامه‏هاى كشور، اصلى‏ترين مسأله عبارت از رفع فقر و محروميت و نجات طبقات مستضعف و محروم و پابرهنگان، از تبعات دوران ستمشاهى و آثار سلطه‏ى بيگانگان است، همه‏ى برنامه‏هاى اقتصادى و توليدى و سازندگى و رونق اقتصادى بايد به اين هدف، متوجه باشد و تنها در اين صورت است كه اين برنامه‏ها درست و قابل قبول است. (7/3/1371)
  اگر كسى وامدار دستگاهها و اشخاص و وامدار پول و قدرت شد، ديگر نمى‏تواند براى مردم دلسوزى كند. پس دلسوزى هم يك شرط بزرگ است.(24/11/1382)

به چشم وظیفه
  در اين‏جا[جمهوري اسلامي] اين مسائل[حكومت كردن و منصب] بايد به چشم يك مسؤوليت و وظيفه محض تلقّى شود. به عنوان يك كار تلقى شود؛ كارى كه سخت است و هرچه بالاتر مى‏رود سخت‏تر هم مى‏شود. بايد به عنوان يك مسؤوليت و يك تعهّد به آن نگريسته شود. نه اين‏كه وقتى امكانات پيدا كرديم، آن را براى تهيه لوازم رفاه شخصى، تشريفات، اسرافها و تجمّلات و غيره، بهترين فرصتها تلقّى كنيم.(17/10/1371)

الزامات توسعه
  در تنظيم سياستهاى اقتصادى لازم است امر رشد و توسعه همراه با: عدالت اجتماعى، و بهره‏مندى عمومى در جريان افزايش بهره‏ورى ملى‏، جلوگيرى از تداول ثروت در دست افراد و گروههاى خاص‏، برنامه‏ى جامع تأمين اجتماعى و حمايت از حقوق محرومين و مستضعفين جامعه‏، گسترش هر چه بيشتر صادرات غير نفتى به منظور كاهش اتكاء اقتصاد به نفت‏، انتخاب سياستهاى محورى از قبيل كشاورزى و بى‏نيازى نسبى از ديگران در تأمين امنيت غذايى جامعه‏، ايجاد زمينه‏هاى اشتغال با توجه به استعدادها و ظرفيتهاى طبيعى و جغرافيايى كشور، تأمين امنيت كامل براى سرمايه گذارى مشروع‏، جلوگيرى از پيدايش فساد، ارتشاء، انحصار و ثروتهاى حرام‏ مورد توجه قرار گيرد.(19/1/1378)
  خيلى از كسانى كه مى‏بينيد گاهى به نفع عدالت شعار هم مى‏دهند، وقتى كه پاى عمل برسد، لنگ مى‏مانند و شايد از شعار دادن هم پشيمان شوند.(7/9/1381)

مردم محور توسعه
  در عرصه اجتماعى، توسعه بايد با مردم گره بخورد؛ مردم بايد محور توسعه باشند. عدالت حتماً يكى از شاخصهاى اصلى است. برنامه‏ريزى و سياستگذارى‏اى كه عدالت و توزيع عادلانه ثروت را در جامعه نديده بگيرد، نمى‏تواند چشم‏انداز مورد نظر ما را تأمين كند و برنامه مطلوب ما نيست.(15/5/1382)

قانون اساسی، علاج اساسی
  عمل به قانون اساسى، علاج اساسى دردهاى اين كشور است. و عمل هم متوقّف بر اين است كه عناصر عمل كننده...در مقام عمل، اخلاص و صفا و مسؤوليت و انجام وظيفه را ملاك خودشان قرار دهند. اين اساس قضيه است.(29/3/1379)

مسئولیت بدون آرمان امام حرام است
  اگر كسى در نظام جمهورى اسلامى در مسؤوليتى مشغول كار است، ولى آرمانهاى نظام جمهورى اسلامى را آن‏گونه كه امام بزرگوار ترسيم كرده است و در قانون اساسى تجسّم پيدا كرده، در دلش قبول ندارد، اشغال آن پست براى او حرام شرعى است. آن‏جايى كه صحبت از مسائل اساسى نظام اسلامى است، آن‏جايى كه وحدت دين و سياست مطرح است، آن‏جايى كه اصول قانون اساسى مورد نظر است، آن‏جايى كه الزام به تبعيّت از دين و شريعت مطرح است، اگر يك مسؤول عقيده‏اى غير از اين دارد، مى‏تواند شهروند جمهورى اسلامى باشد - مانعى ندارد - اما نمى‏تواند مسؤول باشد؛ بخصوص در مسؤوليتهاى بالا.(8/8/1380)

راه باز است
  راه براى خدمت و باز كردن گره‏هاى اقتصادى و معيشتى مردم باز است؛ راه براى اجراى عدالت و پُركردن شكاف طبقاتى - كه در جامعه ما كه اسلامى است و نبايد باشد، ولى متأسّفانه وجود دارد - باز است. راههاى عاقلانه و منطقى وجود دارد؛ مسؤولان بايد همّت كنند.(14/3/1381)
  نظام اسلامى ...بايد تمام همت خود را به پُركردن شكافهاى عميق اقتصادى و اجتماعى ميان فقير و غنى مصروف كند و سرمايه‏هاى مادّى و معنوى كشور را در راه خدمت به پابرهنگان كه حق حيات به گردن كشور دارند، به كار اندازد.(13/8/1369)

مسابقه برای خدمت نه قدرت
  انتخابات در كشور ما بايد مسابقه‏اى براى خدمت باشد، نه مسابقه‏اى براى كسب قدرت.... افزون طلبى براى مسؤولان ممنوع است. مشى اشرافيگرايانه براى مسؤولان كشور، نقطه ضعف به شمار مى‏آيد.(11/2/1380)

مسائل اساسی به جای مباحث سیاسی
  دولت و دستگاه اجرايى كشور را به اجراى دقيق قوانين در خدمت مردم و منافع آنها و جلوگيرى از سوءاستفاده و سوءتدبير در بخشهاى مختلف، و مجلس شوراى اسلامى را به پرداختن به نيازهاى مردم و ايجاد مقرّراتى كه در خدمت گشايش امور مردم باشد، و همچنين كم كردن از حجم مباحث سياسى و پرداختن به مسائل اساسى كشور و مردم دعوت مى‏كنم. (22/3/1382)
  وقتى اين ملت به هدفهاى خود دست پيدا خواهد كرد و مشكلات گوناگون را از سر راه خود برخواهد داشت كه ايمان و جهاد در ميان مسؤولان به عنوان يك ارزش شناخته شود. اين جهاد، جهاد علمى، جهاد عدالتخواهى و جهاد مديريتى و اقتصادى است. (1/1/1384)

کار، فلسفه مسئولیت
  در اسلام و نظام جمهورى اسلامى، فلسفه مسؤوليت پيدا كردنِ مسؤولان در كشور اين است كه براى مردم كار كنند. مسؤولان براى مردمند و خدمتگزار و مديون و امانتدار آنها هستند. مردم، محورند. كسى كه در نظام جمهورى اسلامى مسؤوليتى به دست مى‏آورد، بايد همه همّ و غمّش براى مردم باشد؛ هم براى دنياى مردم، هم براى ماديّت مردم، هم براى معنويّت مردم، هم براى ايجاد عدالت در ميان مردم، هم براى احياى شأن انسانى مردم، هم براى آزادى مردم. اينها جزو وظايف اصلى حكومت است. البته وقتى مى‏گوييم «مردم»، منظور همه طبقات مردمند؛ ليكن بديهى است كسانى از مردم بايد بيشتر مورد توجّه قرار گيرند كه بيشتر مورد محروميت قرار گرفته‏اند.(14/3/1380)

کارتان در این جهت نباشد
  هرجا هستيد، بايد توجّه داشته باشيد كارى كه انجام مى‏دهيد، در جهت ميل صاحبان ثروت و قدرت نباشد.(12/9/1379)

ترجیح توده بر خواص
  اميرالمؤمنين در نامه خود به مالك اشتر متعرّض همين معنا مى‏شوند و مى‏گويند: «آن‏جايى كه امر داير شد بين توده مردم - آنهايى كه محتاج عدالت تو هستند - با خواص و مجموعه‏هاى كوچك و بهره‏مند و ممتاز جامعه، حتماً توده مردم را ترجيح بده.» امروز اين معنا بايد شعار ما باشد و معيار درستىِ كار ما محسوب شود و برنامه‏ريزيها و سياستگذاريها و عملكردهاى ما به دنبال اين قضيه باشد.

نگرانی اینجاست
  نگرانى آن‏جاست كه به‏جاى پرداختن به مسائل واقعى زندگى مردم، به مسائل سياسى با نامهاى جعلى و گوناگون بپردازند و با اختلاف‏افكنى و متشنّج كردن فضاى سياسى كشور، دشمن را خشنود كنند.(11/12/1378)
  [مبارزه با فقر، فساد و تبعيض]  كارهاى پيچيده‏اى است؛ كارهاى ساده‏اى نيست؛ اما كارهايى است كه دستگاههاى بزرگ كشورى مى‏توانند دنبال آن بروند و هدف خودشان قرار دهند. بايد مطالبات انسانهاى دلسوز و مسؤول، اينها باشد. اگر اينها شد، آن وقت بسيارى از مشكلات، حل و بسيارى از گرفتاريها و گره‏ها باز خواهد شد.(3/5/1379)

کار اساسی، نه تشنّج سیاسی
  مردم حق هم دارند. طبقات ضعيف و مستضعف مردم گرفتاريهاى زيادى دارند. بعضيها بايد اين بحثهاى سياسىِ تشنّج‏آور را رها كنند و به كارهاى اساسى و عملى بپردازند؛ مردم از مسؤولان اين انتظار را دارند. مرتّب دعواى سياسى مى‏شود. انتخابات بود، تمام شد؛ اين اختلافات، اين دو دستگيها، اين به هم پريدنها، اين مچ‏گيريهاى دروغين و واهى، اين بهانه‏سازىِ اين عليه آن و آن عليه اين را رها كنند؛ بخصوص مسؤولان - چه نمايندگان مجلس، چه مسؤولان دولتى - اين موارد را كنار بگذارند و به كارهاى اساسى اين كشور و اين مردم بپردازند.(11/12/1378)

خواسته حقیقی مردم اینهاست
  نيازها و مطالبات حقيقی مردم را می شناسيد؛ اشتغال ، مبارزه با فساد مالی ، زدودن محروميت از مناطق محروم، مهار تورم و مقابله با گرانی، روان شدن چرخه ی خدمت رسانی ، گسترش و اعتلای فرهنگ و اخلاق، رونق يافتن علم و تحقيق ، مسووليت پذيری و پاسخگويی مسوولان حكومتی ، در شمار برجسته ترين اين نيازها است و اينها است كه عدالت اجتماعی را ممكن و پيشرفت و توسعه را محقق ميسازد. نيازهای موهوم و ساخته ی دست تبليغاتچی های بيگانه و بدخواه، نبايد بجای اين خواسته های حقيقی بنشيند.(7/3/1383)

همیشه با استدلال
  هر كارى مى‏كنيد، بايد طورى باشد كه براى آن استدلال و توجيه قانع‏كننده‏اى داشته باشيد. اگر از شما پرسيدند چرا اين سرمايه‏گذارى را كرديد، چرا آن اقدام را كرديد، چرا آن اقدام را نكرديد، بگوييد با اين استدلال.( بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت‏)(5/6/1380)
  ما معتقديم وعده‏ها نبايد تبليغ شود. «خواهيم كرد» نبايد عمده و درشت شود. البته مردم بايد بدانند كه دستگاه در اين صدد هست. آنچه را كه اتّفاق مى‏افتد و تحقّق پيدا مى‏كند، بايد به مردم بگويند.(12/12/1380)

پاسخگویی، از رهبری تا مأموران
  مسؤولان بلند پايه‏ى كشور، قواى سه‏گانه، از خود رهبرى تا آحاد مأموران و مديران، همه بايد پاسخگو باشند؛ پاسخگوى كار خود، پاسخگوى تصميم خود، پاسخگوى سخنى كه بر زبان آورده‏اند و تصميمى كه گرفته‏اند؛ اين معناى پاسخگويى است؛ اين يك حقيقت اسلامى است و همه بايد به آن پايبند باشيم.(26/1/1383)
  امروز مردم بين خودشان و مسؤولان كشور، فاصله‏ى حقيقى احساس نمى‏كنند. اين، نعمت بزرگى است. امروز اگر هريك از آحاد اين مردم، با رئيس‏جمهور اين كشور ملاقاتى داشته باشد، احساس نمى‏كند كه با او فرق دارد. آن حالت اشرافيگرى و اوج كاذب طبقاتى كه شايد بتوانم بگويم در همه‏ى حكومتها - تا آن‏جا كه ما مى‏دانيم - وجود دارد، در جمهورى اسلامى نيست.(7/3/1369)
  كارى كنند كه مردم طعم شيرين خدماتى را كه در كشور انجام مى‏گيرد، بچشند؛ در هيچ نقطه‏يى از كشور فقر نباشد - عدالت برقرار باشد - فساد نباشد و افراد مفسد از دستگاه‏هاى تصميم‏گير طرد شوند و امكان دخالت پيدا نكنند.(3/3/1384)
  خدمت‏رسانى شما مابازا داشته باشد؛ يعنى واقعاً در همه‏ى بخش‏ها و در همه‏ى وزارتخانه‏ها تحول در خدمت‏رسانى به‏وجود بيايد. (8/6/1384)

هماهنگی یعنی...
  با يكديگر هماهنگى داشته باشند. البته معنايش اين نيست كه قوه‏ى مقننه از قوه‏ى مجريه سؤال نكند، يا قوه‏ى قضاييه به خطاى اشخاصى از قواى ديگر نپردازد؛ معنايش اين است كه هر كدام در محدوده‏ى وظايفِ خود صادقانه با قواى ديگر همكارى كنند؛ جهتگيرى‏هاى خودشان را طورى تنظيم كنند كه مكمل يكديگر باشند؛ به اولويتهاى كشور توجه كنند...از طبقات ضعيف گره‏گشايى كنند و از اتلاف وقت و سرمايه پرهيز نمايند.(15/4/1383)

چشم‏انداز عادلانه
  عدالت چيزى است كه آسان بر زبان جارى مى‏شود؛ اما آسان به دست نمى‏آيد. برنامه‏ريزيهاى بلندمدّت لازم دارد. بايد اين برنامه‏ريزيها را بكنيم و چشم‏انداز خود را چشم‏انداز عادلانه قرار دهيم؛ چيزى باشد كه ما را به عدالت نزديك كند. اين وظيفه ماست و امروز درس اميرالمؤمنين براى ما بيش از هميشه همين نكته است.(23/8/1382)

مبارزه بدون تبعیض
  لازم است در اين خصوص[مبارزه با مفاسد] هيچ تبعيضى وجود نداشته باشد. دستگاههايى كه با فساد مبارزه مى‏كنند، نبايد بگويند فساد در فلان‏جا بد است؛ اما در جاى ديگر - اگر باشد - به آن بدى نيست. فساد، فساد است؛ در هركس فساد وجود داشته باشد، بايد با او مبارزه كنند. كسانى كه با فساد مبارزه مى‏كنند، بايد قاطعانه و بدون مجامله مبارزه كنند و در حقّ فاسد و مفسد، مُرّ قانون را اعمال كنند.(3/11/1380)
  مجلس شوراى اسلامى را به پرداختن به نيازهاى مردم و ايجاد مقرّراتى كه در خدمت گشايش امور مردم باشد، و همچنين كم كردن از حجم مباحث سياسى و پرداختن به مسائل اساسى كشور و مردم دعوت مى‏كنم.(22/3/1382)

نماينده‏گى  توده
  نماينده‏ى مردم بايد نماينده‏ى توده‏ى مردم باشد؛ بخصوص نماينده‏ى كسانى باشد كه به حضور نماينده‏شان در سطوح تصميم‏گيرى و تصميم‏سازى كشور بيشتر نياز دارند؛ آنهايى كه دستشان به جايى نمى‏رسد و محروميت بيشترى را دارند. پس در درجه‏ى اول، نمايندگى از مردم محروم را براى خودتان تعريف كنيد. درست است كه هر يك از شما نماينده‏ى همه‏ى ملت ايرانيد؛ نماينده‏ى جمع خاصى، نماينده‏ى آن منطقه و نماينده‏ى فقط رأى‏دهندگان نيستند - مجلس، نماينده‏ى همه‏ى ملت ايران است - اما درعين‏حال برخى از اقشار ملت ايران به حضور نماينده‏ى خود در مناطق تصميم‏گيرى نياز دارند؛ چون محرومند، چون مشكلات دارند، چون از فقر و كمبود امكانات و تبعيض‏ها رنج مى‏برند و از فسادهايى كه ديگران به راه مى‏اندازند، آنها صدمه مى‏بينند. بنابراين خودتان را در درجه‏ى اول، نماينده‏ى اينها بدانيد.(27/3/1383)
  وقتى مظلومان خودشان هم باور مى‏كنند كه بايد حاكميت ظلم مستقر باشد، اميد اصلاح از بين مى‏رود.(10/4/1378)

عدالتخواهی همگانی
  اصلاح واقعى عبارت است از اين‏كه با فقر و تبعيض مبارزه شود؛ عدالتخواهى، يك انگيزه همگانى براى مسؤولان باشد؛ خدمت به مردم، يك وظيفه و احساس دينى در اعماق وجود مسؤولان باشد؛ اين مى‏شود راه صحيحِ امام.(14/3/1382)
  آن اصلاحاتى كه هر كسى در كشور - بخصوص در كشورى مثل كشور ما كه مردم مؤمنند و پايبند به اصول و مبانى اعتقادى و اخلاقى هستند - دنبال آن است، جلو بيفتد و خود را آماده تحمّل مشكلات آن كند، مردم دنبال او خواهند بود و به او كمك خواهند كرد. هر دولتى، هر مسؤول دولتى‏اى، هر انسان روشن‏بينى، هر عالم دينى و هر فرزانه‏اى، اگر اين‏گونه اصلاحات را - مبارزه با فقر و فساد - دنبال كند، مردم يارى خواهند كرد. (3/5/1379)

مشکل اما پربرکت
  اين‏كه ما گفتيم براى عدالت‏طلبى بايد مبارزه كرد؛ براى مبارزه با فساد بايد همه دست به دست هم بدهند و فساد اقتصادى - بخصوص در بين مسؤولان و كسانى‏كه دستى در امور بيت‏المال دارند - بايد جدّى گرفته شود، به‏خاطر همين است كه اين كار جزو مشكل‏ترينها و در عين حال اگر به نتيجه برسد، جزو پُربركت‏ترينهاست. تا وقتى در جامعه عدالت باشد، تبعيض نباشد، نگاه متفاوت به اشخاص و قشرها نباشد و امتيازطلبيهاى زيادى و نابحق و نابجا در جامعه وجود نداشته باشد، مردم بر خيلى از ناكاميها صبر مى‏كنند.(19/6/1382)

نمیخواهیم فقط کار کنیم
  ما نمى‏خواهيم فقط كار كنيم؛ ما مى‏خواهيم محروميت را از بين ببريم و محروم را از محروميت خارج كنيم؛ هدف اين است. والّا اگر شما بگوييد من كار مى‏كنم، ممكن است در يك اداره هم يك نفر بگويد من بايد هشت ساعت يا شش ساعت كار كنم، يا ده ساعت كار كرده‏ام و ديگر بس است. اين منطق، منطق درستى نيست.(23/5/1370)
  اهتمام به مسأله عدالت اجتماعى در كشور، نبايد يك لحظه كاستى بگيرد. البته اين قضيه، قضيه شعارى نيست، با گفتن هم مسأله تمام نمى‏شود؛ همه دستگاهها بايد تلاش كنند.(25/4/1376)

کار در چه جهتی؟
  ما احتياج داريم به كار؛ بايد عرق بريزيم و تلاش و كار كنيم. اين كار بايد جهتدار باشد؛ جهت، عدالت؛ جهت، پُر كردن شكاف بين فقير و غنى؛ جهت، بالا آوردن زندگى مردم محروم؛ مردمى كه در دوران امتحان‏هاى دشوار و سخت هم در صفوف اول و در مقابل خطرهاى دشمن ايستادند و بعد از اين هم همين‏طور خواهد بود.(11/2/1384)
  زمانى نظام اسلامى دچار اختلال واقعى خواهد شد كه فراموش كند نماد و سرمشق بزرگى مثل على‏بن‏ابى‏طالب عليه‏السّلام دارد. حكومت علوى بايد هميشه در مقابل چشم ما باشد و در آن جهت حركت كنيم و آن را بخواهيم و براى آن تلاش نماييم.(9/1/1381)

اسلام این را میخواهد
  امروز در دنياى سرمايه‏دارى و كشورهايى كه زير سلطه استكبار جهانى است، حركت به‏سمت رشد پولداران و سرمايه‏داران است؛ و آنچه به فكر آن نيستند، طبقات محروم است. اگر يك‏وقت كمكى هم به محرومين بشود، براى اين است كه بتوانند از آنها به نفع پولداران و سرمايه‏داران استفاده كنند. مبناى اقتصاد امروز دنياى سرمايه‏دارى و استكبار، بر اين است. در طول زمان هم، هميشه سلاطين و قدرتمندان و مستكبران، بر همين روال حركت كرده‏اند. اما اسلام اين را نمى‏گويد. اسلام مى‏خواهد محروميت از روى زمين و بخصوص در جوامع اسلامى، برداشته شود. آن‏جا كه دين خدا حاكم است، بايد محروميت نباشد.(15/7/1371)

غلط اندر غلط
  نظام سوسياليستى، فرصت را از مردم مى‏گيرد؛ ابتكار و ميدان را مى‏گيرد؛ كار و توليد و ثروت و ابزار توليد و منابع عمده سرمايه و توليد را در دولت متمركز، و به آن متعلّق مى‏كند. اين، غلط اندر غلط است. در اسلام، چنين چيزى نداريم. نه آن را داريم، نه اين را. هم آن غلط است، هم اين. نظام اقتصاد اسلامى، درست است. اين‏طور نيست كه نظام اقتصادى اسلامى، عبارت باشد از هر چه كه در هر دوره‏اى مصلحت باشد. نخير! نظر شريف امام رضوان‏اللَّه‏عليه هم اين نبود.(12/5/1372)

رشد بادکنکی
  گر امكان جذب سرمايه‏هاى خارجى در كشور فراهم مى‏شود، به معناى حقيقى كلمه منافع ملت و هويّت ملى را در نظر بگيرد و مصالح كشور را قربانى نكند. اين‏طور نباشد كه يك جهت را مورد توجه قرار دهيم و جهات ديگر را فراموش كنيم. جذب سرمايه‏هاى خارجى بايد به شكلى باشد كه اقتصاد كشور از آن سود ببرد، نه زيان. ما بعضى از رشدها و شكوفاييهاى بادكنكى را در برخى از كشورهاى شرق آسيا ديديم... ا اين رشدهاى بادكنكى را پيشرفت اقتصادى نمى‏دانيم. كشور به سرمايه‏هاى انسانى و طبيعى و هويّت ذاتى متّكى است و مستوجب رشد و شكوفايى واقعىِ اقتصادى است؛ اما نه آن گونه كه بانك جهانى و صندوق بين‏المللى پول براى ما نسخه بنويسند و ما هم طبق همان نسخه، اقتصاد خودمان را تدوين كنيم؛ نه. ما برنامه و سياست داريم و - همان‏طور كه گفتم - ما مى‏توانيم. اگر كسى بگويد ما جز با تسليم در مقابل اين برنامه‏ها، نمى‏توانيم حركت اقتصادى كنيم، قضاوت خوش‏بينانه در مورد او اين است كه بگوييم كشور و ملت و سرمايه‏هاى داخلى را نشناخته است.
  [در كمك به محرومين] مسأله‏ى فرهنگى، مسأله‏ى خيلى مهمى است. همه‏ى اين كارها[ي اقتصادي] يك‏طرف، فرهنگ هم يك‏طرف.(24/7/1369)

آن مقدار که میتوانیم
  بعضى مى‏گويند: آقا! آن عدالتى كه نگذاشت على حكومت مبارك خود را ادامه دهد؛ شما چطور مى‏خواهيد امروز اجرا كنيد؟ من مى‏گويم آن مقدار كه ما مى‏توانيم و طاقت داريم، بايد اجرا شود. ما ادعا نداريم كه بايد مثل اميرالمؤمنين عدالت را اجرا كنيم. ما مى‏گوييم آن مقدار كه توان مؤمنِ امروز دنيا كفاف مى‏دهد، بايد اجرا كرد. اما اين مقدار عدالتى را كه مى‏شود اجرا كرد و بايد اجرا كرد، اگر به صورت يك فرهنگ درآيد و مردم معناى عدالت را بفهمند، آن وقت قابل تحمّل خواهد بود.(5/9/1375)

مطالب مرتبط:

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

پنجمین اردوی عقیدتی سیاسی سوریه و لبنان
يادداشت‏رهبری درباره‏مناجات شعبانيه
يادداشت‏رهبری درباره‏مناجات شعبانيه
قاموس «عدالت و عدالتخواهی»/3/فقر،بازی سیاسی،توسعه، مردم و....
جزوه "صدور انقلاب، راه حفظ انقلاب"
مناجات شعبانیه در کلام امام خمینی(ره)
اطلاعیه شماره 3 نشست نوزدهم
شکایت تهیه کنند برنامه استاد رحیم پور از سایت عصرایران
ریشه ولایت گریزی حسادت نسبت به ولی است
اظهار نظر رهبر انقلاب درباره «طلا و مس»
ملت ايران بي توجه به تحريم ها به پيشرفت خود ادامه مي دهد
فتنه سال 88 بزرگترين غربال الهي بود؛
تعدادي از انقلابيون به دليل ويژه خواري به دام دشمن افتاده‌اند
ملت ايران بي توجه به تحريم ها به پيشرفت خود ادامه مي دهد
بازخوانی قتل‌عام "سربرنیتسا"
عدالت آموزشی
دیدار صاحبنظران‌فرهنگی با طلبه سیرجانی
حقایقی ناگفته در مورد فراماسونرها
قاموس«عدالت و عدالتخواهی»/2
صدور انقلاب راه حفظ انقلاب
سرفصل مطالبات و توصیه های رهبر معظم انقلاب در باره قرآن
معیار های خط امام
فاتحان
نسخه اینترنتی کتاب های هادی خسروشاهی و عبدالحسین خسروپناه
عزادارنما
مسئوليت‌هاي متقابل حکومت اسلامي و مردم در نهج البلاغه
آگهی مقابل بیمارستان هاشمی نژاد
بصیرت و استقامت
آداب گفت‌وگو و مناظره از ديدگاه قرآن و روايات
کتاب شناسی رهبر معظم انقلاب
آيه ها (تجلي قرآن و حديث در بيانات مقام معظم رهبري )
اخلاق در مناظره بخش دوم و پایانی
اخلاق مناظره بخش اول
بازگشت دوباره دانشجوی پولی
قاموس«عدالت و عدالتخواهی»/1/جوانان
نامه مجمع دانشجویان حزب الله به فارس
اطلاعیه شماره 2 نشست نوزدهم (زمان-مكان-جزوات)
دين و ميهن نه ميهن و دين
آسيب شناسي انقلاب و چالشهاي جوانان نسل چهارم
آن روزي را كه امريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان