پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

متن سخنرانی آیت سید جواد نقوی در آخرین روز دهه رهایی قبلتین
صدور انقلاب راه حفظ انقلاب  (ويژه)  

آیت الله سید جواد نقویجنگي كه الان ادامه دارد و تهاجماني اعم از تهاجمات فرهنگي،‌ سياسي و تهاجمات ديگر، حملاتي بود كه بايد هزاران كيلومتر دورتر از سرزمين انقلاب در آنجا متوقف مي شد. و لكن اجازه دادند با تئوري‌هاي غلطشان اگر ما خيلي خوش بينانه قضاوت كنيم با اشتباهاتشان و اگر بدبينانه يا واقع‌گرايانه تعبير بكنيم با خيانت‌هايشان كاري كردند كه اين كارهاي ناپخته و تهاجمات ابتدائي از سرزمين‌هاي دور برخاستند،‌ قوي شدند و رسيدند به سرزمين انقلاب.

  
 
یکشنبه 20 تیرماه 1389  

 

قبل از هر چيز عرض تشكر و سپاس دارم خدمت دوستان عزيز، دانشجويان و بسيجيان امام كه در اين روز فرخنده،‌ سوم خرداد و سالروز آزاد سازي خونين‌شهر و روز رشادت‌هاي جانبازان و شهدا توفيقي نصيب بنده كه يك طلبه حقير كوچك و در خدمت دين و در خدمت انقلاب اسلامي هستم، شد.

انقلاب اسلامی باید نهضت باشد نه موج

عنوان صحبتم رسالت انقلابي دانشجو و صدور انقلاب است. انقلاب اسلامي كه به اشتباه در داخل و خارج به انقلاب ايران شهرت يافته و بر زبان‌ها افتاده است،‌ در ماهيت خودش يك ماهيت نهضتي دارد.
با وقوع انقلاب يك موج در كل جهان اتفاق افتاد. بعضي‌ها فكر كردند اين موج‌ها صدور انقلاب است. موج با نهضت فرق دارد. نهضت يك حركت منظم، با هدف،‌ با برنامه با مديريت و رهبري و زمان‌بندي و مرحله‌بندي شده است. نهضت  در خودش از نهاض، جنبش از حركت و از خيزش است. يك خيزشي همگاني.
در حالي كه موج يك چيز طبيعي است. با برنامه نيست. مديريت شده نيست. با هدف نيست و نظم شخصي هم ندارد. موج يك عمر كوتاهي دارد. هر حادثه‌اي در دنيا اتفاق بيافتد،‌ در دنيا يك موج ايجاد مي‌كند. در افق دين و مذهب باشد يا در افق‌هاي ديگر،‌ هر حادثه اجتماعي موجي ايجاد مي‌كند. مثل يك سنگ كه داخل آب مي‌افتد اين يك موج ايجاد مي‌كند و تا حد و مسافت محدودي اين موج ادامه پيدا مي‌كند. اگر موج به حال خودش واگذاشته شود به محض برخورد با ساحل مي‌ايستد و توقف پيدا مي‌كند. و مخصوصاً اگر كساني در مقابل موج، موج شكن ايجاد كنند. كه موج شكسته مي‌شود و مي‌ميرد.

اگر اسلام نهضتي نبود در جهان گسترش پيدا نمي‌كرد و چون نهضتی بود مقابل آن مانع ایجاد کردند.

انقلاب از بطن اسلام برخاسته است؛ اسلام ناب، ‌اسلام خالص، اسلام حقيقي. اسلام هم در نوع خودش نهضت بود بعد تبديل شد به شكل‌ها و قيافه‌هاي ديگري كه ما الان شاهدش هستيم. نهضت اركان خودش را مي‌خواهد. شرايط و امكانات خود را مي‌خواهد. اگر شرايط نهضت آماده نباشد و فراهم نشود،‌ نهضت راه نمي‌افتد و چيزي كه حياتش موقوف بر نهضت هست متوقف می‌شود. اگر اسلام نهضتي نبود در جهان گسترش پيدا نمي‌كرد. در حجاز مي‌ماند،‌ در دنياي عرب متوقف مي‌شد و عجم و غير عجم آشناي با اسلام نمي‌شد.

چيزي كه در ماهيتش نهضت است،‌ رو به توسعه است رو به گسترش است نمي‌شود جلوي آن مانع ايجاد كرد،‌ جلوي آن موج شكن ايجاد كرد. اگر در مقابل نهضت موج‌شكن ايجاد كنيد، نهضت راه خودش را پيدا مي‌كند. مثل موج نيست كه با برخورد با ساحل و موج شكن متوقف بشود و بميرد.
در مقابل رسول اكرم (ص)، مشكلات و موانع زيادي ايجاد شد به اين تلقي كه اين هم يك موج است كه در مكه به راه افتاده است. و موج را با ايجاد مانع و موج شكن شكست.
چون در راه خودش موج نبود، نهضت بود از موانع گذشت و موج شكن‌ها را خرد كرد. نهضت راه خودش را پيدا مي‌كند.
و چيزي كه نهضتي است در ذاتش صدور وجود دارد. بدون صدور نهضت معني ندارد و راز بقاي اسلام هم در صدورش بوده است و نه در ظهورش. ما خيلي تكيه بر ظهور اسلام مي‌كنيم در حالي كه راز بقاي دين در صدورش مي‌باشد.
و پيامبر اكرم قبل از اينكه مواضع خودش را در داخل حجاز تثبيت بكند رو به صدور آورد. در جنگ خندق، جنگ احزاب كه كل كفر در مقابل كل دين و اسلام جمع شد و همه نيروهاي خودشان را بسيج كردند. در آن جنگ لشكر اسلام لشكر بي سروسامان و بي‌نظمي بود كه از لحاظ نيرو در موقع ضعف قرارداشت و براي همين هم خندق كندند تا موقعيت خودشان را پشت آن حفظ بكنند در همان حين كندن خندق در روايات تاريخي داريم كه چيزي براي خوردن نداشتند و به شكم‌هاشان سنگ بسته بودند. از جمله خود پيامبر اكرم (ص) كه از فرط گرسنگي بر شكم شريف سنگ بسته بودند تا گرسنگي فشار نياورد.
كه در خندق برخوردند به يك سنگي كه مسلمين نمي‌توانستند سنگ را بكنند. به حضرت اطلاع دادند كه سنگ كنده نمي‌شود. حضرت ابزار سنگ‌شكني را در دست گرفتند و يك ضربه زدند به سنگ جرقه‌اي و شراره‌اي ايجاد شد و حضرت فرمودند اين فتح ايران بود. و يك ضربه ديگر زدند كه سنگ تكان نخورد و اما جرقه دوم كه پيدا شد حضرت گفتند اين هم فتح روم.
خيلي ها آنجا زير لب خنديدند كه تو شكم ما چيزي نيست، يك سنگ كوچك را نمي توانيم در بياوريم در مقابل مشركين مكه به اين شكل افتاديم. نمي توانيم از مدينه دفاع كنيم و رهبر ما حرف از فتح ايران و روم مي زند. اين چه بود؟ اين بيمه كردن ظهور با صدور، چيزي كه ظهور پيدا بكند تا صادر نشود، مخصوصاً چيزي شبيه ايدئولوژي اسلامي و انقلاب، در داخل سرزمين خودش شكست مي‌خورد.

 هفتاد كشور سوسياليستي در جهان خاكريزهاي انقلاب سوسياليستي روسيه بودند، به خاطر همين دلیل هفتاد سال دوام آورد.


شما انقلاب‌هاي غيرديني را هم ديديد. انقلاب سوسياليستي در روسيه رخ‌داد قبل از اينك در روسيه تثبيت موضع بكنند به فكر صدورش افتادند. این انقلاب هفتاد سال در روسيه دوام آورد به خاطر اينكه به دنيا صادرش كردند و هفتاد كشور دنيا سوسياليستي شده‌بودند. اين هفتاد كشور سوسياليستي در جهان خاكريزهاي انقلاب سوسياليستي روسيه بودند، به خاطر همين دلیل هفتاد سال دوام آورد. اگر در چين در كوبا، و در كشورهاي عربي مانند عراق و ليبي و جاهاي ديگر، اين تغييرات و تحولات سوسياليستي رخ نمي‌داد، ‌انقلاب روسيه هفت سال هم دوام نمي‌آورد. در هفت سالگي مي‌مرد. چون در داخل پوچ بود و پوك بود. اسلام هم يك انقلاب بود. يك حركت نهضتي شبيه انقلاب يا اصلاً خود انقلاب بود در شبه جزيره. انقلاب اسلامي يك نهضت اسلامي بود كه پس از پيروزي در مرحله اول - حضرت امام مي فرمودند اين مرحله اول انقلاب ماست،‌اين قدم اول است- در همان قدم اول وقتي نوبت به بيمه كردن انقلاب رسيد اين بود كه مشكلاتي پيدا شد. انقلاب مشكلات نوع خودش را دار؛ انقلاب مشكلات انقلابي دارد.

مشكلاتش انقلابي است و موانع آن هم مثل خودش هست.

كسي توقع نداشته باشد كه انقلابي باشد و مشكلات شبيه يك حكومت عادي معمولي داشته بود. انقلاب مشكلاتش انقلابي است و موانع آن هم مثل خودش هست. بايد با آمادگي كامل از اين موانع عبور كند. بايد صادر بشود. بايد به جاهايي برسد كه منتظرش هستند. در دنيا براي پذيرش انقلاب شرايط آرماني وجود دارد. شرايط ايده‌أل وجود دارد. شما حتماً بايد يك سفري به كشورهاي اطرافتان انجام دهيد، مخصوصاً دانشجويان و بسيجيان،‌ يعني وارثان شهدا.

فطرت زودتري به اين انقلاب تحميل كردند و آن را در همين قدم اول در داخل همين مرزها متوقفش كردند.

وضع جهان را بايد بفهميد. الان جهان منتظر است، ‌منتظر انقلاب است، منتظر چيزي است .پس از انقلاب در داخل يك مشكلاتي پيش آمد مثل جنگ، مشكلات داخلي و خارجي و فشارهاي بيروني. به طور ناخواسته يا تعمداً افكاري در ذهن برخي ها خطور كرد كه لطمات بسيار زيادي به انقلاب زد. و به كل جهان اسلام و به اسلام ضربات زيادي زد.
هر انقلاب و حادثه بزرگي يك زمان فطرت دارد. زمان فطرت يعني يك زمان ايستايي يعني يك زماني كه حركتش كنى بشود زمان فطرت هست اما زمان فطرت بعد از بلوغش است. بعد از رسيدن به اهداف اوليه آن يك زمان فطرت مي رسد اما دوباره احيا می‌شود. يك مجدد ديگر مي خواهد تا اين انقلاب را دوباره زنده كند. اما اتفاقي كه در اينجا{ایران} افتاد  اين بود كه قبل از اينكه زمان طبيعي فطرت برسد، فطرت زودتري به اين انقلاب تحميل كردند و آن را در همين قدم اول در داخل همين مرزها متوقفش كردند. نتيجه‌اش خيلي زيانبار بود.

تهاجمات باید هزاران کیلومتر دورتر از سرزمین انقلاب در آنجا متوقف میشد.

باور كنيد جنگي كه الان ادامه دارد و تهاجماني اعم از تهاجمات فرهنگي،‌ سياسي و تهاجمات ديگر، حملاتي بود كه بايد هزاران كيلومتر دورتر از سرزمين انقلاب در آنجا متوقف مي شد. و لكن اجازه دادند با تئوري‌هاي غلطشان اگر ما خيلي خوش بينانه قضاوت كنيم با اشتباهاتشان و اگر بدبينانه يا واقع‌گرايانه تعبير بكنيم با خيانت‌هايشان كاري كردند كه اين كارهاي ناپخته و تهاجمات ابتدائي از سرزمين‌هاي دور برخاستند،‌ قوي شدند و رسيدند به سرزمين انقلاب. كه الان دور تا دور ايران را محاصره كردند.
اين ارتش كه چهار طرف ايران سنگر گرفته است، نبايد تا اينجا مي‌رسيد. اين بايد متوقف مي‌شد. اين بايد پشت مرزهاي افغانستان متوقف مي شد. پشت مرزهاي پاكستان وتركيه و مالزي و اندونزي متوقف مي‌شود. پشت مرزهاي هند و بنگلادش متوقف مي‌شد. اين بايد، ‌پشت مرزهاي مصر و سودان متوقف مي‌شد.
بايد خاكريزهاي انقلاب در اين سرزمين‌ها ايجاد مي‌شد و اين تهاجمات همانجا متوقف مي‌شد.
برخي با تئوري‌هاي غلط و با افكار خيلي خام خود اجازه دادند تا اين تهاجمات قوي بشود و برسد به جايي كه نبايد مي‌رسيد.

در جنگی که تحمیل شده است غیر از جنگیدن چاره ای نیست

فقط يك راه داريم عزيزان؛ امام مي‌فرمود ما جنگ را آغاز نكرديم. بر ما تحميل شده است. جنگي كه تحميل شده است را بايد جنگيد غير از جنگيدن چاره‌اي نيست. جنگ تحميلي مسلحانه، جنگ عراق، جنگ موشك و خمپاره و مينها جنگ تحميلي بود.
و خوشا به حال كساني كه وظيفه خودشان را شناختند و جنگيدند. در وسط آتش جنگيدند. وارثان آنها هم بايد در جنگ خودشان بجنگند. وظيفه ما فقط تحليل از جنگ آنها نيست وظيفه ما الگوي گرفتن از جنگ آنها و جنگيدن در جنگ خود است: جنگ ما را كه شهيدان نمي‌جنگيند. آنها جنگ خودشان را جنگيدند. آنها خرمشهر را آزاد كردند ولي الان شهرهاي بسياري منتظر آزادي است. چه كسي بايد بيايد. جهان آرا كه نمي‌آيد. شهداي گرانقدر نمي‌آيند.
وارثان آنها بايد بفهمند كه چه جنگي بر ما تحميل شده و ما بايد بجنگيم و چاره‌اي نداريم. و مي‌توانستيم اين جنگ را خيلي راحت پيروز باشيم.
بني صدر خيانت كرد و به صدام در خرمشهر اجازه داد و به همين خاطر چقدر هزينه پرداختيم!! ولي آن موقع سردار بسيج آن موقع و رهبر الان ما و سردار شهيد مصطفي چمران نقشه‌اي كشيده بودند كه اصلاً صدام پايش به خرمشهر نرسد. تا اين همه هزينه سنگين بپردازيم. الان اگر ما يا برخي‌ها مثل بني صدر عمل بكنند بايد هزينه زيادي بابتش پرداخت.

صدور انقلاب ضامن بقاي انقلاب است

عزيزان صدور انقلاب ضامن بقاي انقلاب است. با توجهات و تأويل‌هاي خيلي خام و شيطاني امر صدور انقلاب را خاموش كردند. اين بحث را اصلاً از بين بردند و اين موضوع را خاموش كردند. و كساني را كه دغدغه شان اين بود را متهم كردند. متهم به تندروي،‌ متهم به عدم حفظ مصالح ملي و منافع ملي، تضعيف و به خطر انداختن انقلاب و نظام و چنين تهمت هايي آنها را متهم كردند. كساني كه مي خواستند انقلاب را بيمه بكنند.
صدور انقلاب براي خود انقلاب لازم است. كه البته صدور انقلاب جهات ديگري هم دارد.اگر ملت‌هايي كه امروز چشم به راه انقلابند الگوي انقلاب را بگيرند و اين الگو را در كشورهاي خود عملي كنند، اگر ما وظيفه‌مان را انجام ندهيم و اين الگوها را نرسانيم به سرزمين‌هاي دور و سرزمين‌هاي اسلامي، اينها در پيشگاه خداوند از ما گلايه خواهند كرد. ما در مقابل اينها عذري نداريم. اگر در صدر اسلام كساني نمي‌آمدند و تشيع را، پيغام اهل بيت را و پيغام كربلا را به اينجا نمي‌رساندند ما در پيشگاه خداوند دامن آنها را مي‌گرفتيم كه چرا اين پيغام را به ما نرساندند.

صدور انقلاب و انقلاب امانتي است در دست انقلابيون و نسل‌هاي انقلابي تا به دست صاحبش برسانند.

ما در امانت فقط در اين حد احساس مسئوليت مي‌كنيم كه اگر كسي امانتي را دست ما سپرد ما مختاريم كه اين امانت را بگيريم يا خير.
اگر نگرفتيم مسئوليتي نداريم در مقابل امانت. يعني امانت را با چيزي كه گم شده اشتباه گرفتيم. مثلاً خودكار كسي اينجا افتاده است، شما مختاريد كه برداريد يا برنداريد. اگر برداشتيد مسئوليت داريد. اگر برنداشتيد مسئوليتي نداريد.
امانت مثل اين چيز گم شده نيست. امانت از ماده امان،‌ به چيزي اطلاق مي‌شود كه نياز به امان دارد.
اگر امنيت، ‌اگر امان برايش فراهم نكنيم ضايع مي‌شود و از بين مي‌رود.
امانت سه مرحله دارد كه تحمل امانت يا به عهده گرفتن امانت،‌ حفظ امانت و اداي امانت و در هر سه مرحله سه مفهوم در مقابل داريم:
خيانت: يعني اگر امانت چيزي را ما بر عهده نگيريم ضايع مي‌شود. اگر ما امنيتش را فراهم نكنيم. اگر ما امانش ندهيم و درباره آن اهتمامي انجام ندهيم و قدمي برنداريم ضايع مي‌شود و از بين مي‌رود. خائن به كسي اطلاق می‌شود كه در جلوي چشم او يك چيزي در مرز ضايع شد بود، اين مي‌توانست امانش بدهد و آن را نگاه بدارد اما اين كار را نكرد. اين فرد خائن است.
خب اسلام امانت است،‌ دين امانت است،‌ انقلاب امانت است، شهدا امانت هستند،‌ راه امام امانت است.
اگر ما برايش امنيت فراهم نكرديم آنها از بين مي‌روند  و هر كسي از ما كه كوتاهي كرد خائن است و در بارگاه خداوند جزء خائنين است. هر چه قدر روزه بگيرد و نماز بخواند هر چه قدر علم داشته باشد و هر كاري هم بكند، باز اين فرد خائن است.
مثل يك بچه شيرخواره كه در وسط اتوبان افتاده و اگر كسي امانش ندهد ماشين‌ها آن را له مي‌كنند، اما برخي اين را مثل يك خودكار گمشده مي‌گيرند. اگر از كنارش ساده گذشتيم خائن هستيم.
حفظ امانت: بعد از اين كه به عهده گرفتيم خطراتي دارد و دشمناني دارد مخصوصاً چيزي كه از نوع ايدئولوژي باشد. از نوع تفكر باشد. اين دشمنان زيادي دارد. دشمنان نقابدار و دشمنان واضح و علني. اين دشمنان را بايد شناخت تا ا ين امانت كه دست من است را از بين نبرند. برخي چيزها نياز به يخچال دارد يعني امنيتش در يخچال است،‌ برخي چيزها امنيتش به سمع و نظر ديگران رساندن است. و تا به ديگران نرسانيم حفظ امانت نكرديم.
مرحله سوم اداي امانت است. تا اين سه مرحله از امانت را انجام نداديم جزو خائنين خواهيم بود.

 آن ملت‌هاي رنج كشيده و ستمديده و تحت ظلم و ستم نگاهشان به اين انقلاب بود كه نزديك 20 سال نااميد و نگران شده بودند.

اين انقلاب بايد به دست اقوام و ملل برسد. شما الان مي دانيد در خارج چه خبر است. در پاكستان كه هميشه‌ خبرهاي آشفتگي و كشت و كشتار و طالباني‌اش به شما مي‌رسد،‌ در اين پاكستان هستند كساني كه براي اقاي احمدي نژاد صدقه مي‌دهند. براي چه؟ احمدي نژاد كه به آنها يارانه نمي‌دهد! اصلاً احمدي نژاد آنها را نمي‌شناسد. براي چه؟ براي اينكه آرزوهاي آنها را، اميد آنها را زنده كرده است. آن ملت‌هاي رنج كشيده و ستمديده و تحت ظلم و ستم نگاهشان به اين انقلاب بود كه نزديك 20 سال نااميد و نگران شده بودند. نزديك 20 سال يا 16 سال نااميد شده بودند و چشم‌شان را بسته بودند و میگفتند كه يك روزنه‌اي هم كه براي ما باز شده بود،‌ اين هم بسته شد. چرا برايش صدقه مي دهند؟ به خاطر اين كه او دوباره آمد و اميد را برايشان زنده كرد. او را يك پيامبر اميد براي خود مي‌دانند. از او توقعاتي را كه جوان ايران دارد،‌ ندارند. جوان ايراني را خيلي پر توقع بار آوردند. به قول شما لوس كردند اين نسل را به خاطر سياسي‌كاري‌هايشان به خاطر منافع خودشان توقعات را در ملت بالا آوردند وظيفه خودم را بايد خودم انجام بدهم نه دولت چرا وضع بدجمالي در اينجا رسيده است. به خاطر اين كه وظيفه اي بايد خودمان انجام مي داديم انداختيم به گردن ديگران

اين ضعف از كجاست كه پيروان ولايت هميشه از همين نقطه ضعف بزرگترین صدمه را ديده‌اند؟

ما را اغفال كردند و ما گول خورديم. وارثان شهدا وارثان انقلاب،‌ حرف انقلاب را فراموش كرديم و حرف فريب خوردگان را گوش كرديم. من نمي‌دانم اين ضعف از كجاست كه پيروان ولايت هميشه از همين نقطه ضعف بزرگترین صدمه را ديده‌اند.
الان هزار و چهار صد سال است كه اين مشكلات دامن مسلمين را رها نكرده است و بارها اين كار تكرار شد. چرا پيروان ولايت نبايد فراست داشته باشند. الان رهبر ما و شما اين همه اصرار -‌مخصوصاً پس از انتخابات- به بصيرت خواص و جوان دارند. چرا؟‌به خاطر اينكه اين بي‌بصيرتي خيلي صدمات جبران‌ناپذیر زده است.
يعني وقتي اينها را فريب مي‌دهند، زود در دام فريب مي‌افتند. جنگ صفين منظره‌اش در ذهن شما هست. چگونه فريبشان دادند. چگونه ولي را در تنگنا قرار دادند. چگونه بر امام معصوم و اميري مثل اميرالمومنين تحميل کردند ولي كساني كه به دست شيطان‌ها و شيطان‌صفتان گول خوردند، مشكلاتي را بوجود آوردند.

از صدر اسلام تا الان اين بوده است كه حرف هاي چرب و نرم درست كردند و تحويل ما دادند،‌ ما هم فكر كرديم كه اينها مخلص انقلاب هستند و خيلي حاليشان می‌شود.

گفتند كه صدور انقلاب به ضرر ايران، نظام و به ضرر خود انقلاب است. ما بايد اول داخل را سر وسامان بدهيم  ما بايد اول ايران را بسازيم ما بايد ايران را الگو درست بكنيم ما بايد در داخل تثبيت موضع بكنيم. با اين حرف ها مي‌خواستند راه صدور انقلاب را بگيرند. كه گرفتند و انقلاب را در داخل هم ضعيف كردند. آنها اغفال كردند ما هم غفلت كرديم.
يك شعري دارد ملك الشعراي قمي كه اقبال آن را در شعر خودش آورده است:

رفتم كه خار از پاكشم، محمل ز چشمم دور شد  
    يك لحظه من غافل شدم، صد ساله راهم دور شد

بعضي‌ها از راه خميني كبير انحراف كردند و به راه اميركبير افتادند.

مرتب همين اتفاق با ما و انقلاب افتاد. ما را غافل كردند و ما هم به غفلت افتاديم و صد سال راه ما دور شد.امام مي‌فرمود كه ما به هر قيمتي انقلابمان را صادر خواهيم كردز ايشان صادر كردن انقلاب را معني مي‌كردند. صادر كردن انقلاب حمله بردن به سرزمين‌هاي ديگر نيست،‌ سرزمين هاي ديگر را جزو ايران كردن نيست،‌ كشورگشايي و دخالت در امور ديگران نيست. ايشان مي فرمود صدور انقلاب معني‌اش اين است كه ما بيداري را در خارج ايجاد بكنيم. ما ارزش‌هاي اصيل انقلابي را بايد به خارج صادر بكنيم به ملت‌هاي مستضعف مسلمان. ايشان مي‌فرمود كه ما اهداف و آرمانهاي اين انقلاب را بايد به خارج و به ملت‌هاي ديگر صادر كنيم. ايشان مي‌فرمود بايد ايدئولوژي اين انقلاب را به ديگر كشورها صادر بكنيم. خب اين كار شدني بود و هيچ مشكلي هم پيش نمي‌آورد. و لكن برخي‌ها به خاطر خطرات احتمالي موهوم از موفقيت‌هاي يقيني دست برداشتند. در اين زمانه غفلت ما چيزهايي جابجا شد. ما غافل مانديم فكر كرديم داخل ايران را بسازيم وقتي خيلي قوي شديم ديگر خارج دست ما است، ‌يعني بعضي‌ها از راه خميني كبير انحراف كردند و به راه اميركبير افتادند.

فرق مي‌كند راه اميركبير با راه خميني كبير. من به دوستان خودم در پاكستان و ديگر جاها گفتم كه راهي كه سِر ميرخوان در هند براي نجات مسلمين نشان داده بود،‌ آن راه به تركستان مي‌ورد وبه كعبه نيست. او خيلي دلسوز مسلمين بود ولي مي‌گفت تا از غرب الگو نگيريم،‌ تا انگليسي ياد نگيريم،‌ تا كروات نبنديم و اين كارها را نكنيم،‌ مسلمان به جايي نمي‌رسد و اين كار را كرد و دانشگاه اليگاس تأسيس كرد و تا حالا پاكستاني‌ها دنبالش هستند. هر روز كه می‌شود اسيرتر و بدبخت‌تر مي‌شوند. ولي راهي كه امام مطرح مي‌كند راه نجات ملت‌هاست.

افسران جنگ باید بفهمند چه كار بايد بكنند و چه كارهايي شده و چه جابجايي‌هاي صورت گرفته است.

در 16 سال پس از جنگ، نيروهاي انقلاب به چيزهايي مشغول شدند و غفلت كرديم. رهبر ما و شما فرمودند كه دانشجو افسر اين جنگ هست نه سرباز. افسران اين جنگ دانشجويان هستند.
بله ساير ملت سرباز هستند. من طلبه سرباز هستم ولي شما را فرمودند افسران اين جنگ هستيد.
افسران جنگ باید بفهمند چه كار بايد بكنند و چه كارهايي شده و چه جابجايي‌هاي صورت گرفته است.
سربازان و شهداي آن موقع فهميدند كه خرمشهر دست دشمن افتاده است يك جابجايي صورت گرفته است با يك خيانت‌هايي جابجايي‌هايي صورت گرفته است. اين جابجايي اين است كه جايي كه صدام نبايد قدم مي‌گذاشت و قدم گذاشته است.
و جايي كه ما نبايد قدم بيرون مي‌آورديم، قدم بيرون آورديم. اين جابجايي بايد اصلاح بشود و هر چيزي بايد سر جاي خودش قرار بگيرد. صدام بايد سر جاي خودش برگردد و ايراني هم سر جاي خودش. خرمشهر بايد سر جاي خودش برگردد.
در زمان غفلت جابجايي‌هايي صورت گرفته است. من طلبه و شماي دانشجو، كارها اين است كه اين جابجايي‌ها را اصلاح بكنيم و اين كار شدني است. ما مي‌توانيم اين كار را بكنيم. چيزهايي كه جابجا شده و جلوي صدور را گرفته است اين‌ها است: (من قسمت‌هايي را كه خيلي به مسائل داخلي نزديك است را مطرح نمي كنم)

امامت را بردند به علم كلام و جدل آنجا از امامت تازيانه درست كردند براي كوبيدن بر سر ديگران.

امام نظريه امت را و محوريت امت را مطرح كردند و مي‌فرموند نظامي كه قران و دين به ما آموخته است نظام امامت و امت است. به قول علامه اقبال، امامت را بردند به علم كلام و جدل آنجا از امامت تازيانه درست كردند براي كوبيدن بر سر ديگران. ا الان مسئله امامت را كه قران به عنوان نظريه دين مطرح كرده است، دست ما به عنوان يك تازيانه كه بر سر مخالفين بزنيم افتاده است. امامتي كه در علم كلام مطرح است يك امامت جدلي توحیدی مطرح است. خوب اين را علامه اقبال مي گويد كه هيچگاه باعث قوت دين و اسلام نمی‌شود. ايشان مي‌فرمايد يك زمان تمام قوت دين مسلمين همين توحيد بود الان فقط يك مسئله علم كلام است كه بايد امتحان داد و نمره گرفت و همچنين امامت.امام راحل ما امت را عملي كرد و نشان داد كه امامت يعني اين.

چيزي كه جابجا شد نام امام و اسم امام را حفظ كردند و راهش را گم كردند.

 مي‌گفتند فكر امام هزينه دارد،‌ خيلي هم هزينه دارد. و راست هم مي گويند. نمی‌شود تكذيب كرد. فكر امام هزينه دارد. وقتي امام فتواي قتل سلمان رشتي را صادر فرمودند، برخي مسئولين رفتند پيش امام و گفتند كه اين مطلب خيلي هزينه دارد، شما الان فتوا داديد اما ما نبايد از راديو و تلويزيون اعلام كنيم.امام فرمود چرا؟ آنها گفتند كه چون هزينه دارد. امام فرمود هزينه اش چيست؟ من از يك آدم خيلي ثقه مطلب را نقل مي كنم.
آنها گفتند كه هزينه‌اش اين است كه آنها سفرايشان را از كشور ما بيرون مي‌برند،‌ قطع ارتباط مي‌كنند، تحريم‌مان مي‌كنند.
تجارت ما را لغو مي‌كنند. امام همينطوري مي‌فرمودند ديگر چه؟ آنها مي‌گفتند ممكن است توطئه‌اي بكنند،‌ حمله‌اي بكنند امام فرمود ديگر چه؟ آنها گفتند ممكن است به جايي برسد ايران از دست ما برود. امام فرمودند: بنا نيست كه ايران بماند بناست كه اسلام بماند.

سيدالشهدا هزينه دين مي‌تواند باشد. اين خاك و گل خيلي با ارزش است؟

 اين آب و گل اين قدر ارزش دارد كه نبايد دين را هزينه بكنيم براي خاك. بله فكر امام هزينه دارد. براي همين اسم امام،‌ عكس امام را حفظ كردند، ‌نسبت‌هاي با امام را حفظ كردند ولي فكر امام را خير. چون مي‌گويند هزينه دارد.
به جاي امت ملت آوردند.امت همان نقشه ديني و قراني است:‌ و لتكن منكم امه… ، به جاي امت ملت آوردند. اين جابجا شده است. مهمترين مانع صدور انقلاب اين است كه ما الان دغدغه امت نداريم. دغدغه ملت داريم. ملي‌گرا ئيم. اين ملي‌گرايي مانع صدور انقلاب است.

 اين انقلاب، ‌انقلاب سوسياليستي نبود، انقلاب سرمايه‌داري نبود اين انقلاب اسلامي بود.

اقتصاد به جاي اعتقاد: اين انقلاب اقتصاد محور نبوده است. اين انقلاب، ‌انقلاب سوسياليستي نبود، انقلاب سرمايه‌داري نبود اين انقلاب اسلامي بود. انقلاب اعتقادي بود، انقلاب ايدئولوژي بود. اعتقاد را خيلي يواش كنار زدند كه حتي ما متوجه نشديم و به جاي آن اقتصاد را محور قرار دادند. الان همه هم و غم ما شده اقتصاد. اقتصاد فردي،‌ اقتصادي خانوادگي و  اقتصاد ملي. هر چيز براي اينكه اقتصاد لطمه نخورد. مي‌گويند دست برداريد از اعتقادتان، مي‌گوييم چقدر مي‌دهي؟ از شعارها دست برداشتيم تا اينكه اقتصاد را محكم بكنيم.

تكنولوژي جاي ايدئولوژي را گرفته است. براي ما تكنولوژي مهم شد. مي گفتند: اگر ما اصرار بر ايدئولوژي بكنيم به ما تكنولوژي نمي‌دهند. تكنولوژي دست آنهاست.
چرا الان تكنولوژي هسته اي ايران را قبول نمي كنند. يك انقلابي يك نظامي و يك ملتي يك همچنين ايدئولوژي جهاني دارد، يك ايدئولوژي خيلي ناب انساني،‌ خب كنار اين ايدئولوژي يك تكنولوژي هسته‌اي باشد آنها مي‌ترسند. ولي ما ايدئولوژي را با تكنولوژي معاوضه كرديم.  اين جابجايي را دانشجو و طلبه بايد اصلاح كنند. بايد دوباره سرجاي خودشان برگردند. تكنولوژي بجاي تكنولوژي، ايدئولوژي به جاي ايدئولوژي.

مردم كه از ايران پول نفت نمي خواهند، ولي چيزي كه از ايران بايد به آنها برسد ايدئولوژي انقلابي ايران است.

حرف هايي كه زدند چراغي كه رواست به مسجد حرام است. به غزه به لبنان به افغانستان كمك نكنيم همين‌ها ما را گول زد. اصلاً اين چراغ چراغ خانه نيست. مردم كه از ايران پول نفت نمي خواهند. دنيا به گاز و نفت ايران احتياج ندارد،‌ خودش گاز و نفت دارد. ايران در خاور ميانه سومين كشور است. برخي كشورها از ايران گاز و نفت بيشتر دارند، ‌خب از اينها مي‌خرند. ولي چيزي كه از ايران بايد به آنها برسد و بدون آن نمي‌توانند ادامه حيات انساني عزتمند بدهند، ايدئولوژي انقلابي ايران است. تنها چيزي كه در انحصاراً در اختيار ايران است و در هيچ كجاي دنيا پيدا نمی‌شود. و حق ايران هم اين نيست كه اين را نگاه دارد و مصادره بكند. اين حق ملت هاست. حق امت است. اين امانت بايد دست صاحبش برسد. اين چراغ خانه نيست. اين جابجايي صورت گرفته است. صدور انقلاب غير از صدور نفت و پسته است.

امام مي فرمود وطن ما اسلام است. وطن ما آب و گل نيست وطن ما ايدئولوژي ماست.

مرزهاي جغرافيايي كه بين ملت‌ها و اكثراً توسط استعمار و استكبار ايجاد شده است ما آنها را به رسميت شناختيم و معيار خودي و غيرخودی بودن قرار داديم. امام مي فرمود وطن ما اسلام است. وطن ما آب و گل نيست وطن ما ايدئولوژي ماست. هر كجاي جهان و كره زمين كه مومن انقلابي وجود داشته باشد او خارجي نيست. او مال ماست و ما مال او هستيم. يك حرفي را مقام معظم رهبري بيان فرمودند كه هيچ كس بدان توجه نكرد. اين حرف خودي و غير خودي. اين خودي و غير خودي ملاكش مرزهاي جغرافيايي نبود بلكه يك ايراني كه تعلق به انقلاب ندارد، اين خودي نيست. ايشان براي ايراني مي فرمودند. ممكن است كه يك نفر ايراني باشد ولي خودي نباشد و يك نفر در خارج باشد و نسب و ريشه اش به داخل برنگردد خودي باشد.

اول امنيت ملي را خودشان معني كردند و سپس گفتند كه فلان چيزها خطر است.

گفتند صدور انقلاب اسلامي اقدامي خلاف امنيت ملي است. اول امنيت ملي را خودشان معني كردند و سپس گفتند كه فلان چيزها خطر است. خب الان ديديم كه خيلي از چيزهايي كه مي‌گفتند خلاف امنيت ملي است با شجاعت و شهامت انجام شد و امنيت ملي نه تنها به خطر نيفتاد بلكه مستحكم‌تر شد.
مكسب به جاي مكتب: مكتب فراموش شد به جاي آن مكسب (جاي كسب و كار) آمد. الان به جاي اينكه به خيلي از كشورهاي ديگر مكتب ببرند،‌ آنها را به عنوان مكسب نگاه كرد. الان مي گويند مثلاً كشورهاي همسايه چه چيز مادي لازم دارند تا بفرستيم. خب با اين كار فكر كرديده‌ايد كه رسالت خودتان را انجام داده‌ايد.

يك جابجايي ديگر اين است كه امام ما مي فرمود ملت‌ها براي امت سازي محور هستند. ملت‌ها بايد در كنار همديگر قرار بگيرد و جاي يكديگر باشند. آمدند با تئوري‌هاي غلط خودشان به جاي ارتباط با ملت‌ها، ارتباط با دولت‌ها را مطرح كردند. الان ارتباط با دولت مطرح است. همه جا در آن چارچوب خشك ديپلماسي فقط دولت و سفير حضور دارد و نماينده ملت و ارتباط در سطح ملت وجود ندارد. ارتباط بايد در سطح ملت استوار باشد.

اصول جاي خودشان را به مصالح و مصلحت‌ها دادند.

و اصول را قرباني مصالح كردند. اين بزرگترين مانع صدور انقلاب است. انقلاب براساس مصالح پيش نمي‌رود براساس اصول پيش مي‌رود.
اهداف قرباني شدند و منافع به جاي آن آمدند. منافع ملي يا قومي يا فردي.
ديپلمات جاي مبلغ را گرفت. جايي كه بايد مبلغ دين برود ديپلمات رفت و جايي هم كه مبلغ مي رود با فرهنگ ديپلماسي مي رود.

آرمانخواهي فراموش شد و به جايش آرام طلبي آمد.
زمينه دادن به دست دشمن و زمينه فراهم كردن براي دشمن به نام بهانه ندادن دست دشمن آمد.گفتند كه آقا اين كار را نكنيد چرا كه بهانه دست دشمن مي دهيد. خب اين كار را نمي‌كنيم، نتيجه‌اش اين می‌شود كه زمينه براي دشمن فراهم می‌شود.
براي همين است كه دشمن تا پشت مرزها و حتي داخل هم نفوذ كرده است. خواستيم بهانه به دست دشمن ندهيم، زمين و زمينه به او داده‌ايم.

جشن نوروز جاي جشن  انقلاب را گرفته است.

 جشن انقلاب چقدر بي‌رنگ بر پا مي‌شود و شده است يك چيز كليشه‌اي. در جشن انقلاب بايد خارجي‌ها به ايران بيايند و از اينجا به خارج ولي در جشن نوروز اين كار را مي‌كنيم.
مشتركات ما با خارج بايد ايدئولوژي ما و انقلاب ما باشد، ‌نه سمنو. مثلاً رئيس جمهور افغانستان مي‌گويد كه يكي از مشتركات ما با ايران سمنو است!
كوروش به جاي ابراهيم خليل:‌ حضرت امام اسوه‌اش ابراهيم خليل بود ولي اب الانبياء‌را فراموش كرديم و به جايش كوروش آورديم.
رستم به جاي علي،‌ رسماً رئيس جمهور سابق ايران در نيويورك در جمع ايرانيان سخنراني كرد و گفت كه منشور ما شاهنامه است و الگو و اسوه ما رستم است. پس حسين‌بن‌علي و عباس‌بن‌علي و علي‌بن‌ابي طالب كجا رفت.
شاهنامه به جاي نهج البلاغه:....

 بازيگران سينما به جاي شهداء:شهدا بايد مقام خودشان را پيدا بكنند. اين صدور انقلاب است. الان در پاكستان مراسمي براي شهدا در كراچي برپاست. تمام شهداي جنگ و انقلاب و برخي شهدايي كه يك جوان ايراني هم ممكن است با آن آشنا نباشد،‌  عكسشان و نمادشان موجود است. شهيد همت آنجا شناخته شده است ولي جوان ايراني و دانش‌آموز ايراني آن را نمي‌شناسد. پرسيدم همت كيست؟ گفت: بازيگر سينما! اما بسيجيان خميني، بسيجي جهاني،‌ يك مستضعف او را مي شناسد.
نظاره‌گري به جاي امر به معروف: منكرات را نظاره مي كنيم و امر به معروف نمي كنيم.

حقوق بگيران به جاي ايثارگران: همه جا حقوق بگير و غنيمت خور نشسته است. مي‌گويند فلاني خيلي انقلابي است چون يك ميليون حقوق مي‌گيرد… امام مي‌فرمود كه هي نگوييد انقلاب براي ما چه كرد بگویید براي انقلاب چه كرديم. انقلابي يعني كسي كه كاري براي انقلاب انجام داد قدمي برداشت،‌ عضوي براي انقلاب داد، فرزندي براي انقلاب داد…
موج زايي جاي خود را به موج سواري داد. به جاي اينكه موج ايجاد كنند موج سواري مي‌كنند.
فرصت سوزي به جاي فرصت سازي: در رابطه با صدور انقلاب خيلي فرصت سوزي كرديم.

افكار ناصواب به جاي اسلام ناب: به جاي اسلام و انقلاب جمهوري، اسلام را ابزاري براي افكار و ايده‌هاي خود قرار دادند.
سازش جاي ستيز را گرفته است. الان به ما مي گويند كه اگر زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز. اين منطقي است كه به ما مي‌گويند علامه اقبال لاهوري مي‌گويد اين اشتباه است و مي‌گويد اگر زمانه با تو نسازد تو با زمانه ستيز. هر كي با تو نسازد تو بايد بستيزي با او. ديگران بايد خود را با شما وفق بدهند.

مبادله جاي مبارزه را گرفته است.

 پرچم اسلام خواهي كه امام آن را در دنيا برافراشت و بلند كرد امروز به دست تروريست‌ها افتاده كساني كه دشمن آنها را بوجود آورده است. اين به علت غفلت ماست. چيزهايي كه بايد به آن افتخار كنيم از آن پشيمان شديم. اين غفلت ها و جابجايي ها باعث شده كه بدهكاران انقلاب تبديل به طلبكار شده‌اند. امام در آن زمان به كساني كه در حوزه نشسته بودند و كاري نمي كردند مي فرمودند: شما اين درستان و اين بحثتان و اين علم و مقامتان مرهون شهداست. شما بدهكار شهداييد حالا همان‌ها طلبكار شهدا شده‌اند.

واردات از غرب به جاي صادرات انقلاب به دنيا.
رضايت مردم جاي هدايت مردم را گرفته است. يك فريضه قرآني و الهي توسط انبيا بر امت مسلمين و گردن همه ما نهاده شده است و آن امامت جهان است. امامت جهان، اين فريضه ماست. مگر در قرآن نمي‌خوانيم كه رب اجعلني للمتقين اماماً…  ما را امام و جلودار قرار بده. ا مام يعني جلودار نه كسي كه دست او را ببوسند. امام هم اين مكتب را ياد گرفت. ملتي كه براي امامت بايد  تربيت مي‌شد به جاي امامت كار ديگري مي‌كند كه در شأن آن نيست. ما بايد امامت جهان بكنيم.

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

قاموس«عدالت و عدالتخواهی»/2
صدور انقلاب راه حفظ انقلاب
سرفصل مطالبات و توصیه های رهبر معظم انقلاب در باره قرآن
معیار های خط امام
فاتحان
نسخه اینترنتی کتاب های هادی خسروشاهی و عبدالحسین خسروپناه
عزادارنما
مسئوليت‌هاي متقابل حکومت اسلامي و مردم در نهج البلاغه
آگهی مقابل بیمارستان هاشمی نژاد
بصیرت و استقامت
آداب گفت‌وگو و مناظره از ديدگاه قرآن و روايات
کتاب شناسی رهبر معظم انقلاب
آيه ها (تجلي قرآن و حديث در بيانات مقام معظم رهبري )
اخلاق در مناظره بخش دوم و پایانی
اخلاق مناظره بخش اول
بازگشت دوباره دانشجوی پولی
قاموس«عدالت و عدالتخواهی»/1/جوانان
نامه مجمع دانشجویان حزب الله به فارس
اطلاعیه شماره 2 نشست نوزدهم (زمان-مكان-جزوات)
دين و ميهن نه ميهن و دين
آسيب شناسي انقلاب و چالشهاي جوانان نسل چهارم
آن روزي را كه امريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت
جنبش دانشجويي در خصوص دانشگاه آزاد عقب نشيني نمي كند
ما معتقدان سرسخت به ولایت فقیه هستیم
راه قـدس از كــربلا می‌گذرد
تحریم‌ ها یا تدبیرها: مساله کدام است؟
غربال يا آهن ربا
نامه جنبش عدالتخواه دانشجويي به رئيس جمهور در مورد شروط مذاكره
علامه فضل‌الله دار فاني را وداع گفت
خانواده‌الشربيني: ‌آلمان بايد عذرخواهي كند
بیانیه بسیج شریف به مسئولین دانشگاه
دستگيري 8 تن از رهبران اخوان‌المسلمين
نامه تشکر جنبش عدالتخواه دانشجویی و جنبش دانشجویان جهان اسلام به عالم بصیر آیت الله عفیف نابلوسی
حالا شکست خورده ی طوفان نفس خویش
تحریم توتال به خاطر تحریم بنزین ایران به وسیله این شرکت
اطلاعیه شماره یک نشست آموزشی نوزدهمین جنبش عدالتخواه دانشجویی تابستان 89+فرم ثبت نام
نمایشگاه "نجات غزه "

سیری در سیره شهید بهشتی
ملاقات شهيدبهشتي با رجوي

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان