بخش اول
حکم اقسام جدل از دید شرع
الف. جدال با انگیزهی غیر الهی
جدال نیکو چه در مباحث علمی و چه در مباحث دینی باید با انگیزهی الهی باشد.
امام صادق (ع) میفرماید:
امرتان را برای خدا قرار دهید و برای مردم قرار ندهید که اگر برای خداوند انجام دهید، بر خدا است که پاداش آن را بدهد و اگر برای مردم باشد، به سوی خدا بالا نمیرود و با مردم در دینتان مخامصه نکنید. همانا مخامصه در دین، دل را بیمار میکند. [کلینی، کافی، ج 1،ص 166]
این روایت نشان میدهد که اگر انگیزه، غیر الاهی باشد، جدال مطلوب نبوده، ناپسند است. امام حسین (ع) هم در روایت پیش گفته در پاسخ کسی که حضرت را به گفتوگو فراخواند، فرمود: همانا شیطان افراد را وسوسه، و در گوش دل ایشان نجوا میکند و میگوید با مردم مناظره کن تا گمان نکنند ناتوان و نادان هستی.[محدث نوری، مستدرک الوسائل، ص 74، ح 10244]
شرع جدالی را که از هوای نفس سرچشمه بگیرد نهی کرده است؛ زیرا گرچه بحث و گفتوگو در آن، علمی است، انگیزهی فرد، نفسانی و شیطانی است؛ مانند آنکه هدف فقط چیرگی بر طرف مقابل است که این از رذایل اخلاقی مثل خودپرستی و شهوت مقام نشأت میگیرد.
ب.جدال خشن
خردمندان، گفتوگو با لحن خشن و ناآرام را نکوهش میکنند؛ به ویژه اگر با اهانت و دشنام به مخاطب همراه باشد که در این صورت از دیدگاه شرع رفتاری حرام رخ داده است. تندی و خشونت در جدال افزون بر آنکه شخص را به حق نزدیک نمیکند، او را از حقیقت دور ساخته، به وادی لجاجت میکشاند.
خداوند متعالی در قرآن کریم از جدال غیراحسن با اهل کتاب نهی کرده است:
لاتجادلو اهل الکتاب الا بالتی هی احسن الا الذین ظلموا منهم.[عنکبوت (29): 46]
با اهل کتاب مجادله نکنید، مگر با بهترین وجه، جز کسانی از ایشان که ظلم کردهاند.
نهی خداوند از هرگونه مجادله غیر احسن، دلیلی روشن بر نکوهیده بودن جدال خشن است؛ بهویژه اگر با اهانت و دشنام همراه باشد. حال با توجه به اینکه مجادلهی غیراحسن، هم شامل مجادلهی زشت میشود که شخص جدالکننده در آن به خشونت و توهین میپردازد و هم «جدال حسن» را در بر میگیرد که جدالکننده به صورت عادی و معمولی با مخاطب بحث میکند، پرسش آن است که آیا جدالکننده اجازهی «جدال حسن» را دارد یا فقط «جدال احسن» شایسته و پسندیده است. دقت در این بخش از آیه (الا الذین ظلموا منهم) روشن میکند که لازم نیست با افراد ستمکار که از خلق خوش و برخورد نیکوی جدال کننده سوء استفاده میکنند، «مجادله احسن» کرد و از آنجا که جدال قبیح هم ناپسند است، راهی جز جدال حسَن باقی نمیماند؛ بنابراین جواز مجادله حسن با چنین افرادی ثابت میشود؛ یعنی اگر با آنها که از خلق نیکو سوءاستفاده میکنند، به شکل معمول و متعارف جدل و بحث شود، دیگر نیازی به خوشرفتاری و مجادلهی احسن نیست؛ بلکه چه بسا بتوان گفت: مجادلهی حسن با چنین کسانی بر مجادلهی احسن تقدم دارد.
ج. جدال با استفاده از مواد نادرست:
استفاده از مواد ناحق و باطل در بحث و گفتوگو، مورد دیگری برای جدال نکوهیده به شمار میرود؛ ولی در اینجا شبههای وجود دارد که آیا در آیات و روایات، از اثبات حق با مواد باطل نهی شده است یا خیر؟
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم و یتبع کل شیطان مرید. [حج (22):3]
و از مردم کسی است که بدون علم در کار خدا جدل میکند و از پی هر شیطان گمراه کنندهای میرود.
و من الناس من یجدل فی الله بغیر علم و لا هدی و لا کتب منیر. [همان، 8]
و از مردم کسی است که بدون علم و هدایت و کتابی روشنگر، دربارهی خدا جدال میکند.
آنچه در این آیه آمده، «یجادل فیالله» است؛ یعنی مجادله دربارهی خدا؛ ولی چون بدون آگاهی صورت میپذیرد، نهی شده است؛ برای نمونه، کسی میخواهد با مخاطب خود که دارای عقاید باطل است، بحث کند؛ ولی معلومات کافی برای جدال ندارد و به ناچار برای اثبات حق، از هر چیزی، حتی مواد باطل استفاده میکند. طبق فرمان قرآن، چنین کسی نباید مجادله کند؛ زیرا توانایی آن را ندارد و خواستهی او (قانع کردن طرف مقابل) هرگز محقق نخواهد شد؛ بلکه چهبسا او را بیشتر به انحراف بکشاند.
د. جدال با معاند لجوج
گفتو گو با کسی که به پذیرش حق حاضر نبوده، از عقیدهی باطل خویش دست نمیکشد، بیفایده و خالی از ارزش است.
گاه انسان وارد بحث میشود و همهی جهات را هم رعایت میکند، یعنی انگیزه و هدف او، هدایت شخص، کیفیت آن هم، نرم و لیّن، و مواد آن هم صحیح است؛ ولی ممکن است با تمام این اوصاف، طرف مقابل، سخن او را نپذیرد و تسلیم نشود و حتی اگر بحث او جنبهی موعظهای هم داشته باشد، باز بیاثر بماند؛ در چنین حالتی چون امکان بیهودگی وجود دارد نباید به چنین بحثی تن داد.
روشن است که کسی دلسوزتر از پیامبر اسلام برای دستگیری از مردم، وجود نداشته است. حضرتش برای کمک به انسانها بسیار حریص بود. گاه آنقدر از گمراهی افراد متأثر میشد که خداوند خطاب کرد:
ان تحرص علی هداهم فان الله لایهدی من یضل. [نحل (16): 37]
هر قدر بر هدایت آنها حریص باشی، [سودی ندارد؛ چرا که] خداوند کسی را که گمراه ساخت، هدایت نمیکند.
این بدان معنا نیست که روش پیغمبر درست نبوده است؛ بلکه پیامبر نگران حال آنها بود.
خداوند خطاب به پیامبرش میفرماید:
انک لاتهدی من احببت ولکن الله یهدی من یشاء و هو اعلم بالمهتدین. [قصص (28): 56]
همانا تو کسی را که دوست داشته باشی هدایت نمیکنی؛ اما خداوند آن کس را که بخواهد هدایت میکند و او به هدایتیافتگان آگاهتر است.
بنابراین هدایت کار خداوند است؛
یکی از اصحاب امیرالمؤمنین (ع) به نام همام از او خواست که تقوا پیشگان را برایش وصف کند. حضرت در پاسخ چنان رسا وصف کرد که همام بیهوش شد و از دنیا رفت. اینجا زمینه برای پرورش روحی او بسیار آماده بود که سخنان امیرالمؤمنین (ع) چنین تأثیر شگفت بر او گذاشت؛ ولی گاه پیامبر با امثال ابوجهل مواجه بود که به هیچ شکل، دوستی خدا و رسول در دل آنها را نمییافت؛ زیرا هیچ زمینهای در آنها، برای هدایت وجود نداشت. پیامبر برای هدایت این افراد خود را بسیار به تکلف و زحمت میانداخت؛ به همین جهت خداوند فرمود:
ولو شاء ربک لآمن من فی الارض کلهم جمیعاً افأنت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین. [یونس (10): 99]
اگر پروردگار تو میخواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی [به اجبار] ایمان میآوردند. آیا تو میخواهی مردم را واداری که ایمان بیاورند؟
بنابراین بحث و جدل با کسانی که احتمال تأثیر در آنها وجود ندارد، بیهوده است. بدتر از کسی که زیربار حق نمیرود، اهل فتنه است. چنین شخصی نهتنها حق را نمیپذیرد که برضد آن تؤطئه میکند.
پیامبر اکرم (ص) فرمود:
ایاکم و جدال کل مفتون فان کل مفتون ملقن.[حر عاملی: وسائل الشیعه، ج 16، ص 201]
از جدال با کسی که مفتون است بپرهیز؛ زیرا شیطان به او تلقین و او را یاری میکند.
هر سخن شخص مفتون، مطلبی است که شیطان در دل او جاری میسازد. بحث و مجادله علمی با چنین افرادی فایدهای ندارد و شخص همان راهی گمراهی خود را پیش گرفته، برای اصلاح عقیدهی خویش، و پذیرش حق، گامی برنخواهد داشت؛ پس در آغاز باید دقت شود که شخص مورد نظر دربارهی مسائل دینی چه حالتی دارد. آیا از افرادی است که دنیا، همهی وجود او را فراگرفته و مفتون کرده یا هنوز مفتون دنیا نشده و قابل هدایت است؟
اگر از دستهی اول بود، جدل با او هیچ فایدهای ندارد.
امیر مؤمنان علی (ع) در زمان وفاتش وصیت فرمود:
دع المماراة م مجازاة من لاعقل له و لا علم.[علامه مجلسی: بحار الانوار، ج 2، ص 129]
بحث و گفتوگو را با کسی که عقل و دانش ندارد رها کن؛
چرا که موعظه چنین فردی بیفایده بوده، جدال با او، جدال احسن نیست؛ ولی اگر از دسته دوم بود؛ گفتوگو با او شرایط خاص جدل (جدال احسن) خواهد بود که انبیا نیر به چنین جدالی امر شدهاند.
سپس، باید ظرفیت و توان درک و فهم شخص را سنجید تا بتوان مطابق آن به بحث با او پرداخت.
ﻫ. جدال در موضوع بیفایده
بحث از امور بیفایده، کاری بیهوده و مورد نکوهش خردمندان و شرع است. انسان با حکم فطرت و عقل خویش، در پی چیزی بر میآید که در آن بهرهای برای خود ببیند؛ از اینرو جدال در موضوعی که هیچ سودی برای او نخواهد داشت، به حکم فطرت و عقل سلیم نادرست است.
حضرت رضا (ع) در سفارشهایی به حضرت عبدالعظیم (ع) فرموده است:
ای عبد العظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به ایشان بگو شیطان را به جانهایشان را ندهند و به ایشان راستی در سخن و امانتداری و ترک جدال و گفتوگو در چیزهایی را که برای ایشان فایدهای ندارد دستور بده. [محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 9، ص 102]
و. جدال در موضوع غیر قابل فهم
گفتوگو در آن چه خارج از حد درک بشر است، بیحاصل، بلکه زیانبار است. عقل و شرع بحث و جدل در چنین موضوعی را نکوهیده است.
امام باقر (ع) میفرماید:
دربارهی آفرینش خدا گفتوگو کنید و در ذات خدا بحث نکنید. همانا سخن گفتن از ذات خدا چیزی جز سرگردانی نمیافزاید. [صدوق، توحید، ص 454]
ز. جدال احسن
بحث و گفتوگو در مسائل علمی و دینی با همهی صورتهایش از سوی عقل و شرع نکوهش نشده؛ بلکه برخی از اقسام آن، ستایش شده است. جدالی که «به دور از هوای نفسانی»، «با زبانی خوش و گفتاری ملایم» «موادی درست» و «دربارهی موضوعی قابل فهم و مفید» صورت گیرد، بحثی پسندیده بهشمار میرود که قرآن کریم و روایات به آن سفارش کردهاند.
مباحثهها و مناظرههای پیشوایان معصوم (ع) به ویژه امام باقر، امام صادق، امام رضا و امام جواد (ع) از جملهی این نوع جدال شمرده میشود.
امام حسن عسکری (ع) میفرماید: در حضور امام صادق (ع) از جدال در دین صحبت شد و گفته شد که پیامبر اکرم(ص) و پیشوایان معصوم (ع) از جدال نهی میکردند. حضرتش فرمود:
به شکل مطلق [= همهی اقسام جدال] نهی نفرموده است؛ بلکه از جدالی نهی فرمود که «غیر احسن» است؛ به دلیل آنچه از خداوند میشنوید که میفرماید: «با اهل کتاب جدال نکنید، مگر به نیکوترین وجه» و گفتار خداوند تعالی:«[مردم را] با حکمت و پند نیکو به راه پروردگارت فراخوان، و به بهترین شکل جدال کن». پس جدال به بهترین وجه را دانشمندان بهراستی با دین پیوند میزنند و جدال «غیراحسن» حرام شده است و خداوند متعالی آنرا بر پیروان ما حرام کرده است و چگونه خدا تمام اقسام جدال را حرام کرده؛ در حالی که میگوید: «آنها گفتند هیچکس جز یهود یا نصاری هرگز داخل بهشت نخواهد شد». خداوند فرمود: «این آرزوی آنها است. بگو: اگر راست میگویید برهان خود را [بر این موضوع] بیاورید.» خداوند برهان را دلیل راستی و ایمان ایشان قرارداد و آیا برهان جز در «جدال احسن» آورده میشود؟به امام عرض شد: ای پسر رسول خدا! «جدال احسن» و «جدال غیراحسن» چیست؟ امام فرمود: اما «جدال غیراحسن» آن است که تو با مخالفی بحث و گفتوگو کنی و او دلیل باطلی برای تو بیاورد که تو نمیتوانی آنرا با حجتی الاهی [=درست] رد کنی؛ اما او را انکار میکنی یا آنکه دلیل درست و حقی را که فرد مخالف میخواهد با کمک آن عقیدهی باطل خویش را اثبات کند، انکار کنی؛ پس تو آن دلیل حق را از ترس آنکه به نفع او و به زیان تو شود، انکار میکنی؛ زیرا نمیدانی راه گریز از آن چیست. چنین جدالی بر شیعیان ما حرام است؛ [چرا که] برای برادران دینی ضعیف خود، و برای آنها که مخالف هستند فتنهای میشوند؛ اما برای مخالفان [به این شکل] که وقتی فرد ضعیف از شما به مجادله با مخالف پرداخت و ضعف و ناتوانی او در بحث پدیدار شد؛ شخص مخالف، این ضعف را بر حقانیت عقیدهی باطل خویش دلیل قرار میدهد؛ اما ضعیفان شما پس از آنکه شخص بر حق در بحث با مخالف مغلوب شد، از شکست او اندوهگین میشوند. «جدال احسن» همان است که خداوند به پیامبرش دستور داده است که بهوسیلهی آن با کسانی که منکر معاد و زندگی پس از مرگ هستند، گفتوگو کن؛...
زیرا در چنین جدالی عذر و دلیل کافران نابود شده و شبهات ایشان میشود و اما «جدال غیر احسن» به انکار حقی که نمیتوانی میان آن و باطلی که به جدل با آن پرداختهای، فرق بگذاری و همانا تو برای بیرون آوردن آن دلیل حق از دست مخالف معاند به انکار آن دلیل میپردازی، این جدال حرام شده است؛ زیرا تو هم مانند آن فرد مخالف که حقی را زیر پا میگذارد، حقی را انکار میکنی.
در بحث و گفتوگو با دیگران، نکتهی دیگری هم وجود دارد که باید به آن توجه شود. انسان باید کشش و میزان فهم افرادی را که با آنها سر و کار دارد بسنجد و توجه کند که با چه روشی میتوان مطلب را به ایشان تفهیم کرد؛ برای نمونه اگر طرف مقابل ظرفیت فهم برهان را دارد باید برهانی و عقلانی با او بحث شود تا نتیجه مطلوب بهدست آید؛ اما با افرادی که کشش برهانی و فلسفی و توان درک استدلال را ندارند باید به شکل خطابی و بهصورت موعظه سخن گفت؛ ولی اگر فرد از توان درک استدلال در حد متوسطی برخوردار بود میتوان با جدل، او را از عقیدهی باطلش دور کرد و برای این کار میتوان از امور «مسلم» یا «مشهور» بهره برد.
افراد بشر از جهت توان تفکر به سه دستهی قوی، متوسط و ضعیف قابل تقسیمند که با هر دسته باید فراخور ظرفیتش بحث شود. همانگونه که گذشت، خداوند در قرآن میفرماید:
ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن.[نحل (16): 125]
این آیه، سه روش را برای دعوت به سوی خدا معرفی میکند که شاید اشاره بر همان سه دسته داشته باشد به این معنا که اگر شخص مخاطب از توان بالای عقلی برخوردار است، با حکمت و برهان (بالحکمة) با او سخن بگو و اگر ضعیف و ناتوان بود، با پند نیکو (الموعظة الحسنة) و اگر از توان متوسطی برخوردار بود، با جدل او را فراخوان (جادلهم).
البته برای افرادی که از توان بالا یا متوسط برخوردارند، موعظه هم سودمند است و آنها را در راه رسیدن به حق یاری میکند؛ اما موعظه، بیشتر برای افرادی که اهل منطق و حکمت نیستند و با برهان و استدلال آشنایی کافی ندارند، بهکار میرود تا از این راه بتوان آنها را از عقیدهی باطلشان آگاه کرد.
امام صادق (ع) میفرماید:
من اعاننا بلسانه علی عدونا انطقه الله بحجته یوم موقفه بین یدیه عزوجل.[علامه مجلسی: بحارالانوار، ج 2، ص 125]
هر کس ما را با زبان برضد دشمنانمان کمک کند، خداوند او را با همان دلیلی که آورده، در روز قیامت، گویا میکند.
قسمتهایی از فصل «جدال» از جلد چهارم کتاب «اخلاق الهی»، مجموعه «آفات زبان»
بخش اولکلیشههای دیکتاتوران غربزده را بشکنیدمرجع جامع و تخصصی کرسی های آزادفکری منتشر شدسايت جامع كرسي هاي آزاد فكريالزامات كرسی ها، بحثی در باب آن چه از كرسی ها نمی خواهیم!اهداف كرسی هاکرسی جامعه شناسی دینی پايگاه اطلاع رساني كرسي هاي آزاد انديشي در دانشگاه آزاد واحد مشهددر کرسی های آزاد اندیشی هیچ خط قرمزی جز اخلاق نداریم!! حتی اصول اسلام!!!کرسی آزاد اندیشی تبیین حکومت اسلامیحرکت در لبهی تیغ، این حرف رهبر میتواند خیلی خطرناک باشد!کرسی های ازاد فکریبیین کنید نه ترویج!مصائب کرسيهاي آزادانديشي، نظام اداري کشور با آقا هماهنگ نيست!مراسم افتتاحیه کرسی های ازاداندیشی دانشگاه آزاد مشهدمراسم افتتاحيه كرسي هاي آزاد انديشي بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور مشهدکرسی آزاد اندیشی در دانشگاه آزاد اسلامی دزفولکرسی های آزاد اندیشی به دانشگاه علوم اقتصادی رسیدندگامي براي كرسي هاي آزاد انديشيکرسی های آزاداندیشی در مشهد كليد خوردکرسی های آزاد اندیشی و تهاجم دانایی محور
نظرات کاربران :