دفع ظلم و زورگویی خصوصیت جوان
[يكي از خصوصيات مهم جوان اين است] كه در مقابل مظاهرى كه ازنظر فطرت انسانى زشت است - مثل ظلم، زورگويى، تبعيض، بىعدالتى، تقلّب، دورويى و نفاق - حسّاسيت منفى دارد و آن را دفع مىكند. يك وقت در اوّل انقلاب، همين گروه منافقين، با استفاده از فرصت انقلاب توانست در ميان جوانان و دانشجويان نفوذى پيدا كند؛ اما وقتى معلوم شد كه اعضاى اين گروه، منافقند، غالباً روى برگرداندند.(1/9/1378)
دانشجو باید حمایت کند
وقتي مسأله عدالت اجتماعي در كشور مطرح ميشود، دانشجو بايد از اين مسأله حمايت كند.(1/9/1378)
جوان عدالتخواه و آزادیخواه
از جوانان اين انتظار وجود دارد كه عدالتخواهى را از ياد نبرند. آزادى را با همان مفهوم بسيار والاى اسلامى - چه آزادى فردى، چه آزادى اجتماعى و سياسى، چه آزادى معنوى و روحى - جزو خواستهاى هميشگى خود بدانند و از ياد نبرند. مبارزه با فقر و ايجاد رفاه عمومى را جزو مطالبات خود بدانند.(12/8/1380)
مشغله اینهاست، تسلیم نشوید
تسليم اختلافاتى كه بين بعضى از مسؤولان وجود دارد و متأسفانه بعضى از مطبوعات هم به آن دامن مىزنند، نشويد... آيا بايد روزنامهها و افراد سياسىكار اين را به مشغله عمده ذهنى جوانان تبديل كنند؟! شما تسليم نشويد و اين چيزها را مشغله عمده خود ندانيد. مشغله عمدهاى كه بايد جوان را به خود متوجّه كند، همينهايى است كه گفتم: عدالتطلبى، حفظ نظام اسلامى، دشمنشناسى، اهميت دادن به استقلال كشور، اهميت دادن به پيوند و ارتباط بين مسؤولان و مردم. البته چيزهايى هم هست كه مخصوص جوانان عزيز ماست؛ بخصوص جوانانى كه مشغول تحصيل علم هستند؛ و آن پرداختن به خود است.(12/8/1380)
طبیعت عدالتطلب جوان
امروز نظام اسلامى در مقابل زيادهطلبى و فزونخواهى و سلطهطلبىِ مستكبرترين مستكبران عالم ايستاده است. جوان، طبيعتش عدالتطلبى و ميل به اجرا و تحقّق آرمانهاست. هر جوانى به طور طبيعى موضعش در كنار موضع نظام اسلامى است - چه جوانان داخل كشور خودمان، چه جوانان كشورهاى ديگر - كمااينكه مىبينيم همينطور هم هست.(1/9/1381)
مسأله نهضت عدالتخواهى كه من خطاب به دانشجويان آن را گفتم. البته من مىدانم علاقه به اين حركتها و نهضتهاى اجتماعى در بين دانشجويان و كلاًّ جوانان زياد است و سؤالهايى هم در اين زمينه دارند.(22/2/1382)
بسیج افکار عمومی در نفی فقر، و فساد و تبعیض
وقتى انسان مىبيند دشمن چه مىخواهد بكند، مىفهمد كه بايد در داخل چهكار كند. البته در دو سه سال قبل از اين، در قالب نفى فقر و فساد و تبعيض، بسيارى از اين حرفها مطرح بود. در سياستهاى كلان نظام هم كه رهبرى بايد به دولت اعلام كند و مجلس بر اساس آن سياستها مقرّرات و قوانين را بگذراند - هم در سياستهاى برنامه سوم و هم در سياستهاى برنامه دوم كه مربوط به هفت هشت سال قبل از اين بود - همه اين مطالبِ كلّى لحاظ شد؛ ليكن بسيج كردن و متوجّه كردن افكار عمومى، بخصوص جوانان به اهميت بعضى از اين سرفصلها، ايجاب مىكند كه هر كدام از اينها به تنهايى مورد توجّه قرار گيرد و دنبال شود. البته خيلى از اين شعارها وقتى مطرح شد، از سوى بعضى از بخشهاى جامعه مورد بىتوجّهى قرار گرفت؛ ليكن وجدانهاى پاك، بخصوص جوانان در محيطهاى جوانى، احساس كردند كه اين شعارها مورد علاقه آنهاست. در محيط دانشجويى، شوق به علم، عدالت و آزادى وجود دارد؛ اينها شوقهاى اصلى در محيطهاى علمى است.(22/2/1382)
آرمانهای دانشجویی
من مىخواهم غالب يا بيش از غالب بدنه دانشجويى كشور، مجموعهاى متعهّد و داراى احساس مسؤوليت نسبت به آرمانهاى دانشجويى باشند. يكى از اين آرمانها مسأله علم است؛ دومى عدالتخواهى است و آرمان سوم، آزادانديشى و آزاديخواهى است.(15/8/1382)
چگونگی جمع آرمانخواهی و مصلحتاندیشی
يكى از دانشجويان عزيز مطرح كردند كه «شما مىگوييد دانشجويان مصلحتانديش نباشند. حالا ما آرمانگرا، پس چرا گاهى اوقات بعضى از دستگاههاى اجرايى مصلحتانديشى مىكنند؛ اين دو چگونه قابل جمع هستند؟» من اين نكته را بگويم كه مصلحتانديشى بد، منفى و ضدّارزش نيست. مصلحتانديشى يعنى دنبال مسألهاى كه مصلحت است، رفتن. اينكه موضوع بدى نيست. اين را بدانيد كه دستگاه اجرايى كشور در تعامل بسيار دشوار خود در دنيا، بر سر دوراهيهايى قرار مىگيرد كه مجبور مىشود مصالحى را در نظر بگيرد؛ چون اداره كشور و كار اجرايى، كار خيلى سختى است. مثال آن، اين است كه وقتى كسى از پاى تلويزيون كوهنوردى را مىبيند كه با زحمت و قدم به قدم جلو مىرود، با خودش مىگويد: يك ذرّه زودتر و تندتر قدم بردار تنبل! او پاى تلويزيون نشسته، در آن ارتفاع چندهزار مترى و در آن وضعيت قرار ندارد كه ببيند اين كار چقدر عملى است. همين مثال بر كسى كه مسابقه كشتى يا فوتبال را از تلويزيون مىبيند، صدق مىكند. حتماً ديدهايد كه گاهى اوقات بعضى از تماشاگران فوتبال، دائم به بازيكنها و تيمهاى مورد علاقه خود دستور مىدهند: تنبل بزن! شوت كن! به هرحال، كار اداره كشور كار سختى است و البته مصلحت، هيچ اشكالى هم ندارد؛ ما به آنها ايراد نمىگيريم. البته حواسمان هم جمع است كه آنها هميشه غرق در مصلحت نشوند و بنده با توجه به مسؤوليتم به اين موضوع توجّه مىكنم.(15/8/1382)
برآیند آرمانگرایی با مصلحتها
اگر شما جوانان نگاه به قلّههاى آرمانى را كنار بگذاريد، برآيندِ غلطى بهوجود خواهد آمد. برآيندِ آرمانگرايى شما و چالش مسؤولان با مصلحتها، برآيند معتدل و مطلوبى خواهد شد؛ اما اگر شما هم دنبال مصلحتگرايى رفتيد و گرايش مصلحتانديشانه - يعنى صددرصد با واقعيتها كنار آمدن - وارد محيط فكرى و روحى دانشجو و جوان شد، آنوقت همه چيز بههم مىريزد و بعضى آرمانها از ريشه قطع و گم خواهد شد. دانشجويان نبايد آرمانگرايى را رها كنند. توقّع من از شما عزيزان اين است كه پايههاى معرفتى خودتان را در همه زمينهها عميق و مستحكم كنيد.(15/8/1382)
بدون آرمان نمیشود
مسألهى [مهم]، شكل دادن به يك آرمان سياسى است كه بتواند به فعاليتها و تلاشهاى جوان جهت بدهد؛ چون بدون آرمان، نه مىشود درست زندگى كرد و نه تلاش انسان، منضبط خواهد بود. بايد آرمان و خط روشن و افق واضحى در مقابل وجود داشته باشد كه به انسان جهت بدهد. اين آرمان چيست؟ من از اينجا شروع كنم كه جوان در ايران اسلامىِ كنونى ما - شايد در جاهاى ديگر هم همينطور باشد؛ من نمىتوانم از لحاظ علمى اظهارنظرى بكنم؛ اما آن چيزى كه به تجربه و شناخت از نزديك به آن رسيدهام، در مورد جوان ايرانىِ كنونى ماست - آرزوهايش خلاصه نمىشود در پيدا كردن خانه و همسر و شغل؛ اين، همهى آرزوهاى يك جوان نيست. البته اينها نيازهاى يك جوان است و دوست دارد تأمين شود؛ اما فراتر از اين، آرزوهاى بزرگترى هم بهطور طبيعى در جوان ما وجود دارد؛ بخشى مربوط به طبيعت جوانى است - كه آرمانگرايى در آن وجود دارد - بخشى مربوط به آرزوهايى است كه نظام جمهورى اسلامى براى ملت و آيندهى ما ترسيم كرده؛ برخى شايد بر اثر پيشرفتهايى است كه تاكنون با تجربه به دست آمده؛ برخى هم بر اثر ناكامىهايى است كه وجود دارد. جوان ما وقتى تبعيض را در جامعه مىبيند، آرزوى عدالت اجتماعى در دل او شعله مىكشد. جوان ما وقتى فساد را در بخشى از دستگاههاى مجموعهى نظام مشاهده مىكند، ميل به مبارزهى با فساد و آرمانِ ريشهكنى فساد در درون او شكل مىگيرد و او را به حركت وادار مىكند. به اين دلايل، كمالجويى و آرمانخواهى در جوانان ايران اسلامى ما وجود دارد. جوان چه مىخواهد؟ جوان ما مايل است در كشورى كه خانهى اوست، فقر و عقبافتادگى و بدبختى نباشد؛ امنيت و عزت و افتخار وجود داشته باشد؛ صفا و محبت و روشنبينى بر فضاى زندگى حاكم باشد؛ ميدان كار و تلاش و پيشرفت در برابر او باز باشد؛ احساس پوچى نكند؛ هدف روحى و معنوى و والايى كه در دل هر انسانى هست، بتواند آن را اشباع كند. اين يك ترسيم كلى از آرمانهايى است كه قاعدتاً يك جوان ايرانى دارد. اين چيزهايى كه عرض كردم، مجموعاً در اصطلاح قرآنى حيات طيبه است؛ «فلنحيينّه حياة طيّبه». حيات طيبه يعنى زندگى در رويهى مادى و نيازهاى جسمانى و همچنين در لايهى نيازهاى معنوى - چه علمى، چه عملى، چه روحى - پاسخگو باشد.(19/2/1384)
نهضت عدالتخواهی و برانگیختن همت
بنده نهضت عدالتخواهى را مطرح كردم؛ فضايى در كشور بهوجود آمد و جوانهاى ما به اين مسأله علاقهمند شدند. اين معنايش اين نيست كه ما از اول انقلاب نهضت عدالتخواهى نداشتيم - چرا، انقلاب بر پايهى عدالت است - اما اين تجديد مطلعى شد و روح تازهيى در جوانها بهوجود آورد و همت آنها را برانگيخت.(19/2/1384)
فراموش کردن آرمان یکی از آفات
اين شعار[عدالتخواهي] در كشور مطرح مىشود؛ چه كسى بايد از اين شعار حمايت كند؟ چه كسى بايد بيشتر از همه درباره آن بينديشد؟ چه كسى بايد براى آن كار كند و درباره راههاى تأمين آن، تحقيق و بحث كند و ميزگرد بگذارد، غيردانشجويان؟ بايد توجّه داشت كه اين حركت دانشجويى و بيدارى دانشجويى، مطلقاً به سمت عكس جهتها نرود. پس، يكى از آفات اين جنبش، پشت كردن به آرمانها، فراموش كردن آرمانها و از ياد بردن آرمانهاست.(1/9/1378)
کار تئوریک برای عدالتخواهی
يكى از كارهاى بسيار مهمّى كه مورد اشاره بعضى از دوستان هم بود، اين است كه شما مىتوانيد در سه زمينه علم، عدالتخواهى و آزادانديشى كار تئوريك كنيد. اين كار تئوريك را مىتوانيد در زمينه جنبش توليد علم يا در زمينه عدالتخواهى انجام دهيد. مثلاً در زمينه عدالتخواهى، مىتوانيد قانون اساسى را مطالعه كنيد و ببينيد اگر ما بخواهيم عدالت اجتماعى را با همان مفهوم متعارفى كه همه مىفهميم، تحقّق ببخشيم، بايد از كدام دستگاهها چه توقّعهايى داشته باشيم.(15/8/1382)
ساز و کار عدالتطلبانه
بسيجى عدالتطلب است. عدالتطلبى فقط اين نيست كه انسان شعار عدالتطلبى بدهد؛ نه، بايد اين را واقعاً بخواهد. عدالتطلبى به اين نيست كه انسان رودرروى كسى بايستد و بگويد تو عدالتطلب نيستى؛ نه، اين، ساز و كار دارد. بايد جامعه به نقطهای برسد كه سياستهاى عدالتطلبانه در آن طراحى شود و دستگاه اجرايى طورى باشد كه سياستهاى عدالتطلبانه فرصت عملياتى شدن و اجرايى شدن پيدا كند؛ والّا خيلى سياستهاى عدالتطلبانه هم مطرح مىشود؛ اما سازوكار، آدمها، مهرهها، قلمبهدستها و امضاءكنندهها يا علاقه ندارند، يا اعتقاد ندارند، يا همت ندارند، يا حال و حوصله ندارند، يا از همان قبيلِ «برو بابا دلت خوشه» است؛ لذا كارها متوقف و لنگ مىماند؛ بنابراين آنجاها را بايد اصلاح كرد.براى رسيدن به هر آرزوى بزرگ و هر هدف والايى، سازوكارى وجود دارد؛ اين سازوكار را بايد جوانِ هوشمندِ فرزانهى دانشجو پيدا كند.(5/3/1384)
نقد آری، نفی خیر
از جوان چه انتظارى وجود دارد؟ ما از جوان مىخواهيم راه را گم نكند. نقد، اشكالى ندارد؛ اما نفى، بزرگترين ظلم به اين ملت است. بعضى كسان به زبان نقد، نظام اسلامى را نفى مىكنند. بعضى كسان انتقادى كه بر فلان مدير و مسؤول وارد است، انتقاد به نظام مىدانند. اين غيرمنصفانه است. نظام اسلامى يعنى تركيب قانون اساسى. روشهاى اجرايى و عملياتى اين نظام، در خود قانون اساسى هست و بهطور واضح در وصيتنامه و سيره و بيانات امام بزرگوار وجود دارد. مهمترين وظيفه اين است كه از كمربند تأمينىِ بسيار مستحكم ملت ايران كه هويّت جمعى ما را به وجود مىآورد - يعنى نظام اسلامى - با همه وجود پاسدارى كنيم. جوان، با هوشيارى و حوصله و همت جوانىاش بايد در محيط كار و تحصيل و مسؤوليتهاى آينده، همه همّتش اين باشد كه از نظام حراست كند. تكميل و برطرف كردن عيوب نظام يك حرف است؛ مقابله و نفى و همراهى با براندازان نظام حرف ديگرى است.(12/8/1380)
جوان، کلید حل مشکلات
جوان، حق را آسان مىپذيرد. اين بسيار مهم است. جوان، راحت و صادقانه اعتراض مىكند و بىدغدغه و بدون هيچگونه گرفتارى درونى، اقدام مىكند. اين هم بسيار مهم است. پذيرش آسان، اعتراض صادقانه و اقدام بىدغدغه را شما كنار هم بگذاريد، ببينيد چه حقيقت زيبايى به وجود مىآيد و چه كليدى براى حلِّ مشكلات است. (12/8/1380)
خانگی برخورد کنید نه بیگانهوار
در برخورد با آنچه شده[مفاسد]، بايد خانگى برخورد كنيد؛ نه بيگانهوار و معترض. بالاخره كارهاى زيادى انجام گرفته، احياناً كوتاهىهايى هم شده؛ اما بايد مشكل را حل كرد. نبايد نتيجهى قهرى نحوهى بيان اين باشد كه بعد از چندى انسان احساس كند كه به كل مجموعه بشدت معترض است؛ نه، شما براى موفقيت كل مجموعه داريد تلاش مىكنيد؛ اصلاً همهى تلاشتان اين است كه نظام را پيش ببريد. هرچه مىتوانيد، جزئيات را تكميل كنيد. در بخشهايى كه خلأ وجود دارد، هرچه مىتوانيد، كمك كنيد تا خلأ برطرف شود. هرچه مىتوانيد، شعار اصلى عدالت و آنچه را مربوط به عدالت است، تقويت و همگانى و در ذهنها تعميق كنيد و روى پشتوانه و فلسفهى فكرى آن كار كنيد - اينها لازم است - اما كارى نكنيد كه مخالفان شما اين ترديد را دامن بزنند كه آيا نظام اسلامى مىتواند؟ آيا نظامى اسلامى توانسته؟ البته كه مىتواند؛ البته كه توانسته! مدعى دستگاههاى مختلف از لحاظ كارآمدى، خودِ بنده هستم. من دائماً نسبت به كارآمدى، از اينها سؤال و مطالبه مىكنم؛ اما بنده اعتقادم اين است كه نظام اسلامى از همهى دولتهايى كه در دوران استعمار و دوران نزديك به استعمار در كشور ما وجود داشته، قوىتر عمل كرده است.(10/8/1383)
عدالت اجتماعی، پایه قضاوت و مطالبات دانشجو
دانشجوى جوان اگر چه خود برخاسته از قشرهاى مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعى و پر كردن شكافهاى طبقاتى به چشم يك آرزوى بزرگ و بىبديل مىنگرد. اين احساس و انگيزه در دانشجو پر ارج و مبارك است. و مىتواند پايهى قضاوتها و برنامههاى عملى او براى حال و آينده باشد. اگر عدالت - عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت - آرزو و آرمان و هدف برنامهريزىهاست، پس بايد هر پديدهى ضد عدالت در واقعيات كشور مورد سؤال قرار گيرد .مسابقهى رفاه ميان مسئولان، بىاعتنائى به گسترش شكاف طبقاتى در ذهن و عمل برنامهريزان، ثروتهاى سر برآورده در دستانى كه تا چندى پيش تهى بودند، هزينه كردن اموال عمومى در اقدامهاى بدون اولويت، و به طريق اولى در كارهاى صرفاً تشريفاتى، ميدان دادن به عناصرى كه زرنگى و پرروئى آنان همهى گلوگاههاى اقتصادى را به روى آنان مىگشايد، و خلاصه پديدهى بسيار خطرناك انبوه شدنِ ثروت در دست كسانى كه آمادگى دارند آنرا هزينهى كسب قدرت سياسى كنند. و البته با تكيه بر آن قدرت سياسى اضعاف آنچه را كه هزينه كردهاند گرد مىآورند. اينها و امثال آن نقطههاى استفهام برانگيزىست كه هر جوان معتقد به عدل اسلامى ذهن و دل خود را به آن متوجه مىيابد و از كسانى كه مظنون به چنين تخلفاتى شناخته مىشوند پاسخ مىطلبد. و همچنين در كنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضائى عملكرد قاطعانه براى ريشهكن كردن اين فسادها را مطالبه مىكند. امروز اين مهمترين و مطرحترين مسئلهى كشور ماست و نسل جوان دانشجوى متعهد و مؤمن نمىتواند نسبت به آن بىتفاوت بماند.(6/8/1381)
مطالبه جوان پشتوانه عمقیابی حرکتهای مسئولان
مسأله عدالتخواهى را كه من با شما و جوانان مطرح مىكنم، به معناى اين نيست كه با غيرجوانان مطرح نكردهام. قبل از اين نامهاى كه يكى از دوستان مطرح كردند كه دو سه سال پيش به يك تشكّل دانشجويى نوشتم، مسأله عدالتخواهى را دهها بار با مسؤولانى كه وظيفه اجرايى دارند، مطرح كردهام و اينطور هم نبوده كه هيچ عمل نشود و پيش نرود؛ چرا، كارهايى هم شده و پيش هم رفته است؛ اما همه اين حركتها براى ماندگارى و عمقيابى، پشتوانه مىخواهد، كه آن پشتوانه مطالبه و خواست، شما هستيد. منظور از خواست و مطالبه هم اين نيست كه انسان مشتش را گره كند و مسألهاى را بخواهد؛ نه، بلكه بدانيد كه اين مطالبه و خواسته لازم است و باور كنيد كه اين نيازى قطعى و حياتى براى كشور و جامعه است. نفس اينكه شما اين موضوع را باور كنيد، مهمترين مطالبه است و اثر خود را در حرف، كار، تعامل، جبههگيرى سياسى و حركت دينى و مردمى شما مىگذارد.(15/8/82)
گفتمان عدالت، همه چیز ماست
گفتمان عدالت، يك گفتمان اساسى است و - همانطور هم كه چند روز پيش در جلسهيى مطرح كردم - همه چيز ماست. منهاى آن، جمهورى اسلامى هيچ حرفى براى گفتن نخواهد داشت؛ بايد آن را داشته باشيم. اين گفتمان را بايد همهگير كنيد؛ بهگونهيى كه هر جريانى، هر شخصى، هر حزبى و هر جناحى سر كار بيايد، خودش را ناگزير ببيند كه تسليم اين گفتمان شود؛ يعنى براى عدالت تلاش كند و مجبور شود پرچم عدالت را بر دست بگيرد؛ اين را شما بايد نگه داريد و حفظ كنيد؛ اين مهم است.(10/8/83)
جوانان اجتماعات خانوادگى تشكيل دهند و كمكهاى افراد خانواده را جمع كنند و در درجه اوّل به مصرف فقرا و نادارهاى همان خانواده و فاميل برسانند و اگر نيازى نبود، به فقراى ديگر رسيدگى كنند.(15/9/1381)
سیاحت ضمن کار برای مردم
الان در فصل تابستان، بسيارى از جوانان خوب ما اوقات فراغتشان را يا در بسيج سازندگى و يا در بسيج نيروى مقاومت مىگذرانند و يا به بالا بردن علم و سواد ديگران كمك مىكنند. عدّهاى به تن خودشان زحمت مىدهند و براى ديگران كار مىكنند. عدّهاى با برنامههاى خوب و منظّم، به كتابخوانى و ارتقاى سطح فكر خودشان مىپردازند. فراغت جوانان مؤمن، اينگونه مىگذرد. من گزارشهاى متعدّدى داشتهام از جوانانى كه در تابستان، تعطيلات دانشگاهى يا دبيرستانى خود را در نقاط دوردست گذراندهاند و براى روستاييان مسجد، درمانگاه، راه، حسينيه، جادّه و پل ساختهاند. عكسهاى اين فعّاليتها را براى من آوردهاند و من آنها را ديدهام. پيغمبر طبق روايتى فرمود: «انّما سياحة امّتى الجهاد فىسبيلاللَّه». جوانان ما سياحتشان را هم از اين راه تأمين مىكنند؛ سياحتشان در ضمنِ كار براى مردم است. اين ارزش دارد. جوانىِ خود را قدر بدانيد و در اين راهها بكوشيد و بدانيد دشمن مىخواهد شما ترقّى نكنيد.(8/5/1382)
پرسش پاسخ: اگر اصلاح نشد چه کنیم؟
[سوال] امام(ره) فرمودند كه دانشجويان مقابل انحرافات،شجاعانه بايستند. اگر ايستادگي دانشجو باعث اصلاح مسئولان نشد، تكليف چيست؟
[پاسخ] چرا، عامل اصلاح خواهد شد. ايستادگي دانشجو معنايش اين نيست كه مبارزه مسلحانه كند. انسان به مسئولان، بايد بگويد، تذكر بدهد، بخواهد؛ اين خواستن بايد در روش، برخورد و انتخاب او اثر بگذارد. بلاشك اثر ميكند؛ ممكن نيست اثر نكند؛ بنده اين را به صورت يك امر قطعي عرض ميكنم. رويش دقت كنيد، خواهيد ديد كه امكان ندارد كه يك مجموعه چيزي را بخواهد و در نظامي مثل نظام ما-كه نظام مردمسالاري و انتخاب است- تحقق پيدا نكند؛ بالاخره تحقق پيدا خواهد كرد.(22/2/1382)
پرسش پاسخ: آیا این کارها تندروی است؟
[سوال] سوال بنده پيرامون پيام جناب عالي به جنبش دانشجويي آبان هشتادويك ميباشد. برخي از مسئولان فرهنگي و حتي روحانيون و افراد موجه و دلسوز، ما را نصيحت ميكنند كه مطالبه كردن از مسائل ضد عدالت و اعتراض به آنها، به نظام و انقلاب ضربه ميزند يا اينكه اين كارها تندروي است. در پاسخ به اين افراد چه بايد گفت؟
[پاسخ] بايد گفت كه مطالبه عدالت نه فقط به نظام ضربه نميزند، بلكه نظام را تقويت ميكند. البته من نميدانم شما آن را چگونه مطالبه كردهايد كه آنها گفته اند ضربه ميزند. ممكن است روش مطالبه، تند يا خشن يا نامناسب بوده، كه من در اينباره قضاوتي ندارم، اما اصل مطالبه عدالت، هيچ ضربهاي به انقلاب نيست، كاملا هم در جهت تقويت انقلاب است.(22/2/1382)
پرسش پاسخ: تجمع، تضعیف است؟
[سوال] آیا حرکتهایی همچون تجمع مقابل قوه قضاییه و مطالبه شدید از آنها در جهت مبارزه با مفاسد اقتصادی، تضعیف نظام است؟
[جواب] فرق میکند. گاهی اوقات قوه قضاییه مایل است کاری انجام دهد که اگر پشتوانه این طوری هم ببند، حتما انجام خواهد داد. بعضی از امواج سیاسی جلوی قوه قضاییه را در بعضی از کارها میگیرند، بنابراین تصور نمیکنم که این کار تضعیف نظام باشد. البته گاهی ممکن است در شرایطی تضعیف باشد، اما در شرایطی هم تقویت است؛ یعنی در واقع کمک به آنهاست که بتوانند آن کاری را که میخواند، بکنند و در برابر بعضی از جریانهای سیاسی که مزاحمت ایجاد میکنند، بتوانند در مقابل آنها حربه قویتری داشته باشند. (22/2/1382)
دانشجو نباید سکوت کند
بنده معتقد به این نیستم که دانشجویان بایستی سکوت کنند و هیچ حرفی نزنند؛ به این هم معتقد نیستم که دانشجویان بایستی از خودشان در وسط میدان تحرک عملی نشان بدهند، بلکه معتقدم که دانشجو در زمینه عدالتخواهی باید اصل قضیه را مطالبه کند؛ جا انداختن فکر عدالتخواهی در ذهن مردم، در ذهن خانواده ها، در ذهن هرکسی که در حوزه کارتان قرار میگیرد. (22/2/1382)
گفتمانسازی مطالبه عدالت
«جنبش عدالتخواهی» هنگامی که درجمع دانشجویان و خطاب به آنها گفته میشود، مقصود این است که این مطلب و خواسته و خواهش به عنوان یک خواسته عمده مطرح شود. نباید بگذارید که این مطالبه مهم از ذهنها دور شود؛ یعنی بایستی عدالت آنچنان از طرف مردم، قشرها و به خصوص جوانها مطالبه شود که هر مسئولی - چه بنده و چه هرکس دیگری که در هرجا مسئول است- ناچار باشد به مقوله عدالت، ولو برخلاف میلش هم که هست، بپردازد. یک وقت هست که ما مثلا به وزارت اقتصاد و دارایی میگوییم عدالت را رعایت کن؛ یا به قوه قضاییه میگوییم عدالت را رعایت کن، آن معنای دیگری دارد؛ هرکدام یک معنای خاصی دارد؛ اما یک وقت به جوانها میگوییم که شما عدالت را مطالبه کنید. مطالبه عدالت به معنای این است که عدالت، گفتمان غالب در محیطهای جوان و دانشجویی بشود؛ عدالت را مطالبه کنند و آن را از مسئولی بخواند؛ آن چیزی که توقع هست، این است. اگر غیر از این، کاری صورت بگیرد، ممکن است کار درستی باشد؛ ممکن است کار غلطی باشد، که بنده چون نمیدانم، نظری نمیدهم. (22/2/1382)
مشغله عمده اینهاست، تسلیم نشوید
تسليم اختلافاتى كه بين بعضى از مسؤولان وجود دارد و متأسفانه بعضى از مطبوعات هم به آن دامن مىزنند، نشويد... آيا بايد روزنامهها و افراد سياسىكار اين را به مشغله عمده ذهنى جوانان تبديل كنند؟! شما تسليم نشويد و اين چيزها را مشغله عمده خود ندانيد. مشغله عمدهاى كه بايد جوان را به خود متوجّه كند، همينهايى است كه گفتم: عدالتطلبى، حفظ نظام اسلامى، دشمنشناسى، اهميت دادن به استقلال كشور، اهميت دادن به پيوند و ارتباط بين مسؤولان و مردم. البته چيزهايى هم هست كه مخصوص جوانان عزيز ماست؛ بخصوص جوانانى كه مشغول تحصيل علم هستند؛ و آن پرداختن به خود است.(12/8/1380)
نظرات کاربران :