پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

نکات ناب برای دوران دانشجویی
قاموس«عدالت و عدالتخواهی»/1/جوانان  (ويژه)  

رهنمودهای آیت الله خامنه ای برای دانشجویانتسليم اختلافاتى كه بين بعضى از مسؤولان وجود دارد و متأسفانه بعضى از مطبوعات هم به آن دامن مى‏زنند، نشويد... آيا بايد روزنامه‏ها و افراد سياسى‏كار اين را به مشغله عمده ذهنى جوانان تبديل كنند؟!  شما تسليم نشويد و اين چيزها را مشغله عمده خود ندانيد. مشغله عمده‏اى كه بايد جوان را به خود متوجّه كند، همينهايى است كه گفتم: عدالت‏طلبى، حفظ نظام اسلامى، دشمن‏شناسى، اهميت دادن به استقلال كشور، اهميت دادن به پيوند و ارتباط بين مسؤولان و مردم.

  
 
پنجشنبه 17 تیرماه 1389  

 

دفع ظلم و زورگویی خصوصیت جوان
[يكي از خصوصيات مهم جوان اين است] كه در مقابل مظاهرى كه ازنظر فطرت انسانى زشت است - مثل ظلم، زورگويى، تبعيض، بى‏عدالتى، تقلّب، دورويى و نفاق - حسّاسيت منفى دارد و آن را دفع مى‏كند. يك وقت در اوّل انقلاب، همين گروه منافقين، با استفاده از فرصت انقلاب توانست در ميان جوانان و دانشجويان نفوذى پيدا كند؛ اما وقتى معلوم شد كه اعضاى اين گروه، منافقند، غالباً روى برگرداندند.(1/9/1378)


دانشجو باید حمایت کند
وقتي مسأله عدالت اجتماعي در كشور مطرح ميشود، دانشجو بايد از اين مسأله حمايت كند.(1/9/1378)


جوان عدالتخواه و آزادیخواه
از جوانان اين انتظار وجود دارد كه عدالتخواهى را از ياد نبرند. آزادى را با همان مفهوم بسيار والاى اسلامى - چه آزادى فردى، چه آزادى اجتماعى و سياسى، چه آزادى معنوى و روحى - جزو خواستهاى هميشگى خود بدانند و از ياد نبرند. مبارزه با فقر و ايجاد رفاه عمومى را جزو مطالبات خود بدانند.(12/8/1380)


مشغله اینهاست، تسلیم نشوید
تسليم اختلافاتى كه بين بعضى از مسؤولان وجود دارد و متأسفانه بعضى از مطبوعات هم به آن دامن مى‏زنند، نشويد... آيا بايد روزنامه‏ها و افراد سياسى‏كار اين را به مشغله عمده ذهنى جوانان تبديل كنند؟!  شما تسليم نشويد و اين چيزها را مشغله عمده خود ندانيد. مشغله عمده‏اى كه بايد جوان را به خود متوجّه كند، همينهايى است كه گفتم: عدالت‏طلبى، حفظ نظام اسلامى، دشمن‏شناسى، اهميت دادن به استقلال كشور، اهميت دادن به پيوند و ارتباط بين مسؤولان و مردم. البته چيزهايى هم هست كه مخصوص جوانان عزيز ماست؛ بخصوص جوانانى كه مشغول تحصيل علم هستند؛ و آن پرداختن به خود است.(12/8/1380)


طبیعت عدالت‌طلب جوان
امروز نظام اسلامى در مقابل زياده‏طلبى و فزون‏خواهى و سلطه‏طلبىِ مستكبرترين مستكبران عالم ايستاده است. جوان، طبيعتش عدالت‏طلبى و ميل به اجرا و تحقّق آرمانهاست. هر جوانى به طور طبيعى موضعش در كنار موضع نظام اسلامى است - چه جوانان داخل كشور خودمان، چه جوانان كشورهاى ديگر - كمااين‏كه مى‏بينيم همين‏طور هم هست.(1/9/1381)
مسأله نهضت عدالتخواهى كه من خطاب به دانشجويان آن را گفتم. البته من مى‏دانم علاقه به اين حركتها و نهضتهاى اجتماعى در بين دانشجويان و كلاًّ جوانان زياد است و سؤالهايى هم در اين زمينه دارند.(22/2/1382)


بسیج افکار عمومی در نفی فقر، و فساد و تبعیض
وقتى انسان مى‏بيند دشمن چه مى‏خواهد بكند، مى‏فهمد كه بايد در داخل چه‏كار كند. البته در دو سه سال قبل از اين، در قالب نفى فقر و فساد و تبعيض، بسيارى از اين حرفها مطرح بود. در سياستهاى كلان نظام هم كه رهبرى بايد به دولت اعلام كند و مجلس بر اساس آن سياستها مقرّرات و قوانين را بگذراند - هم در سياستهاى برنامه سوم و هم در سياستهاى برنامه دوم كه مربوط به هفت هشت سال قبل از اين بود - همه اين مطالبِ كلّى لحاظ شد؛ ليكن بسيج كردن و متوجّه كردن افكار عمومى، بخصوص جوانان به اهميت بعضى از اين سرفصلها، ايجاب مى‏كند كه هر كدام از اينها به تنهايى مورد توجّه قرار گيرد و دنبال شود. البته خيلى از اين شعارها وقتى مطرح شد، از سوى بعضى از بخشهاى جامعه مورد بى‏توجّهى قرار گرفت؛ ليكن وجدانهاى پاك، بخصوص جوانان در محيطهاى جوانى، احساس كردند كه اين شعارها مورد علاقه آنهاست. در محيط دانشجويى، شوق به علم، عدالت و آزادى وجود دارد؛ اينها شوقهاى اصلى در محيطهاى علمى است.(22/2/1382)


آرمانهای دانشجویی
من مى‏خواهم غالب يا بيش از غالب بدنه دانشجويى كشور، مجموعه‏اى متعهّد و داراى احساس مسؤوليت نسبت به آرمانهاى دانشجويى باشند. يكى از اين آرمانها مسأله علم است؛ دومى عدالتخواهى است و آرمان سوم، آزادانديشى و آزاديخواهى است.(15/8/1382)


چگونگی جمع آرمانخواهی و مصلحت‌اندیشی
يكى از دانشجويان عزيز مطرح كردند كه «شما مى‏گوييد دانشجويان مصلحت‏انديش نباشند. حالا ما آرمانگرا، پس چرا گاهى اوقات بعضى از دستگاههاى اجرايى مصلحت‏انديشى مى‏كنند؛ اين دو چگونه قابل جمع هستند؟» من اين نكته را بگويم كه مصلحت‏انديشى بد، منفى و ضدّارزش نيست. مصلحت‏انديشى يعنى دنبال مسأله‏اى كه مصلحت است، رفتن. اين‏كه موضوع بدى نيست. اين را بدانيد كه دستگاه اجرايى كشور در تعامل بسيار دشوار خود در دنيا، بر سر دوراهيهايى قرار مى‏گيرد كه مجبور مى‏شود مصالحى را در نظر بگيرد؛ چون اداره كشور و كار اجرايى، كار خيلى سختى است. مثال آن، اين است كه وقتى كسى از پاى تلويزيون كوهنوردى را مى‏بيند كه با زحمت و قدم به قدم جلو مى‏رود، با خودش مى‏گويد: يك ذرّه زودتر و تندتر قدم بردار تنبل! او پاى تلويزيون نشسته، در آن ارتفاع چندهزار مترى و در آن وضعيت قرار ندارد كه ببيند اين كار چقدر عملى است. همين مثال بر كسى كه مسابقه كشتى يا فوتبال را از تلويزيون مى‏بيند، صدق مى‏كند. حتماً ديده‏ايد كه گاهى اوقات بعضى از تماشاگران فوتبال، دائم به بازيكنها و تيمهاى مورد علاقه خود دستور مى‏دهند: تنبل بزن! شوت كن! به هرحال، كار اداره كشور كار سختى است و البته مصلحت، هيچ اشكالى هم ندارد؛ ما به آنها ايراد نمى‏گيريم. البته حواسمان هم جمع است كه آنها هميشه غرق در مصلحت نشوند و بنده با توجه به مسؤوليتم به اين موضوع توجّه مى‏كنم.(15/8/1382)


برآیند آرمانگرایی با مصلحتها
اگر شما جوانان نگاه به قلّه‏هاى آرمانى را كنار بگذاريد، برآيندِ غلطى به‏وجود خواهد آمد. برآيندِ آرمانگرايى شما و چالش مسؤولان با مصلحتها، برآيند معتدل و مطلوبى خواهد شد؛ اما اگر شما هم دنبال مصلحت‏گرايى رفتيد و گرايش مصلحت‏انديشانه - يعنى صددرصد با واقعيتها كنار آمدن - وارد محيط فكرى و روحى دانشجو و جوان شد، آن‏وقت همه چيز به‏هم مى‏ريزد و بعضى آرمانها از ريشه قطع و گم خواهد شد. دانشجويان نبايد آرمان‏گرايى را رها كنند. توقّع من از شما عزيزان اين است كه پايه‏هاى معرفتى خودتان را در همه زمينه‏ها عميق و مستحكم كنيد.(15/8/1382)

بدون آرمان نمی‌شود
مسأله‏ى [مهم]، شكل دادن به يك آرمان سياسى است كه بتواند به فعاليت‏ها و تلاش‏هاى جوان جهت بدهد؛ چون بدون آرمان، نه مى‏شود درست زندگى كرد و نه تلاش انسان، منضبط خواهد بود. بايد آرمان و خط روشن و افق واضحى در مقابل وجود داشته باشد كه به انسان جهت بدهد. اين آرمان چيست؟ من از اين‏جا شروع كنم كه جوان در ايران اسلامىِ كنونى ما - شايد در جاهاى ديگر هم همين‏طور باشد؛ من نمى‏توانم از لحاظ علمى اظهارنظرى بكنم؛ اما آن چيزى كه به تجربه و شناخت از نزديك به آن رسيده‏ام، در مورد جوان ايرانىِ كنونى ماست - آرزوهايش خلاصه نمى‏شود در پيدا كردن خانه و همسر و شغل؛ اين، همه‏ى آرزوهاى يك جوان نيست. البته اينها نيازهاى يك جوان است و دوست دارد تأمين شود؛ اما فراتر از اين، آرزوهاى بزرگترى هم به‏طور طبيعى در جوان ما وجود دارد؛ بخشى مربوط به طبيعت جوانى است - كه آرمانگرايى در آن وجود دارد - بخشى مربوط به آرزوهايى است كه نظام جمهورى اسلامى براى ملت و آينده‏ى ما ترسيم كرده؛ برخى شايد بر اثر پيشرفت‏هايى است كه تاكنون با تجربه به دست آمده؛ برخى هم بر اثر ناكامى‏هايى است كه وجود دارد. جوان ما وقتى تبعيض را در جامعه مى‏بيند، آرزوى عدالت اجتماعى در دل او شعله مى‏كشد. جوان ما وقتى فساد را در بخشى از دستگاه‏هاى مجموعه‏ى نظام مشاهده مى‏كند، ميل به مبارزه‏ى با فساد و آرمانِ ريشه‏كنى فساد در درون او شكل مى‏گيرد و او را به حركت وادار مى‏كند. به اين دلايل، كمال‏جويى و آرمان‏خواهى در جوانان ايران اسلامى ما وجود دارد. جوان چه مى‏خواهد؟ جوان ما مايل است در كشورى كه خانه‏ى اوست، فقر و عقب‏افتادگى و بدبختى نباشد؛ امنيت و عزت و افتخار وجود داشته باشد؛ صفا و محبت و روشن‏بينى بر فضاى زندگى حاكم باشد؛ ميدان كار و تلاش و پيشرفت در برابر او باز باشد؛ احساس پوچى نكند؛ هدف روحى و معنوى و والايى كه در دل هر انسانى هست، بتواند آن را اشباع كند. اين يك ترسيم كلى از آرمان‏هايى است كه قاعدتاً يك جوان ايرانى دارد. اين چيزهايى كه عرض كردم، مجموعاً در اصطلاح قرآنى حيات طيبه است؛ «فلنحيينّه حياة طيّبه». حيات طيبه يعنى زندگى در رويه‏ى مادى و نيازهاى جسمانى و همچنين در لايه‏ى نيازهاى معنوى - چه علمى، چه عملى، چه روحى - پاسخگو باشد.(19/2/1384)


نهضت عدالتخواهی و برانگیختن همت
بنده نهضت عدالت‏خواهى را مطرح كردم؛ فضايى در كشور به‏وجود آمد و جوان‏هاى ما به اين مسأله علاقه‏مند شدند. اين معنايش اين نيست كه ما از اول انقلاب نهضت عدالت‏خواهى نداشتيم - چرا، انقلاب بر پايه‏ى عدالت است - اما اين تجديد مطلعى شد و روح تازه‏يى در جوان‏ها به‏وجود آورد و همت آنها را برانگيخت.(19/2/1384)


فراموش کردن آرمان یکی از آفات
اين شعار[عدالتخواهي] در كشور مطرح مى‏شود؛ چه كسى بايد از اين شعار حمايت كند؟ چه كسى بايد بيشتر از همه درباره آن بينديشد؟ چه كسى بايد براى آن كار كند و درباره راههاى تأمين آن، تحقيق و بحث كند و ميزگرد بگذارد، غيردانشجويان؟ بايد توجّه داشت كه اين حركت دانشجويى و بيدارى دانشجويى، مطلقاً به سمت عكس جهتها نرود. پس، يكى از آفات اين جنبش، پشت كردن به آرمانها، فراموش كردن آرمانها و از ياد بردن آرمانهاست.(1/9/1378)


کار تئوریک برای عدالتخواهی
يكى از كارهاى بسيار مهمّى كه مورد اشاره بعضى از دوستان هم بود، اين است كه شما مى‏توانيد در سه زمينه علم، عدالتخواهى و آزادانديشى كار تئوريك كنيد. اين كار تئوريك را مى‏توانيد در زمينه جنبش توليد علم يا در زمينه عدالتخواهى انجام دهيد. مثلاً در زمينه عدالتخواهى، مى‏توانيد قانون اساسى را مطالعه كنيد و ببينيد اگر ما بخواهيم عدالت اجتماعى را با همان مفهوم متعارفى كه همه مى‏فهميم، تحقّق ببخشيم، بايد از كدام دستگاهها چه توقّعهايى داشته باشيم.(15/8/1382)


ساز و کار عدالت‌طلبانه
بسيجى عدالت‏طلب است. عدالت‏طلبى فقط اين نيست كه انسان شعار عدالت‏طلبى بدهد؛ نه، بايد اين را واقعاً بخواهد. عدالت‏طلبى به اين نيست كه انسان رودرروى كسى بايستد و بگويد تو عدالت‏طلب نيستى؛ نه، اين، ساز و كار دارد. بايد جامعه به نقطه‏ای برسد كه سياست‏هاى عدالت‏طلبانه در آن طراحى شود و دستگاه اجرايى طورى باشد كه سياست‏هاى عدالت‏طلبانه فرصت عملياتى شدن و اجرايى شدن پيدا كند؛ والّا خيلى سياست‏هاى عدالت‏طلبانه هم مطرح مى‏شود؛ اما سازوكار، آدمها، مهره‏ها، قلم‏به‏دست‏ها و امضاءكننده‏ها يا علاقه ندارند، يا اعتقاد ندارند، يا همت ندارند، يا حال و حوصله ندارند، يا از همان قبيلِ «برو بابا دلت خوشه» است؛ لذا كارها متوقف و لنگ مى‏ماند؛ بنابراين آن‏جاها را بايد اصلاح كرد.براى رسيدن به هر آرزوى بزرگ و هر هدف والايى، سازوكارى وجود دارد؛ اين سازوكار را بايد جوانِ هوشمندِ فرزانه‏ى دانشجو پيدا كند.(5/3/1384)


نقد آری، نفی خیر
از جوان چه انتظارى وجود دارد؟ ما از جوان مى‏خواهيم راه را گم نكند. نقد، اشكالى ندارد؛ اما نفى، بزرگترين ظلم به اين ملت است. بعضى كسان به زبان نقد، نظام اسلامى را نفى مى‏كنند. بعضى كسان انتقادى كه بر فلان مدير و مسؤول وارد است، انتقاد به نظام مى‏دانند. اين غيرمنصفانه است. نظام اسلامى يعنى تركيب قانون اساسى. روشهاى اجرايى و عملياتى اين نظام، در خود قانون اساسى هست و به‏طور واضح در وصيت‏نامه و سيره و بيانات امام بزرگوار وجود دارد. مهمترين وظيفه اين است كه از كمربند تأمينىِ بسيار مستحكم ملت ايران كه هويّت جمعى ما را به وجود مى‏آورد - يعنى نظام اسلامى - با همه وجود پاسدارى كنيم. جوان، با هوشيارى و حوصله و همت جوانى‏اش بايد در محيط كار و تحصيل و مسؤوليتهاى آينده، همه همّتش اين باشد كه از نظام حراست كند. تكميل و برطرف كردن عيوب نظام يك حرف است؛ مقابله و نفى و همراهى با براندازان نظام حرف ديگرى است.(12/8/1380)


جوان، کلید حل مشکلات
جوان، حق را آسان مى‏پذيرد. اين بسيار مهم است. جوان، راحت و صادقانه اعتراض مى‏كند و بى‏دغدغه و بدون هيچ‏گونه گرفتارى درونى، اقدام مى‏كند. اين هم بسيار مهم است. پذيرش آسان، اعتراض صادقانه و اقدام بى‏دغدغه را شما كنار هم بگذاريد، ببينيد چه حقيقت زيبايى به وجود مى‏آيد و چه كليدى براى حلِ‏ّ مشكلات است. (12/8/1380)


خانگی برخورد کنید نه بیگانه‌وار
در برخورد با آنچه شده[مفاسد]، بايد خانگى برخورد كنيد؛ نه بيگانه‏وار و معترض. بالاخره كارهاى زيادى انجام گرفته، احياناً كوتاهى‏هايى هم شده؛ اما بايد مشكل را حل كرد. نبايد نتيجه‏ى قهرى نحوه‏ى بيان اين باشد كه بعد از چندى انسان احساس كند كه به كل مجموعه بشدت معترض است؛ نه، شما براى موفقيت كل مجموعه داريد تلاش مى‏كنيد؛ اصلاً همه‏ى تلاشتان اين است كه نظام را پيش ببريد. هرچه مى‏توانيد، جزئيات را تكميل كنيد. در بخشهايى كه خلأ وجود دارد، هرچه مى‏توانيد، كمك كنيد تا خلأ برطرف شود. هرچه مى‏توانيد، شعار اصلى عدالت و آنچه را مربوط به عدالت است، تقويت و همگانى و در ذهن‏ها تعميق كنيد و روى پشتوانه و فلسفه‏ى فكرى آن كار كنيد - اينها لازم است - اما كارى نكنيد كه مخالفان شما اين ترديد را دامن بزنند كه آيا نظام اسلامى مى‏تواند؟ آيا نظامى اسلامى توانسته؟ البته كه مى‏تواند؛ البته كه توانسته! مدعى دستگاه‏هاى مختلف از لحاظ كارآمدى، خودِ بنده هستم. من دائماً نسبت به كارآمدى، از اينها سؤال و مطالبه مى‏كنم؛ اما بنده اعتقادم اين است كه نظام اسلامى از همه‏ى دولتهايى كه در دوران استعمار و دوران نزديك به استعمار در كشور ما وجود داشته، قوى‏تر عمل كرده است.(10/8/1383)


عدالت اجتماعی، پایه قضاوت و مطالبات دانشجو
دانشجوى جوان اگر چه خود برخاسته از قشرهاى مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعى و پر كردن شكافهاى طبقاتى به چشم يك آرزوى بزرگ و بى‏بديل مى‏نگرد. اين احساس و انگيزه در دانشجو پر ارج و مبارك است. و مى‏تواند پايه‏ى قضاوتها و برنامه‏هاى عملى او براى حال و آينده باشد. اگر عدالت - عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت - آرزو و آرمان و هدف برنامه‏ريزى‏هاست، پس بايد هر پديده‏ى ضد عدالت در واقعيات كشور مورد سؤال قرار گيرد .مسابقه‏ى رفاه ميان مسئولان، بى‏اعتنائى به گسترش شكاف طبقاتى در ذهن و عمل برنامه‏ريزان، ثروت‏هاى سر برآورده در دستانى كه تا چندى پيش تهى بودند، هزينه كردن اموال عمومى در اقدامهاى بدون اولويت، و به طريق اولى در كارهاى صرفاً تشريفاتى، ميدان دادن به عناصرى كه زرنگى و پرروئى آنان همه‏ى گلوگاههاى اقتصادى را به روى آنان مى‏گشايد، و خلاصه پديده‏ى بسيار خطرناك انبوه شدنِ ثروت در دست كسانى كه آمادگى دارند آنرا هزينه‏ى كسب قدرت سياسى كنند. و البته با تكيه بر آن قدرت سياسى اضعاف آنچه را كه هزينه كرده‏اند گرد مى‏آورند. اينها و امثال آن نقطه‏هاى استفهام برانگيزى‏ست كه هر جوان معتقد به عدل اسلامى ذهن و دل خود را به آن متوجه مى‏يابد و از كسانى كه مظنون به چنين تخلفاتى شناخته مى‏شوند پاسخ مى‏طلبد. و همچنين در كنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضائى عملكرد قاطعانه براى ريشه‏كن كردن اين فسادها را مطالبه مى‏كند. امروز اين مهمترين و مطرح‏ترين مسئله‏ى كشور ماست و نسل جوان دانشجوى متعهد و مؤمن نمى‏تواند نسبت به آن بى‏تفاوت بماند.(6/8/1381)


مطالبه جوان پشتوانه عمق‌یابی حرکتهای مسئولان
مسأله عدالتخواهى را كه من با شما و جوانان مطرح مى‏كنم، به معناى اين نيست كه با غيرجوانان مطرح نكرده‏ام. قبل از اين نامه‏اى كه يكى از دوستان مطرح كردند كه دو سه سال پيش به يك تشكّل دانشجويى نوشتم، مسأله عدالتخواهى را دهها بار با مسؤولانى كه وظيفه اجرايى دارند، مطرح كرده‏ام و اين‏طور هم نبوده كه هيچ عمل نشود و پيش نرود؛ چرا، كارهايى هم شده و پيش هم رفته است؛ اما همه اين حركتها براى ماندگارى و عمق‏يابى، پشتوانه مى‏خواهد، كه آن پشتوانه مطالبه و خواست، شما هستيد. منظور از خواست و مطالبه هم اين نيست كه انسان مشتش را گره كند و مسأله‏اى را بخواهد؛ نه، بلكه بدانيد كه اين مطالبه و خواسته لازم است و باور كنيد كه اين نيازى قطعى و حياتى براى كشور و جامعه است. نفس اين‏كه شما اين موضوع را باور كنيد، مهمترين مطالبه است و اثر خود را در حرف، كار، تعامل، جبهه‏گيرى سياسى و حركت دينى و مردمى شما مى‏گذارد.(15/8/82)


گفتمان عدالت، همه چیز ماست
گفتمان عدالت، يك گفتمان اساسى است و - همان‏طور هم كه چند روز پيش در جلسه‏يى مطرح كردم - همه چيز ماست. منهاى آن، جمهورى اسلامى هيچ حرفى براى گفتن نخواهد داشت؛ بايد آن را داشته باشيم. اين گفتمان را بايد همه‏گير كنيد؛ به‏گونه‏يى كه هر جريانى، هر شخصى، هر حزبى و هر جناحى سر كار بيايد، خودش را ناگزير ببيند كه تسليم اين گفتمان شود؛ يعنى براى عدالت تلاش كند و مجبور شود پرچم عدالت را بر دست بگيرد؛ اين را شما بايد نگه داريد و حفظ كنيد؛ اين مهم است.(10/8/83)
جوانان اجتماعات خانوادگى تشكيل دهند و كمكهاى افراد خانواده را جمع كنند و در درجه اوّل به مصرف فقرا و نادارهاى همان خانواده و فاميل برسانند و اگر نيازى نبود، به فقراى ديگر رسيدگى كنند.(15/9/1381)

سیاحت ضمن کار برای مردم
الان در فصل تابستان، بسيارى از جوانان خوب ما اوقات فراغتشان را يا در بسيج سازندگى و يا در بسيج نيروى مقاومت مى‏گذرانند و يا به بالا بردن علم و سواد ديگران كمك مى‏كنند. عدّه‏اى به تن خودشان زحمت مى‏دهند و براى ديگران كار مى‏كنند. عدّه‏اى با برنامه‏هاى خوب و منظّم، به كتابخوانى و ارتقاى سطح فكر خودشان مى‏پردازند. فراغت جوانان مؤمن، اين‏گونه مى‏گذرد. من گزارشهاى متعدّدى داشته‏ام از جوانانى كه در تابستان، تعطيلات دانشگاهى يا دبيرستانى خود را در نقاط دوردست گذرانده‏اند و براى روستاييان مسجد، درمانگاه، راه، حسينيه، جادّه و پل ساخته‏اند. عكسهاى اين فعّاليتها را براى من آورده‏اند و من آنها را ديده‏ام. پيغمبر طبق روايتى فرمود: «انّما سياحة امّتى الجهاد فى‏سبيل‏اللَّه». جوانان ما سياحتشان را هم از اين راه تأمين مى‏كنند؛ سياحتشان در ضمنِ كار براى مردم است. اين ارزش دارد. جوانىِ خود را قدر بدانيد و در اين راهها بكوشيد و بدانيد دشمن مى‏خواهد شما ترقّى نكنيد.(8/5/1382)


پرسش پاسخ: اگر اصلاح نشد چه کنیم؟
[سوال] امام(ره) فرمودند كه دانشجويان مقابل انحرافات،شجاعانه بايستند. اگر ايستادگي دانشجو باعث اصلاح مسئولان نشد، تكليف چيست؟
[پاسخ] چرا، عامل اصلاح خواهد شد. ايستادگي دانشجو معنايش اين نيست كه مبارزه مسلحانه كند. انسان به مسئولان، بايد بگويد، تذكر بدهد، بخواهد؛ اين خواستن بايد در روش، برخورد و انتخاب او اثر بگذارد. بلاشك اثر ميكند؛ ممكن نيست اثر نكند؛ بنده اين را به صورت يك امر قطعي عرض ميكنم. رويش دقت كنيد، خواهيد ديد كه امكان ندارد كه يك مجموعه چيزي را بخواهد و در نظامي مثل نظام ما-كه نظام مردمسالاري و انتخاب است- تحقق پيدا نكند؛ بالاخره تحقق پيدا خواهد كرد.(22/2/1382)


پرسش پاسخ: آیا این کارها تندروی است؟
[سوال] سوال بنده پيرامون پيام جناب عالي به جنبش دانشجويي آبان هشتادويك ميباشد. برخي از مسئولان فرهنگي و حتي روحانيون و افراد موجه و دلسوز، ما را نصيحت ميكنند كه مطالبه كردن از مسائل ضد عدالت و اعتراض به آنها، به نظام و انقلاب ضربه ميزند يا اينكه اين كارها تندروي است. در پاسخ به اين افراد چه بايد گفت؟
[پاسخ] بايد گفت كه مطالبه عدالت نه فقط به نظام ضربه نميزند، بلكه نظام را تقويت ميكند. البته من نميدانم شما آن را چگونه مطالبه كرده‌ايد كه آنها گفته اند ضربه ميزند. ممكن است روش مطالبه، تند يا خشن يا نامناسب بوده، كه من در اينباره قضاوتي ندارم، اما اصل مطالبه عدالت، هيچ ضربه‌اي به انقلاب نيست، كاملا هم در جهت تقويت انقلاب است.(22/2/1382)
پرسش پاسخ: تجمع، تضعیف است؟
[سوال] آیا حرکتهایی همچون تجمع مقابل قوه قضاییه و مطالبه شدید از آنها در جهت مبارزه با مفاسد اقتصادی، تضعیف نظام است؟
[جواب] فرق میکند. گاهی اوقات قوه قضاییه مایل است کاری انجام دهد که اگر پشتوانه این طوری هم ببند، حتما انجام خواهد داد. بعضی از امواج سیاسی جلوی قوه قضاییه را در بعضی از کارها میگیرند، بنابراین تصور نمیکنم که این کار تضعیف نظام باشد. البته گاهی ممکن است در شرایطی تضعیف باشد، اما در شرایطی هم تقویت است؛  یعنی در واقع کمک به آنهاست که بتوانند آن کاری را که میخواند، بکنند و در برابر بعضی از جریانهای سیاسی که مزاحمت ایجاد میکنند، بتوانند در مقابل آنها حربه قویتری داشته باشند. (22/2/1382)


دانشجو نباید سکوت کند
بنده معتقد به این نیستم که دانشجویان بایستی سکوت کنند و هیچ حرفی نزنند؛ به این هم معتقد نیستم که دانشجویان بایستی از خودشان در وسط میدان تحرک عملی نشان بدهند، بلکه معتقدم که دانشجو در زمینه عدالتخواهی باید اصل قضیه را مطالبه کند؛ جا انداختن فکر عدالتخواهی در ذهن مردم، در ذهن خانواده ها، در ذهن هرکسی که در حوزه کارتان قرار میگیرد. (22/2/1382)


گفتمان‌سازی مطالبه عدالت
«جنبش عدالتخواهی» هنگامی که درجمع دانشجویان و خطاب به آنها گفته میشود، مقصود این است که این مطلب و خواسته و خواهش به عنوان یک خواسته عمده مطرح شود. نباید بگذارید که این مطالبه مهم از ذهنها دور شود؛ یعنی بایستی عدالت آنچنان از طرف مردم، قشرها و به خصوص جوانها مطالبه شود که هر مسئولی - چه بنده و چه هرکس دیگری که در هرجا مسئول است- ناچار باشد به مقوله عدالت، ولو برخلاف میلش هم که هست، بپردازد. یک وقت هست که ما مثلا به وزارت اقتصاد و دارایی میگوییم عدالت را رعایت کن؛ یا به قوه قضاییه میگوییم عدالت را رعایت کن، آن معنای دیگری دارد؛ هرکدام یک معنای خاصی دارد؛ اما یک وقت به جوانها میگوییم که شما عدالت را مطالبه کنید. مطالبه عدالت به معنای این است که عدالت، گفتمان غالب در محیطهای جوان و دانشجویی بشود؛ عدالت را مطالبه کنند و آن را از مسئولی بخواند؛ آن چیزی که توقع هست، این است. اگر غیر از این، کاری صورت بگیرد، ممکن است کار درستی باشد؛ ممکن است کار غلطی باشد، که بنده چون نمیدانم، نظری نمیدهم. (22/2/1382)

مشغله عمده اینهاست، تسلیم نشوید
  تسليم اختلافاتى كه بين بعضى از مسؤولان وجود دارد و متأسفانه بعضى از مطبوعات هم به آن دامن مى‏زنند، نشويد... آيا بايد روزنامه‏ها و افراد سياسى‏كار اين را به مشغله عمده ذهنى جوانان تبديل كنند؟!  شما تسليم نشويد و اين چيزها را مشغله عمده خود ندانيد. مشغله عمده‏اى كه بايد جوان را به خود متوجّه كند، همينهايى است كه گفتم: عدالت‏طلبى، حفظ نظام اسلامى، دشمن‏شناسى، اهميت دادن به استقلال كشور، اهميت دادن به پيوند و ارتباط بين مسؤولان و مردم. البته چيزهايى هم هست كه مخصوص جوانان عزيز ماست؛ بخصوص جوانانى كه مشغول تحصيل علم هستند؛ و آن پرداختن به خود است.(12/8/1380)

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

صدور انقلاب راه حفظ انقلاب
سرفصل مطالبات و توصیه های رهبر معظم انقلاب در باره قرآن
معیار های خط امام
فاتحان
نسخه اینترنتی کتاب های هادی خسروشاهی و عبدالحسین خسروپناه
عزادارنما
مسئوليت‌هاي متقابل حکومت اسلامي و مردم در نهج البلاغه
آگهی مقابل بیمارستان هاشمی نژاد
بصیرت و استقامت
آداب گفت‌وگو و مناظره از ديدگاه قرآن و روايات
کتاب شناسی رهبر معظم انقلاب
آيه ها (تجلي قرآن و حديث در بيانات مقام معظم رهبري )
اخلاق در مناظره بخش دوم و پایانی
اخلاق مناظره بخش اول
بازگشت دوباره دانشجوی پولی
قاموس«عدالت و عدالتخواهی»/1/جوانان
نامه مجمع دانشجویان حزب الله به فارس
اطلاعیه شماره 2 نشست نوزدهم (زمان-مكان-جزوات)
دين و ميهن نه ميهن و دين
آسيب شناسي انقلاب و چالشهاي جوانان نسل چهارم
آن روزي را كه امريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت
جنبش دانشجويي در خصوص دانشگاه آزاد عقب نشيني نمي كند
ما معتقدان سرسخت به ولایت فقیه هستیم
راه قـدس از كــربلا می‌گذرد
تحریم‌ ها یا تدبیرها: مساله کدام است؟
غربال يا آهن ربا
نامه جنبش عدالتخواه دانشجويي به رئيس جمهور در مورد شروط مذاكره
علامه فضل‌الله دار فاني را وداع گفت
خانواده‌الشربيني: ‌آلمان بايد عذرخواهي كند
بیانیه بسیج شریف به مسئولین دانشگاه
دستگيري 8 تن از رهبران اخوان‌المسلمين
نامه تشکر جنبش عدالتخواه دانشجویی و جنبش دانشجویان جهان اسلام به عالم بصیر آیت الله عفیف نابلوسی
حالا شکست خورده ی طوفان نفس خویش
تحریم توتال به خاطر تحریم بنزین ایران به وسیله این شرکت
اطلاعیه شماره یک نشست آموزشی نوزدهمین جنبش عدالتخواه دانشجویی تابستان 89+فرم ثبت نام
نمایشگاه "نجات غزه "

سیری در سیره شهید بهشتی
ملاقات شهيدبهشتي با رجوي
آزادی سیاسی و آزادي بيان در جمهوري اسلامي

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان