ماجراي دانشگاه آزاد را ميتوان از زوايايي به غير از متن آن هم بررسي كرد. اين حواشي مغفول، در جاي خود مهم و براي آينده تعيين كننده هستند.
تشكلهاي دانشجويي پس از تجمع هفته گذشته در مقابل مجلس مورد هجمه زيادي قرار گرفتند. در اين هجمهها تشكلهاي دانشجويي به دستنشاندگي عدهاي نماينده و دانشجويان به عده قليلي دانشجونما متهم شدند. گرچه در تجمع مذكور شعارهاي تندي داده شد اما نبايد فراموش کرد که تشكلهاي دانشجويي مدبرانه حركتهاي تند تجمع را كنترل كردند. همه حاضران در صحنه شاهد بودند که دبيران تشکلها با درايت جلوي بسياري از حرکتهاي تند را گرفتند.
اينکه تشکلها را دستنشانده عدهاي از نمايندگان بنماميم، در دانشجو بودن تجمع کنندگان ترديد کنيم، حضور کم نظير دانشجويان (حدود 2 هزار نفر) را نبينيم، از ادبيات زننده خائنين خارجي همچون دادن آبميوه، ناهار و آوردن اتوبوس، بلندگو و... استفاده کنيم و... در نهايت منجر به لطمه ديدن جايگاه سياسي اين تشکلها و خاموش كردن اين معدود جريان منتقد خواهد شد.
اينک نمايندگان ميتوانند متهم شوند كه به بهانه چند خطا در تجمع به دنبال حذف مستقلترين نهاد انتقادي کشور هستند. هجمههاي انجام شده به تشکلها در اين چند روز بسيار بيسابقه بود، حال آنکه تجمعها و چنين اتفاقاتي معدودي در تجمعها بارها سابقه داشت. نمايندگان مجلس بايد بدانند که با توجه به رابطه تنگاتنگ قدرت و ثروت در دانشگاه آزاد و رابطه اين باند با فتنه پس از انتخابات، موضوع دانشگاه آزاد موضوع اختلافي دولت و مجلس نيست که دانشجويان به حمايت از دولت مقابل مجلس جمع شوند. بلکه موضوع دانشگاه آزاد يک موضوع ملي براي جريانهاي حزباللهي کشور است.
البته نويسنده به برخي از تشکلها منتقد است و برخي برخوردهاي آنان را متاثر از جريانات سياسي ميداند اما وقتي عناصر موثر بر عرصه سياسي کشور را رصد ميکنيم به اين نتيجه ميرسيم که بايد قدر همين تشکلها و جايگاه حداقلي انتقادي آنها را دانست.
مهمترين اعتراض نمايندگان مجلس به تجمع دانشجويي، لطمه ديدن جايگاه مجلس بود. منتقدان به تجمع معتقد بودند که نبايد رفتار آگاهانه و يا غافلانه بخشي از نمايندگان را بهانهاي تخريب مجلس قرار داد. حال بايد از اين دسته از نمايندگان سئوال کرد که چرا خود از ابتدا به اين مصوبه شرم آور راي دادهاند؟
ذکر اين نکته خالي از لطف نيست که اگر مجالهاي پاسخگويي در کشور فراهم بود و نمايندگان محترم مجلس و بويژه رئيس محترم آن روحيه نشست و برخاست با دانشجويان و پاسخ به سئوالات آنان را داشتند، ديگر نيازي به تجمع نبود. رئيس محترم مجلس بايد مد نظر داشته باشند که سئوالات و ابهامات زيادي درباره نحوه عملکرد مجلس هشتم و بويژه مديريت ايشان وجود دارد و اگر جلساتي با تشکلهاي دانشجويي تشکيل داده و به آنها پاسخ ميدادند ديگر به اين نقطه نميرسيديم. بديهي است فقدان پاسخگويي همراه با ابهامات زياد و افزايش مستمر آنها ميتواند به حرکات تند هم منجر شود. هر چند نميتوان از حرکت تند دفاع کرد. خوب است بدانيم رئيس محترم مجلس در دو سال رياست مجلس و همچنين مناصب قبلي هيچ جلسه پاسخگويي با تشکلهاي دانشجويي نداشتند. البته اين انتقاد به رياست محترم جمهور و به روساي فعلي و گذشته قوه قضائيه هم وارد است.
علاوه بر اين بايد رئيس محترم مجلس بايد در ذهن داشته باشند که واکنش تند ايشان در روز قبل از تجمع و همچنين طفره رفتن از پذيرفتن خطاي مجلس بر آتش عصبانيت دانشجويان افزود.
شايد عدهاي علاقمند باشند اعتراضات دانشجويي در چهارچوب تلاش قليلي از اصولگرايان براي حذف ديگر اصولگرايان تعبير کنند و شايد معدودي از حرکتهاي تشکلهاي دانشجويي هم متاثر از اين فضا باشد؛ اما بدنه دانشجويي کشور ملاكش رهبري است و بر اساس اين ملاك به بخشي از اصولگرايان انتقاد دارد. اين تناقض است كه فردي خودش را اصولگرا بداند و با باند قدرت و ثروت در شخصي سازي ميلياردها تومان اموال دانشگاه آزاد همراهي كند. به نظر ميرسد بخشي از جريان موسوم به اصولگرا بايد رفتار خودش را اصلاح كند. يا برمبناي اصول حركت كند ويا سوء استفاده از نام اصولگرايي را پايان دهد و با رفتارهاي ناهنجار خود، اصولگرايي را بدنام نكند.
نظرات کاربران :