پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

يادداشت عضو شوراي مركزي جنبش عدالتخواه دانشجويي
توسعه فرهنگي در الگوي توسعه اسلامي ايراني  (ويژه)  

توسعه غرب با رنسانس هنری و ادبی و بسط نمادها و هنجارهای برآمده از باورها و ارزش های جدید دنیاگرایانه آغاز شد و سپس با اصلاح دینی لوتر و کالون و تغییر در فلسفه رشد یافت و بعد در قرن 17 با انقلاب علمی، در قرن 18 با انقلاب روشن فکری(ونه اصطلاح غلط روشن گری) و به تبع آن استقرار نظام های سیاسی خاص مثل انقلاب فرانسه و آمریکا تداوم یافت. انقلاب صنعتی در قرن 19 و انفجار  اطلاعات در قرن 20 ام نهایتا به بازتولید مداوم مدرنیته و توسعه مبتنی بر آن انجامید.
  
 
جمعه 7 خردادماه 1389  

 

اين يادداشت حاصل برنامه راديويي نگاه روز در روز يكشنبه دوم خرداد 1389 راديو ايران است كه با اصلاحات و اضافاتي به صورت يادداشت منتشر مي گردد.
مفهوم توسعه
توسعه از مفاهيمي است كه برمبناي تعاريف متفاوت از جهان و انسان و شناخت تعاريف متعددي از آن صورت گرفته است. وقتي از توسعه اسلامي ايراني صحبت مي كنيم منظور نه نوسازي و دگرگوني نهادهاي اجتماعي است، نه گذار از سنت به تجدد ونه صرف رشد اقتصادي، حتي تعاريف مرتبط با توسعه انساني نيز رسانندگي كافي براي انتقال اين معنا را با خود ندارد. منظور ما از توسعه افزايش برخوداري آحاد مختلف بشر از مكنت و ثروت و اطلاع و برقراري روابط عادلانه بر مبناي اراده انساني در چارچوب عدالت، و آزادي بنا شده بر حقوق و حدود الهي و انساني است. تفاوت در معرفت شناسي، انسان شناسي و هستي شناسي اسلامي با همين مسائل در مكاتب بشري تفاوت در مفاهيم را ايجاد مي كند، توسعه دذر اين مفهوم همه ساحات حيات بشر مادي و معنوي، دنيا و آخرت و روح، نفس و جسم را مي پوشاند و تلاش در رفع تمام نيازهاي او دارد.
سير تحول توسعه خطي از آغاز تا فرهنگ توسعه
توسعه خطي و تكاملي كنت، اسپنسر – دارويني يك نوع سرنوشت محتوم و راه را براي بشريت بر اساس تقليل او به حوزه هايي خاص، مادي و مشخصا اقتصاد ايجاد كرد. اصالت سود، در هسته این نگاه قرار گرفت. و میل و سود و تجربه اضلاع مثلث توسعه خطی را تشکیل دادند، و امیال بر عقاید و رفتار مقدم شد. پاه تو هر فداکاری، ایثار گذشت و انفاق را غیرعقلانی و کنش غیر منطقی نامید و به هم صدا با ماکیاولی با اصل شماری قدرت، زر و زور را ناسخ عدالت و حث و اخخلاق و سعادت کرد. حقو به تبع استعمار و حرص با دست اندازي به تمدن ها و ملل ديگر تجربه تاريخي بشر مدرن رقم خورد. بعد از جنگ جهاني دوم و در دهه هاي 60-70 كه بهشت جامعه شناسي و اوج تمدن آمريكای سالم از زیر بار مصائب جنگ بیرون آمده بود به صورت تنها نسخه به جوامعي كه با برچسب هايي نظير توسعه نيافته، جوامع جنوب و... ناميده مي شدند داده شد و افرادی مثل روستو ایین امر را بر عهده گرفتند. و صندوق بين المللي پول، بانك جهاني، گات و بعدها WTOبا فشارهاي مالي و پولي ابزار تحقق آن مدل خاص را فرهم كردند.
سیر تحقق مدرنیته از رنسانس هنری تا انقلاب اطلاعاتی
توسعه غرب با رنسانس هنری و ادبی و بسط نمادها و هنجارهای برآمده از باورها و ارزش های جدید دنیاگرایانه آغاز شد و سپس با اصلاح دینی لوتر و کالون و تغییر در فلسفه رشد یافت و بعد در قرن 17 با انقلاب علمی، در قرن 18 با انقلاب روشن فکری(ونه اصطلاح غلط روشن گری) و به تبع آن استقرار نظام های سیاسی خاص مثل انقلاب فرانسه و آمریکا تداوم یافت. انقلاب صنعتی در قرن 19 و انفجار  اطلاعات در قرن 20 ام نهایتا به بازتولید مداوم مدرنیته و توسعه مبتنی بر آن انجامید.ش
در اين نگاه عوامل توسعه نيافتگي احصاء مي شد و موانع انساني آن با تعريفي تقليل گرايانه از انسان نظير تقدير گرايي، سطح آرزوها، خانواده گرايي، پايبندي به مذهب و وابستگي به دولت احصاء مي شد. و فرهنگ خاصي كه متضمن عواملي بود كه در توسعه جهان مدرن موثر واقع گرديده بود تحت عنوان فرهنگ توسعه تجويز مي شد. انسان اقتصادي كه تنها هدفش توسعه مي شود و فرهنگ نيز به عنوان تابعي از توسعه و وسيله تسهيل آن به كار گرفته مي شد. مولفه هاي اصلي اين تفكر را مي توان شهري شدن، دنيايي شدن، افزايش انتظارات و احساس محروميت نسبي، ظهور طبقه متوسط و بازتوليد ارزش هاي آن، انقلاب فرهنگي بر همين مبنا(ABRAHAM) آمادگي تجربيات تازه، آگاهي از مسائل خارج، توجه به آينده بيش از گذشته ، عدم تقديرگرايي، اعتقاد به علام و تكنولو‍ژي(ALEX INKELES) در داخل كشور نيز بعضي از روشن فكران معتقد به همان پارادايم از دنياگرايي مقابل آخرت گرايي، برون گرايي به درون گرايي، اسطوره زدايي، حرمت به علم در مقابل تكيه به عوامنل ماوراء طبيعي، ظن و شكاكيت به جاي يقين، خاكي شدن به جاي اسماني شدن، تقدس زدايي، تدبير معيشت بر اساس عقلانيت ابزاري، چشم بستن به شرور، دامن زدن به طمع و تكاثر و تجديد نظر در حقوق بشر سخن گفتند.(سروش) و عده اي ديگر فردگرايي و شك گرايي و توليد و مصرف گرايي، نفي تفكر انسان كامل، تعارض كسب علم با كشف علم و... ر ابر همين منظومه افزودند.
در حقيقت كساني مانند اينكلس با تاكيد بر نوگرايي فردي، و ارزيابي اقتصاد كشور ها با نياز به كسب موفقيت از يك سو و در سوي ديگر در سطح جمعي و ارزش هاي فرهنگي كساني ديگر به حد اكثرسازي سود، دوري از زهد و سوگيري اخروي، عقلانيت حسابگر را عومال توسعه دانستند و حتي حضور در ماناسك مذهبي و ديني را مغاير توسعه اعلام داشتند، اين فضاي جديد را شاكله بندي كردند. كه در يك كلام بسط ارزش هاي ليبرال مبني بر تجويز همساني فرهنگي با كشورهاي موسوم به شمال و توسعه يافته بود كه قرار بود در دهه هاي بعد به وسيله فوكوياما به عنوان پايان تاريخ اعلام شود گرچه خود فوكوياما در دهه هاي پسين مجبور شد بعدها از پايان پايان تاريخ سخن بگويد.
از فرهنگ توسعه تا توسعه فرهنگي
بحران هاي جامعه شناختی و روان شناختی حاصل از نگاه تقلیل گرایانه به انسان و جهان ايجاد شده در آن مدل توسعه به علت شرايط نامربوط به كشورهاي غير سرمايه داري و توسعه نيافته و ايجاد بحران هاي عظيم اجتماعي يا تبديل آن ها به قمر(پيرامون) متروپول(مركز) بر اساس نظرياتي نظير وابستگي موجب شد تا براي حل اين تعارض از ضرورت انطباق توسعه با نظام فرهنگي كشورها سخن بگويند حتي يونسكو دهه 1987 تا 1997 را دهه توسعه فرهنگي بخواند و از اهدافي نظير ارج نهادن به ابعاد فرهنگي توسعه، تصريح و ارتقاي هويت فرهنگي، گسترش مشاركت در زندگي فرهنگي و ارتقاي همكاري فرهنگي بين المللي سخن بگويد.
توسعه فرهنگي تراكم برگشت ناپذير عناصر فرهنگي طرح شد(توسلي) و ضمن انتقاد از مفهوم سنتي فعاليت ها و امور فرهنگي، در واقع بدون تغيير مبنا تنها صورت بندي معادله عوض شد. و تقليل انسان به اقتصاد و بسط اصالت اباحه و ارزش هاي ليبرالي، فردگرايانه و خانواده ستيزانه  در ذات اين نگاه باقي ماند. هويت فرهنگي نيز با ذكر آلوده شدن اين جوامع به فرهنگ غربي و تشديد حس محروميت نسبي و ارزش هاي طبقه متوسط جديد به نوعي از تلقي بحران هويت در جامعه يا هويت چهل تكه يا درياي هويت در اين كشورها انجاميد كه چيزي جز تدوام همان مسير قبلي نبود. گسترش مشاركت در زندگي فرهنگي و ارتقاي هماري فرهنگي بين المللي در فضاي وجود هژموني و سيطره غالب مدرنيته و رسانه هاي قوي آن كه فراواقعيتي را بر مبناي رسانه هاي قوي شكل مي دهندجز به اضمحلال فرهنگ هاي ديگر و خرده فرهنگ هاي موجود نخواهد انجاميد.
فرهنگ و توسعه فرهنگي در پارادايم تفكر ديني و خط و مرزهاي آن با توسعه فرهنگي در زيست جهان مدرن
.وقتي از فرهنگ صحبت مي كنيم. متضمن بحث از جهان بيني و باورها، ارزش ها و ملاك هاي حسن و قبح، هنجارها و الگوهاي عمل و بالاخره نمادهاست. در فرهنگ ديني اسلامي تعريف هاي مشخص و يقيني در اين حوزه ها وجود دارد . فرهنگ شكل گرفته بر اين مبنا داراي هسته ثابت مبتني بر اصول ديني و پوسته اي متغير بر اساس مقتضيات زمان و مكان(جغرافياي فرهنگي و روح زمانه) و محصولات توليدي تاريخي و فرهنگي برآمده از آن است. بر هسته ثابت جهان بيني و ارزش و بخش هاي عمده اي از هنجارها و نمادهاست كه بر اساس آن باورها و ارزش ها سامان مي يابد. و هنجارها و نمادهاي غير متضاد با آن باورها و هنجارها نيز سنت مي گردد.
در اين مبنا توسعه فرهنگي فربه كردن بخش هاي متغير فرهنگ بر اساس آن اصول ثابت است و با احياي ظرفيت هاي آن توسعه انساني نيز محقق مي شود و بر آن مبنا توسعه نيز مبتني بر اين اصول با در نظر گرفتن مقتضيات انساني(و نه تقليل انسان به ماشين و جامعه به جامعه ارگانيكي و مكانيكي)،‌همه ساحات حيات انساني(نه تقليل انسان به اقتصاد و انسان ابزارساز)، و توسعه با در نظر گرفتن عدالت ونه بر اساس دست نامريي آدام اسميت و نظم خودجوش بازار (CATALLAXY) فردريش فون هايك و كشمكش هاي گرگ وار(انسان گرگ انسان است هابز) شكل مي گيرد(المومن اخو المومن) و در هنگام توسعه نيز چون ملاك در پيشرف زندگي عدالت بوده قله هاي ثروت و دره هاي فقر شكل نمي گيرد (ما جاع فقير الا بما منع غني، ان الله تعالي فرض اقوات الفقرا في اموال الغنيا)كه به دنبال پراكنش(trickle down) ثروت و مكنت و رفع معضل آن باشيم. و چون انسان در اين فرايند مختار و مسئول است(ليس للانسان الا ما سعي، كل نفس بما كسبت رهينه) و نه جامعه گراها (communitarians) و نه فردگراها(individualists) هيچ يك ملاك عمل نيستند با معضل آزادي حداكثري و حداقلي نيز مواجه نيستيم(لا تكن عبد غيرك فجعلك الله حرا) كه آزادي و توسعه در چارچوب عدالت(لو عدل بين الناس فاستغنوا، ان في العدل سعه، ما عمرت البلاد بمثل العدل، العدل جنه الدول) و عدالت در چارچوب معنويت و معرفت الله شكل مي گيرد.(ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون) شكل مي گيرد كه به تعبير امام راحل هدف از حكومت تربيت انسان است.
در این نگاه، انگاره محوری اصلات رشد و کمال انسان در همه ساحات است، دعوت های شداد و غلاط به کار و تولید که مبنای آن  طبیعی، تربیتی، اخلاقي و اجتماعي است. اسلام مکتب اصالت كمال نه اصالت كاراست.  اما ارزش آن قدر است که ملاك اهميت دادن به افراد كار كردن آن هاست چنان که پیامبر اکرم به وفور در مورد افراد بی کار اشاره کرده اند که از چشم من افتاد. (سقط من عيني) حتي به افراد مشكل دار و معلولين هم  اول توصيه كار آمده است البته ضمن ايجاد تسهيلات برای آن ها. حتي حديث داریم اگر مشكل  داری بر پشتت بار حمل كن!  هم چنین به آثار اخلاقي بيكاري و مفاسد حاصل از آن و پرهيز از كل بر جامعه بودن و حفظ كرامت انساني نپذيرفتن نگاه عدالت توزیعی صرف.در کنار آن پرهیز دادن از تنبلی و افات ان نیز جزو آموزه های اسلام شیعی است. در این نگاه تولید حد اکثری و مصرف حداقلی (خفیف المئونه کثیر المعونه) اصل است. و با قائل شدن امر بین الامرین در جبر و تفویض و مختار دانستن انسان(لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری) دچار تقدیر گرایی مسیحی هم نمی شود. (لا تجاهد الطلب جهاد العدو و لا تتکل علی القدر اتکال المستسلم فان انشائ الفضل من السنه و الاجمال فی الطلب من لعنه) به عدم ابطال وقت و زمان فرامی خواند. از سوی دیگر هم در کنار دعوت به تولید دعوت به زهد و قناعت و عدم غرق شدن در رفاه زدگی می کند و اساس زهد ان در کتابی مانند نهج البلاغه زهد حکومتی و در حین تولید نه رهبانیت است(فان المومن یتزوّد و الکافر یتمتّع/ من ازداد حرصا علی الدنیا لم یزدد منه الا بعدا)  در ضمن دعوت به تولید، تکاثر و رفاه زدگی را هم نفی کرده است. (احتفظ بمالک فانه قوام لدینک/ اجعلوا من انفسکم حا من الدنیا باعطائها ما یشتهی من الحلال و لا یثلم المروه و لا اسراف فیه و استعینوا بذلک علی امور الدین فانه روی لیس منا من ترک الدنیا لدینه و ترک الدین لدنیاه/ الهکم التکاثر/ البخل ان یری الرجل ما انفقه تلفا و ما امسکه شرفا/ ان الانسان لیطغی ان راه استغنی) و در این نگاه توسعه برای استقلال، کمک به دیگران و ایجاد رفاه بدون عشرت زدگی ضرورت دارد. (من طلب الدنیا استعفافا عن الناس و توسیعا علی اهله و تعطفا علی جاره لقی الله عز و جل یوم القیامه و وجهه مثل القمر لیله البدر/ من قلّ ذلّ و خیر الغنی القنوع/ عودا رحمکم الله بعد انقضائ مجمعک بالتوسعه علی عیالکم و البر باخوانکم و الشکر لله عزّ و جلّ علی منحلکم/ انی لم ابعثک لتجمع الدنیا علی الدنیا و لکن لترد عنی دعوه المظلوم و تنصره/ ان المومن لا یغلبه الشح عن معروف یریده) در این نگاه عقلانیت به رسمیت شناخته می شود(یالعقل تدارم الداران جمیعا و من حرم من العقل حرمهما جمیعا) اما به عقلانیت ابزاری صرف فروکاسته نمی گردد. در این نگاه عدم پیشرفت و یک جور بودن در زندگی در دو روز  نفی شده (من اعتدل بومه فیها فهو مغرور و من کان یومه خیر من غده فهو مغبون و من لم بتنقصه النقصان عن نفسه فانه فی نقصان  ومن کان فی النقصان فالموت خیر له)
ساختار متفاوت انقلاب و نظام اسلامي
درك اين تفاوت نگاه و درك تقدم رتبي توسعه فرهنگي به توسعه اقتصادي، سياسي، اجتماعي و ساير ابعاد توسعه در چارچوب درك تفاوت انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن با ساير نظام هاست. اين انقلاب اساسا يك انقلاب فرهنگي مردمي بر اساس رهبري ديني بود كه بر اساس طرح دوباره اسلام و زدودن زنگارهاي التقاط و تحجر و مصلحت انديشي هاي كاذب و مطامع شخصي از گوهر دين(اسلام ناب) شكل گرفت و روح آن در تقابل با سازش و فرومايگي و اشرافيت و استكبار و استضعاف صورت بندي شد، بر اساس فهم دين و پايبندي به آن شكل گرفت و مردم بر اساس تغيير دروني(لا يغير الله ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم) و نه بر اساس مطامع دنياي به آن پيوستند و بر اساس اوج گيري فهم و پايبندي به دين(فقاهت و عدالت) و نه وي‍گي هاي فرهمندانه (كاريزماتيك) به پيروي از رهبري ديني پرداختند. بر مبناي آن تحول فرهنگي انفسي، تحول آفاقي شكل گرفت و بر اساس آن مبناي ديني و فقهت و عدالت در ذيل رهبري امام قرار گرفته و تبديل به امت رهبري شده به وسيله اما شدند و رابطه ولايت مبني بر پيوستگي دروني آحاد امت و پيوستگي با امام و ولي شدند.
بر اين اساس هر تحول در جامعه ديني براي آن كه بخواهد با ساختار جامعه هماهنگ شود بايد اين سه تحول را لحاظ كند، ديني باشد و بر مبناي درك مجتهدانه از اسلام ناب بر اساس ثابتات دين و متغيرات زمان و مكانو با حفظ مرز بندي ها(تولي و تبري) و پاي بندي به اين دريافت صورت بگيرد، مردمي و غير اشرافي و استعلايي و نخبه گرايانه صورت بندي شود و در نهايت بر اساس رابطه امت و امامت، ولايت و رهبري ديني سامان بيابد. اين ملاك ها بايد خود را در اولويت گذاريس ها نمايش دهد. بر اين اساس تغيير و توسعه فرهنگي در معناي وسيع فرهنگ بر ساير اقسام توسعه مقدم بايد باشد، اين توسعه مردم گرايانه و مبتني بر تخصيص منابع لازم به توده ها و بر اساس وحدت سامان دهي شود(جعل الله ...العدل تنسيقا للقلوب و امامتنا نظام للامه و امانا من الفرقه). توسعه در اين مبنا به مثابه ايدئولوژي نيست و همه چيز بر اساس غايت آن كه معرفت الله و تربيت انسان است سامان مي يابد.
توسعه فرهنگي بر اين اساس در عالي ترين سطح متضمن توسعه دين فهمي و دين ورزي است(و لو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم ابواب بركات من السماء، من عمل صالحا من ذكر او انثي و هو مومن فلنحيينه حيوه طيبه، الذين آمنوا و عمل الصالحات طوبي لهم و حسن مآب) بسط باورها و ارزش ها و استخراج دوباره آن از متون ديني، توسعه ارزش ها و دعوت به ارزش هاي متعالي، تطبيق هنجارها و نمادها با ارزش ها و باورهاي دنيي، ترويج مسئوليت در قبال خود انساني و نه حيواني(يا ايها الذين آمنوا لا يضركم من ضل اذ اهتديتم)، جامعه و امت(من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم) جهان طبيعت(انتم مسئولون حتي عن البقاء و البهائم) تا بر اين اساس توسعه معرفت الله  و فرهنگ مبتنی بر آن بر اساس دیدگاه امام راحل محقق شود.
سرفصل های توسعه فرهنگی در قانون اساسی و دیگاه امام راحل و مقام معظم رهبری
قانون اساسی هم تجلی ابعاد خداگونگی انسان و رشد انسان در حرکت به سوی نظام الهی را جزو اهداف نظام اسلامی برشمرده، تامین قسط و عدل ، استقلال فرهنگی و هم بستگی ملی، اجتهاد مستمر، استفاده و توسعه علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری، نفی ستم گری و ستم پذیری(اصل 2) تشکیل امت واحده جهانی و تدوام انقلاب در داخل و خارج کشور(مقدمه)، ایجاد محیط مساعد برای رشد احلاقی، بالا بردن سطح اگاهی عمومی، مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت خویش، مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی، تقویت روح بررسی، تتبع و ابتکار، آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه سطوح، تسهیل و تعمیم اموزش عالی(اصل 3)را جزو اهداف کلان نظام اسلامی دانسته است.
با رجوع به آرای امام راحل و مقام معظم رهبری هم سرفصل های دیگری برای توسعه فرهنگی می یابیم. قطع وابستگی فکری به غرب، استقلال فکری و خودباوری، بازگشت به فرهنگ اسلامی، تربیت معنوی مردم، نجات تعلیم و تربیت و اموزش عالی از آموزش های استعماری، پیروی از سنت حسنه دینی، مقدم کردن تزکیه بر همه امور، مبارزه با فرهنگ مصرف گرایی و تجمل گرایی، خدمت به مستضعفین، ملاک شدن جهاد و تقوی، ایجاد دانشگاه مستقل، تربیت معلم و انقلاب فرهنگی، وحدت حوزه و دانشگاه، پرهیز ازتقلید کورکورانه از غرب، تولید فکر اسلامی، پرورش انسان، سازندگی معنوی، اسلامی کردن دانشگاه، وجدان کاری، اصلاح فرهنگ عمومی، لزوم اشنایی با مبنای اسلامی و انقلابی در دانشگاه ها، صرف پول و تربیت افراد برای تدوین علوم انسانی بر اساس جهان بینی اسلامی، برقراری ارتباط دانشگاهیان با قرآن و احادیث، تربیت سیاسی، پرهیز از ضربه زدن به روحیه انقلابی و الغای بی تفاوتی در دانشگاه ها؛ مواخذه عرضه کنندگان کالاهای فرهنگی فاسد، پرهیز از کم کاری و بی حرکتی، صف آرایی فکری و منطقی در مقابل جریان غلط، پرهیز از هرج و مرج فرهنگی در کشور بر  می خوریم.
وظایف نهادها
بر اين اساس نهادهاي مختلف جامعه چه آن ها که فرایند جامعه پذیری را میسر می کنند، مثل نهاد خانوادهبه عنوان بنیانی ترین نهاد اجتماعی و نهاد تعلیم و تربیت، چه نهاد روحانیت به عنوان بازنشر دهندگان دین، چه رسانه به عنوان مهم ترین نهاد دوره اخیر که همه نهادها را از خود متاثر ساخته است و در نهایت نها د دولت به عنوان محل سیاست گذاری و اجرا باید وارد این روند شوند. نهاد دانشگاه و حوزه به عنوان بخشی از نهاد تعلیم و تربیت نیز نقش مهمی دارند که در توسعه علمی از آن سخن خواهیم گفت. حمایت و سامان دهی به هنر و ادب و حمایت از جبهه فرهنگی انقلاب و فعالان این عرصه یکی از ساز و کارهای مهم برای فراگیرسازی باورها، ارزش ها، نمادها و هنجارهاست. در این نگاه دولت مسئول در سیاست گذاری و هدایت است و انگاره دولت حداقلی لیبرالی رد شده است(ولاه ....استمار بلادها و استصلاح اهلها) در لایه دیگر باید حمایت از فعالان فکری که در حال استخراج و بسط باورها و ارزش ها و تولید هنجارها و نمادها بر این اساس هستند صورت بگیرد. نهادهای متولی امر جامکعه پذیری بای دبا نگاه انسان گرایانه و دیدن نیازهای انسان در همه س ساحت ها بپردازند. باید عناصری مثل استقلال، خودباوری، زهد، دعوت به کار و عدم دنیاگرایی و ترک حرص و آز و طمع با تعریف حقیقی مبتنی بر اسلام ناب بازنشر شود. عناصری مثل غیرت، ریسک پذیری، عدم ترس و... عناصری است که در مواردی مانند حدیث جنود عقل و جهل در اصول کافی طرح شده است. که باید در فرصتی ججداگانه به طرح و بسط آن ها پرداخت.
یکی از مهم ترین معضلات ما در توسعه فرهنگی باز نشر ارزش های مدرن و غیر دینی در نظام تعلیم و تربیت و نهاد رسانه علی الخصوص رسانه ملی است نمی توان از سویی از طریق نهاد روحانیت و مساجد مردم را به اصول دینی خواند و از طریق نهادهای دیگر مثل رسانه و آموزش وپرورش حرص و آز و طمع، نگاه تقلیلی به معرفت، توسعه تکامل گرایانه، تقلیل انسان به اقتصاد و محدود کردن معرفت به معرفت پزیتیویستی را رقم زد و یک نوع دوالیسم معرفتی و آنومی در جامعه ایجاد کرد
سه غریزه بنیادین جنسی، گرسنگی و ارتباطی بر این مبنا با تربیت صحیح جنسی، برقراری عدالت اجتماعی و ایجاد روابط انسانی در چارچوب تحقق امت قابل پی گیری است که بحث حول هرکدام به فرصت موسعی نیازمند است. بر این مبنا با شکل دادن زندگی روزمره بر اساس اعتدال در تمتع از دنیا موجب سیر انسان ها به سوی معاد می شود(من لا معاش له لا معاد له)
توسعه علمی
یکی از ابعاد مهم توسعه فرهنگی که در قلب ان قرار دارد توسعه علمی است. در این مبنا باید در همه ساحات معرفت فرصت تولید را فراهم کرد. اهمیت این مسئله تا حدی است که در نگاه دین عدم توسعه علمی به مثابه افول تمدن در نظر گرفته شده است امری که قرن ها بعد توین بی نیز به ان تصریح کرد(من لم بعلم لم یفهم و من لم یفهم لم یسلم و من لم یسلم یهضم فکان حقه ان الوم) اهیمت دیگر آن این است که توسعه و فرایند ان باید با نرم افزار دینی صورت بپذیرد و اگر این اتفاق صورت نگیرد عملا مانند دوران توسعه فرهنگی و فرهنگ توسعه در دهه های گذشته تنها به بحران های جامعه شناختی و روان شناختی دامن می زند.(شرقا او غربا فلا تجدان علمان صحیحان الا من عندنا اهل البیت و امام مصوم در پاسخ به تفسیر ان تطیعوا الذین کفروا یردوکم علی اعقابکم فرمودند ان تستنصحوا الیهود و النصری)
در نگاه اسلام ناب دستاوردهای تمدن های دیگر چه مدرن و چه جهان سنت به دو بخش محصولات عقل سلیم و محصولات انحراف های معرفت شناختی و ارزش شناختی تقسیم می شود و با گزینش گری محصولات تکنیکی و نمادها و هنجارهای آن بر اساس باورها و ارزش های دینی مورد استفاده قرار گرفته و بخش هایی از باورها، ارزش ها و هنجارها و نمادها که با باورها و ارزش های دینی نمی خواند مورد توجه قرار نمی گیرد. بر این اساس به ویزه در بخش تکنیکی از توسعه جهان مدرن می توان استفاده کرد اما کاربست آن هم در چارچوب اخلاق، و درک مسئولیت انسان در قبال خود، جهان، و جماعه صورت می گیرد و بحران های زیست محیطی، انسانی و... که حاصل نگاه تقلیل گرایانه به انسان و جهان بوده است محقق نمی شود.
براین اساس  در دو سطح تولید عالم اسلامی و علم اسلامی باید این مسئله سامان بیابد. رفع موانع دین ورزی در دانشگاه ها و ایجاد فرصت های اشنایی با باورها و ارزش های دینی و تزکیه و تربیت یکی از الزامات مهم این عرصه است. باید روحیه احساس عزت، خودباوری و امید در دانشگاه دمیده شود و استقلال بر دانشگاه سیطره بیندازد. به تعبیر امام راحل  تقویت ملت، پی گیری احتیاجات ملت و رفع آن، مهار طبیعت برای معنویت و واقعیت،  استقلال و عدم در خدمت اجانب بودن و تولید مغزهای مستقل غیر وابسته، تربیت و اخلاق و پرورش اسلامی(مرکز انسان سازی)، تربیت و تعهد در کنار تحصیل، عدم فساد و توطئه، ، مشغول به کار بودن در همه رشته ها،  پایبندی به توحید و قواعد اسلامی در علوم انسانی جزو شاخصه های دانشگاه اسلامی است.  در حوزه علم اسلامی هم با فرصت و ایجاد امکان ارتباط دانشجویان با متون دینی، ترویج سوابق مسلمین در حوزه های مختلف در دوران اوج تمدن اسلامی، ایجاد انگیزه برای کار علمی با ایجاد فرصت های معیشتی و تحقیقاتی برای محققین و ... می توان فرصت این مسئله را فراهم کرد. و به نوعی به دلزدگی ها و بی انگیزگی ها هم پایان می دهد.  یکی از دغدغه های مهم تسهیل فرایند توزیع محصولات و نتایج تحقیقات است که این جا هم به یک سیاست گذاری جدی رسانه ای ارتباطی نیازمندیم.
بنا بر این رکن محوری در توسعه ایرانی اسلامی و زیر شاخه های ان مثل توسعه فرهنگی  و توسعه علمی توسعه دین فهمی و دین ورزی است که به تعبیر قرآن کریم ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم ابواب برکات من السماء.

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

مچ‌گیری از دروغ‌گوها به سبک دانشجویی
فیلم حمله نظامیان اسرائیلی به ناوگان آزادی
تو که خود خال لبي از چه گرفتار شدي
bbc و cnn روایتگر حمله اسرائیل میشوند!؟/عکس
نامه هاشمی به رهبر انقلاب درباره دانشگاه آزاد
استوانه نظام که برای خمینی مرد!
کاروان کمک رسانی به مردم غزه اگر به مقصد خود نرسید اما به مقصود خود رسید!
تحصن از امروز در دانشگاه علامه طبابايي(ره)
ویژه نامه ای برای رحلت امام روح الله
دعوت رهبران الهیات رهایی بخش آمریکای لاتین به ايران و خصوصاً حوزه علميه قم،ضروری است
رجايي فر: وادار كردن آمريكا براي مذاكره نوعي بازي با الفاظ است
کنفرانس خبری ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
مناظره فروز رجایی فر و عبدالحمید شهرابی پیرامون بیانیه تبادل سوخت تهران
لیست مساجد و سخنرانان ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش دوم
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش اول
توسعه فرهنگي در الگوي توسعه اسلامي ايراني
موسسه تنظیم و نشر، امام زاده ‌ای که متولي حرمتش را نگه ‌نمي‌دارد
به راه افتادن پایگاه اطلاع رسانی ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
نظام بدون اصل ۸ یک نظام ناقص است!
صدور انقلاب برای بقای انقلاب
وقایع نگاری از فراز و فرود دستگیری 15 ملوان انگلیسی
هرجا که تیغ فتنه شرر /بارد چون تیغ بی نیام تو برخیزم
مرجع جامع و تخصصی کرسی های آزادفکری منتشر شد
همت مظاعف و کار مضاعف بستری برای تحقق سند چشم انداز
نمودار موضوعی وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
صوت كامل قرائت وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
پیروزی در جنگ نتیجه تبعیت بی چون و چرا از امام(ره) بود
گزارش سابقه ي ع. ج معروف به طلبه ی سیرجانی
مرز آزادي کجاست؟
بیانیه تشکل های دانشجویی سبزوار در حمایت از طلبه سیرجانی
سايت جامع كرسي هاي آزاد فكري
انگشتر حديد به دستش زده ولي/ پيچيده در زمين و زمان «ظافرٌ عليِ»
بیانیه طلاب عدالتخواه در حمایت از طلبه سیرجانی
الزامات كرسی ها، بحثی در باب آن چه از كرسی ها نمی خواهیم!اهداف كرسی ها
حمایت دانشجویان عدالتخواه شیراز از طلبه سیرجانی
حمایت تشکل های دانشجویی مشهد از طلبه سیرجانی
بیانیه اعلام موجودیت ستاد مردمی ببزرگداشت سالگرد ارتحال امام خمینی
ضرورت پاسخگويي مسئولين در مورد اقدامات صورت گرفته در مورد پيام 8 ماده اي
برنامه‌هاي ويژه بزرگداشت ياد امام (ره) در 22 مسجد تهران

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان