|
پس از رحلت امام خميني (ره) وظيفه حراست از ميراث آن يار سفر کرده به پسر برومند ايشان حاج سيد احمد خميني سپرده شد و حقاً که ايشان به نيکي از اين ميراث حفاظت کردند. اما اين دوران ديری نپاييد و با رحلت يادگار امام، جناب سيد حسن مصطفوی عهدهدار اين مسئوليت شدند. در دوره مسئوليت ايشان برخلاف گذشته آنطور که بايد از ميراث و حرمت امام امت پاسداری نشد. بر خلاف تصور غالب حکايت اين اهمال فقط به سالهای اخير محدود نميشود.
شايد اولين باری که اين اتفاق ناگوار رخ داد مربوط به مصاحبه اکبر گنجی با نشریه آلمانی «تاکس سایتونگ» باشد. این نشریه، مصاحبه مزبور را با تیتر «عاقبت [امام] خمینی در موزه تاریخ است»، منتشر نموده بود. گنجی در بخشی از این مصاحبه گفته بود: *«ما همان سال های اول انقلاب فهمیدیم که این راه به دموکراسی ختمنمی شود. لیکن احتیاج به زمان زیاد و طولانی وتئوری بود تا بتوان این اطلاعات را عملی کرد**. ما با یک حرکت روشنفکرانه از داخل ایران شروع کردیم تا این افکار را ترویج دهیم لیکن تعداد زیادی از دوستان من محبوس و اعدام شدند. این حرکت رفرم حدود 15تا 16 سال پیش شروع شد و اکنون اولین میوه های خود را می دهد*... وقتی یک متفکر واقعیات زندگی مردم را درک نکند و عقب بیفتد در انبارها و موزه ها قرار خواهد گرفت. ... *ما تلاش میکنیم [امام] خمینی را به گونه ای تفسیر کنیم که مخالف دموکراسی نباشد*». در حالي که همگان در انتظار پاسخ قاطع موسسه تنظيم و نشر آثار امام به اين ياوهگوييها بودند در کمال ناباوری مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام در تاریخ 29/1/79 در نامه ای به روزنامه کیهان حتی به افشاگری این روزنامه راجع به سخنان گنجی اعتراض نمود. تنظیم کنندگان این نامه چنین جلوه داده بودند که گنجی مطالب آن مصاحبه خود را تکذیب کرده است و لذا چاپ آن مصاحبه در کیهان کاری درست نبوده است. این در حالی بود که گنجي هيچگاه متن مصاحبه را تکذيب نکرد و تنها تيتر اين مصاحبه را تکذيب کرد. *جالب اينکه در آن نامه بيش از آنکه از نشريه آلماني و گنجي در اين نامه انتقاد شود از کيهان انتقاد شده بود!!*
در دوران اصلاحات اتفاقات از اين دست بسيار افتاد، وليکن کوچکترين موضعگيری توسط موسسه در اين موارد اتخاذ نشد. *بعد از اتفاقات انتخابات اخير جهتگيریهای جناحي موسسه و توليت آن با شدت بيشتری نسبت به گذشته نمايان گشت.*کار به جايي رسيد که اين موسسه بعد پخش تصاوير اهانت به امام راحل در صدا و سيما به جای محکوم کردن اشخاصي که اين کار را انجام دادن و يا حداقل محکوم کردن نفس اين عمل قبيح ضمن تکذيب اين حادثه به محکوم کردن صدا و سيما پرداخت!! قباحت اين موضع گيری موسسه به قدری زياد بود که رهبر معظم انقلاب چند روز پس از اين نامه فرمودند: * «به مجردى كه دیدید به عكس امام اهانت شد، به جاى اینكه اصل قضیه را انكار كنید، كار را محكوم كنید؛ بالاتر از محكوم كردنِ كار، حقیقت كار را بفهمید، عمق كار را بفهمید؛ بفهمید كه دشمن چه جورى دارد برنامهریزى میكند، چه میخواهد، دنبال چیست»*
* جالب اينکه موسسه و توليت آن حتي پخش عين سخنان امام از صدا و سيما در قالب برنامه شاخص را به علت روشن ساختن موضع امام در قبال قانون شکني و فتنه گران برنتابيد و در نامهای عجيب به پخش اين برنامه از صدا و سيما اعتراض کرد!!!* از ديدارهای آقای سيد حسن مصطفوی با فتنهگران که بگذريم بايد به سکوت ايشان و موسسه تحت امرشان در قبال جملات دروغي که توسط جريان فتنه به امام نسبت داده ميشد و بوسيله پيامک و پست الکترونيک برای افراد ارسال مي شد نيز اشاره کرد. سکوت موسسه در واقع نقش حمايتي را از اين جريان خواسته يا ناخواسته ايفا ميکرد. حتي در قبال استعلام های مردمي هم موسسه با اکراه حاضر به تکذيب سخنان نادرست نسبت داده به امام ميشد (برای نمونه به استعلام بسيج دانشجويي دانشگاه شريف از موسسه مراجعه کنيد).
در چند ماه اخير حاميان فتنه سبز از جمله مهاجراني (وزير لندن نشين دولت آقای خاتمي) و سروش (تئوريسين جريان فتنه) با کمل وقاحت امام و انديشههای او را مورد هجوم قرار دادهاند. برای نمونه مهاجراني در سخناني اعدام منافقين در زمان امام (سال 67) را "جوان کشي کم نظير" و سروش ولايت فقيه را نظريهای بي اساس معرفي کرده اند. اما اين بار هم منافع گروهي ادارهکنندگان موسسه تنظيم و نظر آثار امام اجازه موضعگيری بر ضد اين ياوهسراييها را به آنها نداد. اکنون کار به جايي رسيده است که نماينده اصلاح طلب مجلس، آقای کواکبيان هم لب به اعتراض گشوده از موسسه امام خواسته که در اين قبال صريحا موضعگيری کند. اما چه ميشود کرد که آقايان جلوس کرده در موسسه با شنيدن اين ياوهها دلشان نگرفته است و جانشان نشده است ملول!
متاسفانه اخيراً موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) پا را از اين همه فراتر گذاشته و نقش خود را از سکوت در برابر "توهين به امام امت" به باني برای "حذف نام امام امت" تغيير داده است. يکي از آثاری که اخيراً با نام «تحليل محتواي مطالب امام خميني(ره)» توسط موسسه تنظيم و نشر آثار امام منتشر شده واژه امام را از متن و محتواي کتاب حذف شده است. اين کتاب که به قلم عباس عبدي!! از اعضاي جبهه مشارکت!!! تدوين شده است در مقدمه خود در پيشگفتار آورده است: " نکته مهم ديگر اين که از اين پس (به جز موارد نقل قول) از لفظ آيتالله خميني که تعبيري فارغ از جهتگيري و متناسب براي استعمال در يک متن پژوهشي استفاده شده است."عباس عبدی عنصری معلوم الحال است که سوابق و مواضع او بر کسي پوشيده نيست. در اينجا فقط به يک جمله قصار از اين به اصطلاح فعال سياسي اشاره مي کنيم و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
*»انقلاب اسلامی، متأثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سرانجام آنها هم یکسان خواهد بود. « (عباس عبدی، هفته نامه راه نو، شهریور 77)*
* صرفنظر از شخصيت و مواضع عبدی و تعلقش به يک جريان افراطي پذيرفتن خواسته عبدی در حذف نام "امام" توسط موسسهای که نام آن "موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)" است جای بسي تعجب دارد. *
به هر حال از آنجا که موسسه تحت مديريت عاليه جناب سيد حسن مصطفوی فعاليت ميکند انتظار ميرفت که ايشان با اقدامي جدی جلوی انحراف اين مجموعه از مرام و آرمانهای امام (ره) را بگيرند. اما نه تنها اين اتفاق نيافتاد بلکه با گذشت زمان زاويه اين انحراف بيش از گذشته شد. شنيده شده جريان اصلاحات قصد دارد جناب سيد حسن را برای انتخابات رياستجمهوری آينده وارد صحنه کند و برای فراهم کردن امکان اين اقدام قصد دارد ايشان را کانديدای مجلش شورا اسلامي و يا مجلس خبرگان رهبری کند. به هر حال اين مسائل فرع بر اصل بحث ماست. *اينکه جناب سيد حسن به عنوان يک آقا و نه يک آقازاده* قصد ورود به عرصه سياسي را داشته باشند، يا اينکه از جرياني حمايت و يا انتقاد کنند، يا جريان فعلي حاکم بر دولت را نپسندند و يا هر نوع گرايش ديگری داشته باشند مسئلهای در کل پذيرفتني است، ليکن ميبايست اين گرايشات و موضعگيریها و فعاليتهای ايشان بدون سوء استفاده از انتساب ايشان به امام (ره) صورت گيرد و خلاصه اينکه – برخلاف رويه موجود- از امام و انديشه هايش خرج اين گونه فعاليت ها نشود. بديهي است توليت و مديريت ايشان در امر حرم مطهر و موسسه امری کاملاً جدا از اين موضوعات بوده و استفاده از آنها در جهت منافع جناحي ظلمي بزرگ به امام و آرمانهای ايشان خواهد بود؛ چه اينکه اين استفاده توسط شخص ايشان و يا توسط گروههای سياسي هم فکر ايشان صورت گيرد و ايشان و موسسه تحت امرشان در اين موارد سکوت اختيار کنند.
به هر حال مسئولان و توليت موسسه و حرم حضرت امام (ره) بدانند که *حافظه تاريخي امت اسلامي ايران به دقت اين گونه رفتارها را ثبت کرده و هرگز فراموش نخواهد کرد؛* و نيز بدانند که حرم امام (ره) مکاني در جنوب تهران نيست که بتوان با سيطره بر آن امام و انديشه ايشان مصادره نمود بلکه * حرم حقيقي امام در دل ميليون ها پيرو حقيقي ايشان است که از کلام و انديشه امام با روح و جان حفاظت مي کنند و حرمت آن را پاس مي دارند و لو اينکه متولي پاس ندارد. *
* آری خط و انديشه امام روشنتر از آن است که در زير غبار تاريخ و فتنههای آن گم شود.* به نقل از وبلاگ رهروان حق
|
نظرات کاربران :