|
بسمه تعالی همگان در کتب منطق با آئین مناظره آشنا گشتهایم لیکن از آنجا که میبینم برخی از میزگردانان کرسیههای مناظره ،غربزده و تسلیم علم کلام جدید گشتهاند یادآور میشوم: فرض است سرآغازاظهارنظرها و مجادلات موضوع مورد بحث ِهر مجادلهای چه از جنبه لغوی و چه از نظر اصطلاحی به کمال شناخته و شناسانده شود زیرا مفاهیم واژه آنگاه که اصطلاح قومی و فرقهای میگردد و برخی از واژه ها هم ناخواسته عرفی واصطلاحی غلط فرهنگ عمومی و بدون قراردادی، مشترک لفظی گشته بنابراین ممکن است کسی که میل به نوشیدن شیر بادیه(کاسه) کردهاست بدون قرینه از شیربانی شیر بخواهد و شیر بادیه(بیابان) او را بخورد. چه آن دگر شیر است کورامیخورند و آن دگر شیراست که آدم میخورد. و بنابراین میزگردان و ناظران و اهل مناظره و شاهدان همگان باید بدانند درباره چه به مناظره نشستهاند در مثل اگر مناظره پیرامون آزادی است بایدشان سرآغاز معنی لغوی کلمه را بشناسد و اگر پیرامون مفهومی از مفاهیم هزارتوی اصطلاحی ،بایدشان پیشتر از هر صاحب نظری بخواهند تا که بگوید چه مفهومی از واژه « آزادی» دارد تا مبادا خلبانی مردم درون هواپیمائی را از محدوده هواپیما آزاد و در فضا رهایشان سازد و آزادگان بر زمین افتند و لاشه گردند لیکن اگر به صیادی که پرنده در قفس دارد بگوئید پرنده را از محدوده آزاد کن چون پرنده آزاد گردد به پرواز درآید و به آسمان پرد و نیز اگر زندانبانان گوانتاناموزندانیان خود آزاد سازند آنان رها وبه خانه های خود برگردند و زندگی شیرین یابند و به همین است که میگویم پیش از اظهار نظرها پیرامون واژه آزادی بایدمان با مفهوم لغوی و اصطلاحات فرقهای آن آشنا باشیم چه من بسیار دیدم که لیبرالیزم،هرگاه که کشوری مارکسیستی را فتح میکرد شعار میداد مردم فلان کشور را آزاد ساخته است ونیزاگرهم مردم کشور فتح شده لیبرالیستها بودند و فاتح مارکسیستها آنان شعار آزادی میدادند چه معنی لغوی واژه صرفاً رهایی نمیباشد و ازاد بایدش به ازادگی برسد. ونیز تفسیر واژه آنگاه که مشترک لفظی و اصطلاحی قومی، هر قومی گردد برای دیگران بی معنی است و در این صورت بر مجریان است که سرآغاز مناظره، بشناساندن مفهوم لغوی واژه بپردازند و از هر طرف اقرار بگیرند که چه مفهومی از واژه دارند تا مفهوم دیگری وارد عرصه نگردد و مردم را به حیرانی نکشند. آری اگر کلمهای را که سیاستها ملّوس ساختهاند بدون توضیحات به کارگرفته شود نه میدان مناظره خالی از اغیاراست و نه هم جامع افراد "ما وٌضع له". چه در فرهنگ پریشان روز یک بار آزادی برای رهایی شرزه شیران ِ فلسطینی ،از بند زندان استکبار جهانی به کارگرفته میشود و یک بار برای آزاد گذاری فرزندان تلموتیان برای تخریب مساجد بر سر مؤمنان نمازگزار در وطنشان آنهم با امضاء سازمان ملل. همان سازمانی که آزادی مظلومان دربندصهیونیستها را امضاء نمیکند . چه انان مفهوم دلخواه خود را برای واژه ازادی تراشیدهاند. آیا اگر کودکی که از سختیهای درس و اخم معلم و ترس به صندلی تحصیل چسبیدهاست از مدرسه ازاد و او را در دل جنگل تمدن خیابانی رهاسازی، به کودک خدمتی شدهاست و اینک او آزادهاست ؟یا به هزار بندش کشیدهایم. آیا اگر با چنین ترافیکی که داریم دست کودکمان را از دست خود رها و او رادرمیان ماشینها ازاد سازیم لطفی به او کردهایم یا به کام مرگش کشیدهایم؟ لیکن اگر حسنی نامبارک و ملک عبدالله سلطانِ ِحجاز ، یقه خود را از چنگال آمریکای که همه جا در پی ایجاد آشوب است رهاسازند ،در لحظه همه مردم در بند و زندان غزه آزاد گردند.وچنین ازادی جهان عرب را ازاد میسازد و حاصل همه نوشتارم اینکه سرآغاز بحث باید نقابهای سیاهی را که بر چهره "ازادی" کشیده و هر کس میتواند انرا از زیر نقاب به دلخواه خود تحریف کند از چهره واژه بگشایند تا همگان بدانند معنی آزادی، رهایی مطلق نمیباشد و آزادی ، در مقابل بردگی و در بندی هرگونه استکباری است تا هر کس واژه را به کام خود نرقصاند و مفهومی را برای واژهای که معنایی رابرای لغت که به اقتضاء وضع، توقیفیه است نتراشد. چه اگر مردمی چنگ به ریسمان نجات خداوند افکنند خداوند ولی خود را به یاری آنان فرستد و تا آنجا به سوی خود کشاندشان که دارای کشوری آزاده و فرهنگ علم و صنعتی گردند که استکبار را بر خود بلرزاند و تا چنگشان بر عروة الوثقی باشد عزیز عالمند چه این ریسمان از هم گسستنی نیست ودر این صورت می یابیم که پیروزی به وابستگی به خیراست وآنانکه خود راازاین ریسمان رها ساخته و دور از خدا سازند هر لحظه گرفتارتر و پریشانی بیشتری دامنگیرشان گردد و تا آنجا در چنگال طاغوت زمانشان دربند که انان راهمه جانبه به سوی ظلمات بکشاند. آری آفریدگار به شما توان گزینش بخشیده است وانسان به اقتضای ساختار، قدرت انتخاب دارد .لیکن به لطف پروردگاری خود برای شما پیامها فرستادهاست که از آزادی و توان انتخاب بد بهره نگیرید وهمیشه بهترینها را اختیار کنید . پر به حاشیه پرداختم اگر آزاده به آزادگی نرسد وتنها رها گردد، همه این مشکلات، گریبانگیرِ رها شده میگردد. ما به معنی حقیقی واژه عدل هم نرسیده ایم واینک معنی عدل هم به فتنه رمالان، نامشخص و هر شیادی برای واژهای به این پرارزشی، مفهومی تراشیده است چه معنی لغوی واژه عدل این که هر چیزی به جای مناسب خود نهاده شود لیکن فرهنگهای متضاد و فلسفههای پاچه ورمالیده هریک برای این واژه مفهومی به کام خود تراشیدهاند. در فرهنگ مدیران آمریکای امروز و تلموتیان،برخوردعادلانه آن است که مردمان فلسطین همه چیز خود را رهاسازند و تسلیم ِ صلحی به معنی بردگی شوند ولی چون واژه در فرهنگ فلسطینیان به همان معنی لغوی به کار گرفته میشود و میگویند عادلانه آن است که همگان با انتخاب آزادی، به عدالت بر سیم از این روتا واژه عدالت تحریف شود صلحی ، میان فلسطینیان وصهیونیزمها متصو نیست چه به دو زبان سخن میگویند . و در این صورت به جای پرداختن به واژههای هزار تو و پراز معنای جعلی،سراغاز بایدمان فرهنگها را به مجادله و مناظره واداریم و از همگان بخواهیم که بیایند و آزادانه به مجادله و مناظره پردازند تا جهانیان بدانند چرا ما در اصول دینمان پس از اقراربه آفریدگار، نظام طبیعت را بر پایه عدل نهادهایم و چرا مذهبمان و شارع دینمان خبر میدهد «لا جبرولا تفویض بل امر بین الامرین» . چه در آفرینش،جبری بر اندیشه ادمی حاکم نیست .هرچه را که بخواهید میتوانید برگزینید لیکن به پروردگاریاش به ما میآموزد که بایدتان بهترینها را انتخاب کنید و مؤمن به مذهب عدل و اختیار باشیم . هر چیزی را به جای خود بگذارید لیکن در همه جا بهترینها را انتخاب کنید. و خارج از این بحث سخنم با تو که توان آفرینش پر ِ پشهای را نداری با چه حیا ،گستاخانه از افریدگار هستی می پرسی این کار عادلانه نبست . در نظام طبیعت عادلانه همان است که اگرشمشیر به دست علی باشد پای عمربن عبدود تلموتی را قطع کند و او را بکشد و اگر به دست ابن ملجم فرق امام عدل را بشکافد چه خود فرموده « لیس للانسان الی ما سعی» وبه همین است که میفرماید جبری در کار نیست لیکن توراچوحیوانات به خود وانگذاشته و برای تربیتت بس پیامها فرستاده است که بایدت به اقتضای عقل وراهنمایی ماهرچیزی را به جای خودنهاده وبهترینهارابه کارگیری وبه همین است که به تو سفارش میکند با آلودگان همبستری نکن تا سفلیس نگیری و فرزندت ناقص الخلقه و معیوب به دنیانیایدوشراب نخور و سیگار نکش که آثاربدی برفرزندان توداردو توای قدرت با افکندن بمبی در لحظه انهمه مصیبت درهیروشیما نیافرین تا خود را در قیامت خالد درعذاب داری میگویی چرا با یک گناه همیشه در جهنم؟! چه، حساب نکردهایی اگرعذابهای همه مردمی را که از افکندن ان بمب کشیده اندجمع اوری وعرض زمان رابه طول محاسبه کنی در میابی که عذاب خالد هم برای ان ستمکار کم است میگویی یک گناه کرده چرا خالد در عذا ب و نمیگویی با یک گناه چه بر سرملیونها نفراورده است وچه ضربه ای بر بشریت زده است. لا حول و لا قوة الّا بالله العلی الظیم
|
نظرات کاربران :