پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

مردی که از نو باید شناخت 1/ بخش دوم/ 'گفتاری منتشر نشده از آیت الله خامنه ای در سال 1358
خط امام بخش دوم  (امام‌و‌‌‌رهبري)  


نهضت ما شبيه به نهضتهاي ديگر نيست. معنايش اين است كه نهضت ما و جنبش
اسلامي اين ملت ويژگي هايي دارد كه در انقلابها و جنبشها و حركتهاي جهان
وجود نداشته، اما اين موجب نمي‌شود كه در بعضي ويژگيها شبيه‌انها نباشد،
البته نمي‌دانم من در چه مقامي گفتم شبيه جنبشهاي ديگر. اما بهر حال وجوه
مشتركي دارد. و جنبش ما، با جنبش صدر اسلام شباهتهاي بسيار مهمي دارد. اما
بهر حال وجوه افتراقي هم دارد. پس اينكه شما فرموديد: (برادر يا خواهري كه
نوشتند) جنبش ما شبيه صدر اسلام است بله من اين را قبول دارم. اما اين
موجب نمي‌شود كه شباهتهايي و وجوه مشتركي هم با جنبشهاي ديگر نداشته باشد

  
 
جمعه 3 اردیبهشتماه 1389  

 


خط امام بخش اول
پاسخ به سوالات:
1-    " گفتند تز امام مبارزه با ظلم، متكي بر قدرت توده، اما چيزي را كه امام محور حركت قرار داد اتكاء به الله بود و استفاده از قوه ايمان مردم.
جواب مبارزه با ظلم، متكي بر قدرت توده، منافاتي با اتكال به الله ندارد. اينكه مي گوييم اماممتكي بر قدرت مردم بود، معنايش اين بود كه با فرمان امام، با دعوت امام، توده‌ي مردم مثل يك اقيانوس به تلاطم آمد، به حركت آمد، و اين منافاتي ندارد كه امام متكي به الله باشد امام حركت توده ها را كه وسيله ناگزير به پيروزي اين مبارزه بود، و اگر توده‌ها را امام با خودش همراه نكرده بود، اين مبارزه به پيروزي نمي‌رسيد و از جمله نشانه‌هاي لطق الله مي‌داند و همانطوري كه ميدانيد و شنيديد، خداي متعال هيچ كاري را در جامعه، در طبيعت در تاريخ با قطع نظر از اسباب طبيعي اش انجام نمي دهد. ميتوان اتكال به الله داشت و از وسائل طبيعي اسستفاده كرد. و توده‌ي مردم و اراده‌ي مردم و همگامي مردم و وحدت كلمه‌ي مردم، يكي از همين وسائل است اگر وسائل ناگزير و ضرورت نبود، اينقدر امام متكي به الله، بر روي اتحاد نيروها و بر روي بسيج توده‌ي مردم تكيه نمي كرد.
2-    " گفتيد نهضت ما شبيه همه نهضت‌هاي آزادي خواه است، در حاليكه ما هميشه مي‌گوييم نهضت ما شبيه هيچ يك از جنبشها نبوده مگر جنبش صدر اسلام توسط خود پيامبر".
جواب: اين از همانجائيكه بنده با اين برادرمان وحدت كلمه دارم و ادعاي وحدت كلمه مي كنم براي اينكه حرف ايشان با انكه بنده گفتم با هم دو تا حرف نيست يك حرف است فقط لازم است دقت كنيم تا اين حررفي را كه علي الظاهر در ذهن ايشان دو حرف فرو رفته است اينها را روشن كنيم كه نخير، يك حرف است.
نهضت ما شبيه به نهضتهاي ديگر نيست. معنايش اين است كه نهضت ما و جنبش اسلامي اين ملت ويژگي هايي دارد كه در انقلابها و جنبشها و حركتهاي جهان وجود نداشته، اما اين موجب نمي‌شود كه در بعضي ويژگيها شبيه‌انها نباشد، البته نمي‌دانم من در چه مقامي گفتم شبيه جنبشهاي ديگر. اما بهر حال وجوه مشتركي دارد. و جنبش ما، با جنبش صدر اسلام شباهتهاي بسيار مهمي دارد. اما بهر حال وجوه افتراقي هم دارد. پس اينكه شما فرموديد: (برادر يا خواهري كه نوشتند) جنبش ما شبيه صدر اسلام است بله من اين را قبول دارم. اما اين موجب نمي‌شود كه شباهتهايي و وجوه مشتركي هم با جنبشهاي ديگر نداشته باشد.
3-    " فرموديد انها كه خيانت مي‌كنند ماركسيست واقعي نيستند. در حاليكه بر عكس آنها بر طبق ايدئولوژي‌يشان عمل مي‌كنند. كه انقلاب را فقط بعد از جنگ مسلحانه مي‌پذيرند.
و در نتيجه، اين انقلاب را قبول ندارند، و منتظر يك انقلاب كارگري مي‌باشند. هر چند كه خيالي بس باطل باشد. آنها كه ظاهراً ماركسيست هستند ولي توطئه نمي‌كنند، آنها آزادي‌خواه واقعي مي‌باشند و نه ماركسيت واقعي.
جواب: اين جمله آخرشان هماني است كه مي‌گفتم. بنده هم منظورمم جمله آخرشان بود. آنكساني كه مبارزه مي كنند. ما گفتيم كه ما بخاطر انديشه‌ي كسي با او مبارزه نمي‌كنيم اما اگر آن انديشه، پوشش يك خيانت باشد، يا‌آن انديشه كسي را در مقابل ما و روياروي ما و سينه به سينه ما قرار دارد، خوب طبيعي است كه ما جنگ را نمي توانيم با زبان خوش پاسخ بدهيم، توطئه را نمي‌توانيم با زبان خوش پاسخ بدهيم، توطئه را نمي توانيم با سكوت پاسخ بدهيم، اين خيلي چيز روشني است. بنابراين فكر مي كنم اين برادرمان بي خود فكر كرده بودند كه اشكال بر من است. نه من با هر سه فرمايش ايشان موافقم.
4-    " از نظر اسلام و جناب عالي، ترورها و اعدامهاي عناصر پاك و يا ناپاك در شرائط و وضعيت كنوني كه بدست گروه ها و اشخاص ناشناخته انجام مي‌گيرد، چگونه توجيه مي‌شود؟"
جواب: عقيده‌ي بنده اين است كه ترور در وضع كنوني ما محكوم است. يكي از وسائل پيروزي دشمن بر انقلاب ما ترور است. و فرقي نمي كند كه اين ترور، ترور عناصر پاك باشد يا ترور عناصر ناپاك، زيرا كه عناصر ناپاك را بايد محاكمه كردو بعد از اينكه جرم آنها شناخته شد مجازات شايسته و بايسته كرد، و نه ترور، ترور به معناي اختناق است، به معناي خفقان است، به معناي حكومت زور است، بمعناي اتكاء به زور شخصي است، به معناي آنارشيسم است و ترور از نظر من محكوم است. و از نظر اسلام ترور با اين صورت محكوم است. بنابراين پاسخ به اين سوال اين است كه ترورهاي عناصر پاك يا ناپاك قابل توجيه نيست.
5-    " چون مي‌دانيم بعضي از اين گروهها را روحانيون مترقي تاييد كرده‌اند آيا ممكن نيست كه پيشنهاد بحث آزاد با سران گروه شود تا اين موضع‌گيري يا اختلاف جزئي روشن شود."
جواب: خوشبختانه چرا من پيشنهاد بحث آزاد هم كردم.
6-     شما در گفتارتان فرموديد كه آنهائيكه بعنوان حزب دموكرات توطئه كردند دموكرات واقعي نبودند در صورتيكه امام حزب دموكرات را حزب شيطان ناميده و آنرا غير قانووني اعلام كرده. ( ببينيد كه چقدر سئوال‌ها بر اثر گوش ندادن است) اگر آنها دموكرات نبودند پس چرا بايد حزب دموكرات منحل شود.
جواب: براي توضيح اين برادر و خواهر عزيزمان بايد بگويم كه دموكرات يعني طرفدار دموكراسي، و دموكرات واقي امام خميني است. اما اينها از نام دموكرات هم مثل بسيار نامهاي شناخته شده و محبوب و منطقي و خوش ظاهر سوء استفاده مي‌كنند. دشمن‌ها كه نمي گويند ما طرفدارآنارشيسم هستيم. نمي‌گويند كه ما طرفدار دخالت سلطه‌هاي خارجي هستيم. آنها كه اقرار و اعتراف نمي كنند كه بر ضد ملت ايران و بر ضد منافع مستضعفين ايران مي‌خواهند اقدام كنند. لابد يك جهره انقلابي، يك چهره دموكراسي بايستي بخودشان بگيرند و از اين نام هم استفاده كنند. بنابراين امام كه حزب دموكرات را منحل كرد زيرا دموكرات دروغين بودند. بنده هم به عنوان پيرو امام، آنها را منحل شده مي دانم، و آنها را محكوم شده مي‌دانم اما دموكراسي چيز خوبي است و دموكرات يعني طرفدار دموكراسي.
7-    در اسلام لباس و شكل و شخص مطرح نيست همگي يكسانند " عند الله اتقيكم" چرا همگي افراد ضد انقلاب و مجرم در دادگاههاي انقلاب بايستي دادگاهي شوند ولي روحانيون در دادگاه ويژه، آنهم مستند به عفو امام فقط به خلع لباس منتهي مي‌شود و هشت سال زندان مهاجراني بخشيده مي‌شود. و تازه ديروز هم در راديو اعلام مي كنند كه ما بهتر روحانيون را مي شناسيم چرا براي كوبيدن ماركسيستها از ساواكيها استفاده مي شود اگر چه مجرم باشند؟ بعنوان مثال بررسي داروهاي مصادره شده از حماد شيباني را دكتر شيخ الاسلام زاده‌ي رها شده از اعدام دادگاههاي انقلاب (و به چه دليل معلوم نيست) بايد بررسي كند و آيا انعكاس جهاني اين كار، اين نيست كه انقلابيون چپ را در ايران با عناصر رژيم قبل سركوب مي‌كنند؟
جواب: دو سئوال است كه اي كاش مي‌توانستم درباره هر يك از اينها مفصل صحبت كنم. اما در پاسخ سئوال اول كه چرا روحانيون در دادگاههاي ويژه محاكمه مي‌شوند. بايد عرض كنم روحانيون مجرم ترينشان آن كساني كه بمعناي واقعي كلمه يك عمل ضد انقلابي كه در عرف دادگاههاي انقلاب جرم محسوب مي‌شود، مرتكب شده بودند در دادگاههاي غير ويژه محاكمه شدند و حتي اعدام شدند. در خود مشهد و در جاهاي ديگر شما روحاني اعدامي داشتيد. در خود مشهد و در جاهاي ديگر روحاني زنداني طويل المده داشتيد و داريد. و اما آمديم به دادگاه ويژه (من از دادگاه ويژه‌ي روحانيون حمايت نمي‌كنم من هم دوست مي‌داشتم كه روحانيون هم در دادگاههاي انقلابي ديگر محاكمه بشوند. اما از احكام اين دادگاه نسبت به روحانيون تا آنجائيكه من اطلاع دارم حمايت مي‌كنم) شما آن روحاني را كه مثلاً مثل نوغاني مشهد است. فكر كنيد كه اگر توي يك دادگاه بيايد حكمش چه خواهد بود. خيلي واضح و روشن است. ( البته بنده عوض رئيس ان دادگاه فرضي نمي‌توانم حكم كنم اما مي‌دانم مجازات سختي در انتظار او است، چرا، چون خيانت او يك خيانت واضح و آشكاري است) و اما مثلاً پول از اوقاف گرفتن، يكي از جرايم روحانيوني است كه در دادگاهها بودند و احياناً پول از ساواك گرفتن، يا گزارش به ساواك دادن، از جرايمي است كه روحانيوني كه تا حالا محاكمه شدند در پرونده‌شان بوده، احياناً معتقد به انقلاب اسلامي ايران نبوده و عليه او سخن گفتن، يكي از جرائمي كه روحانيون بخاطر آن محاكمه مي‌شوند. اين سه تا جرم را شما در پرونده‌هاي غير روحانيون مطالعه كنيد.مجازاتهايش را ببينيد چيست؟ در دانشگاه استادي يا آن دانشجوئي كه با ساواك ارتباط داشت يا از ساواك پول مي‌گرفت چكارش كردند؟...
بنده هيچ تعصبي هم ندارم خود اين برادرم هم مي‌داني كه ينده هيچگونه تعصبي نسبت به لباس روحانيون ندارم شايد خيلي از شما ها كه بنده را مي‌شناسيد اين را مي‌دانيد. اما همين جرائم: پول گرفتن از اوقاف، اوقاف رژيم گذشته يا ارتباط با ساواك بصورت يك ارتباط فرد غير عضو، نه يك شكنجه‌گر، نه يك بازجو، نه كسي كه سعي مي‌كند براي دستگاه ساواك از من و جنابعالي متهم اعتراف بگيرد، نه! يك نفري كه طرفدار ساواك است، سمپات ساواك است، گاهي براي ساواك يك خبري مي‌اورد، كساني كه در لباس شما بودند يعني طبيب بودند يا دانشجو بودند يا دانشگاهي بودند استاد بودند، يا كاسب بودند و اين لباس تنشان نبود با اين مجرمها چه كرديد؟ چه مجازاتي به آنها داديد بگوييد ببينم؟ ...
اين برادر مي‌گويند، اخراج كرديم، شما مي‌دانيد اگر دادگاه هم بود بيش از اين نمي كرد. شما كه مي دانيد بنده به هيچ وجه دفاع نمي‌خواهم بكنم. اتفاقاً من از خيلي از آقايان و خانمها كه اينجا نشستند شايد كمتر دفاع مي‌كنم. خود كساني كه بنده را مي‌شناسند در طول اين سالها مي دانند بنده تعصب ندارم، من حرف مي‌زنم من روي مسئله مي‌انديشم.
در دادگاهها كمترين جرمي كه روحانيون دارند خلع لباس بود مي‌دانيد يعني چه؟ يعني خلع حيثيت! تمام شد. فقط به معناي بريدن نان نبود، يك آخوند را وقتي عمامه‌اش را برداشتند و قبايش را كندند، يعني همه چيز او را از او گرفتند، حيثيت او، اعتبار او، نان او، آبروي او، توي خانواده‌اش، آبروي او در جامعه، امكان عمل بعد از اين او
اين غير اين است كه يك اداري را از اداره‌اش بيرون كنند. چرا، چون آن اداري با حيثيتي زندگي نمي‌كرد، با كارش زندگي مي‌كرد. با حيثيتش زندگي مي‌كند. پس حيثيت او را از او گرفتيد چيزي كمتر از گرفتن جان اوست چرا به اين نكته توجه نمي‌كنيد؟ آنكسي كه خلع لباس كرد، آنكسي كه خلع لباس را جزء دادگاههاي روحانيون قرار داد، خوب فهميد كه چكار دارد مي‌كند. آقاي مومن هم كه از قم مي‌گويد كه ما روحانيون را بهتر مي‌شناسيم اين را مي‌خواهد بگويد آنمرد خودش يك فرد انقلابي است بنده او را مي‌شناسم. او اين را دارد مي‌گويد. رژيم قبلي خيلي خوب مي‌فهميد كه من آخوند را وقتي زندان مي‌برند، همينكه عمامه‌ام را از سرم برداشتند همه چيز را گويا از من گرفته‌اند. يا ريش من را تراشيدند. در يكي از دفعات ريش بنده را ماشين مي‌كردند، بازجوها آنچنان با دقت و وسواس و كنچكاوي نگاه مي‌كردند به بينند من چه حالي دارم، آيا گريه خواهم كرد. آيا خودم را خواهم زد. البته آن وقت‌ ما انگيزه داشتيم مقاومت مي‌كرديم ما مي‌گفتيم اگر ما را بكشند آخ هم نمي‌گوييم حرف ما اين بود پيدا بود كه براي چهر تا مو هم آخ نمي‌گفتيم. اما آنها مي‌دانستند چه كار دارند مي‌كنند. از آخوند حيثيتش را كه گرفتند يعني همه چيزش را گرفتند يعني شاهرگ حياتش را زدند. و اين بزرگترين مجازات است تازه براي چه؟ براي اينكه ايشان از اوقاف پول مي‌گرفتند. براي اينكه ايشان صحبت امام در حضورشان شده گفته است من ايشان را قبول ندارم. بنده فلان آيت الله را ترويج مي‌كنم. بنده اين آقا را قبول ندارم. بشما بگويم در ميان قشرهاي مختلف، از انديشه‌ي مرتجعانه بگذريد از منش غير انقلابي بگذريد،‌كه اينها را من و شما زبان هم را خوب مي‌فهميم-، از لحاظ عمل در جهت ضد انقلاب، كمترين نفر را قشر روحاني دارد. درصدش را بسنجيد، حساب كنيد. اين خيل طلاب دينيه‌اند، چند تا توي اينها ساواكي پيدا كرديم؟ توي دانشگاه را هم نگاه كنيد! چرا ما اينها را نمي بينيم؟ درست گفت دكتر شريعتي كه گفت ديرپذيرترين سنگر و استوارترين سنگر در برابر دستگاهها اينها بودند. اولش هم كه انقلاب من و شما را قبول نداشت شاه را هم قبول نداشت، همان روحاني كه من و تو او را مرتجع مي‌دانستيم و عملا در جهت انقلاب ما نبود، او در جهت حكومت هم حاضر نبود حرف بزند شاه را هم غاصب مي‌دانست. پولش را هم پول غصبي مي‌دانست. اداره‌اش را هم زمين غصبي مي‌دانست توي آنجايي كه من و شما راحت نماز مي‌خوانديم او نماز نمي خواند، مي گفت دست دولت است اينجا و اين دولت غاصب است. اين فرهنگي بود كه حاكم بر ذهن روحانيت بود. ما اينها را چرا نمي بينيم؟ اين درباره سئوال اول، درباره سئوال دوم:
چرا براي كوبيدن ماركسيستها از ساواكيها استفاده مي‌شود؟ كي استفاده مي‌كند؟ هر كه استفاده مي‌كند بسيار بدكاري مي‌كند؟ كدام ساواكي است كه جرات مي‌كند ظاهر بشود تا كسي كه مسئوليتي دارد براي كوبيدن كمونيست از او استفاده بكند؟ اگر چنين كاري مي‌شود بسيار بد است. و من بيني و بين الله اطلاعي ندارم از اينكه اينچنين كاري بشود. البته شنيدم بعضي از گروه ها براي خاطر اينكه دستگاههاي اجرايي را بيش از آنكه شايسته‌ي كوبيدن هستند مي‌كوبند، اين حرف را مي گويند، اما بيني و بين الله بنده اطلاعي ندارم و من و شما خوب بايد بدانيم برادر عزيز و خواهر عزيز كه و لا تقف ما ليس لك به علم، ان السمع و البصر و الفوءادكل اولئك، كان عنه مسئولا اگر چه مجرم باشند بعنوان مثال: داروهاي مصادره شده از حماد شيباني را دكتر شيخ الاسلامي‌زاده‌ي رها شده از اعدام دادگاههاي انقلاب بايد بررسي كند. داروهائي از حماد شيباني عضو چريكهاي فدائي خلق كه در زندان بود مصادره شد (كه من البته اطلاعي ندارم كه چيست؟ لابد داروهايي بوده كه توي چمدانش بوده در كنار سلاحهايي كه داشته و گذرنامه و مهرهاي جعلي (سوال كننده: به كردستان مي‌خواسته بفرستد براي ضد انقلاب) پس آقاي حماد شيباني داروهايي مي‌خواسته بفرستد مثلاً براي آقاي قاسملو و جبهه‌ي قاسملو، اينها را در فرودگاه مصادره كردند و دادند به دكتر شيخ الاسلام زاده كه بررسي كند يعني چه بررسي كند؟
سئوال كننده: تشخيص اينكه بچه درد مي‌خورد... اين به نظر شما اشكال دارد؟ اگر شيخ الاسلام زاده متهم توي زندان كه زير اعدام است، يا زير ابد است، آنجا هم نشسته مفت مي‌خورد، و مي‌خوابد، بيايد و چهارتا شيشه دوا را بكويد،‌اين فلان ويتامين، فلان دواست اين بنظر شما اينقدر جرم است؟
انعكاس جهاني‌اش اين است كه از يك متهم استفاده كردن مثل اينكه از جنابعالي در زندان مشهد براي درمان بنده استفاده مي‌كردند. سئوال كننده:‌عكس مي‌گرفتند و پخش مي‌كردند. پس اشكال شما به عكس است بنده هم مي گويم چرا عكس كي‌گرفتند؟ اصل عمل پس اشكال نداشته براي اينكه اين كار در زندان، عادي است. شيخ الاسلام زاده مفت مي‌خورد، مي‌خوابد توي دادگاهها البته دلهره‌ي اعدام يا ابد هم دارد. يك مقدار دارو هم از يك زنداني ديگر آوردند جلوي اين گذاشتند گفتند مردكه اينها چيه؟ (خنده حضار) يا آقا اينها چيه؟ او هم گفته است، اين فلان دواست، فلان داروست، فلان قرص است ... تا اينجاش به نظر من و گمانم بنظر شما هم عيبي ندارد.
اما عكس برداشتن آيا اين عيب دارد يا نه؟ بلي، عكس برداشتن و منعكس كردن اين، براي همين است كه شما حالا داريد روي اين تكيه مي‌كنيد، براي اين است كه نشان بدهند به كساني كه اين عكس رارا مي‌بينند اي مردم از ساواكي استفاده مي‌شود. براي رسيدگي بكار كمونيست در ايران يعني انقلاب ايران با ساواكي مي‌سازد و با كمونيست نمي‌سازد. مي‌خواهند اين را منعكس كنند با اين عكس. اما اين عكس را كي برداشته و كي منتشر كرده؟ فراموش نكنيد كه اين عكس را اطلاعات منتشر مي‌كند. و آنروز در دستگاه اطلاعات ما اطمينان نداريم كه عناصر بدخواه و مخرب نبوده‌اند. ما اطمينان نداريم همان كساني كه ماجراي حماد شيباني را به ناحق بزرگ جلوه دادند و به ناحق او را آزاد كردند، همان دستها كوشش نكردند كه قضيه را با اين شكل جلوه بدهند كه شما برادر عزيز من اين را بعنوان يك سئوال مطرح كنيد، بنابراين برداشتن آن عكس جرم است. من هم با شما هم عقيده‌ام، و اين جرم را آن كساني مرتكب شده‌اند كه مثل حماد شيباني و مثل دكتر شيخ الاسلام زاده با انقلاب اسلامي ايران مخالفند.
خط امام بخش اول

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

مچ‌گیری از دروغ‌گوها به سبک دانشجویی
فیلم حمله نظامیان اسرائیلی به ناوگان آزادی
تو که خود خال لبي از چه گرفتار شدي
bbc و cnn روایتگر حمله اسرائیل میشوند!؟/عکس
نامه هاشمی به رهبر انقلاب درباره دانشگاه آزاد
استوانه نظام که برای خمینی مرد!
کاروان کمک رسانی به مردم غزه اگر به مقصد خود نرسید اما به مقصود خود رسید!
تحصن از امروز در دانشگاه علامه طبابايي(ره)
ویژه نامه ای برای رحلت امام روح الله
دعوت رهبران الهیات رهایی بخش آمریکای لاتین به ايران و خصوصاً حوزه علميه قم،ضروری است
رجايي فر: وادار كردن آمريكا براي مذاكره نوعي بازي با الفاظ است
کنفرانس خبری ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
مناظره فروز رجایی فر و عبدالحمید شهرابی پیرامون بیانیه تبادل سوخت تهران
لیست مساجد و سخنرانان ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش دوم
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش اول
توسعه فرهنگي در الگوي توسعه اسلامي ايراني
موسسه تنظیم و نشر، امام زاده ‌ای که متولي حرمتش را نگه ‌نمي‌دارد
به راه افتادن پایگاه اطلاع رسانی ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
نظام بدون اصل ۸ یک نظام ناقص است!
صدور انقلاب برای بقای انقلاب
وقایع نگاری از فراز و فرود دستگیری 15 ملوان انگلیسی
هرجا که تیغ فتنه شرر /بارد چون تیغ بی نیام تو برخیزم
مرجع جامع و تخصصی کرسی های آزادفکری منتشر شد
همت مظاعف و کار مضاعف بستری برای تحقق سند چشم انداز
نمودار موضوعی وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
صوت كامل قرائت وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
پیروزی در جنگ نتیجه تبعیت بی چون و چرا از امام(ره) بود
گزارش سابقه ي ع. ج معروف به طلبه ی سیرجانی
مرز آزادي کجاست؟
بیانیه تشکل های دانشجویی سبزوار در حمایت از طلبه سیرجانی
سايت جامع كرسي هاي آزاد فكري
انگشتر حديد به دستش زده ولي/ پيچيده در زمين و زمان «ظافرٌ عليِ»
بیانیه طلاب عدالتخواه در حمایت از طلبه سیرجانی
الزامات كرسی ها، بحثی در باب آن چه از كرسی ها نمی خواهیم!اهداف كرسی ها
حمایت دانشجویان عدالتخواه شیراز از طلبه سیرجانی
حمایت تشکل های دانشجویی مشهد از طلبه سیرجانی
بیانیه اعلام موجودیت ستاد مردمی ببزرگداشت سالگرد ارتحال امام خمینی
ضرورت پاسخگويي مسئولين در مورد اقدامات صورت گرفته در مورد پيام 8 ماده اي
برنامه‌هاي ويژه بزرگداشت ياد امام (ره) در 22 مسجد تهران

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان