اشاره: انتخاب آیت الله العظمی خامنه ای به رهبری انقلاب و تدابیر ایشان و فراز و نشیب این سال ها موجب شده تا بسیاری از وجوه شخصیت ایشان از جمله نوآوری های فکری، دیدگاه ها در حوزه های مختلف تحت الشعاع قرار بگیرد. بر این اساس عدالتخواهی از این پس بر آن است تا بعضی از دیدگاه های منتشر نشده و کلیدی از معظم اله را در کنار نشر مجموعه موضوعی دیدگاه های ایشان در قالب مجموعه مردی که از نو باید شناخت را منتشر کند.
محل سخنراني: تالار رازي دانشگاه فردوسی مشهد(مراسم وحدت دانشجو و روحاني)
توضیح: بدنبال دعوت از همه قشرها و مخصوصاً از دانشجويان و طلاب ( به عنوان دو بازوي نيرومند و فداكار انقلاب) به تشكيل سمينارهايي كه به منظور ايجاد وحدت، ابتدا در تهران و قم و سپس در شهرهاي بزرگ دانشگاهي، مراسم و سمينارهايي در جهت تحقق هدف مزبور بر پا گرديد. نمازهايي به منظور "وحدت" به جماعت برگزار شد و سخنراني ها و گفتگوهاي مفيد و سازندهاي انجام گرفت، در مشهد نيز در مراسم بزرگداشت دومين سال شهادت حجت الاسلام حاج آقا مصطفي خميني فرزند برومند امام خميني، مجالس باشكوهي در سرتاسر اين شهر برپا بود. دانشگاه مشهد در اين روز، برگزار كننده مراسمي باشكوه بود كه با سخنراني استاد سيد علي خامنهاي پايان پذيرفت در اين گرد همايي در حدود 2000 نفر از طلاب حوزه علميه مشهد به عنوان تحكيم وحدت خود با دانشجويان و دانشگاهيان، شركت كرده بودند. جلسه در تالار رازي و صحن دانشكده پزشكي با شركت چندين هزار زن و مرد تشكيل گرديد.
بسم الله الرحمن الرحيم
همانطوري كه برادر بزرگوارمان اشاره كردند امروز يكي از خاطره انگيزترين روزهاي تاريخ ماست، آن روزي كه اين ملت از سر صبر و با دل فارغ بنشينند و خط منور اين مبارزه را از آغاز، پيگيري و تعقيب كند و نقاط برجسته آن را يكي يكي مورد ملاحظه قرار بدهند امروز را كه روز هجرت بزرگ هست از جمله حادثه سازترين، و تعيين كننده ترين روزهاي اين تاريخ خواهد يافت در طول اين جنبش از سال 42 كه مبارزه كنوني ما البته بر پايه، مبارزات گذشته اما در هويت و در ويژگيها مبارزهاي خاص و مستقل آغاز شد جابه جا به حوادثي برخورد ميكنيم كه در آن حوادث دست قدرتمند ارادهي انسان والا را و تآثير قاطع سازندهي اين اراده را بوضوح مشاهده ميكنيم. آن روزي كه جنبش از مركزي كه انتظار آن نميرفت از كانون گرم علمي قم و با پيشگامي و پيشقراولي مرداني كه جز در چهره علمي و منش تحقيقي شناخته نشده بودند و با دست اندركاري و صحنه گرداني امتي و ملتي كه سالها غبار سكوت و ركود بر روي آتش گداختهي هيجانهايش كشيده شده بود، آغاز شد.
مردمي كه براستي اين مبارزه را به شكل يك خط جنبش انقلابي قبول داشتند بسيار كم بودند بعد از آن هم هر چه اين مبارزه پيش رفت، هر چه بر اوراق اين پرونده زرين افزوده شد باز آن رسوبات فكري و ذهني كه بر جو ذهني جامعهي ما حكمفرما بود كمتر اجازه مي داد كه طبقه انديشمند امت ما و ملت ما احساس كنند و لمس كند و قبول كند كه اين خط يك جنبش انقلابي است. بهمين دليل طبقهاي كه بحق يا ناحق نام روشنفكر ر خود نهاده بود جدي به اين مبارزه نگاه نميكرد، ناباورانه اين مبارزه را تلقي مي كرد مبارزه بطور عمده مال قشرهاي متوسط و پائين ملت بود و مال جوانان دانشجو، و مال طلاب جوان و مال برگزيدگان از روحانيون بود. روشنفكر جماعت در طول اين 16 سال حاضر نشد تا اين مبارزه را يك جنبش انقلابي بشناسد.
فقط آن روزي كه چشمهاي نگران و كاوشگر روشنگران و روشنبينان جهاني اين قضاوت را نسبت به اين مبارزه انجام داد در روشنفكر بومي و سنتي ما هم طبق روال معلولش كه همه چيزش را از بيگانه مي خواست و مي جست، اين را يك جنبش انقلابي دانست.
اما مبارزه ملت ايران برهبري آن ابر مرد،اين خط ممتد را در ميان نگاه ناباورانه روشنفكران جامعه و باتكاء بر توده عظيم مردم پيمود. آن روزي كه اين مبارزه اوج گرفته بود بسياري ديگر هم بودند كه مبارزه را جدي نميگرفتند امام ما و رهبر ما ملت ايران روزي را در اين مبارزه و در صحنهي جهاني آن گذرانيد كه گروههاي مختلفي كه براي خود حق نظر و حق راي قائل بودند باتفاق كلمه اين مبارزه را رد ميكردند و تز امام را جدي نميگرفتند.
تز امام مبارزه سياسي بر عليه عظيمترين قدرتهاي جهاني يعني قدرت امپرياليسم آمريكا و مستحكم¬ترين دژهاي نگهبان آن در منطقه يعني دژ اين سلطنت پليد و اين رژيم نامردمي بوسيله تماس مستقيم با تودهي مردم بود. اين تز در ايران بطور بي سابقه انجام گرفت و در تاريخ مبارزات جهان هم در دهههاي اخير كم نظير بود. امام و رهبر امت با فاصلهي يك حزب و تشكيلات حتي با مردم خود سخن نگفت. روياروي، مبارزهي سياسي عليه عظيمترين قدرتها با پشتيباني خيل عظيم مردم، اين تز امام بود. و اين همان بود كه تمام گروههايي كه حق زير نظر براي خود قائل بودند آن را رد ميكردند. و اين همان بود كه بالاخره پيروز شد. عدهاي اين تز را رد ميكردند با اين بهانه و عنوان، با اين زبان كه مبارزه بدون توسل به نيروي نظامي امكان پذير نيست. عدهاي اين مبارزه را رد ميكردند كه مبارزه در شرايط كنوني امكان پذير نيست. آن دو در نقطه مقابل بود و شگفتا كه هر دو با تز امام مخالف بودند.
اما امام راحل اين مبارزه را قدم به قدم پيمود و تاكتيهاي او همه از يك اصل، يك شيوه، يك نوع اصول، يك روال در طول اين مدت پيروي كرد. تاكتيكهايي كه نشان ميداد كه در وراي آن يك نقشهي كلي و يك طرح كلي، يك استراتژي مستحكم وجود دارد. نه تاكتيكهاي زماني و روز به روز بدست آمده و انديشيده و اينان حاضر نبودند اين را قبول كنند، حاضر نبودند الگوهاي ذهني را از ذهن خود خارج كنند حاضر نبودند احساس كنند كه مردي از ميان ملت ميتواند راهي تازه باز كند، تزي جديد به دنيا ارائه بدهد، رسوبات ذهني نمي گذاشت و هر دو گروه دچار اين بليه و بيماري عظيم بودند.
آنهايي كه تز مبارزه نظامي را تعقيب ميكردند الگوهايي بيرون از اين مرز را مي ديدند، فكر مي كردند كه چون در فلان نقطه و فلان نقطهي عالم، ملتها و خلقهاي محروم و مستضعف با سلاح جنگيدند، ما هم اگر با سلاح نجنگيم نمي شود. و چون بنا بر فلان قانون ظاهراً علمي از مبارزهي نظامي ضرورت پيدا ميكند كه تخلف از اين قانون امكان پذير نيست.
و آن كساني كه معتقدند بودند مبارزه ممكن نيست و مفيد نيست به گذشتهي زندگي خود و تاريخ كوتاه خود نگاه مي كردند ناكامي ها را ميديدند علتهايش را نمي سنجيدند. اما ملت ايران و رهبر اين امت راه خود را شناختند، مبارزه را قدم به قدم پيش بردند و بالاخره در مقابل چشم حيرت زده همه مردم جهان به پيروزي رساندند من و شما خواهر و برادر، حق داريم عظمت اين پيروزي را امروز لمس نكنيم، اين را تاريخ خواهد فهميد. و امروز پيش از آنكه نوبت به تارخ برسد و ما در اسطورهها جا بگيريم مردمي كه دور از ما زندگي مي كنند، اين عظمت را با تمام وجود خود لمس ميكنند، آن كساني كه پيام دوستي و آشتي ملتهاي محروم را از جهان مستضعف عقب افتاده در طول چندين ماه براي برادران ايراني خود آوردند، از عمق انعكاس اين انقلاب در بيرون حرفها گفتند. معادلات جهاني، همه معادلات ديپلماسي با اين انقلاب به هم ريخت و امروز من و شما، ما ملت ايران بايد منتظر عكس العمل خشن و بسيار بي-رحمانه و قساوت آميز اين به هم ريختگي معادلات باشيم. امروز بايد منتظر ضربات باشيم، امروز بايد بپذيريم، قبول كنيم، باور كنيم كه دولتهاي سلطهجوي غربي بفكر آنند كه سياست اين انقلاب را و اين ملت را در يك انزواي عظيم قرار دهند، ما امروز بايد منتظر آن باشيم كه جلادان و جهانخواران و سلطهجويان، اين سگهاي ولگردي كه از اطراف اين سفره گستردهي بي صاحب بكنار رانده شدهآند در فكر ضربات انتقامي باشند. ما امروز بايد منتظر عكس العملل دشمنهايي باشيم كه از اين دندان كينه و بغض اين انقلاب و رهبر انقلاب و اين ملت را در جان خود و دل خود ميپرورند.
و اين بخاطر اين است كه اين مبارزه، همه معادلات سياسي جهاني را بهم ريخت، پس اين مبارزه يك جنبش انقلابي بود يك حركت عظيم بود، بي سابقه بود و در تاريخ مبارزات ملت ايران و در تاريخ مبارزات همهي ملتهاي مستضعف، يك نقطهي روشن و مثبت بود. قابل مقايسه با همه جنبشهاي عظيمي بود كه دگرگوني ها و تحولات بنيادبن را در زندگي اجتماعي بشر بوجود آورند. اين وضع مبارزه ما بود و امام ما و رهبر ما، قدم به قدم، مرحله به مرحله، تاكتيكهاي متناسب را براي پيشبرد اين مبارزه بكار گرفت. و امروز روز تجديد خاطرهي يكي از روشنترين اين مراحل و اين تاكتيكهاست. همه با خشم شديد شنيديد كه دولت بعثي عراق از حضور امام در آن كشور ابراز نگراني كرده و همه با حيرت شنيديد كه امام در يك لحظه تصميم گرفته است از عراق خارج شده و به سوي مرز كويت با ياران و دوستان و ملازمانش حركت كرده است و همه با شگفتي و با خشم شنيديد كه اين مرز، پيرو چند ساعت مذاكرهاي استثنايي ميان سران و تصميم گيرندگان دولت كويت بر روي امام بسته شده و امام برگشته و ناگهان همه شنيديد كه مرجع تقليد، عالم روحاني، بزرگ رهبر مبارزات ملت ايران در يك لحظه تصميم گرفته است به پاريس برود اينها آن لحظات نفسگير مبارزهي ما بود. اينها همان لحظاتي بود كه مبارزه ما را در تاريخ ثابت كرد، كلماتي كه مانند جويبارهاي خروشان، انگيزه و اراده و تصميم قاطع از حنجره رساي امام بيرون ميآمد و در سراسر جهان پخش ميشد ابعاد، گوناگون مبارزه ما را رسم ميكرد.
" از فرودگاهي به فرودگاهي خواهم رفت و پيام خود را به جهان خواهم رساند" عظمت و شكوه اين جنبش را در اين كلمات مردم جهان احساس كردند و مبارزه ادامه پيدا كرد و تاريخچه اين مبارزه در زمان و نسل ما نه ترسيم كردني است و نه درست دريافتني، اين مكال نسلهاي آينده است اين امتياز هم مال نسلهاي آينده است اين امتياز هم مال آيندگان از اين ملت است كه بنشينند اين مبارزه را يك جا مطالعه كنند. از تجربهي اندوختهي من و شما، از خاطرات ما كه اي بسا براي برخي آنها ارجي هم قائل نشديم، سرگذشت قهرماني يك ملت را بخوانند و بدانند و درك كنند، اين مربوط به خاطره عظيم امروز.
و اما بدور از خاطره من و شما برادر و خواهر مسلمان هم اكنون در يك لحظهي خاطره انگيز هستيم امروز هم مثل روزي كه امام هجرت كرد و مثل صدها روز خاطره انگيز ديگر براي آيندهي اين كشور، خاطرهانگيز و درساموز است شايد آن كساني كه در آن لحظه حساس در كنار امام بودند در لب مرز كويت يادآور آن لحظهاي كه امام از عراق حركت مي كردو ياد آن لحظهاي كه امام در فرودگاه پاريس فرود آمد نميدانستند كه اين ثانيهها، اين دقيقهها، اين لحظهها چه نقشي را در ترسيم تاريخ دارد؟ امروز اندكي همانها ميفهمند و شايد من و شما ندانيم كه اين جلسه ما، اين زمان ما اين لحظهي حساس ما در آيندهي تاريخ ما چقدر اهميت و عظمت خواهد داشت و چقدر تعيين كننده خواهد بود. ما امروز هم مانند ديروز و مانند سال گذشته و مانند بهمن 57 در لحظات حساس تاريخ و تاريخ ساز هستيم. آيا اين را درك ميكنيم؟ اگر اين را درك بكنيم رسالت ما بسيار سنگين است. اگر اين را درك بكنيم هر حركت ما، هر حركت كوچك ما حسابي خواهد داشت. اين را بدانيم كه هر حركت كوچك تك تك ما امروز در آيندهي مبارزهي ما يك دست رقم زن خواهد بود، رقم زن سرنوشت.
امروز روزي نيست كه ما به اين لحظات بسيار پر اهميت و تعيين كننده بي اعتنا باشيم زيرا كه ما هنوز در نيمهي راهيم، زيرا كه ما هنوز بايد مبارزه كنيم زيرا كه ما هنوز در مقابل دشمنها و دشمنيها قرار داريم.
دشمني¬ها و زيرا كه ما هنوز به مقصود خود نرسيديم مقصود ما فقط اين نبود كه سلطهي سياسي از سر ما برداشته شود اين يكي از مقاصد ملت ما بود. اين يكي از هدفهاي مبارزهي ما بود، از ميان برداشتن و برطرف كردن دست سلطهي سياسي، قطع كردن سلهي اقتصادي و قطع كردن سلطهي فرهنگي هم هست.
ملت ما كي ميتواند احساس كند كه مبارزهي او پايان يافته؟ آن وقتي كه اين مراحل را تمام و كمال پشت سر بگذارد. مادامي كه ما همچننان وابستگيهاي اقتصادي بسيار سخت داريم مادامي كه ما فرهنگ وابستهي استعماري داريم، مادامي¬كه ما همچنان در كورهي اخلاق سوزنده و گدازندهي استعماري داريم مي گدازيم، ماداميكه در جوي اسلامي و در جامعهاي اسلامي و توحيدي زندگي نميكنيم، بايد مبارزه كنيم. و چون بايد مبارزه كنيم پس بايد خوي و خصلت مبارزه را در خود حفظ كنيم و در خود رشد بدهيم و خصلتهاي ضد مبارزه را برداريم و ريشه كن كنيم. و اين است خط امام و اين است همان خطي كه گفتيم از سال 1342 شروع شد و بعضي سادهلوحان پنداشتند كه در سال 1357 تمام شده، اين همان خط است و ادامه دارد.
امروز مسئلهي خط امام يك مسئله است، برادران و خواهران دانشجو به حكم خصلتها و خصوصيات اخلاقي ويژهاي كه در محيط دانشگاه و محيط دانشجويي هست بيشتر نياز دارند كه به اين مسئله بينديشند. اين خط امام بود كه مورد انكار گروههايي قرار ميگرفت. امروز هم خط امام است كه راه نجات و رستگاري ملت ماست. اما تفاوتي كه با گذشته كرده اين است كه در گذشته گروههاي مختلفي به روشني و به راحتي و با جرات و گستاخي، اين خط را رد ميكردند. اما امروز پيدايش جريان سياسي نفاق، موجب آن ميشود كه گروههاي مخالف، آن را صريحاً و قاطعاً رد نكنند، بلكه بگويند ما در خط اماميم. حتي كساني را ديديم و شناختيم كه ايدئولوژي امام را قبول نداشتند، ايدئولوژي اسلامي را قبول نداشتند، ولي خود را در خط امام مي دانستند. گروهها همه مدعي خط امام اند. و ما لازم است اين خط را تعقيب كنيم. و ما لازم است اگر خوني در رگ ما هست و اگر نبض ما به غيرت مسلماني و انساني ميزند جانمان را در اين خط بدهيم و ما لازم است مبارزهمان را ادامه بدهيم. اما مقدمتر از همه اين است كه اين خط را بشناسيم.
امام بحمدالله زنده است و بحمدالله گوينده است و نويسنده است و بحمدالله در دل تودهها و دل مردم است. برج عاج را نميشناسد، قفل و بند و زنجير را نمي¬شناسد، از ملت خود جدا نمي¬شود، و با آنها در هر فرصتي و موقعيتي حرف ميزند. اينها سند ماست، سند غير قابل توجيه و تاويل، بگرديم به اين سند محكم.
آن كساني كه در گذشته اين خط را تخطئه كردند امروز حق ندارند در مقابل يك ملت بايستند. حق ندارند، نه اينكه حق قانوني ندارند، بلكه از لحاظ انصاف انساني در پشت يك تريبون غير رسمي، من روحاني و شماي دانشجو همآواز و همصدا معتقديم اينها حق ندارند خود را صحنه گردان و صحنهساز مبارزات و آيندهي اين مبارزات بدانند زيرا يكبار اشتباه كردند (صحيح است حضار) زيرا همان خطي كه آن را باور نميكردند ادامه يافت و به پيروزيئي كه آنها خوابش را هم نميديدند رسيد همان خطي كه از ميان اين همه مانع عبور كرد و ناكاني هاي گذشته را از خاطرهي اين امت زدود، و پيراهن سياه و غم مرگ سيد جمال الدين و كوچك خان و مدرس و مصدق را از پيكر اين ملت خارج كرد، و گرد و غبار عزاي اين عزيزان و ستارگان درخشان را از پيشاني اين ملت سترد. و خواب دو هزار و پانصد سال ضديت و نفرت با سلطنت كه اين همه هنر كرد باز هم حق دارد خود را رقم زن آيندهي اين مبارزه بداند (صحيح است حضار). با تشكر از برادراني كه تصديق ميكنند. من نميخواهم براي تصديق چيزي بگويم ميخواهم با هم مسئله را تحليل كنيم، مي خواهيم بشناسيم و بفهميم و اين خط امام امروز وجود دارد.
در ديدار ما با برادران دانشجويي كه در زمينهي سمينار وحدت ميان قشرهاي دانشجو و روحاني فعاليت و كار ميكنند. يا در زمينهي ايجاد وحدت ميان قشرهاي دانشجوي مسلمان، اين مسئله مطرح شد. بنده گفتم كه خط امام مشخصاتي دارد و اين مشخصات اگر چه آنچه را كه من مي گويم ريز نيست، كلي است. اما با همه كليت باز مشخص كننده است. خط امام در زمينهي هدف اين مبارزه، خط امام در زمينه موضع گيري اين انقلاب، اين مبارزه در برابر قدرتها، خط امام در زمينهي سربازاني كه اين مبارزه و انقلاب را به پيش خواهند برد. اينها چيزهايي است مشخص و روشن. خط امام در زمينه كلي روش اقتصادي و حكومتي كه بر مبناي اين مبارزه بايستي تاسيس بشود، خط امام و موضع امام در زمينه عناصر و عوامل دست اندر كار اين مبارزه، از قشرهاي مختلف دانشجويان، روحانيون، اصناف، كارگران و ... اينها چيزهايي است كه مبهم نييست روشن است. اينها را كنار هم بگذاريد تدوين كنيد،يك ايدئولوژي است. يك طرح و برنامه است، هيچ ابهامي هم باقي نمي گذارد، روشن است كه امام چه مي خواست تاكنون بكند و چه مي خواهد در آينده بكند.
آن كساني كه موادي از اين خط را قبول ندارند بهانهگيري نكند، هماني را كه قبول ندارند رو كنند، و ما مي دانيم كجاهاش را قبول ندارند.
آن آقاياني كه در كسوت روشنفكري، فرهنگ پنجاه ساله گذشته را باز هم مي خواهند نگه دارند و احيا كنند، ما مي دانيم كه از كجاي اين خط ناراضياند. و آن كسي كه در كسوت انقلابي ميخواهد پس ماندههاي تجربهي غلط درآمدهي قدرتهاي شرقي را به اينجا بكشاند، ما ميفهميم از كجاي اين خط ناراضي است. چرا حرف دلشان را نميزنند؟ چرا بي خود بهانهگيري ميكنند؟ موضع امام و موضع اين خط در قبال مسائل سياست خارجي آشكار است. امام معتقد است به حمات از همه مستضعفين، جبهه مستضعفين را امام اعلان كرد. بيشترين تكيهي امام در اعلان جبههي مستضعفين، بر روي مستضعفين جهاني بود، مستضعفين ملل جهان، امام معتقد است به حمايت از فلسطين، به حمايت از مسلمانهاي افغانستان، به حمايت از همهي جنبشهاي اسلامي در سراسر جهان. و امام معتقد است به حمايت از همهي جنبشهاي ضد امپرياليستي ولو غير اسلامي.
اين نقطهي روشن و خط روشن امام است. اين چيزي است كه در دهها پيام، مصاحبه، گفتار ميتوانيد ببينيد و این يك بند، يك فصل از موضع گيري خط امام است در مسائل خارجي.
در مسائل ديگر در زمينهي ارتباط با قدرتها: امام مخالف هستند با سلطهي هر قدرتي از قدرتهاي خارجي، چه غرب و چه شرق، در سياست ايران براي امام، آمريكا اگر مطرح ميشود و نامي از آمريكا آورده ميشود بخاطر اين آيه شريفهي قرآن است كه " قاتلوا الذين يلونكم من الكفار" آن كفاري است كه با شما روبرويند،با شما نزديكند اول به آنها بپردازيد اما بر اين معني نيست كه كم¬ترين گرايشي به سياستي كه به ظاهر سياست قطب رقيب آمريكا و در باطن سياستي مشابه سياست آمريكا براي ماست يعني سياست شوروي. به هيچ وجه .
امام اين فرمايشش، اين موضعش، بمعناي جانبداري ار اين سياست ديگر نيست. براي امام فرقي نمي كند.
البته توجه دارند برادران و خواهران كه امام را به معناي يك نفر، يك شخص در اينجا مطرح نميكنم. بمعناي سمبل يك خط، يك راه، يك مبارزه مطرح ميكنم. با هرگونه ساخت و پاخت با قدرتمندان و قلدران و زورگويان مخالف است.با هر عملي و هر منشي كه بوي وابستگي بدهد مخالف است. او معتقد به ملت خود است. يعني معتقد به انسان است، او معتقد به اراده است معتقد است كه خون بر شمشير پيروز ميشود و انسانها خون دادند. او معتقد است كه انسان براي پيروزي بر دشمنانش و براي فتح سنگرهاي ناگشوده بيشتر محتاج اراده و تصميم است تا محتاج تجهيزات جنگي و نظامي، و همين جور عمل كرد، و همين جور رفت و همين جور خواست و همين جور شد.
در زمينهي سياستهاي داخلي، نقطه نظرهاي امام روشن است، بنده احساس ميكنم ما احتجاج داريم به اينكه اين نقطه نظرها را بدانيم. اجازه بدهيد يكي از اين نقطه نظرها را مطرح كنم كه مسئلهي روز من و شما است و البته بقيه نقطه نظرها را تا آنجائي كه بشود، وقت اجازه بدهد، كم و بيش مطرح خواهم كرد.
اولين نقطه نظر عبارت است از وحدت نيروها. چه كسي مي تواند منكر اين موضوع باشد؟ امام آن روزي كه خطاب ميكند: وحدت كلمه، وحدت كلمه، مسلم است كه خطاب به يك گرايش خاص در جامعه نيست. اين كه وحدت كلمه نشد. امام خطاب ميكند به اين امت و از او وحدت كلمه را مي خواهد، البته وحدت كلمه در زير لواي اسلام، و ايدئولوژي اسلام و پرچم الله، يعني ايدئولوژي بيشترين انسانها و تصميم گيرندگان اين جامعه و جز اين وحدت معني ندارد. بالاخره بايستي در يك نقاط اصولي، مشترك شد. وقتي اين نقاط اصولي، ميان دو گروه با هم ضديت دارند، آن گروهي كه بيشترين انسان را، بيشترين انگيزه را، بيشترين اراده را در خود دارد او مقدم است. چارهاي نداريم، وحدت كلمه ميان گروههايي كه مبناي ايدئولوژي اسلامي را قبول كردند. اما آنهايي كه اين مبنا را قبول نكردند، آنهايي كه ايدئولوژي اسلامي را قبول ندارند (توطئه گرها را كار نداريم) آنهار ا هم دعوت مي :نيم بوحدت كلمه. مي گوئيم بيائيد، شما چه مي خواهيد مگر آرمان شما رهايي نيستۀ؟ رستگاري نيست؟ چه ميگوييد امروز اين ملت راه رستگاري خود را پيدا كرده، بياييد به ملت بپيونديد، و طبق تعبير و جملهي جاودانهي امام : "اي قطره ها به دريا بپيونديد"، به اين جويبار عظيم به پيونديد آنها هم بيايند وحدت كلمه داشته باشند.
چه لزومي دارد كه دشمنان با مشاهدهي يك گروهي كه فقظ ايدئولوژياش با اكثريت اين ملت مخالف است اميدوار بشوند كه ميان اين ملت جاي پايي دارند؟ چه لزومي دارد كه با دشمن شاد بشويم؟ چه لزومي دارد كه كاخ آرمانها و آرزوهاي يك ملت را متزلزل كنيم؟ بخاطر اينكه حاضر نيستيم از ايدئولوژي خودمان كه بر خلاف ايدئولوژي اكثريت قاطع اين ملت است دست برداريم پس وحدت كلمه مال آنها هم هست، آنها هم بيايند، آنها را رد نمي كنيم. نميگوييم برويد، اصول اسلامي و ضوابط اسلامي به ما نميگويد آن كساني را كه ايدئولوژي شما را نپذيرفتند، و با شما سر جنگ ندارند رد كنيد.
" لا ينهيكم الله عن الذين لم يقاتلكم في الدين و لم يخرجوكم عن دياركم ان تبروهم و تقطوا اليهم".
خيانت نكنند، توطئه نكنند، با ماسك انقلاب و شعار انقلابي، ضد انقلاب عمل نكنند. در معركههاي دشمن پديد آورده و در آتشهاي دشمن افروخته آتش افروزي نكنند و شركت نكنند. صادقانه بگويند ما ايدئولوژي اين ملت را قبول نداريم، اما در كنار اين ملت مي جنگيم، ملت با آنها آشتي خواهد كرد.
برادران و خواهران، اين را توجه داشته باشيد هرگز با يك فرد معتقد به ماركسيسم به عنوان اينكه به ماركسيسم معتقد است ما الان نمي جنگيم، به جرم عقيدهي او، اور ا نميكوبيم عقيدهي او مال خودش، مخالفت ما با آن گروههايي كه نام ماركسيست روي خودشان گذاشتند، به خاطر ماركسيست بودنشان نيست، اگر توطئه نكنند، اگر در معركهها و آتشهاي دشمن افروخته شركت نكنند، با آنها مخالفت نمي كنيم.
ما از اصول خودمان كه برنميگرديم. ما پانزده سال است كه داريم فرياد مي زنيم. ما پانزده سال است كه داريم اصول اسلامي را كه ضامن آزادي هاي انديشه و بيان و غيره هست بيان مي كنيم و تگرار مي كنيم. به اين آساني هم از اصول¬مان بر نميگرديم. اينها همان اصولي هستند كه اين مبارزه در سايه آنها پيش رفت و به اينجا رسيد. اينها مگر حرفي بود كه بگوييم و امروز از آنها برگرديم؟ اينها عمق ايدئولوژي ماست، اينها جزء جان ماست، جزء بافت وجود ماست، صرف نظر كردني نيست، الان هم ميگوئيم: ما با اصحاب ايدئولوژيهاي غير اسلامي بخاطر دارا بودن ايدئولوژي غير اسلامي هيچ جنگي نداريم. توطئه نكنند، در صف دشمنان ما قرار نگيرند، به طرف ما تير پرتاب نكنند. ما هم به آنها تعرضي نخواهيم داشت. اين صادقانهترين و منصفانهترين تعهدي است كه يك ملت مي تواند در مقابل جمعي كه ايدئولوژي او را قبول ندارد، بگويد و بكند و قرآن ما هم اين درس را داده امام ما هم بما اين درس را داده، امام هم مكرر فرياد زده: آن کسانی که با نام مارکسیست مخالفت می کنند، صحنه سازی می کنند، کارهارا از روال معمولی اش می اندازند، به حقیقت مارکسیست نیستند. مکرر امام این را فرموده همان طور که كساني كه با نام دموكرات بر عليه اين ملت و بر عليه آرمانهاي اين ملت دست به شمشير بردند البته به هيچ وجه دموكرات نبودند. استفاده از نام¬ها فريبي بيش نيست. استفاده از نامها و عنوان ها و تيترها آسان¬ترين كارهاست. اما يك ملت مي تواند فريب¬ها را بشناسد و ادعاهاي پوچ را تخطئه كند.
پس وحدت كلمه با اين مرز وسيع مورد نظر است. و اما گروههاي مسلمان: گروه¬هاي مسلمان همه بايد در زير يك پرچم و يك لوا در بيايند. اما مواظب باشند كه از اصول دقيق اسلامي تخطي نكنند. اگر تخطي كردند، وحدت كلمه امكان پذير نخواهد بود. ما دچار تنگ نظري نيستيم كه يك مقدار مخالفت ميان ايدئولوژي خود و ايدئولوژي وخاطب خود را موجب اين بدانيم كه با اين مخاطب نمي شود حرف زد. ايدئولوژي چيزي است مواج كش¬دار در زمينهي ايدئولوژي صد در صد مثل هم انديشيدن، شرط وحدت ايدئولوژي نيست، اما در اصول اساسي يكسان انديشيدن شرط وحدت ايدئولوژي است. در اصول اساسي در موضعگيري هاي اجتماعي و سياسي، در هدف مبارزه بايد يك جور فكر كنيم، يك جور ببينيم، اگر من و شما هدف يكجور ببينيم چگونه همسفر خواهيم بود؟ چگونه به هم اطمينان خواهيم كرد؟ بايد يكجور ببينيم. هيچ اشكالي ندارد كه در اين جادهاي كه داريم ميرويم بنده از اين حاشهي جاده بروم، شما از حاشيهي ديگر لزومي ندارد پشت سر من بياييد. مي توانيم از حاشيه جاده حركت كنيم اما به سوي يك مقصد، از يك راه، راه يكديگر را قبول داشته باشيم. اين شرط وحدت است. در مقابل توطئه گران شما چگونه عمل مي كنيد؟ مسلمان! اگر از توطئه اغماض مي كني، همسفر خوبي نيستي، همراه خوبي نيستي، در مقابل قدرت¬هاي خارجي و سلطه گران شما چگونه تصميم ميگيريد؟ اگر حاضريد تسليم يك سلطه و يك قدرت بشويد، شما همرزم و همراه خوبي نيستيد. اگر اين ملت و اين خط به سوي رهايي و رستگاري از همهي سلطه هاي جهاني پيش مي رود. چگونه مي تواني شما توي اين خط باشي، اگر اين رهايي و رستگاري را در اصول اساسي به اين شكل قبول نداري؟
اسلام در نخستين ومشخصترين بيانات و كلماتش انسان را به ذكر،يعني ياد الله دعوت مي كند. قرآن در اولين سورههايي كه بر پيامبر فرود آمده است اين سورههاي پرحماسه اين شلاقهاي آتشين كه بر دوش كرخ شده مرده و افسردهي آن جسمهاي از حال رفته و در خواب، فرود ميآمد و آنها را به يك شعلهي آتش بدل مي كرد: در سورههاي كوچك، از قيامت سخن گفته است، از بهشت و دوزخ حرف زده است، آيا شما برادر مسلمان براستي قبول ميكني، قبول داري كه پس از رفتن از اين جهان، جهان ديگري و زندگي ديگري هست يا نه؟
اگر قرار است شما همهي كلمات قرآن را در زمينهي قيامت تعبير دنيايي بكني، و حاضر نباشي اين را بپذيري كه اين جسم وقتي سرد و خاموش شد، زندگي تازهاي و ولادت جديدي را آغاز كرده، چطور ميتواني برادر من باشي؟ كه من گلوله دشمن را استقبال مي كنم به اميد لبخند زدن آن زندگي جاودانه.
در اصول اساسي بايد يكجور فكر كنيم والا همراه نمي توانيم باشيم. آخر وحدت فرمايشي نيست وحدت فرمايشي پوشالي است. وحدت طبيعي است كه پايدار و استوار است. اين يكي از پيامهاي امام، اين يكي از نقاط اصولي خط امام است، كه هي ميگوئيد خط امام و خط امام چيست؟ اسير خودخواهي نشويم. من نگويم كه چون شما بي اجازهي من حرف زدي پس ما با هم قهريم و حرف تو غلط است. يعني منصفانه و خدا بينانه و مومنانه، خود خواهيها و غرورها را در راهاي اصولي و اساسي در اين مبارزه دخالت ندهيم. در قضاوتهايمان دخالت ندهيم. اين معناي وحدت كلمه است. يعني انجمن فلان، به¬صرف اينكه با كارگر دانايي بوجود آمده، با كانون فلان بصرف اينكه با كارگردانان ديگري بوجود آمده خود را دو چيز و دو واحد ندانند. اسمهايتان جداست باشد، از جدا بودن و دو بودن نام¬ها نميترسيم، از دو گونه بودن دل¬ها مي ترسيم، اين¬ها ما را جدا از هم نبايد بكند. بزرگترين هنر اين مبارزه اين بود كه از ميان اين محوطهي وسيعي كه با جدارها و ديوارهاي نفوذ ناپذير، به مناطق كوچك تقسيم شده بود، اين ديوارها را برداشتيم، اين بزرگترين هنر اين مبارزه بود. اين ديوارهاي قطور را از ميان اين خانههاي كوچك و تنگ و باريك برداشت يك صحنهي وسيعي، يك قلمرو دل¬باز بوجود آورد. ما از نو آمديم باز ديوار ميچينيم، اين فاجعه است. امام مي گويد اين كار را نكنيد. وحدت كلمه يعني خود را دور از تنگ نظري ها در موضع طرف مقابل قرار دادن، و از نقطه نظرهاي او و از موضع او خد را نگريستن و عيوب خود را نيز ديدن، و اين خطاب به همه است و بدانيد بدون رودرواسي و بدون مجامله و الله اكبر شعار وحدت كلمه كه امام در صدها پيام روي آن تكيه كرده در ميان اين ملت پياده نشود، اين مبارزه شكست خورده است. به شما گفتم كه امروز دشمنان شكست خورده و زخم ديدهي ما در صدد توطئهاند، امروز رو شده، بر ملا شده، نه به عنوان يك شعار و احساسات نه به عنوان يك حرفي كه توي سخنراني بايد گفت، بعنوان يك اطلاع، سياستهاي بزرگ غربي درصدد آنند كه ما را در انزوا قرار بدهند. در صدد آنند ما و مردم ايران را در يك محاصره قرار بدهند، قدرتهاي مرتجع را بجان ما بياندازند. عمليات ايذاييشان را ادامه بدهند. راه تنفس را بر ما ببندند.
آيا ما در مقابل اين ضربات از بين خواهيم رفت؟ آيا ملت ايران در برابر اين توطئهها شكست خواهد خورد؟ چوابش چيست؟جوابش بسته به آن است كه آن ديناميك كه مبارزه و حركت ما داشت را از دست بدهيم يا نگه داريم، آن ديناميسم، اسلام بود، ايدئولوژي اسلام بود، تودهاي و مردمي بودن مبارزه بود، وحدت كلمه قشرها بود و در راس همه و پيشاپيش و همسان كنندهي اين شرايط، والائي رهبري است، ما اگر اينها را داشته باشيم شكست نمي خوريم، امروز دنيا پيش از آن دچار تضاد است بتواند با ملتي كه مصمم، راه خود را شناخته است و تعقيب ميكند و آنهم در اين نقطه استراتژيكي بسيار خطير جهان، مبارزه را تا آنجا برساند. امروز دنيا عاجز تر از آن است كه بتواند 36 ميليون جمعيت را بيش از اين با او لجبازي كند. اما عاجز از آن نيست كه اين ملت را از صورت يك ملت خارج كند. در اين عاجز نيست، اين كار را مي تواند بكند و اگر كرد، اين ملت ديگر آن مشت مبارز فرو پيچيده نيست و همه كار را مي شود باان كرد.
جوان¬هايي كه امسال آمديد دانشگاه! دختر و پسري كه امسال براي اولين بار دانشجو بودن را داريد احساس ميكنيد اين را به شما مي گويم، گروه گرايي نكنيد. جذب گروهها و جمعيتها نشويد. شما مال ملت ايران باشيد. اگر گروه ها حاضر نيستند متعلق به ملت ايران باشند و شما برادران و خواهران صديق و مومن و مبارز در سطح دانشكده ¬¬های مشهد كوشش كنيد كه اين پيام امام را بدرستي بفهميد. چيز دشواري نيست، قابل فهم است. قابل لمس است، قابل عمل كردن است. ميان دانشجو و قشرهاي ديگر، ميان روحاني و دانشجو و ميان دانشجو با يكديگر، آن تفاهم، آن همصدايي، آن هماهنگي، آن محبت، آن تبادل فكر، ضامن پيروزي اين ملت است. اين موضع مشخص، خط امام اين است، همهي كساني كه يك ديوار دورشان ميكشند، آن گوشه ميايستند. از خط امام بيرونند. يعني صد در صد نمي توانند ادعا كنند كه بر روي خط امامند، بدليل همان ديوار، چون امام آن ديوار را برداشت.
هيچ بهانهاي نمي تواند موجب بشود كه ما اين فضاي وسيع و دلباز را قطعه قطعه وجب به وجب تقسيم كنيم، اين فاجعه است. و امروز شما هستيد كه بايد بار تداوم اين مبارزه را بر دوش بكشيد، شما نسل جوان، نسل دانشجو و نسل جوان روحاني، و امروز، اين مجلس با عظمتش و با حضور قشرهاي عظيمي از مردم و با حضور بسيار چشمگير دو قشر دانشجو و روحاني كه برادران روحاني ما، گويا در محوطهيي بيرون سالن حضور دارند، ميتواند براي ما مبدأ تحولي در جهت درست انديشيدن باشد در اين مسئله بزرگ، بهم نزديكتر ششويم دست هم را صميمانه تر بفشريم، از خودخواهيها يكقدري خارج شويم و آيات قرآن را يكجا قبول كنيم، با هم قبول كنيم، قرآن كريم به ما دستور مي دهد در مورد موضعگيريهاي اجتماعي، يكجا بما ميگويد: واعتصموا بحبل الله جميعاً و لا تفرقوا. و تاكيد ميكند: و اذكروا نعمه الله عليكم اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم باخواناً و در جاي ديگري مي گويد: " و لا تنازعوا فتفشوا و تذهب ريحكم" و يك جاي ديگر "انما ينهيكم الله عن الذين قاتلوكم في الدين و اخرجوكم من دياركم " آن كساني كه بجد نشستهاند تا با شما مبارزه كنند، تا گردونه مبارزه و انقلاب شما را متوقف كنند، هم پيمان نشويد، با آنها آشتي نكنيد، با آنها همدل نشويد.... تشكيل سمينار مشترك ...بسيار چيز جالب و خوبي است. اما سمينار مشترك وسيلهاي براي انديشهي مشترك و راه مشترك است. هر يك از دو قشر ويژگي¬ها و خصوصياتي دارند كه در جاي خود بسيار ممتاز و قدر دانستني است. آنها را از هم¬ديگر فرا بگيرند، خصوصياتي دارند كه مخصوص خودشان است و در مقابل كمبود او را در طرف مقابل مشاهده ميكنند، او را به طرف مقابل بدهند. سعي كنند انديشههايي را كه در طول ساليان دراز، دست استعمار در زمينهي شناخت قشرهاي اجتماعي بما داده، تحميل بر وضع جديد و نوين جامعهي ما نكنند. دست استعمار در طول ساليان دراز معرفتهاي دروغ و غلط به ما داد، و اين معرفت¬هاي غلط جزئي و از همان فرهنگ غلط توطئه گرانهي استعمار است كه قبلاً به آن اشاره كرديم و گفتيم آزادي ما آن وقتي تامين خواهد شد كه سلطهي فرهنگي هم بدنبال سلطهي اقتصادي از بين برود. باورهاي غلط، تصورات غلط، تصور روحاني از دانشجو و دانشگاه، تصور دانشجو و دانشگاهي از روحاني، تصور هر دوي آنها از قشرهاي متوسط تصوراتي غلط است البته اين به ميزان زيادي درست شده، تا حدود زيادي اين قشرها بهم نزديك شدند، و من بايد از آن برادراني و خواهراني كه در جريانات ده ماه و نه ماه پيش در مشهد با ايجاد آن تحصنها و جلسات مشترك، موجبات اين نزديكيها را و آشنائيها را هر چه بيشتر فراهم كردند به عنوان يك فرد، فردي كه علاقه مند با اين مبارزه است صميمانه تشكر كنم. و من فراموش نميكنم آن جلسات گرم، آن گردهمائيهاي باشكوه و پرمعني را كه در دانشگاه مشهد تشكيل ميشد. و برادران و خواهران، از گروهها و قشرهاي مختلف، كنار هم سخن واحدي را ميشنيدند و قضاوت واحدي داشتند و حركت واحدي داشتند و مبارزه مي كردند. و ديديد كه اين مباره پيروز شد. اما آن مقدار وحدتي و هم ساني و همگامي كه تا امروز بوجود آمده تجربه بايد داشت كه كافي نيست، اين كم است. اين را بايد تكميل كنيم. يعني يك قدري بيشتر بايد درهم تامل كنيم و به ديدهي تعمق بنگريم. هنوز درست يكديگر را نميشناسيم. اگر درست قشرها يكديگر را ميشناختند، زمينه براي شايعه پردازي بدخواهان و دشمنان پيش نميامد. و ميبينيد كه چقدر زمينه سازي هست و چقدر شايعه پردازي هست. اين براي خاطر اين است كه هنوز برادران همرزم آنچنانكه بايد، با يكديگر آشنا نيستند. اين تفاهم ها را بيشتر كنيد. اين آشنائي ها را بيشتر كنيد. در زمينهي مسائل بسياري سخن گفتني است. فهرستي يكي از برادران در جلسهاي كه داشتيم به¬عنوان سئوال براي روشن شدن خط امام مطرح كرد. قصدم اين بود كه در پاسخ به آن سئوالها امروز اينجا بحث كنم. در يكي دو نقطه نظر امروز بيشتر نتوانستم بحث كنم و وقت تمام شده است. يك سري سئوال هم آمد. كه اين سوال ها را بايد جواب بدهم.... جلسات مشترك تشكيل بدهيم. جلسات با هدف، جلسات منضبط، در چارچوب خاصي بحث كنيم. مانعي ندارد، چارچوب بحث اين جلسه مثلاً اگر محدود است و احساس ميكنيد كه اشباع نميشويد بحث را تجديد كنيد. اما چارچوب بحث ها را مشخص كنيد تا بتوانيد به نتيجه برسيد. در مدرسههاي علميه، در دانشگاه، در مساجد دور هم جمع بشويد اجتماعتان را، گرد همآئيهايتان را كه نشانه و وسيلهي وحدت واقعي و قلبي و فكري خواهد بود زياد كنيد. ما در برابرمان حوادثي كه دشمن در برابر آن حوادث ميتواند توطئه كند بسيار داريم. امروز همانطور كه گفتيم هر لحظهاي از لحظات و حتي همين لحظهاي كه ما داريم صحبت ميكنيم در آينده از لحظات خاطره انگيز خواهد بود. از اين لحظهها به آساني، با سهل انگاري عبور نكنيد. اين لحظهها بسيار حساس و مهم است اين لحظهها را از دست ندهيد.
ما امروز در دوران انتقاليم، انتقال از يك فرهنگ عميق ريشه داري در روح و جان مردم و در خلقيات و خصلتهاي مردم ما، فرهنگ طاقوتي، فرهنگ استعماري، فرهنگ ديكتاتوري و استبدادي، فرهنگ تبعيض، فرهنگ باور تبعيض، به سوي جامعهاي كه در آن جامعه الله حكومت مي كند، توحيد حكومت مي كند. تبعيض وجود ندارد تلاش و مبارزه به صورت مبارزهي مثبت و بصورت مسابقه در خيرات خواهد بود. ما در حال انتقال از آن دوران به اين دوره هستيم. البته به دستگاه هاي اجرائي موجود به چشم دستگاههاي اجرائي ايده آل اسلامي نگاه نمي كنيم. اين چيز واضحي است نه ادعا ميكنيم و نه توقع داريم كه كسي قبول كند و بپذيرد كه سيستمهاي حاكم بر جامعهي ما سيستمهاي صد در صد اسلامي است. اعتراف داريم كه اينها هيچ كدام بصورت كاملا و ايدهال اسلامي نيست. و هنوز به سوي جامعه اسلامي و توحيدي راه بسياري داريم. اما معتقديم كه در آن جهت و در آن خط داريم حركت مي كنيم و بايد حركت كنيم. كشمكشها را هم داريم ميبينيم و احساس ميكنيم، انگيزهي مخالفها را هم خوب ميفهميم، و بالاتر از همه و خطرناكتر از همه، تلقينات همان فرهنك استعماري و سلطه طلبانه را هم مشاهده ميكنيم، پس بايد تلاش كنيم و پيش برويم. اين سمينارها را تشكيل بدهيم، اين جلسات بحث آزاد را تشكيل بدهيم، با بلند نظري و بزرگ منشي همچنانكه قرآن گفته است: " اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما " با آنچه كه صد در صد بر طبق انديشهي ما نيست برخورد كنيم. در هر حال بياد الله باشيد، ذكر الله را فراموش نكنيد. +يعني در ياد داشته باشيد كه ما در اين مبارزه به سوي جامعهي الهي و توحيدي داريم حركت مي كنيم. و معنويت اسلام و روح اسلاح، ضامن پيروزي اين مبارزه است. و بالاتر ضامن رستگاري انسان و انسانيت است. اين را فراموش نكنيد هاي و هوها، جنجال ها، هوچيگري ها، استفاده از تيترها و نامهاي درخشنده براي به خورد دادن غلطترين حرفها و انديشهها ما را دستپاچه نكند. خيال نكنيم كه در مقابل هوچيگري بايد هوچيگري كرد، اين اشتباه است، خيال نكنيم در مقابل فريب و نيرنگ بايد فريب و نيرنگ بكار برد. كار مثبت كنيم، كار سازنده كنيم، با قرآن،با حديث، با احكام اسلام، با روشهاي اسلام، با تاريخ اسلام بيشتر آشنا شويم. و بر روي سخنان حكمت آموز امام و رهبر اين امت بيشتر مطالعه كنيم. انها جهت دهندهي ماست،آنها فلش حركت ما و مبارزه ما را مشخص مي كند، اجازه مي خواهم از برادران و خواهران كه عرايضم را پايان بدهم بعد از آنكه به اين چند تا سوالي كه رسيده پاسخ داده باشم،
بخش دوم
نظرات کاربران :