|
« الآن اینهایى که انحراف دارند مشغول فعالیت هستند [...] ممکن است یکى از آنها تسبیحى دستش بگیرد و ریش هم بگذارد و در حضور شماها نماز هم بخواند و اینطور چیزها. شما باید فکر بکنید که این سابقهاش چى بوده، چه کاره است. و وقتى هم که وارد مىشود در- فرض کنید- مجله شما چه مىخواهد بکند، چه کارى مىخواهد بکند. انتخاب افراد خیلى امر مهمى است براى مطبوعات[...] اینها مىخواهند که راه را به طورى که کسى متوجه نشود[...] منحرف کنند [...] اگر یک کسى افکارش قبلا منحرف بوده، حالا بیاید به شما ادعا بکند که خیر، من برگشتهام، ما باید قبول کنیم، اما نباید او را مجله نویس کنیم. [...] براى اینکه ما نمىدانیم که- به حسب واقع که ما نمىدانیم که- این آدم توبه کرده یا این آدم مىخواهد با این کلمه «توبه» ما را بازى بدهد[...] اینطور نباید که ما خوش باور باشیم. خیلى از اشخاص هستند که تمام حرفهایشان حرفهاى اسلام است، تمام حرفهایشان حرفهاى نهج البلاغه است، و تمام حرفهایشان حرفهاى قرآن است، لکن مسیرشان این نیست[...] حتى اگر یک توبهاى کرد که همه ظواهرش هم درست بود، اقتدا هم به او بکنیم در نماز، اما نمىتوانیم ما یک چیزى که امانت لازم است در آن، دیانت لازم است در آن، دست این بدهیم. بدتر از همه همین مجلات است، و همین مطبوعات است[...] نمىتوانیم ساده دلى به خرج بدهیم که خوب، حالا این آدم، اسلام گفته. قبول کنید شما، ما هم قبول کردیم. اما اسلام نفرموده حالا که قبول کردید مقدّرات خودتان را دست این هم بدهید. صحیفه امام، ج13، ص 471 تا ص 475
|
نظرات کاربران :