آنان که امام را پذیرفتند
اسلام قیام را پذیرفتند...
می گفت در این زمانه ای مردم!
ننگ است چنان کلاف سر در گم
آن پیر قلندر جمارانی
می گفت زروز های طوفانی
می گفت عبور کار مردان است
روشنگر راه حق نوردان است
ای خسته دلان که درد دین دارید
سر بر روی زانوی زمین دارید
امروز دگر تقیه جایز نیست
بی خطبه ی شقشقیه جایز نیست
در آتش و خون سمندری باید
در دشت جنون قلندری باید...
ما پیرو راه و رسم ان پیریم
باید که سلاح گرم برگیریم
باید چو امام خویش سربازیم
تا شام زمانه را سحر سازیم...
ایمان دارم که نا جوانمردیم
گر از سر عهد خویش برگردیم...
گفت عاشق از بلا نپرهیزد
از ساقی کربلا نپرهیزد
من رندم از بلا نپرهیزم
در آتش و خون به رقص برخیزم
آن ساقی تشنه،تشنه ی یاری است
آری،عطشش به خون من جاری است...
اینک دشمن زبان دراز آمد
آن راه که رفته بود باز آمد
باز آمد تا زما عنان گیرد
نگزاریمش دوباره جان گیرد...
باز آمد و فتنه زیر سر دارد
غافل که خلیل ما خبر دارد
غافل که بسیج را هلاکی نیست
از جبهه بوق جنگ باکی نیست
چون دست خدا فشرد دستم را
نظاره نمی توان شکستم را
بر دشمن هرچه هست بر من نیست
خذلان و غم شکست بر من نیست
من دست خدا در آستین دارم
چون صاعقه خشم راستین دارم...
دستی که به یاری خدا خیزد
تک نیز بود از او صدا خیزد...
یک جان به شعله مبتلا دارم
این داغ ز خاک کربلا دارم..
من سرخ ترین زبان فریادم
از بخشش هر دو عالم آزادم
ی رهبر حق شناس و آگاهم
تا لحظه مرگ با تو همراهم
لحظه فریاد چرا خامشید؟
http://www.edalatkhahi.ir/006546.shtml#more
در كجا بوديد هنگام نبرد؟
http://www.edalatkhahi.ir/006381.shtml
چه ها كردند احزاب سياسي؟ / به غير از نقض قانون اساسي
http://www.edalatkhahi.ir/006407.shtml
زبان گر نگويد ز حق، لال باد
http://www.edalatkhahi.ir/006474.shtml
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
http://www.edalatkhahi.ir/006597.shtml
نظرات کاربران :