پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

محمدمهدی دادمان
نبایدهای مبارزه  (ويژه)  

پس از انقلاب اسلامی که فضا برای ورود جریانهای انقلابی به عرصه سیاسی گشوده شد و به میدان چالشهای حکومت دینی وارد شدند پدیده نفاق نیز رخ نمود. باید گفت این ویژگی یک جامعه دینی، به خصوص در هنگام اسلامی بودن حکومت است که جریان­ایی، نقاب نفاق به چهره زده و با فریب مردم و حاکمان مسلمان به عرصه قدرت ورود میکنند.

  
 
شنبه 7 فروردینماه 1389  

 

پس از انقلاب اسلامی که فضا برای ورود جریانهای انقلابی به عرصه سیاسی گشوده شد و به میدان چالشهای حکومت دینی وارد شدند پدیده نفاق نیز رخ نمود. باید گفت این ویژگی یک جامعه دینی، به خصوص در هنگام اسلامی بودن حکومت است که جریان­ایی، نقاب نفاق به چهره زده و با فریب مردم و حاکمان مسلمان به عرصه قدرت ورود میکنند.


بنابراین در این سالها همیشه جلوه ­هایی از نفاق فرصت بروز اجتماعی یافتند. شاید بتوان مجاهدین و بنی صدر را اولینهای این عرصه نامید که با تدبیر امام از صحنه سیاسی کنار زده شدند. پس از کنار رفتن آنها و سایه افکنی جدی تر جنگ بر کشور، فضای جامعه چنان انقلابی و دینی گشت که دیگر گروههای آلوده به نفاق فرصت بروز نیافتند. هرچند بسیاری معتقدند که بعضی از جریانهای درونی انقلاب نیز از همان ابتدا به چهره، نقاب نفاق زده­ بودند، اما ما به دلیل عدم اثبات چنین ادعایی از بررسی آن صرف نظر خواهیم کرد.

پس از جنگ و با آغاز دوره سازندگی عصر ضعیف شدن ایمان­ها، منقلب گشتن دلها و استحاله شدن اندیشه ها رسیده بود. گروهی از انقلابیون دیروز به صورت تدریجی و در عمل و فکر، باور خود به آموزه ­های مکتبی امام را از دست میدادند و این، به معنای فراهم گشتن زمینه ای برای به وجود آمدن جریانهای نفاق آلود جدید بود.

این بار، ماجرا بسیار پیچیده ­تر مینمود؛ انقلابی های فرسوده استحاله خویش را باور نکرده و با ابزارهای تبلیغاتی از گسترش طبیعی آگاهی مردم نسبت به این نفاق جدید جلوگیری میکردند. حال، اگر بپذیریم که نابودی نفاق تنها از مسیر آگاهی مردم و جامعه نسبت به ماهیت نفاق آلود آن ممکن است، باید پاسخ دهیم که مردان امروز انقلاب چه باید میکرده و بکنند؟ از طرفی سابقه انقلابی آنها بود و از طرفی رفتارهای به ظاهر عقلایی امروزشان. از طرفی تصویر ذهنی شاخته شده از آنها در ذهن مردم، راوی یک قهرمان انقلابی پیرو خط امام بود و از طرف دیگر، آنها با خسته دلی از آرمانهای انقلاب مشغول قلب و  استحاله سیرت نظام بودند. البته باید یک بار دیگر تاکید کرد که نفاق در همه افراد وجود دارد و گسترش آن در وجود هر فرد سیری تدریجی و طبیعی  دارد. این نکته از آن رو مهم است که اولا گمان نبریم همه جریان­های منتقد شبیه هم هستند و دوما دقت کنیم تا رفتارهای ما باعث تند شدن سیر تدریجی گسترش نفاق در درون دیگران نشود.

این چنین بود که نخبگان مدافع انقلاب به میدان مبارزه آمده و گاهی بر اثر عصبانیت و غیرت دینی از حریم آموزه های اسلامی متجاوز میگشتند. آنها میخواستند مردم را نسبت به ماهیت نفاق جدید و انقلابی دیروز آگاه کنند، اما ماجرا به این روشنی نبود.

حال سوال ما این است: چه باید کرد تا هم با این نفاق جدید که امروز گستردگی اجتماعی و پیچیدگی بیشتری یافته مبارزه کرد و هم مبارزه مان در چهارچوب اسلام ناب امام باشد؟ شاید پاسخ به این سوال چنان سخت باشد که از طاقت من دانشجو گزافتر آید، اما به گمان نگارنده میتوان با رجوع به سخنان رهبری و دیگر علما، « نبایدهای این مبارزه » در این عرصه را تبیین کرد. باید توجه داشت که هدف این نوشتار یک نقد درون گفتمانی است و ما منکر خطاها و جرمهای بزرگتر دیگران نیستیم:

اول: آدرس عوضی!

یکی از سوالات جدی آن است که روش شناخت منافق چیست؟ باید اصل را بر برائت گذاشت و یا بدبینانه نگریست؟

هرچند که به دلیل حساسیت موضوع نمیتوان در این عرصه تنها با خوش­بینی جلو آمد، اما باید توجه داشت که دچار بدگمانی نشویم. نمیتوان با اولین نشانه در انحراف فکر یا خطای سیاسی، آخر داستان را نتیجه­گیری کرد. البته به تعبیر رهبری برای چنین تشخیصهایی نشانه هایی وجود دارد و چنین نشانه ای باید موجب سوءظن ما باشد:

«هركسي كه دشمن، از كار او استفاده ميكند، مورد سوءظن قرار ميگيرد. «مورد سوءظن قرار ميگيرد» يعني چه؟ يعني آيا حتما منافق است؟ نه، چون ممكن است كارهايي از روي غفلت انجام بگيرد. يك نفر كاري را انجام ميدهد، بد هم هست، آن دشمن صريح هم از او استفاده ميكند، اما آن كننده كار از روي غفلت، اين كار را انجام ميدهد. نميشود گفت «منافق». عرض كردم. اول بحث هم. ما نبايد معياري در دست بگيريم و مرتب اين متر و معيار را روي افراد، امتحان كنيم و مرتب بگوييم: اين منافق، او منافق! اين كه نميشود.»<!--[if !supportFootnotes]-->[i]<!--[endif]-->

خطر دیگر در این حوزه، استفاده غیر متناسب از آیات و روایات میباشد. گویی ما یاد گرفته ایم که آموزه های دینیمان را خیلی سریع مصداقیزه کنیم. البته منظور آن نیست که خود را از این رحمتهای خداوند محروم کنیم، بلکه سخن، سر نقد نوع استفاده از اینهاست. این انتقاد به طور خاص به جریان دانشجویی و سیاسی وارد است که بدون تسلط به ابزارهای فهم دینی به تفسیر و تاویل دست میزنند. گویی رهبری هم هنگامی که مشغول تبیین پدیده نفاق بودند، چنین خطری را دیده و اعلام کردند:

«ما كه مسئله نفاق را مطرح ميكنيم و راجع به منافق و منافقين حرف ميزنيم، منظورمان اين نيست كه هركسي فوراً در ذهنش اين معنا بيايد كه مبادا فلاني منافق باشد، مبادا فلان كسها منافق باشند؛ مرتب با توهم نفاق، افرادي را از دايره مؤمنين خارج كنند. اين اصلاً مراد نيست و نبايد هم اين كار بشود. متوجه باشيد كه از هر معرفتي، از معارف الهي و قرآني استفاده بهترين بشود. استفاده بهترين اين است كه اولاً انسان، خود را مصونيت ببخشد؛ چون هر علمي واطلاعي مصونيتي به انسان ميدهد. آن هم علمي كه از قرآن گرفته شده و معارف نوراني قرآني باشد. ثانياً جامعه اي مثل جامعه ما كه در يكي از پرنشاط ترين ادوار خود زندگي ميكند. در جامعه ما خمودگي، يأس و ترس از دشمن نيست؛ اين­ها امتيازات خيلي مهمي است.
خيلي از جوامع هستند كه حال ايستادن براي منافع خودشان را ندارند، بعضي هم اگر حالش را داشته باشند، اميد اين را ندارند كه به پيروزي برسند- به خاطر تجربه هاي گذشته مأيوسند- اگر احياناً اميدي هم داشته باشند، از دشمني ها و دشمنها هم ميترسند.
در جامعه ما هيچ يك از اين آفتها نيست؛ مردم ما از آمريكا نميترسند، از مجموع آمريكا و شوروي هم كه يك روز بودند، نميترسيدند؛ از درياي دشمن نميترسند، نااميد هم نيستند. چون اين ملت در سخت­ترين اوضاع- يعني در دوره پادشاهان، آن هم در بدترين دوره هاي پادشاهي كه دوره پنجاه ساله قبل از انقلاب اسلامي است؛ دوره پهلوي، دوره سياه، اختناق، استبداد، دوره دروغ، فريب و وابستگي به بيگانه، دوره نفوذ تحقيرآميز بيگانه ها- تجربه كرده است.
اين ملت در چنين دوره سياه و ننگيني توانست حصارها را بشكند، خورشيد را فروزان كند و چنين عظمتي را براي خودش به وجود بياورد. بنابراين تجربه ما به ما اميد ميبخشد. در ملتي با چنين شرايطي بايد هوشياري وجود داشته باشد- هوشياري در مقابل دشمنهاي گوناگون- و بدترين دشمنها آن دشمني است كه پوشيده و نقابدار است؛ دشمني او معلوم نيست- يعني از جمله منافق- بنابراين از اين جهت هم فهم مسأله نفاق و منافق، مهم است.»

دوم: خط قرمزی به نام شرع مبین

آیا هنگام متوسل شدن به دروغ، تهمت یا خشونت بی حساب و کتاب<!--[if !supportFootnotes]-->[iii]<!--[endif]--> نمیدانیم که اینها، کار غلطی است؟ آیا نمیفهمیم که اثرات تکوینی چنین گناهانی اصل انقلاب ما را تهدید مینماید؟ البته در میان نیروهای انقلاب هم افرادی هستند که یا به انگیزه قدرت طلبی و یا با توجیه های بی معنای شرعی که ناشی از نگاهی ماکیاولی میباشد آگاهانه به چنین اعمالی دست میزنند. یقینا باید با چنین افرادی برخورد شود، اما تعداد آنها اندک است و مخاطب سوال بنده جمع کثیر مومنان هست. اگر کسی دغدغه دینداری داشته باشد پاسخی به جز آری برای این سوالها ندارد. او یقینا میداند که به تعبیر رهبر انقلاب « اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است.». بلکه به یقین این دغدغه ها در مخاطبین چنین نوشته­ای بسیار بیش از نگارنده پر ادعای آن است؛ که شاهد مثال این امر، حضور گسترده افراد در جلسات معنوی یا اخلاقی می­باشد. پس مساله کجاست؟

اول از همه علت­العلل همه آفات اخلاقی یعنی وسوسه شیطان و نفس به حب دنیا  میباشد که «حب الدنیا راس کل الخطایا.». با رجوع به سخنان بزرگان، چنین میفهمیم که راه رهایی از این وسوسه ها بازگشت به سمت خداوند از مسیر معرفی شده از سوی خود او و دست به دامان معنویت اسلامی شدن میباشد.

اما دوم دلیل را باید در مدل تربیت عنصر سیاسی، به خصوص در جریانهای انقلابی جست. نیروهای سیاسی ما بسیار زودتر از حد لازم به یقین راجع به رخ دادن یا ندادن یک پدیده میرسند. ما عادت نکرده ایم که دور و اطراف یک خبر را بررسی کنیم. بلکه با شنیدن اولین نقل یا دیدن اولین سند به صداقت یک خبر یقین پیدا کرده و مشغول نشر خبر میشویم. گاه حتی ماجرا خنده دارتر از این حرفها هم میشود. یعنی بدون درنظر گرفتن مدل پیچیده رفتاری یک انسان، 4 رفتار یک فرد یا حتی 4 خبر غیر دقیق و غبر موثق _ که گاهی تنها دلیل اعتماد ما به صحت چنین اخباری، گوینده و اتصال­های حقوقی اوست. _  را کنار هم قرار داده و به یک تحلیل قطعی و خدشه ناپذیر از دید خود میرسیم. ماجرا آن­وقتی دردناکتر است که این تحلیل به قاتل بودن، کمونیست بودن یا دزد بودن یک نفر میرسد. آن وقت است که با افتخار گمان میبریم با بصیرتی مثال نزدنی توانسته ایم حقیقت را کشف کرده و به بی بصیرتی دیگرانی که چنین نتیجه­ای را نمیپذیرند تاسف میخوریم!

بعد هم به خودمان اجازه داده و بلکه تکلیف خویش میبینیم که برای آگاه کردن مردم، افشاگری کرده و آن اخبار یا تحلیلها را رسانه ای کنیم! آنهم در حالی که ما هنوز در راست بودن اصل ماجرا به یقین نرسیده ایم. رهبر انقلاب این حساسیت را  حتی در مورد نقل یک متهم در دادگاه نیز دارند. اعترافهای متهمان حوادث اخیر راجع به دخالتهای افرادی دیگر، برای ما جای هیج شک و شبهه ای نگذاشته بود که آنها هم باید محاکمه شوند. اما ایشان در اینباره فرمودند:

« به اخلاق خودمان هم برسيم؛ به اخلاق خودمان هم برسيم. اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهيم. من هيچ موافق نيستم با اينكه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهيم. اين عادات را از خودمان بايد دور كنيم. اين­كه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هاى گوناگون ارتباطى - كه امروز روزبروز هم بيشتر و گسترده ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و پيچيده ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر ميشود - روشى را در پيش گرفته ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند براى متهم كردن يك­ديگر، اين چيز خوبى نيست؛ اين چيز خوبى نيست، دل ما را تاريك ميكند، فضاى زندگى ما را ظلمانى ميكند. هيچ منافات ندارد كه گنهكار تاوان گناه خودش را ببيند، اما فضا، فضاى اشاعه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى گناه نباشد؛ تهمت زدن، ديگران را متهم كردن به شايعات، به خيالات. همين جا من اين را هم بگويم: اينكه در دادگاه ها - كه در تلويزيون هم پخش ميشد - از قول يك متهمى چيزى راجع به يك كس ديگرى گفته ميشود، من اين را بگويم كه اين، شرعاً حجيت ندارد. بله، متهم هرچه درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خود در دادگاه بگويد، اين حجت است. اينكه بگويند در دادگاه درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خودش اگر اعترافى كرد، حجت نيست، اين حرف مهملى است، حرف بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در يك دادگاه در مقابل دوربين، در مقابل بينندگان ميليونى كه متهم عليه خود بكند، اين اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما عليه ديگرى بخواهد اعترافى كند، نه، مسموع نيست. فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كريم ميفرمايد: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا»؛ وقتى ميشنويد كه يكى را متهم ميكنند، چرا به همديگر حسن ظن نداريد؟ تكليف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هاى اجرائى بايد مجرم را تعقيب كنند، دستگاه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى قضائى بايد مجرم را محكوم و مجازات كنند؛ با همان روشى كه ثابت ميشود و در قوانين اسلامى و قوانين عرفى ما هست و هيچ هم در اين زمينه نبايد كوتاه بيايند؛ اما مجازات مجرم كه از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غير از اين است كه به گمان، به خيال، به تهمت، يكى را متهم كنيم، بدنام كنيم، توى جامعه دهن به دهن بگردانيم. اين­كه نمي­شود. اين فضا، فضاى درستى نيست.»<!--[if !supportFootnotes]-->[iv]<!--[endif]-->

سوم: افشاگری، آخرین انتخاب یا اولین و تنها راه؟!

بگذارید ابتدا فهم خود را از افشاگری یکی کنیم. فرض کنید آن­چه را که میخواهیم افشا کنیم گرفتار آسیب مطرح شده در بند قبلی نباشد. تجربه اثبات کرده که در خیلی از مواقع چنین فرضی غلط است! اما بنا بر فرض عقلی « فرض محال، محال نیست.» چنین گزاره ای را در صورت صحت یا غلط بودن مساله، میتوان فرض کرد . یعنی ما بر اساس اطلاعاتی یقینی و با روشی اسلامی راجع به منافق بودن یک نفر به جمعبندی رسیدیم. مثلا دستگاه­های امنیتی ما بنا بر وظیفه خویش از محتوای براندازانه جلسات محرمانه برخی از گروه های سیاسی کسب اطلاع کردند. آیا این حق وجود دارد که به بهانه افشای نفاق چنین افرادی، این اطلاعات را رسانه ای کرده یا در بولتن هایی با مخاطب زیاد منتشر سازیم؟­

با رجوع به سیره حضرت رسول و امام علی (علیهما السلام) میبینید که این بزرگواران با آنکه از غیب آگاه بوده، اما در غالب موارد چنین نمیکردند. حال اگر بخواهیم با نگاهی زمینی بنگریم باید گفت که نعوذ بالله آنها اشتباه کردند. چرا که همانهایی که ایشان – رسول الله- افشاء نکردند، بعدها ضرباتی جبران ناپذیر بر اسلام و جامعه اسلامی وارد نمودند. مگر بعضی از منافقین مدینه النبی نبودند که در غصب خلافت و شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) نقشی بی بدیل بازی کردند؟! پس چرا پیامبر آنها را افشا نکرد؟ پاسخ این سوال را باید در معنای ولایت جستجو کرد.

ولایت به دنبال تعالی جامعه است. تعالی ای که نه با پمپاژ اطلاعات و روشهای نادرست محقق شود؛ بلکه از مسیر صحیح و با آگاه و هوشیار شدن خود مردم رخ دهد. رشد این چنینی مردم که هنر خاصی نیست. اگر قرار بر رشد این چنینی بود دیگر چه نیازی به حضور ولی خدا هست؟! با مکانیزمی به جامعه اطلاعات میدادند و .... بنابراین قرار بر آگاه شدن با چنین روشی نیست، چرا که خود آنها در این آگاه شدن فاعلیت نداشته اند. بلکه هدف، تعالی حقیقی بشریت است. بر همین اساس میگوییم ولی خدا در رفتار خود محدودیتهایی را دارد و نمیتواند از هر ابزاری استفاده کند. او از پول، تبلیغات رسانه­ای، زور و ... نمیتواند به شکل نامحدود استفاده کند.<!--[if !supportFootnotes]-->[v]<!--[endif]-->

شاید رهبر انقلاب هم از همین زاویه است نگاه است که میفرمایند:

«اگر به نحوي در يك جامعه وسيله ­اي دست مردم آمد كه توانستند با آن وسيله، منافق را بشناسند، اين خيلي خوب خواهد بود. اين وسيله، درصدر اسلام نبود. عده اي منافق بودند، ولي از كجا ميشد فهميد كه آنها منافقند؟ البته پيغمبر اكرم به بعضي ها نشان داده بود؛ بعضي ها به دستور پروردگار، چهره منافقين را ميشناختند، اما همانها هم مأمور بودند (كه) به كسي نگويند.»<!--[if !supportFootnotes]-->[vi]<!--[endif]-->

به همین دلیل و نه فقط از باب غلط بودن حرفها بود که ایشان با مدل رفتاری آقای احمدی­نژاد در مناظره ها مخالف بودند:

« از اين طرف هم همين جور؛ از اين طرف هم شبيه همين كارها به نحو ديگرى انجام گرفت. كارنامه‏ى درخشان سى ساله‏ى انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاى اين نظامند؛ اينها كسانى هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند. بنده در نماز جمعه هيچ­وقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانه اى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اين­جور حرف­ها مطرح ميشود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آيد، جوانها چيز ديگرى خيال مي­كنند، چيز ديگرى ميفهمند.»

باید گفت متاسفانه این روش در میان همه ما تبدیل به اپیدمی شده و گویی جزء اصلی ترین گزاره های تربیت سیاسی نیروهای انقلاب گشته است.

البته قرار نیست اصل افشاگری با چنین مدلی را نفی کرد. حقیقت آنجاست که گاهی و تنها گاهی _  نه همیشه! _  جامعه به چنین روشهایی نیز نیاز دارد. اما مساله آن است که تشخیص چنین نیازی با چه کسی است؟ من و شما یا رهبری انقلاب؟!

همچنین نقد به این روش را نباید به معنای نفی تلاش در آگاه ساختن مردم دانست. در بسیاری از موارد انحرافها از جنس فکری یا عمل سیاسی است که برای آگاهی بخشیدن به مردم میتوان به نقد سخنان این افراد و عملکرد پر از تاقضشان پرداخت. آن­ها خود، انحراف خویش را نشان داده­، اما با به راه انداختن قیل و قالهای رسانه ای تلاش می­کنند تا چنین لغزشهایی را از دید مردم دور نگاه دارند. بنابراین وظیفه نخبگان تنها آن است که در میان گرد و غبار فتنه، آمیختگی باطل به حق را نشان مردم دهند.

شهید مطهری در کتاب نبرد حق و باطل نگاه حضرت امیر را چنین شرح میدهند:

«بعد حضرت فلسفه مطلب را ذكر میكند و چه عالی میفرمايد: «فلو ان الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف علی المرتادين»، پس اگر باطل از امتزاج و آميختگی با حق جدا باشد و با حق مخلوط نباشد، مردم حقجو منحرف نمیشوند، چون اغلب مردم، "مرتاد" يا حق گرا هستند، ولی میآيند حق را با باطل مخلوط و ممزوج میكنند و امر بر مردم مشتبه‏ میشود، يعنی مردم حق را با باطل اشتباه میگيرند و باطل را با مارك حق میخرند. اگر باطل از حق جدا شود و با آن در نياميزد بر مرتادان و طالبان‏ حق مخفی نمیماند، چون اكثريت مردم طالب حق هستند نه طالب باطل «و لو ان الحق خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندين.»، و اگر حق از پوشش باطل جدا شد و آزاد گرديد زبان بدخواهان از آن قطع میگردد، چون اگر حق و باطل مخلوط شوند عده ای آن را حق محض میبينند بعد به‏ آثارش نگاه میكنند میبينند آثار بد دارد. معاندها زبانشان دراز میشود كه‏ اين دين و مذهب شما هم خراب از آب درآمد ، ديگر نمیدانند كه اين خرابي ها و آثار سوء، مال باطل است نه مال حق! حق هرگز طوری رفتار نمیكند كه زبان معاندين بر او دراز شود.»

برای آنکه تنها از نبایدها نگفته و به تبیین یکی از روشها در این مبارزه نرم هم بپردازیم، این نوشته را با فرمان ره ­بر انقلاب جهت آگاه کردن عموم به حقیقت ختم می­کنم:

«بنده گفتم كرسى آزادفكرى را در دانشگاهها به وجود بياوريد. خوب، شما جوانها چرا به وجود نياورديد؟ شما كرسى آزادفكرى سياسى را، كرسى آزاد فكرى معرفتى را تو همين دانشگاه تهران، تو همين دانشگاه شريف، تو همين دانشگاه اميركبير به وجود بياوريد. چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همديگر را نقد كنند، با همديگر مجادله كنند. حق، آنجا خودش را نمايان خواهد كرد. حق اينجورى نمايان نميشود كه كسى يك انتقادى را پرتاب بكند. اين­جورى كه حق درست فهميده نميشود. ايجاد فضاى آشفته ذهنى با لفاظى ها هيچ كمكى به پيشرفت كشور نميكند.»

1-  سخنان رهبری در جمع بسیجیان و سپاهیان لشگر 10 سیدالشهدا، به تاریخ 26 مهر 1377

 2-  سخنان رهبری در جمع بسیجیان و سپاهیان لشگر 10 سیدالشهدا، به تاریخ 26 مهر 1377

 

<!--[if !supportFootnotes]-->[iii]<!--[endif]--> قرار نیست که ما گرفتار روشنفکرمآبی های بیهوده شویم و خشونت را به طور کامل نفی نماییم. بلکه صحبت از آن­ جایی است که خشونت ورزیدن های ما ریشه در نفس یا تعصب دارد و منافی آموزه های دینی میگردد.

 

<!--[if !supportFootnotes]-->[iv]<!--[endif]--> خطبه عید فطر 88 رهبر انقلاب

<!--[if !supportFootnotes]-->[v]<!--[endif]--> این استدلال، برداشتی از سخنان حجه الاسلام و المسلمین پناهیان است که در مجموعه سخنرانی با عنوان «کمی از اسرار ولایت» فرمودند. برای دسترسی به این مجموعه سخنرانی ایشان به سایت یاسین مدیا مراجعه کنید

<!--[if !supportFootnotes]-->[vi]<!--[endif]--> سخنان رهبری در جمع بسیجیان و سپاهیان لشگر 10 سیدالشهدا، به تاریخ 26 مهر 1377

<!--[if !supportFootnotes]-->[vii]<!--[endif]--> سخنان رهبری در جمع بسیجیان و سپاهیان لشگر 10 سیدالشهدا، به تاریخ 26 مهر 1377

<!--[if !supportFootnotes]-->[viii]<!--[endif]--> سخنان رهبر انقلاب در دیدار نخبگان 6 آبان 88

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

مچ‌گیری از دروغ‌گوها به سبک دانشجویی
فیلم حمله نظامیان اسرائیلی به ناوگان آزادی
تو که خود خال لبي از چه گرفتار شدي
bbc و cnn روایتگر حمله اسرائیل میشوند!؟/عکس
نامه هاشمی به رهبر انقلاب درباره دانشگاه آزاد
استوانه نظام که برای خمینی مرد!
کاروان کمک رسانی به مردم غزه اگر به مقصد خود نرسید اما به مقصود خود رسید!
تحصن از امروز در دانشگاه علامه طبابايي(ره)
ویژه نامه ای برای رحلت امام روح الله
دعوت رهبران الهیات رهایی بخش آمریکای لاتین به ايران و خصوصاً حوزه علميه قم،ضروری است
رجايي فر: وادار كردن آمريكا براي مذاكره نوعي بازي با الفاظ است
کنفرانس خبری ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
مناظره فروز رجایی فر و عبدالحمید شهرابی پیرامون بیانیه تبادل سوخت تهران
لیست مساجد و سخنرانان ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش دوم
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش اول
توسعه فرهنگي در الگوي توسعه اسلامي ايراني
موسسه تنظیم و نشر، امام زاده ‌ای که متولي حرمتش را نگه ‌نمي‌دارد
به راه افتادن پایگاه اطلاع رسانی ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
نظام بدون اصل ۸ یک نظام ناقص است!
صدور انقلاب برای بقای انقلاب
وقایع نگاری از فراز و فرود دستگیری 15 ملوان انگلیسی
هرجا که تیغ فتنه شرر /بارد چون تیغ بی نیام تو برخیزم
مرجع جامع و تخصصی کرسی های آزادفکری منتشر شد
همت مظاعف و کار مضاعف بستری برای تحقق سند چشم انداز
نمودار موضوعی وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
صوت كامل قرائت وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
پیروزی در جنگ نتیجه تبعیت بی چون و چرا از امام(ره) بود
گزارش سابقه ي ع. ج معروف به طلبه ی سیرجانی
مرز آزادي کجاست؟
بیانیه تشکل های دانشجویی سبزوار در حمایت از طلبه سیرجانی
سايت جامع كرسي هاي آزاد فكري
انگشتر حديد به دستش زده ولي/ پيچيده در زمين و زمان «ظافرٌ عليِ»
بیانیه طلاب عدالتخواه در حمایت از طلبه سیرجانی
الزامات كرسی ها، بحثی در باب آن چه از كرسی ها نمی خواهیم!اهداف كرسی ها
حمایت دانشجویان عدالتخواه شیراز از طلبه سیرجانی
حمایت تشکل های دانشجویی مشهد از طلبه سیرجانی
بیانیه اعلام موجودیت ستاد مردمی ببزرگداشت سالگرد ارتحال امام خمینی
ضرورت پاسخگويي مسئولين در مورد اقدامات صورت گرفته در مورد پيام 8 ماده اي
برنامه‌هاي ويژه بزرگداشت ياد امام (ره) در 22 مسجد تهران

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان