|
ربابه جوادي
درآمدي بر تحولات جنبش دانشجويي پس از پيروزي انقلاب اسلامي
(تاريخچهجنبش)
|
|
یکشنبه 23 اسفندماه 1388
|
|
بطور كلي تحولات جنبش دانشجويي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران را مي توان در قالب سه گفتمان غالب و مسلط اسلام گرايي، ليبراليستي، عدالت خواهي اسلامي و بطور مشخص و خاص در پنج دوره انقلاب فرهنگي، دوره مقاومت، دوره سازندگي، دوره اصلاحات و عدالت خواهي اسلامي بررسي وتبيين كرد. هدف ما هم در اين مقاله تبيين تحولات جنبش دانشجويي بويژه تحولات اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور (تحكيم وحدت) در هر يك از اين دورانها است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، حركتهاي دانشجويي كه پيوسته بصورت معترض در مقابل نظم موجود قرار داشتند، به نيروي حامي نظم موجود و حاكميت بعد از انقلاب اسلامي تبديل شدند؛ يعني انجمنهاي اسلامي به گروه هاي حامي حاكميت در متن دانشگاهها و حركتهاي دانشگاهي تبديل شدند، چنان كه عملكرد دفتر تحكيم وحدت در آن سالها بر همين اساس بود. اما عملكرد اين تشكل دانشجويي در ابتداي دهه 70 تغيير يافت. از سالهاي آغازين دهه 70 دفتر تحكيم وحدت از آن حالت اوليه فاصله گرفت و بتدريج بصورت يك نيروي منتقد جلوه پيدا كرد و تحت تاثير افكار افرادي چون سروش، انديشه ايدئولوژيك خود را با ورود نسل جديدي از دانشجويان به تجديد نظر گذاشت. اين نقطه آغاز حركت جديدي بود كه از سال 76 بروز پيدا كرد، حركت دانشجويي ديگر نه به شكل چريكي بلكه به شكل اعتراض سياسي در حوزه ويژه اي از راديكاليسم قرار گرفت و در سالهاي آغازين دهه 80 تجديد نظري اساسي در مشي گذشته خود انجام داد و در قالب گفتمان عدالتخواهي اسلامي بروز و ظهور كرد. تحولات جنبش دانشجويي در دوره انقلاب فرهنگي: بدنه دانشجويي كشور در حالت عام و انجمنهاي اسلامي دانشجويان (خصوصا دفتر تحكيم وحدت در راس آن) بطور خاص پيروزي انقلاب اسلامي در ايران را فرصتي طلايي و مغتنم براي تحقق آرمانهاي چند ده ساله جنبش دانشجويي و جريان اسلام گراي آن ارزيابي كردند و به همين دليل طي سالهاي بعد از انقلاب، خصوصا سالهاي انقلاب فرهنگي (1361-1359) كه اتفاقا مصادف با تحميل جنگ از سوي عراق و جنگهاي داخلي تجزيه طلبانه توسط گروههاي ماركسيستي در داخل مي گردد، جنبش دانشجويي وظيفه خويش مي داند تا در خدمت آرمانهاي انقلاب و نظام اسلامي قرار گيرد. به همين جهت است كه هسته هاي اوليه تشكيل نهادهاي انقلاب؛ نظير سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، جهاد سازندگي و ... از ميان دانشجويان يارگيري مي كند و جنبش دانشجويي كاملادر خدمت اين نهادهاي برآمده از انقلاب است. به عبارت ديگر جنبش دانشجويي تمام توان خود را مصروف حفظ انقلاب اسلامي و سازندگي و رشد يا غلبه بر عقب ماندگي تاريخي آن مي نمايد. در طول اين سالها جنبش دانشجويي در قالب گفتمان اسلام گرايي؛ انقلابي، آرمان خواه، عدالت طلب، استكبار ستيز، مخالف سرمايه داري طرفدار جنبشهاي اسلامي جهاني، ياور فقرا در جنگ عليه اغنياء، استقلال طلب و اسلام سياسي خواه است.(1) در اين دوره جنبش دانشجويي به حمايت مطلق از حاكميت سياسي پرداخته و به اصطلاح خود خط امامي است كه به عدالت در سياست داخلي و مبارزه با استكبار جهاني (امپرياليسم) به رهبري آمريكا در سياست خارجي تاكيد داشته كه در تسخير لانه جاسوسي آمريكا در 13 آبان 1358 توسط دانشجويان پيرو خط امام خود را نمايان مي كند. تحولات جنبش دانشجويي در دوره مقاومت در طول سالهاي جنگ، اهتمام به نيازهاي جنگي و حضور دانشجويان فني- مهندسي و پزشكي در جنگ، دفاع از ارزشها و احترام به خون شهدا و احساسات جريحه دار شده ناشي از شهادت هاي پي درپي در جبهه ها، بر فضاي جامعه و دانشگاه حاكم بود. گرايش سياسي مسلط در دانشگاه انجمن اسلامي بود. هرچند از اواسط جنگ جناح بندي و مرزبنديهاي سياسي بوجود آمد به گونه اي كه در انتخابات مجلس سوم، آشكارا به برخوردهاي لفظي آنها انجاميد و سرانجام انشعابي در جامعه روحانيت صورت گرفت كه از آن پس به دو جناح مذهبي چپ و راست موسوم شدند. در طي اين دوران انجمنهاي اسلامي دانشجويان گرايششان به سمت جناح چپ سياسي است و از ليست جناح چپ اعلام حمايت كردند و به دليل اينكه برخي از اعضاي اين انجمنها كه در اقليت نيز بودند، از ليست جريان مقابل حمايت مي كردند از انجمن اسلامي خارج گرديدند. اما در دانشگاه تا پايان جنگ اين دو گرايش چندان ديده نمي شد و فقط انجمنهاي اسلامي كه تمايل به چپ مذهبي داشتند مسلط بودند.(2) در اين دوران هم در قالب گفتمان اسلام گرايي بر كليد واژه هايي نظير «مبارزه با استكبار جهاني»، «عدالت محوري» تاكيد دارد و طرفدار اقتصاد متمركز دولتي براي برقراري هرچه بهتر عدالت مصادره زمينهاي زمينداران بزرگ ونيمه بزرگ براي توزيع درميان دهقانان و روستائيان، مخالف مدارس خصوصي، طرفدار جبهه ها و مخالف صلح تحميلي و حمايت از سازمانهاي آزاديبخش اسلامي در جهان است و حمايت از اسلام ناب محمدي درمقابل اسلام آمريكايي از سوي ديگر است.(3) تحولات جنبش دانشجويي در دوره سازندگي پس ازرحلت امام خميني (ره) در دوران سازندگي شاهد دو دوره متفاوت ركود و گذار و دوران تثبيت آزاديخواهي درجنبش دانشجويي هستيم. در دوران ركود وگذار در فاصله سالهاي 73-68 شاهد تغيير شعارهاي عدالت خواهي به آزاديخواهي، سياست زدگي، گسترش ارزشهاي ليبرالي و... مي باشيم، ولي هنوز در قالب گفتمان اسلام گرايي دشمني و ستيز با آمريكا و حمايت از مردم مظلوم فلسطين ادامه داشته تا اينكه در فاصله سالهاي 76-73 دوران ركورد جاي خود را به دوران تثبيت آزاديخواهي مي دهد كه در انتخاب محمد خاتمي براي رياست جمهوري بروز و ظهور مي نمايد. از نكات جالب توجه دراين دوران ميل دفتر تحكيم وحدت به عنوان رهبران اين جنبش به بازيهاي رسمي سياسي و مشاركت در بازي قدرت به عنوان يك شبه حزب سياسي است كه كمتر درتاريخ جنبش هاي دانشجويي سابقه دارد. تحولات جنبش دانشجويي دردوره اصلاحات انجمن اسلامي دانشجويان در دوران 8 ساله دولت كارگزاران با همان معيارهاي گذشته خويش، يعني آرمانگرايي اسلامي و بر مبناي عدالت به كار خويش ادامه ميداد، هرچند كه اين فعاليتها بيش از يك دهه بود كه در انفعال نسبي به سر مي برد. اما دوم خرداد ماه سال 76 را بايد مبناي تغيير و تحولات عمده در فرايند جنبش دانشجويي كشور دانست؛ چرا كه از اين پس انجمن هاي اسلامي دانشجويان وابسته به دفتر تحكيم وحدت در دانشگاهها با تغيير رويكردي آشكار نسبت به گذشته و همچنين تغييرات عمده در آرمانهاي خويش فضاي جديدي را وارد گفتمان دانشجويي كشور نمودند كه تا پيش از اين كم سابقه بود. البته تغيير گفتمان در دفتر تحكيم وحدت بسيار آرام صورت مي گرفت و به نوعي نمي توان مرز مشخصي را براي آن تعيين نمود بطوريكه شاهديم درخرداد ماه 79 دفتر تحكيم وحدت همچنان درموضعي اصولي پيروزي ملت لبنان بر رژيم اشغالگر قدس را تبريك و تهيت مي گويد. نكته اي كه مي توان به عنوان مهمترين دليل تغيير رويكردها و به مرور زمان تغيير بنيانهاي فكري در دفتر تحكيم وحدت به آن اشاره كرد. همراه شدن باجريانهاي سياسي خارج از دانشگاه بود. حتي حضور درعرصه قدرت و به نوعي دنبال نمودن منافع فردي وحزبي تا جايي كه حتي آشكارا درمحدود نمودن انديشه هاي حضرت امام خميني نيز گام برداشته شد، حرفي كه «رضا حجتي» عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در روز 21 ارديبهشت ماه سال 79 بر زبان جاري ساخت حقيقتي تلخ از روزگار دفتر تحكيم وحدت بود. درجايي كه مي گفت:«(دفترتحكيم وحدت) انديشه هاي امام (ره) را در قالب تفكرات خاتمي دنبال مي كند...»(4) در اين دوران شاهد هستيم كه در راستاي گفتمان ليبراليستي عدالتخواهي جاي خويش را به آزاديخواهي، اسلام گرايي ناب محمدي جاي خود را به پلوراليسم ديني ونوعي سكولاريزم استكبارستيزي تند جاي خود را به تسامح و تساهل و حتي حمايت سخت از رابطه با آمريكا، دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطين جاي خود را به رهاسازي فلسطينيان به نام تامين ملي ايران، دفاع از اقتصاد دولتي و تعاونيهايي كه به نام عدالت صورت مي گرفت، جاي خود را به طرفداري از خصوصي سازي ناب و خالص ليبرالي مي دهد. جنبش دانشجويي دراين دوران داراي استقلال عمل بيشتر درتاثيرگذاري تعيين كننده تر در نتيجه بازي و فضاي سياسي بوده است جنبش دانشجويي درنقطه تلاقي تصادف و تصادم اسلام گرايي چپ و گرايشات ليبرالي عمل كرده است. به طوري كه دفتر تحكيم وحدت به عنوان رهبر جنبش دانشجويي كه زماني سفارت آمريكا را تسخير و ساليانه پرچم آن را آتش مي زد اكنون رابطه با آمريكا را توصيه و آتش زدن پـرچم را ممنوع و مردود مي داند. زماني به نام عدالت طرفدار فقرا و مظلومين در ايران وجهان بود اكنون به نام منافع ملي، واقعيت گرايي و رفاه با هرگونه آرمانگرايي مخالفت مي ورزد. (5) هرچند درابتدا شاهد اقتدار ويكه تازي اين جنبش هستيم اما از سال 77 به بعد دودستگي و انشعاب درميان اعضاي جنبش دفتر تحكيم وحدت شكل مي گيرد؛ ازجمله نشست آبان 1377(بروز دوگانگي درحوزه گرايشهاي نظري)، نشست دانشگاه الزهراء (شروع درگيريهاي فيزيكي)، نشست دانشگاه تربيت معلم (شروع خيانت در داخل طيف سنتي)، اولين عزم جمعي براي انشعاب كه طي آن 17 دانشگاه از جمله دانشگاههاي تهران، صنعتي اصفهان، تبريز، امام خميني خمين، گيلان، مشهد، اراك، اردبيل و ياسوج جدا شدند، نشست شهريار (اولين قدم براي شكست حريم ها)، نشست اهواز (نشانه هاي احياي جريان سنتي)، نشست اميركبير (تفوق طيف سنتي)، انتخابات مجلس ششم، شروع به سهم خواهي، جنگ قدرت، فساد مالي، نشست خواجه نصير، استيضاح دبير تشكيلات، شكل گيري دو جريان لمپنيسم و اپورتورنيست دردفتر تحكيم وحدت، نشست خرم آباد، غائله كوي دانشگاه، شعار عبور از خاتمي، كنفرانس برلين كه بعد از انتخابات مجلس شوراي اسلامي دوره ششم از 19تا 21فروردين 79 به مدت سه روز از سوي حزب سبزهاي آلمان و به دعوت بنياد هاينريش بل درخانه فرهنگ جهان در برلين درجهت تغييرات دمكراتيك درايران و اصلاحات در جمهوري اسلامي ايران برگزار شد و با واكنشهاي هر دو طيف روبرو شد؛ مي باشد كه اين نشستها و جريانها دوران افول و استحاله ارزشهاي ليبرالي و شكل گيري انشقاق و دودستگي را به معرض ديد مي گذارد. (6) تحولات جنبش دانشجويي در دوره عدالت خواهي اسلامي: جريان هاي عدالتخواه دانشجويي، به تدريج از اواخر دهه 70 شمسي شكل گرفتند كه از جمله آن «جنبش عدالت خواه دانشجويي» است. اين تشكل پيروي از خط امام خميني و رهبر انقلاب اسلامي و بازگشت به اصول انقلاب اسلامي را در دستور كار خود قرار داده است. از رويكردهاي اصلي اين جنبش مطالبه از مسئولين در مسائلي همچون فقر، فسادهاي اداري و اقتصادي، حركت هاي ضدامپرياليستي و... مي باشد. افق اين گروه ها اين بود كه جمهوري اسلامي از مسير اصلي اش خارج شده و بايست جهت هايي كه بايستي جمهوري اسلامي به سمت آن برود تدوين گردد. اين مجموعه ها همچنان به فعاليت هاي منفك از هم ادامه مي دادند. در سال هاي انتهاي دهه 70 دغدغه اين گروه ها كه مسئله بازگشت به انقلاب بود، مشخصاً به صورت مسئله عدالت پررنگ مي شود و حركت ها در حلقه هاي مختلف پيگيري مي شد. تاكيدات جدي و صريح رهبر معظم انقلاب درمورد عدالت از اوايل دهه 70 شروع شد. ازجمله تاكيدات بر بي توجهي مسئولان به فقر و فساد. پس از آن بود كه اين گروه ها تصميم گرفتند كه منسجم تر عمل كنند. پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي در 6/8/81 خطاب به جنبش دانشجويي نقطه عطفي در شكل گيري جنبش عدالت خواه بود. پس از آن اين گروه ها تصميم گرفتند فعاليتهايشان را به صورت جريان ساماندهي كرده و جهت هماهنگي فعاليت هايشان هسته مركزي تشكيل دهند. پس از آن با استراتژي كلي كار ادامه پيدا كرد: 1) حلقه هاي فكري 2) توزيع فرهنگي 3) جبهه انقلاب، در قالب متفكر و هنرمندان 3) برگزاري همايش ها و توليد نشريه 4) حركت هايي در قالب مطالبه عدالت در جاهاي مختلف. بعد از آن نشست هاي مختلفي از تشكل هاي عدالتخواه دانشجويي در دانشكده هاي مختلف برگزار مي شود كه نشست هفتم در دانشگاه صنعتي اصفهان اولين نشست رسمي جنبش عدالت خواه دانشجويي محسوب مي شود.(7) بروز و ظهور گفتمان عدالتخواهي اسلامي نشان داد كه گفتمان ليبراليستي از بدنه جامعه ايران و مطالبات آن غافل مانده و مواضع و خصوصياتي از نظام سياسي ايران را به نقد كشيده كه از خصلت ها و مواضع شالوده اي جنبش هاي دانشجويي محسوب شده و در ساليان نه چندان دور گفتمان غالب خود آنها بوده است ازجمله حمايت از مردم فلسطين، مبارزه با سرمايه داري جهاني، مبارزه با مداخلات يك جانبه آمريكا در جوامع ضعيف، از اين رو در انتخابات 84 و 88 از آقاي احمدي نژاد كه با تاكيد بر عدالتخواهي در سياست داخلي و استكبارستيزي و زنده كردن گفتمان امام خميني(ره) در سياست خارجي پا به صحنه گذاشته بود، حمايت خود را اعلام كردند. نتيجه گيري جنبش دانشجويي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون (1388 ش) دچار تغييرات و تحولاتي گشته است كه در اين مقاله اين تحولات در قالب سه گفتمان اسلام گرايي، ليبراليستي و عدالت خواهي اسلامي و در پنج دوره انقلاب فرهنگي، مقاومت، سازندگي، اصلاحات، عدالت خواهي اسلامي بررسي و تبيين شد و بيان گرديد؛ جنبش دانشجويي پس از پيروزي انقلاب رفيق جامعه مدني و شريك جامعه سياسي، پيرو خط امام و انقلابي بوده و در چارچوب حمايت مطلق از حاكميت سياسي قدم برداشته است و در دوره مقاومت هم اين جنبش همگام با دولت، طرفدار دفاع مقدس و مقابله با صلح تحميلي و غرب بوده هرچند در سال 62 شاهد مرزبندي هايي در اين جنبش هستيم كه منتقد بخشي از بدنه نظام شده و به طرفداري از ميرحسين موسوي مي پردازند، ولي آنچه كه همچنان در اين دوران غالب است گفتمان اسلام گرايي مي باشد. در دوران سازندگي به تدريج در نتيجه سياست هاي آقاي هاشمي رفسنجاني شاهد گذار از گفتمان اسلام گرايي به ارزش هاي ليبرالي و آزادي خواهي هستيم كه در دوران آقاي خاتمي و دوره اصلاحات ارزش هاي ليبرالي از جمله آزادي خواهي به جاي عدالت خواهي، رهايي فلسطينيان و... تثبيت شده و گفتمان ليبرالي به عنوان گفتمان هژمون و مسلط رخ مي نمايد و به تدريج با افراط و تندروي در مطالبات ليبراليستي وآغاز اعلام استقلال تعدادي از انجمن هاي اسلامي از دفتر تحكيم وحدت، دودستگي و انشعاب زمينه را براي بازگشت به گذشته و ارزش هاي انقلابي و شكل گيري جنبش هاي دانشجويي عدالت خواه و حمايت از دولت عدالت خواه و استكبار ستيز آقاي احمدي نژاد فراهم مي آورد. پي نوشتها: 1-دكتر محمدباقر خرمشاد، تاريخ جنبش دانشجويي ايران، (مقدمه)، تهيه و تنظيم حسين قويدل معروفي، انتشارات نجم الهدي، 1385 2-WWWHAWZAHNET 3-دكتر محمدباقر خرمشاد، پيشين 4-WWWKHEZRIANIR 5-WWWFARSNEWSCOM 6-WWWFARSNEWSNET 7-WWWIRNAIR
|
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :