پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

مقاله ای برگرفته از خیزش 61/مسعود غزنچایی
ارتجاع سبز  (يادداشت)  

  

 
یکشنبه 23 اسفندماه 1388  

 

ارتجاع در لغت به معنای بازگشت است و در اصطلاح سیاسی به تلاش برای بازگشت به گذشته¬ای غلط و احیای تفکرات غلط و ناکارآمد قدیمی و همزمان جلوگیری از پیشرفت، تلقی می¬گردد. البته هر بازگشتی به گذشته مطلقاً منفی و ناسازگار نیست اما معنای اصطلاحی ارتجاع احیای مشی غلط سیاسی گذشته است. در واقع یک کهنه¬گرایی تمام عیار است در مخالفت با وضعیت فعلی جامعه در حال توسعه و پیشرفت. اساس ارتجاع خلاف معنای واقعی و اولیه جمهوریت است و گواه آن مخالفت مرتجعین با خواست کلی و اکثریت جامعه است. مرتجعین برای رسیدن به خواسته خود تنها یک راه دارند و آن فریاد و فغان بر علیه شرایط موجود و سیاه نمایی شرایط و ویژگی¬های جامعه، و مدیریتی است که جامعه را به جلو می‌راند. آنان در این راه و برای ایجاد نظام و حکومت کهنه و فرسوده مد نظر خود از هر وسیله و ابزاری برای تبلیغ و ترویج اهداف خود استفاده می کنند.

در شرایطی که جامعه در مسیر پیشرفت قرار گرفته است عده¬ای مرتجع که ترجیحا از سالهای دور به یکباره از فضای سیاسی و اداری جامعه کنار رفته بودند، در ابتدا با سیاه¬نمایی و عوام¬فریبی و تخریب بدون استدلال فضای جامعه در حال پیشروی را پر از ظلم و خفقان و بی عدالتی و دیکتاتوری قلمداد می کنند و عده ای را _ به هر روشی _ مجذوب خود کرده و در صدد میل به اهداف خود سوق می¬دهند.

علت اصلی این کار مرتجعین این است که آنها در وضعیت موجود در مورد منافع خود به شدت احساس خطر کرده و برای حفظ امتیازات و موجودیت خود، با ترقی جامعه در تضاد واقع می‌شوند و با پیشرفت اجتماعی مخالفت می‌ورزند. به عنوان مثال کسی که در سال های دور در چند پست مهم حکومتی جایگاهی به دست آورده بوده و به هر دلیلی تبدیل به مردی سیاسی شده است و اکنون که جامعه بدون حضور و فعالیت سابق او در حال پیشرفت و ترقی می باشد، چاره را در آن می بیند که از ظرفیت های هر چند اندک باقیمانده برای خود استفاده کرده و همراه با عده ای دیگر که این شرایط برای آنان نیز صادق است دست به چنین کاری بزند و جامعه را به هر قیمتی که هست ملتهب کند و در این راه از دو عنصر مهم "تبلیغات" و "سرمایه" استفاده می کند.

در شرایط فعلی جامعه ما نیز نشانه هایی از گرایش به ارتجاع و بازگشت به گذشته منفی دیده می شود. گروهی در صدد بازگشت به دوره مقابله علنی و مخالفت آشکار با قانون و نظر راهبر جامعه برآمده اند. مثال گذشته آن شخص بنی¬صدر و جریان حامی وی است که علنا با نظر ولی¬فقیه و رهبر جامعه مخالفت کرد و آشکارا اذعان کرد که قانون اساسی را قبول ندارد. در شرایط جامعه ما این عده که دنباله¬رو همان رفتار و نظرات هستند در صدد زیر پا گذاشتن و مقابله با اصول انقلاب اسلامی¬اند- یعنی حفظ و عمل به قانون اساسی در وهله اول و جلوگیری و مقابله با خودسری و خودکامگی در وهله بعد- این گروه در این موقعیت در صدد ترفیع مقام خود برمی¬آیند و قصد دارند حقوق از دست رفته¬ای را که سابق بر آن به دست آورده¬اند دوباره احیا کنند و نام آنرا هم احیای آرمانهای انقلاب می¬گذارند !

خوب است بدانیم این تنها ظاهری فریبنده است که در آن نشانه¬های بسیاری از دین و آرمان¬های دینی دیده می شود و مگر کسی نمی تواند از این آرمان¬ها حرف بزند و فقط حرف بزند!؟ به شما قول می دهم اگر به یک مسلمان معتقد که هیچ اطلاعی از اوضاع چندین ساله ایران نداشته و ندارد بیانیه¬های میرحسین را نشان دهید، خواندن آنها آنقدر او را تحت تاثیر قرار می¬دهد که اذعان می¬کند میر حسین انسانی وارسته و انقلابی است و روحیه دینی و جهادی او از امام خمینی نیز بیشتر است!!!
برای اثبات گفته های خود به ذکر چند مورد می¬پردازم:
ابتدا و با ورود به بستر موجود، صحبت¬هایی از آرمان انقلاب شنیده می شود:
 ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن پایبندیم اصل ولایت فقیه را یکی از ارکان این نظام می‌دانیم و حرکت سیاسی را در چارچوب‌های قانونی دنبال می‌کنیم( ببانیه 3)
آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد(ببانیه 5)
این سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد کرد؛ یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صف‌آرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر که با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت می‌دانند. تکلیف گروه اول که مشخص است ، اما گروه دوم همانهایی هستند که اسلام و حکومت اسلامی را نمی پذیرند و نماد و هویت آن را در جامعه انکار می کنند.( ببانیه 5)
موسوی در بیانیه 8 خود حرفی را میزند که در این روز ها طرفداران وی ظرفیت شنیدن آن را از زبان فردی دیگر ندارند: “اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه¬ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت¬ها به گونه¬ای جسورانه تر نبودیم.”( بیانیه 8)
موسوی خود به تحولات و ظرفیت¬های موثر و پیشبرنده جامعه اشاره می¬کند: چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟( بیانیه 9)
او در بیانیه های خود سیاه¬نمایی شرایط موجود را علنا انجام می¬دهد:
همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه¬های حكومتي و شبه حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب¬آفرینی و بحران¬زاییهای پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی¬هایی می¬دانند که خود مسبب آنها بوده¬اند.--- آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران¬های موجود با بحران¬های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناکترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي¬توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی¬های واهی زمزمه¬هایی خطرناک از جمله زمزمه تسویه¬های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می¬دهند.--- جامعه¬ای سودازده که در آن تحجر دولتسازی میکند.( بیانیه 11)
هدف اصلی این ارتجاع ،بازگشت به چیست؟ حذف اسلام؟ روی کار آمدن نظام شاهنشاهی؟ یا چیزی دیگر؟

فراموش نکنیم اگر شرایطی برای تحول و برانداری پیش بیاید هیچ گروه و دسته مخالفی استفاده از چنین شرایطی را از دست نخواهدداد. اما با این حال هدف اصلی این "ارتجاع سبز" بازگشت به نظام فئودالیسمی و ملوک الطوایفی است و تبدیل این نظام به جامعه¬ای که در آن به این سبب که کسی یا گروهی نمی تواند و در واقع صلاحیت مدیریت جامعه و مردم را ندارد دو یا چند گروه و طیف مختلف ولو با هر اندیشه متضاد و متقابل ، مشترکا اداره جامعه را بر عهره بگیرند و این موضوع در شرایط کنونی هدفی ندارد جز نفی توانمندی و صلاحیت مدیر جامعه و ظرفیت های کلی و اصول مختلف قانون اساسی و این یعنی احیای تفکرات غلط سابق که نتیجه ای نداشت جز التهاب جامعه و بر جاماندن لکه ای ننگین و چهره ای زشت از مخالفان با این اصول.

در این راه به راحتی نمی توان چنین اندیشه و هدفی را علناً و صراحتاً بیان کرد. بلکه باید در ابتدا تصویر و چهره¬ایی جذاب از این افراد جلوه¬گر شود و سپس با تخریب و زیر سوال بردن مقام رهبری جامعه کفه ترازو را به سمت خود نزدیک کند. و در این راه با تبلیغات هر چه بیشتر و از هر سو در جهت حرکت خود و تخریب هرچه بیشتر طرف مقابل، بر آن است که اختلاف خود را با وی کم کند و موقعیت خود را در مقابل او متعادل و متوازن و بالانسه کند و این گونه و به صورتی کاذب و با جلوه گری، خود را به شکل یک رهبر برخاسته از توده مردم قلمداد کند. این تفکر در این راه از تمام مردم و اقشار مختلف کمک می¬جوید و به نوعی به آنان القا می کند که با این شرایط به قشری فراموش شده در جامعه تبدیل شده¬اند:
 این شرایط باعث شده تا کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.(بیانیه9)
و پس از مدتی سعی میکند علنا با حذف اندیشه و نظریه¬ای اسلامی و انقلابی از یک سو و جایگزین کردن آن با احساسی اغراق¬آمیز از سوی دیگر در صدد ضربه زدن به آن بر بیاید که در بیان این موضوعات هدفی ندارد جز تضعیف مقام رهبری جامعه به شکلی کاذب :
او ( امام) مردم را به عنوان رهبر می¬پسندید( 13 آبان)
این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان ( مردم) داشت( 13 آبان)
باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن ( جامعه) را نیز بر عهده خود احساس کنیم.(13 آبان )
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند.( 13 آبان )
گوینده تصور کرده رهبری جامعه یکه و تنها در یکسو و مردم در سویی دیگر و در مقابل هم قرار گرفته اند یا اینکه او می تواند با چنین صحبت هایی باعث چنین اتفاق خیال انگیزی شود. روش او برای جدایی رهبری از مردم تنها القای اندیشه¬ای کاذب در بین مردم است. به ویژه در کسانی که ظرفیت چنین اندیشه¬ای سالهاست در آنها نهادینه شده.
و همچنین در ادامه با تضعیف ارگانی که وجود آن را مانند حضور اکثریت مردم، برای خود خطر می داند سعی دارد مرحله ای دیگر از راه رسیدن به هدف خود را طی می کند. در بیانیه 15 حرف¬هایی متناقض و بودار مبنی بر فلسفه وجود و تاسیس بسیج وجود داشت که غرض¬ورزی در بیان آن حرفها بر کسی پوشیده نیست. اتفاقی نه چندان تازه در جامعه ما.
کدام زشتی در نامهایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می¬آید قلب بعضی از آنان(بسیجیان) را مشمئز می¬کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟( ببانیه15)

آیا میرحسین در این بیانیه تعریفی درست و منطقی از آزادی کرده و یا آنجا که می¬گوید: "امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی-خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می¬دید تا حاکمیت آنان را بر سرنوشتشان تضمین نماید." هدف و خط مشی به قول خودش حاکم جامعه را معرفی و تبیین می¬کند؟ و اصلاً قدرت مردم را در چه چیزی می داند و در چه جهتی؟ از نظر او سرنوشت درست مردم با چه چیزی تامین می شود؟ با درگیری و فحاشی و به آتش کشیدن؟ یا با چیزی دیگر؟
و نظر میرحسین در حالی متضاد با فلسفه تشکیل بسیج است که می دانیم نخستین رسالت بسیج شناخت دشمن است و دوم اینکه بسیج باید پشت سر رهبری حرکت کند و گوش به فرمان او  باشد و به دنبال آرمانهای انقلاب.

اما این گروه آنجا که شرایط موجود جامعه و اعتراض اکثریت جامعه را می¬بیند از مواضع خود عقب¬نشینی کرده و راه را برای گفتمانی تحت عنوان "وحدت ملی" که ترجمانی دیگر از همان فئودالیسم است می¬گشاید. با این تفاوت که هنوز تعریف و توضیح آن در جامعه انجام نشده¬است. این موضوع در بیانیه شماره 17 کاملا مشهود بود و اوج عقب نشینی و ناامیدی را باید آنجایی دانست که دیگر حتی جرات استفاده و بیان واژه "بیانیه" در صحبت های او دیده نشد و به جای آن از لفظ "مصاحبه" استفاده کرد.

با آنکه این جریان با هدف ارتجاع و بازگشت به دوره ملوک¬الطوایفی شکل گرفت و کاری از پیش نبرد اما فراموش نکنیم هنوز عده¬ای هستند که بخواهند برای بازگرداندن حقوق (به تصور خودشان) از دست رفته خویش، چنین تفکر و گفتمانی را گسترش دهند و در این راه نه به فکر دین اند و نه به فکر مردم. بلکه به دنبال منفعت خود و بهره¬وری مادی هرچه بیشتر هستند.

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

مچ‌گیری از دروغ‌گوها به سبک دانشجویی
فیلم حمله نظامیان اسرائیلی به ناوگان آزادی
تو که خود خال لبي از چه گرفتار شدي
bbc و cnn روایتگر حمله اسرائیل میشوند!؟/عکس
نامه هاشمی به رهبر انقلاب درباره دانشگاه آزاد
استوانه نظام که برای خمینی مرد!
کاروان کمک رسانی به مردم غزه اگر به مقصد خود نرسید اما به مقصود خود رسید!
تحصن از امروز در دانشگاه علامه طبابايي(ره)
ویژه نامه ای برای رحلت امام روح الله
دعوت رهبران الهیات رهایی بخش آمریکای لاتین به ايران و خصوصاً حوزه علميه قم،ضروری است
رجايي فر: وادار كردن آمريكا براي مذاكره نوعي بازي با الفاظ است
کنفرانس خبری ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
مناظره فروز رجایی فر و عبدالحمید شهرابی پیرامون بیانیه تبادل سوخت تهران
لیست مساجد و سخنرانان ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش دوم
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش اول
توسعه فرهنگي در الگوي توسعه اسلامي ايراني
موسسه تنظیم و نشر، امام زاده ‌ای که متولي حرمتش را نگه ‌نمي‌دارد
به راه افتادن پایگاه اطلاع رسانی ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
نظام بدون اصل ۸ یک نظام ناقص است!
صدور انقلاب برای بقای انقلاب
وقایع نگاری از فراز و فرود دستگیری 15 ملوان انگلیسی
هرجا که تیغ فتنه شرر /بارد چون تیغ بی نیام تو برخیزم
مرجع جامع و تخصصی کرسی های آزادفکری منتشر شد
همت مظاعف و کار مضاعف بستری برای تحقق سند چشم انداز
نمودار موضوعی وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
صوت كامل قرائت وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
پیروزی در جنگ نتیجه تبعیت بی چون و چرا از امام(ره) بود
گزارش سابقه ي ع. ج معروف به طلبه ی سیرجانی
مرز آزادي کجاست؟
بیانیه تشکل های دانشجویی سبزوار در حمایت از طلبه سیرجانی
سايت جامع كرسي هاي آزاد فكري
انگشتر حديد به دستش زده ولي/ پيچيده در زمين و زمان «ظافرٌ عليِ»
بیانیه طلاب عدالتخواه در حمایت از طلبه سیرجانی
الزامات كرسی ها، بحثی در باب آن چه از كرسی ها نمی خواهیم!اهداف كرسی ها
حمایت دانشجویان عدالتخواه شیراز از طلبه سیرجانی
حمایت تشکل های دانشجویی مشهد از طلبه سیرجانی
بیانیه اعلام موجودیت ستاد مردمی ببزرگداشت سالگرد ارتحال امام خمینی
ضرورت پاسخگويي مسئولين در مورد اقدامات صورت گرفته در مورد پيام 8 ماده اي
برنامه‌هاي ويژه بزرگداشت ياد امام (ره) در 22 مسجد تهران

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان