گفتاری که در پی میآید، از واپسین سخنرانیهای علامه سید عارفالحسینی، رهبر فقید شیعیان پاکستان است که به مناسبت نهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و در شهر مهنگوی پاکستان ایراد شده است. آن شهید سعید از دوران تحصیل در نجف اشرف، دل در گروی ایده و آرمان امام راحل نهاد و آنگاه که رژیم بعث عراق، عده زیادی از علمای حوزه نجف را اخراج کرد، با حضور در حوزه علمیه قم، با مدرسین و فضلای انقلابی این حوزه، همدلی و همگامی مداوم داشت. در سال 1350 و در پی اعتراض طلاب انقلابی به اهانت دو تن از سناتورهای مجلس رژیم شاه به امام، توسط ساواک دستگیر و از ایران اخراج شد. او از آن پس و تا هنگام پیروزی انقلاب اسلامی ایران و نیز در زمان انتخاب به رهبری شیعیان پاکستان و تا واپسین لحظات عمر، از حامیان صدیق، صمیمی و ایثارگر انقلاب بود و در نهایت نیز جان خود را بر سر این پیمان نهاد.
بهرغم اینکه معمولاً شناسائی عوامل ترورهای سیاسی در پاکستان به امری محال تبدیل شده است، قاتلان او به شکلی غیرمنتظره شناسائی شدند و بر خلاف گمانهزنیهای نخستین که شهادت او را معلول کینهورزیهای فرقه وهابیت میانگاشتند، روشن گشت که عوامل ترور وی از سوی رژیم صدام و به منظور خاموش کردن ندای حمایت او از نظام اسلامی به پاکستان گسیل شده بودند. اینک پس از سپری شدن بیش از دو دهه از شهادت او، آثار رهبری مکتبی و سیاسی آن بزرگوار هنوز در قالب حمایت شیعیان پرشور پاکستان از انقلاب و نظام اسلامی خودنمائی میکند و اندیشه او به مدد جوهرة اصیل آن ماندگار گشته است.
یادش گرامی باد
سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را به همه مسلمانان پاکستان، بهویژه مومنین مهنگو تبریک عرض میکنم. ما این انقلاب را یک انقلاب اصیل اسلامی میدانیم. این انقلاب، محدودیت جغرافیائی ندارد و مختص به شیعیان نیست. ما این انقلاب را جشن میگیریم، چون یک انقلاب اسلامی است و حتی در داخل امریکا و مناطق دوردست مشرق زمین هم حامیانی دارد. این انقلاب به یک منطقه محدود، اختصاص ندارد، بلکه انقلابی دینی و انسانی است. میتوان گفت که با این انقلاب، مسلمانان، بیدار و مستضعفین و محرومین امیدوار شدند. این انقلاب، مسلمانها را متحد و دنیا را متحیر کرد. دنیا دید که این انقلاب، امریکا را ذلیل و رسوا کرد و شکست داد، لذا دنیا متحیر است. قدرتهای جهانی حتی در وهم و گمان خود هم تصور نمیکردند که مسلمانان ایران بتوانند شاهی را که ابرقدرت خلیج فارس بود، این چنین با ذلت و خواری از ایران برانند. همان امریکائی که پشت و پناه شاه بود، بعداً به او پناه نداد! نگرانی قدرتهای جهانی از قیام مسلمین در همه جای دنیاست. حتی در شوروی هم مسلمانها خطراتی را برای حکومت، ایجاد کردهاند. احساس خطر قدرتهای جهانی از این انقلاب و سرگردانی آنها در این باب، امری طبیعی است.
ما امروز این انقلاب را جشن میگیریم و به ابعاد مختلف آن میپردازیم. این سخنان بیش از هر کس خطاب به سران حکومت پاکستان است. پاکستان به نام اسلام به وجود آمد، لیکن چهل سال پس از تشکیل دولت پاکستان، هنوز نظام اسلامی که آرزوی دیرینة مسلمانهاست، محقق نشده است. اکنون چیزی که در پاکستان وجود ندارد، اسلام است! در 22 بهمن 57، در ایران انقلاب اسلامی به پیروزی میرسد و شاه سرنگون میشود، ولی در کشور ما بعد از چهل سال، خبری از اسلام نیست.
آیا برای مسلمانان پاکستان بالعموم و برای علما بالخصوص، این سئوال مطرح نمیشود که چرا نظام اسلامی در این کشور، محقق نشده است؟ آیا در این زمینه، قصور از خود اسلام است یا وجوه دیگری در کار است؟ چرا انقلاب اسلامی در پاکستان به پیروزی نمیرسد؟ بایدهمه در این باره بیندیشیم، مخصوصاً جوانانی که غربزدهاند و تصور میکنند اسلام برای بسیاری از سئوالات آنها و مسائل جدید، پاسخی ندارد.
برای اینها، انقلاب اسلامی ایران بهترین درس است. امروز 9 سال از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد. ایران پس از انقلاب، در زمینههای سیاسی، نظامی و اقتصادی، رشد چشمگیری داشته است. از لحاظ نظامی، امروز جنگ بین ایران و عراق، جنگ بین دو کشور مسلمان نیست، بلکه جنگ میان اسلام و کفر است. زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و برای ابرقدرتها به صورت یک خطر درآمد، صدام به فرمان امریکا به ایران و نظام جمهوری اسلامی حمله کرد. درهم و دینارهای کشورهای منطقه، تسلیحات امریکائی و روسی، هواپیماهای میراژ فرانسوی و کمکهای مالی و انسانی همه کشورهای مخالف اسلام، در اختیار صدام است. اما مسلمانان ایران که اینک در صحنه هستند، چیزی ندارند جز ایمان و قرآن که صدام فاقد آن است. سلاح ایرانیها عزاداری سیدالشهداست که به برکت آن حدود هفت سال است که دفاع و مقاومت کردهاندکه: "ان الذین قالوا ربنا ثماستقاموا ": همانا کسانی گفتند الله پروردگار ماست و استقامت کردند.
آری! آنان تمام سختیها را تحمل کردند، تحت محاصره اقتصادی قرار گرفتند، انواع تبلیغات سیاسی علیه آنها صورت گرفت و جنگ بر آنان تحمیل شد، لیکن در صحنه ماندند و حتی یک وجب از خاک خود عقبنشینی نکردند. این، جنگ اسلام و کفار است که امریکا به دست صدام بر ایران اسلامی تحمیل کرد. امریکا زمانی که متوجه شد نمیتواند از طریق صدام، ایران را وادار به تسلیم کند، برای حفظ خود و صدام، با تبلیغات و سر و صدای فراوان، همراه با نیروهای ناتو وارد خلیج فارس شد. امروز همان نیروها با تحمل شکست، خلیج فارس را ترک کردهاند. آیا این برای انقلاب ایران یک پیروزی نیست؟ در جنگ جهانی دوم، متفقین به ایران آمدند و آن را تسخیر کردند، اما امروز ایران با قدرت وارد صحنه شده است و هیچ بیمی از ابرقدرتها ندارد، چون مجهز به سلاح ایمان و خوف از خداست. این دومین پیروزی بزرگی است که نصیب انقلاب اسلامی شده است.
اگر از لحاظ تربیتی نگاه کنیم، می بینیم که قبل از انقلاب در مراکز آموزشی و دانشگاهها، نظام غربی حاکم بود، یعنی دکتر و مهندس تحصیلکرده دانشگاههای ایران، کمتر به درد ایران میخورد و بیشتر به کار امریکا و قدرتهای غربی میآمد، اما امروز میتوان ادعا کرد که دانشگاهیان آگاه ایران از علمای ما هم بیشترند. آنان از لحاظ اخلاقی، بسیار پایبند، اهل مسجد و حسینیه و مطالعهاند، در حالی که قبل از انقلاب، باید آنها را در کلوپها و سینماها پیدا میکردید و اینها همه از برکت انقلاب اسلامی است که امروز آنها در حال مبارزه هستند.
این انقلاب برای محرومین و فقرا نیز کارهای زیادی انجام داده است. در این باره مثالی میزنم. یکی از علمای ما در یکی از روستاهای شاهرود زندگی میکرد. حالا او مرحوم شده است. نامش آیتالله شاهرودی بود. همشهریهای او در نجف بودند و میگفتند قبل از انقلاب وقتی از نجف به این روستا میرفتیم، جاده وجود نداشت، برق نبود و خلاصه وضعیت آنجا بسیار خراب بود، ولی بعد از انقلاب به همت جهاد سازندگی، همه جادهها درست شدند و به آنها برق و سایر امکانات رفاهی داده شد و زمینهای کشاورزی هم قابل کشت شدند. آقای شاهرودی میگفت ما خانه کوچکی داشتیم که با سه برادر و مادرمان در آن زندگی میکردیم. بعد از انقلاب، دولت به ما زمین داد و ما آنها را کاشتیم و آباد کردیم و بعد از گذشت پنج سال، هر یک از برادران ما در شهر شاهرود برای خود خانهای خریدند. بدیهی است وقتی دولتی خدمتگزار مردم بود، مردم با آن همکاری میکنند. ما خودمان به جبهه جنگ رفتهایم. در آنجا شخصی آمد و با پاسدارها صحبت کرد. من او را نمیشناختم، ولی بعد که معرفی شد، فهمیدم معاون وزیر امور خارجه، آقای بشارتی است. او بهقدری عادی بود که نمیشد او را از دیگران تشخیص داد و گوئی یک فرد معمولی است.
در ایران سازمانهائی چون بنیاد مستضعفان و بنیاد مسکن برای فقرا و محرومین کار میکنند، ولی در اینجا، زمینها را به
نمایندگان مجلس و وزرا و دولتمردان میدهند. در جنگ ایران، خانمها زیورآلات و انگشترهایشان را تقدیم جبهه میکنند،
لذا هنگام شروع جنگ، امام خمینی فرمودند: "اگر این جنگ بیست سال هم طول بکشد، خسته نخواهیم شد. "
برادران عزیز!
این انقلاب به پیروزی رسید. ما باید آثار انقلابی آن را در نظر داشته باشیم. باید پیام این انقلاب را درک کنیم. به برکت این
انقلاب، مسلمانان بیدار شدهاند. امروز اگر مردم سایر نقاط جهان قیام میکنند و خواهان اجرای احکام اسلامی هستند، از برکت انقلاب اسلامی ایران است. وجود نهضتهای اسلامی در کشورهائی چون مراکش، اردن، افغانستان، ترکیه و مالزی به برکت انقلاب اسلامی است. اگر انقلاب اسلامی ایران به نتیجه نمیرسید، قطعاً حرکت اسلامی در افغانستان این موفقیت را نداشت. نهضت اسلامی در فلسطین نیز آغاز شده است. قبلاً صحبت از زمین بود، صحبت از عربیت بود و نهضت آنها یک نهضت قومی بود، ولی بعد از انقلاب ایران، مردم فلسطین بار دیگر قیام کردهاند و نهضت آنان از مسجد و با ندای اللهاکبر شروع شده است.
یاسر عرفات و دیگر روسای کشورهای اسلامی بر سر فلسطین سازش کردهاند، اما مردم متوجه اسلام شدهاند و اینک در
سرتاسر کشورهای اسلامی، یک نهضت اسلامی آغاز شده است که امیدواریم تا پیروزی نهائی، ادامه داشته باشد. حیرتانگیز
است که شاه فهد بگوید که ما برای آزادی قدس مبارزه میکنیم. ما از او میپرسیم زمان شروع این مبارزه چه موقع است؟
آیا اینک زمان جهاد نیست؟ آیا این از غیرت عربی است که دست اسرائیلی بر گردن زن مسلمان آویخته است و زنان
عرب مورد تجاوز آنان قرار میگیرند؟ آیا زمان آن نرسیده که از این ننگ که زن مسلمان در خانه خود امنیت ندارد و سرباز
اسرائیلی وارد خانه او میشود، بمیریم؟ جمعهای نیست که به هنگام برگزاری نماز در مسجدالاقصی که قبلة اول مسلمانان
است، ارتش اسرائیل با گازهای اشکآور حمله نکند. پس مسلمانها کی بیدار میشوند؟ غیرت آنها کجا رفته است؟
هنگامی که زائران ایرانی اعلام برائت میکنند و شعار "الموت لامریکا، الموت لاسرائیل " سر میدهند، شاه فهد جواب
آنها را با گلوله میدهد. او در برابر امریکا و اسرائیل چه کرده است؟ آیا روابط خود را با آنها قطع کرده است؟ آنها فقط
در روزنامههایشان شعار میدهند که مسئله فلسطین موجب تشویش ماست!
برادران عزیز!
این به برکت انقلاب اسلامی است که امروز مسلمانها بیدارند، مسلمانان فلسطین بیدارند، مسلمانان لبنان دارند بیدار
میشوند. مسلمانان لبنان که تنها سلاحشان ایمان است، امروز توانستهاند امریکا، فرانسه و اسرائیل را از لبنان بیرون
برانند. ما باید پیام این انقلاب را که "نه غربی، نه شرقی "است، درک کنیم، یعنی مسلمانها نه باید به روس تکیه کنند نه
به امریکا. امریکا و شوروی، هر دو دشمن مسلمانان هستند. فقط به الگوی جمهوری اسلامی توجه داشته باشید، خداوند
را در نظر بگیرید و در پی ایجاد نظامی اسلامی باشید. پیام انقلاب اسلامی، پیام وحدت مسلمین است. در پاکستان
همان گونه که ایجاد آن حاصل یکپارچگی و وحدت بود، ضامن بقای آن نیز وحدت است. ما پاکستان شرقی را زمانی
از دست دادیم که وحدت میان ما از بین رفت.
برادران عزیز!
این انقلاب پیامی برای ما دارد و آن اینکه همواره باید متوجه خداوند باشیم. در زمان پیامبر اکرم(ص)، مسلمانها
بر قیصر و کسری غلبه یافتند. امروز هم همان خداوند میتواند ما را بر شوروی و امریکا غلبه دهد. امریکا و شوروی
دوست ما نیستند. دوست و یاور حقیقی ما خداوند است. آنان که مخالف انقلاب اسلامی و مخالف امام خمینی
هستند که اسلام را زنده کرد و اسرائیل را به کام ذلت و پستی سوق داد، باید بدانند که مخالفت آنها با امام، جز خوشنودی
امریکا و شوروی را به بار نمیآورد. من در جبهه ایران بودهام، البته در خط مقدم نبودم، اما در لبنان 500،400 متر بیشتر با دشمن فاصله نداشتیم. انسان از شجاعت جوانها در این جبههها حیرت میکند.
به نظر من ایران 60 سال است که دارد با امریکا، اسرائیل، فرانسه، ایتالیا و انگلیس میجنگد. آنها در برهههای مختلف
تاریخ ایران با ملت ایران دشمنی کردهاند. آنها در واقع دشمن حزب خدا هستند. من بسیار به آن نیروی عظیمی که
امریکا و اسرائیل را از لبنان بیرون راند، فکر میکنم. چیزی که من در جبهههای ایران دیدم دعا بود و راز و نیاز با خدا
و عزاداری سیدالشهدا (ع). جبهههای حزبالله هم همین حالت را دارد. در لبنان پس از اختتام مراسمی در مسجد، جوانی
از جا برخاست و در آنجا که فاصله کمی با اسرائیل داشت شروع به نوحهخوانی کرد. ناگهان همه جوانها از جا بلند شدند
و با او همآوا شدند. آنجا بود که احساس کردم خون شهدای کربلا در رگهای این جوانان جوش میزند. این عزاداری
سیدالشهداست که به جوانان ایران و لبنان چنین قدرت عظیمی را بخشیده است که میتوانند در برابر ستمگران جهان بایستند.
برادران عزیز!
احترام و حرمت عزاداری سیدالشهدا(ع) را نگه دارید. این گوهر گرانقدری است. باید از آن محافظت کنید. تا زمانی که عشق سیدالشهدا(ع) در قلب ما باقی است، مغلوب دشمنان دین خدا نخواهیم شد، لذا باید حرمت این مراسم را نگه داریم. این رمز پیروزی انقلاب اسلامی بود. امام خمینی فرمودهاند: "اگر میخواهید نظام اسلامی را بر پاکنید، نباید دست از دامن سیدالشهدا(ع) بردارید. "
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
نظرات کاربران :