|
تقریبا بیست سال پیش بود که مردم ایران آیت الله هاشمی رفسنجانی را با رأی نسبتا بالایی به عنوان رئیس جمهور کشور انتخاب کردند. مردم دلایل مختلفی برای رأی دادن به ایشان داشتند که پس از انتخاب ایشان نیز ارادت عدهای به ایشان بیشتر شد و البته درصدی هم در دوره دوم به ایشان رأی ندادند که آنها هم دلایل مختلفی برای آن داشتند. حمایت های رهبری از ریاست جمهور و همچنین کارهای عمرانی و سازندگی ایشان، معروف شدن ایشان به سردار سازندگی و نیز یار رهبری و نزدیکترین ایشان به رهبری و ... همه باعث این شد که عدهای، مخالفت و نه حتی دشمنی با هاشمی را، به دشمنی با خداوند پیوند بزنند. در نتیجه فضایی ایجاد شد که در آن علاوه بر دولت که کمتر اجازه نقد را میداد و فضای امنیتی را بوجود آورده بود، مردم نیز نقدهایی را که به سیایت های ایشان میشد را حمل به دشمنی با رهبری میکردند. و یا اگر بخواهیم کوتاه بیاییم توجیه گر بسیاری از موارد و خلافهای اتفاق افتاده در جریان اجرایی کشور میشدند. تا آنجا که افراد آرمانگرا باید برای نقد کردن سیاستهای اشرافی دولتمران علاوه بر تحمل فشارهای دولتمردان اشرافی فشارهای برخی (شاید بتوان گفت) ولایت مداران را نیز تحمل میکردند. در این شرایط بود که اگر هم میخواستی حرفهای آرمان گرایانه و ضد اشرافی بزنی حتی بسیجی که امروز اسم عدالت و عدالتخواهی را یدک میکشد با تو برخورد میکرد. اما انگار همین شرایط باز به صورتی دیگر در این دوره از ریاست جمهوری و البته با تفاوتهایی بروز کرده است. شاید یک تفاوت این باشد که نقد برخی سیاست و کارهای دولت در این دوره هرچند با اتهاماتی از قبیل ضد ولایت فقیه و منافق از طرف عده ای (.......) پاسخ داده میشود اما این بار مردم از این عده که دم به دم شعار بصیرت میدهند با بصیرت تر عمل کردند و ضمن داشتن انتقادات و دیدن اشتباهات به دکتر محمود احمدی نژاد رأی دادند و یا حتی از او حمایت میکردند و این یعنی رشد فرهنگ کشور. بدتر از این که به انسان اتهام میزنند این است که توجیه گر اشتباهات و یا شاید تئوریزه کننده اشتباهات فاحش دولتمردان هم میشوند. و باز بدتر از همه اینها این است که در آن زمان علم عدالتخواهی و آرمانگرایی را بلند نکرده بودند اما این بار با علم عدالتخواهی و آرمانگرایی قدم در وادی مصلحت اندیشی میزنند. و جالب است که در زمان هاشمی با توجیه حمایت رهبری، ضد توسعه، ضد پیشرفت و ... این کارها صورت گرفت و امروز هم تقریبا در سایه همین شعارها کارهایی انجام میشود که دل امت حزب الله را خون کرده است. در کنار این موارد میتوان مواری همچون هزینه کردن از رهبری برای رأی آوردن، هزینه کردن از رهبری برای توجیه عملکرد خود و بستن دهان منتقدان با برچسب حمایت های رهبری و ... را اضافه کرد. »»البته درکنار این حرفها باید گفت که مقایسه و آوردن این شباهت ها نه به خاطر عین هم پنداری این دو شخصیت و جریان، بلکه برای عبرت گرفتن بود. »»این آیه را هم فعلا عیدی بگیرید تا مطلبش برسه:(ان شاء الله) و لا یجرمنکم شنئان قوم ان لا تعدلوا اعدلو هو اقرب لتقوی
|
نظرات کاربران :