|
نامه رحيم پور ازغدي به انقلابي سابق، فتنه گر امروز
(ويژه)
|
|
متن دست نوشته اي از حاج حيدر رحيمپور به دست پايگاه عدالتخواهي خطاب به يكي از انقلابيون سابق و فتنه گران امروز رسيده است. متاسفانه نگارنده اسم مخاطب نامه را امحا كرده است. عدالتخواهي با توجه به اهميت تاريخي محتواي نامه اقدام به انتشار آن مي نمايد.
|
|
چهارشنبه 19 اسفندماه 1388
|
|
متن دست نوشته اي از حاج حيدر رحيمپور به دست پايگاه عدالتخواهي خطاب به يكي از انقلابيون سابق و فتنه گران امروز رسيده است. متاسفانه نگارنده اسم مخاطب نامه را امحا كرده است. عدالتخواهي با توجه به اهميت تاريخي محتواي نامه اقدام به انتشار آن مي نمايد. بسمه تعالی . نامه ای از بنده خدا حیدر رحیم پور به دوست پیشین . سلام من به پاک اندیشان همه جهان واز بد اندیشان بیزاری میجویم . دوست پیشین ؛ هنگامی این نامه را مینویسم که باور دارم هر چه را درباره شما شنیده ام درست بوده است چه پس از شکست سبز مخملی ها، و گرفتاری تبهکاران از دهان خودت !! شنیدم :بابا این خامنه ای که از خمینی جلادتر از کاردرآمد.سخنانی که که جهود جهانی به مزدوران دیکته و وهابیان برای القاء آن به خرفتان ،پر سرمایه گزاری میکنند وآرزوی بازگو را دارند. وتوبی مایه بازگوکردی تا بنمایانی از دانش آموختگان ِ نمره بگیرِ از راه دور گردیده ای. اف بر زر وزور وتزویر وخرفتان بارکششان .مگر امیر ما در دوران فتنه ها با اینکه درلحظه میتوانست خوارج را نابود سازد، استخوان در گلو وخار در چشم بسکوت جانکاه خود وفرساینده مومنان نپرداخت وبه کنجی ننشسته وبه نصیحت بسنده نکرد .آری او نیز چون شمایان ماهواره ای دارد ،ماهواره ای که از پیشوایان مذهب وپیر خود خمینی پیام میگیرد ،ایاماهواره خامنه ای از ماهواره تو بهتر نیست ؟ وای وای جرم امیر ما وجوشش شمایان، از اینکه قانون مزدورانی را که در روز عاشورا چون یزیدیان هجوم میاوردند ومیزدندو خراب میکردند ومیسوزاندند ومیکشتند ، بازداشت کرد . اه چه کج اندیش شدی وبرادران بدی داری .پسرک چرا اینچنین ،با اینکه روزگاری با ما بودی وکتاب بسیار هم بر دوش کشیده ای .ها؟ چرا به همه چیز یک چشمی می نگری،شنیده ام به دستور بالا با ارتیاطات کشورت قطع رابطه کرده ای وهمه دانش وداشته هایت همانها که از ماهواره صید میکنی ،نه عزیزم آنها صید نیست حقنه میباشد .وشگفتم که در قران خوانده ای ،هرگونه سخنی را بشنوید ونگفته است یکی را انتخاب کنید بلکه فرموده بهترین را انتخاب کنبد . چرا شما سخن کفر انهم هرچه را که باشد چشم بسته میبلعید!! وسخن مومنان را به سخره میگیری ؟ !! نکند مسخ شدی! ،ماتم که چرااینچنن ، آیا ارزش فریاد ملیونها مومن به اندازه پیام ماهواره ای ساواکی که به کافرستان گریخته ومزدوری کفر را گشته، کمتر است ؟!!برادر پیشین خود گواهی که همه حماقتهایت را تحمل کردم وتا عقلم هیبت نزد قطع رابطه نکردم . اینک آخرین وظیفه دوستی ام را بایاداوری نکاتی از قران نه به سبک وهابیانی که انگلستان، قرن هجده آنان را برای انحراف اهل سنت پابه پای بهاییان برای انحراف شیعه افرید وبهاییان را اولیا بیرون راندند وچون اهل سنت را امام روشنگری نبود وهابیان کعبه ومدینه را گرفتند . نه به سبک وهابیان نه اینان خیلی احماقانه وفریکارانه کتاب وسنت را به بازی گرفته اند .من به تفسیر صاحب مذهب عدل واختیار یاداور میشوم . آفریدگار بود. ولم یکن معه شی آری چیزی با او نبود وچون به لطفش به افریدگاری پرداخت به افریده ها دستور داد بایدتان کرعاً او طوعاً ، چه بخواهی د وچه نخواهید بر پایه آفرینشتان به کار خود پردازید ،چه نظام طبیعت بر این پایه نهاده شده . بدین معنی ،در نظام طبیعت ،اگرشمشیردرکف علی باشد بایدش در حد تیزی خود وزور بازوی علی بر پای عمروبن عبدود فرود آید و اگر در قبضه ابن ملجم بایدش به اندازه تیزی خود وزوربازوی ابن ملجم فرق علی، امام عدل را بشکافد .وهیچ آفریده ای بجز آدمی قدمی بر خلاف وظیفه بر نداشت لیکن به آدمی زادگان توان انتخاب بخشید .زیرا خلقتشان به پشتوانه نفخه ای که بر او دمیده بود دارای خرد وتوان اندیشه وتوان آموزش وکوشش وداوری و بهره گیری نیز گشته است تا به هرگونه تکمالی که میخواهد برسد ابوجهلی یا سلمان وابوذری. آری تنها به آدمیان توان ساخت وساز اختیاری را داد.گرچه مونتاژگرانی که ایین مونتاژگری را از پروردگارشان نیاموزند و از ماهواره شیطان بیاموزند خود وجهان را به آتش میکشند . مگربابای ما با یک انتخاب بیجا از بهشت برین به زمین خاکی نلغزید. انتخاب ،اری لیکن بر پایه مذهب عدل واختیار باید هر چیزی را به جای خود نهاد وبه مقایسه پرداخت وبهترین را برگزید . پسر جان تو جعفری مذهب بودی وپیرو مذهب عدل واختیار ،واختیار یعنی گزینش بهترین چرا چوب انداز انتخاب میکنی . وشگفت اینکه پروردگارم آدم را ازد شمنی شیطان آگاه ساخت و کتاب وسنت مارا از پیروی شیاطین ،جن وانس بر هذرداشته است وهرگاه دست اموزان شیطان کتابهای آسمانی را مسخ وفرستادگان را ازصحنه آموزش بیرون رانده اند ،پروردگاررسول وکتابی میفرستاد و کتاب دستمالی شده را نسخ وشریعتش را فسخ میکرد تا خدا پرستی وخدا پرستان منحرف نگردند . وبه همین چون نوبت به آخرین کتاب وآخرین فرستاده رسید ،پاسداری کتاب را خود بر عهده گرفت (انا له لحافظون )ونگهبانی مکتب را به عترت سپرد . عترت یعنی آنانکه کمون دین را میشناسند وبربیان احکامش مسلط . ونشانه ای برای شناخت نگهبانان داد وفرمود آنان ولی گونه اند . عرب فصیح بارانی را که برای بشارت بهاری، می اید وبذرهای گرفتار در دل خاک های سیاه رازنده وراه بیرون جستن آنها را همچو پیامبران نرم میسازد. و به همین ،اگر باران پس ازآن به همان ارایش وپیرایش باران نخستین بارد اورا ولی نامند لیکن اگرنرم نرم واب به ریشه نرسد نم نم واگر جرجروبا سلطه زمین را بکوبد مانع روئیدن ورشد گیاهان باشد اورا جرجر نامیده اند واگر زیانباری تا آنجا که همه چیز را بشوید وبا خود ببرد وبه دریاهای شور بریزد ، شرشر نامند .آری پیامبر اکرم با آرم ولی جانشین خود را به مردم معرفی میکند تا بفهماند ، کسانیکه به نرمش کشیشان جانشینی می کنند ،جانشین پیامبرنسیتند .و نه هم آنانکه مردم را سرکوب میکنند ومانع رشدشان میشوند ونه هم آنانکه ارزشهای انسانی رابر باد دهند ،فافهم . وبیان وحفظ مرزهای مکتب وتفسیر کتاب را سرآغاز به عترت معصومی سپرد که از دامان کوثر پیامبر به پدری علی ولی پدید ایند.چه معصومان، دانش دین را به گونه وگویش پیام آوران ،آموزگاری میکنند .ندیدید که در 252 سال پیشوایی خود نکنه ای از راه وروش پیامبر پای بیرون ننهادند با اینکه دیگران گاهی نرم نرم باریدند وآب به ریشه ها نرسید و از گلستان پیامبر ابوموسایی روئید که به سادگی بیرون کشیدن انگشتری از انگشت خلافت را تبدیل به سلطنت کرد وسلاطین جرجر وشرشر باریدند واسلام ناشناخته ماند ، آری عطار نام آنان است که نام گلان را میگیرند و بوی گل را به همه جا می افشانند ،و عترت آنانی که فرهنگ را از کتاب وسنت گرفته وبه همه جا نشر میدهند وبه همین بود که چون پیامبر علی را ولی برگزید وشیوه دین داری را به امت آموخت بر او نازل شد ( الیوم اکملت لکم دینکم )وچون معصومان گنجهای نهفته قران رابه بازار ایمان عرضه داشتند ،آنگاه که قرارشد آخرین پشتبانه ما و ذخیره فردا گردد پدر حضرتش چنین فرمود :زین پس من امت پیامبر را به دین شناسانی می سپارم که توان مهار نفس را داشته باشند .وچه راهنمایی از این گویاتر وبهتر .عزیزم، آنان که مدیریت را بخاطر علقه ها ی این جهانی به کسی نبخشیدند که نق میزنی .تو خود میتوانی دین شناس وبر نفس خود مسلط گردی ودر باورها وکردارها ورفتارها پا جای در پای پیامبر نهی وهمچو باران رحمتی بر امت پیامبر بباری ،بفرما شما ولی باش واگر دین باور ودارای خرد وادراک هم میباشی لیکن راهها را نمی شناسی ، برپایه عقل وکتاب به جستجو پرداز ،سخن همه را بشنو وبهترین را برگزین ،مذهب عدل واختیاری را که میگویم یعنی همین واگر توان جستجو را هم نداری به روش دانایان رفتار کن . مگر دانایان آنگاه که مریض میگردند درجستجوی پزشک بپا نمی خیزند وتا متخصص ترین پزشک پاک سرشت را نیابند از کوششش دست بر نمیدارند وچون اورا یافتند تسلیم محض او نمیگردند وبه فرمان او داروهای تلخ وشور را پول نمی دهند ونمیخورند. شمایان چرا اینچنین ؟!!چرا افسارتان را بدست دشمن میدهید وچرا اینهمه گرایش به سیاست انتحاری وچرا برای پیروزی دشمن خود را نحر میکنید.اه اه خدا کسی را وا نگذارد . آنچه را باید برای ارشادتان بنویسم ،نوشتم . باب تحذیر را بگشایم وببینم ارحم الراحمین پس از انکه همه نعمتها را به ادمی ارزانی داشت به متخلفات چه وعیدهایی میدهد .زیرا پروردگارت پابپای انکه به تو توان انتخاب را بخشید ،خرد وتوان آموزش کتاب را هم به تو بخشید ودر هر فرصتی تورا از وسوسه ومعاشرت با شیاطین هم پرهیز داد وآموزگارانی را هم برای تو فرستاد تا راه را از چاه بشناسی واز مغضوبین وظالین نگردی . وچون حجت را برادمی تمام میکند،برخوردش با خطا کاران اینچنین است : سراغاز خطاها را نادیده میگیرد و از دید دیگران میپوشاند وچون اصرار می ورزی مهربانانه تورا بسوی خود می خواند ومی گوید : بیا آشتی کنیم ،تو بسوی من برگرد ومن هم از تواستقبال کرده وگذشته ها را نا دیده میگیرم وتورا می بخشم ومی پذیرم . لیکن اگربازهم بی حرمتی کنی تو را به حال خود واگذارده و دست از پرده پوشی ها بر میدارد ومردم خیلی زود ترا می شناسند وچهره ات سیاه میگردد و اگر باز هم از پی شیاطین بروی اخم بر چهره می افکند وآثار خشمش ظاهر می شود .زیرا پیشتر گفته بود شیطان بزرگترین دشمن شما می باشد ،و سوگند یاد کرده که همه فرزندان ادم بجز متقیان را گمراه میکند وتو با پای خود از پی او میدوی . وآنگاه که به گناه اصرارورزی پرده ای بر چشمت کشیده میشود ،(علی ابصارهم غشاوه) واگر بیشتر، پرده سیاهی بر قلبت افکنده میشودوبه گونه ای میگردی که نه چشمت میبیندونه قلبت پیامهای خدایی را میشنوداگر باز همبه گناه ادامه دهی کار بجایی میرسد که خداندگمراهی تو را هم امضاء میکند. واضلهم . ایا میدانی ابن ملجم از سربازان پر خروش علی بود ویزید همرزم امام حسین . پس تا هنوز به اخرخط انحراف قران سوزی نرسیده ای برگرد گرچه برای انانکه به سراشیبی افتاده اند بسیار دشوار و نیازمند به اشک وناله بسیار است . تا اشکها غشاوه را بشوید واهها اکنه را بسوزاند واگرنتیجه نداد، توسل و شفاعتی بایدت ، با همه اینها حضرتش ارحم الراحمین ومهربانتر از همه است توبوا الی الله چه به این مرحله که برسد دانش بشری کاربردی ندارد . آیا شما میدانید ابوجهل ،ابوالحکم عرب بود وآنچنان دردام افتاد ،آیا میدانید پیامبر طلحه را طلحه الخیر و زبیر را صیف الاسلام نامید ،وطلحه ازشرورترین ها گردید وشمشیر زبیر تا مرگش ازغلاف در نیامد .ازدریچه ای دیگر به گسلها بنگرم وبه گفتمان با ملیون خیال پردازی بنشینم که پس از گذر مردم از پایگاه کور ملیت به خط مکتبی رسیدند وانچه را که می بینید انجام دادند و خانه های خالی انان بمانند خیمه های اعراب جاهلیت خالی از مردم شد لیکن اقایان هنوزدر ان بیغوله ها برکرسی های رهبری "ملتِ نداشته"، فسیل گشته اند . آری ملیونی که دوست دارند ملت بیگانه باشند وبه راه شاهپور بختیار ادامه دهند ،وسخنم با متمدنان همه گروه ها :خانمها واقایان بیسواد وانانی که معنای واژه ی ملی را از دیکشنری های غرب می اموزند آنان کههنوز نمیدانند سنت واژه ای تازی است . ایا شمایان میدانید عرب به شهر مدینه میگوید وبه شهر نشینان متمدن واگرمیدانید این را هم بدانید که مدینه ها وشهرهای ایران درسی سالِ پس از پیروزی انقلاب اسلامی چه از نظر کمی وچه از نظر کیفی وارزشی وچه از نظر شهر نشینیان چندین برابردوران2500ساله شاهنشاهی وبیش ازده برابر پهلویان گشته . نفرمایید کشاندن روستاییان به شهرورشد بیهوده شهرها هنر نیست واگر میباشد جزایر عربی مستعمره غرب متمدنتر از شما میباشند .چه به پاسختان میگویم منهم کشاندن روستاییان را به شهرها زیانبار میدانم و اگر بر دشمنان پیروز ویارانه ها هدفمند گردد چنین اشوبی را هم که برایمان افریده اند از دامان انقلاب پاک سازیم و دو گانگی ما با جزایر مستعمره و برخی مستحمره ها اینکه ما پیش از پیروزی انقلاب ودوران بردگی توان ساختن سوزنی را هم نداشتیم لیکن پس از انکه به خشم دشمنان محاصره اقتصادی شدیم ، موشک و زیردریایی ، بالگرد وهواپیما و ناو هم ساختیم ورشد پزشکی تا آنجا که امروز جهانیان به کشوری که تا پیش از انقلاب متمدنان وروشنفکرانش بیماران خودرا به اسراییل می بردند و شاهنشاه برای ایران از بنگلادش پزشک استخدام میکرد اینک پزشکی ما شاخ در شاخ پزشکی جهان نهاده است لیکن جزایر مستحمره با یک تلنگری که بر اقتصاد لیبرالیزم فرود امد ورشکست گردیدند. مادرت به قربانت پیرایه شهرنشینی جهشی همگانی است نه پای ماهواره ها نشستن وبه ساز دشمن رقصیدن .وسخن پایانی ، تورا به دوستی چهل ساله مان سوگند میدهم ماهواره را از خانه بیرون افکن ونگذار نوه های بی گناهت به بد اندیشی خاندان امروزگردند . درود من بر انکه بسوی خدا باز گرددوتقاضایم اینکه پس از مرگم به سوک نیایی وبد نامی برایم نیافرینی ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم . حیدر رحیم پور.
|
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :