|
يادداشت دبير جنبش:
عدالتخواهی، کار آمدی و جنگ نرم
(ويژه)
|
|
این گونه نیست که هر کس اعتراضی به وضع موجود داشته باشد مخالف اسلام و انقلاب و ولایت فقیه باشد! بلکه بسیاری از آنان به واسطه دلسوزی برای همین مسائل است که معترض هستند. مسئله آنان آن است که چرا عده ای شعار عدالت سر میدهند اما عدالت به قتلگاه می برند و یا حداقل خروجی کار آنان خلاف عدالت است؟!مگر اين مردم از اين نظام الهي به دنبال چه هستند؟ غير از ْآن است كه به جز اقليتي اشرافي و زياده خواه همگي دنبال حداقلي از رفاه عمومي و بدون تبعيض براي خود هستند.
|
|
سه شنبه 18 اسفندماه 1388
|
|
|
| | |
| در مورد حوادث پس از انتخابات سخن فراوان گفته شده است اما کمتر به ریشه یابی علل و عوامل شورش بخشی از جامعه درمقابل وضع موجود پرداخته شده است. حتی به ریشه یابی حوادث و اشتباهاتی که از سوی نیروهای منتسب به نظام و خصوصا رسانه ملی و نهادهای امنیتی و نظامی توجهی نشد.
مسئله بسیار مهمی هم که رهبر انقلاب به عنوان جنگ نرم به آن پرداختند متاسفانه به درستی تبیین و دنبال نگردیده است. در بسیاری موارد از جنگ نرم سخن گفته می شود اما آنرا به یک جنگ روانی که سراسر آن هم اعمال خلاف اخلاق است تقلیل می دهند. سخن از جنگ نرم گفته می شود ،ولی به ابزار های سخت متوسل می شوند و با زورآزمایی خیابانی و در کف دانشگاه ها به دنبال حل مسئله هستند. شاید بتوان این مسائل را به گونه اي ختم کرد ولی مشخص است که نمی توان آنرا به راحتی حل کرد.
در این مجال برآن هستیم مختصری به مسئله به ظاهر واضح و کلی اما بسیار مهم یعنی مسئله کارآمدی بپردازیم تا بتوانیم تحلیل درستی از نوع برخورد نظام و معترضین پس از انتخابات بپردازیم، البته اين مسئله كلي است و مربوط به حوادث پس از انتخابات هم نيست بلكه مي تواند مسئله اصلي نظام باشد.
رهبر انقلاب از حدود یک دهه قبل بر لزوم مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و بی عدالتی تاکید فرمودند که این خود تایید کننده وجود برخی ناکار آمدی ها در سیستم اداره کشور و همچنین فرهنگ عمومی آن است. واضح است بسیاری از نارضایتی از آنجایی ناشی میشود که حاکمیت نقش خود را به درستی انجام نمی دهد و خروجی کارها مطلوب و مطابق عدالت نیست. البته در برخی مواقع نیز کارهای خوبی صورت می گیرد ولی به واسطه ضعف در اطلاع رسانی، آن شیرینی به کام ملت نمی نشیند و احساس برقرای عدالت را ندارند.
برای روشن شدن بحث چند مثال ذکر می کنیم. تقریبا در میان جماعت عدالتخواه محل اتفاق است که سیاست های اقتصادی دولت سازندگی باعث ترویج لیبرالیسم اقتصادی و به تبع آن باعث افزایش شکاف طبقاتی و رواج تبعیض و بی عدالتی و حتي برخي شورش هاي اجتماعي گردید.و همچنین نگاه غلط رئیس دولت و دولتمردان به نحوه زندگی مسئولین نیز باعث ترویج اشرافیت میان دولتمردان و رفاه طلبی و باز شدن دست انان به بیت المال مسلمین شد. این خود به مراتب تشدید کننده ناکار آمدی های موجود درساختار مدیریت کشور و به تبع آن تاثیر در نحوه اداره آن بود.
در دوره اصلاحات نیز به واسطه لیبرالیسم فرهنگی و سیاسی حاکم بر نگاه دولتمردان ،عرصه فرهنگ عمومی جامعه و همچنین سیاست داخلی دست خوش تلاطم و ناهمگونی فراوان شد. همچنین سیاست های غلط در عرصه سیاست خارجی باعث ناکارامدی فراوان در این عرصه گردید.
حوادث ناگواری مانند قتل های زنجیره ای و کوی دانشگاه اگر نگوییم پروژه ای برای تضعیف نهاد های امنیتی و انتظامی بود خود باعث تضعیف انان گردید.پروژه هاي فراواني هم براي تضعيف نهاد هايي مانند شوراي نگهبان،صداو سيما، بسيج و سپاه و حتي رهبري شد كه نمونه آنها در لوايح سياسي مجلس ششم شاهد بود.
سيستم فكري و نهاد هاي برنامه ريز كشور آنقدر يله و رها بودن كه شاهد نفوذ جريان اپوزوسيون فكري نظام به بدنه فكري و برنامه ريز كشور و عملا نهاد هاي برنامه ريزي كشور پايگاهي براي بازتوليد مباني سرمايه داري در كشور بودند. شايد گوياترين سند آن هم مقدمه كاملا ليبرال برنامه چهارم توسعه بود كه به سرپرستي يكي از مشاوران بلند پايه يكي از كانديداهاي انتخابات اخير نوشته شده يود.به نظر نمي آيد در هيچ نظامي شما بتوانيد يك چنين موضوعي را مشاهده كنيد.
در چنین شرایطی است که رهبری ان تاکیدات را برعدالت و ساده زیستی و مسئولین و مبارزه با فقر و فساد و تبعض را مطرح میکنند و مشروعیت مسئولان را به خدمت به مردم و برقراری عدالت گره می زنند.
امام بزررگوار مان با این انقلاب اسلامی به دنبال ان بود که نشان دهد که اسلام توانایی اداره جامعه را دارد و تمامی دشمنی کنونی دشمنان نظام اسلام برای ان است که اثبات کنند اسلام توانایی اداره جامعه رادارد. نظام اسلامی در طی دوران پس از انقلاب با سرعت زیادی رو به پیشرفت بوده و عملا تا همین حد هم اثبات نموده است که اسلام میتواند یک جامعه را اداره و به جهانیان معرفی نماید. بی شک در بنیان های اعتقادی و و مبانی دینی و گزاره های انها برای اداره جامعه اشکالی وجود ندارد و معضل ناکار امدی از انجا نمیشود.اما در بسیاری از موارد ما دچار کمبود نرم افزار برای اداره جامعه هستیم. در حال حاضر مسئله اصلی ان است که نظام اسلامی ما با همه قدرت و توانایی های خود در عرصه های مختلف هنوز دارای ناکار امدی هایی جدی در حوزه ساختار ها و برنامه ریزی و ... است که باید جبران شود.
این ناکارامدی ها را میتوان در عرصه های مختلف مانند رسانه، قانون گذاری ،اجرا ونظارت وقضا شاهد بود. در عرصه رسانه شاهد هستیم که توانایی انرا ندارد که جمع وسیعی از مردم را اقناع نماید وبه همین واسطه به دنبال رقابت با رسانه های خارجی و ماهواره ها میرود.در رسانه ملی شاهد یک بدنه سکولار و بیگانه با مبانی انقلاب و امام هستیم و این به واسطه نفوذ شدید اشرافیت و بیگانگی با عرصه عمومی جامعه است و در عین حال شاهد عدم توانایی مدیران برای کنترل شرایط و مدیریت فضای کاری شان هستیم .که نمونه ای از این ناکار امدی را در شرایط پس انتخابات دیدیدم.
در عرصه قانون گذاری ناکارآمدی هایی برای تولید قوانین محکم در مجلس هستیم ، متاسفانه خیلی از اين قوانين خود به مفاسد دامن میزند. نمونه واضح آن اعمال نظرهاي فارق از نگاه ملی نمایندگان در تدوین قوانین و خصوصا قوانین بودجه و قوانین حساسی مانند هدفمند کردن یارانه ها است.
در عرصه اجرا در حوزه های مختلف میتوان مثال آورد. جدای از آنکه شاهد خود سری مدیران در اجرای امور و حتی مسئولین رده بالای نظام هستیم، شاهد بسیاری مفاسد و ناکارآمدی های سیستمی برای مبارزه با فساد و اجرای عدالت نيز مي باشيم.
مردم ما در انتخابات ها هموراه به دنبال يك منجي براي امور خود هستند،رواج این روحیه منجی گرایی كه در دولت و مردم همواره وجود دارد نشان از آن دارد که تمایل زیادی برای دور زدن سیستم مدیریت کشور وجود دارد. البته نباید منکر ناکارآمدی های جدی در ساختار های برنامه ریزی واجرایی کشور شد ولی باز هم توجیهی صحیح برای این روحیه در مدیران ما نیست. مثال های زیادی مانند رونداجرای اصل 44 و یا هدفمند کردن یارانه ها و مسائل کلان این چنینی میتوان آورد که دستگاه هاي مختلف نظرات مختلف را اعلام و به يك باره يك مدير ارشد و يا شخص رئيس دولت همه چيز را با يك دستور لغو و يا حلو فصل مي كند .اينها همگی نشان دهنده وجود این ناکار امدی ها در سيستم مديريت اجرايي كشور است.
در عرصه قضا هم از اطاله دادرسی گرفته تا حجم بالای پرونده ها گرفته تا مسائل کلان تری مانند عدم مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی را شاهدیم.
همه مثال های بالا ذکر شد که گفته شود که این گونه نیست که بسیاری از مستولین ما خائن هستند بلکه درک درستی از چگونگی حل و فصل مسائل اساسی کشور ندارند و نباید انتظار داشت خروجی این کارها و ناکارامدی ها عدالت و مبارزه با فقر و بی عدالتی باشد. اصولا نمیتوان عدالت را به صورت دستوری و مقطعی نهادینه کرد . چگونه میتوان فسادی که در طول سالیان در کشور نهادینه شده است در یک یا دو دوره چهار ساله حل کرد و هرکسی مدعی این باشد یا جاهل است یا دروغگو.اما نباید به این بهانه از همگی توان برای مقابله با این مسائل استفاده نکرد.
سوال اينجاست وجود اين ناكارآمدي در كجا خود را نشان مي دهد؟.ناکار آمدی های موجود باعث می گردد که نهادهای امنیتی کشور به خاطر اختلافات داخلي و همچنين ترس از تكرار مسائل پيشين در وقایع اخیر نتوانند به درستی نقش خود را ایفا نمایند. نهاد های انتظامی یا به کناری بنشینند و یا با شدت به گونه ای برخورد کنند که آن ناراحتی ها به وجود آید.و رسانه ملی هم نتواند مخاطبان خود را به درستی اقناع و ارضا نماید.سیستم اقتصادی کشور نيز جواب های مناسب را به برنامه های اقتصادی بدهد و معضلات و معلول های دیگر که از این ناکارآمدي در ساختار های اجرایی، برنامه ریزی و نظارتی کشور ناشی می شود كه باعث مي گردد ما اين فوران نارضايتي را به يكباره شاهد باشيم.
تصور كنيد كارگري كه هيچ امنيت شغلي نداردو دستمزد او علي رغم تلاش فراوان كفاف دخل وخرجش را نمي كند، جوان بيكاري كه تلاشش براي شغل به در بسته مي خورد، ويا 13 ميليون جوان در سن ازدواج كه به دلايل مختلف با وجود اين همه تبليغات فاسد و مشكلات اخلاقي امكان ازدواج براي آنها فراهم نمي شود. بسیاری از اين کسانی که هم از روند جامعه و هم از وضع زندگی خود ناراضی هستند از این ناکارآمدی ها رنج میبرند. اما متاسفانه بابرخورد صحیحی مواجه نمی شوند. شما توجه كنيد به تعبير حضرت امام طرفداران اصلي انقلاب همين پابرهنگان و طبقات مستضعف هستند بسیاری از آنان شايد در اعتراضات هم حتي شركت نكردندو با نجابت در راهپيمايي هاي حمايت از نظام هم حضور جدي داشتند ولي از سر دلسوزی و از منظر دینی این سوال را دارند که اگر ادعا میکنیم که این نظام اسلامی است پس چرا در بسیاری ازموارد اسلام اجرا نمی شود و یا باتبعیض اجرا می گردد؟ اگر این نظام به دنبال عدالت است و این دولت نیز همین گونه پس چرا در بسیاری موارد عدالت اجرا نمی گردد ویا حداقل ما این احساس را نداریم؟
این گونه نیست که هر کس اعتراضی به وضع موجود داشته باشد مخالف اسلام و انقلاب و ولایت فقیه باشد! بلکه بسیاری از آنان به واسطه دلسوزی برای همین مسائل است که معترض هستند. مسئله آنان آن است که چرا عده ای شعار عدالت سر میدهند اما عدالت به قتلگاه می برند و یا حداقل خروجی کار آنان خلاف عدالت است؟!مگر اين مردم از اين نظام الهي به دنبال چه هستند؟ غير از ْآن است كه به جز اقليتي اشرافي و زياده خواه همگي دنبال حداقلي از رفاه عمومي و بدون تبعيض براي خود هستند.
چرا باید دولت و نظام اسلامی از نقد درون گفتمانی بترسد؟ چرا باید نظام اسلامی از مشارکت دادن مردم برای حل مسائل اساسی کشور استفاده نکند؟ چرا باید ما مشارکت مردم را فقط در انتخابات ها ببینیم؟
ناکار آمدی های موجود در نهاد های انتظامی و امنیتی کشور و وزارت کشور ما کار را به آنجا رسانده است که به هیچ راهپیمایی در کشور حتي به جريانات حزب الهي ،الا آنها نهادهای تبلیغاتی نظام اجرا می کنند مجوزی داده نمی شود پس چگونه باید یک عده که نقد دارند صدای خود را به گوش مسئولین برسانند؟
سوال دیگر آنان این است که چرا رسانه ملی ما بازگو کننده خواسته های آنان نیست ،و چرا صدای یک عده ای نه چندان قليل در این رسانه شنیده نمی شود؟ اتفاقا این نقد را بیش از هر گروه دیگری جریان حزب اللهی و طرفدار نظام دارد.
سالیانی است که رهبر انقلاب و دلسوزان فریاد میزنند که باید در کار ها به مبانی انقلاب و اندیشه های امام راحل و برقراری عدالت و مبارزه با فقر و فساادو تبعیض توجه جدی شود. اما کمتر کسی گوش شنوایی برای این کارها داشته و دارد. این بی توجهی به این مسائل بنیادین کار را به انجا رسانید که همه عوامل دست به دست هم بدهندو ما پس از انتخابات شاهد وقایع تاسف بارآن چنانی باشیم. منصفین حتما تصدیق خپاهند کرد که بسیاری از کسانی که در راهپیمایی های غیر قانونی و یا حتی قانونی شرکت کرده اند نسبت به بي عدالتي و تبعيض و تضضییع حقوقشان اعتراض داشته اند و این گونه نبوده که دشمنی بامبانی انقلاب داشته اند. حتی در ادبیات سران معترضین نیزاگر چه تا حد زيادي منافقانه شاهد برخی از این گزاره ها یا اندیشه های حضرت امام بودیم.
لذا در شرایط کنونی همان طور که رهبر انقلاب فرمودند باید به مسائل اساسی مردم و نیاز ها وخواسته های آنان پرداخت. شاید بزرگترین ابزار مواجهه با جنگ نرم در شرایط کنونی کشور دست برداشتن از دعواهای بی فایده و پرداختن به خدمت صادقانه برای مردم و کمک به کار امدی بیشتر نظام اسلامی باشد. مردمی که با عشق و علاقه خود به امام و انقلاب و رهبر ی آن سه حماسه بزرگ یعنی 22 خرداد و 9دی و 22بهمن را آفریده اند خسته از این چند ماه درگیری و خون دل خوردن چشم انتظار خدمت و تحول جدی در وضع معیشتشان و برقراری عدالت نسبی هستند.
مشكل آْنجايي بزرگتر مي شود كه ما جمهوري اسلامي را با اين توان واقعي خود با انقلاب اسلامي با آن آرمان هاي حداكثري و بلند گره زده ايم و وقتي بين وضعيت مطلوب و موجود مقايسه مي شود تفاوت فراوان است. بعضي نيز جاهلانه و يا عامدانه برخي دست آوردهاي مادي را كه البته به جاي خود مطلوب است دست آورد انقلاب ميخوانند،بلكه اين گونه نيست. انقلاب مروج روحيه اي انقلابي و جسارت آميز است كه باعث گرديده است يك چنين اموري نيز بدست آيد، انقلاب آمده است كه انسان تربيت كند اگر به اين مطلوب رسيديم آن موقع مي توان ادعاي پيروزي كامل انقلاب را كرد. اگر بخواهيم اين منطق را بپيذيرم بايد بسياري از اين ناكارآمدي ها را به پاي انقلاب نوشت و نه جمهوري اسلامي و اين است كه عده اشتباهات و وقايع اخير را مشاهده ميكنند با انقلاب و ولايت فقيه مشكل پيدا ميكنند. اين حاصل اين روحيه است كه ما ناركار آمدي هايي كه حتي شايد ذره اي هم به رهبري مربوط نباشد را به نام تقدس نظام و يا ولايت فقيه ويا تكميل كردن پازل دشمن توجيه ميكنيم و بسياري از اشتباهات را با مايه گذاشتن از رهبري حل مينماييم. بی شک اگر بسیاری از این ناکار آمدی ها و نارضایتی ها نباشد دشمن نیز نخواهد توانست ضربه ای به پیکره انقلاب وارد نماید. شاید بتوان به جرات ادعا کرد که نظام قدرتمند اسلامی ایران تا زمانی که از داخل مشکلی نداشته باشد از دشمن خارجی لطمه نخواهد خورد.
اكنون نيز باید به جای برخورد های سلبی و بی مورد به مردم این درک را داد که مسائل و مشکلات مملکت یک شبه و دستوری و با یک یا دو دولت حل نخواهد شد و بسیاری از این ناکار آمدی های سیستمی است و باید سیستمی حل شود البته این توجیه گر کوتاهی مسئولین برای خدمت نیست. باید از پتانسیل فراوان مردم که به خوبی در سه حماسه اخیر نشان داده اند برای اصلاح امور کشور و مبارزه با مفاسد استفاده نمود.
باید تبیین گردد ریشه بسیاری از مسائل اخیر در ناكار آمدي برخي ساختار ها و همچنين مفاسد اقتصادی و رانت خواری و جریان اقازادگی در مسئولان است که در طی سالها نهادینه شده است و از این پشتوانه مردمی برای مبارزه و برخورد با این مفاسد استفاده گردد شايد الان طلایی ترین فرصت برای قوه قضائیه است که با شجاعت و نه با شعار با این مسائل مواجه شود.
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :