پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

مشروح نشست نقد و بررسي جشنواره فيلم فجر در دانشگاه علامه:
هنرمند مرفه نمی تواند اثر ماندگار خلق کند  (ويژه)  

کلیشه های نخبگانی برآمده از توهم در سینما خیلی زود شکسته می شودوقتی شما 20 فیلم از سال های 2009 یا 2010 آمریکا را می بینید، تصویر همان زمان آمریکا را مشاهده خواهید کرد. اما فیلم های جشنواره ما، مثل تسویه حساب، فیلم هایی هستند که جملگی بر کثیف بودن مردان ما و بزهکار بوده زنان ما صحه می گذارد. آیا این تصویر درستی از ایران را نمایش داده است. فیلم ملک سلیمان هم همانگونه این فیلم تصویری مونگولیسم را از دین ارایه می دهد. واقعا جای این سوال است که این فیلم ها چه تصویری از ایران امروز را به مخاطب نشان می دهند؟

  
 
دوشنبه 10 اسفندماه 1388  

 

به گزارش خبرنگار سرویس دانشگاه برنا، مسعود فراستی، عصر امروز نشست نقد و بررسی فیلم های جشنواره فجر، با حضور وحید جلیلی و مسعود فراستی از سوی جنبش عدالتخواه دانشجویی و بسیج دانشجویی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه در آمفی تئاتر مرکزی این دانشگاه برگزار شد که مشروح گزارش آن در ادامه می آید:

بهترین فیلم جشنواره امسال در سیاسی بازی‌ها گم شد

مسعود فراستی منتقد سینما با اشاره به کیفیت پایین فیلم های جشنواره امسال، گفت: تفاوت زیادی بین این جشنواره و جشنواره های قبل وجود نداشت و فیلم هایی که امسال سر و صدا کردند، جملگی فیلم های بدی بودند.

وی افزود: به رنگ ارغوان فیلم بسیار بدی بود که بیشتر جایزه ها را به خود اختصاص داد و ملک سلیمان و تسویه حساب نیز از کیفیت بسیار پایینی برخوردار بودند. جشنواره امسال هیچگونه خط و مشی مشخصی نداشت. فیلمی که تا 5 سال توقیف بود، می آید و عمده جوایز را می گیرد و همه این جشنواره را بهترین جشنواره می دانند. هر مسوولی که بر سر کار باشد، از شمقدری گرفته تا شاه حسینی، رضاداد، و ... جشنواره زمان خود را بهترین جشنواره تاریخ می دانند.

فراستی ادامه داد: بی جهت نیست که آمریکا با فیلم هایی که ساخته آن چنان جلو رفته است. آمریکا می داند تهاجمی که می تواند از طریق سینما داشته باشد، و فرهنگ توسعه طلبی خود را خیلی خوب گسترش دهد، از طرق دیگر ممکن نمی شود. حتی اگر اسلحه و زرادخانه های آمریکا را هم از آن بگیریم، باز هم می تواند تهاجم خود را از طریق فیلم و سینما پیش ببرد.

وی افزود: آمریکایی ها به تازگی فیلم جدیدی به نام "گنجه" ساخته اند که نامزد اسکار شده و فیلمی است که بیننده را با آمریکایی ها هم عقیده می کند. انتهای این فیلم آن است که آمریکایی ها کار درستی کرده اند که عراق را اشغال کرده اند؛ به گونه ای که این فیلم حتی بیننده ضد آمریکایی را هم وادار به اعتراف می کند که آمریکا کار درستی کرده عراق را اشغال کرده است.

ایران در سینمای ایران موجود نیست

این منتقد سینما اظهار داشت: ما در تولید فیلم جزو هشت کشور برتر جهان هستیم اما هنوز که هنوز است، سینمای ملی و صنعت سینما نداریم. از مجموعه آثار و فیلم هایی که در طی یک سال در سینما ساخته می شود، شما تصویری از ایران را نمی بینید، در حالی که آمریکا به گونه ای فیلم می سازد که جهان را با اهداف و تفکرات خود همراه می کند و بر نقش نجات بخشی آمریکا در عراق صحه می گذارد.

وی توضیح داد: وقتی شما 20 فیلم از سال های 2009 یا 2010 آمریکا را می بینید، تصویر همان زمان آمریکا را مشاهده خواهید کرد. اما فیلم های جشنواره ما، مثل تسویه حساب، فیلم هایی هستند که جملگی بر کثیف بودن مردان ما و بزهکار بوده زنان ما صحه می گذارد. آیا این تصویر درستی از ایران را نمایش داده است. فیلم ملک سلیمان هم همانگونه این فیلم تصویری مونگولیسم را از دین ارایه می دهد. واقعا جای این سوال است که این فیلم ها چه تصویری از ایران امروز را به مخاطب نشان می دهند؟

وی با انتقاد از اصول داوری در جشنواره اظهار داشت: جایزه دادن در جشنواره اصولی دارد، مقامات دولتی در وزارت ارشاد نیز با توجه به سیاست ها و خط مشی های خود داوران مورد نظر را انتخاب می کنند و مطمئن هستند که با انتخاب این داوران اهداف و خط مشی های خود را پیش برده اند. اما مسیر حرکت این افراد چیست؟ آیا اصلاح الگوی مصرف است؟ با کدامیک از فیلم های سینمای ما سمت و سویی در جهت اصلاح الگوی مصرف داشتند؟ وقتی فیلمی مثل به رنگ ارغوان شش جایزه می گیرد، یعنی خط درست انتخاب چنین فیلمی است.

تکلیف کارگردان در به رنگ ارغوان معلوم نیست

وی توضیح داد: در این فیلم ماموری را می بینیم که ابزار مدرن او اسلحه و کامپیوتر است و وظیفه مراقبت از یک دختر بیچاره 20 ساله را بر عهده دارد که آخر سر هم عاشق او می شود. در این فیلم که ادعای پاکی این عشق وجود دارد، دیده می شود که حتی این عشق هم زیر سوال می رود. در ادامه برای این مامور اطلاعاتی وزارت اطلاعات انتخاب میان وظیفه و عشق پیش می آید. این فیلم نه فیلمی عاشقانه است و نه فیلمی امنیتی بلکه تنها یک بازی است، خود فیلم ساز نیز در این فیلم دو سویه می رود یعنی از سویی طرفدار بچه های امنیتی است که نماز هم می خوانند و البته هیچ یک از این بچه های امنیتی قیافه سمپاتیک ندارند. از سوی دیگر طرفدار پدر این دختر است که در واقع مبارز علیه نظام است. اگر فیلم ساز واقعا با این فرد ضد نظام نیست پس چرا لحظه مرگ او آنقدر باشکوه جلوه داده می شود و چنین نورپردازی خاصی به آن اختصاص داده می شود؟ در ظاهر فیلم ساز با نیروهای امنیتی است اما در باطن با این فرد ضد نظام همراه است. در نمای آخر فیلم این فرد اطلاعاتی که از دست همه مامورین امنیتی فرار کرده، و معلوم هم نیست که این چه وزارت اطلاعاتی است که این فرد به راحتی فرار می کند و در صحنه ای نشان داده می شود که ریش و سبیل خود را زده و چشمکی هم نثار دخترک می کند. در آخرین لحظه ارغوان به نیرویی اطلاعاتی تبدیل می شود و این مرد را شناسایی می کند. این فیلمی که عمده جایزه های جشنواره های فجر را به خود اختصاص داد همین بود که معلوم نبود که فیلم ساز طرفدار کیست و چه موضعی دارد.

ملک سلیمان تصویری مونگولیسم از دین ارایه می دهد

فراستی در خصوص فیلم ملک سلیمان نیز گفت شخصیت اصلی این فیلم که باید پیامبر خدا و فردی فعال باشد به شدت شخصیتی منفعل دارد و فقط ژست های مختلف را از خود نشان می دهد. ملک سلیمان فیلمی است که قصه ندارد و وقتی ما قصه نداشته باشیم متعاقبا آدم هم برای اجرای این قصه نخواهیم داشت. سلیمانی که آمده و ما می پذیریم این پیغمبر خداست، در کجای فیلم توانسته یک قصه کوتاه را بیان کند؟ این فیلم در کل یک مسخره بازی است که شخصیت اصلی آن هیچ جای فیلم معلوم نیست.

وی ادامه داد: دوستان شش میلیارد خرج کرده اند، که بسیار بیخود هم کرده اند که حاصل آن فیلمی باشد که نه قصه ملی دارد، و نه شخصیت ملی و کار فنی آن هم فرنگی است. و فقط پول آن ملی است که با پول مردم ساخته شده و در نهایت هم جایزه ملی می گیرد و حاصل آن هم خندیدن بچه هشت ساله من است که به تماشای این فیلم نشسته است.

فراستی در خصوص فیلم تسویه حساب هم گفت: این فیلم ، فیلم کثیفی است که من دست فردی را که آن را توقیف کرد، می بوسم، این فیلم با این افتضاحات آزاد شد و قرار است عید هم اکران شود.

وی ادامه داد: بهترین فیلم جشنواره امسال اصلا دیده نشد. فیلم طلا و مس که اصلا متعلق به فضای مورد نظر آقایان نبود، رابطه یک زن و شوهر شهرستانی بود که مستقل از اینکه شما طرفدار روحانیت باشید یا نباشید، با مشاهده این فیلم طرفدار شخصیت این روحانی می شوید. این فیلم ، فیلمنامه بسیار خوبی داشت و زمین تا آسمان با این مزخرفاتی که جایزه را بردند تفاوت داشت و به شدت هم در راستای عدالتخواهی و اصلاح الگوی مصرف بود اما چرا به این فیلم جایزه داده نشد و آقایان جایزه را سیاسی کردند.

سینمای دولتی معنا ندارد

فراستی با اشاره به فقدان قصه و فیلم نامه خوب در سینما گفت: وقتی ما در فیلمی قصه نداریم یعنی تفکر و خط مشی فرهنگی نیز نداریم. بعد از این همه سال باید بتوانیم یک قصه کوچک را از دل سینما بیرون بیاوریم. در این وضعیت کنونی چه فیلم ها به فروش برسند یا نرسند، پولی که خرج شده پول دولت بوده و فیلم سازان هیچ دغدغه ای ندارند به نظر من اصلا سینمای دولتی معنا ندارد بلکه تهیه کننده باید خود مخاطب را شناسایی کند، به دنبال قصه و فیلم ساز برود آن گاه در این راه سرمایه گذاری کند و به جلو برود و این سینما، سینمایی می شود که مخاطب آن را اصلاح می کند و خود مخاطب نیز بهترین ها را تعیین می کند. ما باید تنها یک ممیزی داشته باشیم و آن مصالح ملی و اصول مردمی باشد که فیلم ها بر طبق آن ساخته شود نه اینکه هزاران ممیزی را بر سر راه قرار دهیم .آیا فیلم تسویه حساب ممیزی نداشته که اینگونه مفتضح ساخته شده است؟

فرهنگ سفارشی هیچ جا جواب نمی دهد

وی ادامه داد: اصولا فرهنگ سفارشی هیچ جا جواب نمی دهد، باور و هنر سفارشی نیست اگر کسی مسلمان است و به مردم اعتقاد دارد، فیلم خود را می سازد کسی هم که این اعتقادات را ندارد با پولی که به او داده می شود و با ظاهرسازی فیلمی می سازد که امروز می بینیم.

این منتقد سینما اظهار داشت: آقایان می گویند سینمای معنا گرا، سینمای معنا گرا اما این معناگرایی یعنی چه ، یعنی اینکه فیلم تسویه حسابی ساخته شود که در آخر فیلم پس از هزاران ابتذال گری و فساد بیایند توبه کنند و به سمت فرشته نجات بروند؟

فراستی جشنواره امسال را یکی از بی سیاست ترین و از لحاظ تفکری بن بست ترین جشنواره ها خواند و اظهار داشت: به جز فیلم طلا و مس تمامی فیلم های دیگر با هیچ یک از اهداف عدالت ورزی و اصلاح الگوی مصرف سنخیت نداشتند.

در سینمای ایران همواره در حال باج دادن هستیم

وی خاطرنشان کرد: نباید فریب این طور خرج هنگفتی را که در راه ساخت فیلم ها و اهدای جوایز می شود بخوریم، باید یک فضای فرهنگی ایجاد کنیم و به شهرستانی ها نیز فرصت دهیم کانون های فرهنگی ایجاد کنیم تا اینکه آرام آرام اتفاقی بیفتد. ما همواره در حال باج دادن هستیم و فکر می کنیم تعدادی کارگردان که پس از انقلاب بوده اند، از آسمان به زمین آمده اند تا فقط و فقط کارمان این شده که با خرج های هنگفت به آنان باج دهیم. 

کلیشه های نخبگانی برآمده از توهم به راحتی در سینما شکسته می شود

در ادامه وحید جلیلی سردبیر نشریه "راه" در سخنانی درباره چرایی وجود سینما در کشور ما گفت: علت اهمیت داشتن سینما برای انقلاب اسلامی این است که مخاطب عام دارد و انقلاب اسلامی اگر انقلابی روحی است ، ناگزیر است که با توده ها و فضاهای عام جامعه صحبت کند.

وی افزود: در سال های پس از انقلاب خط و مشی وارد سینما شد که آن را به سینمای خواص تبدیل کرد. در مقایسه با سینما شاید کمتر رسانه ای باشد که این قدر مورد توجه حوزه های دیگر قرار گرفته است. هیچ یک از حوزه های هنری و رسانه های دیگر به اندازه سینما مورد توجه اقشار مختلف قرار نمی گیرند. پس اگر بتوانیم اتفاقی را در سینما موجب شویم سرعت تسری آن به حوزه های دیگر بسیار زیاد خواهد بود.

سردبیر نشریه "راه" اضافه کرد: از لحاظ دیگر در سینما خلأهای موجود در جامعه بسیار خوب بازتاب پیدا می‌کند و همانگونه که جبهه مقابل ما در غرب برای القای فرهنگ خود از ابزار سینما استفاده می کند، ما نیز به ناچار برای مقابله باید این ابزار را در پیش بگیریم.

جلیلی ظرفیت های سینما و کمیت فیلم ها در جشنواره امسال را خوب توصیف کرد و اظهار د اشت: فیلم های زیادی ساخته شده بود اما از لحاظ کیفی فقدان فیلم های ممتاز مهم ترین مسئله جشنواره بود و حتی در جشنواره امسال فیلمی هم نبود که بتواند مثل برخی فیلم ها در سال های گذشته گیشه سینما را از آن خود کند.

وی درباره فیلم طلا و مس گفت: در این فیلم نشانه شناسی سیاسی کاراکتر حذف شده. یعنی روحانی این فیلم بدون هویت اجتماعی و سیاسی معرفی می شود. و این مسئله ای است که در بیشتر فیلم های پس از انقلاب دیده می شود. بالاخره این فرد گرایش هایی دارد که حتی از روی عکس های روی دیوار خانه اش می توان آن را فهمید.

وی ادامه داد: این روحانی دو چیز ندارد یکی فقه و دیگری سیاست. حتی درس هایی هم که می خواند همگی اخلاق است، البته این خیلی توی ذوق نمی زند اما ضعفی در شخصیت پردازی این فیلم است.

سردبیر نشریه راه درباره فیلم به رنگ ارغوان هم گفت: جالب است که در دوره ای که به آن می گویند آزادی، این فیلم توقیف می شود و در دوره ای که از آن به دیکتاتوری یاد می کنند، شش سیمرغ می گیرد. یعنی در دوره ای که بازجویی قتل های زنجیره ای روی اینترنتی قرار گرفته این فیلم را توقیف می کنند. مردم فکر می کردند این فیلم با جمهوری اسلامی چه کرده که دولت آزادیخواه آن را توقیف کرده است.

وی ادامه داد: این نکته نشان می دهد کلیشه هایی که فضاهای نخبگانی می سازند چقدر راحت شکسته می شوند. به رنگ ارغوان هم حاصل همان توهمات است. یعنی حاتمی کیا بعد از آژانس باید انتخاب کند که کارگردان مردم است یا بازیگر طبقه نو کیسه؟ در آژانس شیشه ای کارگردان یک سری کلیشه ها را می شکند. او فراتر از کلیشه های موجود یک نسل دیده نشده را به صحنه می آورد. اما بعد از این فیلم قضیه برعکس می شود و خودش گرفتار بازیها و توهمات دوم خردادی ها می شود.

امیدواریم حاتمی‌کیا دست از روشنفکر بازی بردارد

این فعال فرهنگی درباره فیلم به رنگ ارغوان گفت: چیزی که از جنبش دانشجویی در این فیلم می بینیم کاریکاتوری است که به تیتر روزنامه رفقای حاتمی کیا شبیه شده و معلوم است هیچ شناختی از این جنبش ندارد و با همین کلیشه ها به این جنبش نگاه می کند. در آژانس شیشه ای در عین دیدن تنوع از جامعه خود تحلیل نزدیک به واقعیتی دارد. ولی انتظار ما از حاتمی کیا چیز دیگری است از او انتظار نمی رود که این قدر منفعل باشد. امیدوارم از این روشنفکربازی ها دست بردارد و حاتمی کیای واقعی شود.

وی درباره این دوره جشنواره فیلم فجر گفت: این جشنواره عملا نتیجه دولت چهار ساله آقای صفار هرندی است که حداقل در حوزه سینما به شدت ضعیف و انحرافی عمل کرد و ضرباتی به سینما وارد کرد که به راحتی نباید از آن گذشت.

تاریخ مصرف مدیریت گلخانه‌ای تمام شده است

جلیلی درباره رفع توقیف های اخیر هم گفت: شخصا از کار شمقدری حداقل در حوزه جشنواره بدم نیامد فیلمی مثل هیچ باید اکران شود تا ببینیم طبقه مرفه چه نگاهی به طبقه مستضعف دارد. تا واکنش متناسب درباره آن را اعمال کنیم. از جنگ نرم فقط نرمش را می شناسیم اما این جنگ است، اینها بروند فیلم ضد انقلابی بسازند اما با پول خودشان چرا باید با پول مملکت این فیلم ها را بسازند و بعد به توقیف آنها افتخار کنیم. تاریخ مصرف مدیریت گلخانه ای، تمام شده و باید مدیریت جنگ نرم شکل بگیرد و امکانات انقلاب در اختیار آرمان ها و مطالبات انقلاب قرار بگیرد.

وی ادامه داد: ما در تولید، استراتژی نداریم چون هدف نداریم. مدیران محافظه کار ما هدفشان این است که وضع بدتر نشود و هیچ موعودی ندارند. بنابر این به کارهای باری به هر جهت تن می دهند و افتخار می کنند که فلان فیلم را "که به ارزش ها توهین کرده" توقیف کرده اند ولی در حوزه ایجابی کاری نمی کنند.

جلیلی تصریح کرد: بیش از 10سال است که رهبری مبارزه بی امان با فساد و تبعیض را به عنوان برنامه نظام اعلام کرده اما یک نمونه فیلم نشان دهید که در این باره ساخته شده باشد بالاخره این فساد یک واقعیت اجتماعی است که واکنش هایی نسبت به آن صورت گرفته است. اما این واکنش ها به سینما راه پیدا نمی کند چون نسبت جدی با مردم امروز ندارد.

تلویزیون ما فقط در فضای توهمی خود فیلم می سازد

جلیلی در پاسخ به سوالی که مدل سینمای سیاسی مطلوب او را خواستار می شد، گفت : در دنیا بسیاری از فیلم ها سیاسی هستند. حتی اگر بدون دغدغه نگاه کنیم از داستان زندگی شهید رجایی داستانی دراماتیک و تلخ نمی توان پیدا کرد که یک کاسه بشقاب فروش رییس جمهور مملکتی شود؟ انقلاب یک واقعیت است. آیا نمی شود از زندگی عزت شاهی یا دباغ یک فیلم جهانی ساخت؟ به جای این تلویزیون ما سالی 100 فیلم در فضای توهمی خود می سازد.

سردبیر نشریه راه دلیل انتقادهای تند خود را اینگونه بیان کرد: اگر ما تند انتقاد می کنیم به دلیل آن است که نمونه های خوبی هم داشته ایم. چطور مدل فیلم های کیارستمی یک جریان درست می کند اما از آژانس شیشه ای نمی توان یک جریان انتظار داشت؟ البته سینما فقط در حوزه دفاع مقدس هم محدود نمی شود. ما کمدی ارزشی مثل لیلی با من است، داریم . از نوع تراژدی هم نمونه های موفقی داریم یعنی برای سلایق مختلف توانسته ایم منطبق با ارزش های انقلاب فیلم تولید کنیم. مسخره است که 15 سال بعد از بچه های آسمان با پول دولت پرسه در مه ساخته شود. 

بیشتر فیلمسازهای ما دلال هستند

مسعود فراستی، در بخش دیگری از صحبت هایش در این نشست  در پاسخ به این سوال که چرا فیلم های خوب تاریخ سینمای ایران نظیر بچه های آسمان و آژانس شیشه ای دیگر تکرار نمی شوند، گفت: یکی از دلایل آن مسوولان فرهنگی مملکت ما هستند، و علت دیگر آن شرایطی است که فیلم ساز باید در آن رشد کند.

وی اظهار داشت: وقتی فیلم ساز ما در محله پامنار زندگی می کند و اتومبیل او نیز یک پیکان قراضه است، فیلم ساز یک مسلمان بی اطوار است، و اگر حتی جنگ هم نرفته به بچه های جنگ احترام می گذارد نتیجه آن فیلم بچه های آسمان می شود. اما وقتی با گذشت چند سال این فیلم ساز به یک برج ساز تبدیل می شود، بچه های آسمان به بیدمجنون تبدیل می شود و دیگر حتی ممکن نیست که بچه های آسمان2 هم ساخته شود.

این منتقد سینما افزود: پس باید در تهیه این فیلم ها شرایط را نیز در نظر گرفت. فیلم دیده بان و مهاجر که فیلم ساز از کنار مرتضی آوینی آمده و با او زندگی کرده که سال ها بعد این فیلم به به نام پدر تبدیل می شود و تفاوت ها را مشاهده می کنیم. دیده بان و مهاجر کجا و به نام پدر که اصلا از جای دیگری آمده.

فراستی ادامه داد: به نظر من عمده فیلم ساز های ما دلال هستند و چون زندگی بساز و بفروشی دارند، فیلم های آنان نیز دلالی و بساز و بفروشی است. پشت صحنه فیلم آواز گنجشک ها که به جشنواره های مختلف ورود پیدا می کند هم برج سازی و دلالی است. چطور می شود شخصیت اول فیلم وقتی دارد نماز می خواند در حین نماز به اطراف نگاه می کند. چطور می شود فیلم ساز برای گرفتن یک پلان هزاران ماهی را به کشتن می دهد؟ 

هنرمند مرفه نمی تواند اثر ماندگار خلق کند

وی با فاجعه بار خواندن زندگی فیلم سازان ما اظهار داشت: دیگر نمی توان تصور داشت که حتی مثل فیلم بچه های آسمان و آژانس شیشه ای هم ساخته شود. تنها راه حل آن این است که فیلم ساز با مردم باشد، در میان آدم ها زندگی کند نه اینکه جایی که هیچ آدمی نمی بینیم. من طرفدار رفاه و عدالت برای مردم هستم ولی نه برای هنرمند، هنرمندی که با رفاه زندگی کند نمی تواند اثری ماندگار از خود بر جای گذارد. متاسفانه آقایان همه دلال و فروشنده اند و ادعای هنر هم می کنند.

فراستی تصریح کرد: در کشور ما برعکس آمریکا فیلمی که دو میلیارد برای آن خرج شده دو میلیون فروش می کند و با این اوضاع و زندگی دلالی فیلم سازان هرگز بچه های آسمان تکرار نخواهد شد. مگر اینکه فضا تغییر کند، که البته فضا هم تغییر کند، از دل قدیمی ها چیزی در نمی آید. چون غرق فساد شده اند و مسیر دلالی را برای اهل هنر فراهم ساخته اند. چرا باید آقای فلانی برای سه دقیقه بازی در یک فیلم 100 میلیون تومان پول بگیرد. فیلم دموکراسی در روز روشن که محمدرضا گلزار برای سه دقیقه بازی در آن 100 میلیون تومان پول گرفت و یا همین فیلم بی مزه آشپز باشی که فیلم ساز آن یک میلیارد تومان و بازیگر آن 600 میلیون تومان دستمزد گرفته است. با این دستمزد فرد می تواند دیگر دغدغه فقیر پامناری را داشته باشد؟

فراستی گفت: این مدیریت فرهنگی سینمای ایران است که برخی بازیگران اینچنین دستمزد می گیرند و فیلم شهرستانی هم که وارد جشنواره می شود، تنها جایزه اش را می گیرد و می رود.اگر دو فیلم خوب از این جشنواره ها بیرون می آید به حساب آقایان مدیر نگذارید، به حساب مردمی بگذارید که انقلاب کردند.

وی در پایان اضافه کرد: متاسفانه حاصل 30 سال انقلاب در سینما یک جریان است و آن سینمای جشنواره ای است. که محصول 30 سال مدیریت دولتی و پول ملت است که محصول بسیار بدی هم هست.

در پایان مراسم نیز لوح تقدیری از سوی جنبش عدالتخواه دانشجویی به خاطر قدردانی از ساخت فیلم طلا و مس، که جایزه عدالتخواهی جشنواره فیلم فجر را به خود اختصاص داد به همایون اسعدیان کارگردان این فیلم اهدا شد.

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

مچ‌گیری از دروغ‌گوها به سبک دانشجویی
فیلم حمله نظامیان اسرائیلی به ناوگان آزادی
تو که خود خال لبي از چه گرفتار شدي
bbc و cnn روایتگر حمله اسرائیل میشوند!؟/عکس
نامه هاشمی به رهبر انقلاب درباره دانشگاه آزاد
استوانه نظام که برای خمینی مرد!
کاروان کمک رسانی به مردم غزه اگر به مقصد خود نرسید اما به مقصود خود رسید!
تحصن از امروز در دانشگاه علامه طبابايي(ره)
ویژه نامه ای برای رحلت امام روح الله
دعوت رهبران الهیات رهایی بخش آمریکای لاتین به ايران و خصوصاً حوزه علميه قم،ضروری است
رجايي فر: وادار كردن آمريكا براي مذاكره نوعي بازي با الفاظ است
کنفرانس خبری ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
مناظره فروز رجایی فر و عبدالحمید شهرابی پیرامون بیانیه تبادل سوخت تهران
لیست مساجد و سخنرانان ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش دوم
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش اول
توسعه فرهنگي در الگوي توسعه اسلامي ايراني
موسسه تنظیم و نشر، امام زاده ‌ای که متولي حرمتش را نگه ‌نمي‌دارد
به راه افتادن پایگاه اطلاع رسانی ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
نظام بدون اصل ۸ یک نظام ناقص است!
صدور انقلاب برای بقای انقلاب
وقایع نگاری از فراز و فرود دستگیری 15 ملوان انگلیسی
هرجا که تیغ فتنه شرر /بارد چون تیغ بی نیام تو برخیزم
مرجع جامع و تخصصی کرسی های آزادفکری منتشر شد
همت مظاعف و کار مضاعف بستری برای تحقق سند چشم انداز
نمودار موضوعی وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
صوت كامل قرائت وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
پیروزی در جنگ نتیجه تبعیت بی چون و چرا از امام(ره) بود
گزارش سابقه ي ع. ج معروف به طلبه ی سیرجانی
مرز آزادي کجاست؟
بیانیه تشکل های دانشجویی سبزوار در حمایت از طلبه سیرجانی
سايت جامع كرسي هاي آزاد فكري
انگشتر حديد به دستش زده ولي/ پيچيده در زمين و زمان «ظافرٌ عليِ»
بیانیه طلاب عدالتخواه در حمایت از طلبه سیرجانی
الزامات كرسی ها، بحثی در باب آن چه از كرسی ها نمی خواهیم!اهداف كرسی ها
حمایت دانشجویان عدالتخواه شیراز از طلبه سیرجانی
حمایت تشکل های دانشجویی مشهد از طلبه سیرجانی
بیانیه اعلام موجودیت ستاد مردمی ببزرگداشت سالگرد ارتحال امام خمینی
ضرورت پاسخگويي مسئولين در مورد اقدامات صورت گرفته در مورد پيام 8 ماده اي
برنامه‌هاي ويژه بزرگداشت ياد امام (ره) در 22 مسجد تهران

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان