پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

دكتر حسین سوزنچی
باید منتظر فتنه‎هایی پیچیده ترخطرناك تر و بدتر از این باشیم  (ويژه)  

همچون تمامی تاریخ، این فتنه‎ها ریزش‎هایی را در پی داشته، اما رویش‎هایش به‎مراتب بیشتر بوده و همین است كه هنوز این ملت استوار است. اكنون ما باید منتظر فتنه‎هایی پیچیده تر و خطرناك تر و بدتر از این باشیم؛ و بدانیم هر مقدار موفق شویم با فتنه عظیم‎تری مواجه خواهیم بود.

  
 
دوشنبه 10 اسفندماه 1388  

 

محرم امسال یكی از دوستان، كتابی از دكتر شریعتی به من داد كه جمله ای از آن بسیار مرا به فكر فرو برد. گفته بود: «عظمت شخص امام حسین آن‎قدر زیاد است كه موجب شده ما آن چیزی را كه از امام حسین مهم‎تر است، فراموش كنیم.» بسیار تعجب كردم. واقعا مگر از امام حسین چیزی بالاتر قابل فرض است؟ استدلال وی این بود: هدف امام حسین(ع) كه به‎خاطرش شهید شد، از جان امام حسین(ع) مهم‎تر است! و این البته استدلال درستی است. اما آن امر باارزش تر چیست؟ پاسخی كه دكتر شریعتی به این سئوال داده بود، هیچ‎گاه مرا قانع نكرد، اما سئوالش سئوال مهمی بود. آن هدف مهم چیست كه می ارزد حسین و بهترین انسان‎هایی كه همان خاندان و اصحاب اویند برایش شهید شوند؟ ما عادت كرده ایم پاسخی كلیشه‎ای دهیم: آن هدف، حفظ اسلام است. اما این اسلامی كه قرار است حفظ شود و می ارزد امام حسین(ع) برایش شهید شود، چیست؟ آیا منظور الفاظ و نوشته‎های آیات و روایات است؟ قطعا خیر، زیرا خود امام، خود حسین(ع) قرآن ناطق است. ما معتقدیم ائمه اطهار علیهم السلام صاحب مقام خلیفه اللهی‎اند، انسان كامل‎اند،‎ واسطه فیض‎اند و...؛ و بعد می گوییم آیا چیزی وجود دارد كه چنین امامی به‎خاطرش شهید شود؟! و آیا اسلامی بالاتر از امام حسین وجود دارد؟

این سئوال می تواند كلیدی باشد برای فهم عمیق‎تری از تعالیم اسلام. در اغلب ادعیه و زیارت‎ها پیوند شدیدی بین قیام امام حسین سیدالشهداء (ع) و قیام امام زمان (ع) مشاهده می شود؛ عاشورا زمینه ساز ظهور مهدی است و مهدی منتقم خون حسین؛ و شاید پاسخ سئوال فوق در همین نكته نهفته باشد. در زیارت اربعین تصریح شده كه امام حسین جانش را داد تا مردم را از گمراهی و حیرت بیرون آورد (بذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من الجهاله و حیرة الضلاله). حسین مصباح الهدی و سفینهالنجاة است؛ چراغی كه بقیه مسیر را روشن می كند و كِشتی ای كه اگر او را جدی بگیریم، ما را به جامعه مهدوی خواهد رساند. ما باید درك كنیم كه یك چیزی بالاتر از جان امام حسین (ع) وجود دارد و آن هدایت جامعه است. آن هدف این است كه انسان ها، نه فقط با وجود فردی خود، بلكه با وجود جمعی و اجتماعی خود هم باید به نهایت سعادت ممكن دست یابند. یك‎بار ما رسیدن به نهایت مقام خلیفه اللهی و تحقق فلسفه آفرینش را به‎لحاظ فردی در نظر می گیریم، كه با آمدن پیامبر خاتم، این هدف محقق شد؛ الخاتم من ختم المراتب بأسرها: پیامبر خاتم كسی بود كه تمام مراتب را طی كرد. اگر با آمدن او هدف خلقت محقق شده، دیگر چرا خلقت تداوم دارد؟ ركن این ادامه داشتن این است كه جامعه دینی سعادتمند هم باید محقق شود؛ یعنی توحید، نه فقط به‎لحاظ فردی، بلكه به‎لحاظ اجتماعی نیز باید در تمامی مراتب حیات انسانی جلوه گر شود؛ و این حاصل نمی شود مگر در جامعه مهدوی، یعنی جامعه ای كه هم امام معصوم دارد و هم امت تحمل وجود امام را دارد و با او همراه می شود.

 بدین ترتیب است كه قیام امام حسین مقدمه ای جهت آماده كردن انسان برای تحقق جامعه مهدوی است و این هدف است كه از جان امام حسین(ع) هم بالاتر است و می ارزد كه امام حسین(ع) به‎خاطرش شهید شود. این همه تلاش‎های طاقت فرسای پیامبر اكرم صلی‎الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام برای این نبود كه فقط خودشان به سعادت برسند و تمام مراتب را طی كنند - كه آن در مقایسه با این هدف، به سهولت حاصل شد - بلكه مسئله اصلی آن است كه امتی بتواند تمام مراتب توحید را به‎لحاظ هویت جمعی طی كند. و این كار هزاران مصیبت دارد؛ مصیبت اصلیش این است كه این جامعه باید به حدی از بصیرت برسد كه امام را آن‎گونه كه هست - نه آن‎گونه كه با تصورات خود تخیل می كند- بشناسد و از او تبعیت كند، و هزینه چنان شناساندنی، سكوت علی (ع)، جنگ علیه علی(ع)، صلح حسن(ع)، خون حسین(ع) و اصحاب اوست.


اما چگونه با شهادت حسین(ع) سالار شهیدان، مسیر جامعه مهدوی هموار می شود؟ حل این مسئله نیازمند تأملی جدی در ماهیت جامعه اسلامی است. برخی می پندارند جوامع غربی خیلی پیچیده تر از جوامعی همچون جامعه ما هستند، در حالی‎كه به جرئت می توان گفت كه آن‎ها جوامع بسیطی هستند و این جامعه دینی است كه بسیار پیچیده است. غلبه نگرش‎های ماركسیستی موجب این گمان شده كه «ابزار تولید» ملاك پیچیدگی جامعه است، و چون تكنولوژی جوامع غربی خیلی پیش‎رفته، افراد می پندارند آن‎ها پیچیده ترند. در حالی‎كه اگر از این نگاه ماتریالیستی - كه همه توجه خود را به مادیات منحصر كرده - بیرون آییم و حقیقت انسان را در گرو ابعاد ماورای مادی وی بدانیم، درك خواهیم كرد كه جامعه دینی، به همین دلیل كه دین و ابعاد ماورای مادی انسان را جدی می گیرد، بسیار پیچیده تر می شود. چرا؟

برای حل این سئوال ابتدا ببینیم چگونه می شود كه یك جامعه پیچیده می شود؟ چه می شود كه معضلات را به‎راحتی نمی شود حل كرد؟ در ادبیات دینی آن چیزی كه موجب پیچیده شدن و تودرتو شدن حقایق می شود، اصطلاحا فتنه نامیده می شود. فتنه یعنی چه؟ فتنه بارِ معنایی ای دارد كه یك طرفش عذاب است و یك طرفش آزمایش؛ در قرآن گاه فتنه به‎معنای عذاب است (یَوْمَ هُمْ عَلَی النَّارِ یُفْتَنُونَ؛ سوره ذاریات، آیه 13) و یك‎جا معنای آزمایش می دهد (أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَكُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ؛ سوره عنكبوت، آیه 1) اگر بخواهیم جمع‎بندی بكنیم، معنای فتنه چنین می شود: «آزمایش‎های فوق‎العاده سخت كه شبیه به عذاب است.»


در منطق قرآن جامعه كفر كه تصمیم خود را برای كافرانه ‎زیستن قطعی كرده، چندان ارزش دچار شدن به فتنه را ندارد، و فتنه آن در حد ارسال پیامبر است، كه اگر قبولش نكردند، نابود می شوند. برای درك این مطلب، جهان را از منظر الهی ببینید: یك عده‎ای كافرند، كافرند یعنی این‎كه این‎ها خدا را قبول ندارند، یا به تعبیر زیبای قرآن، «رسیدن انسان به ملاقات خدا» را باور ندارند (الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَاءنَا؛ سوره یونس، آیه 7)، به زندگی دنیا دلخوش كرده اند (وَرَضُواْ بِالْحَیاهِ الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ آیَاتِنَا غَافِلُونَ؛ سوره یونس، آیه7) و نمی خواهند كه به سعادتی بسیار بالاتر نائل شوند. به همین دلیل، قرآن در مورد كفار می فرماید: رهایشان كن، بگذار بخورند و لذت ببرند و به آرزوهایشان دلخوش باشند؛ بعدا می‎فهمند. (ذَرْهُمْ یَأْكُلُواْ وَیَتَمَتَّعُواْ وَیُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ؛ سوره حجر، آیه3) وقتی جامعه كفر قصد ندارد به كلاس بالاتر برود، خدا هم آن‎ها را با آزمون‎های سخت و پیچیده امتحان نمی كند و لذا جامعه آن‎ها حقیقتا پیچیده نمی شود. مانند دانش آموزی كه با اتمام كلاس اول ابتدایی و یاد گرفتن الفبا و اعداد و فراگیری خواندن و نوشتن و جمع و تفریق، به همین مقدار بسنده كند و بگوید وقتی خودم خواندن و نوشتن و جمع و تفریق بلد هستم، دیگر چرا درس بخوانم؟ بهتر است بروم بازار و پول دربیاورم!

اما وقتی می رویم سراغ جامعه ایمانی، می بینیم كه جامعه ایمانی ادعا می كند كه من با هویت جمعی ام موحدم و می خواهم به‎عنوان یك جامعه، دیندار باشم. این‎جاست كه فتنه معنا پیدا می كند. اصلا ادعای ایمان كه مطرح شود، فتنه و آزمایش‎های سخت آغاز می شود. همین‎جاست كه می فرمایند «البلاء للولاء» و برای همین است كه – چنان‎كه ذكر شد- در آیه اول سوره عنكبوت می فرماید «انسان به محض این‎كه ادعای ایمان كند، دچار فتنه می شود» و - بلافاصله تأكید می كند - فتنه‎ها سنت الهی است برای همه جوامع دینی «وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِینَ؛ سوره عنكبوت، آیه2» (همه امت‎های قبلی را مورد آزمایش قرار دادیم تا خدا معلوم كند چه كسی در ادعایش صادق و چه كسی دروغگوست) و این دلیلی است برای فتنه‎انگیزی خداوند درعالم! و فتنه‎ای كه خداوند ایجاد كند كسی توانایی ایجاد آن را ندارد «ومكروا و مكرالله والله خیر الماكرین؛ آل عمران، 54» و به همین علت است كه جامعه دینی فوق‎العاده پیچیده می شود.


آن‎چه مشكل را بیشتر می كند این است كه بسیاری از مردم گمان می كنند حالا كه حكومت دینی تشكیل شده و جامعه دینی قوام یافته، همه چیز باید بلافاصله گل و بلبل بشود (همچون بنی اسراییل كه بعد از آمدن موسی و تداوم مشكلات گفتند: هم قبل از این‎كه بیایی اذیت می‎شدیم و هم حالا: «قَالُواْ أُوذِینَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِینَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا؛ اعراف، 129) و خیال می كنند كه دیگر دچار فتنه نمی شوند. و این هشدار مهمی است كه قرآن كریم ما را از آن برحذر می دارد. در یكی از آیات قرآن كریم در مورد بنی‎اسراییل به‎عنوان نمونه یك جامعه دینی می فرماید: «لَقَدْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَیْهِمْ رُسُلاً » می فرماید ما از این جامعه دینی عهد گرفتیم، یعنی عهدی برای استقامت در مسیر توحید و دیندار ماندن؛ و با این عهد برایشان رسول فرستادیم آن هم نه در حد ولی فقیه، كه برخی به بهانه عصمت نداشتن در او مناقشه كنند، بلكه پیامبر معصوم فرستادیم؛ «كُلَّمَا جَاءهُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَی أَنْفُسُهُمْ فَرِیقاً كَذَّبُواْ وَفَرِیقاً یَقْتُلُونَ؛ سوره مائده، آیه 70» هر پیامبری كه آمد و مطابق میل آن‎ها نبود؛ یك عده را تكذیب كردند (گفتند پیامبر دروغگو است) و یك عده را كشتند. چرا؟ در آیه بعد می فرماید: «وَحَسِبُواْ أَلاَّ تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُواْ وَصَمُّواْ ثُمَّ تَابَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ثُمَّ عَمُواْ وَصَمُّواْ كَثِیرٌ مِّنْهُمْ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِمَا یَعْمَلُون؛ سوره مائده، آیه 71» فكر می كردند دچار فتنه نمی شوند پس كر و كور شدند، سپس خدا به آن‎ها برگشت. نمی فرماید توبه كردند، می فرماید خدا به سوی آن‎ها توبه كرد؛ یعنی آن‎ها را بخشید. اما باز عده زیادی از این‎ها كر و كور می شوند و البته خدا از كار آن‎ها آگاه است. این یك نمونه از جامعه دینی است كه فتنه را جدی نمی گیرد و تا حد پیامبركشی می رود. و شما می بینید كه در حادثه عاشورا همین كور و كر شدن مردم تكرار شد با این تفاوت كه به‎جای پیامبری كه در قرآن مطرح شده، امام (ع) را كشتند!


تا این‎جا مشخص شد كه جامعه دینی قطعا دچار فتنه می شود. حالا اگر جامعه‎ای كور و كر نشد، بلكه بعد از این‎كه پذیرفت جامعه دینی باشد، در مقابل فتنه‎ها استوار ماند و استقامت ورزید ( هم ربنا الله را گفت هم ثم استقاموا را عمل كرد؛ سوره فصلت، آیه30) و این استقامت را هم نه با مدل‎هایی كه خودش می پسندید، بلكه آن‎گونه كه خدا دستور داده بود، عمل كرد (فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ؛ سوره هود، آیه 112)، آیا كار تمام است؟ خیر، این تازه اول راه است و باز باید منتظر فتنه‎های بیشتر و سخت تر باشد. قرآن كریم می فرماید: «وَأَن لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَی الطَّرِیقَهِ لَأَسْقَیْنَاهُم مَّاء غَدَقاً؛ لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَمَن یُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ یَسْلُكْهُ عَذَاباً صَعَداً؛ سوره جن، آیات 16-17» یعنی اگر در راه خدا استقامت بورزند، آبی گوارا به آن‎ها می دهیم. اما همین آب گوارا برای این است كه آن‎ها را در فتنه جدیدی بیندازیم (لنفتنهم فیه) حالا اگر در این فتنه جدید باز استقامت بورزند، طبیعتا همان جریان قبلی تكرار می شود، یعنی یك آب گوارا و یك ارتقای دیگر، اما اگر در این فتنه‎هایی كه دائما سخت و سخت‎تر می شود بلغزند (من یعرض عن ذكر ربه) ، آن‎گاه با عذابی روزافزون (صعدا) مواجه خواهند شد.


این آیات هم تاریخ صدر اسلام را شرح می دهد و هم موقعیت كنونی ما و وظیفه ما را.
مردم در زمان پیامبر انقلاب اسلام را به ثمر رساندند، اما گمان كردند دیگر فتنه‎ای در كار نخواهد بود و كور و كر شدند و پس از رحلت پیامبر در مقابل فتنه لغزیدند. خداوند دوباره به آن‎ها برگشت (تاب‎الله علیهم) و آن‎ها به اصرار با علی علیه السلام بیعت كردند، ولی باز بسیاری از آن‎ها كور و كر شدند و كار را به‎جایی رساندند كه حضرت علی علیه السلام در پنج سال حكومتش، با سه جنگ بزرگ و ده‎ها جنگ كوچك مواجه شد، جنگ‎هایی همگی بین مسلمانان! (ابن هلال ثقفی در كتاب «الغارات» آورده است كه مالك اشتر بر مناطقی حكومت می كرد و در مجاورت او ضحاك بن قیس هم بر مناطقی از طرف معاویه حكومت می كرد و این دو، هر ماه حداقل یك جنگ داشتند).


از آن سه جنگ اصلی هم، دوتای آن به‎خاطر این است كه: «بسیاری از مردم قانع شدند كه –نعوذ بالله- علی (ع) ظالم است»! و سومی به‎خاطر این است كه جماعتی از متدینانی كه با علی زیسته اند، و علی سال‎ها در میانشان بوده- نه از دشمنان و اهل شام - به این جمع بندی می رسند كه علی – نعوذبالله - گناهكاری است كه كافر شده است!! ببینید جامعه چقدر پیچیده می‎شود و حق و باطل چقدر آمیخته می گردد كه علی(ع) كه بزرگترین نماد عدالت در تاریخ است، به‎عنوان مظهر ظلم شناخته شده، و گمان می‎برند كه علی(ع) آن حاكم ظالمی است كه باید سرنگون شود! بعد از جنگ جمل، اصحاب جمل رسوا شدند و علی پیروز شد و مردم آب گوارای پیروزی را چشیدند، اما فتنه بعدی در پیش بود: هنوز بسیاری بودند كه نمی توانستند درست تحلیل كنند و لذا باید جنگ صفین آغاز می‎شد. جنگ صفین فقط آزمون اهل شام نبود، آزمون كوفیان هم بود: دو لشكر بیش از نه ماه در مقابل هم بودند و كم كم بذر تردیدها گسترش یافت تا قرآن‎ها بر سر نیزه رفت و علی علیه السلام به حكمیت مجبور شد تا معلوم شود هنوز در میان لشكر علی، میدان در دست كج اندیشان و ظاهربینان است، نه در دست مالك اشترها. این فتنه به جنگ نهروان انجامید تا معلوم شود كه هستند افرادی كه تا چندی پیش در لشكر علی بودند نه در لشكر معاویه، اهل كوفه (مملكت علی) بودند نه اهل شام (مملكت معاویه) ؛ ظاهرالصلاح بودند، نه فاسق و فاجر، اما هنوز بصیرتی كه باید داشته باشند را ندارند و از عهده تحلیل صحیح برنمی آیند و خود «چشم فتنه» می شوند («عین‎الفتنه» تعبیری است كه حضرت امیر در مورد خوارج به كار برد). دیگر جامعه دینی به حدی می‎رسد كه حال همراهی علی را ندارد. لذا مصداق «یعرض عن ذكر ربه» می شود و عذاب روزافزون (عذابا صعدا) آغاز می شود: شروعش تحمیل صلح بر امام حسن علیه السلام است و پایانش، صحرای خونین كربلا.


اكنون به جامعه خود برگردیم. شخصی از سلاله حسین قیام كرد تا دوباره جامعه دینی و حكومت دینی احیا شود و مردم همراهیش كردند. فتنه‎ها باریدن گرفت و مردم یكی یكی فتنه‎ها را از سر گذراندند، با تحمل هر فتنه ای توسط مردم، آب گوارایی به آن‎ها داده شد كه همان زمینه فتنه جدیدی شد و آزمونی سخت تر و باز استقامتی دیگر، و باز فتنه و آزمونی سخت تر. مردم ما نشان داده اند كه بصیرت فراوانی كسب كرده و تاكنون استقامت به خرج داده اند.
البته همچون تمامی تاریخ، این فتنه‎ها ریزش‎هایی را در پی داشته، اما رویش‎هایش به‎مراتب بیشتر بوده و همین است كه هنوز این ملت استوار است. اكنون ما باید منتظر فتنه‎هایی پیچیده تر و خطرناك تر و بدتر از این باشیم؛ و بدانیم هر مقدار موفق شویم با فتنه عظیم‎تری مواجه خواهیم بود.


این‎جاست كه پاسخ سئوالی كه اول مطرح كردیم معلوم می شود: خلاصه كلام، این‎كه جامعه توحیدی كه همان جامعه مهدوی است، جامعه ای است كه پی ریزی آن از زمان پیامبر اكرم صلی‎الله علیه و آله و سلم شروع شد؛ حسین و یارانش نشان دادند كه تداوم این راه چه حد عظیمی از استقامت را طلب می كند و ما نیز در همان مسیر واقع شده ایم. زمانی كه مردم جامعه دینی به‎قدری با فتنه‎های مختلف آزموده شوند كه دیگر به بصیرتی دست یابند كه اگر امام زمان بیاید و فتنه‎ها رخ دهد، تا پای جان و با بصیرت كامل در پای ركاب او باشند و نعوذ بالله او را همچون جدش ظالم و دروغگو خطاب نكنند و بتوانند كاری كنند كه نفاق نتواند بر حق غلبه كند، او خواهد آمد؛ ان شاء‎الله تعالی.
اللهم انا نرغب الیك فی دوله كریمه تعز بهاالاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله

دكتر حسین سوزنچیعضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام

 منبع :هفته نامه پنجره شماره 33

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

مچ‌گیری از دروغ‌گوها به سبک دانشجویی
فیلم حمله نظامیان اسرائیلی به ناوگان آزادی
تو که خود خال لبي از چه گرفتار شدي
bbc و cnn روایتگر حمله اسرائیل میشوند!؟/عکس
نامه هاشمی به رهبر انقلاب درباره دانشگاه آزاد
استوانه نظام که برای خمینی مرد!
کاروان کمک رسانی به مردم غزه اگر به مقصد خود نرسید اما به مقصود خود رسید!
تحصن از امروز در دانشگاه علامه طبابايي(ره)
ویژه نامه ای برای رحلت امام روح الله
دعوت رهبران الهیات رهایی بخش آمریکای لاتین به ايران و خصوصاً حوزه علميه قم،ضروری است
رجايي فر: وادار كردن آمريكا براي مذاكره نوعي بازي با الفاظ است
کنفرانس خبری ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
مناظره فروز رجایی فر و عبدالحمید شهرابی پیرامون بیانیه تبادل سوخت تهران
لیست مساجد و سخنرانان ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش دوم
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش اول
توسعه فرهنگي در الگوي توسعه اسلامي ايراني
موسسه تنظیم و نشر، امام زاده ‌ای که متولي حرمتش را نگه ‌نمي‌دارد
به راه افتادن پایگاه اطلاع رسانی ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
نظام بدون اصل ۸ یک نظام ناقص است!
صدور انقلاب برای بقای انقلاب
وقایع نگاری از فراز و فرود دستگیری 15 ملوان انگلیسی
هرجا که تیغ فتنه شرر /بارد چون تیغ بی نیام تو برخیزم
مرجع جامع و تخصصی کرسی های آزادفکری منتشر شد
همت مظاعف و کار مضاعف بستری برای تحقق سند چشم انداز
نمودار موضوعی وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
صوت كامل قرائت وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
پیروزی در جنگ نتیجه تبعیت بی چون و چرا از امام(ره) بود
گزارش سابقه ي ع. ج معروف به طلبه ی سیرجانی
مرز آزادي کجاست؟
بیانیه تشکل های دانشجویی سبزوار در حمایت از طلبه سیرجانی
سايت جامع كرسي هاي آزاد فكري
انگشتر حديد به دستش زده ولي/ پيچيده در زمين و زمان «ظافرٌ عليِ»
بیانیه طلاب عدالتخواه در حمایت از طلبه سیرجانی
الزامات كرسی ها، بحثی در باب آن چه از كرسی ها نمی خواهیم!اهداف كرسی ها
حمایت دانشجویان عدالتخواه شیراز از طلبه سیرجانی
حمایت تشکل های دانشجویی مشهد از طلبه سیرجانی
بیانیه اعلام موجودیت ستاد مردمی ببزرگداشت سالگرد ارتحال امام خمینی
ضرورت پاسخگويي مسئولين در مورد اقدامات صورت گرفته در مورد پيام 8 ماده اي
برنامه‌هاي ويژه بزرگداشت ياد امام (ره) در 22 مسجد تهران

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان