نگاهی به عملکرد شبکههای الجزیره و العربیه در قبال شیعیان و ایران
در میان دهها شبکه خبری جهان، شبکههای العربیه و الجزیره که به ترتیب به عربستان سعودی و جمهوری قطر وابستهاند، مخاطب هدف خود را مسلمانان خاورمیانه و کشورهای اسلامی و حتی اروپایی قرار دادهاند و بخاطر تیم حرفهای و اطلاع رسانی به موقع، اینک، از نفوذ خوبی نیز برخوردارند. این دو شبکه در قبال بسیاری از موضوعات، موضعی مشابه دارند هر چند در قبال مسائلی مانند فلسطین و رژیم صهیونیستی، مواضع متفاوتی را از ایشان شاهدیم. الجزیره در این موضوع، مواضعی قابل توجه و صریح را اتخاذ میکند که خود عامل گسترش نفوذ او خصوصا در میان اعراب دارای گرایشهای آزادیخواهانه و انقلابی شده است. این رویکرد بر سایر برنامههای این شبکه نیز تاثیر گذارده و رنگ و بوی خودانتقادی عربی و استکبارستیزی آن را نیز تا حدودی افزایش داده است. نکته قابل توجه در همه این رسانهها، حداکثر تلاش برای سانسور جدی رهبران انقلابی حماس و حزبالله و ضریب دادن به رهبران فتح است. البته برخی -به درستی- معتقدند که قطر، نقش سوپاپ اطمینان و اپوزوسیون خودی! را بازی میکند و میخواهد نفوذی جریان انقلابی باشد و به نحوی، جریان اعتراض را مدیریت کند. شاید بتوان گفت، تفاوت رویکرد العربیه با الجزیره مانند تفاوت سیانان با بیبیسی میماند که بدیهی است رویکرد دوم به خاطر ماهیت نفاقآلودهاش خطرناکتر است.
این شبکهها با رویکردی مشابه، هر چند اندکی متفاوت، در سه استراتژی واحد اتحادیه عرب و رسانههای آنان در قبال ایران و شیعیان، با العربیه همسوست که آن سه عبارتند از:
الف) تقلیل شیعیگری به ناسیونالیزم عربی
ب) ایرانهراسی خصوصا در عربها
ج) تقویت گرایشهای نژادی و یکپارچهنمایی عربها
همچنین تقویت ضریب اختلافات قومی و مذهبی، تضعیف گرایشات انقلابی، تحقیر شیعیان و اهل تسنن انقلابی و... نیز از دیگر استراتژیهای این رسانهها برای «تضعیف ایدئولوژی انقلاب اسلامی» میباشند که در شبکههای المستقبل، بیبیسی عربی، المستقله، فرانس24 و دهها شبکه دیگر نیز، مورد پیگیری جدی واقع میشوند. متاسفانه العالم نتوانستهاند مذاق و فرهنگ عربی لازم برای جذب مسلمانان عرب زبان را به دست آورد و در این رقابت عقب مانده است!
الف) تقلیل شیعیگری به ناسیونالیزم عربی:
نویسندگان کتاب «شیعیان عرب، مسلمانان فراموش شده» که به سفارش سازمان سیا، تحقیقی را درباره شیعیان عرب انجام دادهاند، سعی دارند در این تحقیق چنین القاء کنند که شیعیان عرب در دغدغهها، اولویتها و باورهایشان بکلی با شیعیان ایران متفاوتاند! ظاهر آنچه از این تحقیق منتشر شده گویای چنین پیامی است اما به نظر میرسد هر چند همه وجوه واقعی به دست آمده در آن منتشر نشدهاند اما جهت سیاستگذاریهای کلان، به مجریان امر دیکته شدهاند! و آن واقعیت، احساس نزدیکی شیعیان عرب با شیعیان ایران و علاقه شدید آنان به انقلاب اسلامی میباشد که برای تضعیف آن، ایجاد اختلاف مابین شیعیان کشورهای مختلف و بالاخص «حذف الهام بخشی و قرابت ایران با شیعیان جهان» تجویز شده است.
استراتژی اتخاذ شده برای تحقق این هدف نیز تقلیل آمال شیعیان از ایدئولوژی ناب شیعی به عربیت و نژادمحوری است! آنچه به عنوان یک استراتژی جدی و برای ایجاد وحدت در جهان اسلام(!) به تشکیل اتحادیه عرب و تقویت کنونی آن نیز منجر شده است. بر همین اساس، از هر نوع تاکید شیعیان بر منافع ملی کشورشان نیز سوء استفاده میگردد!
العربیه در برنامههای چالشی خود از جمله «حوار العرب» به مسائل شیعیان عراق ضریب جدی داده و سعی میکند با دعوت چهرههایی از آنان، بر لزوم تشابه رویکرد آنان با سایر اعراب تکیه کند! نگاه تحقیرآمیز آنان در قبال شیعیان عرب مدافع سیاستهای ایران، هرگز در ظاهر کلام ایشان نیز سانسور نمیشود و به صورتی شفاف بیان میگردد! در این میان اگر احیانا حمایتهای مشروط و ضعیفی نیز از شیعیان عراق و یمن و کویت و بحرین و... صورت میپذیرد جز با هدف مزورانه جلب توجه و اعتماد ایشان نبوده است!
بعبارتی عرب شیعه بودن بلامانع و شیعه عرب بودن مستلزم تحقیر و تهمت خواهد بود یعنی تو میتوانی شیعه باشی به شرط آنکه اعتقادت را بر عربیت و منافع اعراب ترجیح ندهی! این آن پیامی است که برای انتقال به شیعیان عرب به رسانههای عربی دیکته شده است.
ب) ایران هراسی عربی:
«ایرانهراسی» که استراتژی جهان غرب در قبال ایران بود و پس از یازده سپتامبر و بزرگنمایی خطر پرونده هستهای، همراه با اسلامهراسی نیز ضریبی جدیتر یافت از دیرباز در جهان عرب مورد توجه بوده است! چرا که از بدو شکلگیری انقلاب اسلامی، همه کشورهای عربی منطقه بر پیگیری این استراتژی اجماع کرده و برای جلوگیری از الهام بخشی انقلاب ایران به شیعیان و سنیهای انقلابی کشورشان، به بزرگنمایی خطر ایران و تاکید بر نقاط حساس و بعضا ضعف آن، روی آوردند.
سرمایهگذاری عجیب رسانههای عربی بر انتخابات ریاست جمهوری امسال ایران و حوادث پس از آن که العربیه آن را در سلسله برنامهها و گزارشهای «أزمة الرئاسه فی ایران» پیگیری مینمود، سوال برانگیز بود و فقط با عنایت به ایجاد فرصتی دیگر برای تخریب وجهه ایران انجام میشد. متاسفانه این برنامههای ثانیه به ثانیه با کمتحرکی سوال برانگیز العالم و الکوثر و پرستیوی در قبال این همه شبهه پراکنی، موثرتر واقع شدند!
استفاده دائم از تحلیلگران رادیکال ضدانقلاب از جمله عنصر معلوم الحال، علیرضا نوریزاده که به زبان عربی با لهجه فارسی! دائما به فحاشی علیه انقلاب ایران مشغول است در کنار برخی تحلیلگران اهوازی مخالف نظام بعنوان اخراجشدههای مقیم انگلستان! از دیگر کدهای ثابت قابل مشاهده در اکثر رسانههای جهان عرب است.
سرمایهگذاری بر مسلمانان لبنان و ضریب دادن به منتقدین مسیحی یا سنی حزب الله و پیگیری استراتژی بایکوت «نصرالله» در کنار «حزبالله هراسی» از دیگر مولفههایی است که در راستا و به موازات ایرانهراسی صورت میگیرند و پازل جلوگیری از نفوذ ایران را برای ایشان تکمیل مینمایند!
ج) تقویت گرایشهای نژادی و یکپارچهنمایی عربها:
سالهاست که جهان عرب به این باور رسیده که تشکیل یک جبهه واحد عربی گرچه ضریب نفوذ ایشان در کشورهای غیرعربی را کم میکند اما راهبردی اجباری برای مقابله با نفوذ ایران در مسلمانان منطقه است لذا با وجود گذشتن استعمارگران جهان از دوره ناسیونالیزم و نژادپرستی، همچنان بر عامل عربیت در این کشورها تاکید میشود و بعنوان نسخهای شفابخش مورد توجه آنان بوده است!
از عنوانگذاری برنامهها تا تبلیغات اقتصادی و نوع پوشش و موسیقی و دیگر آداب مورد ترویج این رسانهها و خصوصا رسانههای کشورهایی مانند لیبی که حفظ بقاءشان را در تقویت قومیت و عربیت میبینند، همه و همه به بزرگنمایی عربیت و ابتناء برادری اسلامی بر این عامل نژادی! کمک میکنند. حتی مدل غربزدگی مورد توجه، مدلی عربی است!
تاکید بر برگزاری برنامههایی که دهها جوان عرب، از دهها کشور عربی در آن حضور داشته باشند یکی از اقدامات مشترک این شبکهها برای نمایش و تقویت «وحدت عربی» است. برنامههایی که جوانانی از مصر، اردن، فلسطین، قطر، امارات، لبنان و... در آن شرکت دارند و هر یک به لهجه خود، موضعی واحد را بیان میدارند!
تاکید بر نقاط و منافع مشترک ولو کوچک، بزرگنمایی نقش اتحادیه عرب، تقویت ارتباطات بین کشورها، بزرگنمایی دستاوردهای صنعتی(بخوانید مونتاژهای!) و برجسازیهای اعراب و... راهبردهایی اند که سعی دارند قدرت و یکپارچگی کشورهای عربی را به نمایش درآورند و اختلافات موجود و تفاوتهای مذهبی و قومیتی و جمعیتی و سیاسی این کشورها را سانسور کنند.
هدف ضمنی این استراتژی در قبال ایران نیز وانمود کردن عدم تاثیرگذاری ایران در منطقه و جهان اسلام است بنحوی که گویی چنین کشوری اساسا در جهان اسلام وجود ندارد! هر چند ناخودآگاه و از خلال این همه ضریب منفی، این پیام به مخاطبان منتقل شده است که حتما ایران خیلی مهم است که به او تا این حد ضریب داده میشود! کما اینکه انتشار مغلوط اخباری مانند پرتاب ماهواره و دستاوردهای هستهای و پزشکی و... همه و همه به مقایسهای دردآور در اذهان ساکنان کشورهای عربی تبدیل شدهاند و خود به خود به بحران مشروعیت حکام فاسد عرب دامن زدهاند! عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد...
نظرات کاربران :