الف) اگر به نمايشگاه کتاب يا نمايشگاه هاي فصلي مراجعه کرده باشيد، مي بينيد که چقدر کتاب در سال هاي پس از انقلاب اسلامي (در باره انقلاب و جنگ) توليد شده است، و چه هزينه هايي که بابت آن صرف شده است، و چه کتاب هاي خوبي. انواع تاريخ هاي شفاهي انقلاب، روزشمار چندين جلدي جنگ، دائره العمارف ها و دانشنامه هاي گوناگون، ترجمه هاي فراوان از ادبيات مرتبط با انقلاب و جنگ، متن مقالات همايش هاي متعدد در باره انقلاب و جنگ، و بالاخره حجم عظيم پژوهش هاي انجام شده.
اما اين ادبيات عظيم، هنوز نيازهاي فرهنگي انقلاب را تامين نکرده است و هر که مي آيد، عمارتي نو مي سازد و بنيان پژوهش هاي نويني را مي گذارد، و آنچه در دوره هاي پيش از آن توليد شده، تنها در حافظه مجري و (شايد) سفارش دهنده، و در قفسه هاي قفل دار بايگاني ها مي ماند و دست هيچ کس به آن نمي رسد.
يک دليل همه چرخش هاي فرهنگي و بنا گذاشتن صورت هاي جديد تحقيق، در اين است که انقلاب اسلامي هنوز نظريه فرهنگي مناسب خود را نيافته است، ولي اين فرض که هر چه پيش از ما انجام شده، همه بي مبنا بوده و ما از «ابتدا» شروع کنيم، فرض نادرستي است.
رابرت مرتون يکي از پيش نيازهاي نظريه کلان را توليد حجم قابل توجهي از نظريات برد متوسط مي داند. «نظريه فرهنگي انقلاب اسلامي» نيز، به يکباره و توسط يک نفر ارائه نمي شود، بلکه نظريه هاي متعددي توسط افراد گوناگون و در ظرف زماني چند ساله بايد موجود باشد، تا بالاخره مردي از غيب پيدا شود و آن نظريه را ارائه کند، ولي او هم بايد نيم نگاهي به همه آن نظريه ها و تلاش هاي قبلي داشته باشد.
ب) اما اين اطلاعات قديمي کجاست و چگونه مي توان به آن دسترسي داشت و حتي چگونه مي توان دانست که کجا، چه اطلاعاتي توليد شده است؟ در حال حاضر و براي ادبيات انقلاب و جنگ، پاسخ تمامي اين سئوال ها منفي است. هيچ نهاد بالادستي اي براي همگون کردن و ارائه اين اطلاعات ونظارت بر آنها وجود ندارد و انبوهي از دوباره کاري ها در اين عرصه موجود است
و مهمتر از آن، حجم بالاي پژوهش ها و تاليفاتي وجود دارد که براي آن هزينه فراواني شده و ارزش نظري يا ادبي چنداني ندارد و تنها به کار گزارش دادن به مقامات آمده و اکنون ديگر کارکرد خود را از دست داده است.
سري کاري در توليد کتاب، و نشر مداوم کتاب هايي که بسيار شکيل هستند و قالب رايج کتاب را نيز دارند و همه مرتبط با انقلاب و جنگ هستند، باعث عوام زدگي در منابع انقلاب شده است و نگرش مخاطب به آن نگرشي چندان مثبت نيست. اين مساله با سياست زدگي موجود در اين آثار تشديد مي شود. سياست هاي رسمي خريد کتاب براي کتابخانه هاي عمومي نيز عموما کتاب هاي متعلق به يک جريان سياسي را (که دولت در هر زمان آن را نمايندگي مي کند)، انتخاب مي کند.
ج) اما در هر زمان و با هر شيوه ارائه، يک بخش از اطلاعات همواره مي تواند مورد استفاده باشد. بخش اعظم آنچه در باره انقلاب و جنگ مي تواند مورد استفاده قرار گيرد و انحصار آن در دست جمهوري اسلامي است، «داده هاي مستند در باره انقلاب و جنگ» است. انبوه اسناد و اطلاعات بازمانده از رژيم سابق و آنچه بعد از انقلاب به عنوان سند موجود است، داده هايي است که در اختيار ديگران نيست، ولي اين اطلاعات، کمتر در چرخه نشر و در دسترس عموم قرار مي گيرد. اتفاقا اين بخش از کتاب هاي منتشر شده، به دليل حضور پژوهشگران نخبه و نيز کمتر بودن بار سياسي آن (براي برخورد با جريانات سياسي داخل نظام)، بهتر نوشته شده و منتشر شده است. نمونه هايي از اين داده هاي انحصاري، بيانات امام خميني، اسناد لانه جاسوسي، اسناد باقي مانده از رژيم پهلوي (و پيش از آن)، خاطرات مبارزين در رژيم شاه، اسناد رسمي دوران جنگ، اطلاعيه هاي نظامي، داده هاي در باره جنگ و عمليات ها، خاطرات و مستندات رزمندگان، وصيت نامه هاي شهدا و اطلاعات در باره شهدا است. اين داده ها در نهادهاي متعددي توليد شده و مي شود، اما در دسترس مخاطبان نيست.
د) ظاهرا نهادهاي متولي ادبيات انقلاب بر اين باورند که اولا همه از فعاليت هاي آنان آگاه هستند، ثانيا همه محققين مقيدند که در ارائه يک نظر، از تمام اطلاعات موجود استفاده کنند، و ثالثا اگر از وجود منبع مفيدي مطلع شدند و به آن دسترسي نداشتند، حتما تلاش مي کنند تا آن را پيدا کنند و از آن استفاده کنند. و هر سه اين مفروضات نادرست است؛ بويژه آنکه افراد ، به حداقل قابل قبولي از جستجو اکتفا مي کنند و نيز اگر به منبعي دسترسي نداشتند، نوعا از آن صرف نظر مي کنند و به دنبال ادبيات جايگزين خواهند بود. بر اساس نظريه تعارض شناختي فستينگر نيز وقتي امکان دسترسي به اطلاعاتي موجود نبود، ارزش آن اطلاعات پايين برآورد خواهد شد. لذا در هر حال، با توجه به دشواري دسترسي، و وجود منابع جايگزين، پژوهشگران از رجوع به اين منابع صرف نظر خواهند کرد.
ه) مساله ديگر در نظام توزيع است. حجم بالاي توليد کتاب در ايران (بيش از 50 هزار عنوان کتاب در سال) و نيز فقدان نمايشگاه کتاب دائمي، و کوچک بودن فروشگاه هاي عرضه کتاب، نمايش (در ويترين) و عرضه تمام کتاب ها را غيرممکن مي کند، از طرف ديگر، سودآور نبودن فروش کتاب (در مقايسه با مشاغل ديگر و با توجه به سرمايه و ارزش اقتصادي مکان)، کتابفروشي را از يک فعاليت اقتصادي صرف، به فعاليتي اقتصادي-روشنفکرانه تبديل کرده است و لذا در کتابفروشي هاي انقلاب و کريمخان، معمولا کتاب هاي انقلاب و جنگ يافت نمي شود (مورد استثنايي که به ويترين کتابفروشي ها نيز راه يافته، «دا» است). اين مساله نيز دسترسي به اين نوع از کتاب ها را دشوار مي کند.
لذا تصور مديريت نهادهاي متولي منابع انقلاب که تنها با نشر کتاب هايي مناسب، مي توان بازار را از اين کتاب ها پر کرد، کاملا نادرست است و نظام پيچيده و مبتني بر ارزش هاي خاص توزيع کتاب در ايران، بسياري از مخاطبان بالقوه (و حتي بالفعل) را از دسترسي به کتاب هاي منتشرشده در اين حوزه محروم مي کند.
و) چه بايد کرد؟
يک راه ساده و در دسترس، اشاعه و ارائه اين اطلاعات در عرصه اينترنت است و اجبار نهادهاي دست اندرکار به ارائه «همه» محصولات پژوهشي خود در فضاي مجازي جهاني. اگر همه دستگاه هاي فرهنگي که از بودجه عمومي استفاده مي کنند، موظف باشند که تمام ادبيات توليدي خود را بصورت رايگان در اينترنت منتشر کنند، آنگاه عرصه عمومي مجازي، فضاي گفتگويي را ايجاد مي کند که بر اساس آن، مي توان اميد داشت که به تدريج از دل اين اطلاعات انبوه (که بسياري از آنها مفيد نيز هستند)، نظريه هاي فرهنگي برد متوسط انقلاب شکل گيرد.
جداي از همگون سازي (پرهيز از دوباره کاري) و نظارت (کاهش فعاليت هاي ضعيف)، «تسهيل دسترسي» مهمترين کارکرد انتشار عمومي اين ادبيات در عرصه اينترنت است. عده از صاحبنظران اشاعه را تا هشتاد درصد جريان توليد يک نظريه مي دانند. اشاعه و توزيع مناسب اطلاعات، مهمترين بخش توليد علم است و جريان اشاعه بايد بگونه اي باشد که هر کسي که مخاطب بالقوه آن است، در معرض دستيابي به اين اطلاعات باشد. حتي بالاتر از آن، مي تواند با عرضه ادبيات انقلاب به همه، بر تعداد مخاطبان بالقوه نيز افزود، زيرا گذار از «مرحله پيش از تامل» به «مرحله تامل»، گذار مهمي در تغيير رويکرد است. وقتي انبوهي از اطلاعات در معرض فردي باشد، بالاخره يک بار هم که شده، به آن نگاهي خواهد کرد.
اکنون در جريان توليد و اشاعه علم (در مراحل نازل آن)، در مطبوعات و در دانشجويان دانشگاه ها، اصلي ترين منبع جستجو، اينترنت است. اگر متن کامل ادبيات انقلاب، به صورت رايگان در اينترنت قابل دسترسي باشد، آنگاه بخش عظيمي از اين مخاطبان، بر اساس استراتژي هاي تسهيلي (که دسترسي به يک کالا را تسهيل مي کند تا از آن طريق، استفاده از آن افزايش يابد) از اين ادبيات استفاده خواهند کرد.
بعلاوه تعداد اساتيد دانشگاه و پژوهشگران در هر بخش تخصصي (لااقل در تهران) بيش از 100 نفر نيستند، و البته ميزان استفاده دائم و روزانه اين افراد از اينترنت به اندازه دسته پيشين نيست. لذا مي توان براي اين گروه، اصل منابع را ارسال کرد (ايميلا! يا حضورا و البته رايگان) و باز هم تسهيل دسترسي باعث رغبت به استفاده خواهد شد.
ز) اما وضعيت فعلي منابع مرتبط با انقلاب در اينترنت اسفبار است. مهمترين اسناد رسمي موجود در باره ايران، که نشان انقلاب اسلامي را دارد، بيانات امام خميني است. کمتر اثري از اين بيانات در اينترنت موجود است (البته صحيفه امام موجود است و من به صورت اتفاقي آن را ديدم، نه در سايت موسسه تنظيم و نشر آثار امام، بلکه در سايت تبيان و در زير بخش: صفحه اصلي > دين و انديشه > بزرگان > علما > معاصر > صحيفه امام خميني(ره) و نه با امکان جستجوي پيشرفته). سال هاست که گفته مي شود دولت آمريکا جلوي انتشار اسناد لانه جاسوسي در داخل آمريکا را مي گيرد، ولي اين اسناد (که در دهه اول به صورت کتاب منتشر شد) در بيشتر کتابخانه هاي عمومي موجود نيست (اين مجموعه اخيرا تجديد چاپ شده و به قيمت هفتصد هزار ريال در ده جلد همراه با لوح فشرده فروخته مي شود، که باز هم کمتر در دسترس پژوهشگران خواهد بود). فهرست شهداي انقلاب و جنگ (به همراه اطلاعات تکميلي در باره آنها) هيچ جا به صورت يکپارچه ثبت نشده است. اسناد بجامانده از رژيم پهلوي که به تدريج توسط دستگاه هاي دولتي منتشر شده است، در عرصه وب موجود نيست.
ح) در مقابل، تقريبا تمام کتاب ها و مقالات نوشته شده در باره ايران در خارج از کشور، در دسترس است. در سايت دانشگاه هاروارد مي توان به اکثر منابع اوليه مجموعه تاريخ شفاهي هاروارد، شامل فايل هاي صوتي و نيز متن مصاحبه ها دسترسي داشت. اطلاعات رايگان در باره تاريخ ايران پيش از اسلام (که يکي از منابع مشروعيت بخش رژيم پيشين و بخشي از معارضان جمهوري اسلامي است) نيز (به زبان انگليسي) در اينترنت موجود است.
ط) يکي از علت هاي فقدان اطلاعات توليد شده در باره انقلاب در داخل بر روي ايننترنت، ضعف ارتباط و فهم اينترنتي مديران فرهنگي (و عدم اعتنا به منابع غيرمکتوب) است و ديگري در وسوسه پنهان رقابت آنها با موسسات خصوصي. همچنين فقدان اعتماد به نفس عمومي سيستم که مدام براي اثبات مشروعيت خود بايد خود را علمي و پژوهشي بنماياند، باعث شده تا اين داده ها، به عنوان مجموعه هاي علمي تلقي شود و از انتشار رايگان آنها در وب خودداري شود، تا از قدر آنها کاسته نشود. مساله ديگر در فروش اين کتاب ها و مجلات است. بسياري از اين منابع به صورت مکتوب فروخته مي شوند و از اين رو، دغدغه هاي مالي نيز در آن پررنگ مي شود.
يک مساله ديگر نيز در اين است که مخاطبان اين اسناد، از نظر مسئولان، نه مردم و دانشجويان، که مسئولان بالاتر است و همينکه کتاب به دست آنها برسد و مشخص شود که در راستاي اهداف نظام فعاليت پژوهشي دارند، کفايت مي کند.
ط) شايد اگر در سال آينده تمام فعاليت هاي پژوهشي و علمي در اين باب (که از بودجه عمومي استفاده مي کنند) تعطيل شود و «فقط» به اشاعه و انتشار آنها در اينترنت پرداخته شود، مقدمات يک جهش بزرگ در باب رجوع به منابع انقلاب اسلامي رخ دهد.
نظرات کاربران :