پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

دكتر فروز رجايي فر:
رابطه ايران و مصر به سود اسرائيل است!   (گفتگو)  

 

  
 
پنجشنبه 29 بهمنماه 1388  

 

جمهوری اسلامی ایران دو ماه پس از پیروزی انقلاب و 9 سال پس از بازگشایی مجدد مناسبات تهران و قاهره با دستور بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام‎خمینی(ره)، روابط سیاسی خود با رژیم مصر را قطع کرد. هرچند رژیم مصر با اقداماتی از قبیل پناه دادن به شاه خائن ایران، خصومت خود با انقلاب اسلامی را نشان داده بود، اما اصلی‎ترین دلیل این قطع ارتباط حضور سادات بهعنوان اولین رییس‎جمهور یک کشور اسلامی در اردوگاه رژیم صهیونیستی و به رسمیت شناختن این رژیم به‎واسطه امضای قرارداد خائنانه کمپ دیوید بود. سادات در 14 مهر 1360 توسط عده‎ای از جوانان مجاهد و انقلابی مصر بهسزای اعمال ننگین خود رسید، اما دولت بعد از او نیز با تمام توان راه سلف خود را ادامه می‎دهد و امروز مصر بهعنوان سردمدار جریان سازش با رژیم اشغالگر قدس، اصلی‎ترین متحد آمریکا و اسراییل در منطقه و در مقابل مقاومت اسلامی فلسطین شناخته می‎شود. متن زیر گفت‎وگویی است با دکتر فروز رجاییفر، دبیرکل ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام و از کارشناسان مسائل سیاسی، که دلایل خود را برای مخالفت با برقراری ارتباط مجدد با رژیم مصر بیان میکند. موضوعی که در سال‎های اخیر همواره مورد توجه محافل سیاسی کشور، چه در دوران حاکمیت اصلاحطلبان و چه در زمان حاکمیت اصول‎گرایان بوده است.

بحث از سر گیری رابطه با مصر به چه دورهای برمیگردد و چه شد که شما با این موضوع مخالفت کردید؟
در دوره آقای هاشمی تماسهایی بوده و حتی سال 75 آقای ولایتی سفری به مصر داشت که مبارک فاسد، در آن ملاقات موضع خصمانه خود را درباره جزایر سهگانه ایران به ولایتی اعلام میکند. اما در دوره اصلاحات و شورای شهر اول، ماجرای تجدید مناسبات و شرطگذاری مصر علنی شد. سال 79 بود و ما نشریه «صبح» را به مدیرمسئولی آقای مهدی نصیری منتشر میکردیم. بنده سرمقالهای نوشتم که اگر قرار است مصر شرط بگذارد، ما هم از مصر خواستههایی داریم و با توجه به تداوم خیانت مصر به آرمان فلسطین، پرسیدم مگر چه تغییری در عرصه بینالملل یا داخلی ایجاد شده که ما باید با نامبارک مصری رابطه برقرار کنیم. البته با انحرافی که در اصلاحطلبان نسبت به مواضع اسلام انقلابی وجود داشت، این امر قابل توجیه بود. اما بعد از آن که شورای شهر دوم تشکیل شد، دیدیم تمایل به تجدید رابطه با مصر ادامه دارد.
متاسفانه باید اشاره کنم که در دوره فعلی مشکل ما بزرگتر شده؛ چراکه هنگام مخالفت با جریان مذاکره با آمریکا و رابطه با نامبارک، اول باید ثابت کنیم که صهیونیست نیستیم! زیرا تبلیغات کنونی مبتنی بر این است که تداوم موضع فعلی نظام بهنفع اسراییل است و ایجاد رابطه با شیطان اکبر و اصغر به ضرر صهیونیستهاست و فقط آنها هستند که راضی به این امر نیستند!

گمان میکنم استارت کار ستاد پاسداشت هم در همین رابطه زده شد.
بله؛ در سال 82 که زمزمههای این مناسبات جدی شد و شورای شهر اصولگرایان تصمیم گرفت نام خیابان را به درخواست جسارتآمیز دولت مصر عوض کند. برای حفظ ظاهر هم نام شهید محمدالدره یا انتفاضه را اعلام کردند. ستاد با تحصن اعتراضآمیز در مقابل ساختمان شورای شهر تهران اعلام موجودیت کرد؛ اولین برنامه هم دفاع از جایگاه شهید خالد اسلامبولی بود. بهمرور بیانیههای متعددی صادرشد که در آنها خواهان پاسخگویی به سئوالات بودیم. شاید حضور این فکر در صحنه، سرعت روند ایجاد رابطه با مصر را کاهش داد؛ ولی هیچگاه این صدا رسما شنیده نشد و پاسخی به آن داده نشد.

برخی از موافقین برقراری رابطه، دلیل این تمایل را تغییر زمان و تحولات در سطح بینالمللی میدانند. نظر شما چیست؟
من هم میپذیرم که اگر شرایط تغییر کرد، این حق نظام است که تصمیم جدیدی بگیرند و ما هم اطاعت میکنیم. ولی این صغری کبریها به نتیجه ربطی ندارد. بهویژه درخصوص مصر و امریکا زمانه و زمینه هیچ تغییری نکرده که هیچ، فجایع دردناکتر و عریانتر شده؛ خصوصا این که ما هنوز هم شاهد اعلام نظر جدیدی از رهبری در این زمینهها نیستیم و من معتقدم تا وقتی ایشان صراحتا ابراز نظری نفرمودهاند، حق اعتراض برای ما محفوظ است.

برخی موافقین ارتباط اعلام میکنند که قرارداد کمپ دیوید که اصلیترین دلیل قطع ارتباط با مصر در زمان حضرت امام(ره) بود، امروز خاصیت خود را از دست داده و یک قرارداد مرده است. آیا این یکی از مصادیق تغییر شرایط نیست؟
این حرف درستی نیست، چراکه اگر کمپ دیوید را بشناسیم، میفهمیم که شرایط کنونی خاورمیانه متأثر از مفاد همین قرارداد ننگین است. باید توجه داشت که کمپ دیوید، منحصر به توافق مصر با اسراییل نیست و طرحی هم برای آینده منطقه از طریق تقویت روند سازش دارد. در این قرارداد حدود 15 سال قبل از تشکیل دولت خودگردان، موضوع تأسیس آن مطرح شده؛ زیرا برای تحمیل صلح به طرف فلسطینی، یک نهاد قانونی و رسمی مورد نیاز بوده تا به نام فلسطینیها معاهدات را امضاء کند. بر اساس کمپ دیوید، مصر برای آزادی سینا مجبور شد با رژیم صهیونیستی رابطه رسمی برقرار کند؛ یعنی اسراییل را کاملا و با تمامیت ارضی آن به رسمیت بشناسد و با لغو تحریمهای شرعی، رابطه اقتصادی خود را با اسراییل عادی کند.در بخش دیگری از کمپ دیوید، رژیم صهیونیستی حق وتوی امنیتی را در مرزهای اراضی تخلیه شده برای خود حفظ میکند و به همین دلیل است که امروز میبینید که اختیار گذرگاه رفح کاملا بهدست اسراییل است و مطالب دیگر که بیان آنها سبب تطویل میشود. به هر حال، کمتر از یک ماه پس از رفراندوم جمهوری اسلامی، حضرت امام(ره) دستور قطع رابطه با مصر را دادند. البته تنها حضرت امام(ره) نبودند که به این طریق اعتراض کردند؛ بلکه دیگر کشورهای اسلامی هم با مصر قطع رابطه کرده و این کشور را از اتحادیههای عربی بیرون کردند.

اما شاهد بودیم که خود اعراب پس از چند سال از موضع خود نسبت به مصر کوتاه آمدند.
اگر بنا باشد ما حکومتداری و سیاستورزی و غیرت دینی را از سران عرب و حکومتهای منطقه یاد بگیریم، پس باید در خیلی ازمسائل دیگر هم تجدید نظر کنیم! درحالی که هویت انقلاب اسلامی یک هویت مستقل با مبانی خاص و متفاوت است.
گذشت زمان هم نشان داده که با حرکت آنها بهسوی مصر، در واقع اوضاع سیاسی منطقه به سمت افزایش امنیت اسراییل میل کرده و فعلا فقط جریان مقاومت است که بین آنها و هدف نهاییشان شکاف ایجاد میکند. در این روند، کشورهای منطقه و آمریکا مایل هستند به مصر یک نقش منطقهای بزرگ نسبت بدهند و آن را یک کشور تعیین کننده و اثرگذار معرفی کنند تا با تثبیت محور سازش، دیگران را هم به پیوستن به آن تشویق کنند و گویا برخی دوستان ما پذیرفتهاند که اصرار کنند مصر یک کشور مهم و اثرگذار است!

یعنی شما معتقدید مصر دارای چنین نقشی نیست؟
رژیم مبارک فاقد هرگونه مؤلفه تعریف شده قدرت در عرصه بینالملل است. این دولت نه قدرت نظامی دارد، نه قدرت اقتصادی؛ نه علمی، نه تکنولوژیک؛ نه استقلال سیاسی از قدرتهای جهانی و نه حیثیت در افکار عمومی دنیا. در حوزه قدرت نرم فاقد یک مکتب اصیل اسلامی و نیز حمایت مردمی است و نه تنها مقبولیت داخلی ندارد و مورد تنفر است، بلکه از مشروعیت حاصل از یک انتخابات دمکراتیک هم محروم است. بیش از 27 سال میگذرد که وضعیت فوقالعاده با شرایط شدید امنیتی در آنجا حاکم است. در سطح منطقه نیز اراده و عزمی برای هماهنگی به نفع آرمانها و برنامههای نظام انقلابی ایران ندارد و برعکس در اتحاد استراژیک با آمریکا و اسراییل و قدرتهای مرتجع است. در یک کلام، از نظر غایت، نسخه عربی خود اسراییل است بدون منابع قدرت او! چنین قدرتی جعلی و القای وجود آن، عملیات تبلیغاتی است.

ولی به هرحال رابطه ایران و مصر میتواند ظرفیتهای مختلفی برای دو طرف داشته باشد.
این رویاها که مصر و ایران دو بال جهان اسلامند در حاکمیت مبارک بدون تعبیر است. اخیرا وزیر خارجه در دانشگاه امام صادق(ع) به بعضی از ظرفیتها و شاید مهمترین آنها اشاره کرده، یکی این که در مصرچندین تز دکتری به زبان فارسی در دست تألیف هست که از نظر بنده بعید است ارزش استراتژیک داشته باشد؛ و دیگر علاقهمندی مردم این کشور به جمهوری اسلامی. بله؛ اما علاقهمندی فعلی آنها بهدلیل ماهیت و رویکرد انقلاب ایران و از این جهت است که ایران را در نوک پیکان مقاومت میبینند. آیا اگر به رهبری معظم انقلاب یا رییسجمهور ما یا سید شریف حسن نصرا... علاقه دارند، بهدلیل مقاومت است یا بهخاطر سازش؟ چرا ابومازن را دوست ندارند و دیگران را!؟ پس این علاقه بهخاطر موضعی است که ما اکنون در آن قرار داریم نه موضعی که میخواهیم بهسمت آن برویم.

آقای متکی در همین سخنرانی، گفتهاند ما باید شرایط و وضعیت مصر را در نظر بگیریم.
صحیح. ما هم وضعیت مصر را در نظر میگیریم اما آنچه میبینیم، دیکتاتوری در داخل و مواضع خصمانه دائمی نسبت به ایران و سرسپردگی به آمریکا برای تأمین امنیت اسراییل، خیانت به آرمان فلسطین و ظلم آشکار و توحش نسبت به مردم غزه است. آنها جزایر سهگانه ما را متعلق به اعراب و خلیجفارس را خلیج عربی میدانند. مرور وقایع سی سال اخیر نشانگر خصومت ذاتی حاکمیت مصر با ماست. از پذیرفتن شاه خائن تا کمک مالی و انسانی به عراق در دفاع مقدس، کمک به آمریکا در حمله طبس، تبریک به سعودیها پس از کشتار حجاج و تبریک به اسراییل در هر سالگرد تأسیس؛ شیعهستیزی گسترده و....
متاسفانه آقای متکی هم به قرارداد کمپ دیوید فقط در حد «موضوعی در تاریخچه مصر» اشاره میکند و این اشتباه است. این قرارداد همانطور که عرض شد، در عرصه عملیاتی امروز خاورمیانه نقش فعال و زنده دارد.

به نظر شما دوستی با مصر نمیتواند در برخی مسائل مانند موضوع هستهای به کمک ما مثلا در شورای امنیت بیاید؟
مصر مهم و اثرگذار است، اما به آن اندازه که آمریکا اجازه دهد! البته گاهی ژستهایی هم در انتقاد از تسلیحات اتمی اسراییل میگیرد که کارکرد فریبکارانه دارد؛ چراکه افکار عمومی عرب امروزه رهبرانی مثل سیدحسن بزرگوار را مطالبه میکند. مصر با بازی به رسمیت شناختن حق هستهای ایران، ما را بهسمت خود میکشاند و از این که ما در مدار نیاز به او برای پیگیری حقوق مسلم خود قرار میگیریم، علاوهبر آن که بهخود میبالد، برای حل معضلاتش در عرصههای مختلف از جمله کسب مشروعیت داخلی و تقویت محور سازش و ثبات اسراییل در منطقه و سیادت یافتن در جهان عرب استفاده میکند.

در واقع شما معتقدید که رابطه با مصر نه تنها اهداف ایدئولوژیک، بلکه منافع ملی ما را هم تأمین نمیکند.
سیاست خارجی ما در قانون اساسی دارای اهداف روشن ایدئولوژیک است و این برخاسته از روح تعالیم اسلام انقلابی است. ما هم نمیتوانیم این اهداف را رها و منافع ملی را مطرح کنیم. ما با مصر یک تفاوت هویتی در تعیین اهداف بینالمللیمان داریم. البته در همین حوزه منافع ملی هم ما دلایلی داریم که نزدیکی به مصر را تجویز نمیکند؛ ولی خودمان این نگاه را اصیل نمیدانیم و مطرح نمیکنیم. کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا ختم کلام ماست.

یعنی شما قائل به منافع ملی نیستید؟
بالاترین سطحی که در منافع ملی مطرح میشود، بقای یک نظام همراه با حفظ هویت اصیل آن است. حالا ممکن است نام نظام، اسلامی باقی بماند، ولی در محتوا انحراف پیدا کند. از دیدگاه علمی این تفاوتی با سقوط نظام ندارد! من فکر میکنم انتشار تصاویر مسئولین نظام ما از خاتمی و ناطق تا لاریجانی و طبیب زاده و...با ابی لهب و حماله الحطبش ضد منافع ملی است؛ زیرا که در دیدگاه نسل جدید، شأن نزول انقلاب را زیر سئوال میبرد و کل هویت اسلامی نظام و مواضع 30 سالهاش را ضایع میکند.

آقای متکی در همان سخنرانی گفته «ما 30 سال است با مصر رابطه سیاسی نداریم، اما در عین حال، سعی کردیم ارتباطاتی که ما را به این ظرفیت عظیم وصل میکند را حفظ کنیم»؛ به نظر شما این ظرفیتهای عظیم چیست؟
بله؛ با مصر مناسباتی وجود داشته و دارد و به همین دلیل هم ما معتقدیم برای بهرهبرداری از اینگونه ظرفیتها همین مقدار رابطه کافی است و احتیاجی به عادیسازی رابطه سیاسی نیست. گفتهاند که سیمان و ماشین هم صادر میشود. بنابراین نیازی نیست حتی بهخاطر صادرات، هویت انقلابی مغفول شود و دست ایران رسما در دست سران فتنه سازش قرار بگیرد، و اگرنه خیلی بیشتر از مصر، شیطان بزرگ ظرفیت برای تعامل دارد!
برخی دیگر هم بیشتر بر حوزه فرهنگ و تمدن تأکید میکنند و ادعا میکنند که میخواهند با مصر کار فرهنگی کنند، که اگر توانمند هستند، پیشنهاد میشود در داخل ایران کار فرهنگی کنند، چون دچار ضعف مفرط کار فرهنگی در داخل هستیم!
بر عکس من معتقدم در صورت ارتباط این ایران است که ظرفیت عظیم خود و سرمایهها و منابع قدرت خود را در اختیار دولت نالایق و بدنام فرعون مصر میگذارد.

این شبهه در افکار عمومی وجود دارد که دیدارهای مقامات بلندپایه با مسئولان مصری با نظر مقامات عالیرتبه نظام
بوده است.
به نظرم هر جا که مسئولین نمیتوانند دلیل قانع کنندهای به ملت ارائه کنند، راه فرافکنی در پیش میگیرند و البته واضح و مبرهن است که در سطح همه دولتهای قبلی و فعلی بسیاری از افکار و عملکردها مورد تأیید رهبری نبوده و نیست. آنچه ما شنیدهایم، حاکی از آن است که مقامات عالیرتبه چنین نظر دارند که اگر مصر از کمپ دیوید انصراف دهد، ایجاد رابطه اشکال ندارد. ما هم همین عقیده را داریم. اما فیالحال حرکت درست به عکس شده؛ طوری که یک مقام مجلس مصر گفته ایران باید از انتقاد به کمپ دیوید دست بردارد! جدیدترین شرطشان هم این است که ایران باید دست از حمایت حزب ا... لبنان و حماس بردارد و به جریان سازش هم ملحق شود!

بحث دیگری که مطرح میشود، این است که ما زمانی رابطه خود با عربستان را از سر گرفتیم، آیا نمیشود همین امر در مورد مصر نیز تکرار شود؟
اولا رابطه با عربستان توسط کسانی از سر گرفته شد که دولت فعلی بهشدت آنها را نقد و روند سیاسی و تاریخی تصمیمات آنها را بهکل نفی میکند. ثانیا این دلیل نمیشود که چون دولت آقای هاشمی با عربستان رابطه برقرار کرده، ما هم با مصر رابطه ایجاد کنیم؛ این قیاس از نظر استدلالی غلط است. شاید به ضرورت انجام مراسم حج این تصمیم گرفته شده باشد؛ ولی آن جماعت نگاهشان به شکسته شدن حرمت حرم مثل امام نبود. دهه فجر گذشته... در تلویزیون گفت که وقتی برای مذاکرات تجدید رابطه رفتم، برای شاه عربستان آنقدر جوک گفتم و او آنقدر خندید که بالاخره فنجان قهوه از دستش افتاد و شکست! آیا میشود ما به همانها استناد کنیم برای ایجاد رابطه با مبارک؟! و بیاییم یک فرد دیگر بفرستیم تا مبارک عبوس و متکبر را آنقدر بخنداند تا از سر تقصیرات ما بگذرد؟ نکته دیگر این که امام(ره) فرمودند ما نمیتوانیم از آل سعود بگذریم و بهواقع کسی نمیتواند از خطای شکسته شدن حریم امن الهی و ریختن خون بیگناهان گذشت کند. برقراری رابطه هم به معنای عفو و گذشت نیست؛ ولی آیا منطقی است که موضع تاریخی ما در برابر کشتار حجاج توسط عربستان انکار و گفته شود موضع تهران محکوم کردن کشتار حجاج نیست؟ ولی در مورد فیلم «اعدام فرعون» وزارت خارجه نهم این خطا را کرد و مقاماتش رسما به دولت مصر گفتند که موضوع فیلم، موضع تهران نیست! موضوع فیلم چه بود؟ خائنانه بودن امضای قرارداد کمپ دیوید!

به سیدی «اعدام فرعون» اشاره کردید و اظهارات رسمی مبنی بر این که موضوعش موضع رسمی نظام نبوده. مگر در این فیلم که اتفاقا توسط ستادی ساخته شده که شما دبیرکل آن هستید، چه تحلیلی ارائه شده است؟
سی سال است که در این نظام گفته شده «قرارداد ننگین کمپ دیوید» و ما فیلم را بر اساس روایت رسمی تاریخ انقلاب ایران ساختیم و هیچ برداشت مغایری در آن نبود. درشگفتم که چطور گفته شد این موضع نظام نیست! آن هم در دولتی که ادعای بازگشت به مشی آرمانی امام(ره) را دارد، نه در دولت اصلاحات! که به نظر من اگر این حرف را آنها میزدند، توقعی نبود چون بعضی از آنها گفتند که میخواهند امام(ره) را به موزه بفرستند.

پس بهزعم شما هیچ نگاه مشترکی نمیتوان بین ایران و مصر تعریف کرد؟
ما معتقد نیستیم به ادعای غلوآمیز رییس دستگاه دیپلماسی ما که در ستایش از مصرمیگوید: «ما در برخی مسائل نگاه مشترک داریم چون مصر در عرصه بینالمللی یک کنشگر جدی است» ولی اگر دولت ما ادعای بازگشت به مواضع امام(ره) را دارد، پاسخ امام به سئوال شما این است:«یقین بدانید که امثال حسنی مبارک مصری و حسین اردنی و دیگر جنایتکاران برای شما نفعی ندارند و دین و دنیای شما را تباه میکنند.» یعنی نگاه مشترکی وجود ندارد. آقای متکی میگوید: «زاویه ما با مصر در موضوع غزه معلوم است»! زاویه؟! چرا با این ژست دیپلماتیک با الفاظ بازی میشود؟ آنچه در غزه میگذرد مظلومیت محض در مقابل توحش محض است. آقای اردوغان- که بعید هم هست شیعه باشد- گفته در غزه کربلا تکرار میشود. حالا ایشان می گوید ما زاویه داریم؟! آیا این نگاه و بیان وزیر خارجه مدعی احیای ادبیات امام در سیاست خارجی است!؟ چقدر فاصله ادعا و عمل زیاد است!

این که گفته میشود موضوع درخواست عضویت ما در سازمان تجارت جهانی از طرف مصر صورت گرفته، نمیتواند یک توافق و نگاه مشترک بین دو کشور تلقی شود؟
آن امر مشترک اگر باشد فراتر از یک نگاه، و یک برنامه مشترک است در راستای تحولاتی بزرگ در منطقه! دقت بفرمایید.
اقدامات ما برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی از زمان آقای هاشمی شروع شد که تا حوالی زمستان 79 کاملا محرمانه پیگیری میشد؛ و با این که هنوز در پایان سال88 ما با مصر رابطه نداریم، اما تقاضای عضویت ما در سال 75 از طریق نماینده مصر به سازمان داده شده است! من فکر میکنم این طرح رابطه با مصر و سیگنالهای مذاکره با آمریکا و حتی غائله دوستی با ملت اسراییل و... در حقیقت مجموعهای هماهنگ و تابعی از اراده ما برای پیوستن به جهان سرمایهداری است. پیام آن عمل این بود که مگر مصر سردمدار جریان سازش نیست؟ آمریکا هم که مالک و ارباب سازمان تجارت جهانی است؛ پس باید آمریکا مطمئن باشد که ما میتوانیم مسئله اصلی خود را در منطقه با جریان سازش حل کنیم. خوب، هنگامی تصمیم گرفته میشود که در فرآیند پیوستن به سازمان تجارت جهانی، طرح تحول اقتصادی - که هدفمند کردن یارانهها فقط بخشی از آن است - با همه تنشی که قطعا به جامعه تحمیل میکند، اجرا شود، پس دیگر نمیشود در عرصه سیاسی آن فرآیند متوقف شد. برای عضویت باید درگام بعدی با خود آمریکا هم کنارآمد؛ پس یک سری تحرکات هم به سمت آمریکا مشاهده میشود تا مشکلهای چهارگانه ما با آمریکا حل شود.
مسئله بعدی این است که حل مسائل ما با آمریکا بدون حل مشکل ما با موجودیت اسراییل امکانپذیر نیست و میبینیم که بحث دوستی با ملت اسراییل از جای دیگر مطرح میشود و بهنظر میرسد همانطور که سید شهیدان اهل قلم گفت «دیکتاتوری اقتصاد» میرود تا قواعد خود را به انقلاب ما تحمیل کند. این که ما 20 سال پیش و در دولت تکنوکراتهای غربگرا پذیرفتهایم به WTO ملحق شویم و داوطلب ورود به اقتصاد و نظام سرمایهداری جهانی شدهایم، در حقیقت مقتضیاتی دارد که انحلال در نظم نوین آمریکایی سر فصل آن و مسئله تمایل به عادیسازی رابطه با مصر، امریکا و حتی اسراییل در بسترآن قابل تحلیل است و البته به شهادت پیشگامان این پروژه مثل امیدبخش مدیر کل دفتر تامالاختیار جهانیسازی تجارت که آقای مشایی هم در آن مسئولیتی دارد، عواقبی هم خواهد داشت که ممکن است منجر به فروپاشی اقتصادی و اجتماعی و خدای ناکرده ساختار ایدئولوژیک نظام ما هم بشود؛ همانطور که در شوروی شد. این از مسلمات است که از نظر استکبار جهانی الحاق به این سازمان بدون باور به حاکمیت لیبرال دموکراسی و در چارچوب نظامهای ایدئولوژیک دیگرممکن نیست؛ و بنده این برنامه را هم مسیر دیگری برای مقابله با نظام تلقی میکنم.

یکی دیگر از دلایلی که برای ایجاد این ارتباط مطرح میشود، این است که میگویند ما میتوانیم از طریق مصر به مقاومت فلسطین کمک کنیم...
بهطور کلی نیروهای منطقه به دو قطب مقاومت و سازش تقسیم میشوند، ایران رهبر قطب اول و مصر رهبر قطب دوم است و این منتهای آرزو و برنامه استراتژیک مصر است که محور مقاومت شکست بخورد تا جریان سازش حاکم شود و متعاقبا، هم حیثیت بر باد رفتهاش اعاده گردد و هم مأموریت خائنانهاش به موفقیت برسد. در این روند نه ما، بلکه حتی کاروانهای کمکرسانی اروپایی و آمریکایی هم اجازه ندارند از طریق مصر به مردم فلسطین کمکی برسانند. بسیاری از فعالین حقوق بشر دهها روز پشت مرزهای غزه در داخل مصر تحصن و اعتصاب غذا کردهاند و باز هم موفق به ورود نشدهاند؛ چون در محاصره غزه هدف، از پا درآوردن مقاومت و در هم شکستن اراده مردم در حمایت از حماس است.
اما پاسخ تکمیلی این سئوال در پروژه احداث دیوار فولادی است که با اجرای آن دیگر هیچکس نمیتواند ادعا کند که از طریق مصر میتوان به غزه کمکرسانی کرد. این اقدام درحقیقت بر اساس قرارداد سال گذشته بین آمریکا و اسراییل و استفاده از همان حق وتوی امنیتی اسراییل در مرزهای مصر است. بنابراین رفتن و به قول بیبیسی صف کشیدن مسئولین ما برای دیدار با مبارک دیگر چه منطقی میتواند داشته باشد!؟

آیا از طرف مصریها هم این علاقه و رغبت برای ایجاد رابطه دیده میشود؟
مبارک بهشدت به موضع سادات وفاداراست، و بهشدت به ما حمله میکند که چرا از موضع امام(ره) وارد میشویم، این خبیث هم در تداوم شیطنت سادات، مدام برای ملت رشید ایران خط و نشان میکشد و در حالی که در نوکری کامل آمریکا و اسراییل است، میگوید ملت ایران بترسد از شمشیر و سپر ما!! ماجرای «اعدام فرعون» اوج تفرعن و کینهتوزی مبارک و دستگاه او را به نمایش گذاشت. بر این اساس با این که اشتیاق ما به مبارک بهخصوص امسال که انتخابات ریاستجمهوری دارند برای او وجاهت ایجاد میکند، اما او باز هم از برقراری رابطه امتناع میکند تا از سویی حاکمیت و سیادت ادعایی خود را در این مورد به نمایش بگذارد و عقدههای حقارت خود را در جهان اسلام باز کند. از سوی دیگر، عزم مسئولان ما در هزینه کردن آبروی انقلاب در ایجاد مشروعیت برای او و ایفای نقش پررنگ در همان سناریوی آمریکایی «مصر مهم است» برایش اهمیت حیاتی دارد. پس از صف مسئولان ایرانی استقبال میکند، ولی حد یقفش رابطه است.

اخیرا نیز بحث جدیدی تحت عنوان کشف بقایای ارتش هخامنشیان در مصر مطرح شده است. آیا شما این موضوع را هم در ادامه پروژه برقراری ارتباط بین دو دولت میدانید؟
تصور میکنم در این چند ساله اقدامات بسیاری از سوی ما جهت رابطه انجام شده که متاسفانه از موضع عزت نبوده است.
اخیرا طرف مصری ابتدا خبر پیدا شدن بقایای لشکر ایران را منتشر کرد تا واکنش دوستان را در ایران رصد کند و پس از آن، اصل خبر را تکذیب کرد. واضح است که این میتوانست یک پروژه تبلیغاتی علیه ما در سطح مصر و منطقه و جهان تلقی شود با این پیام که ایران، زمانیکه قدرت داشته تا مصر هم لشکر کشیده و باید در این منطقه از قوی شدن ایران ترسید! ولی نکته مهمتر این است که آقای بقایی یا یکی از همکارانش این خبر را فاش کرد که رییسجمهور نامهای نوشته و برای پیگیری قضیه لشکر باستانی مجددا تقاضای ایجاد رابطه کرده است. یعنی دولت احیاگر مشی امام برای مشتی آثار موهوم حاضر است با مبارک ملعون آشتی کند! حق بدهید که جوان ما یا به راه امام شک کند یا به احیا شدن آرمانهای امام در این اصولگرایی ادعایی ما! هیهات من الذله! از ساحت حضرت روحا... چنین ذلتی دور است و افکارش چنین ارتجاعی را برنمیتابد که یوسف زخمخورده غزه و لبنان و فلسطین را به ثمن بخس لشکر کمبوجیه بفروشد!

شما در صورت برقراری رابطه، تأثیرات آن در سطوح مختلف را چگونه ارزیابی میکنید؟
اولا من بعید میدانم به این زودیها رابطهای برقرار بشود؛ ثانیا به محض اینکه ما به سمت مصر و تجدید رابطه و بهتبع آن مشروعیت بخشیدن به روند سازش حرکت کنیم، کشورهای منطقه مشتاقانه بهسمت فاز بعدی که بهرسمیت شناختن اسراییل است حرکت میکنند؛ اکنون هم تحرکاتی برای این هدف با سردمداری مصر جریان دارد که حتی در حال جذب سوریه است؛ ولی افکار عمومی کشورهای اسلامی و محبوبیت مقاومت اجازه عمل نمیدهد. طبیعی است وقتی مناقشه ایران بهعنوان رأس مقاومت و مصر به عنوان رأس سازش، در اذهان عمومی به نفع مصر خاتمه پیدا کند، درحقیقت در این دعوای 30 ساله، قطب سازش به پیروزی رسیده است. چون مصر میگوید ما که از مواضع گذشته خود عقبنشینی نکردهایم و کاملا به اصول سادات وفاداریم، اسراییل هم که تغییری نکرده، پس لابد این ایران است که از تعقیب آرای امام انصراف داده است. همین اتفاق، خوشبینی نسبت به بازگشت به سیاست خارجی افتخارآمیز امام در دولت نهم و دهم را در داخل و خارج خاتمه میدهد. نهایت این مسیر، رفع تهدید مقاومت از اسراییل و ایجاد ثبات در منطقه بهسود امنیت اسراییل و سقوط تمام علمهای پایداری در دنیاست. عجیب آن که رییسجمهور بر مبنای تحلیلی گفته: «همکاری ایران و مصر میتواند شرایط دشواری را برای رژیم صهیونیستی ایجاد کند و منطقه را در آستانه عصر جدیدی که همه چیز را به ثبات سوق میدهد، برساند.» آیا چنین همکاری بین ایران و مصر- که برای اسراییل تهدیدآمیز باشد- از سطح خیالپردازی و لفاظی فراتر هم میرود؟ در سطح جهانی هم آمریکا و اسراییل با آسودگی خاطر از کنترل محور مقاومت و استیلا در منطقه، به هدف اصلی خود که براندازی نظام اسلامی ایران است خواهند پرداخت و بدین ترتیب با نزدیکی ما به مصر، در مجموع تهدیدات علیه نظام جمهوری اسلامی ایران افزایش خواهد یافت! بدیهی است این روند متناقض با اهداف و منافع نظام اسلامی است.

و سخن آخری اگر باشد...
حضرت امام تکلیف ما را با آقایان متمایل به دوستی با شیطانکها مشخص کرده و با اشاره به خائنان مصری فرموده است: «اگر اینها پشیمان شده و توبه کنند، در این صورت اگر دولتمردان ما هم بپذیرند، معلوم نیست ملت قبول کند و در صورت عدم قبول ملت، هیچیک از دولتمردان ایران حق و قدرت هیچگونه کاری را در این زمینه ندارد، زیرا در ایران اسلامی، مردم تصمیمگیران نهایی تمامی مسائلند.»
و این به این معناست که حتی پس از اعلام پشیمانی آنها، اختیار یا با رهبر است که رابطهای را که امام فرمودند قطع شود، دستور بدهند از سرگرفته شود؛ یا با مجلس است که نمایندگان مردمند و یا باید مستقیما و با مکانیزمی معتبر از مردم سئوال شود. پس نمیتوانیم بنشینیم و سکوت کنیم که رییسجمهور بگوید اگر مصر قبول کند تا عصری سفارت را باز میکنم در حالیکه امام در همین رابطه فرمودهاند که اسلام به ما اجازه سکوت نمیدهد

            نظرات کاربران :

بسم الله انصاف در تحلیل هم بد چیزی نیست. خانم رجایی فر شما هم که اصلا در مورد مردم مصر و علایق نسبی شان در خصوص ارتباط با ایران صحبت نکردید؟ نگاه تان به اقدامات دولت هم کاملا از سر انصاف بود. واقعا فکر می کنید احمدینژاد به خاطر اثار باستانی حاظر است از امام و تفکرش بگذرد که این طور صحبت می کنید؟ راستی گر امام نگفت که تا مشخص شدن سرنوشت امام موسی صدر با لیبی کارد و پنیریم. چرا هاشمی سال 64 یا 65 رفت به لیبی ؟ لطفا نگوئید که نه امام مخالف بودن ولی رسانه ای نکرده. بحث نظر رهبری در این موارد را اگر کس دیگری که مخالف نظر شما را داشته باشد و بخواهد از روش های استدلالی شما استفاده کند می گوید همین که سه دولت پیگیر چنین بحثی بوده اند نشا دهنده نظر حداقل مساعد رهبری در این خصوص است یا اشاره میکند به کلام اقا در اسفند 86 که فرمودند همه دولت های اسلامی به دولت مصر ، دقت بفرمائید ، دولت مصر کمک کنند که در خصوص حصر غزه بود. هرچند بنده اینطور تحلیل نسبت به رهبری را قبول ندارم.
نويسنده نظر :سعید ساسانیان


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

مچ‌گیری از دروغ‌گوها به سبک دانشجویی
فیلم حمله نظامیان اسرائیلی به ناوگان آزادی
تو که خود خال لبي از چه گرفتار شدي
bbc و cnn روایتگر حمله اسرائیل میشوند!؟/عکس
نامه هاشمی به رهبر انقلاب درباره دانشگاه آزاد
استوانه نظام که برای خمینی مرد!
کاروان کمک رسانی به مردم غزه اگر به مقصد خود نرسید اما به مقصود خود رسید!
تحصن از امروز در دانشگاه علامه طبابايي(ره)
ویژه نامه ای برای رحلت امام روح الله
دعوت رهبران الهیات رهایی بخش آمریکای لاتین به ايران و خصوصاً حوزه علميه قم،ضروری است
رجايي فر: وادار كردن آمريكا براي مذاكره نوعي بازي با الفاظ است
کنفرانس خبری ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
مناظره فروز رجایی فر و عبدالحمید شهرابی پیرامون بیانیه تبادل سوخت تهران
لیست مساجد و سخنرانان ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش دوم
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش اول
توسعه فرهنگي در الگوي توسعه اسلامي ايراني
موسسه تنظیم و نشر، امام زاده ‌ای که متولي حرمتش را نگه ‌نمي‌دارد
به راه افتادن پایگاه اطلاع رسانی ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
نظام بدون اصل ۸ یک نظام ناقص است!
صدور انقلاب برای بقای انقلاب
وقایع نگاری از فراز و فرود دستگیری 15 ملوان انگلیسی
هرجا که تیغ فتنه شرر /بارد چون تیغ بی نیام تو برخیزم
مرجع جامع و تخصصی کرسی های آزادفکری منتشر شد
همت مظاعف و کار مضاعف بستری برای تحقق سند چشم انداز
نمودار موضوعی وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
صوت كامل قرائت وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
پیروزی در جنگ نتیجه تبعیت بی چون و چرا از امام(ره) بود
گزارش سابقه ي ع. ج معروف به طلبه ی سیرجانی
مرز آزادي کجاست؟
بیانیه تشکل های دانشجویی سبزوار در حمایت از طلبه سیرجانی
سايت جامع كرسي هاي آزاد فكري
انگشتر حديد به دستش زده ولي/ پيچيده در زمين و زمان «ظافرٌ عليِ»
بیانیه طلاب عدالتخواه در حمایت از طلبه سیرجانی
الزامات كرسی ها، بحثی در باب آن چه از كرسی ها نمی خواهیم!اهداف كرسی ها
حمایت دانشجویان عدالتخواه شیراز از طلبه سیرجانی
حمایت تشکل های دانشجویی مشهد از طلبه سیرجانی
بیانیه اعلام موجودیت ستاد مردمی ببزرگداشت سالگرد ارتحال امام خمینی
ضرورت پاسخگويي مسئولين در مورد اقدامات صورت گرفته در مورد پيام 8 ماده اي
برنامه‌هاي ويژه بزرگداشت ياد امام (ره) در 22 مسجد تهران

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان