پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

امیرحسین ترکش‌دوز در گفت و گوی تفصیلی با برنا؛
مخالفان شجاع نبودند، به پشتوانه نیروی موافق پرقدرت درون نظام به خیابان‌ها ریختند  (ويژه)  

جنبش مخالفان را یک پدیده مردمی نمی دانم. همراهی عده‌ای از مردم با این جریان به علت شجاع بودن آنها نیست بلکه علت حضور آنها این بود که نیروی پرقدرت موافق خود را در نظام می دیدند و دلگرم به پشتوانه استعمار جهانی هم بودند.

  
 
چهارشنبه 28 بهمنماه 1388  

 

آیا می توان انقلاب ما را، انقلاب مستضعفان دانست؟

-انقلاب ما برای مستضعفان بود، نه اینکه فقط از سوی مستضعفان انجام شده باشد. البته مفهوم مستضعفان را نمی شود فقط از جنبه اقتصادی تفسیر کرد. مفهوم مستضعف فقط مضمون اقتصادی ندارد، هم مضمون اقتصادی دارد، هم مضمون سیاسی و هم مضمون فرهنگی. گاه به کسی که در مناسبات فرهنگی فرودست قرار گرفته هم ظلم می شود و این فقط متعلق به گذشته هم نیست. مثلاً الان اگر دختری عفیفه باشد در دانشگاه تحقیر می شود. این فرد مستضعف است و اگر هم تحقیر نشود به نحوی فرودست انگاشته می شود آن هم به نحو ظالمانه! چون هر نوع فرودستی معلوم نیست ناروا باشد. اگر ما بر رژیم باطلی تفوق پیدا کنیم و آنها را فرودست قرار دهیم این کار بد نیست. هر سنخ فرودستی غیر عادلانه و بد نیست.

علاوه بر این که بعضی از مستضعفان هستند که تشبه به مستکبران دارند. سعی می کنند خود را شبیه مستکبران نشان دهند، تظاهر فرهنگی مطابق با الگوی فرهنگی ایشان دارند. شاید قرآن در مورد گروه هایی مثل ایشان است که می فرماید "ظالمی انفسهم" پس همه مستضعفان صالح نیستند و لذا باید به این ظرافت ها توجه داشت. اما به طور کلی بله! انقلاب ما برای مستضعفان بود. یعنی هدف اصلی و کلیدی آن بهبود وضعیت ایشان در تمامی ابعاد و  مناسبات ظالمانه قدرت در تمامی چهره های آن بود.

البته بیشتر، جنوب شهری ها بودند که پیام امام را شنیدند. نخست به جهت عامل اقتصادی! این عده موانع اقتصادی کمتری در مقابل ترک زندگی عادی داشتند. یک فرد ثروتمند وقتی می خواهد در یک جریان پرریسک مثل نهضت سیاسی وارد شود. موانع بیشتری پیش رو دارد. ولی کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد راحت تر وارد مبارزه می شود.

دومین علت از مضمون فرهنگی بر خوردار است. جنوب شهری ها کمتر در معرض فرهنگ متجدد بودند. البته ممکن است فقرا هم اگر در معرض آن امکانات قرار بگیرند سبک زندگی متجدد را انتخاب کنند اما چون به نحو بالفعل کمتر در معرض فرهنگ متجدد بودند موانع فرهنگی برای عدم پذیرش پیام امام در آنها کمتر بود.


* این دیدگاه در اتفاقات اخیرنقض نشد؟ چون این بار گروهی که از نظر اقتصادی قوی تر بودند خطر کردند و به خیابان آمدند ؟

- در مورد وقایع اخیر نمی توان گفت که جریان آشوبگر علی الاصول یک جریان مردمی بود. وانگهی در بحث های اجتماعی ربط بین متغیرها، به نحو ضروری نیست و ممکن است عوامل دیگری به عامل اقتصادی اضافه شود و نتیجه تغییر کند ولی به هر حال این جنبش را یک پدیده مردمی نمی دانم. همراهی یک عده با این جریان به علت شجاع بودن آن ها نیست بلکه یک علت آن این بود که نیروی پرقدرت موافق خود را در نظام می دیدند و دلگرم به پشتوانه استعماری جهانی هم بودند.

آشوبگران و حامیان ایشان هزینه قابل توجهی هم ندادند. هرکاری خواستند کردند و کسی هم کاری با آنها نداشت. در هفته بعد از انتخابات در دستور بودن طرح براندازی کاملا واضح بود. اما نظام چه کرد؟ دستور تیر داد؟ خیر! کسانی هم که متاسفانه کشته شدند به خواست نظام نبود و تا حدود زیادی معلول شرایط آشوب زده بعد از انتخابات و برخی ناکارآمدی ها بود. البته همین اتفاقات اندک هم برای ما هزینه تاسف بار و ناگواری است ولی اگر حجم حادثه را در نظر بگیرید، می توانست اتفاقات بدتری بیفتد اما نظام خوشبختانه آن را کنترل کرد.
” حدود ده سالی هست که در جامعه ما یک جریان نیرومند اجتماعی در نسل جدید به شعارهای امام رجوع کرده و فهمیده که باید شعارهای امام را در عرصه سیاسی تفوق بخشد. این جریان اجتماعی باید در عرصه سیاسی مشخص تر و نیرو مند تر ظاهر شود. “


* رای 22 خرداد را می شود رای به آرمان های انقلاب دانست؟

- نه همه آنها که به آقای احمدی نژاد رای دادند طرفدار گفتمان امام بودند و نه همه کسانی که به آقای موسوی رای دادند ضد انقلاب بودند. در بین رای دهندگان به هر چهار کاندیدا گروه های مختلفی وجود دارند. حتی حجم زیادی از آرای آقای موسوی به علت تصور مردم از سابقه ایشان و نخست وزیری دوره امام بود. علاوه بر این، شرایط فتنه هم باعث شد عده ای نتوانند درست را از نادرست تشخیص دهند. البته نمی خواهم بگویم احمدی نژاد درست و موسوی غلط بود. بلکه این مساله را می خواهم طرح کنم که چرا از جبهه اصول گرا و دیگر نیروهای درون ساختاری کاندیداهای بهتری معرفی نشد. ای کاش تفکر حضرت امام و مقام معظم رهبری نماینده بهتری داشت که با دانش و سنجیدگی بیشتری به صحنه می آمد. انقلاب این ظرفیت را داشت و دارد. اما متاسفانه نتوانستیم  ماجرا را درست مدیریت کنیم. بخشی از اتفاقات اخیر هم به علت تدبیر برخی از نهادهای مسوول بود. گرچه نقش اصلی را در محرکان و کارگزاران آشوب باید دانست. آشوبگران بعد از انتخابات، از قبل در خیابانها تمرین آشوب می کردند. اگر همان موقع جلوی این گونه رفتارها را می گرفتیم و اجازه نمی دادیم منازعات سیاسی به کف خیابان بیایند، شاید تا حدودی جلوی اتفاقات بعدی گرفته می شد.

حدود ده سالی هست که در جامعه ما یک جریان نیرومند اجتماعی در نسل جدید به شعارهای امام رجوع کرده و فهمیده که باید شعارهای امام را در عرصه سیاسی تفوق بخشد. این جریان اجتماعی باید در عرصه سیاسی مشخص تر و نیرو مند تر ظاهر شود.

* این حساسیت از کجا آمد و چرا یکباره ظهور و بروز پیدا کرد؟

- بخشی از این روند، حاصل تجربه بعد از جنگ است. پس از جنگ با ورود به فرآیند توسعه غربگرا، ثمرات آن برای مردم مشخص شد. این تجربه، اثر گذار بود. بخش دیگری هم مربوط به جهت دهی های مقام معظم رهبری است. این دو عامل توانستند یک جریان اجتماعی را شکل بدهند. گرچه هنوز تئوری و راهبرد تفصیلی و منقح ندارد. ولی یک سری دلمشغولی ها و جهت گیریها پیدا کرده است. باید این جریان را سازماندهی کنیم تا بتواند نماینده یا نمایندگان واقعی خود را بشناسد. حتی شاید لازم باشد احزابی بر اساس این جریان سازماندهی شوند.

این جریان در یوم الله 9 دی حضور اجتماعی خود را نشان داد اما باید بروز سیاسی واضح تری پیدا کند. باید سازماندهی سیاسی – اجتماعی شود. تئوری منقح پیدا کند. الان عدالت خواهی به عنوان یک دغدغه و جهت گیری در میان نسل جدید معتقد به انقلاب موجود است، ولی هنوز تئوری منقح ندارد. اما می تواند داشته باشد. یعنی در آثار متفکران ما زمینه های این تئوری موجود است. ولی هنوز جمع بندی و پردازش نشده است.

* عده ای دقیقا به همین نکته اشاره می کنند که انقلاب ما اساسا بدون تئوری برای حکومت به میدان آمد. این نظر درست است؟

- نه اینطور نیست. امام تز ولایت فقیه را اواخر دهه 40 نوشتند. امام در بیان مواضع خود بدون تعارف بود و از همان زمان مشخص بود که امام چه جامعه ای را می خواهند. شاگردان ایشان هم در جهت نظریه پردازی، تلاش می کردند. آقای مطهری و ... همه در این مسیر تلاش می کردند. کارهایی هم برای نسل های بعد از امام باقی مانده است که باید انجام دهند.

*این ویژگی متشکل شدن حکومت است که مردم را از صحنه بیرون می برد یا الان به دلیل سازمان ندادن مردم است که نمی توانیم از وجود آنها و احساس مسوولیت آنها استفاده کنیم؟

- نمی شود گفت که ذات تشکیل حکومت باعث کنار رفتن مردم از عرصه می شود. می توان گفت برخی حکومت ها علاقمندند همه عرصه های زندگی مردم را در دست بگیرند. در فرهنگ بعضی کشورها مثل کشور خودمان هم تصوری وجود دارد که هر خوبی را از حکومت انتظار دارند و هر شری را هم ناشی از حکومت می دانند. به همین دلیل خودشان کاری نمی کنند. انقلاب، این فرهنگ را تا ” وقتی بقای انقلاب را به معنای بقای آرمانخواهی در تراز اسلام امام بدانیم، انقلاب ادامه دارد. اما اگر بقای انقلاب را در بقای سبک های براندازانه در مبارزه سیاسی بدانیم، بقای" انقلاب بعد از انقلاب" بی معنی است. نظام جمهوری اسلامی تجسمی از انقلاب است و به همین خاطر حفظ آن در راستای انقلابیگری است. “
حدودی تغییر داد. ” وقتی بقای انقلاب را به معنای بقای آرمانخواهی در تراز اسلام امام بدانیم، انقلاب ادامه دارد. اما اگر بقای انقلاب را در بقای سبک های براندازانه در مبارزه سیاسی بدانیم، بقای" انقلاب بعد از انقلاب" بی معنی است. نظام جمهوری اسلامی تجسمی از انقلاب است و به همین خاطر حفظ آن در راستای انقلابیگری است. “مردم به صحنه آمدند تا سرنوشت خود را، خود تغییر دهند. ولی کاری که بعد از
انقلاب و به ویژه بعد از جنگ انجام نشد این بود که برای حضور پایگاه اجتماعی انقلاب ، سازمان درست نکردیم.
 
بلی! مردم به شکل نقطه ای وارد عرصه می شوند و حماسه می آفرینند. راهپیمایی روز قدس 22 بهمن، 9 دی یا انتخابات ها همه تجلی همین حضور نقطه ای مردم هستند. اما باید آن را نظام مند کرد تا به شکل یک پروسه و فرآیند درآید. اما چرا اینکار نشد؟ یک علت آن به فرهنگی سیاسی برخی مسوولان بر می گردد. آنها متاسفانه تحت تاثیر الگوهای وارداتی بودند. مثلا" در دوران اصلاحات سراغ سازماندهی و تجهیز NGOهای مدرن رفتند. حال آنکه ما گروه های غیر دولتی اجتماعی ای در میهن خود داشتیم و داریم که سابقه و ریشه تاریخی دارند و باید روی اینها سرمایه گذاری می کردیم.

البته نمی شود یکی را مسوول دانست و دیگری را از عیوب مبرا کرد. دولتی هم که می خواهد بر روی ریل انقلاب حرکت کند باید لایحه سیاسی در تراز انقلاب بنویسد. یک لایحه سامان دهی عرصه سیاسی مطابق با آرمان های امام و جهت دهی های رهبری بنویسد. این نقص فقط متوجه به دولت هم نیست. الان در سازمان فرهنگی هنری شهرداری هم ظرفیت این که برای مشارکت سیاسی مستضعفان در طراز آرمان های انقلاب، سازماندهی صورت پذیرد، وجود دارد. اما از این ظرفیتها استفاده نمی شود.

به صحنه آمدن مردم به دلیل احساس خطری است که آنها به حق در ذهن و ضمیر خود نسبت به تحرکات دشمنان انقلاب و اسلام دارند. اما اگر قدر حضور ایشان و مثلا" آنچه در یوم الله 9 دی صورت دادند را ندانیم و عظمت آن را به خوبی درک نکنیم و برای آن سازمان درست نکنیم،آن را ضایع کرده ایم. باید سعی کنیم حماسه 9 دی تبدیل به یک فرآیند شود و این دستاورد از بین نرود.

*در سال های گذشته و به ویژه در فضای بعد از جنگ عده ای ایده پایان انقلاب را مطرح کردند. از نظر شما انقلاب الان در چه مرحله ای است؟

- تا زمانی که بر تفکری که انقلاب را به وجود آورد پافشاری می کنیم و تا زمانی که کسی هست که در نگه داشتن پرچم امام مقاومت می کند، انقلاب پا برجاست. در حوادث اخیر مشخص شد چه کسی در برابر جبهه جهانی استکبار مقاومت می کند و پرچم امام در دست چه کسی است! جبهه ای در مقیاس جهانی مقابل رهبری ایستاد که اگر ایشان مقداری از آرمان های امام عدول می کرد، ایشان را روی سرشان می گذاشتند. چون آنها با شخص مشکل ندارند. با مقاومت او مشکل دارند! وقتی بقای انقلاب را به معنای بقای آرمانخواهی در تراز اسلام امام بدانیم، انقلاب ادامه دارد. اما اگر بقای انقلاب را در بقای سبک های براندازانه در مبارزه سیاسی بدانیم، بقای" انقلاب بعد از انقلاب" بی معنی است. نظام جمهوری اسلامی تجسمی از انقلاب است و به همین خاطر حفظ آن در راستای انقلابیگری است. ولی البته انقلاب در وضع موجود نظام خلاصه نمی شود و همیشه وضع موجود فاصله ای با آرمان ها دارد و باید همیشه خود را به آرمان های مزبور نزدیک کند. حوادث چندماه اخیر نشانه این بود که انقلاب تمام نشده است. شاهد مردمی این مدعا را هم می توان در یوم الله 9 دی دید.

برخی تحلیل گران درباره انقلاب اسلامی معتقد بوده اند، انقلاب بر سه رکن مکتب، رهبری و مردم استوار است. خوشبختانه این سه رکن به خوبی در این حوادث حیات خود را نشان داد. البته به شرطی که" بخواهیم ببینیم". از این سه رکن، نقش مکتب، خود را در ضمن نقش آفرینی رهبری آشکار کرد. چون رهبر از آن حیث رهبر است که پاسدار مکتب باشد. حملاتی که به او می شود هم به علت همین پاسداری است، نه به خاطر نقصهایی که در وضع موجود هست و برخی از آنها هم گریز ناپذیر است. فی الواقع دعوا با مکتب بوده و هست. مردم هم هوشمندی فطری خود را نشان دادند. گاهی تحلیلگران با تمام تلاش ذهنی نمی توانند خوب و بد را بفهمند ولی گا ، مردم بو می کشند و حق و باطل را تشخیص می دهند.

* این شعور از کجا می آید؟

- درک فطری است.

* پس چرا بعضی افراد این درک را ندارند؟

” در فرهنگ بعضی کشورها مثل کشور خودمان تصوری وجود دارد که هر خوبی را از حکومت انتظار دارند و هر شری را هم ناشی از حکومت می دانند. به همین دلیل خودشان کاری نمی کنند. انقلاب، این فرهنگ را تا حدودی تغییر داد. مردم به صحنه آمدند تا سرنوشت خود را، خود تغییر دهند. ولی کاری که بعد از انقلاب و به ویژه بعد از جنگ انجام نشد این بود که برای حضور پایگاه اجتماعی انقلاب ، سازمان درست نکردیم. “
- چون در اینجا علم، حجاب ،واقع شده است. گاهی علم موجب شکوفا ” در فرهنگ بعضی کشورها مثل کشور خودمان تصوری وجود دارد که هر خوبی را از حکومت انتظار دارند و هر شری را هم ناشی از حکومت می دانند. به همین دلیل خودشان کاری نمی کنند. انقلاب، این فرهنگ را تا حدودی تغییر داد. مردم به صحنه آمدند تا سرنوشت خود را، خود تغییر دهند. ولی کاری که بعد از انقلاب و به ویژه بعد از جنگ انجام نشد این بود که برای حضور پایگاه اجتماعی انقلاب ، سازمان درست نکردیم. “شدن فطرت است و گاهی
هم حجاب می شود و انسان را از واقعیت دور می کند. گاهی ذهن اینقدر با نظریه ها درگیر  می شود که مجالی برای فکر کردن ندارد و مدام بر اساس کلیشه ها می اندیشد و نمی تواند واقعیت را ببیند. پس نظریه دانستن، همیشه به نزدیک شدن به واقعیت کمک نمی کند. برخی که به حسب ظاهر عالم اند توان درک واقعیت را کمتر از عوام دارند. مردم این حجاب ها را ندارند و براساس معیارهایی که به نظر پیش پا افتاده می رسند بوی خوب و بد را از هم تشخیص می دهند.

* چه وجهی از انقلاب ما روی زمین ماند که عده ای با تمام سابقه ای که دارند این طور دچار اشتباه می شوند؟

- انقلاب در دو مقام طرح می شود. یکی مقام تعریف است، دیگری مقام تحقق. مقام تعریف آن چیزی است که در ذهن امام وجود دارد. اصول آن هم مشخص است. ولی در مقام تحقق، انقلاب در واقعیت تاریخی با مسایل دیگر آمیخته می شود. پس انقلاب در مقام تعریف، ناب و خالص است ولی در مقام واقعیت تاریخی دچار التقاط می شود.

خیلی از کسانی که طرفدار روایت های دیگری از اسلام بودند به حسب ظاهر در نهضت امام بودند ولی واقعیت این است که کنار گذاشتن رسوبات فکری قبلی دشوار است. بعضی از این افراد وارد نهضت امام شدند و به حسب ظاهر حرف های امام را هم می زدند ولی آن رسوبات فکری قبلی باقی مانده بود. البته زمان امام هم بروز می دادند ولی خیلی کمرنگ. امام که رفت آن گفتارهای های قبل از امام را راحت تر بروز دادند. بعضی هم متعمدانه ایده های خود را داشتند، ولی چون می دیدند حرف غیر امام خریدار ندارد، ساکت ماندند تا در موقع مناسب حرف خودشان را زدند. برای بسیاری از اینها، امام فقط یک رهبر سیاسی بود که توانسته بود به خوبی مردم را بسیج کند.

* با این تقسیم بندی ها مسوولیت بخش زیادی از تلاش برای تداوم  انقلاب به عهده نسل سوم است.

- بله! انقلاب یک پروسه دایمی است. ریزش ها و رویش ها در ذات انقلاب است. دو دسته را گفتم ولی دسته سومی هم وجود دارد و آن هم کسانی هستند که با امام بودند حرف او را هم می زدند، ولی در مرور زمان ریزش کردند. بالاخره منافع دنیوی و یا ضعف فکری می آید و بر آرمان طلبی ها و هوشمندی های اولیه غالب می شوند انقلاب یک پدیده واقعی است که با انواع پدیده های غیر الهی آمیخته می شود. ولی باید مدام غربال شود تا از ضریب غیر الهی بودن آن کاسته شود. انقلاب تلاشی دایم و سلوک تاریخی می طلبد که، نفس این جهاد و کوشش، هدف است.

* این عده که در این جریان ناگهان انحرافشان از آرمان های امام مشخص شد چه طور به این وضع دچار شدند؟

- ناگهانی نبوده است. در گذر زمان این اتفاقات جمع می شوند و ناگهان بروز می کند ولی چون ما توجه نداریم فکر می کنیم ناگهان این اتفاق افتاده است.به هر تقدیر، آرمان انقلاب ما الهی بوده، ولی همه ما بشر هستیم. برخی افراد که در جنگ با آرمان های الهی حاضر شدند، الان دچار افول شده اند.

درست است که آرمان های ما الهی بوده ولی آدم ها در حال تغییر و تحولند، انسان موجودی است که ثبات ندارد. گاه از حال بد به حال خوب می رود، گاهی هم از حال خوب به حال بد می رود. همیشه هم نمی شود گفت که عوامل اجتماعی آدم ها را به یک سمت می برند، انگیزه و ریشه های فردی هم موثر است.

* برای اینکه همیشه انگیزه های الهی پررنگ باشد، لازم است شرایط بحران را، همیشه گوشزد کنیم؟

- این حرف را قبول دارم که باید شرایط خوب ماندن را مهیا کنیم و این کار را بعد از جنگ نکردیم. یعنی اقتصاد مصرفی و تجمل گرا را رواج دادیم و زمینه رفتارهای بد را که در درون آدم ها است، فراهم کردیم. همه کشورهایی که می خواهند وارد فرآیند توسعه اقتصادی شوند سعی می کنند فرهنگ تولید توأم با ریاضت اقتصادی را رواج دهند ولی ما به عکس عمل کردیم و فرهنگ مصرفی تجمل گرایانه را رواج دادیم و زمینه را برای آن انگیزه های مادی فراهم کردیم و اینکه آدم ها از آن انگیزه های الهی به زمینه های مادی گرایش پیدا کنند.

* با این روندی که برای فرهنگ مصرف گرایی فراهم کردیم امروز گفتمان عدالت برای برگشتن به انگیزه های الهی کافی است، یا باید کار جدیدی طراحی شود؟

- باید روش جدیدی طراحی شود. باید آرمان های امام مجددا تبیین شوند و به عنصر "برنامه " هم ” امام که رفت آن گفتارهای های قبل از امام را راحت تر بروز دادند. بعضی هم متعمدانه ایده های خود را داشتند، ولی چون می دیدند حرف غیر امام خریدار ندارد، ساکت ماندند تا در موقع مناسب حرف خودشان را زدند. برای بسیاری از اینها، امام فقط یک رهبر سیاسی بود که توانسته بود به خوبی مردم را بسیج کند. “
توجه بیشتری کنیم. هم" مکتب" راه را برای ما روشن ” امام که رفت آن گفتارهای های قبل از امام را راحت تر بروز دادند. بعضی هم متعمدانه ایده های خود را داشتند، ولی چون می دیدند حرف غیر امام خریدار ندارد، ساکت ماندند تا در موقع مناسب حرف خودشان را زدند. برای بسیاری از اینها، امام فقط یک رهبر سیاسی بود که توانسته بود به خوبی مردم را بسیج کند. “می کندو هم "علم". این علم رایج امروز هم
می تواند به ما کمک بکند هر چند آمیخته به وهم و جهل است، اما اگر آن را از جهل تصفیه کنیم، و تحت ولایت وحی قرار دهیم، می تواند به ما کمک کند. اگر با سنجیدگی و برنامه ریزی عمل کنیم، می توانیم تمام ظرفیت های انقلاب را به کار گیریم. باید برای حفظ و در عین حال تزکیه انقلاب گفتارهایی را ارایه کرد که انقلاب را از حالت ناب بودنش خارج نکند. من فکر می کنم صحبت های مقام معظم رهبری برای اینکه بتوانیم وضع موجود نظام و انقلاب را تزکیه بکنیم ،درون مایه دارد.

گفتار رهبری دو چهره دارد، یکی چهره تثبیتی و دیگری چهره تزکیه ای و تکامل بخش آن! ما بیشتر به آن چهره اولی تکیه کردیم. چهره تثبیتی چهره ای است که ایشان می آیند دشمن را شناسایی می کنند و می خواهند نظم را حفظ کنند. اما چهره تکامل بخش و تزکیه ای، آن چهره ای از گفتار رهبری است که می خواهد وضع موجود را اصلاح کند. در بررسی گفتار ایشان، باید به این جنبه اصلاحی هم توجه کنیم. زمینه های خوبی در گفتارشان در حوزه سیاست، اقتصاد، فرهنگ و فهم از دین وجود دارد. حتی بعضی از فتاوای ایشان می تواند مورد مطالعه قرار گیرد. نو اندیشی دینی در نظر ایشان هم موضعی است که باید روی آن کار کرد. البته این کاری نیست که بتوان آن را بدون اندیشه و خیلی راحت انجام داد. به خصوص در نسل جدید باید با توجه به جو سازی سیاست مداران فضا را برای آن فراهم کرد.

از جانب دیگر، حتی اگر جناح ها و جریان های قبلی را خیلی خوب هم بدانیم جبر زمانه ایجاب می کند که گفتارهای جدیدی پدید آید. چون بالاخره آنها کار خود را کرده اند. بالاخره انقلاب به دست نسل جدید می افتد و باید به فکر جریانهای جدید باشیم.

* زمانی سال 57 یک جوان 22 ساله استاندار و فرماندار می شد و یا سمت های رسمی بالاتری می گرفت اما الان یک جوان 22 ساله شاید نهایتا یک دانشجوی فعال در عرصه دانشگاه باشد.

- درست است، اما شما حضور را صرفا حضور بروکراتیک (اداری) در نظر نگیرید. حضور اجتماعی اتفاقا خیلی نیرومند تر است زیرا در عرصه اجتماع است که ما می توانیم" قدرت" درست کنیم. نسل جدید در عرصه اجتماع است که می تواند قدرت درست کند.

* نسل جدید ما این ظرفیت ها را دارد؟

- بله! الان ببینید در دانشگاه های مختلف علاقه ای که بچه ها نسبت به مطالعه کردن دارند و پرسش هایی که در ذهنشان است و میزان جدی بودن این پرسش ها کاملا با 10 سال پیش فرق دارد.

* یعنی نسل جوان فعلی نسبت به 30 سال پیش پیشرفت فکری داشته است؟ اصلا" این نسل با انقلاب چه نسبتی دارد؟

- نسبتش من حیث المجموع، کمتر از آنها نیست. جوان ها امروز می توانند خط دهنده باشند، در عرصه های اجتماعی اینها " قدرت " تولید می کنند، قدرت اجتماعی می تواند یک شبه قدرت سیاسی را مهار می کند. در عرصه اجتماعی می تواند بخشی از پردازش و انعکاس افکار عمومی دست جوان ها باشد. قدرت فقط قدرت سیاسی نیست. متاسفانه جوان گرایی را فقط به معنای بروکراتیکش در نظر می گیریم.
در حوزه برو کراسی باید در سپردن کار به دست جوان ها کمی احتیاط بکنیم ولی در عرصه اجتماعی و در شکل گیری جریان های سیاسی جدید باید فضا را فراهم کرد که جریان ها و گفتارهای جدیدی شکل بگیرد، متفکران جدیدی از بین همین جوان ها در حوزه سیاست و فلسفه پدید بیایند تا اینها خود جامعه را سازمان دهی کنند. نیروهای طرفدار انقلاب می توانند واسط بین مردم و دولت شوند. حرف های مردم را به گوش دولت برسانند و جواب دولت را به گوش مردم برسانند. گروه های حزب اللهی می توانند شکل بگیرند و نقش واسط را بین مردم و دولت ایفا بکنند. تشکیل حزب و سرمایه گذاری در حوزه سیاسی هم توسط جوان ها چیز بدی نیست ولی به نظرم باید بیشتر در حوزه اجتماعی سرمایه گذاری کنیم.

* اگر نسل اول انقلاب دچار انحراف شوند و آن آرمان ها کمرنگ شود آن وقت این بدنه جوان چگونه می تواند از کسانی که انگیزه هایشان کم شده کمک بگیرند؟

- یعنی نسل اول را الگو قرار دهند؟

” دوران دانشجوی دوران مشق کردن است اما الان بر عکس است. الان دانشجو در 3-4 سال دانشگاه، خیلی پرحرارت کار سیاسی می کند ولی بعد از فارغ التحصیلی فعالیت سیاسی او یا افت کرده یا پایان می پذیرد. این نشان می دهد که یا تشکل ها نقش نیروسازی خود را درست انجام نداده اند یا بستر ادامه کار سیاسی تشکیلاتی در بیرون دانشگاهها مهیا نیست. “
*نه ولی به هرحال تصمیمات نسل اول اثر گذار است. در زمان ” دوران دانشجوی دوران مشق کردن است اما الان بر عکس است. الان دانشجو در 3-4 سال دانشگاه، خیلی پرحرارت کار سیاسی می کند ولی بعد از فارغ التحصیلی فعالیت سیاسی او یا افت کرده یا پایان می پذیرد. این نشان می دهد که یا تشکل ها نقش نیروسازی خود را درست انجام نداده اند یا بستر ادامه کار سیاسی تشکیلاتی در بیرون دانشگاهها مهیا نیست. “توسعه این اتفاق افتاد
که جامعه را تحت فرهنگ خود قرار دادند و جامعه مصرفی الان تحت تاثیر آن هاست، برای این مشکل باید چه کار کرد؟

- فرض این است که نسلی به وجود آمده که انقلاب را از مجرای آن شیوخ نمی گیرد و برخی اوقات مقابل آنها مقاومت هم می کند. این افراد تحت تاثیر فرهنگ مصرف گرایی قرار نگرفته اند. اما برای آنکه این عده بتوانند پشتوانه محکمی در مقابل عدول یا انحراف بزرگان داشته باشند، 2 "خلل در آگاهی "در میان ایشان باید چاره شود. نخست " خلل در آگاهی تاریخی"است و دیگری در آگاهی فلسفی. متاسفانه بسیاری از دانشجویان چندان آگاهی تاریخی منقحی ندارند. این وضعیت موجب می شود در انبوه ادعاها راه امام را گم کنند. خوشبختانه کارهایی شده ولی باید بیش از این برای تنقیح این آگاهی تلاش کرد تا جوانان با سر منشأ انقلاب پیوند محکمی پیدا کنند.
خلل دیگر، خلل در آگاهی فلسفی است. یعنی جوانان متوجه شوند که مبنای نظری انقلاب چیست. الان حتی بین بچه های مذهبی هم انواع مسلک های انقلابی هست. دسته ای فردیدی اند دسته ای مکتب تفکیکی. گروه دیگری دنباله رو فرهنگستان و .. البته این ها هم باید در جامعه بروز داشته باشند ولی مهم باز شناسی نظام فکری امام و مطهری است.

* به نظرتان الان وضعیت دانشگاه ها چطور است؟

- اکثر دانشجوها غیر سیاسی اند.

* این یک خطر محسوب نمی شود؟

- دانشجویان سیاسی در بین کل دانشجویان اقلیت اند و میان همین ها هم آنها که به شکل نهادینه حضور سیاسی دارند طرفداران انقلاب اند.

الان در دانشگاه ها یک نوع سیاسی شدن موجی، نقطه ای و حبابگون وجود دارد که در ایام انتخابات، نمود داشت. فرد در عرض 2-3 هفته سیاسی می شود و بعد حتی وارد ماجرای اغتشاش می شود. سیاسی شدن یک حدی دارد که نه پایین تر از آن خوب است و نه بالا تر از آن. سیاسی شدن حبابگون یا تهییجی خوب نیست. حتی به نظرم حضور کاندیداها در دانشگاه ها و استفاده از این فضا به عنوان محل تبلیغات سیاسی چندان مناسب نیست. باید فضای سیاسی را عقلانی کرد تا فرد بر اساس شناخت و در فضای آرام تصمیم بگیرد. الان فضای سیاسی دانشگاه ها بیمار گون است. یاس ها و ناراحتیها و عقده ها و انتقادات غیر سیاسی که در طول زمان پاسخ مناسب نگرفته اند از جانب سیاست مداران مورد سوءاستفاده قرار می گیرند.

* چه باید کرد که دغدغه دایمی برای شناخت فضای سیاسی میان دانشجوها وجود داشته باشد؟

- راههایی فراهم کنیم که افراد، مطالبه اجتماعی خود را از آن مجرا پیگیری کنند. در این صورت، این عقده ها در چنین اوقاتی بروز نمی کنند. بهترین کار، سازماندهی نظام تشکلی، مطابق با آرمان های امام است. این بحث ها باید پردازش شود و براساس آن لایحه ساماندهی عرصه سیاسی نوشته شود. باید برای تشکل ها تعریف داشته باشیم. الان تشکل ها کارکردهایی خلاف تعریف خود دارند. تشکل دانشجویی برای مشق کردن و تمرین کردن فعالیت سیاسی است. دوران دانشجوی دوران مشق کردن است اما الان بر عکس است. الان دانشجو در 3-4 سال دانشگاه، خیلی پرحرارت کار سیاسی می کند ولی بعد از فارغ التحصیلی فعالیت سیاسی او یا افت کرده و یا پایان می پذیرد. این نشان می دهد که یا تشکل ها نقش نیروسازی خود را درست انجام نداده اند یا بستر ادامه کار سیاسی تشکیلاتی در بیرون دانشگاهها مهیا نیست.

* معتقدید کاندیداها هیچوقت نباید در دانشگاه خود را معرفی کنند؟

وقتی ما برنامه سنجیده برای این کار نداشتیم، نباید این کار انجام می شد. افرادی که مدتها در منظر و مرئای عموم حاضر نیستند بعد ناگهان به دانشگاه ها می آیند و به شیوه تهییجی خود را طرح می کنند و هیجان درست می کنند طبعا جو هیجان را به جامعه هم منتقل می کنند. تا آن زمان که بتوانیم فضای عقلانیت را به دانشگاه بیاوریم نمی شود از این ظرفیت استفاده کرد. دانشگاه محل حضور جوانانی است که در حال حاضر تحت تاثیر یک خط مشی تهیجی قرار دارند. باید فضای دانشگاه را آرام و عقلانی کنیم. اگر بخواهیم مناظره باشد بهتر است این مناظره با وجهه کارشناسانه و علمی صورت گیرد.

* اگر دانشجوها در چنین فضای استرلیزه ای رشد کنند در جامعه دچار مشکل نمی شوند؟

نه اگر بتوانیم مجراهای رشد سیاسی را برای آنها فراهم کنیم این اتفاق نمی افتد.

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

مچ‌گیری از دروغ‌گوها به سبک دانشجویی
فیلم حمله نظامیان اسرائیلی به ناوگان آزادی
تو که خود خال لبي از چه گرفتار شدي
bbc و cnn روایتگر حمله اسرائیل میشوند!؟/عکس
نامه هاشمی به رهبر انقلاب درباره دانشگاه آزاد
استوانه نظام که برای خمینی مرد!
کاروان کمک رسانی به مردم غزه اگر به مقصد خود نرسید اما به مقصود خود رسید!
تحصن از امروز در دانشگاه علامه طبابايي(ره)
ویژه نامه ای برای رحلت امام روح الله
دعوت رهبران الهیات رهایی بخش آمریکای لاتین به ايران و خصوصاً حوزه علميه قم،ضروری است
رجايي فر: وادار كردن آمريكا براي مذاكره نوعي بازي با الفاظ است
کنفرانس خبری ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
مناظره فروز رجایی فر و عبدالحمید شهرابی پیرامون بیانیه تبادل سوخت تهران
لیست مساجد و سخنرانان ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش دوم
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش اول
توسعه فرهنگي در الگوي توسعه اسلامي ايراني
موسسه تنظیم و نشر، امام زاده ‌ای که متولي حرمتش را نگه ‌نمي‌دارد
به راه افتادن پایگاه اطلاع رسانی ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
نظام بدون اصل ۸ یک نظام ناقص است!
صدور انقلاب برای بقای انقلاب
وقایع نگاری از فراز و فرود دستگیری 15 ملوان انگلیسی
هرجا که تیغ فتنه شرر /بارد چون تیغ بی نیام تو برخیزم
مرجع جامع و تخصصی کرسی های آزادفکری منتشر شد
همت مظاعف و کار مضاعف بستری برای تحقق سند چشم انداز
نمودار موضوعی وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
صوت كامل قرائت وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
پیروزی در جنگ نتیجه تبعیت بی چون و چرا از امام(ره) بود
گزارش سابقه ي ع. ج معروف به طلبه ی سیرجانی
مرز آزادي کجاست؟
بیانیه تشکل های دانشجویی سبزوار در حمایت از طلبه سیرجانی
سايت جامع كرسي هاي آزاد فكري
انگشتر حديد به دستش زده ولي/ پيچيده در زمين و زمان «ظافرٌ عليِ»
بیانیه طلاب عدالتخواه در حمایت از طلبه سیرجانی
الزامات كرسی ها، بحثی در باب آن چه از كرسی ها نمی خواهیم!اهداف كرسی ها
حمایت دانشجویان عدالتخواه شیراز از طلبه سیرجانی
حمایت تشکل های دانشجویی مشهد از طلبه سیرجانی
بیانیه اعلام موجودیت ستاد مردمی ببزرگداشت سالگرد ارتحال امام خمینی
ضرورت پاسخگويي مسئولين در مورد اقدامات صورت گرفته در مورد پيام 8 ماده اي
برنامه‌هاي ويژه بزرگداشت ياد امام (ره) در 22 مسجد تهران

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان