شب گذشته در گعدهای در هجدهمین نشست تشکلهای مرتبط با جنبش عدالتخواه دانشجویی شرایط فعلی کشور و اولویتهای جریان عدالتخواهی در این مقطع مورد بحث قرار گرفت.
چکیده از مباحث مطرح شده با اندكي تكميل سوژه يادداشت جديد شد :
· مسئله اصلی جریان عدالتخواهی دعوای اسلام ناب با اسلام امریکایی بوده است. ما به فراموشی بخشهای اصلی اندیشه امام خمینی(ره) در سالهای پس از جنگ معترض بودیم.
· جریانات عدالتخواهی این توفیق را پیدا کرد تا با پیگیری و مکرر اساتید و دانشجویان این مهم را گفتمان کند و دولتی با این شعارها بر سر کار بیاید.
· البته ما معتقد نیستیم که دولت نهم مطلوب عدالتخواهان بود. بدیهی است که ضعفهایی داشت و در عرصههایی از آرمانها منحرف شد اما از هجمه جریانات مخالف هم نباید غفلت کنیم. مقصود هجمهها زمین زدن این گفتمان بود و در این چهار سال تا توانستند هجمه کردند. غیرعلمی، دیکتاتور، قانون شکنی، عوام بودن و... را آنقدر تکرار کردند که برخی باورشان شد.
· رهبری در همان ابتدای کار این هجمهها را یاد آور شدند :
«گويا اینگونه تصور میشود که عقبهى کارشناسى دولت نهم، عقبهى ضعیفى است یا اصلاً چنین عقبهاى وجود ندارد! من که هر روز حدود شاید شانزده، هفده تا روزنامه را با گرایشهاى مختلف از جریانهاى مختلف کشور مرور میکنم و مىبینم، این، عیناً یکى از همان نقاطى است که جریانهاى مخالف با این دولت مورد تأکیدشان است. ما تصور میکردیم که اینگونه اظهارات و شایعهپراکنیها خیلى تأثیر ندارد، اما حالا مىبینیم نه، بىتأثیر هم نبوده است! یعنى شما که دانشجو و جزو قشر زبده و نخبه هستید، واقعاً تصور میکنید که دولت، عقبهى کارشناسى ندارد! نمیشود چنین قضاوتى بکنید، اینطور نیست.» (دیدار تشکلهای دانشجویی 25/7/85)
· متاسفانه بخشی از جریانات به ظاهر اصولگرا نتوانستند این مهم را بفهمند. همه معتقد به نقد درون گفتمانی بوده و هستیم. اما واقعیت آن است که برخی عمدا و برخی سهوا در پازل جریان مخالف بازی کردند. نتوانستیم درون گفتمانی نقد کنیم. به گونهای نقد کردیم که پازل طرف مقابل تکمیل شد.
· باید تذکر بدهیم که منظورمان از طرف مقابل فقط جریان موسوم به اصلاح طلب نیست. منظورمان همه آنها هم نیست. ما با اسلام ناب و اسلام آمریکایی طرف هستیم. برخی به ظاهر اصولگراها هم در جبهه اسلام آمریکایی عمل میکنند. نمونهاش آقای فلاحیان که چند شب پیش در حقیقت به گونهای در تلویزیون صحبت کرد که تفاوتهای جريان عدالتخواه با جریان راست سنتی به خوبی آشکار شد. ما اساسا با این طیف آدمها مشکل داشتیم و داریم. خواه اسمشان راست باشد و خواه چپ. اصولگرا باشد یا اصلاحطلب،محافظهکار باشد و یا دوم خردادی. مهم ارزشهاست.
· از تلختریم اتفاقات بعد از سال 84 جمع شدن راست سنتی با جریان عدالتخواه زیر یک پرچم به نام اصولگرایی بود. در حالی موج جریان عدالتخواهی هم مخاطبش چپها بودند و هم راستها، در یک اتفاق تاسفبار، مبارزان اصلی این میدان از صحنه خارج شدند و یک چتر به نام اصولگرایی ایجاد شد که برخی غیرعدالتخواهان راست هم زیر آن جمع شدند بعضی از این افراد همین کسانی هستند که امروز به دوپهلوها مشهورند.
· انتخابات دهم اوج تقابل این دو اسلام بود. در این صحنه هم برخیها نتوانستند کنه ماجرا را متوجه بشوند و باز هم در پازل طرف مقابل بازی کردند. حقیقت تقابل این است که مردم میخواهند گفتمان اسلام آمریکایی را از صحنه حکومت بیرون کنند و آنها نمیخواهند. میخواهند به زور و با هر هزینه ای که شده دوباره خودشان را در حکومت مشارکت دهند. درباره افراد آن جبهه حتی سرانشان قضاوت نمیکنیم که خودشان چقدر به اسلام آمریکایی گرایش دارند. اما حقیقت آن است که جبهه آن طرف به معنای واقعی کلمه علیه گفتمان اسلام ناب محمدي شورش کرده است.
· در بعد از انتخابات در حقیقت مردم را محاکمه کردند که چرا به ما رای ندادید. در چهارسال گذشته هم اینکار کردند. با سیاه نمایی و بزرگ کردن ضعفها و... قبلا هم رهبری تذکر داده بودند که عدهای به دنبال گرفتن جمهوریت از نظام هستند. باز هم ما متوجه نشده بودیم!!!
«(دشمنان) ناچارند یا بگویند آزادى نیست یا بگویند مردم شرکت نکردند، یا اگر بتوانند انتخابات را تعطیل کنند؛ کمااینکه در یک برههاى همت آنها به وسیلهى بعضى از عناصر فریبخورده این بود که انتخابات را بکلى تعطیل کنند، که اصلاً انتخابات انجام نگیرد؛ ولى به فضل خدا نتوانستند این کار را بکنند؛ اما همتشان این بود. این اهمیت انتخابات را نشان میدهد»(19/11/86) (ظاهرا این بحث به ماجراهای انتخابات مجلس هفتم بر میگردد که با تحصن عدهای و همچنین فشار مسئولان دو قوه تلاش این بود که انتخابات عقب بیفتد)
· در این انتخابات متوجه شدیم که این عده حقیقتا به هیچ چیز اعتقاد ندارند و نه مردم، نه قانون. حتی حاضرند جاده را صاف کنند تا دشمنان به ما ضربه بزنند و آنها از قبل آن از نظام باج بگیرند.
· به هر حال الان وظیفه سنگین است. باید مولفههای ارزشی اسلام ناب را پررنگ کنیم و از آن حراست کنیم. جریانی که بیشتر از همین خواص دو پهلو و راستهای سنتی با مشی اسلام آمریکایی به دنبال این است که جریانات اخیر را به سطح دعوای چپ و راست تنزل دهد. به شفافترین صورت در گفتگوی آقای فلاحیان این را مشاهده کردیم. ما باید حواسمان باشد که موضوع بايد در سطح تقابل دو اسلام برای همیشه حل شود. در آن صورت از گردنه گذشتیم و به قول حاج سعید قاسمی نظام تا 50 سال بیمه شده است.
· در هر صورت در شرایط فعلی هم نیاز فراوانی است و هم فرصت کم نظیری برای تحکیم مبانی که رسالت ما را سنگین میکند و باید بیش از هر زمان دیگری تلاش کن
نظرات کاربران :