پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

قاسم شبان/ انتخاب و پی نوشت: مرتضی سرهنگی
آنچه اتفاق افتاده؛ جایزه  (هنروادبیات‌انقلاب)  

 

  
 
پنجشنبه 22 بهمنماه 1388  

 

یكی از عملیات های نفوذی در منطقه غرب به اتمام رسید. بچه ها را فرستادیم عقب. پس از پایان عملیات یكی یكی سنگرها را نگاه كردیم كسی جا نمانده باشد؛ خودمان آخرین نفرهایی بودیم كه برمی گشتیم.
ساعت حدود یك نیمه شب بود. من بودم و ابراهیم و رضا كه عرب زبان بود و دو نفر از بچه ها. پس از مدتی راه رفتن به ابراهیم گفتم: داش ابرام خیلی خسته ایم. اگه مشكلی نداره همین جا كمی استراحت كنیم. ابراهیم هم موافقت كرد و در یك مكان مناسب شبیه یك سنگر مشغول استراحت شدیم.
هنوز چشمانمان گرم نشده بود كه احساس كردم از سمت عراقی ها كسی به ما نزدیك می شود. یك دفعه از جا پریدم. از گوشه سنگر نگاه كردم. درست فهمیده بودم. یك عراقی در حالیكه كسی را بر دوش حمل می كرد به ما نزدیك می شد.
خیلی آهسته ابراهیم را صدا كردم. اطراف را هم خوب نگاه كردم. كسی غیر از آن عراقی نبود. وقتی خوب به ما نزدیك شد از سنگر بیرون پریدیم و در مقابل آن عراقی قرار گرفتیم. سرباز عراقی كه خیلی ترسیده بود همانجا روی زمین نشست. یك دفعه متوجه شدم روی دوش او یكی از بچه های بسیجی خودمان است كه مجروح شده و جا مانده.
خیلی تعجب كرده بودیم. اسلحه را روی كولم انداختم و با كمك بچه ها مجروح را از روی دوش او برداشتیم. رضا از او پرسید: تو كی هستی و اینجا چه می كنی؟!
سرباز عراقی گفت: بعد از رفتن شما من مشغول گشت زنی در میان سنگرها و مواضع تان بودم كه یك دفعه با این جوان برخورد كردم. این رزمنده شما از درد به خود می پیچید و مولا امیرالمومنین علیه السلام و امام زمان (عج) را صدا می زد.
منم با خودم گفتم:
به خاطر مولا علی علیه السلام تا هوا تاریكه و بعثی ها نیومدن اون رو به نزدیك سنگرای ایرانی برسونم و برگردم.
بعد ادامه داد: شما حساب افسران بعثی رو از حساب ما سربازای شیعه كه مجبوریم به جبهه بیاییم جدا كنین.
حسابی جا خورده بودیم. ابراهیم رو كرد به سرباز عراقی و گفت: حالا اگه بخوای می تونی اینجا بمونی و برنگردی. تو برادر شیعه ما هستی.
سرباز عراقی هم عكسی را از جیب پیراهنش بیرون آورد و گفت: این ها خانواده من هستن، من اگه به نیروهای شما ملحق بشم صدام اون ها رو می كشه. بعد با تعجب به چهره ابراهیم خیره شد و بعد از چند لحظه سكوت به عربی پرسید: انت ابراهیم هادی!!
همه ما ساكت شدیم و با تعجب به هم نگاه كردیم. این جمله احتیاج به ترجمه نداشت. ابراهیم با چشمان گرد شده و با لبخندی از سر تعجب پرسید: اسم من رو از كجا می دونی؟!
من به شوخی گفتم: داش ابرام، نگفته بودی تو عراقیا هم رفیق داری!
سرباز عراقی گفت: یك ماه قبل تصویر شما و چند نفر دیگه از فرماندهان غرب كشور رو برای همه یگان های نظامی ارسال كردن و گفتن: هر كس سر این فرماندهان ایرانی رو بیاره جایزه بزرگی از طرف صدام خواهد گرفت.



ماخذ:

سلام بر ابراهیم: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی – تهران: پیام آزادی. 1388. 232 ص



***

پی نوشت:


ابراهیم هادی از قدیمی ها جنگ است. او از همان روزهای اول به كردستان رفت تا در خاموش كردن آتش فتنه ای كه غریبه ها آن را روشن كرده بودند دستی داشته باشد.
با شروع جنگ قله های بازی دراز و گیلانغرب شجاعت او را تجربه كردند. او پس از مدتی به جنوب آمد و تا بهمن ماه سال 1361 در عملیات والفجر مقدماتی كه گردان كمیل و حنظله در محاصره عراقی ها گیر افتاده بودند در كانال های فكه ماند و هنوز كه هنوز است مانده است.
ابراهیم مادی اول اردیبهشت سال 1336 در محله ای حوالی میدان خراسان به دنیا آمد. در نوجوانی پدرش را از دست داد. دبستان را در مدرسه طالقانی خواند و دبیرستان را در ابوریحان و كریم خان زند. وقتی دیپلم ادبی اش را گرفت مطالعه كتاب های غیر درسی را هم آغاز كرده بود. رفت و آمد او به هیئت جوانان وحدت اسلامی و بهره بردن از درس های استادی مانند علامه محمدتقی جعفری در رشد شخصیت او موثر بود.
ابراهیم اهل ورزش هم بود و در آموزش و پرورش برای تربیت شاگردانش شب و روز نمی شناخت. خاطره «جایزه» را از صفحه 149 كتاب «سلام بر ابراهیم» برداشته ام.
راوی خاطره قاسم شبان است. در این كتاب 231 صفحه ای تعداد زیادی از همرزمان ابراهیم خاطره های قشنگی از او تعریف كرده اند تا چهره دلنشین و مردانه او روی حافظه امروز و فردای ما بماند.
با قاسم شبان راوی این خاطره هم تلفنی صحبت كردم. چند سوال از متن خاطره داشتم كه قاسم آن ها را جواب داد و من هم نوشتم.
قاسم گفت این اتفاق در مرحله دوم عملیات مسلم ابن عقیل افتاد.
آن عراقی كه بسیجی مجروح را آورده بود حدود چهل سال داشت و ما چون درجه های عراقی ها را خوب نمی شناختیم حدس زدیم كه او گروهبان یا استوار باشد.
عراقی آدم تنومند و ورزیده ای بود كه آن شب بعد از گفتن آن حرف ها از همان راهی كه آمده بود برگشت.
امروز قاسم شبان كارمند یكی از شركت های تراكتورسازی است و لحن و كلامش از یاد ابراهیم هادی پر از ادب و احترام است.

_________________________

* برگرفته از كتاب در حال چاپ «آنچه اتفاق افتاده2»؛ گزیده خاطرات رزمندگان، جلد اول

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

مچ‌گیری از دروغ‌گوها به سبک دانشجویی
فیلم حمله نظامیان اسرائیلی به ناوگان آزادی
تو که خود خال لبي از چه گرفتار شدي
bbc و cnn روایتگر حمله اسرائیل میشوند!؟/عکس
نامه هاشمی به رهبر انقلاب درباره دانشگاه آزاد
استوانه نظام که برای خمینی مرد!
کاروان کمک رسانی به مردم غزه اگر به مقصد خود نرسید اما به مقصود خود رسید!
تحصن از امروز در دانشگاه علامه طبابايي(ره)
ویژه نامه ای برای رحلت امام روح الله
دعوت رهبران الهیات رهایی بخش آمریکای لاتین به ايران و خصوصاً حوزه علميه قم،ضروری است
رجايي فر: وادار كردن آمريكا براي مذاكره نوعي بازي با الفاظ است
کنفرانس خبری ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
مناظره فروز رجایی فر و عبدالحمید شهرابی پیرامون بیانیه تبادل سوخت تهران
لیست مساجد و سخنرانان ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش دوم
‌"جامعة‌ مدني" و "سرمايه‌داري‌ سكولار" ‌دوقلوهاي‌ تاريخ‌ غرب بخش اول
توسعه فرهنگي در الگوي توسعه اسلامي ايراني
موسسه تنظیم و نشر، امام زاده ‌ای که متولي حرمتش را نگه ‌نمي‌دارد
به راه افتادن پایگاه اطلاع رسانی ستاد مردمی بزرگداشت ارتحال امام خمینی
نظام بدون اصل ۸ یک نظام ناقص است!
صدور انقلاب برای بقای انقلاب
وقایع نگاری از فراز و فرود دستگیری 15 ملوان انگلیسی
هرجا که تیغ فتنه شرر /بارد چون تیغ بی نیام تو برخیزم
مرجع جامع و تخصصی کرسی های آزادفکری منتشر شد
همت مظاعف و کار مضاعف بستری برای تحقق سند چشم انداز
نمودار موضوعی وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
صوت كامل قرائت وصیت‌نامه امام خمینی (ره)
پیروزی در جنگ نتیجه تبعیت بی چون و چرا از امام(ره) بود
گزارش سابقه ي ع. ج معروف به طلبه ی سیرجانی
مرز آزادي کجاست؟
بیانیه تشکل های دانشجویی سبزوار در حمایت از طلبه سیرجانی
سايت جامع كرسي هاي آزاد فكري
انگشتر حديد به دستش زده ولي/ پيچيده در زمين و زمان «ظافرٌ عليِ»
بیانیه طلاب عدالتخواه در حمایت از طلبه سیرجانی
الزامات كرسی ها، بحثی در باب آن چه از كرسی ها نمی خواهیم!اهداف كرسی ها
حمایت دانشجویان عدالتخواه شیراز از طلبه سیرجانی
حمایت تشکل های دانشجویی مشهد از طلبه سیرجانی
بیانیه اعلام موجودیت ستاد مردمی ببزرگداشت سالگرد ارتحال امام خمینی
ضرورت پاسخگويي مسئولين در مورد اقدامات صورت گرفته در مورد پيام 8 ماده اي
برنامه‌هاي ويژه بزرگداشت ياد امام (ره) در 22 مسجد تهران

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان