بخش هایی از دادخواست دستگاه قضائی ایالات متحده درمورد شرکت استات اویل
Bachground
In the spring of 2001, certain Statoil employees in Iran accepted an invitation from one of the Iranian Official’s relatives to meet with the Iranian Official. These Statoil employees learned that the Iranian Official’s father was a former president of Iran who led the Expediency Council, a body that mediated between the politically-elected and the clerically-controlled parts of Iran’s government. After meeting with the Iranian Official, Statoil tested and assessed the Iranian Official’s influence by, among other things, having the Iranian Official send a message back to Statoil through the Iranian Oil Minister. A Statoil employee described the test as demonstrating that the Iranian Official was “powerful” and was the “link” to opportunities to obtain business in Iran. After the initial contacts, Statoil determined that the Iranian Official was an advisor to the Oil Minister, and that the Iranian Official’s family was powerful and highly influential in the oil and gas business in Iran. At the time Statoil employees made contact with the Iranian Official, Statoil employees knew of publicly reported accusations of corruption against the Iranian Official’s family, but did not perform any due diligence to investigate the accusations.
پشت صحنه: در بهار 2001 كارمندان اصلي شركت در ايران دعوتي را از يكي از بستگان مسئول ايراني دريافت كردند. اين كارمندان استاتاويل فهميدند كه پدر مسئول ايراني رئيس جمهور سابق ايران بوده است. ... بعد از ديدار استات اويل تاثير مسئول ايراني را با گرفتن پيامي از جانب او به وسيلهي وزير وقت نفت امتحان كرد. كارمند شركت اشاره كرد كه اين امتحان قدرت او را نشان داد و لينكي براي به دست آوردن فرصتهاي تجاري در ايران بود . بعد از تماسها استات اوبل دريافت كه مسئول ايراني به وزير وقت نفت مشاوره ميداد . در آن هنگام كارمند استات اويل با مسئول ايراني تماس گرفت....
Summary
1. In June 2002 and January 2003, Statoil paid bribes to an Iranian government official (the “Iranian Official”) in order for him to use his influence to: (i) assist Statoil in obtaining a contract to develop three phases of the South Pars oil and gas field in Iran (the “South Pars Project”) and (ii) open doors to additional projects in the Iranian oil and gas exploration industry. The Iranian Official was the head of the Iranian Fuel Consumption Optimizing Organization (“IFCOO”), a subsidiary of the National Iranian Oil Company (“NIOC”). Statoil agreed to pay the Iranian Official through a consulting contract (the “Contract”) with an intermediary company (the “Consulting Company”) organized in the Turks and Caicos Islands and nominally owned by a third party located in London, England. The Contract obligated Statoil to make initial payments of $200,000 and $5 million, and ten subsequent annual payments of $1 million each. In October 2002, Statoil obtained the contract to develop the South Pars Project. Statoil made the initial payments to the Iranian Official, but in June 2003, Statoil suspended payments under the Contract. On September 6, 2003, the Contract was publicly disclosed in the Norwegian press. On September 10, 2003, Statoil terminated the Contract. The next day, the Norwegian authorities announced an investigation into the Contract.
چكيده: در ژوئن 2002 و ژانويهي 2003 شركت استات اويل به مسئول دولتي ايراني رشوه داده است تا از نفوذ او استفاده كند تا الف) استات اويل را در به دست آوردن يك قرارداد براي توسعهي فاز سوم ميدا گازي پارس جنوبي ياري كند و ب) در را به روي استات اويل براي ساير پروژههاي اكتشاف گاز باز كند. مسئول ايراني رئيس شركت بهينهسازي مصرف سوخت زير مجموعهي شركت ملي نفت ايران است. استات اويل وموافقت كرد تا به مسئول ايراني از طريق يك قرارداد مشورتي با يك شركت واسطه در جزيرهي توركس و كايكس كه به صورت صوري به شخص ثالثي در لندن (انگليس) تعلق دارد. اين قرارداد استات اويل را متعهد كرد كه پرداختهاي 200 هزار دلاري و 5 ميليون دلاري نقدي و متعاقبا 10 پرداخت 1 ميليون دلاري را انجام دهد. در اكتبر 2002 استات اويل قرارداد توسعهي پارس جنوبي را به دست آورد . استات اويل پرداختهاي نقدي را انجام داد اما در ژوئن 2003 پرداختها را طبق قرارداد تعليق كرد. در 6 سژتامبر 2003 قرارداد در روزنامهي نروژي منتشر شد . در 10 سپتامبر 2003 استات اويل قرارداد را متوقف كرد. روز بعد مقامات نروژي تحقيق در مورد قرارداد را آعلام كردند.
1شهریور ماه سال 82 :روزنامه نروژی داگنس نیرینگسلیو خبر از پرداخت های مشکوک شرکت نفتی استات اویل به مقامات ایرانی داد. پیرو این خبر دادستانی نروژ با تشکیل پرونده ای موضوع را تحت بررسی قرار داد.
2با گسترش تحقیقات، مدیرعامل شرکت استات اویل و مدیر امور بین الملل این شرکت استعفا دادند.
3در خرداد ماه سال 83 گزارش تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی در این مورد در مجلس قرائت شد. در پایان این گزارش نسبتا مفصل چنین آمده است: «... پس از دریافت گزارش مقامات نروژی توسط وزارت امور خارجه موضوع اتهام احتمالی می باید مورد ارزیابی قضایی قرار گیرد».
4 23/5/83 وزیر وقت نفت برای پاسخگویی در این رابطه به مجلس رفت.
23/7/856 دادگستری آمریکا و کمیسیون معاملات بورس نیویورک، شرکت استات اویل را به جرم پرداخت رشوه به مدیرعامل وقت سازمان بهینه سازی سوخت به 20 میلیون دلار جریمه محکوم کرد.
7 24/7/83 شرکت استات اویل به جرم پرداخت رشوه به مقام ایرانی به 3 میلیون دلار جریمه محکوم شد.
8 16/7/85 بسیج دانشجویی 6 دانشکده دانشگاه تهران در بیانیه مشترکی خطاب به دادستان کل کشور نسبت به سکوت قوه قضاییه در قبال این پرونده بین المللی اعتراض کردند.
9 ارجاع پرونده به شعبه 2 بازپرسی مجتمع ویژه کارکنان دولت، در 25/10/85 نامه ای از طرف بازپرس شعبه دوم، آقای صادقیان به بسیج دانشجویی رسید که در آن درخواست حضور در دادسرا و ارایه اسناد و مدارک شده بود.
10 14/11/85 اسناد و مدارک (به پیوست) را به بازپرس پرونده آقای صادقیان تسلیم شد.
11 پس از گذشت بیش از 6 ماه در 7/7/86 قرار منع تعقیب یکی از مسوولان شرکت نفت بدون اشاره به نام و مشخصات وی از سوی بازپرس صادر شد
12- با مراجعه به پرونده با شگفتی مشاهده شد که لایحه تقدیم شده در بهمن ماه سال 85 و مدارک پیوست آن در پرونده موجود نیست.
13- در تجمع دانشجویان مقابل دادگستری تهران در ژاییز 86 چند تن از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه تهران به جلسه با دادستان تهران رفتند، و ایشان در آن جا ضمن ابراز بی اطلاعی از مسئله با برقراری تماس تلفنی با چند مکان نامعلوم، به دانشجویان وعده ژی گیری دادند.
14- تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
حتی یک بار پیام رهبری را نخوانده بود!
یادداشت های روزانه یک دانشجواز روند قضایی پی گیری یک پرونده!
بعد از اینکه در پی صدور قرار منع تعقیب برای شکایت بسیج از مدیر ایرانی متهم به دریافت رشوه از استات اویل، بچه های بسیج دانشجویی دانشگاه تهران یک شماره از نشریه سپیدار ویژه این موضوع در انتقاد از قوه قضاییه منتشر کردند. احضاریه ای از دادسرای کارکنان دولت به مناسبت نشریه سپیدار به بسیج رسید. کمی ناراحت شدم نه برای بسیج بلکه به خاطر عمق فاجعه قوه قضاییه. به جای اینکه شکایت را پیگیری بکنند متعرض شاکی شده اند!
به هر حال صبح روز دوشنبه رفتیم دادسرای کارکنان دولت. هوا بعد از حدود دو هفته که ممتد سرد بود امروز کمی گرمتر شده بود (یعنی زیر صفر نبود!) من کمی با تاخیر رسیدم به بچه ها. حدود ساعت 10 رفتیم داخل.
شعبه ششم بود. ظاهرا برخی دیگر از مسوولین بالادستی تشکل از پیگیری این گونه مسایل در آستانه انتخابات (در این برهه حساس ...!)خشنود نبودند.
به خانم منشی شعبه گفتیم که راجع به شکایت از بسیج دانشجویی آمده ایم و احضاریه را نشان دادیم. پرونده را برد توی شعبه و گفت منتظر باشید. حدود یک ربع منتظر شدیم تا مراجعین رفتند. وارد شعبه شدیم و نشستیم. بازپرس آقای امینی مهر بود با قدی نسبتا کوتاه ریش دار و بدون کت و شلوار. بازپرس اول بحث را با این موضوع شروع کرد که مسوولیت این نشریه بر عهده کیست و چه کسی آن را اداره می کند؟ یکی از بچه ها گفت نشریه هیات تحریریه دارد و آنها مسوولند. بازپرس گفت رییس شان کیست؟ بالاخره به کی تفهیم اتهام کنم؟ من تو این فکر بودم که «مدیر مسوول» نشریه همیشه مسوول است؟ چرا بازپرس این بحث ها را می کند؟ به هر حال نتیجه این شد که یا اقرار کنید که ما مسوولیم! یا اینکه اساسنامه نشریه تان را بیاورید.
پس از این من وارد بحث بعدی شدم که شاکی ما کیست و موضوع شکایت چیست؟ بازپرس گفت شاکی قوه قضاییه است و شما متهم به توهین به قوه قضاییه هستید. گفتم مگر توهین جرم شخصی نیست؟ (یعنی اینکه توهین به افراد انسانها معنی و مفهوم دارد و نمی توان کسی را به عنوان توهین به اشخاص حقوقی مثلا قوه قضاییه تعقیب کرد) بازپرس گفت نه اینطور نیست شما هم این چیزها را بلد نیستید. کمی بحث ادامه یافت و این بار بازپرس گفت که شاکی دادستان است. گفتم مگر توهین جرم عمومی است؟ دوباره پاسخ شنیدیم که شما این چیزها را نمی دانید! آخر گفتم که بالاخره چه کسی شکایت را امضا کرده ما باید بدانیم گفتند نه لازم نیست.
یکی از بچه ها گفت ما جزو کارکنان دولت نیستیم و چرا باید به این شعبه احضار شویم. البته پس از اینکه تاکید شد شما این مسایل را بلد نیستید، بازپرس توضیح داد که ما به جرایم نشریات و رسانه ها هم رسیدگی می کنیم.
بعد از این بحث ها بازپرس گفت که حالا وارد ماهیت و تفهیم اتهام می شویم. «سپیدار» را از لای پرونده درآورد و گفت که در شکایت هم از کاریکاتور ایراد گرفته اند وهم از محتوا. سپس بازپرس شروع کرد به قرائت بخشی از نشریه با صدای بلند به گونه ای که ما هم بشنویم. اتفاقا این بخش از نشریه متن فرمان هشت ماده ای آقای خامنه ای در سال 1380 خطاب به سران سه قوه بود! خوشبختانه هیچکدام از ما به روی خودش نیاورد و قرائت فرمان هشت ماده ای مقام معظم رهبری در جستجوی توهین در متن آن آغاز شد!
سه تایی خنده مان گرفته بود. خط به خط می خواند، سری تکان می داد و می گفت که خوب این حرف اشکالی ندارد! خوشبختانه فرمان آقا توهین آمیز شناخته نشد اگرچه بازپرس در مورد بخش هایی از آن حرفهایی داشت. جالب بود که هر چه متن جلو می رفت منتظر بودیم که بالاخره قاضی محترم بگوید که اینکه فرمان رهبری است! ولی نه اینطور نشد. حتی وقتی که به آخر پیام رسید: «هيچ شخص يا نهادى نمي تواند با عذر انتساب به اينجانب يا ديگر مسئولان كشور، خود را از حساب كشى معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يكسان صورت گيرد»
بازپرس گفت که اینجا غلط نگارشی دارد! بسیج نباید خود را اینجانب خطاب کند (نمی دانم از چه علامتی می توان برای تعجب در این مورد استفاده کرد!). مسئول بسیج، سرش را انداخته بود پایین و می خندید. به هر حال تمام شدن این متن استوار و رسا به نام بسیج دانشجویی هم بد نبود. بعد از این بازپرس به قرائت مقاله ای که در زیر کاریکاتور نوشته شده بود پرداخت. مطلبی که دیگر مال خودمان بود.
بازپرس می خواند و در هر مورد اظهار نظری می کرد. بعضی را که به یادم مانده اینها بود:
«رییس قوه قضاییه خود هنگام ورود به این مسند آن را ويرانه خواند، قريب يك دهه از آن روز مي گذرد و حال سوال اين جاست كه در اين مدت چه بر سر ويرانه آمده است»
بازپرس : منظور آقای شاهرودی از ویرانه سازمان قوه قضاییه بود که البته اصلاح شده است.
«اعلام نام آفتابه دزدهاي يكي دو ميليون توماني و نمايش آنان ...»
بازپرس : دزدی چند میلیونی که آفتابه دزدی نیست.
«ولي آيا اعلام نام دانه درشتها، برخورد با ملازمان حريم قدرت و ثروت و اطلاع رساني و آناني كه خود با مفاسد بزرگ شان زمينه مفاسد خرد اقتصادي و اجتماعي را فراهم مي سازند صورت گرفته يا شعور مردم به بازي بيلان كار دادن هاي رسانهاي و علم كردن آفتابه دز دها به تمسخر؟»
بازپرس : (با مداد زیر این سطور خط کشید) این توهین به قوه قضاییه است.
«رئيس قوه قضا چرا هيچ گاه در دانشگاه ها حضور نيافته و به عملكرد خود پاسخ نگفته است؟»
بازپرس : ایشان چنین وظیفه ای ندارد
« كه نمود عيني آن دسته گل مشترك سه قوه يعني ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي است، كه خود نامي بيش نيست و عكس يادگاري گرفتن مسئولين سه قوه! كه عمل كرد 6 سال گذشته نشان داده كه اين مسئله چپ و راست هم ندارد!»
بازپرس : این توهین به سه قوه است. ولی خوب در موضوع شکایت توهین به قوه قضاییه و ما فعلا به دیگر موارد توهین رسیدگی نمی کنیم.
«ديروز شعار ما مبارزه با فساد بود، امروز شعار و خواست دلسوزان نظام مبارزه با فساد در مبارزه با فساد است.»
بازپرس : این هم توهین است به قوه قضاییه
ساعت به 12 نزدیک می شد و بازپرس یک روی نشریه را خواند. در مورد کاریکاتور آقای مازیار بیژنی هم گفت که توهین آمیز است و حتی نظام هم زیر سوال می رود. بعد از ذکر این مطالب بازپرس گفت که خوب از خودتان دفاع کنید. احمد گفت که اگر موافق باشید به ما مهلتی بدهید تا دفاعیات خود را تهیه کنیم و چند روز بعد بیاییم. بازپرس هم استقبال کرد و گفت چون هنوز کپی ابلاغ برنگشته به شما مهلت می دهم و چند نکته را تذکر داد. اول اینکه اساسنامه نشریه تان را بیاورید، با یک وکیل مشورت کنید و دیگر اینکه در جلسه بعد با خود سندی بیاورید تا مجبور به بازداشت شما نشویم. در پایان هم بازپرس به عنوان یک راهنمایی گفت که اگر نشریه دیگری هم چاپ کنید و این مطالب را اصلاح کنید به نفع تان است و این دلیلی بر عدم سوء نیت شما خواهد بود. (ما هم پیش خودمان گفتیم که این یک کار را حتما به نحو شایسته ای انجام خواهیم داد!)
گذشته از اینها حرفهای دیگری هم شنیدیم؛ بازپرس از سوابق مبارزات سیاسی خود در قبل از انقلاب و حضور در جبهه، طلبه بودن در حوزه های علمیه و سمت خود به عنوان قاضی تجدید نظر گفت و از اینکه به اتهام قتل رسیدگی کرده است. حرف همیشگی را هم زد که فساد در حکومت امیرالمومنین (ع) هم بوده است و شریح قاضی و دیگر فرمانداران حضرت چه کرده اند و ...
از اینکه نوشتن اینگونه مطالب موجب ناراحتی دلسوزان نظام می شود، از اینکه باید همیشه امام زمان را حاضر بدانیم و از این حرف ها که نمی دانم چرا در قوه قضاییه زیاد می شنوم (توصیه به تقوا، زیر سوال بردن حکومت علوی، توجه به قیامت و حساب و ...)
به هر حال جلسه تمام شد و آمدیم بیرون بدون اینکه حتی بازپرس اسم مان را هم پرسیده باشد. نمی دانستیم که باید از این وضعیت بخندیم یا گریه کنیم؟ بخندیم از اینکه در لابلای فرمان رهبری به دنبال توهین به قوه قضاییه می گردند یا گریه کنیم بر این وضعیت قوه قضاییه که قضات مهم آن اینطور بی هوش و کند ذهن هستند.
در راه بازگشت به دانشگاه بیشتر بحث نحوه انعکاس موضوع بود. آنقدر عمق فاجعه زیاد بود که نمی دانستیم موضوع را چگونه و در چند مرحله منتشر کنیم.
تصوير دادخواست دادگاه نروژ و امريكا براي استات اويل
http://WWW.edalatkhahi.ir/34-54599.pdf
http://WWW.edalatkhahi.ir/2006_4807_10-13-06Statoilfraud.pdf
تصوير نشريه دانشجويان دانشگاه تهران برايم طالبه استات اويل كه منجر به دادگاهي شدن انان شد
http://WWW.edalatkhahi.ir/sepidar.pdf
نظرات کاربران :