گر چه ريشه بسياري از مشكلات كشور در بيتدبيري در تصميمگيري و اجراي مسؤلان است اما نبايد غفلت كرد كه در دل خطاها و ضعفهاي نظام اداري كشور فرصتي براي عدهاي پيش آمده تا سودهاي كلان مادي و غيرمادي را كسب كنند و هر گاه به هر دليلي تصميمي گرفته شود كه اين منافع را به خطر بياندازند، اين عده تلاش ميكنند تا با روشهاي مختلف از منافع ايجادشده خود حراست كنند. برخي مواقع كلمه حقي را عَلَم ميكنند تا به اين باطل برسند و برخي مواقع ديگر كلمه باطل !!!
در پست قبل جريان سبزها را با همين نگاه تحليل كرديم و گر چه عدهاي آن را سطحي دانستند اما همه مواضع جريان موسوم به سبزها نشاندهنده اين حقيقت است. اين تحليل بهمعناي غفلت در خطاهاي طرف خودي و نقش آن در جذب هوادار در جريان سبزها نيست.
يكي ديگر از عرصههاي مهم عرصه مسكن است. سالها به انواع و اقسام مختلف و سياستهاي غلط براي عدهاي سودهاي كلان در اين عرصه درست شده بود. برخي به نام انبوهساز هم زمين ارزان از دولت ميگرفتند و هم وام ساخت و بعد هم خانه ساخته شده را به قيمت بازار ميفروختند و هيچ كس نبود كه سؤال كند چرا اين زمينها و وامها را به شما ميدهند و چرا به ما نميدهند و چرا اين همه سود را شما ببريد.
حالا اين عده در سالهاي اخير با چند سياست درست دولت (كه البته در اجرا مشكلات جدي هم داشت) منافع خود يعني سودهاي كلان را در خطر ميبينند و بهراحتي حاضرند خون مردم مكيده شود و زندگي دهها نفر ويران شود و ... آقايان سودهاي كلان را ببرند.
اين عده چون نميتوانند قبول كنند كه سودهاي چند صد درصدي مسكن كاهش يابد و مثل همه دنيا يك سود معقول پيمانكاري حاصل شود، رونق مسكن را فقط در گراني آن ميبينند و الان چند ماهي است كه فضاي رواني سنگيني را ايجاد كردند كه مسكن دوباره گران خواهد شد. (به جزء محدودي كه گاها از دستشان در ميرود و اعترافاتي ميكنند)
اين فضاي رواني در حقيقت جزئي از همان تلاش براي گران كردن مسكن است (مثل سبزها كه ماهها قبل از انتخابات ادعا كردند تقلب خواهد شد)
اخيراً فردي به نام بيگدلي، مصاحبهاي با خبرگزاري فارس! كرده است كه در آن حرفهاي اين عده برپرده زده شده است. البته اميدواريم كه ايشان از روي غفلت با كساني كه براحتي حاضرن خون مردم را بمكند همراهي كرده باشد ...
در اين يادداشت نه چندان تخصصي، اول خلاصه حرف دولت در اين سالها را بزنيم و بعد خلاصه حرف اين آقايان و بعد هم نقدي بر هر دو ...
خلاصه حرف دولت نهم اين است كه ما در كشور خانه كم داريم پس:
اولاً سياستهاي دولت بايد به سمت تحريك عرضه باشد نه تحريك تقاضا؛ ميخواهيم بهگونهاي سياستگذاري كنيم كه خانهسازي زياد شود.
ثانياً بايد كساني دنبال خريد خانه بروند كه واقعاً نياز دارند و دلالي در بازار نباشد. يعني عده نباشند كه خانه را همينطوري بخرند كه بعدا بفروشند و سود ببرند (دلالي). اين دلالي يكي از مهمترين علتهاي گراني مسكن است. شنيديد كه ميگويند خانه بخريم و يا زمين بخريم كه قيمتش برود بالا!!! يك حرف ديگر سياستهاي اين دولت نهم اين است كه اين اتفاق نبايد بيفتد.
دولت چه كرده است:
ß دولت آمده است و وام خريد بدون سپرده را محدود كرده است. چون وام خريد يك تحريك عرضه است. خودبهخود متقاضي خريد را بالا ميبرد و زمينه ساز خريد و فروشهاي بيخود كه فقط قيمت را بالا ميبرد ميشود.
ß دولت ماليات بر معاملات مكرر را وضع كرده است. اگر كسي شغلش خريد و فروش خانه است و از اين طريق سود ميبرد بايد ماليات درآمدش را بدهد.
حرف ديگر دولت اين است كه بازار مسكن به اندازه كافي سود دارد. لذا بايد تلاش كرد مسكن ارزان به دست مردم برسد. با اين ارزاني، حتي اگر هم سود بازار هم كمي پايين بيايد اتفاقي خاصي نميافتد، چون بازار مسكن در مقايسه با ساير بازارها همچنان بازار پرسودي است. البته عدهاي براي اينكه سودشان كم نشود (يعني مسكن ارزان دست مردم نرسد) اعتصاب كردند كه ما خانه نميسازيم. اين عده در حقيقت - مثل همان سبزهاي سياسي كه از بركت نظام آبرودار شده بودند - به بركت كمكهاي بيحساب و كتاب دولت انبوهساز شدند و حالا نمكدان ميشكنند.
اين عده باصطلاح انبوه الان چند تا حرف ميزنند و با اين چند تا حرف يك فضاي رواني سنگيني عليه سياستهاي دولت ايجاد كردند تا دولت را مجبور كند به نفع سود اين عده از منافع مردم عقبنشيني كند:
1- القاي ركود و بيثباتي بازار
2- تهديد به گراني
3- حمله به سياستهاي ضدسوداگري دولت
4- مقابله و هجمه به سياست ارزان شدن خانه
5- شكست مسكن مهر
البته دولت تا كنون در مقابل اين عده مقاومت كردهاست. اما متاسفانه جريان حزباللهي ما كه دائما عليه موسوي و كروبي و... مطلب مينويسد اساسا در باغ اين مسائل نيست كه بخواهد درباره آن موضعي بگيرد. شايد برخي از بخشهاي مسئله تخصصي باشد ولي برخي بخشهايش هم بسيار آسان است. بويژه آنهايي كه دم از عدالت ميزنند و محرومان و ... و آنهايي كه از طبقه متوسط جامعه هستند و هنوز طعم خانهدار شدن را نچشيدند.... فراموش نكنيم كه در كلان شهرها 70 درصد هزينه اقشار متوسط به پايين مسكن است.
ورود نكنيم و عمل نكنيم ممكن است اينجا صلح و سازشي عليه منافع عمومي مردم و بويژه محرومان صورت بگيرد...با اينكه جريان حزباللهي آدمهاي اقتصادي كمي ندارد اما اين عده يا خوابند و يا در مقام فكر حزباللهي نيستند. براي تاسف همين كافي است كه در برخي موارد رسانههاي حزباللهي ما تريبون آن طرفيها هستند مثل فارس كه با آقاي بيگدلي مصاحبه ميكند(البته رسانههاي حزباللهي ما به اقتصاد كه ميرسند همه ميخواهند روشنفكر باشند و بحثها را تخصصي بررسي كنند، همه صداها را بشنوند و... اما در سياست...)
اين مطالب را هم ببينيد:
بازار مسکن و اقدام ارزشمند دولت در حمایت از مستضعفین
بررسي و نقد مركز پژوهشهاي مجلس از سياستهاي دولت نهم در بخش اقتصاد مسكن
نظرات کاربران :