پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

کچویان در گفتگو با ایران
رهبری خیلی تلاش کردند تا جریان چپ در سیستم باقی بماند   (گفتگو)  

 

  
 
دوشنبه 12 بهمنماه 1388  

 

دکتر حسين کچوئيان مدير گروه جامعه شناسي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران و عضو شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي در گفت‌و‌گويي ضمن اشاره به وقايع اخير پس از انتخابات و تحليل دلايل و زمينه‌هاي به‌وقوع پيوستن آن، به ارائه پيشنهاداتي در رابطه با چگونگي ايجاد وحدت و لوازم آن در جامعه پرداخت.

به گزارش رجانیوز، كچوييان در گفتگویی با روزنامه ایران، با بيان اين‌كه اختلاف نظر بين جريان‌هاي مختلف سياسي کشور از زمان تعيين نماينده در مجاهدين انقلاب اسلامي توسط امام و نزاع‌هاي مربوط به‌بند «ج»، اصلاحات ارضي و... وجود داشته و مخصوص امروز نيست، گفت: از سال 60-61 که کشور به يک ثبات سياسي رسيد، اين اختلافات تدريجاً حادتر شد. به نحوي که به صدور منشور برادري منجر گشت. بستر کلي بحث از يك فرض يا حقيقت کلي ناشي مي‌شد، با توجه به اين نگاه ديني که در هر زمينه‌اي يک حق بيشتر وجود ندارد و نمي‌شود حقايق متعدد و متکثر وجود داشته باشد، ممکن است كه زمينه به تکثر آرا و جريان‌هاي سياسي مختلف داده نشود. در آن دوران اين طرز نگاه منشأ اين مي‌شد که طرفين قضيه يکديگر را به امور مختلفي متهم کنند. يک طرف به ديگري مي‌گفت اسلام ارتجاعي و امريکايي و طرف مقابل هم مي‌گفت شما مارکسيست هستيد، مسلمان درست و حسابي نيستيد و با اتهاماتي از اين قبيل يکديگر را رد مي‌کردند. حضرت امام در اين شرايط، به اين موضوع اجازه مي‌دهند که دو جريان سياسي در درون روحانيت ايجاد شود و در نقطه اوج قضيه منشور برادري را صادر کردند که در آن، ضمن ابراز دلايل خودشان چارچوبي را طرح کردند که اختلافات و تعارض‌ها در عين حال که جنبه درون سيستمي داشته باشد، نزاع کفر وايمان محسوب نشود و دو جريان بتوانند، درون نظام اسلامي با يکديگر رقابت کنند.

وي با بيان نکته‌اي که امام در آن نامه متذکر مي‌شوند، ادامه داد: قضيه تفاوت نظر و تفاوت مشرب هميشه در بين مراجع اسلام وجود داشته است. بر اين اساس ايشان يک چارچوبي را تعيين مي‌کنند و وحدت را در اين چارچوب مي‌دانند. در صورتي که اين حالت وجود داشته باشد، مي‌توان گفت وحدت وجود دارد و اختلافات مضر نيست. در واقع اختلافات را به اختلافات سياسي تقليل مي‌دهند و همه اين جريان‌هاي مختلف را معتقد به اصول کلي مي‌دانند و کلياتي را برمي شمارند که در صورت اعتقاد به اين کليات است که وحدت محقق مي‌شود و مابقي اختلافات را در جزئيات مي‌دانند.

کچوييان در ادامه افزود: اگر مبنا را اين بيان حضرت امام بدانيم، در جايي که طرفين اين چارچوب‌هاي اصلي سيستم و نظام را بپذيرند ما هم با وحدت مواجه مي‌شويم و اختلافات موجود مضر نخواهد بود. اگر گروه‌هاي سياسي که در جامعه هستند، اين عناصر اصلي يعني قانون اساسي، ولايت فقيه و اسلام که سيستم را تعريف مي‌کند، قبول داشته باشند و اختلافات در روش اداره کشور در چارچوب اين اصول باشد، مي‌توان گفت که با وحدت روبه‌رو هستيم. امام با بيان کلي تري بيان مي‌کنند که همه به کشور و نظام علاقه دارند و طرفدار نظام اسلامي هستند و.... اين‌ها همه جنبه‌هاي مختلفي است که در آن پيام بر آن تأکيد مي‌شود.

وي تصريح كرد: طبق بيان امام در اين پيام، تا وقتي که اختلافات در محدوده مسائل فقهي باشد، مشکلي ايجاد نمي‌شود و اختلافات موجود را اختلافات سياسي مي‌دانند که اختلاف عقيدتي نيست. بدين ترتيب آنجايي که اختلافات عقيدتي مي‌شود، مرز ميان اختلافات مورد قبول و اختلافاتي است که منجر به تفرق مي‌شود. يعني اگر به لحاظ اعتقادي با گروهي اختلاف داريم، نمي‌توان با آن به وحدت رسيد. فراتر از اختلافات عقيدتي هر اختلافي که سياسي باشد، اختلافي نيست که مضر باشد. امام در دنباله فرامينشان از اصولي نام مي‌برند، که اين‌ها را به عنوان اصول درون نظام و وحدت مي‌توان نام برد. يکي اين که نسبت به اسلام و انقلاب و قرآن وفادار باشند و دلشان براي کشور و مردم بسوزد. يعني اگر جريان‌ها بر سر اين‌ها اتفاق کنند، مي‌توانند به وحدت برسند و اختلاف بر سر نحوه اداره کشور است، مشکلي ايجاد نمي‌کند.

اين استاد دانشگاه تهران با بيان اين که وجود اين اختلافات، اختصاص به سيستم ما ندارد، اظهار داشت: يک برداشت‌هاي غلطي در کشور ايجاد شده که ناشي از بازخواني‌هاي غلط نظريات رهبري است که منشأ برخي ابهامات شده. اولاً که يک سيستم (حتي بي‌هويت ترين آنها مثل نظام ليبرال) نمي‌تواند همه افکار و انديشه‌ها را در خود جاي بدهد. اصولاً هر سيستمي يک محدوديت‌هاي مرزي دارد و ما بايد فرض را بر اين بگذاريم که به طور کلي يک جريان‌ها و نيروهايي را نمي‌تواند درون خود جاي دهد. به اين معنا نمي‌توان با آن جريان‌هاي بيرون سيستم وحدت کرد و رابطه کاري با آن داشت و شايد حتي استفاده تاکتيکي هم از آنها مجاز نباشد. چون نيروهاي بيرون سيستمي، نيروهايي هستند که خواهان تخريب سيستم هستند و مي‌خواهند که سيستم را از بين ببرند. بنابراين اگر با آنها همکاري کنيد، حتي به صورت کوتاه مدت و موردي هم خلاف اصول سيستم عمل کرديد. اما چيزي که بين سيستم‌ها تفاوت ايجاد مي‌کند، مرز سيستم هاست. بايد ديد که در يک سيستم اسلامي مرزها کجاست؟

اين مرزها را براي اين مي‌خواهيم که ببينيم جريان‌هاي مختلفي که درون اين سيستم مي‌توانند قرار بگيرند کدامند و جريان‌هاي خارج از اين سيستم را هم بشناسيم. اگر جريان‌هاي درون سيستم را شناختيم، اين جريانات علي‌الاصل تا زماني که درون اين چارچوب سيستمي عمل مي‌کنند، مي‌توانند با هم وحدت داشته باشند. يعني تضادها و نزاع هايشان به سمتي سوق نمي‌کند که سيستم را تخريب کند. اختلافاتي مخل وحدت هستند که منجر به تخريب سيستم مي‌شود.

کچوييان در ادامه گفت: به نظر من امام در اين نامه شايد در مقام بيان تفصيلي مسئله نبودند چون بحثي را در بالا مطرح مي‌کنند که موارد کثيري را در برمي‌گيرد و مي‌گويند که اين اختلافاتي است که در گذشته بوده و اکنون هم هست که يکي از آنها برخورد با کفر و شرک است. از نظر امام در اينجا حدود مسائلي که باب اجتهاد در مورد آن باز است و مي‌تواند محل اختلاف باشد، ذکر مي‌شود.

وي افزود: اگر مبنا اين فهرستي باشد که امام مطرح مي‌کنند، در يک معناي خيلي کلي اسلام مرز وحدت است. يعني هر کسي که به اسلام معتقد است، درون سيستم قرار دارد و مي‌شود با آنها وحدت کرد. با اين وصف در مورد همه موارد ذکر شده مي‌شود اختلاف کرد. در مورد حدود ولايت و نحوه تعامل با بلاد شرک و کفر هم مي‌توان اختلاف کرد. به اين ترتيب دايره وحدت خيلي وسيع مي‌شود. اگر مطلب را اين طور در نظر بگيريم که ظاهر پيام امام هم اين طور است که نفس اعتقاد به اسلام، زمينه مي‌دهد که جريان‌هاي مختلف بتوانند درون سيستم فعاليت کنند. ولي ما مي‌دانيم که مثلاً در مورد نهضت آزادي، حضرت امام بيان بسيار روشني دارند و آنها را از حضور درون حکومت منع مي‌کنند. چون آنها مي‌خواهند کشور را به امريکا تسليم کنند و در واقع در مقولاتي آنها را مورد شماتت قرار مي‌دهند که بر اساس گفته خود امام در اين منشور مي‌تواند جزو امور اختلافي باشد. به اين ترتيب بايد گفت با وجود اينکه از نظر امام مرز وحدت بسيار باز است اما در عمل موارد متفاوتي را از ايشان ديده‌ايم که بايد تعبير و تفسير شود. همه بحث امام را نمي‌توان بر اساس اين منشور بنا کرد لذا من خيلي سر اين منشور نمي‌مانم.

وي با بررسي اين که جريان‌هاي اجتماعي مختلف تا چه حد درون سيستمي هستند و در خط نظام و کشور و جامعه قرار دارند و چقدر از اين حدود بيرون مي‌روند و در نتيجه جريان‌هاي درون سيستمي نمي‌توانند با آنها کار کنند، گفت: به نظر من سه عنصري که اول ذکر کردم، يکي که به طور طبيعي اسلام است. ولي نه در معناي موسعش. مثلاً قطعاً مي‌دانم که مجاهدين خلق را که ادعاي اسلام دارند، امام درون سيستم نمي‌پذيرند. خيلي از جريان‌ها هم ادعاي اسلام دارند. آيا حضرت امام رويه و شيوه شان اين بود که آنها را هم جزو مسلمين و نظام اسلامي بدانند و اجازه دهند که با آنها هم وحدت و تعامل شود؟ ما مي‌دانيم که اين طور نيست. بنابراين اسلام مرز بسيار کلي است، که بين کساني که اصلاً معتقد نيستند و کساني که معتقدند مرز مي‌گذارد. يک عده‌اي هستند که سکولار و ضد دين هستند. در عين حال بين سکولارها هم يک عده اي، به شکلهاي ديگري اسلام را به طور شخصي مي‌پذيرند. در هر صورت ما مي‌دانيم که اين فهم از اسلام، فهمي نبوده که مد نظر قرآن، حضرت رسول، ائمه، و امام باشد. من نيز معتقدم اسلامي که به طور مشخص انقلاب را پايه‌ريزي کرد و اين نظام را تأسيس کرد، اسلامي است که تفسيرش را حضرت امام و علماي حوزوي مي‌دهند. يکي از موارد اختلاف جدي بين جريان‌هاي مختلف اجتماعي از اول انقلاب بر سر همين بوده که کدام اسلام؟ اسلامي که هر کسي بتواند ادعاي آن را بکند و مدعي تفسيرش باشد و احکامش را بيان کند يا اسلامي که يک سنت مشخصي آن را به پيامبر اسلام وصل مي‌کند. اسلامي که علماي حوزوي آن را آورده‌اند و در اين دوره اخير به طور مشخص حضرت امام. پس يکي از شاخص‌هاي مهم ديگر، خود حضرت امام هستند و آنچه که بيان کرده‌اند. البته در کليات چراکه در جزئيات اختلاف زيادي وجود دارد ولي در اين که يکي از منابع تفسيري يا فهم و تصميم‌گيري ما امام است شکي نيست.

وي در ادامه افزود: کما اين که وقتي اسلام را مرز قرار مي‌دهيم، اسلام شيعي مد نظر است. پس اول اسلام با آن تفسير فقهي- شيعي و بعد خود حضرت امام، و بعد قانون اساسي و بعد رهبري موجود است. در واقع اين‌ها بنيادها و اصولي هستند که مبناي فعاليت درون سيستم و بيرون سيستمي ما را مشخص مي‌کنند و همه جريان‌هايي که درون سيستم فعاليت مي‌کنند بايد اين اصول را بپذيرند. البته ممکن است کساني که درون سيستم هستند و اين چارچوب‌ها را قبول مي‌کنند، تفسيرهاي متفاوتي از اين موارد داشته باشند اما نظراً اين چهار اصل، مبنايي است که لازم است تا تمام گروههاي اجتماعي درون نظام بر سر آن اتفاق کنند و به عنوان حدود فعاليت‌هاي خودشان تعيين کنند.

وي در تعريف وحدت گفت: وحدت به اين معنا که همه با هم يک جور حرکت کنند، موضوعيت ندارد. در واقع ما در اينجا حدودي را تعريف مي‌کنيم که درون اين محدوده عملاً همه با هم وحدت دارند. هر چند که اختلافاتي وجود داشته باشد. در عمل به بيان حضرت امام همه اينها به دنبال اعتلاي اسلام و نظام و کشور و پيشرفت جامعه هستند، حالا هر گروهي بر اساس سليقه خود، اين کار را دنبال مي‌کند. امام هم بيان مي‌کند که اينها اختلافشان بر سر اين است که چگونه به اين اهداف برسند و اختلاف بر سر شيوه است. مثلاً يکي مي‌گويد طرح يارانه‌ها را اجرا کنيم يا نه، ديگري بر سر خصوصي‌سازي اختلاف دارد و...

اينها تا زماني که با آن چهار اصل تزاحم پيدا نکند، قابل قبول است. مثلاً در بحث اقتصاد، اصولي مثل اصل مالکيت هست که جزو اصول متفق عليه است. بر سر اين اصول نمي‌توان اختلاف کرد. يا اينکه بگويند اسلام را قبول داريم ولي در مسائل فرعي بر سر چنين اصلي اختلاف کنند، قابل قبول نيست. به طور مثال حجاب که به نوعي يک موضوع فرعي در اسلام است. اما از آنجا که اين مسئله‌اي است که جزو ضروريات اسلام است شما به عنوان يک جريان سياسي نمي‌توانيد آن را نفي کنيد. ممکن است در مورد نحوه اجرا و شيوه‌هاي تحقق آن در جامعه اختلافاتي داشته باشيد ولي در مورد اصل آن نمي‌توانيد اختلاف کنيد چراکه ناظر به اصل اسلام است. بنابراين به نظر من اين چارچوب‌هاي کلي است که مي‌توان بر سر آنها به وحدت رسيد.

کچوييان در ادامه افزود: در سال‌هاي 76 تا 84 دقيقاً بر سر همين موارد اصلي نزاع بوده‌است. عده‌اي امروز به صراحت اظهار مي‌کنند (با اينکه در آن روزها صراحتاً نمي‌گفتند) که معتقد به سکولاريسم هستند. کسي نمي‌تواند به سکولاريسم معتقد باشد و درون سيستم باشد. اين جزو همان اصولي است که در رابطه با آن صحبت کرديم. يک موقع کسي در مورد رابطه با امريکا اختلاف مي‌کند، خب اين جزو مسائل سياسي قابل بحث است. اما در مورد اسرائيل که يک خط قرمز سياسي است يا بر سر ولايت فقيه و... نمي‌توان اختلاف کرد. در اين سال‌ها عمده اختلاف بر سر همين اصول بوده که اصول سيستمي است. در آن دوره، رهبري همه اين جريان‌ها را خواستند و به آنها يک نکته بيشتر نگفتند. گفتند خط و مرز خود را با جريان‌هاي بيرون سيستم مشخص کنيد که آنها تا همين الآن هم اين را مشخص نکردند. اين موضوع مورد درخواست درباره جريانات بعد از انتخابات هم هست. اگر با جريانات بيرون سيستمي که به هيچ چيز معتقد نيستند و علناً و آشکارا از معترضين انتخابات حمايت مي‌کنند، آن نامه‌ها را به اوباما مي‌نويسند و آن حرف‌ها را مي‌زنند، تعيين مرز نکنند، در واقع بر سر همان چهار اصل دعوا دارند. يکي از خصوصيات اعتقاد به قانون اساسي اين است. آدمي که فعاليت سيستمي مي‌کند و به قانون اساسي اعتقاد دارد، کاري ندارد که شوراي نگهبان کيست. من هستم يا شما، حسن است يا حسين! شوراي نگهبان مطابق قانون اساسي مرجعيت دارد. آن آدمي که بر سر اين که چون فلاني هست در شوراي نگهبان، دعوا مي‌کند، يا بر سر اين که چه کسي ولي‌فقيه است دعوا مي‌کند و در نتيجه حکم ولي فقيه و شوراي نگهبان را نمي‌پذيرد، در واقع آن چهار اصل را قبول نکرده است. قبول قانون اساسي يعني قبول نهاد‌ها نه قبول افراد و آدم ها. البته اين به معناي منع تلاش سياسي قانوني براي مثلاً تغيير اعضاي شوراي نگهبان نيست كه در زمان امام(ره) هم انجام مي‌شد الآن هم ممكن است.

وي گفت: فرق آدم‌هاي درون سيستمي با بيرون سيستمي چيست؟ آدمي که درون سيستمي است، در مقابل حکم قوه قضائيه که يک عده‌اي را محکوم مي‌کند، حداقل به طور علني نمي‌رود به کساني که حکم گرفته اند، جايزه بدهد و برايشان مراسم بگذارد و.... اين قوه مرجعيت دارد. همين الآن در فرانسه، شارل پاسکوآ يا پسر ميتران را به دليل فساد گرفته‌اند. اگر شما ديديد که در کل اين سيستم‌ها، يک کسي از آدم‌هاي سيستم، مهم‌ترين و نزديک‌ترين افراد يکي از اين جريان‌هاي سياسي را محکوم کنند و آنها يک کلمه حرف بزنند! اين اعتراض‌ها فعاليت‌هاي ضد سيستمي است. شما وقتي يک سيستم را قبول مي‌کنيد، يعني نهادهاي آن سيستم را قبول مي‌کنيد نه افراد را. فردا ممکن است شما در اين نهادها باشيد. افرادي که سيستم‌ها را به اعتبار آدمها قبول مي‌کنند نمي‌توانند با يکديگر کار کنند چون اين دقيقاً محل نزاع مي‌شود. چرا؟ چون اگر من در آن نهاد باشم شما مي‌گوييد که فلاني آنجاست و من شوراي نگهبان را قبول ندارم و اگر فردا شما در آنجا باشيد من مي‌گويم که فلاني آنجاست و من شوراي نگهبان را قبول ندارم! در واقع ديگر سيستمي وجود ندارد و اين افراد هستند که وجود دارند. به بيان ديگر اين نزاع در نهايت به نزاع ضد سيستمي مي‌كشد.

کچوييان ادامه داد: همين جريان‌هايي که مي‌گوييد دارند حذفشان مي‌کنند، از سال 76 تا 84 با اصول سيستمي مخالفت کردند. يعني مي‌خواستند نظام را سکولار کنند، ولايت فقيه را قبول نداشتند. کارهاي عجيب و غريبي کردند. به جريان‌هاي ضد سيستمي بها دادند و بعد با آنها همکاري کردند. اينها اصلاً آن اصول را قبول نداشتند. دعوا بر سر اصول است والا اگر بر سر اين اصول نبود امروز با اين چيزي که مواجهيم، مواجه نمي‌شديم. کسي نخواسته کساني را که اصول را زير پا نمي‌گذارند، حذف کند. يک موقع کسي را بر سر اختلاف نظر درباره رابطه با امريکا حذف مي‌کنند، بله اين غلط است چرا که اين يک نزاع سياسي است و مي‌توان در آن اختلاف نظر داشت اما اين نوع دعواها بر سر اصول است.

من از افرادي بودم که تا سال 76 جزو جناح چپ بودم. وقتي در سال 76 اعمال و رفتار اين مجموعه را ديدم از آنها جدا شدم. براي اين که آنها را ضد سيستمي ديدم. براي اينکه ديدم همه سيستم را دارند زير سؤال مي‌برند. معنا ندارد که شما از پله‌هاي يک سيستم بالا برويد و آخرش که رئيس جمهور شدي بگوييد که قدرتم کم است. مگر قبلش نمي‌دانستيد. حالا که رئيس جمهور شديد متوجه شديد که قدرت رئيس‌جمهور کم است؟ مي‌خواستيد نياييد. الآن هم راه دارد. اگر اعتراضي داريد، بايد به صورت سيستمي پيگيري کنيد. حتي اگر بخواهيد مصداق رهبري کشور را عوض کنيد باز هم راه دارد. هر چند کاري است که معمولاً خيلي دشوار است ولي ممکن است. اما با روش فشار از پائين، چانه زني از بالا قطعاً كاري ضد سيستمي است.

وي افزود: به دليل همين برخوردهاي ضد سيستمي بود که قضايا به اينجا رسيد. رهبري خيلي تلاش کردند که بين جريان‌هاي مختلف، آن جريان را در سيستم نگه دارند، ولي آن جريان، خيلي ضد سيستمي بود. ببينيد جريان چقدر ضد سيستمي بود که وارد مجلس مي‌شود مي‌رود بعد تحصن مي‌کند. اين کجا اعتقاد به قانون اساسي و مجلس شوراي اسلامي است؟ مگر در وظايف مجلس تعريف شده که نمايندگان مجلس براي انجام وظايفشان تحصن کنند؟ تحصن در اينجا عملي بيرون سيستمي است. کساني که بخواهند سيستمي را عوض کنند مدام از اين کارها مي‌کنند. آن سال‌ها همه‌اش همين طور بود والا کسي نمي‌خواهد و نمي‌خواسته که کسي را کنار بگذارد، شما نمي‌توانيد با ابزارهاي يک سيستمي به قدرت برسيد و بگوييد يا تقلب يا پيروزي! اينها اعمال ضد سيستمي است. در اين سالها هميشه دعوا بر سر همين چند اصل اساسي و سيستمي بوده است. كچوئيان با بيان اينكه از 76 به بعد دقيقاً نزاع بر سر اصول بوده است، گفت: يعني کساني که در آن جريان به قدرت رسيدند، نزاع داشتند. اين افراد نمي‌توانند درون سيستم کار کنند. مثلاً آقاي مهندس موسوي که ما بسيار ارادت داشته‌ايم به ايشان، کاري که کردند ضد سيستمي است. شما نمي‌توانيد بگوييد قانون را قبول دارم ولي شوراي نگهبان را قبول ندارم. مطابق قانون اساسي شوراي نگهبان مرجع است. شما اگر اشکال داريد بايد وسط انتخابات يا قبل از انتخابات مي‌رفتيد بيرون. شما مي‌گوييد ماده 17 قانون اساسي مي‌گويد راهپيمايي! بايد ببينيم راهپيمايي را براي چه گذاشته‌اند. راهپيمايي در مورد انتخابات گذاشته‌اند؟! اصلاً به قول رهبري انتخابات گذاشتيم که راهپيمايي نباشد.

وي در پاسخ به اين سؤال که آيا اين شورش‌ها در پي نارضايتي از سيستم اتفاق افتاد؟ گفت: هميشه ممکن است عده‌اي فکر کنند يک چيزهايي غلط است. مثل همه شورش‌هاي غلطي که در دنيا اتفاق افتاده است. مجاهدين خلق در سال 60 براي چه شورش کردند؟ آنها هم ناراضي بودند چون به سهم خود راضي نبودند. بحث بر نارضايتي نيست. من نمي‌گويم مطالبي كه مهندس در ذهن داشتند يا مطرح كردند مثل تخلفات قبل از انتخابات همه غلط بوده و نارضايتي نبوده يا مبناي صحيحي نداشته است. اما شكل بروز شورش‌هاي اخير نشان مي‌دهد اين شلوغي‌هاي اخير را يک گروه از طريق اينترنت سازماندهي کرده و مردم را بيرون آورده است. ما از افغان‌ها هم کمتريم که وقتي عبدالله عبدالله با کرزاي اختلاف دارد، به طرفدارانش مي‌گويد که بيرون نياييد. در هر انتخاباتي يک عده کم هستند يک عده زيادند. کساني که شکست خورده‌اند بيرون بيايند که چه بشود؟ تفاوت درون سيستمي با بيرون سيستمي همين است. يعني الگور وقتي احتمال دخالت بوش در انتخابات را داد و هنوز هم اين تشکيک وجود دارد، حتي يک کلمه هم علني نمي‌گويد که تقلب شده‌است بلكه قانوناً آن را پيگيري مي‌كند. اينجا هر چه شوراي نگهبان، راه آمد با آنها، نپذيرفتند. ضد سيستمي اين است که ساختار را نمي‌پذيرد. اگر اصول را بپذيرد ديگر کاري ندارد که آيت‌الله خامنه‌اي رهبر است يا امام. چون قبول ولي‌فقيه در كل و انتخاب قانوني و درست آن اصل است. اين مبنايي است که تا همين الآن هم بر سر آن نزاع داريم. در سالهاي 76 تا 84 داشتند اسلام را حذف مي‌کردند.

ولايت فقيه را حذف مي‌کردند. يک عده‌اي اين کار را مي‌کردند. دست خودشان بود، شعار مي‌دادند و امروز هم در راهپيمايي هايشان شعار مي‌دهند. اينها شعارهاي ضد سيستمي است. البته آقايان مي‌گويند که ما مخالفيم اما وقتي در راهپيمايي‌هايي که شعارهاي ضدسيستمي مي‌دهند شرکت مي‌کنند در واقع در عمل تأييد مي‌کنند و مسئول همه اينها هستند. قبل از اين که از وزارت کشور اجازه بگيريد اعلام کرديد که ساعت 2 راهپيمايي داريم. ساعت 2 هم مردم مي‌آيند. بعد شما اعلام مي‌کنيد نه نداريم. ديگر عملاً مردم آمده‌اند. طبيعي است، من هم به عنوان طرفدار يک نامزد اگر مي‌ديدم که نامزدم فعاليت مي‌کند، من هم فعال مي‌شدم. از مردم توقع نيست همه اينها را دقيقاً بفهمند ولي از آدم‌هاي سياست متوقعيم که وقتي مي‌گويند اين چهار اصل را قبول داريم، قبول کنند.
وي در پاسخ به اين سؤال که چگونه بر سر مفاهيم اساسي مي‌توان به تفاهم رسيد، گفت: به جز بر سر اصول سيستمي و در اينجا آن چهار اصل اساسي بر سر ديگر مفاهيم نمي‌توان به تفاهم رسيد. اساساً يکي از دلايل اختلاف ميان آدمها و جريانات سياسي اين است که بر سر ديگر اصول فرعي اختلاف دارند. هيچ سيستمي نمي‌تواند نظر همه مردم را تأمين کند و به همه پاسخگو باشد. مشکل کشور ما مشکل نخبگان ماست. نه اين که سيستم مشکلي نداشته باشد، سيستم هم بايد اعتماد‌سازي کند ولي بخشي هم مربوط به نخبگان ماست که تحمل شکست را ندارند.

براي برون رفت از وضعيت بايد طرف‌هاي مختلف هر کدام سهم خطاي خود را بپذيرند. نه در ديدار‌هاي غيرعلني، بلکه در صحنه عمومي. من به نظرم مي‌رسد که اين طرفي‌ها تا حدي سهم خطاي خود را پذيرفته‌اند. آنها در برابر دستورات رهبري در مورد خطا‌هايشان تمكين كرده‌اند. مثلاً راجع به بعضي افرادي که جان باخته‌اند، قبول خطا كردند و يا دستور تعطيل کردن کهريزک و محاكمه افراد مسئول را پذيرفتند... آن طرف هم بايد از رهبري اطاعت كند و سهم خطاي خود را بپذيرد و مرزبندي خود را با اصول اساسي روشن کند تا زمينه فعاليت‌هاي بعدي و وحدت فراهم شود.
نظرات کاربران

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان