مقدمه
در جامعه شناسي آموزش و پرورش يكي از موارد اساسي كه مورد بحث و پژوهش قرار مي گيرد، وضعيت معلمان و مسائل آن هاست. وضعيت بد معيشتي معلمان و اعتراضات آنان، بي اهميت تلقي شدن جايگاه معلم در جامعه، عدم وجود اقدامات تاميني و رفاهي مناسب براي معلمان، تعداد زياد معلمان حق التدريسي و در صف رسمي شدن، دوره هاي وسيع تربيت معلم بي ربط به نياز جامعه و... مواردي از اين دست علاوه بر رسيدن چولگي هرم جمعيتي متولدين از 55-65 به سن جوياي كار بودن بدون برنامه ريزي جدي مسئولان امر براي ان ها و... مواردي است كه دست به دست هم داده است تا وضعيت معلمان و موج مداوم اعتراضات آنان به مسئله اجتماعي تبديل شود.
در اين پژوهش ما مي كوشيم تا با واكاوي مواضع معلمين و تحليل محتواي گفتمان حاكم بر اين اعتراضات به كاوش در مطالبات معلمان بپردازيم. شايان ذكر است چون همواره جريان هاي سياسي، گروه هاي اپوزيسيون حاكميت و بعضا چپ ها به دنبال سوء استفاده از معلمين و جهت دادن اعتراضات آنان در راستاي خواست خود بوده اند. بسياري موارد در بيانيه ها و موضع گيري ها هست كه متعلق به جمع هاي معدود و محدود و نه اكثريت معلمين است، و لزوما تشكل هايي مانند كانون صنفي معلمان و... نماينده همه معلمان يا اكثريت قابل توجهي از آن ها نيستند.
در اين پژوهش ما مي كوشيم با روش كيفي اقدام به تحليل محتواي مواضع معلمين بنماييم. و از دل رسانه هاي عمومي(خبرگزاري ها و سايت هاي خبري و تحليلي) و نيز رسانه هاي خصوصي معلمان(مشخصا وبلاگ ها و web2) به بررسي تاريخچه اعتراضات، مطالبات اصلي،و گفتمان غالب بر اعتراضات معلمان خواهيم پرداخت. با توجه به اين كه تحقيق ناظر به جنبش اعتراضي معلمان است و بيشتر از جامعه شناسي اموزش و پرورش با حوزه جامعه شناسي سياسي تداخل دارد، از آوردن مباحث نظري مربوط خودداري كرده و مستقيما به تحليل محتواي اين موارد مي پردازيم. بديهي است با توجه به دامنه گسترده اين اعتراضات ما تنها به دهه 80 و از سوي ديگر بيشتر بر اعتراضات تهران و نيز موضع گيري هاي كشوري تمركز خواهيم كرد.
در مورد اعتراضات معلمان ما با چهار مدل برخورد از جانب آن ها مواجه هستيم
معلم در مقام عضو سازمان آموزش و پرورش عليرغم ناخشنودي از وضعيت شغلي نسبت به مديران وفادار ميماند و سكوت اختيار ميكند. بخش مهمي از اين سكوت به خاطر سوء استفاده سياسيون از آموزش و پرورش است.
معلمان اعتراض را به صورت فردي و جمعي، مستقيم و غيرمستقيم به مديران مافوق و مقامات سياسي اعلام ميكنند (اين واكنش عميقاً سياسي سطوح مختلف دارد)
3- معلم به طور فردي چه بسا از شغل معلمي يكسره خارج و به مشاغل ديگر رجوع ميكند (اتخاذ گزينه خروج از شغل عميقاً اقتصادي است)
4- معلم ضمن ماندن به صور مختلف اظهار نارضايتي كرده به طور فردي به ساير فرصتهاي درآمدزا چنگ ميزند و مطالبات اقتصادياش را برآورد ميكند (اتخاذ گزينة رفتاري شبه خروج).
آموزش و پرورش وزارتخانه گستردهاي است با بيش از1/1 ميليون پرسنل که وظيفه تعليم و تربيت 14 ميليون دانشآموز را در بيش از150هزار آموزشگاه برعهد دارد. اهميت اين مسئله تا ان جاست كه همواره در راي اعتماد براي وزاري آموزش و پرورش و نيز اتسايضاح هاي مكرر يا استعفاي آن ها مسائل جدي پيش امده است
تاريخچه
نیمه اردیبهشت ماه 1340، شهر تهران با اعتصاب و راهپیمایی انبوه معلمان پایتخت رو به رو بود كه هر روز در صفوف منظم چندین هزار نفری به منظور اعتراض به دریافتی ماهانه خود كه ناچیز بود در خیابانها راهپیمایی می كردند. شاید این نخستین اعتراض معلمان از این دست در تاریخ ایران بود. در آن زمان دریافتی یك آموزگار با پنج سال سابقه تدریس به سیصد تومان (سه هزار ریال) درماه هم نمی رسید. 12 اردیبهشت 1340 كه معلمان پس از راهپیمایی در خیابانهای مركزی پایتخت، در میدان تاریخی بهارستان جمع شده بودند تا اعتراض خود را به گوش مجلسیان برسانند،
«رايجترين واكنش در دهة 60 سكوت وفادارانه بوده است، هيچ گزارشي از تجمع اعتراضآميز دسته جمعي در اين زمان ثبت نشده است. مخالفخواني در حوزة خصوصي از اواخر دهة 60 به تدريج ميان معلمان رواج يافت و اواسط سال دهة 70 (با جنبش دوم خرداد) واكنش مسلط را ميان معلمان سبب شد. از زمان ظهور دوم خرداد شاهد سطح ديگري از واكنش سياسي هستيم. و به تدريج با فضاي سياست زده حاكم بر دولت اصلاحات مخالفخواني كم ميشود.»
آن زمان كمتر از سه درصد در فعاليتهاي صنفي شركت ميكردند، 46 درصد مركز مشاركتي نداشتند و كمتر از سه درصد تعداد و نقش تشكلها را موثر و مطلوب ميدانستند»
اعتراضات معلمان و کارکنان آموزش و پرورش از سال 80 وارد دور تازه اي شد
در سال 80 يک تجمع محدود براي اعتراض به لايحه بودجه منجر به سلسله راهپيماييها و تجمعاتي شد که مدت 12 روز بخش بزرگي از معلمان را به خيابان ها کشاند و اوج آن تجمع 10 هزار نفري معلمان در برابر مجلس بود . اين اعتراضات در روز 6 بهمن در ميدان پاستور تهران جايي که دفتر رياست جمهوري در انجا قرار دارد، به دنبال ضرب و شتم معلمان، بدون دستاورد ملموسي به پايان رسيد.
در سال 82 بخشي از معلمان در اعتصاب عمومي شرکت کردند.
در دي و اسفند 82 جمعي از معلمان از رفتن سركلاس هاي درس خودداري كردند.
در فاصله 16 تا 22 اسفند تعدادي از معلمان در مدارس حاضر ميشدند اما به کلاس درس نمي رفتند و در واقع در دفتر مدرسه تحصن مي کردند. 16 اسفند صبح روز شنبه معلمان در تهران و بعضي شهرستان ها با تجمع در ادارات آموزش و پرورش و مدارس، نسبت به مشكلات صنفي خود اعتراض كردند.
«در بررسي فعاليتهاي سالهاي 80 تا 83 در تهران و چند شهر بزرگ ايران، شاهد زنجيرهاي از تجمعات بيسابقة معلمان بودهايم. از سال 80 تا 82 چهار تجمع در تهران شكل گرفت كه نقطة اوج اعتراضات تلقي ميشد. تا اينكه شاهد تخصصهاي هشت روزه در شهرها شديم. در سال 83، شكل اعتراض معلمان دگرگون شد و به صورت عريضه نويسيهاي جمعي خطاب به مديران اجرايي درآمد.»
اعتراض معلمان در ۱۶ اسفند سال ۸۲
11 ارديبهشت 1384 تجمع معلمان مقابل مجلس شوراي اسلامي
پردامنه ترين اعتراضات اين طيف در زمستان سال 85 به وقوع پيوست.
«در دى ماه به مدت سه روز و در اسفند ماه به مدت یك هفته شاهد اعتصاب معلمان بودیم و ۱۲ _ ۱۰ مورد هم تجمع به صورت پراكنده اتفاق افتاد و معلمان در حالى كه نسبت به حقوق پایین فرهنگیان در مقایسه با سایر اداره ها و ارگان هاى دولتى معترض بودند خواستار پرداخت هماهنگ حقوق شدند
بنابر اين گزارش اغلب معلمان در مناطق مختلف آموزش و پرورش طي روزهاي گذشته در اعتراض به برگشت لايحه مديريت خدمات كشوري در كلاسهاي درس حاضر نشدند. جمعي از معلمان كشور نسبت به برگشت لايحه مديريت خدمات كشوري از سوي شوراي نگهبان به مجلس اعتراض كردند.
شنبه 12 اسفند 1385بیش از پنج هزارتن از معلمان كشور به دعوت 30 نهاد صنفی فرهنگیان حاضر شده بودند. معلمان شركت كننده در این تجمع، خواستار ساماندهی وضعیت نابسامان معیشتی
تجمع اسفند 1385 در اعتراض به بازگشت لایحه خدمات کشوری مقابل مجلس
همزمان با سالروز اعتراض معلمان در ۱۶ اسفند سال ۸۲ و صدور اطلاعیه كانون صنفى معلمان صبح دیروز معلمان برخى مناطق تهران با تعطیل كردن كلاس هاى درس دست به اعتراض خاموش زدند. اعتراض معلمان كه از روز شنبه به طور پراكنده در برخى مدارس مناطق چهار، هشت و پانزده آغاز شده بود صبح دیروز به برخى مدارس مناطق دو، سیزده و شانزده هم كشید. معلمان درخواست شان اجراى نظام پرداخت هماهنگ و اجراى نظام پرداخت هماهنگ و اجراى كامل طرح ارتقاى شغلى است. 1385
در بهمن و اسفند ماه 1385 بيش از 6 تجمع گسترده برگزار کردند. 15 بهمن 1385 در برابر مجلس شوراي اسلامي تصريح كردند كه در صورت عدم انجام درخواست ها از رفتن به كلاس درس خودداري خواهند كرد. در چند تجمع پاياني بيش از 30 هزار نفر از سراسر کشور حضور داشتند. سرانجام اين لايحه پس از چند بار رد وبدل شدن بين مجلس و شوراي نگهبان در 24 مهرماه 86 تائيد و براي اجرا به دولت ابلاغ شد. همچنين به دولت فرصت داده شد تا پس از تطبيق خود و تخصيص بودجه در نهايت تا آذر ماه 1387 احکام تمام کارکنان و همچنين کارکنان وزارت آموزش و پرورش را از سال 1379 به اين سو بر اساس اين لايحه صادر کند؛
18 اردیبهشت 1386 از تجمع معلمان مقابل مجلس
جمعي از معلم حقالتدريسي روز دوم تيرماه 1387در مقابل مجلس تجمع نموده و خواستار رفع مشكلات استخدام
مطالبات اصلي
الف) مطالبات عمومي
1- بهبود شرايط معيشتي
1. حقوق پايين 200=300هزار توماني غير مطابق با واقعيت هاي بودجه براي وزارت آموزش و پرورش 600-700هزارتومان. و افزايش حقوق متناسب با تورم
واقعيت آن است كه به گفته علی عباسپورتهرانی فرد، رییس کمیسیون آموزش مجلس، بودجه آموزش و پرورش در سال 1385 7500 میلیارد تومان بوده و با توجه به اینکه بیش از 95 درصد بودجه جاری وزارتخانه صرف پرداخت حقوق و مزایای کارکنان می شود باید میانگین حقوق و مزایای معلمان رقمی در حدود 700 هزار تومان باشد.
بزرگ بودن آموزش وپرورش و موج معلمان خسته و مشكلات ديوان سالاري گسترده و ناكارامد، مهم ترين معضل وزارت خانه فرهنگي را به معضل اقتصادي تبديل كرده است.
در حال حاضر بيشتر نگران اين مساله هستند که در صورت تصويب لايحه تحول اقتصادي هر گونه افزايش حقوقي تا اطلاع ثانوني ممنوع شود.
نرخ رشد درآمد حكمي معلمان از سال 74 تا 85 بنابه آمار آموزش و پرورش از 24 هزار و 100 تومان در سال 74 به 167 هزار و 200 تومان رسيده است كه اين نشان دهنده درآمدهاي رسمي است نه قدرت خريد.»
2. تبعيض ها: علل نارضايي شغلي فقط افت درآمدهاي رسمي (قدرت خريد) نيست، مسأله توزيع همين درآمد ميان جامعة معلمان است. در آبان ماه سال 82، درآمد مستمر 48 درصد كاركنان آمزوش و پرورش كمتر از 160 هزار تومان و درآمد 32 درصد بيشتر از 200 هزار تومان و درآمد 32 درصد بيشتر از 200 هزار تومان بوده است.» ميانگين دريافتي حقوق معلمان در بهمن 1385 طبق گفته مسئولين اتحاديه ها 300 هزار تومان است و بيش از 700 نفر از معلمان بين 130 تا 250 هزار تومان دريافتي ماهانه دارند.
3. حل مشکل مسکن،
1- مسكن براي معلمان كم درآمد
4. پرداخت پاداش پايان خدمت بصورت نقدي
5. اجراي لايحه كامل لايحه خدمات كشوري: بر اساس آن، به گفته سخنگوي کانون صنفي معلمان، حقوق معلمان بايد دستکم 30 تا 35 درصد افزايش يابد. اين لايحه سال 84 به مجلس هفتم تقديم شد. سال 86 به تصويب رسيد و براي اجرا به دولت ابلاغ شد. دولت تا کنون به بهانه تدوين ايين نامه از اجراي ان سر باز زده است. اما دليل واقعي استنکاف دولت ، بار مالي اين قانون است که در بودجه 87 کشور پيش بيني نشده است. مهم ترين خواسته معلمان اصلاح اشل پرداخت حقوق و از بين رفتن فاصله حقوق و مزاياي معلمان با ساير کارکنان دولت است. حقوق بخش هايي از کارکنان دولت دو تا سه برابر معلمان است. ميزان حقوق هيات علمي دانشگاه ها 3 تا 4 برابرحقوق دبيران اموزش و پرورش است. کارکنان اين وزارتخانه در ميان دستگاههاي دولتي، پايين ترين حقوقها را دريافت و همواره به کمي حقوق و مزاياي خود به صورتهاي مختلف اعتراض مي کنند.
6. امنیت شغلی،
2- فضاي آموزشي مناسب يعني كلاسهاي مجهز به تمام وسايل كمك آموزشي و براساس استانداردهاي جهاني: تعداد ساختمانهاي آموزش و پرورش با کاربري اموزشي، اداري و تربيت معلم و مالکيت دولتي يا استيجاري در مجموع 90 هزار دستگاه است که در انها بيش از120 هزار مدرسه دولتي تشکيل مي شود. 670 هزار کلاس درس در تنها 440 هزار اتاق/کلاس برگزار ميگردد.60 درصد ساختمانهاي در اختيار آموزش و پرورش يا به کلي مخروبهاند و بايد تخريب و نوسازي شوند و يا نياز به تعمير اساسي و مقاومسازي دارند( امار آموزش وپرورش – دفتر طرح وبرنامه – خرداد1383 ). در سال 85 بودجهاي معادل 4 ميليارد دلار از صندوق ذخيره ارزي به نوسازي و بازسازي مدارس مخروبه اختصاص يافت که قرار است در مدت چهار سال در اختيار سازمان نوسازي و تجهيز مدارس قرار گيرد(خبرگزاري ايسنا فروردين 85). در سال 85، 700ميليون دلار و در سال جاري 1115 ميليون دلار از اين مبلغ، در اختيار اموزش و پرورش قرار گرفت. اما به دليل مقررات دست و پاگيراداري و مشکلات بوروکراتيک، سازمان نوسازي مدارس قادر به جذب اين بودجه و ساخت و ساز و تعمير مدارس در مقياس وسيع نبوده است. مهلت اجراي اين قانون 4 سال است و تا پايان سال 88 اين طرح بايد تکميل شود. به گفته رئيس سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس، 54هزار مدرسه مشمول اين قانون مي شوند( خبرگزاري ايسنا- فروردين 85). بحران فضاهاي اموزشي در شهرهاي بزرگ به دليل تراکم جمعيت، از شدت بيشتري برخوردار است. هماكنون 70 درصد مدارس شهر تهران ميانگين سني بالاي 35 سال دارند و به شدت فرسوده هستند. علاوه بر مشکلات فوق، آموزش و پرورش استان تهران با کمبود بيست هزار کلاس درس مواجه است ( مديرکل نوسازي استان تهران اسفند 86خبرگزاري ايسنا). کمبود کلاس درس در شهرهاي بزرگ باعث شده که از مدارس به صورت دو نوبته بهره برداري شود. درحال حاضر، حداقل 26 هزار مدرسه دو نوبتي در کشور وجود دارد. کمبود کلاس درس و مدرسه در حالي با چنين ابعاد غول آسايي خود نمايي ميکند که در 10 سال گذشته به طور متوسط سالانه 500 هزار دانشآموز از آمار کودکان مشغول به تحصيل کاسته شده است. جمعيت جوان متولد دهة شصت از آموزش و پرورش گذر کردهاند. در سال 1378 تعداد دانشآموزان به رقم 7/18 ميليون نفر رسيد و از آن به بعد سير نزولي جمعيت دانشآموزي آغاز شد و در سال تحصيلي 87-86 رقم واقعي دانشآموزان به حدود 5/14 ميليون نفر رسيده است(نشريه نگاه – بولتن داخلي اموزش وپرورش )، اما برخلاف پيش بينيها با کاهش تعداد دانشآموزان مشکلات مدارس از جمله کمبود فضاهاي آموزشي حل نشد. در مجموع نه تنها مدارس ايراني، نه تنها از استحکام لازم در برابر حوادث طبيعي مانند زلزله برخوردار نيستند، بلکه نامناسب بودن فضاهاي عمومي مدارس خصوصا مدارس دخترانه از اصلي ترين معضلات آموزشي در ايران به شمار مي رود. در ساخت مدارس معمولا متناسب با بازيگوشي کودکان، ضريب ايمني ساختمان را افزايش مي دهند. اما سازه و سبک معماري مدارس ايران تناسبي با نيازهاي اموزش وپرورش مدرن ندارد. صرف نظر از مسائل ايمني، ديوارهاي بلند آجري، دروازههاي اهني سنگين، راهروهاي دراز و نيمهتاريک واتاقهايي در دوسوي ان، بيشتر فضاي پادگان و زندان را تداعي ميکند. در اکثر مدارس دولتي فضاهاي ورزشي، ناهارخوري، سالن اجتماعات و امتحانات، کتابخانه، آزمايشگاه و کارگاه پيش بيني نشده است. حياط کوچک و اسفالت شده مدرسه محصور در ميان ساختمان وديوارهاي بلند تنها محلي است براي تنفس کوتاه دانشآموزان. نها 5/4 درصد بودجه به نوآوريهاي آموزشي، تجهيزات کمک درسي و سرمايهگذاري جهت بهبود کيفيت آموزش و پرورش اختصاص يافته است.
3- اصلاح محتوای آموزشی،
4- حفظ منزلت معلم
5- نيروي انساني
حدود 45 درصد کارکنان دولت در وزارت اموزش وپرورش به کار اشتغال دارند. مجموع شاغلان اين وزارتخانه حدود 1/1 ميليون نفر است. تقريبا 700هزار نفر از اين تعداد در کلاس هاي درس به عنوان اموزگار، دبير،هنراموز به تدريس مشغولند و400هزار نفر به عنوان کادر اداري مدرسه( مدير، معاون، دفتردار، سرايدار، متصدي ازمايشگاه و کارگاه، کتابدار ) و کارمند اداري در مناطق و سازمانها و ستاد وزارتخانه کار مي کنند. علاوه بر اين 54 هزار نيروي حق التدريس به صورت پاره وقت با اموزش و پرورش همکاري مي کنند. حدود 40 هزار اموزشيار نهضت نيز در بخش سواداموزي بزرگسالان مشغول به کارند. دو گروه اخير از نظر حقوق و شرايط کاري در وضعيت بسيار ناپايداري قرار دارند و ارزوي انها استخدام رسمي در اموزش و پرورش است. بسياري از کارکنان اداري داراي رسته اموزشي هستند و اشتغال کارکنان اموزشي در مشاغل اداري و بالعکس به سهولت امکان پذير است و نياز به تغيير رسته شغلي ندارد. در بخش آمادگي 16 هزار مربي کار ميکنند. حدود 652 هزار نفر از کارکنان آموزش و پرورش در مدارس ابتدايي به کار مشغولند، 80 درصد آنها به عنوان معلم يا مدير- معلم در کلاس درس به تدريس ميپردازند. 45 درصد معلمان دوره ابتدايي مرد و 55 درصد زن هستند. مدرک تحصيلي کارکنان دوره ابتدايي به شرح زير است: 48 درصد ديپلم، 32 درصد فوق ديپلم، 19 درصد ليسانس و يک درصد کمتر از ديپلم. حدود 255 هزار نفر از کل کارمندان رسمي و پيماني آموزش و پرورش در مدارس راهنمايي خدمت ميکنند. از اين تعداد 183 هزار نفر (67%) به کار تدريس مشغولند و بقيه در مشاغلي از قبيل مديريت، معاونت، کارهاي اداري و دفتري، نظارتي و کيفيت بخشي به کار اشتغال دارند. از لحاظ تحصيلات 40 درصد معلمان راهنمايي داراي مدرک تحصيلي ليسانس و بالاتر، 53 درصد فوقديپلم و 7 درصد ديپلم هستند. در مقطع متوسطه و پيشدانشگاهي 300000 نفر مشغول به کارند که 61 درصد به عنوان دبير يا هنرآموز در کار تدريس فعاليت دارند و بقيه با عناويني مانند رئيس، معاون، متصدي آزمايشگاه و کارگاه، دفتردار، مربي پرورشي و غيره مشغول به خدمت هستند. 81 درصد کارکنان اين مقطع داراي مدرک تحصيلي ليسانس و بالاترند. کارمندان متوسطه، 54 درصد مرد و 46 درصد زن هستند. آموزش و پرورش داراي حدود 50 هزار نفر کادر خدماتي و حدود 10هزار نفر کارمند قراردادي و حق التنظيف است. نگاهي به اين آمار نشان مي دهد که جداسازي جنسيتي دانشاموزان در کليه مقاطع تحصيلي فرصت اشتغال قابل توجهي براي بيش از 500 هزار تن از زنان فراهم اورده است به گونهاي که بزرگترين گروه شغلي در ميان زنان شاغل، کارکنان اموزش و پرورش هستند. اموزش و پرورش با تراکم نيروي انساني مواجه است. نکته ديگر پايين بودن امار دانشاموختگان در ميان معلمان مدارس ابتدايي و راهنمايي است. گسترش اموزشهاي ضمن خدمت فرهنگيان و حرفهاي کردن آن و ارتباط فعال بين اموزش و پرورش و مراکز اموزش عالي دولتي و ايجاد انگيزههاي معنوي و مادي در ميان معلمان براي ارتقاي سطح تحصيلات خود از جمله عوامل ارتقاي کيفي نيروهاي شاغل در اين وزارتخانه است. در مراکز تربيت معلم نيز که دانشجويان پس از دو سال تحصيل مدرک تحصيلي فوقديپلم دريافت ميکنند، حدود 3000 نفر به عنوان مدرس مشغول به کار هستند. تعداد کارکنان حوزه ستادي حدود 50000 نفر و تعداد معلمان حق التدريس بين 50 تا 100 هزار نفر در نوسان ا ست. در دوره مرتضي حاجي تلاشهايي براي کاهش نيروهاي ستادي با حذف حود 300 پست سازماني صورت گرفت.17 هزار تن از کارکنان رسمي و پيماني وزارت در1350 اموزشگاه استثنايي، اموزش کودکان معلول را بر عهده دارند. در سالهاي اخير اموزش و پرورش بخشي از نياز انساني خود را از طريق شرکتهاي خدماتي تامين مي کند. در حال حاضر حدود 46هزار نيروي خدماتي قالب اين شرکتها در اموزش و پرورش مشغول کار هستند( خلاصه امار اموزش وپرورش – دفتر طرح وبرنامه – 1384).
در حالي که آموزش و پرورش در برخي مناطق و استانهاي محروم با کمبود دبير مواجه است، در شهرهاي بزرگ حدود 100 هزار معلم مازاد وجود دارد. از طرفي وزارتخانه مجبور است از معلمان حقالتدريسي براي رفع نيازهاي خود در مناطق محروم و نيازمند و حتي در مناطق برخوردار براي بالانس نيرو استفاده کند. بين50 تا100 هزار معلم حقالتدريسي در مدارس مشغول به کار هستند. البته امار رسمي 53 هزار نفر را نشان ميدهد اما مديران مدارس با استفاده از اعتباراتي که در اختيار دارند کمبود کادر اموزشي و اداري خود را از طريق به کار گيري نيروهاي حق التدريس و قرار دادي بدون مجوز رسمي اداري تامين مي کنند. آموزش و پرورش از کمبود معلمان آموزش ديده نيز رنج ميبرد. آموزشهاي ضمن خدمت معلمان ضعيف و ناکارآمد است.
شايد استخدام بي رويه معلم در دهه 60 بود كه سبب شد تا امروز بزرگترين دستگاه نيروي انساني كشور با حضور 25 هزار نيروي مازاد و اعتراضات گسترده 200 هزار معلم حق التدريس رو به رو شود!
وضعيت 25 هزار نيروي مازاد كه عمده آنان در شهر تهران به سر مي برند و 200 هزار حق التدريس معترض، مشكلات آموزش و پرورش را روز به روز پيچيده تر مي كند و ضرورت قانونمند كردن فعاليت اين افراد را در حوزه آموزش و پرورش الزامي مي سازد.
آموزشياران نهضت سوادآموزي در مقايسه با معلمان آموزش و پرورش از شرايط سخت تري برخوردارند. آموزشياران بايد شاگردان كلاسشان را پيدا كنند و سركلاس بياورند. در صورتي كه كلاس درس معلمان حاضر و آماده بوده و حدنصابي براي تعداد دانش آموز تعيين نشده است. آموزشياران نهضت سوادآموزي به شاگرداني درس مي دهند كه ميانگين سني شان معمولاً فراتر از ۴۰ سال است و به تبع آن يادگيريشان كمتر و آموزش به آنها سخت تر.
آموزشياران نهضت، در فصل تابستان هم موظف به برپايي كلاس هايشان با حدنصاب تعيين شده سوادآموز هستند. اما معلمان آموزش و پرورش معمولاً در اين سه ماه فرصت استراحت دارند. تدريس به دانش آموزي كه حداقل دوبرابر سن معلم را دارد؛ سختي ها و پيچيدگي هاي خاص خودش را دارد. نمي گويم معلمان آموزش و پرورش به ناحق دست به اعتراض مي زنند. نمي گويم معلمان مدارس روزانه، شغل راحت و بي دردسري دارند.
1. استخدام رسمي همه معلمان حق التدريس
2. عدم استنخدام پيماني و قرارداداي
1- http://www.edunews.ir
2- http://farsnews.com
3- http://www.hamshahrionline.ir
4- http://www.jomhourieslami.com
5- http://www.aftabnews.ir/
نظرات کاربران :