چرا اوباما؟! برای این که مردم آمریکا با همۀ بی خبری از جهان سیاست و با همۀ ناآشنایی با متغییرهای سیاست روز جهان، دوران هماهنگی دو حزبشان در جنایات به افغانستان و عراق و حمایتهای احمقانه دو حزب از جنایتهای صهیونیسم به خصوص در کشتار مردم غزه و محاصرۀ همۀ جانبۀ جنگ زدگان تا به امروز، بالاخره دریافتند دوگانگی احزاب در آمریکا پوششی سیاسی و تشریفاتی میباشد و محتویات دو حزب همان زمین خواران و گاوچرانان و صاحبان راه آهن پیشین میباشند که امروزه زر و زور و تزویرشان بالا گرفته و به شکل نفت خواران، صاحبان صنایع نظامی، سودآورترین تجارت جهان و مافیای مواد مخدر دومین تجارت جهان میباشند. زمین دارانشان اینک به بیابانها نساخته و مالک عرصۀ و اعیان شهرها و بانکها گردیدهاند و اگر پشتیبان دیروزشان فقط هفت تیر کشان مزدور بودند و کابوترین آنان را به کلانتری برمی گزیدند پشتیبانان امروزشان ارتش نیرومند آمریکا و هفت تیرکشانشان سربازان بیخبر و محرومی که جان برای تصاحب نفت و در انحصار گرفتن مواد مخدر جهان میدهند و چون نفت خواران به نفت
میرسند عوارضی بیشتر از بهاء نفت را از والدینشان می گیرند و مصرف کنندگان بیشترین مواد مخدر هم سربازان درهم ریختۀ از جبهه برگشته اند، و اگر در آن روز شاخۀ تزویرشان بر عهدۀ مجلس سنا بود اینک سازمان ملل است.
آری همۀ این حقائق، در دوران ریاست جمهوری احمقانه بوش آشکار گردید و پس از حمایتهای جانانۀ حزب دموکرات از هرگونه تجاوز هیتلرگونۀ بوش برای تصاحب نفت خاورمیانه و در قبضه گرفتن منبع 98% از موادمخدر جهان و حمایتهای بی چون و چرای دموکراتها از بوش کاندیدای جمهوری خواهان، مردم آمریکا دریافتند که دو حزبشان پایگاه همان سه گروه زمین داران و گاوچرانان و مالکان راهآهن است که اینک با بالا گرفتن زر و زور و تزویرشان به جهان خواری پرداخته اند و پایگاه قدرتشان سازمان ملل و جایگزین قاضیان دست نشانده دیروزشان اینک حقوق بشر است و آن چنان از دموکراسی و دو حزب حاکم بر آمریکا ناامید گردیدند که پیشبینی شد پس از بوش بیش از 12% از مردم صاحب رأی، در انتخاب رئیس جمهورشرکت نخواهند کرد و در این صورت تزویر بر پایۀ دموکراسی افشا خواهد شد و به فکر چاره برآمدند و برای فریب مردم هر لحظه طرحی را می ریختند. آیا یکی از احزاب مردمی را بر سر کار آوریم؟ اگر این حزب به گونۀ جدایی طلبان دو قرن پیش در مقابل خودمان قیام کرده و کار به تقسیم دوبارۀ آمریکا گردید چه خاکی بر سرمان بریزیم ؟! فلان فیلسوف یا فلان منتقد یا فلان هنرپیشۀ سیاسی منتقد را بر سر کار آوریم ؟ اگر تا آخر خط ایستاد چه کنیم؟ و... بالاخره به اینجا رسیدند که غلام بچۀ نرم و آرامی که به راستی تربیت و برتری سفید پوستان را پذیرفته بر سر کار آورند و او با شعار تغییر در سیاست آمریکا مردم را فریب دهد تا باز هم در انتخابات شرکت کنند و این طرح را هر دو حزب پذیرفتند و توافق شد که تسلط هر دو حزب بر غلام بچه مساوی باشد و عروسکشان را به رقص و مجلس آرایی درآورده و مردم را به شرکت در انتخابات واداشتند.
با درنظرگرفتن این حقایق، سیاست مداری که اوباما را شخصیت مستقلی پندارد و شعار تغییر را جدی بگیرد حتی با الفبای سیاست هم آشنایی ندارد، من نمیدانم چگونه مردم آمریکا با ادعای غلام بچهایی بیکس و کار شعار تغییر را پذیرفتند و برخی از رجال ساده دل جهان هم باور داشتند با این که همه خوانده ایم زر و زور و تزویر با جورج واشنگتن مقتدر چه کرد و نیز دیده اید با کندی عضوی از خودشان آنگاه که اندکی از خط استکبار دور می شد چه کردند! آری مردم آمریکا بار دیگر هم فریب خوردند لیکن سخن این است که پس از افشای غلام بچه در ظرف چند ماه و این همه واریز عقاید مردم به این زودی و این همه تنفر جهان در مدتی که هنوز عرق انتخابش خشک نشده و این همه آشفتگی آمریکا، این همه تعطیل تولیدی ها، این همه ورشکستگی بانکها و بیمه ها و چادرنشین شدن مردم و بیکاری 20% از مردمی که 24% از آنان حتی بیمه هم نیستند، باز همین مردمی که به از امروز به آشوبهای خبیابانی پرداخته اند ساکت خواهند نشست و در انتخابات آینده شرکت خواهند کرد. تندتر این که پس از این همه رسوایی دوحزب و دلقک بازی های آزاردهندۀ غلام بچه شان و این حماقتها منجر به فرو پاشی جمهوری آمریکا چون جماهیر شوروی نخواهد شد؟
عزیزان از این که نویسندهایی رئالیست برای ادعاهای خود به خواب استدلال کند شرم می کنم لیکن از آنجا که هفت بخش از خواب هشت بخشی که دیده ام سوگند به خدا محقق گشته با ایمانی قاطع باور دارم که بخش هشتم آن هم که فروپاشی آمریکاست محقق خواهد شد، و بنابراین خواب خود را حجت دانسته و نقل می کنم سوگند به خدایی که شریکی ندارد: ۱- هنوز امام زنده بود و ۲- جنگ ادامه داشت و ۳- صلحی تصور نمی شد و ۴- فرزندم شهید نشده بود و ۵- شوروی نما نما می کرد و ۶- دو موضوع دیگر مربوط به رجال کشور است و حکایتش نامناسب لیکن تحقق یافت.
شبی در خواب دیدم که رهبر انقلاب بر بامی تشریف بردند و من که می دانستم آن طرف ساختمان منزل مسکونی، رهبر مارکسیست هاست. فریاد زدم که پرهیز کنید و حضرتشان با خیالی راحت با دستشان اشارهایی به طرف شرق کرده و فرمودند: شوروی که رفت و سپس اشارهایی به طرف غرب کرده و فرمودند این یکی هم می رود و از آنجا که تا به امروز هفت بخش خواب، محقق گشته برای من یقین است که بخش هشتم آن هم که فروپاشی آمریکاست محقق خواهد شد. زیرا بر پایۀ اسناد محکم مذهبی ظلم و زر و زور و تزویر دوامی نخواهد یافت و خداوند متکبر اجازه استکبار را برای همیشه به احدی نمیدهد.
با این تجربیات است که من باور دارم پس از افشای غلام بچۀ تزویر حاکم برآمریکا با این همه ظلمهای داخلی و خارجی استکبار، سقوط این امپراطوری نیز قطعی است. چه کسی شش ماه پیش از متلاشی شدن شوروی تصور فروپاشی جماهیر شوروی را می کرد؟!
نظرات کاربران :