
تصویر سوم این اسکناس نیز از حضرت امام روح الله، است. بزرگ مردی که اینهمه عظمت و شگفتی،این چنین همراه و همدل شدن ِ امت، بدون او قابل تصور هم نیست. و براستی که "این انقلاب بی نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست." (روی این جمله در انتهای متن، بحث خواهم کرد.)

500 ریالی : در سمت سردر دانشگاه تهران است (که امروز،بعضی ها این درب را بنام ِ "درِ پنجاه تومنی" می شناسند!) اینکه جایگاه دانشگاه در انقلاب اسلامی و در نظام مطلوب اسلامی چیست؟ خود مجال مفصلی برای بحث می طلبد؛ اما اگر بخواهم به اختصار بگذرم، می توان گفت یکی وجه "علمی" ِ دانشگاه مدِّ نظر ِ نظام اسلامی ست؛ و دیگری ،که بس مهمتر است!، اینکه دانشگاه قرار است محل اجتماع جوانان ِ جویای حقیقت و جویای "راهی برای بهترین خدمت" ، است. جوانانی که بواسطه ی سن-شان، هنوز "منفعت"ی ندارند که در گروِ کسی یا چیزی باشد. و جوانانی که دیگر آنقدر بالغ هستند که مستقل بیاندیشند و راه خود و جامعه ی خود را از میان انبوه بیراهه ها بیابند. و یک چنین موجوداتی، اساسی ترین سرمایه ی نظام اسلامی اند و براستی ضامن ِ به خطا نرفتن ِ این نظام؛ و لذا محلِ اجتماع و تقویت و هم افزاییِ این سرمایه ها، یعنی "دانشگاه"، یکی از مهم ترین ارکانِ حکومت و جامعه ی ایران در این دروه است.

در سمت دیگرِ 500ریالی، تصویری از صفوف فشرده ی نماز است،در حال قنوت، و با زیرنویس ِ "نماز جمعه". گذشته از وجه "عبادی-سیاسی"ِ خودِ نماز جمعه، دقتی به حاضرین در این صف خالی از لطف نیست : یک روحانی،یک نفر با محاسن و با کت(یا کاپشن احتمالا چرمی!) کوتاه که تیپ خاصی را نشان می دهد، یک نوجوان، دو پیرمرد، مردی که سبیل دارد و ریش ندارد، جوانی با اورکت سپاهی، یک نفر از اهل تسنن که،بنا بر سنت خود، با دست بسته نماز می خواند،و... و این یعنی "وحدت"! آنهم وحدتی حول محور "معنویت" (قنوت!).

1000 ریالی (سابق): یک طرف "مدرسه ی فیضیه" است! نقطه ی آغاز انقلاب اسلامی! و نمادی از "فقه پویای شیعی" یعنی همان چیزی که موجب می شود "اسلام، دینی برای همه ی اعصار و قرون و همه ی جوامع باشد". و در سمت دیگر "قبة الصخره" که نمادی ست از "بیت المقدس" . و این یعنی اشاره به درد مشترک عالم اسلام و آرمان مشترک عالم اسلام و البته دشمن مشترک عالم اسلام! این انقلاب، از همان سال 41-42 با نفی اسرائیل آغاز شد(چنان که از محدودیت هایی که رژیم سابق برای منبری ها گذاشت این بود که راجع به اسرائیل صحبت نکنید!) و اولین روابط خارجی اش را با ملت فلسطین برقرار کرد(اولین مهمان رسمی خارجی انقلاب یاسرعرفات بود- البته عرفات ِ سالِ 57!) و همواره تنها پرچم دار حمایت از قدس شریف بوده است.(بماند که نقدهایی هم وارد هست)


2000 ریال(سابق) : یک سمت آن تصویری ست از "آزادی خرمشهر" که بسیجی ها را که عکس امام دردست دارند، درمقابل مسجد جامع خرمشهر، یعنی مظهر "مقاومت"، نشان می دهد. نکته ی قابل توجه گنبد تخریب شده ی مسجد است(البته نه گنبد اصلی) که مشتی ست از خروار ِ آنچه بر این کشور رفت! و پلاکارد "درطلوع پیروزی جای شهدا خالی" که بر هزینه های کسب این پیروزی اشاره دارد، هزینه ای بنام شهید، بنام"خون"! و در سمت دیگر، "کعبه" است که باز هم "اتحاد اسلامی" و "معنویت و عبودیت" را فرایاد می آورد.

نکته ی قابل توجه، تصویر سوم (محو) ِ 2000 ریالی ست : "حسین فهمیده" ! و همین یک نوجوان (و حضور او روی یکی از معرف های "رسمی"ِ یک کشور) کافی ست برای گفتنِ همه ی گفتنی های اسلام و انقلاب اسلامی! از "کلکم راع و کلکم مسئول ..." . از "ایثار"... از "تشخیص درلحظه ی حساس" ... از "مردم" ...از "مظلومیت"... از "خون در برابر تمام تکنولوژی نظامی ِ جهان" ... از"شهادت"و...



از اینجا به بعد، گویی فضای اسکناس ها دستخوشِ تغییراتی می شود:
1000ریالی (فعلی) : بجای تصویر "فیضیه"، عکس "امام خمینی" قرار گرفته.

2000 ریالی (فعلی):بجای تصویر "آزادی خرمشهر" و تصویر "حسین فهمیده"، عکس امام قرار گرفته.

(100 ریالی و 200ریالی و 500 ریالی هم که ابتدا "سکه" شدند و بعدتر هم کم کم خودشان از ارزش افتادند و امروز نایابند!)
و اسکناس های طراحی جدید:
5000ریالی : یک طرف عکس امام، یک طرف، گُل و کبوتر.

10000 ریالی: یک طرف عکس امام، یک طرف "دماوند".

20000ریالی: یک طرف عکس امام، یک طرف (احتمالا) میدان امام ِ اصفهان.


50000 ریالی: یک طرف عکس امام، یک طرف نقشه ی ایران با نماد "انرژی هسته ای" و این حدیثِ پیامبر که "دانش، اگر در ثریا هم باشد، مردانی از سرزمین پارس بر آن دست خواهند یافت." و با تاکید روی PERSIAN GULF .

دو تفاوت : این نمادهای جدید، دماوند، میدان امام و سی و سه پل اصفهان، مقبره ی حافظ و سعدی و...، سیمرغ(سکه ی 50تومانی) و حتی بارگاه امام رضا، البته که حکایت از "ایران" دارند. حتی "جاذبه های توریستی"ِ ایران و "تمدن کهن"ِ ایران را بیان می کنند؛ اما فقط همین! اثری از پدیده ی منحصر به فرد انقلاب اسلامی در اینها نیست. اثری از حرفی که انقلاب اسلامی برای دنیا و برای تاریخ داشت، در اینها نیست.
حتی "علم" و "انرژی هسته ای" هم چه تفاوتی می کند که متعلق به اسرائیل باشد یا پاکستان یا ایران ِ منهای ایثار،منهای اسلام-خواهی، منهای معنویتِ درصحنه، منهای حسین فهمیده ؟؟؟
و نکته ی دوم، در تاکید روی "عکس امام" است. بله؛ درست است که "این انقلاب بی نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست." اما آیا "عکس خمینی و فقط عکس خمینی" به خودی ِ خود حتی "خمینی" را هم می تواند بشناساند؟! تا چه رسد به "انقلاب" را ؟ آیا "عکس خمینی و فقط عکس خمینی" ، تفاوت خاصی با عکس "جورج واشنگتون" دارد؟! (یا با عکس ملک عبدالله که یک مقدار هم ظاهر اسلامی تری دارد!)
این اسکناس های فعلی کدام ایران را معرفی می کنند؟ ایران ِ توریست پسند، ایرانِ فقط دماوند، ایرانِ فقط سیمرغ و حافظ ومعماری! ایران مقتدر هسته ای... و "ایران تحت حکومت ِ اخلاف ِ خمینی" !!! (با عرض پوزش ، مثل ایران ِ تحت حکومتِ اخلاف ِ کورش کبیر یا نادرشاه افشار یا پهلوی!!!)
اما این تفاوت، چرا؟
یک پاسخ نسبتا موجه این است که اسکناس های سابق، در زمان حیات حضرت امام چاپ شده بودند، و احتمالا راضی نمی شدند که عکس شان را روی پول ها ضرب کنیم؛ چنان که به بسیاری از "سنن ِ شاهانه"ی دیگر تن ندادند! و الا اگر اجازه می داشتیم، خب "عشق به خمینی عشق به همه ی خوبی هاست" دیگر! عکس امام هم یعنی تمامِ آن ارزش ها! (که این تصور را در دو پاراگراف فوق رد کردیم) و بعلاوه، ذوق هنری مان هم بیشتر شده و "نمادشناس"تر شده ایم و مثلا "کبوتر" می تواند همان پیامی را به ما منتقل کند که "حسین فهمیده" می خواست بگوید؛ یا "سیمرغ" همان اتحاد و معنویت نمازجمعه را...
یک پاسخ دیگر اشاره به طراحانِ اسکناس هاست و فضای ارزشی حاکم بر دولتی که آن اسکناسها را طراحی می کرد، در قیاس با فضای سکولار و تکنوکرات و مدنی(!) ِ بعد از جنگ تا –تقریبا- امروز. این شاید طبیعی ترین پاسخ است!
و پاسخ سومی که می توانم بگویم اینکه : اسکناس ها دروغ نمی گویند! این طرح ها واقعا "جامعه" (و نه صرفا دولت) را در "دوره-های مختلف"تاریخ ایران معرفی می کنند؛ ما مردم، دیگر مردم "جهادسازندگی" و "نمازجمعه" و "حسین فهمیده" و "خرمشهر" و... نیستیم! ما مردم، مردم ِ دماوند و سیمرغ و انرژی هسته ای شده ایم!... ما مردم، مردم ِ "فقط عکس خمینی" شده ایم... و از این پاسخ سوم باید پناه برد بر خدا.
پانوشت: 1- صحبت هاي مقام معظم رهبري در دانشگاه علم و صنعت
نظرات کاربران :