عبرت يعني آنچه كه بايد از ان عبور كرد و به
واقع تاريخ محل عبرت است. اگر عبرت بگيريم شايد شاهد اين همه درگيري
نخواهيم بود".چه بسيارند عبرت ها و چه كم اند عبررت گيرندگان؟!."
شنبه 10 بهمنماه 1388
*هميشه براي ما سوال بوده است كه چگونه ميشود كه عده اي آن گونه در صدر
اسلام در مقابل جريان حق ايستادند؟چگونه عده اي از بزرگان و سابقه داران
نظام سقوط ميكنند؟.چگونه عده اي به همه گذشته خود پشت پا زده و انرا
انكارميكنند؟
*وقتي نظري به مسائل اخير مي اندازيم مي بينبم كه
خيلي هم عجيب و دور از انتظار نيست. روند انحراف و استحاله جريان ها ،يك
واقعه يك روزه نيست، بلكه ساليان زيادي طول مي كشد تا يك جريان انحراف خود
را از خط راستين خود نشان دهند.
*براي برخي عجيب است كه بعضي از
كساني را ببينند كه زماني يارامام و اسلام بوده اند اين چنين منحرف
شوند،اما اگر به خوبي تاريخ را مطالعه كنيم خواهيم ديد اصلا هم عجيب نيست.
اين سنت هميشه تاريخ بوده است. در صدر اسلام ما طلحه ،زبير،سعد بن ابي
وقاص و عبدلله بن عمرهاو .. زياد داشته ايم.پس عجيب نيست كه ماشاهد تكرار
آن باشيم.درحالي كه نه اينان از زبير ها بهتر بوده اند و نه شرايط روشن
تر از صدر اسلام است.
*همواره به تاريخ اسلام براي من جذاب و
الهام بخش بوده است. نصيحت امير المومنين به امام حسن عليهم السلام
همواره در گوشم است كه امام به ايشان ميفرمايد: "كه در تاريخ گذشتگان
مطالعه كن" و وصف خود را مي فرمايند كه چنان تاريخ را مطالعه كرده ام كه
گويا من يكي از انان هستم.
*در حوادث اخير وقتي وقايع يكي پس از
ديگري اتفاق مي افتاد برايم يكي پس از ديگري وقايع صدر اسلام وخصوصا
دوران امير المونين عليه السلام تكرار مي شد. وقتي براي خود و يا برخي
دوستان وقايع اخير را با تاريخ صدر اسلام تحليل ميكرديم به واقع شعف را در
خود و دوستانم احساس ميكردم كه تاريخ چقدر مي تواند راهگشا، عبرت بخش و
بصيرتآفرين باشد.
*عبرت يعني آنچه كه بايد از ان عبور كرد و به
واقع تاريخ محل عبرت است. اگر عبرت بگيريم شايد شاهد اين همه درگيري
نخواهيم بود".چه بسيارند عبرت ها و چه كم اند عبررت گيرندگان؟!."
*برخي
را فرزندو زن به فتنه مي اندازد "انما اموالكم و اولادكم فتنه".مانند زبير
كه جزو متعصب ترين طرفداران امير المومنين بودولي به واسطه فرزندش عبدالله
در مقابل ايشان ايستاد(داستان اين عبدالله يكي از عبرت آموز ترين داستان
هاي تارريخ اسلام است و شخصيت شناسي او مجالي ديگر ميطلبد).و برخي را مال
حرام به اين راه مي كشاند و برخي را نيز طمع دنيا مانند طلحه.
*عبرتي كه ما نيز بايد بگيريم اين است كه اينها هيچ كدام از ما دور نيست. نه ما از آنها بهتريم و نه روزگار از آن روزگار ساده تر.
نظرات کاربران :