صورت مکتوبی است از جانب حضرت مستطاب میرزا راپورت چی در بیان
علل تغیر مواضع ایدئولوژیکی
عنوان مکتوب :
خدمت ذی مکرمت جلالت مآب مستطاب اجل اکرم حضرت میرزا قلی خان راپورت چی
شرح مکتوب :
دوست نادیده ای بنام میرزا قلی خان راپورت چی که ظاهراً از اجلۀ علمای بلاد و اعاظم راپورت چی های دولت فخیمه ممالک محروسه است در یکی از عریضه های خود به حقیر!! خواست که فی الفور نام این وجیزه ای را که اسم آن را راپورت های میرزا راپورتچی گذاشته ام تغییر داده و لقب دیگری ابتیاء نمایم. چرا که هم از پس و هم از پیش رعایای ممالک محروسه این لقب را به میرزا قلی خان پیشکشی نموده و بابت آن هم پیشکشی دریافت نموده است.
میرزا که من باشم ! از آنجایی که در ممالک محروسه مخصوصاً در میان اصحاب جدید آبدارخانه مرحوم شاغلام پشت و پناهی نداشته و ندارم و به هزار خفت و خواری مرا از جمیع مناصب والقاب محروم کرده اند فی الیوم خوف برمان داشت و فکر کردم اگر فرمایش ملوکانه رعایا را اجابت کنم در یک طرفه العین ممکن است حضرت میرزا سوروس خان وبلاگ باشی حکیم الحکمای بلاگفا نویسان، فرمان دهد در این دکان را گل بگیرند تا از فرامین رعایا متابعت نکند . همچنانکه دکان سابق را تخته و ما را با ده ها سر عائله و مزدور از کار بیکار و به عریضه نویسی کنار دادگستری مقدسه فرستادند و القاب را هم از ما سلب و بخشی از آن را به میرزا ابراهیم خان آنورآبی (میرزا ابراهیم خان حسرت الترقی و التجدد!)!دادند.
همان یوم اول تصمیم داشتم تا کار بجاهای باریکی نکشیده دست از لج بازی برداشته و عنوان این دکان را عوض کنم و خود را از شرارت ها و عوارض های بعدی دوستان ناباب که سخت مرا تشویق به مقاومت و مخالفت و مبارزه و احقاق حقوق از دست رفته و ابطال فرمان ملوکانه رعایا !!می کردند؛ خلاص کنم. لیکن اذناب ناباب خر شیطان، آدام الله ظله علی رئوس المفسدین، را زین کرده و چهار نعل در پیش ما حاضر کردند و بدون ده شاهی هزینه و مصرف ذخیره های کارت بنزین مرا سوار این خر کردند و در گوش ما خواندند که چه نشستی ! در شان و شئونات میرزا نیست که با یک اولتیماتوم روس منحوس!! دوکان مبارک را دو دستی تحویل مردم جاهل و پخمه غیر نخبه داده و میدان را خالی کنی و بازندۀ رقابت مردم سالاری باشی!! بقول میرزا ابراهیم خان حسرت الترقی و التجدد!! این با حریت ! لیبرالیته ! سیویلیزاسیون ! اباحیگری ، رفولوش ! چاچولیسم ! شووینیسم و هر چه در این حوضه !! است؛ معاند می باشد.
فی الفور برای میرزا قلی نوشتم :
" الیوم ، استعمال عنوان میرزا راپورتچی بایّ کانَ نحو ٍ در حکم محاربه و دوئل با اذناب میرزا و اعلام جنگ علیه حق الناس و سمپات ها می باشد " الاحقر میرزا
توهم میرزا و اذناب وی این بود که با این فتوا که به رویت و امضاء دو تن از اساطین جبهه معاندیه منجمله میرزا حسنقلی خان منتظرالوقت و ساده اللوح و الفکر! و میرزا یوسف الدوله مفتری الزنا بالمومنین والمومنات! رسیده بود ؛ بای کان نحو پایه اقتدار آبدارخانه مرحوم شاغلام و اصحاب وی خواهد لغزید و در یک طرفه العین فرو خواهد پاشید و صدا از میرزا قلی خان راپورت چی، روحی و ارواحنا جدا در نخواهد آمد!! و دل اصحاب و اذناب شیخ مهدی معتمد الاصلاحات ( مشهور به میرزا مهدی تفرقه چی شیخ اصلاحات ) ، شیخ محمد یالانچی (مشهور به میرزا محمد سوروسی یا میرزا محمد جین شارپی!! ) و سایر عمله و اکرۀ بلیه های رنگی و مخملی خنک خواهد شد.
گویا فی الاول ، بر میرزا قلی خان راپورت چی که از بابت رژیسوری چرند و پرندهای پلتیکی و سوسیالوجستیکی ید بیضایی داشته و داخل در هیستوری و درام و کُمدی و فایل و لوور درافه و نفی اکل و ماکول کباب برگ و نوشابه های گازدار و تشکیک درگرانی نان و ماست و انکار هلوکاست بود ، خوف قالب آمد که الیوم اقسام کودتاهای رنگی و مخملی و جنگ زرگری ممالک محروسه را در بر گرفته و رعایا به جای دعا گویی با الات محترقه و ابزار منفجره با هم محاربه نمایند و امور از حالت اعتدالی و مدنی به جهت مونارشی و الیگارشی و بدنی متمایل شده شالوده رعیت پروری دولت فخیمه از هم گسسته گردد.
چند روزی اینجانب میرزا راپورتچی ، در دکان کله پزی و مغز خوری میرزا سعید خان سنگتراش کاشی ( مشهور به مغز فسفری اصلاحات) دندان بر جیگر گذاشته و چند دست کله پاچه نوش جان کرد که شاید از ناحیه میرزا قلی خان ، خس و خاشاکی را بهانه کرده با چانه زنی در بالا و فشار از پایین و دمیدن در رفولوشن و رولوشن و رفرم بساط اصحاب جدید آبدار خانه را بهم ریزم ، لیکن میرزا قلی و اصحاب وی برخلاف اذناب ما، یوماً و لیلً مشغول رتق و فتق امور رعیت و تحکیم ارکان سلطنت خود گردیدند و ما را به فلوسی و پشیزی حساب نکرد.
اکنون پس از گذشت چندی اگر چه تمامی اذناب ما همواره به میرزا توصیه به مقاومت و عدم صدور بیانیه، راپورت، اطلاعیه و راهکارهای استراتژیه نموده و مینمایند ولی فی الحال به حضرت اشرف میرزا قلی خان و سایر اصحاب و رسانه های وابسته اعلام می کنم که : من الیوم الهذا الی یوم القیامه به مدد و الطاف الهی و رهنمودهای نفس لوامه و غلبه بر نفس اماره ، از خر چموش حضرت ابلیس آدام الله ظله علی رئوس المفسدین با تمامی لوازم و لواحق پایین آمده و صدارت کبرای حضرت میرزا قلی را بر ممالک محروسه وبلاگ میرزا قلی خان راپورت چی به رسمیت شناخته و عرض می کنم : ننه کوچیکتم!!
تو باغ پر گلی من برگ زردم بیا میرزا قلی دورت بگردم
میرزا راپورت چی به تمام اصحاب دور و نزدیک اعلام می کند که آنها هم از این خر چموش پیاده شوند و من الیوم الهذا و فی کل ایامٍ عنوان مبارک وبلاگ شریفه بنام " تونگوله " را که به لسان دارالعباد گیله مردان شریف راس المسکن زنده یاد گل آقا رحمه الله علیه ، به معنای " تلنگر " می باشد پذیرفته و دست از وطن فروشی و شق عصای مسلمین بردارند و تمام هم و غم خود را صرف حفظ بیضۀ اسلام و مسلمین و امنیت و آبادانی ایران عزیز نمایند.
میرزا راپورتچی انتظار دارد بقیه اذناب و مردم خداجوی !! و جرسیان داخل و خارج و همه دکان های صهیونیستی ، ینگه دنیایی، بریتانیایی، افرنچی، و قس علی هذا !! این تغییر مواضع ایدئولوژیک را فی الحال به عنوان یلتیک !! پذیرفته و طاقت خر شیطان را که تحمل خرهای دیگر را بر گرده خود ندارد در نظر بگیرند و به همان سرعتی که باهم سوار این خر شدیم به آرامی پیاده شویم تا این خر نفسی چاق کند.
یاران من ، مشاهده فیلمهای تکان دهنده عاشورا در دیش های آن ور آبی !! و عکس العمل عوامانه رعایا در نعلبکی های ارتجاعی این ور آبی !! من الیوم نشان می دهد که انواع دسته جات و عمله جات شریفه ضد انقلابیه از قبیل : لیبرالیه، سکولاریه، صهیونیه، مرتجعه، مستبده، دیکتاتورشیپ ها، فشارآورندگان از بالا!، چانه زنان پایین! ، فرنگی مآبان، وطن فروشان، جاسوسان، منافقان، فرقه شومیه تقلیدییه، منور الخیانه ها، مشهور الجنایه ها، همچنین همه کسانی که از دست رعایای ممالک محروسه گریخته و در بلاد غربت به شغل شریف و پر درآمد خبرچینی وجاسوسی مشغولند و ایضاً، نخبه های بی بصیرت، عوام کالانعام، عالیجنابان سرخپوش، عالیجنابان سبزه قبا و خاکستری ، عالیجنابان رنگی و مخملی و بنگی و جنگی و قس علیهذا!!که همه جزء لوازم پروگرس و سیویلیزاسیون در هر مملکتی هستند ؛ در این مملکت عقب مانده و رعایای بی چشم و روی آن (که میرزا قلی را دیدند ولی حضرت والا را ندیدند) پشیزی ارزش ندارند !! لهذا ما را به اتهام استبداد و دیکتاتوری و مخالفت با مملک محروسه از مسیر رعیت پروری خارج خواهند کرد آنگاه خر بیار باقلی بار کن!!
فی الیوم در امور ممالک محروسه میرزا قلی هیچ امری از جنبه راپورت از این بیانیه بقاعده نیست. میرزا راپورت چی برای خروج اذناب خود از این کوی سروته بسته که رعایا و عوام بر دیوار آن نبشته اند : لعنت بر پدر و مادر آنکس که در این مکان....( سانسور )!! به صراحت و روشنی می فرمایم:
اگر چه از اعدام و قتل و زندانی کردن و ترور کردن اذناب خود به اندازه کافی بهره گرفته و خواهیم گرفت و از این جهت خوفی نداریم و بخاطر چنین خوفی این بیانیه را شرف صدور نمی کنیم ولی بنده ( اَنَا ) و دوستان بهتر از جانم که امروز بسیاری از آنها در زندان های آنور آبی و این ورآبی مورد انواع شکنجه های قرون وسطایی قرار دارند اعلام می کنیم که پایبند سرسخت استقلال ، توسعه و آبادانی وبلاگ " تونگوله" از وبلاگ میرزا قلی خان راپورت چی بوده و اعتقاد داریم بقیه اذناب هم تا دیر نشده و نهرها و چشمه های در حال خشکیدن فرقه جرسیه به مرداب " شبهه"" فتنه"" بدعت" ریزش ننموده از اوامر ملوکانه به عنوان راه حل خروج از بن بست مقنی کاران این نهرها و چشمه ها یک صدا با ما اعلام نمایند:
اول : اعلام مستقیم و اسفالته ( کج و معوج و خاکی و خوکی را قبول نداریم ) مسئولیت پذیری میرزا قلی خان در مقابل اذناب اینجانب در داخل و خارج مبنی بر عدم حمایت از کسانی که منبعد ادعای مالکیت و مملوکیت عنوان جدید پایگاه " تونگوله" را داشته باشند بای کان نحو ٍ. در صورت بی کفایتی و ناکارآمدی میرزا قلی در حفاظت از منافع تونگوله نباید شکایتی از آمپول های هوای پزشک احمدی!! یا چوب و فلک علاء الدوله نماید که در چارچوب این راپورت با او برخورد خواهد شد.
دویُم : تدوین دستورالعمل شفاف و غیر قابل برگشت برای انتخاب اصحاب آبدارخانه مرحوم شاغلام ، به گونه ای که هر کس از نخبه های اصلاح طلب چپ و راست و سرجوخه ها و گروهبانهای آنها که داخل در یک حزب پلتیکی هستند در نقاط استراتجیه آبدارخانه بکار گمارده شوند و بتوانند آزادانه و منصفانه و بدون خدعه و دخالت اذناب میرزا قلی بر بیت المال و تمام گفتمان های حاکم بر آبدارخانه سیطره داشته و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی و ارتجاعی میرزا قلی را در همه سطوح منتفی ساخته و بالکل امور آبدارخانه را در ید پرقدرت خود قبضه نمایند.
سیّم : هر یک از اذناب ما که اکنون در حبس داخل و خارج ممالک محروسه عذاب الهی می کشند باید با نظارت استصوابی اصحاب تونگوله از محبسه منحوسه خلاص شده و بجای آن رعایای آبدارخانه که در روز 9دیماه بی ادبی و جسارت به ساحت مقدسه نخبگان و خواص داشتند به طرز فجیعی به بند کشیده شوند.مخصوصاً آنهایی که این پلاکارد ها را حمل می کردند::
تاجر ورشکسته برگرد به باغ پسته!!
سپه سالار پینوشه ایران شیلی نمی شه!!
این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده !!
خامنه ای کوثر است دشمن او ابتر است!!
خامنه ای خمینی دیگر است ولایتش ولایت حیدر است!!
ما همه سرباز توایم خامنه ای گوش بفرمان توایم خامنه ای!!
استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی!!
هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران!!
ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند!!
بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف بلکه حتی به حماقت متولیان آبدارخانه مرحوم شاغلام نیز تعبیر نخواهد شد و دول فرنگیه به هوش ما احسنت خواهد گفت. در غیر اینصورت اصحاب جدید آبدارخانه باید منتظر "پروپاغاندای" ما برای روز 22بهمن منحوسه و چهارشنبه سوری مقدسه باشند!!
چهارم : فی الحال بسیاری از اذناب جرس ، که از زمان اقتدار اریستوکراتیۀ میرزا اکبر خان جرمانی الی یوم حاکمیت مطلقه و الیگارشیتۀ میرزا محمد خان اصلاحات چی ( مبدع لوایح دوقلو برای هورت دادن قدرت چون هلو ! ) و الی یوم وکیل الرعایایی میرزا قلی خان راپورتچی! پروگرس نموده و جریده های فریدۀ ملون الحال و الاحوالی روبراه کرده که جناب میرزا حسین خان مغیب الغیب و الاغیاب در جریده شریفه کیهان این جراید را به نام با مسمای روزنامه های زنجیره ای مفتخر ساخته است؛ باید فی الفور از هر گونه قید و بندی آزاد و بر جان ومال و ناموس و اعتقادات رعایا حاکم شوند و احدی را نشاید گوشه چشمی به این جراید نشان دهند و در عوض بقیه جراید مرتجعه مخصوصا جریده منحوسه کیهان موقوف گردند. این اوامر ملوکانه به هیچ نحو از انحاء نباید مثل قانون برنامه چهارم ، قوانین بودجه ، و سایر قوانین نبشته و نانبشته!! توسط میرزا قلی پشت گوش انداخته شود. ترس از جریده های ما نباید باشد بلکه از آن جریده هایی باید خوف داشت که از عالم غیب خبر می آورند و پته های دیگران را روی آب میریزند.
توصیه اکید من این است که تجربیات دول راقیه علی الخصوی ممالک ینگی دنیا، بلاد افرنجیه، دارالکبرای بریتانیای کبیر و ممالک شریفه و آزاده صهیونیه در بلاد مرتجعه فلسطینیه در این زمینه باید سرمشق میرزا قلی و اصحاب جدید آبدارخانه وی باشند.
آیا وقت آن نرسیده که اصحاب پخمه میرزا قلی توصیه های نخبگان را پذیرفته و با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به آنور آبی ها خلاقیت پلتیکی، کالچری و سوسیالوجیکی خود را نشان دهند؟
پنجم : به رسمیت شناختن حقوق آنچنانی میرزا و اذناب میرزا و جبران جمیع صدماتی که در آن واحد بر من نازل کردید و بازگرداندن کلیه مناصب و القاب و دایر ساختن بساط سور و سات چون: آزادسازی ولی عدم اجازه پخش فیلم حصار در حصار و توبه نصوح اثر میرزامحسن خان مخمل پوش ژنده فروش!! آزاد سازی سینماتوغراف بر وزن پرونوگراف ، اجازه پخش همرام با سانسور تیاتر" آنکه گفت آری و آنکه گفت نه " اثر مرحوم میرزا برتولت خان برشت کرمانی بر وزن جرمانی!!، آزادی تاسیس فراموشخانه و مجمع آدمیت، و اعاده حیثیت بربادرفتۀ مرحوم میرزا ملکم خان ناظم الدوله!! رها سازی فلّه ای و گله ای برگزاری و شرکت در همنشینی های اینور آبی و آنور آبی در سفارت خانه های دول فخیمه!! آزادسازی تاسیس بنیاد سوروس ، سازمان سیرا، مرکز کودتاهای مخملی مرحوم جین شارپ و زنده یاد مایکل لدین و همچنین تقدیس و تشویق مذاکره کنندگان در لندن و برلین و اعطای نشان ویژه ایثار به مذاکره کنندگان، نشست وبرخاست با سازمان های جاسوسی برای کسب اخبار و رهنمودهای لازم ، و آزادی دایر شدن سفارت اسراییل در محل سابقه و بازسازی لانه جاسوسی و تحویل آن به آمریکا همراه با جبران کلیه خسارت های وارده ، آزادشدن برو بیا با از شما بهتران و صرف چایی و اشربه و اطعمه و تنقلات ، شیرینیجات ، نوشابه های آنچنانی غیر گازدار، و قس علی هذا
ایضاً! اعلام شود که خوردن هرگونه نوشابه های گازدار و گوزآور، دوغ ملی! عرقیات وطنی غیر از آنچنانی ها !! سبزیجات، ترشیجات، مرباجات، باقلاجات، حبوبات علی الخصوص نان بربری فی الجمله موقوف و غدغن گردیده و مرتکبین این اعمال قبیحه به مکانی بدتر از کهریزک تبعید شوند.
در تضمین اجرای این بند پایبندی به اصل دویم غیرقابل برگشت بوده و این اصل باید در جوف آن اصل اجرا شود و آن اصل به منزله پیش نیاز این اصل است.
به بندهای فوق توصیه های دیگری می توان اضافه کرد که فی الحال چون در قبض و بسط می باشم بماند ، شاید وقت دیگر!! مخصوصاً به تمام اذناب میرزا توصیه می کنم پیشنیاز بند پنجم را در دارالتربیه میرزا عبدالله خان جاسکی آدام الله ظله علی رئوس الطالبین مدرک کشکی و آبکی ، به ارزش دو واحد پاس کنند که چه معجونیه این دارالتربیه!! در یک طرفه العین من المهد الی اللحد " سرتی فیکیت" پروفسوریس صادر میفرمایید چنانکه کماهوحقه برای بانوی اول ممالک محروسه خاتون باجی زهرۀ طرق پیما!! سرتی فیکیتی صادر کرد که کارشناسی آسمان هنر را به پروفسوری ریسمان سیاست گره زد و هنوز این گره را هزاران شیخ اصلاح طلب و اصول گرا نگشودند!!
وانکشف ( همان کلام آخر ) : در گوشی می گویم جناب میرزا قلی خان من می دانم که این جماعت اصلاحاتچی که مدتی است تن به کار خدمت فرنگی در می دهند بالمره پایه و مایه ای در دینداری و رعیت پروری ندارند و پیوسته در بند توافق نامه و مذاکره و لوایح دوقلو و رفراندم و پشت گوش انداختن قانون و قانون اساسی و داد و ستدهای دیپلماسی و پلتیکی و چانه زنی در بالا و فشار از پایین و راه اندازی قتل های زنجیره ای و کوی دانشگاه و خود زنی دوستان و ترتیب دادن کودتاهای مخملی و رنگی و سایر امور قبیحه و شیطانیه هستند ،
تصدقت شوم لاجرم شما تصدیق بفرمایید که هرجی برما نیست بلکه همین مقدار آمیزش با فرنگی هم بالمره بی مبالاتی و بی التزامی به مراسم شریعت سید المرسلین را در ما تقویت کرده ، دیگر نه نماز، نه روزه، نه عزاداری حضرت سیدالشهداء ، نه غزه، نه لبنان، نه جمهوری ایرانی رضاخانی!! و نه کودتاهای رنگی و مخملی دوای درد ما نیست.
اگر سهم ما را مشخص نکنی و نپردازی و حرمت محدوده دم مبارک ما و اذناب و اقوام و وابستگان و بستگان ما را حفظ نکنی به سر مبارک قسم عنقریب امور تونگوله خانه هم از ما سلب و بدست اطفال فرنگی خواهد افتاد!! چنانکه این جماعت در روز عاشورا آشکارا و علانیه در محضر رعایای ممالک محروسه و عزاداران حضرت سیدالشهداء حرمت نگه نداشته و بی باکانه مُفطِربودند و کسی را جرات تعرض به آنان در این خصوص نبود.
بسا می شد که بعضی از اذناب وابسته به تونگوله خانه هم تاب نیاورده و به نرمی و ملایمت نکوهش و سپس ریزش کردند اما آنها با این کار دارند دکان تازه تاسیس جرس را به باد فنا میدهند .
به همین حد مطلب ختم می شود ومن اعتراف میکنم ( البته اذناب رادیکال و افراطی تونگوله خانه نشنوند که فی الفور مرا ترور وخون ناپاک و نجس مرا به گردن اصحاب آبدارخانه خواهند انداخت) با اقدامات این جماعت اصلاحات چی درجه ضعفی که به نظام مقدسه روی آورده طرحی است که فرنگیان برای ایران پیش خود ریخته اند و ما و اذناب تونگوله خانه عروسکی بیش در دست آنان نبوده و نیستیم.
بیت
کمکم کن، کمکم کن، نذار اینجا بمونم تا بمیرم
به سر مبارک قسم مرافعه بین اصحاب آبدارخانه و اذناب تونگوله خانه مرافعه زرگری است. همه می دانند که اصل داستان اضمحلال و انهدام ممالک محروسه و نظام مقدسه است .
نظرات کاربران :