پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

متن سخنرانی عضو شورای مرکزی جنبش در جلسه پایانی طرح مطالعات اندیشه امام دانشگاه تهران
بازخوانی بعضی از اندیشه های امام/متن کامل  (ويژه)  


1  امام می فرمایند بايد قيام كنيم در مقابل ظلم و جورها، و منكرات . امام نهضت خود را هم از قيام لله آغاز می کنند. قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا هم غيب هم شهود را همه را به صحنه بیاوریم. امام از اين تئوري ها كه يك عمر خود سازي کرد بعد به سراغ اصلاح باید رفت نیست. البته مبارزه و خودسازی بین این دو اصل تنظیم می شود يا ايها الذين آمنوا لا يضركم من ضل اذا اهتديتم حتي امر به معروف به نيت خودسازي است اگر نكني خودت خسران می کنی، فعالیت های اجتماعی حتی مبارزه هم به همین نیت است مِنْهُمْ تَارِكٌ لِإِنْكَارِ الْمُنْكَرِ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ يَدِهِ فَذَلِكَ مَيِّتُ الْأَحْيَاء خودت می میری. يك واقعيت همين نسبت جهاد اصغر و اكبر است خوانده اید امام حسين دنبال عبد الله بن حر حنفی می آید می فرماید ُ إِنَّكَ مُذْنِبٌ خَاطِئٌ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ آخِذُكَ بِمَا أَنْتَ صَانِعٌ إِنْ لَمْ تَتُبْ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي سَاعَتِكَ هَذِهِ فَتَنْصُرَنِي وَ يَكُونُ جَدِّي شَفِيعَكَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى

  
 
شنبه 10 بهمنماه 1388  

 

امر به معروف و نهی از منکر، جایگاه و گستره ها
بحث درباره چيستي انگيزه قيام و مقصد و وضع زندگى امام حسين و همه ائمه، از مسائلی است که امام بر روی آن تکیه می فرمایند.  انگيزه آنان اقامه عدل و معروف و از بین بردن منكر بود. امام یک منکر را جور و حكومت جور و یک معروف را  حكومت عدل،می دانند. در این جا دو نکته مطرح است. یکی نگاه به مسئله امر به معروف و نهی از منکر و درک منکر و معروف در وسیع ترین معنای آن و نیز درک مهم ترین معروف ها و منکرهایی که عدم اقامه آن ها بسیاری از احکام را تعطیل می کند یعنی حکومت اسلامی و عدل. این مطلبی است که احادیث هم صریحا به آن تاکید دارند پیامبر می فرمایند إِنَّ أَفْضَلَ الْجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ یا امام علی می فرمایند َ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ إِلَّا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ ...وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ . این بحث را مفصلا امام حسین در خطبه منا باز کرده اند فَبَدَأَ اللَّهُ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ فَرِيضَةً مِنْهُ لِعِلْمِهِ بِأَنَّهَا إِذَا أُدِّيَتْ وَ أُقِيمَتِ اسْتَقَامَتِ الْفَرَائِضُ كُلُّهَا هَيِّنُهَا وَ صَعْبُهَا وَ ذَلِكَ أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ دُعَاءٌ إِلَى الْإِسْلَامِ مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ وَ مُخَالَفَةِ الظَّالِمِ وَ قِسْمَةِ الْفَيْ‏ءِ وَ الْغَنَائِمِ وَ أَخْذِ الصَّدَقَاتِ مِنْ مَوَاضِعِهَا وَ وَضْعِهَا فِي حَقِّهَا. هم برپا داشته شدن فرائض با امر به معروف و نهی از منکر است هم امر به معروف و نهی از منکر محدود به مسائل کوچک فردی نیست.  خواندن به اسلام، دادن حقوق مردم، مخالفت با ظالم، تقسیم صحیح بیت المال و عدالت خواهی و فسادتسیزی جزو اجزای آن است.
چيستي انگيزه قيام و مقصد و وضع زندگى امام حسين
تئوری های مختلفی قبل و بعد از امام در مورد عاشورا مطرح شده است که بعضا مستند به بعضی برداشت ها از سخنان یا مطالب ائمه است، بعضا بافته است و بعضا حتی از ادیان تحریف شده نظیر مسیحیت در این زمینه استفاده شده. تئوري فديه که امام حسین برای بخشش گناهاهان شیعیان به شهادت رسیده که یک تئوری از مسیحیت تحریفی در مورد حضرت عیسی است. تئوري حكومت گيري و قدرت طلبی است که چون ریشه در مطالب مشترقین دارد بیش تر روشنفکران روی آن تاکید دارند. گول خوردن امام به دعوت کوفیان است که مثل مورد قبل است و... اما واقعيت این سخن امام حسین است اني لم اخرج اشرا و لابطرا و لا مفسدا  و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيره جدي و ابي برای امر به معروف و نهی از منکر آن هم در وسیع ترین معنای ممکن و احیای سیره پیامبر  و امام علی به تعبیر امام خمینی براى حكومت آمدند، براى اينكه بايد حكومت دستِ مثل سيد الشهدا باشد، مثل كسانى كه شيعه سيد الشهدا هستند، در مقابل جور، حكومت عدل را مى‏خواستند درست کنند. این برداشت کاملا با معنای قدرت طلبانه و ماکیاولیستی که مسترشقان می گویند متفاوت است. که شهید مطهری در حماسه حسینی بحث مبسوطی در این زمینه دارند. البته نسل جدید روشنفکری ديني هم به طرح شبهاتی مانند خشونت طلبي بودن اقدم عاشورا‏، نفي لعن و نفرين و تاريخي كردن آن‏، نفي ضرورت گرامي داشتن عاشورا‏ و القای ، تلقي اسطوره اي‏ از قیام عاشورا همت گماشته اند.
سیر تاریخی نظریه پردازی در باب عاشورا
براي درك اين مسئله سیر تاریخی نویسندگان هم جالب است، صالحي نجف آبادي شهید جاوید را دهه 40 می نویسد که برداشتی متاثر از مستشرقين و زميني كردن عاشوراست، مرحوم شريعتي برداشتی چپ گرايانه را در حسین وارث آدم معرفی می کند، شهید مطهري در حماسه حسینی با طرح نگاه های اصلاح گرانه و دست گذاشتن روی تحریفات عاشورا به ضرورت گره خوردن عاشورا با مسائل روز و خرافه زدایی و تحریفات می پردازد. سيدجعفر شهيدي در پس از پنجاه سال با بررسي جامعه شناختي از ریشه های قیام امام حسین و خیانت مردم کوفه به دنيا طلبي و مسائل این چینی پرداخته است که در فتح خون آويني بازتولید شده و به نقش عاشورا در تربیت انسان و تکالیف تاریخی انسان ها نسبت به عاشورا سخن گفته، در آذرخشی دیگر در آسمان کربلا هم علامه  مصباح یزدی بحث هاي فكري پيش آمده را پاسخ می گوید. امام خميني بر فراز همه با تاکید بر هدف اقامه قسط و عدل در قیام امام حسین كل يوم عاشورا را بالاتر از صرف گريه کردن برای ابی عبدالله تاسي به ایشان و ضرورت پی روی استراتژی  فداكاري در ميدان تبليغ در خارج ميدان را برشمرده اند و از سوی دیگر هدف عزا را سازماندهي شيعه خوانده اند.  رهبر معظم انقلاب در مرحلهخ بعدی از نقش عوام و خواص‏‏ و  عبرت هاي عاشورا و ضرورت های امانت داران عاشورا گفته اند که در کتاب هایی به همین نام ها منتشر شده است. احسان بابایی هم در کتاب در امتداد عاشورا از این چند تن و افراد دیگر سخن رانده است.
انحرافات همه از منكرات
امام همه انحرافات را از منکرات می دانند و  جز خط مستقيم توحيد هر چه هست منكرات است. در این نگاه  انحراف ممكن در عدم انتخب اولويت ها، عدم درك دشمن شناسي و درک دشمن های مهم باشد در سوره روم داریم ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ یا در سوره انعام داریم وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُون. منکر انسان را به رفتن در جبهه باطل و ولایت پیدا کردن با ظالمین می کشاند.
حقیقت ادعیه ائمه
امام همین جا به حقیقت ادعیه ائمه شاره دارند. اندیشه های مختلفی در مورد دعاهای ائمه و نوع ارتباط آن ها با خدا مطرح شده است. تشريفاتي بودن دعاها، برای ياددادن به ما بودن آن ها، واقعيت احساس ائمه و... امام با طرح معرفت ائمه به خداى تبارك و تعالىاین اندبشه که ادعیه تشريفات برای ماست را به جهال منتسب می کنند. ضمنا اشاره می کنند در دعا  «هم معنويات است هم قضيه حكومت ...از بين بردن حكومت ظلم است،» یعنی باید به همه ابعاد دعا توجه داشت. خیلی مهم است امام از اين ها نبود كه برو كاركن خودش ثواب است به ضرورت خودسازي در سنين جواني تاكيد وافر داشت، صحبت های امام در مورد جوان را در کتاب جوانان از دیدگاه امام خمینی یا جوان از کلام نور یا اربعین را اگر ببنید تاکیدات وافر امام را به خودسازی و ارتباط با ادعیه ببنید اما همین امام می گوید مقاصد دعا و مسائل سیاسی دعا را هم باید دید. همین امام می گوید احکام سیاسی اسلام بیش از بخش عبادی آن است، احکام عبادی اسلام هم سیاسی است.
قیام حسینی و مهدوی دو جنبش عدالتخواهانه و ضرورت تاسی به آن ها
امام هر دو قیام حسینی و مهدوی را برای اقامه عدل،  رفع منكر و جلوگيرى از حكومت ظلم و جلوگيرى از مفاسدى كه حكومتها در دنيا ايجاد میکنند و برای بستن حكومت جور می دانند و می فرمایند انبیا نیز در عالم طبيعت از اول مقابله با طاغوت کردند ومی گویند بايد سرمشق بشود از براى مسلمانها.  و با طرح ضرورت رجوع به سيره می گویند بايد ببينند كه صاحب مذهب چه كردهاست. مهم درك معنا قصد است وگرنه تبدیل کردن عاشورا به مناسکی مثل مذهب سیک و... فایده ای ندارد.  بايد ما توجه به اين معنا باشد که با اين طاغوتها بايد چه بكنيم؟ جالب است امام در مورد حج هم مي گويد در هر كجا بايد به چه توجه کرد و در هر کجا برای چگونگی مبارزه با طاغوت چگونه اندیشید. در كتاب اسلام ناب از ديگاه امام يا حج از ديگاه امام خميني اين را مي توان دید.
دعوت به فیام مقابل ظلم، نسبت خودسازی و کار اجتماعی
امام می فرمایند بايد قيام كنيم در مقابل ظلم و جورها، و منكرات . امام نهضت خود را هم از قيام لله آغاز می کنند. قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا هم غيب هم شهود را همه را به صحنه بیاوریم. امام از اين تئوري ها كه يك عمر خود سازي کرد بعد به سراغ اصلاح باید رفت نیست. البته مبارزه و خودسازی بین این دو اصل تنظیم می شود يا ايها الذين آمنوا لا يضركم من ضل اذا اهتديتم حتي امر به معروف به نيت خودسازي است اگر نكني خودت خسران می کنی، فعالیت های اجتماعی حتی مبارزه هم به همین نیت است مِنْهُمْ تَارِكٌ لِإِنْكَارِ الْمُنْكَرِ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ يَدِهِ فَذَلِكَ مَيِّتُ الْأَحْيَاء خودت می میری. يك واقعيت همين نسبت جهاد اصغر و اكبر است خوانده اید امام حسين دنبال عبد الله بن حر حنفی می آید می فرماید ُ إِنَّكَ مُذْنِبٌ خَاطِئٌ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ آخِذُكَ بِمَا أَنْتَ صَانِعٌ إِنْ لَمْ تَتُبْ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي سَاعَتِكَ هَذِهِ فَتَنْصُرَنِي وَ يَكُونُ جَدِّي شَفِيعَكَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى تو آدم گناه كاری هستی  با جهاد گناهت را پاك كنبه شفاعت پیامبر برس. ما این فرصت را از دست می دهیم بر خلاف بافته ها انقلابی بودن امام در تمام دوران تحصیل و سلوک ایشان تا قیام 15 خرداد و ما بعدها وجود داشته  تاريخي ترين سند امام 1321 دعوت به قیام لله می کند. چیزهایی هم که از سیره امام هست، خردسالی و جنگ با راهزنان، ثبت نام برای اعزام به فلسطین در دوران طلبگی و... امام از همان اول انقلابي بود اما به قواعد مبارزه عمل می کرد تا زماني كه حاكم شرع بروجردي بود و ولایت و زعامت با او بود از او اطاعت می کرد ضمن این که تلاش می کرد روی بقیه علما و خود ایشان اثر بگذارد. حتی نقلی شده که سرش اختلاف است سر قضیه فدائیان از عصبانیت در بجث با آقای بروجردی عمامه را به زمین کوبیده اند. اما مخلص کلام جمله ای دارد مرحوم شریعتی که خیلی مفید فایده است اسلام وقتی به یک نفر واجب می شودئ همه اش از نماز و جهاد و زکاه و امر به معروف با هم واجب می شود بافته های من درآوردی به اسم دین که این ها را از هم جدا می کند ِدینی نیست، البته به معنای این نیست نباید روندی طی بشود. این که در سوره فتح در وصف مومنین هست مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجيل كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّار به همین جا بر می گردد. جوانه می زنذ، ریشه می دواند، غلیظ و محکم می شود و استوار می شود، اما به معنای برداشت های انحرافی از این مسئله نیست. با این حربه میس خواهند بچه های ما را از صحنه امر به معروف و اثر گذاری عمومی خارج کنند. به تعبیر امام «جنگ روز صيقل انسانيتِ انسانها‏، نشاط عاشقان خدا ، جشن و سرور عارفان الهى نغمه سرايى فرشتگان در ستايش انسانهاى مجاهد است»رابطه جهاد اكبر و اصغر به ویژه تجربه 10 سال دفاع مقدس بهترین نمونه امکان این مسئله است.
اسلام منهای سیاست
امام می گوید به گوش ملتهاى ضعيف خواندند كه حكومت به شما چه كار دارد، شما برو نمازت را بخوان، شما مسجدت را برو، همين! اسلام منهاي سياست دعواي اصلي همين جاست  الآن هم  در وقایع اخیر شعار دین از سیاست جداست می دهند. متحجرها و مقدس مآب ها و التقاطی ها و غربزده ها با هم متحد شده می گویند دين خراب مي شود . دین اگر به تعبیر عزیزی قلمبه نوری باشد یک گوشه ای خوب است، دین را آلوده نکنید. سوال می کنیم کدام دین، دینی که بوده یا دین من دراوردی این حضرات يك سري روايات دعائم الاسلام در كتاب الايمان و الكفر اصول كافي هست اكثر دعواي بعض علمای اهل سنت با ما هم همين جاست بنی الاسلام علی خمس: علی الصلاه والزکاه والصوم والحج والولایه و لم یناد بشی ء کما نودی بالولایه دین با چیزی مثل ولایت و سیاست و حاکمیت استوار نمی شود. «مايكل برانت» معاون سابق سازمان سيا در كتاب «A plan to Divide and Desolate Theology   » فاش كرد، آن هنگام سازمان CIA و MI6 پروژه مشتركي را به نام «طرح براندازي تشيع تا سال 2010» تعقيب مي كردند كه نخستين هدف آن «فروپاشي انقلاب اسلامي ايران» بود. مبلغ 40 ميليون دلار از بودجه 900 ميليون دلاري جمع آوري اطلاعات حياتي، شناسايي و شكار جاسوس، نفوذ در مراكز ديني و تقويت روشنفكران ليبرال براي تبديل تشيع به يك «مكتب درويشي محض» تا سال .2010م (يعني تا 1389هـ.ش!) خرچ کرده اند. يكي از اهداف اين پروژه در ايران، ايجاد موج فراگير تبليغاتي پيرامون «تحريفات تاريخي اسلام»، «هويت غير سياسي تشيع» و «نسبت دين و جامعه مدني» بود تا به دينداران القا شود كه تنها «اسلام سكولار» ضامن حيات «جامعه مدني» است. این ایده ها ریشه استعماری دارد این دست های استعماری هم ریشه تاریخی دارد، سراغ پیامبر و اهل بیت هم در می آمدند. می خواهید دین دار باشید بروید رد حوزه خصوصی .
سابقه ولایت فقهیه و معنای اطلاق آن
امام می فرمایند «وظيفه اين است كه ما برويم مسجد بنشينيم دعا بخوانيم يا وظيفه اين است كه ما بايد قيام بكنيم؟ وظيفه اين است كه ما همه بايد همه چيز خودمان را در راه اسلام فدا بكنيم،» البته باید توجه کرد در پايبندي به احكام دين هم اولويت داريم واجبالت كه تكليفش مشخص است نبايد ترك شود ولايت و حكومت و امر به معروف از این سنخ است که اگر اقامه شود واجبات دیگر هم اقامه می شود. یک بحثي مي كنند که امام ولايت فقيه را خودش ارائه کرده و قبل از او کسی نگفته است. این قدر نرفته اند تحقیق کنند که سه مسئله حسبه، ولايت در افتاء  و قضا فقيهي در طول تاريخ شيعه نداريم اين را نفي کرده باشد. يكي از ويژگي هاي امام برداشت جامع از دين بود. امام دین را همه دین می دانست همه كنار هم.  البته حكومت آن قدر مهم که ولي فقيه مطلقه بودنش همين است که به تعبیر امام «بر جمیع احکام شرعیه تقدم دارد. ...حکومت ...یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است.» حالا جالب است بدانید این چمله را هم امام در پاسخ به آقا می گویند که نگاهشان به محدود بودن ولایت بوده است. چپ های تندرو دهه 60 حالا خودشان دارند از محدود کردن ولایت فقیه می گیوند یکی از ظلم ها هم همین است که همین اطلاقی را که امام می گوید از معنای خودش می برند بیرون با حکومت های مطلقه در ادبیات علوم سیاسی که به حکومت های دیکتاتوری نسبت داده می شود یکی می کنند.
مردم گرایی
تقدير از مردم بر خلاف بعضي روحانيون و روشنفكران اشرافي كه آن ها را پست می شمارند، یکی از مسائلی است که به وفور در ادبیات امام دیده می شود. بعضی مردم را تنها همج رعاع می بینند و روشن فکرها هم که امل و عقب مانده، اما این مردم گرایی امام تعارف هم نیست، امام آدم این چنینی نبود ظاهرا خانم طباطبایی همسر سید احمد آقا نقل کرده اند  یک موقع نامه به رزمنده ها نوشته بود قبل از پخش در رسانه ها گفته بود برگردانید باید اصلاح شود،  برای این که دروغ نباشد جمله من همیشه به یاد شما هستم را کرده بود، من گاهی به یاد شما هستم. البته این مسئله اصلا به معني تاييد سنت هاي غلط نيست كه در مردم هست. امام که صلابتش ابرقدرت ها را می لرزاند متعدد در مقابل احساسات و اخلاص مردم گریه می کرد. آقا نقل می کردند یک خانمی خودش را به من رساند گفت به امام بگویید من سه تا از بچه هایم شهید شده بعدی ها هم فدای انقلاب به امام گفته بودند غرق اشک شده بود. یا این که بچه ها قلک های شان را برای کمک به جنگ شکسته بودند. امام صداقت مردم و به ویژه مستضعفین را اصل می دانست و به آن ها باور  توطئه و توهم توطئه
«هر مطلبى را كه اين خارجيها مى‏گويند تمام مطالب اين خارجيها براى گول زدن ماهاست» امام با آن تیزبینی دست های ابرقدرت ها را می دید و مثل بعضی تصمیماتش بر اساس میزان قدرت و تهدیدهای آن ها و تبلیغات آن ها نبود. در نگاه امام توطئه توهم نیست، اما این به معنای پوشاندن ضعف ها و خراب کاری های ما هم نیست.
ضرورت حضور مردم در صحنه ها
«مردم مسلمان و متعهد كشورمان به اهميت حضور و نقش تعيين‏كننده خود در تمامى صحنه‏هاى انقلاب آشناتر مى‏شوند، و راز دوام و بقا و استحكام قيام الهى خود را بهتر كشف می کنند«ما دموكراسي حزبي و يا طبقه خاص نيستيم امام علاوه بر گره زدن مقبوليت به حمايت هاي همه ساله يعني سالي يك انتخابات و دو راهپيمايي ملي بسياري از موارد را اجتماعي و مردمي نه از طريق ديوان سالاري و نهادهاي رسمي حل مي كرد و هيچ گاه با حزب گرايي موافقت نكرد. از سوی دیگر امام از اهداف شوم و پليد استكبار جهانى و نوكران آن« دور كردن مردم از صحنه‏هاى انقلاب و گسستن پيوندهاى پولادين آنان با آرمانهاى اجتماعى- سياسى اسلام» می دانست. امام از جنگ نرم دشمن برای اثر گذاری بر قلب ها و مغزها صحبت می کرد و ملت را بیداری و مقابله با آن فرا می خواند.
تحمیل احزاب و اشخاص به مردم خیر، دعوت مردم آزاد است، نفی دموکراسی حزبی
از نگاه امام «مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند، و هيچ فرد و يا گروه و دسته‏اى حق تحميل فرد و يا افرادى را به مردم ندارند.:‏ قدرت تشخيص و انتخاب كانديداى اصلح را دارند. البته مشورت در كارها از دستورات اسلامى است. و مردم با متعهدين و معتمدين می توانند مشورت کنند : افراد و گروهها و روحانيون در حد تذكرات قبلى در حوزه خود مى‏توانند كانديدا معرفى نمايند؛ ولى هيچ كس نبايد توقع داشته باشد كه ديگران اظهار نظر و اظهار وجود نكنند.» امام اجازه نداده البته نفي هم نكرده است.  «مجلس خانه همه مردم و اميد مستضعفين است: نبايد كسى انتظار حتماً نمايندگان بايد از گروه و صنف خاصى باشند. «امام دموكراسي حزبی و نخبگی و نیز انسداد و تک صدایی سیاسی را رد کرده است. «تميز بين كسانى كه در تفكر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‏اند، با ديگران كار مشكلى نيست.» در این نگاه  مردم نبايد منتظر خواص بمانند. یعنی امام ضمن رد باند بازی و قدرت طلبی حزبی و ضرورت اولویت بودن مستضعفین معرفی گزینه به مردم را بدون بازی های سیاسی بر اساس اصول به رسمیت شناخته اند.
مشخصات کاندیداها در نگاه امام، جنگ بین دو اسلام
باید با بصيرت و درايت و تحقيقْ كانديداها را شناسايى و به‏ سوابق و روحيات و خصوصيات دينى- سياسى متعبد به اسلام و وفادار به مردم خدمت به آنان احساس مسئوليت، پایبندی به اسلام در تبلیغات،  طعم تلخ فقر را چشيده در قول و عمل مدافع اسلام ناب  طرد و معرفي طرفداران اسلام امريكايي باشد. این مفهوم خیلی مهم است یکی از هنرهای مهم امام طرح همین مسئله بود. «اسلام ناب محمدي : اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف و اسلام امريكايي:  اسلام سرمايه دارى، اسلام مستكبرين، اسلام مرفهين بى‏درد، اسلام منافقين، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان» در این نگاه مذهبي بودن تنها و استفاده از نمادهای مذهبی كافي نيست. حسن و قبح هاي ذاتي قبل از اسلام و شريعت داريم مثل حسن عدل و قبح ظلم، ديانت ما عقلاني و عادلانه و بر مبناي حفظ كرامت انساني است . تحريف دين يا بزرگ و كوچك كردن آن مسئله جدي است کارویژه اسلام آمریکالیی هم همین است. الذين جعلوا القرآن عظين/ يومنون ببعض و يكفرون ببعض دين داري عافيت طلبانه رد شده است هم سابقه تاريخي دارد مثل كارهاي بني اسراييل و جريان هاي اشرافيت و قدرت طلب و متحجر صدر اسلام مثل ناكثين و غاسطين و مارقين هم امروز در بحث هاي علمي مطرح است و نمونه مي بينيم. این بحران از موقعي ايجاد مي شود كه يدخلون في دين الله افواجا با انگيزه هاي ديگر یا با برداشت های ناقص يا به خاطر فتح اسلام وارد مي شوند، تحجر و يا التقاط و عدم اجتهاد صحيح، دنيا گرايي، وابستگي به بيگانه همه بخش هایی از این مدل است.  .قرائت هاي مختلف از دين را طرح می کنند یا تفسير و تاويل های غیر اصولی می کنند مثلا حرف از دين رحماني مي زنند تا جهاد و شهادت را خشونت معرفی کنند حال که مقرآن می گوید. مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُم اصول اساسي در انديشه امام هست كه اين دو خط را جدا می کند. پابرهنگان و مستضعفين و دين بي غل و غش آن ها و غير اشرافي شان،‏ مبارزه با استكبار‏ تاريخي ديدن مبارزه دو جبهه‏ استضعاف و استكبار‏، و البته  مبارزه اصل نيست عارف اما عارف مبارزه جو نه كنج عزلت گزيده‏ در مقابل سرمايه داري و اشرافي گري‏ و استكبار‏ و مرفهين بي درد، ‏ نفاق‏‏ْ‏، راحت طلبي‏، فرصت طلبي نفي گرديده كه سر دراز دارد. از نگاه امام مستضعفین و محرومين در تصميم گيري ها اولویت دارند«خيلى از مسائل وجود دارد كه به نفع محرومين بايد حل و فصل شود. »
اخلاق انتخاباتی
«تبليغات انتخاباتى در چهارچوب تعاليم و اخلاق عاليه اسلام و جلوگيري از كارهايى كه با شئون اسلام منافات دارد» جزو توصیه های امام است. به كسى توهين نگردده دوستى و برادرى، كه چيزى شيرينتر از آن نيست، لطمه‏اى نخورد.»
حق گرفتنی است، مبارزه با ابرقدرت ها
«روز احقاق حق است. و حق را بايد گرفت. و انتظار آنكه جهانخواران ما را يارى كنند بيحاصل است.... درنگِ امروز فرداى اسارتبارى را به دنبال دارد. امروز بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون نمود، و زره جهاد و مقاومت پوشيد، و در افق طليعه فجر تا ظهور شمس به پيش تاخت و ضامن بقاى خون شهيدان بود.» در این نگاه عزت و جهاد در سايه مبارزه است بر خلاف حرف هاي تنش زدايي که می زدند، امام به دنبال به هم زدن نظام نابرابر جهانی با جهاد و مبارزه بود.
مدل های انحرافی انتظار فرج
امام پنج مدل انحرافی برای انتظار فرج برمی شمرد.
1-    در کنجی بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان را از خدا خواستن. اينها مردم صالحى هستند  به تكاليف شرعى خودشان عمل می کنند یعنی (اسلام فردي)
2-    ما كار نداشته باشيم به اينكه در جهان و ملت ها چه مى‏گذردت كليف‏هاى خودمان را عمل مى‏كنيم، بتكليف ما همين است كه دعا كنيم ايشان بيايند و كارى به كار آنچه در دنيا مى‏گذرد يا در مملكت خودمان مى‏گذرد، نداشته باشيم. این ها هم صالح بودند. اما باز مسئله همان است.
3-    بايد عالم پر [از] معصيت شود تا حضرت بيايد؛ نهى از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم تا مردم هر كارى مى‏خواهند بكنند؛ گناه‏ها زياد بشود كه فرج نزديك بشود.
4-    بايد دامن‏زد به گناهها، دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود البته در بين اين دسته، منحرفهايى هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهايى هم بودند كه براى مقاصدى به اين دامن‏مى‏زنند
5-    هر حكومتى اگر در زمان غيبت محقق بشود، اين حكومت باطل بر خلاف اسلام است. مغرور بودند. آنهايى كه بازيگر نبودند،
مغرور بودند به بعض رواياتى كه وارد شده است بر اين امر كه هر عَلَمى بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آنها خيال كرده بودند كه نه، هر حكومتى باشد، در صورتى كه آن روايات [اشاره دارد] كه هر كس علم بلند كند با علم مهدى، به عنوان «مهدويت» بلند كند، [باطل است.]: معنايش اين نيست كه تكليفمان ديگر ساقط است؟ يعنى، خلاف ضرورت اسلام، قرآن نيست جالب است بدانید 17 تا روایت در این باب در وسائل الشیعه است که اکثرش مشکل سندی هم دارد. به تعبیر امام «ما اگر فرض مى‏كرديم دويست تا روايت هم در اين باب داشتند، همه را به ديوار مى‏زديم؛ براى اينكه خلاف آيات قرآن است. اگر هر روايتى بيايد كه نهى از منكر را بگويد نبايد كرد، اين را بايد به ديوار زد.«
اقدامات خلاف روح قیام حضرت صاحب
امام می فرمودندحضرت صاحب كه تشريفمی آورند. : براى گسترش عدالت ، تقویت حكومت ، امحاء  فساد. امام ضمن بازيگرند و نادان، و بازیچه سیاست بازان بودن خواندن بعضی از این ها این کار را نفی کرده و می گویند« حضرت مى‏خواهند همين را برش دارند. ما اگر دستمان مى‏رسيد، قدرت داشتيم، بايد برويم تمام ظلم و جورها را از عالم برداريم. تكليف شرعى ماست، منتها ما نمى‏توانيم. : حضرت عالم را پر مى‏كند از عدالت؛ نه شما دست برداريد از تكليفتان، نه اينكه شما ديگر تكليف نداريد.»معنای عدم وجود حکومت هرج و مرج و ظلم و کشتار است.... ما بتوانيم جلوى ظلم را بگيريم، بايد بگيريم؛ تكليفمان است. ضرورت اسلام و قرآن [است،] تكليف ما كرده است كه بايد برويم همه كار را بكنيم. ...ما بايد فراهم كنيم كار را. فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك بكنيم، »
انجمن حجتیه
انجمن حجتیه یک از مظاهر اسلام آمریکاییبود که هم  خود به صورت یک مظهر مستقل نمود یافته و هم به صورت یک تفکر -به ویژه پس از اعلام ظاهری تعطیلی آن- در مغزها رسوخ پیدا کرد و در اعمال نمود بیرونی یافته است، گرچه خود ندانند، یا اعلام نکنند و یا واقعا هیچ گونه سابقه ی عضویتی در آن نداشته باشند. که شاخص این تفکرات انحرافی گشت.
 مبانی فکری انجمن
 از مهم ترین  ویژگی های این اسلام می توان موارد زیر را برشمرد: برداشت متصلب و متحجرانه از دین و ظاهرگرایی و قشری گری و دست گذاشتن روی فقهِ بی توجه به زمان و مکان به جای اجتهاد مبتنی بر اصول و بر اساس تفاوت های زمانی و مکانی،  ب) برداشت فردی از اسلام و چشم پوشی از احکام اجتماعی دین و احکام گرایی و اخلاق  گرایی صرف بی توجه به صلاح جمعی و اصلاح عمومی، مخالفت با قیام در عصر غیبت با توسل به بعضی روایات و برداشت غلط از آن ها که به تعبیر امام خمینی شاید بعضی از آن ها ساخته و پرداخته ی وعاظ اسلاطین و ملاهای کثیف درباری باشد.و بسیاری به نهی از پیروی مدعیان مهدویت قبل از ظهور اشاره می کند نه با کج فهمی حجتیه ای به عدم مبارزه با ظلم و زیرپا گذاشتن همه ی دستورات شرعی از جمله حدیث مشهور پیامبر که من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناکثا لعهدالله مخالفا لسنه رسول الله یعمل فی عباد الله باالاثم و الجور ثم لم یغیر علیه بقول او فعل فکان حقا علی الله ان یدخله مدخله، عافیت طلبی و رهاکردن احکام دردسر ساز دین مثل مبارزه با ظلم و نیز امر به معروف و نهی از منکر -البته امر به معروف و نهی از منکر به معنای حقیقی و نه برداشت تقلیل یافته ی محدود به آداب فردیو نیز بزرگ کردن بخش های بی دردسر دین و اگر ضرورتی به انقلابی نمایی و نه انقلابی بودن بشود مبارزه با دشمنان فرعی کم خطر بی دردسر.  همکاری با ظلمه به بهانه ی تقیه و حفظ خود برای ظهور امام عصر ، علام عدم کار سیاسی که خود سیاستی برای پی گیری سکولاریسم(جدایی دین از سیاست است.)، انحراف در جریان شناسی و اولویت دادن به شاخه ها به جای ریشه ها و بی اولویت ها به جای خطرناک ترها(چنان که انجمن قبل از انقلاب به جای مبارزه با شاه به سراغ وهابیت رفته لبود و بعد از انقلاب سراغ کمونیسم و در سال-های اخیر سراغ وهابیت به جای آمریکا و اسرائیل، تعریف غلط از انتظار (که در نحله های مختلف آن صور مختلف دارد از کمک به زیاد شدن ظلم و جور تا بی تفاوتی نسبت به آن و در بهترین حالت صلاح فردی! همه به بهنه ی برداشت غلط از روایاتی مثل یملا الله به الارض قسطا و عدالا کما ملئت ظلما و جورا بدون توجه به انبوه روایات وارد شده در مورد ضرورت مبارزه با ظلم )و محدود کردن معرفت امام به شناخت تاریخی!، در ادامه ی دشمن شناسی غلط بزرگ کردن اختلافات مذهبی و حمله به مقدسات سایر فرق اسلامی به بهانه ی دفاع از حریم تشیع!، ادعای ولایت-گرایی بدون توجه به روح ولایت(به تعبیر امام در منشور ورحانیت این ولایت های بی ولایت) و محدود کردن آن به خواب گرایی و...، مناسبت زدگي، آرمان گرايي صفر و صدي که یا باید همه دین بی نقص باشد یا کلا هیج یخشش نباشد. با تعاریف پیش گفته دامنه ی وسیعی از افراد ولو با نام اسلامی کار کنند، ولو خود مدعی مبارزه با حجتیه باشند، بدانند یا ندانند، بفهمند یا نفهمند وابسته به این تفکر هستند.
بخشی از تاریخچه انجمن
اما آن چه انجمن حجتیه نامیده می شود تشکلی است که به وسیله ی شیخ محمود ذاکر زاده تولایی(معروف به شیخ محمود حلبی) در مقابله با بهائیت بعد از کودتای 28 مرداد تحت عنوان انجمن ضد بهائیت و بعدها به صورت رسمی و با اجازه ی ساواک انجمن خیریه حجتیه مهدویه نامیده شد. حلبی که از چهره های سیاسی و مذهبی مشهد بود بعد از رای نیاوردن در انتخابات مجلس 11 سال با آن شهر (حتی برای زیارت!)قهر کرد و بعد کودتا و فضای یاس سیاسی با رشد بهائیت مبارزه با آن را آغاز کرد، اما مبارزه ی انجمن و او نه معطوف به بعد اقتصادی و سیاسی انجمن (و سیطره ی آن بر نهادهای متعدد اقتصادی و هم چنین وزارت خانه ها و...)که تنها معطوف به مبارزه ی ایئولوژیک آن هم نه با ریشه ی بهائیت که به شاخه های آن بود. و با بزرگ کردن خطر بهائیت(شاخه) خطر آمریکا (ریشه) و شاه به عنوان عامل آمریکا و محمل رشد بهائیت را رها کرده و با از صحنه ی مبارزه ی حقیقی خارج کردن پتانسیل عظیمی از مبارزین انان را به صحنه ی مبارزه ی فرعی آن هم با برنامه های بعضا حداقل 7-8 ساعته برای اعضای عادی در روز کشاندند.  انجمن در ابتدا تحت عناوینی مثل نهی از قیام در زمان غیبت و قدرت شاه و آمریکا به مقابله ی با انقلاب اسلامی پرداخت و امام را مسئول خون های ریخته شده می دانست و حتی به معرفی مبارزین به ساواک پرداخته به صورت نمونه تلاش کرد تا فرمان امام به عدم جشن به خاطر عزای کشتار وسیع رژیم در نیمه ی شعبان سال 1357 را بشکند. بعدها با پی گرفتن استراتژی بی تفاوتی و در روزهای آخر انقلاب با انقلابی شدن یک شبه به پذیرش انقلاب پرداختند و مدعی مبارزه-ی سی ساله با آمریکا و اسرائیل به خاطر مبارزه ی شان با ولیده ی فاسد آن ها بهائیت شدند. البته باید بین طیف ضد انقلاب و طیف بی تفاوت (که عمدتا از رده های بالای انجمن بودند ) با طیف طرفداران انقلاب که عمدتا رده های پایین بودند تفاوت گذاشت. و البته بعد از انقلاب انجمن در لایه های مختلف فکری و فرهنگی و مدارس و بعضی نهادها مشعغول به فضاسازی شد. یکی از استراتژی های جدید آن ها هم دعوت به همین مسئله تقدم زمانی خودسازی به کار اجتماعی است.
مسئله منتظری، شترسواری دولا دولا نمی شود

کل مسئله امام و مرحوم منتظری یک چیز بود که الآن مسئله این جریان سبز هم همین است، شتر سواری دولا دولا یعنی هم در داخل حاکمیت باشیم و از مزایای درون حاکمیت بودن استفاده کنیم هم اپوزیسیون باشیم. و آن گونه با نظام رفتار کنیم. البته امام جریان منتظری را به فرصت تبدیل کردند یکی از ظلم هایی که دارد می شود همین است امام به خاطر حرف های منتظری مثلا در مورد اعدام منافقین در 67 هیئت های نظارت بر استان ها گذاشتند بهد شد کشوری بعد حتی به آقای خامنه ای واگذار کردند ادامه اعدام ها را که ایشان تصمیم بگیرد بعد آقا پذیرفتند در سر قضیه منتظری و عزل شان آقا و هاشمی می روند پیش امام حتی گریه می کنند امام این کار را نکند بعد یک عده با این که می دانند مسئله را به عکس طرح می کنند. البته ظاهرا آقای منتظری در خاطرات خود بخشی را در مورد اعدام ها و نقش آقا در متوقف کردن آن ها اشاره کرده است. اگرجریان سبز هم چهارچوب های ناظم را پذیرفته بود و از حاکمیت خارج نمی شد، و نقدهایش را به موارد اصلی معطوف می کرد نه دوختن زمین به آسمان می توانست به یک فرصت تبدیل کند که چنین نکرد.
محمدصادق شهبازی

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان