از.... می ترسند
ازاتحاد قرمز و سبز و سپید می ترسند / آن ها که از سپیدی عصر جدید می ترسند
حتی به سبز رنگ سیاهی و مرگ پاشیدند / از بازتاب روشن سبز سپید می ترسند
چون قطره قطره نهال دین شد نزدیک / حتی ز خون سرخ زلال شهید می ترسند
تنها نه از تفکر و خوی امام عشق و امید/ از عکس های چهره ی عشق فقیه می ترسند
یک صبح و با طلوع قیام ذخیره ی جاوید / از غرب و شرق و قریب و بعید می ترسند
ایما بیا به شادی فردا امیدوار شویم / زیرا که از امید به فردا شدید می ترسند
نظرات کاربران :