ويژگي ديگر شهيد رجب بيگي اين است که آدمي است به شدت فرهنگي، تا مغز استخوانش فرهنگي است و کار فرهنگي برايش موضوعيت دارد. روزي که مي بيند همه کارهايش را کرده، وقتي دشمن دست به اسلحه مي برد نمي نشيند تماشا کند و بگويد من اهل قلم و روشنفکر هستم، اسلحه دست مي گيرد و افتخارش این است که به عنوان يک آدم فرهنگي به قول خودش "کتاب زده" نيست و هر جا که لازم باشد اسلحه دست مي گيرد.
مهدی رجب بیگی در سال ۱۳۳۶ در شهر دامغان متولد شد. در سال ۱۳۵۴ در رشته مهندسی راه و ساختمان در دانشگاه تهران قبول شد. او از اعضای فعال دانشجویان پیرو خط امام بود که در تسخیر سفارت آمریکا نیز نقش داشت. وی مسوولیت انتشار نشریهٔ دانشآموزی را پذیرفت و مدتی نیز معلم بود.در مدت يك سال و اندي كه لانه جاسوسي، در تسخير دانشجويان بود، عهده دار مسووليت هايي نظير «برگزاري گردهمايي جنبش هاي آزادي بخش جهان در تهران» و نمايندگي دانشجويان پيرو خط امام در اين گردهمايي بود و چندين بار، اطلاعيه هاي افشاگرانه اين گروه را از تريبون نماز جمعه، براي مردم قرائت كرد.
او هميشه به شاگردانش كه بیشتر از طبقه مستضعف جامعه بودند،
مي گفت: «آيا مي داني براي چه پشت اين ميز نشسته اي؟ براي آنكه بتواني آدمي بشوي كه فردا، به درد محرومين جامعه ات كه خود نيز از آنان هستي، بخوري، و در يك پست حساس انقلابي، فعال باشي و باري از دوش مستضعفين برداري.»
سرانجام در ۵ مهر ۱۳۶۰ توسط اعضای مجاهدین خلق در خیابان صبا جنوبی تهران، ترور شد و به شهادت رسید.
می رویم تا خط امام بماند
مهدی رجب بیگی در یادداشت های خودش نوشته است:خطی که از ابراهیم آغاز شد و در تداوم سرخ خویش با دستهای پاک محمد (ع) و علی (ع) به قلب پرشور امام امت رسید تا رنج بران زمین را از جور حکومت قابیلیان برهاند. میرویم تا خط امام بماند. خطی که تبلور قاطعیت بر علیه جباران، عصاره عصیان مستضعفان بر علیه مستکبران، فریاد همیشه مظلومان، راه پیروز محرومان است. میرویم تا خط امام بماند. خطی که رسالت گسستن زنجیرهای اسارت از دست و پای مغضوبین زمین را برعهده دارد. میرویم تا خط امام بماند. خطی که پیام قیام پیروزمند مستضعفان را بر تارک تاریخ خواهد داشت و پوزه کثیف جلادان را سرانجام به خاک خواهد مالید. میرویم تا خط امام بماند. خطی که راه پیروز انقلاب کبیر اسلامی خلق دلاور ایران است و باید که حماسه قیام را تا دوردستها بکشاند و نهال انقلاب را در دل خلقهای تحت ستم جهان بنشاند. میرویم تا خط امام بماند. خطی که با نفی هرگونه سازشکاری و ستمکاری، نوید نابودی سازش گران و ستم کاران را باخود همراه داشت. میرویم تا خط امام بماند. خطی که سرانجام شوم امپریالیسم و سلطه گران اجنبی را هم اکنون برقلهٔ
” بازگشت مجدد ارزشها و اخلاقیات دوران شاهنشاهی و جایگزینی روشهای مبتنی بر دروغ و تهمت و افترا به جای اخلاق حسنه بزرگترین خطری است که انقلاب اسلامی را تهدید میکند. اگر ما بزرگترین دستاورد انقلاب خود را ایجاد همین تحول درونی در جهت هدایت جامعه به سمت ارزشهای انسانی میدانیم بایستی بزرگترین خطر را نیز از دست رفتن همیشه ارزشها بدانیم. “
عالم نمایان ساخته و دژ مستحکم توحید را در دور دستهای هر ستم کده برپا خواهد داشت.
داستان ریاضیات جدید
از یادداشت های رجب بیگی: برایتان گفتم که صبحها جیبهایم را پر از سینوس و کسینوس و تانژانت میکنم و به سمت مدرسه راه میافتم. جیبهای کتم مملو از x y z است. البته گاهی وقتها یکی دو تا T هم میبرم! کیفم مخصوص هندسه جات است. انواع و اقسام مثلث و چهارضلعی. مثلث متساوی الاضلاع برای بچههای خیلی منظم! متساوی الساقین برای متوسط ها! و مثلثهای غیرمشخص برای ناجورها! چندتایی هم معادلات درجه یک و دو و سه همراه دارم. یک روز یکی از بچهها گفت: همه چیز درجه چهارش! هم زودتر گیر میآید هم ارزان تر است، الا معادلات که درجه چهارش هم جوابش دیر به دست میآید هم گران تر است یعنی نمره بیشتری دارد. راستی چه حسابی در کار است؟ گفتم جبر است! از بچهها یاد گرفتهایم.
انقلاب از کجا ضربه میخورد؟
در یادداشت های این دانشجوی شهید آمده: به هر حال به گمان ما این مساله بزرگترین خطری است که انقلاب را تهدید میکند و به عبارت دیگر بازگشت مجدد ارزشها و اخلاقیات دوران شاهنشاهی و جایگزینی روشهای مبتنی بر دروغ و تهمت و افترا به جای اخلاق حسنه بزرگترین خطری است که انقلاب اسلامی را تهدید میکند. اگر ما بزرگترین دستاورد انقلاب خود را ایجاد همین تحول درونی در جهت هدایت جامعه به سمت ارزشهای انسانی میدانیم بایستی بزرگترین خطر را نیز از دست رفتن همیشه ارزشها بدانیم. با نگاهی گذرا به وضعیت موجود جامعه نیز میتوان به اهمیت این مساله پی برد.
ضرورتهای انقلاب اسلامی، برنامه ریزی، کادرسازی
رجب بیگی در سال های آغاز انقلاب این ها را نوشته و مسوولان هنوز نخوانده اند : متاسفانه بعد از گذشت حدود ۵/۲ سال در انقلاب اسلامی هنوز هم اقدامات اصولی دراز مدت صورت نگرفته و بیشتر انرژی نیروها صرف کارهای مقطعی شدهاست. در این رابطه خوب است نیروهای جوان و متعهد به انقلاب را از هم اینک انتخاب کرده و آنها را برای کسب تخصصهای بیشتر بخصوص در زمینههایی که کمبود احساس میشود آموزش داد و حتی در صورت لزوم با فرستادن آنها به خارج برای کسب مهارتهای بیشتر برای آینده انقلاب سرمایههای مفیدی را ذخیره نمود...باید برای آینده انقلاب نیروهایی را پرورش داد و کاری کرد که عملا انقلاب بر دوش شخصیتها نباشد و ضمن استفاده هر چه بیشتر از شخصیتهای موثر با به کارگیری نیروهای جدید به این شبهه که انقلاب فاقد خط حرکتی بوده و تنها چند مهره گردانندگان آنند هر چه زودتر خاتمه دهیم.
وحید جلیلی در مراسم گرامیداشت این شهید گفته است: آنها به هيچ وجه سرشان خلوت تر از ما نبود؛ درس و مبارزه و فضاي بزرگ سرنگوني سلطنت را داشتند و در همه جا هم حضوري فعال داشتند و هيچ يک از اينها بهانه اي نشد که پيوندشان با قرآن و ذکر کمرنگ بشود بلکه برعکس انقلابي گريشان آنها را همواره همنشين قرآن کرده بود.در آثار شهيد رجب بيگي مکرر استشهادهاي دقيق و درست به قرآن مي شود و او از اين منبع معرفتي عظيم با اخلاص خود به بصيرتي عظيم مي رسد.
سردبیر ماه نامه راه گفت: رجب بيگي
” امثال رجب بيگي زرادخانه هاي فرهنگي ما را پر مي کردند. آنها مي آمدند و هزار گروه نخبگي را در سطوح مختلف فعال مي کردند و امام را از ناز و اداي يک مشت افراد متفرعن بي نياز مي کردند. “
الگوي دانشجوي مسلمان است از هر بعدي که به اين آدم نگاه مي کنيم الگو است، سال 54 وارد دانشکده فني تهران مي شود، دوستانش مي گويند مهدي مايه اعتماد به نفس ما بود، چون شاگرد اول دانشکده فني بود با اينکه در باقي ابعاد هم از ما فعال تر بود ولي اينطور نبود که فقط يک دانشجوي ممتاز و نمازخوان باشد.براي رجب بيگي دين همه دين بود، دينداريش جامع و کامل بود. ابعاد معنويت، عدالتخواهي، جهاد، مبارزه، و تلاش شبانه روزي در زندگي شهيد برجسته است. زماني که او شهيد مي شود 24 سال داشته اين همه برکت از يک دانشجوي جوان از کجا ناشي مي شود؟ معنويت او را نگاه کنيد، انس با قرآن و دعوت به معنويت که در کتابش به کرات ديده مي شود.
جليلي تصريح کرد: شهيد رجب بيگي خيلي تحت تاثير مرحوم دکتر شريعتي بوده، ولي شريعتي را هم ذيل امام مي ديد براي همين توانست از شريعتي خوب استفاده کند. رجب بيگي ها شايد بيشتر از دکتر شريعتي به حرف هايي که او در مقاله خودسازي انقلابي زده ، عمل کردند و عمق معنويتشان بالاتر بود. شريعتي خودسازي را ذيل عبادت، کار و مبارزه اجتماعي تعريف ميکند که در هر سه بعدش رجب بيگي در دوره خودش در اوج است. به دليل اينکه از لحاظ درسي خيلي ممتاز بود از مدارس بالاي شهر و پولدار ها براي تدريس دعوتش مي کردند مدتي در آن فضا بود اما بعد کاملا گسست و گفت: "اين کار من کمک به ايجاد فاصله طبقاتي است" و به جنوب شهر رفت. در دانشگاه از مسائل صنفي تا فعاليت هاي انجمن اسلامي همه را در نظر مي گرفت، براي پيروان خط امام بيانيه مي نوشت، در نماز جمعه به نمايندگي از دانشجويان صحبت مي کرد، در جهاد سازندگي حضور فعال داشت ، در روزنامه جمهوري مطلب مي نوشت و در نشريه هاي دانشجويي هم فعال بود.
وي افزود: اين را هم بگويم، درعرصه قلم زدن شهيد رجب بيگي ممتاز نبود ولي چون تکليف گرا بود، کار مي کرد. آيه "لايکلف الله نفسا الا وسعها" که براي ما آيه رفع تکليف شده براي آنها آيه تکليف بود، اين آيه مي گويد، هر کس به اندازه استعداد و توانايي اش بايد تلاش کند اما ما از همين آيه براي رفع تکليف استفاده مي کنيم. شهيد رجب بيگي از تمام استعداد خودش استفاده مي کند و آن را در خدمت انقلاب قرار مي دهد.در همان زمان خيلي ها استعداد بيشتري داشتند اما بخل ورزيدند که خداوند مي گويد ما اين استعداد را در قيامت مثل طوق به گردنشان مي اندازيم.
اين فعال جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي در ادامه به ويژگي ديگر شهيد رجب بيگي اشاره کرد و اظهار داشت: او يکي از سرسلسله هاي ايجاد جريان مهم و استراتژيکي در کشور بود که امروز هم از ضرورت هاي مهم ما است. امثال رجب بيگي از دل انقلاب در آمدند و يک جريان نخبگي متصل به مردم و ولايت ايجاد کردند و ضد انقلاب را در همه حوزه ها کنار زدند.
وي
” : امثال رجب بيگي زرادخانه هاي فرهنگي ما را پر مي کردند. آنها مي آمدند و هزار گروه نخبگي را در سطوح مختلف فعال مي کردند و امام را از ناز و اداي يک مشت افراد متفرعن بي نياز مي کردند. “
تصريح کرد: رجب بيگي ها يک محور براي خود گذاشتند و آن "خط امام" بود. هر چه جست و جو کردند، ديدند هيچ چيز نمي تواند غير از خط امام محور قرار بگيرد، به امام نگاه مي کردند و با محوريت امام بقيه را تحليل و ارزيابي مي کردند و جايگاه خود را نسبت به آن شخص پيدا مي کردند، امام را يافتند و امام را شکر کردند، نعمت امام را شکر کردند، نعمت اسلام ناب را شکر کردند، آنها پيوستگي جدي با مردم داشتند متاسفانه الان ما حتي در نيروهاي حزباللهي رابطهمان با مردم بسيار ضعيف است، امثال شهيد رجب بيگي شبانه روز با مردم بودند از دبيرستان هاي جنوب شهر تا کارهاي عمراني در جاهاي دور افتاده، اين جريان نخبگي براي نجات انقلاب به کمک امام آمدند و موفق هم شدند.
جلیلی گفت: رجب بيگي نسبت به اقران خودش امتياز ديگري داشت و آن اينکه توجه جدي به کار فرهنگي داشت. براي آنها کار فکري فقط غرب شناسي نبود که بعد هم خودشان يک گروه متبختر و متفرعن غرق شده در انتزاعيات و جدا از مردم شوند که کاري از دستشان بر نمي آيد و در فتنه ها هم حداکثر خدمتشان به انقلاب سکوت است. رجب بيگي کسي نبود که به بهانه خواندن کتاب هاي فلان متفکر نسبتش را با مردم قطع کند و از جنوب شهر غافل شود. سبک زندگياش براساس اسلام نابي که امام به آنها داده بود انقلابي بود.
جلیلی تصریح کرد: امثال رجب بيگي زرادخانه هاي فرهنگي ما را پر مي کردند. آنها مي آمدند و هزار گروه نخبگي را در سطوح مختلف فعال مي کردند و امام را از ناز و اداي يک مشت افراد متفرعن بي نياز مي کردند.
وي تاکيد کرد:امروز هم محتاج جرياني هستيم که با اعتماد به نفس و اخلاص که يکي از ويژگي هاي اين شهيد بود در فضاي انقلاب حرکت کند. چيزي که شهيد رجب بيگي در يادداشت هايش بارها تاکيد کرده اين بود که " کارآمدي ما از دل خلوص ما بر مي آيد" نبايد بگوييم هدف وسيله را توجيه مي کند.
سردبیر راه گفت: او نماد جريان نخبگي ناب انقلاب اسلامي است که امروز مي تواند به عنوان يکي از پرچم هاي ما در خيزش مبارزه با آفات انقلاب باشد. متاسفم که 28 سال بعد از شهادتش هيچ کار جدي درباره او نشده، ظرفيت اين را داشت که فيلمي در مقياس جهاني برايش ساخته شود و به عنوان يکي از دست پروردگان و تربيت شده هاي انقلاب به جهان معرفي شود.
جليلي در پايان گفت: ويژگي ديگر شهيد رجب بيگي اين است که آدمي است به شدت فرهنگي، تا مغز استخوانش فرهنگي است و کار فرهنگي برايش موضوعيت دارد. روزي که مي بيند همه کارهايش را کرده، وقتي دشمن دست به اسلحه مي برد نمي نشيند تماشا کند و بگويد من اهل قلم و روشنفکر هستم، اسلحه دست مي گيرد و از نظر من افتخارش این است که به عنوان يک آدم فرهنگي به قول خودش "کتاب زده" نيست و هر جا که لازم باشد اسلحه دست مي گيرد. او با اعتماد به نفس کامل در صحنه حاضر مي شد.
نظرات کاربران :