|
یادداشت عضو شورای مرکزی جنبش در مورد پروژه مرگ بر چین و روسیه
New Bedaman، مرگ بر روسیه و کودتای نافرجام مخملین 1388
(ويژه)
|
|
این اقدامات در حوادث بهار و تابستان 1388 رقم خورد. نمادذ سوسالیسم در دهه 60 و شاخص جناح چپ با شعارهای لیبرال به صحنه انتخابات آورده شد و موج اعلام خطر از حضور روسیه و بوک شرق در کشور طرح شد و به یکباره با شسکت مفتضح این جریان در انتخابات با طرح دخالت روسیه و چین در کشور و طرح شعار مرگ بر چین و مرگ بر روسیه و FACT یابی برای آن پی گیری شد. از سوی دیگر جریان های آشوب نظیر باند رشیدیان در مشروطه به صحنه آمدند،
|
|
دوشنبه 30 آذرماه 1388
|
|
1- پایان یافتن جنگ جهانی دوم، حذف فاشیسم و نازیسم و کلید خوردن جنگ سرد بین دو گفتمان باقی مانده در جهان مدرن یعنی لیبرال سرمایه داری و مارکسیسم را به دنبال داشت. و کشمکش بین این دو گفتمان به ویژه در کشورهای موسوم به جنوب و جهان سوم آغاز شد. در این بین با توجه به وضعیت بد معیشتی این کشورها، عقب ماندگی محسوس از دو قطب جهانی، رژیم های فاسد و ناکارآمد از یک سو و جذابیت شعارهای چپ نظیر عدالت، برابری و مبارزه با امپریالیسم و سرمایه داری و عدم مطرح بودن جدی گفتمان بدیل در آن دوره، خطر غلطیدن این کشورها به دام کمونیسم را افزایش داده بود و موجب انجام یک سلسله اقدامات تامینی، اصلاحی و تدافعی از جانب قطب راست گردید. 2- در این فضا نظام سرمایه داری به یک سری اصلاحاتی درونی نظیر طرح دولت رفاه دست زد و از سوی دیگر ضمن ایجاد پیمان های امنیتی نظیر ناتو یک جریان امنیتی نظامی برای مقابله با مارکسیسم فراهم آورد. در بعد دیگر جریان تبلیغاتی و ایجاد ارتش های سری بود که ناتوی فرهنگی بود و با ایجاد ارتش های سری این پروژه در سراسر دنیا پی گیری می شد. گلادیو به رهبری سلویو برلوسکونی در ایتالیا، ارتش کنترا در نیکاراگوئه و... 3- این شبکه ها که محصول مشترک همکاری CIA و MI6 بود، در کشورهای مختلف و از جمله ایران در حال شبکه سازی بود. ضعف مارکسیسم به عنوان کفر آشکار در مقابل لیبرالیسم به عنوان کفر پنهان و رویگردانی مردم از نفی خدا و دین به وسیله مارکسیست ها فرصتی را به جهان سرمایه داری می داد تا با دست گذاشتن روی خطر مارکسیسم و نفی شریعت و خدا به وسیله مارکسیست ها بتوانند عموم مردم و به ویژه روحانیت را علیه مارکسیست ها بسیج کرده خود به عنوان منجی وارد کشورهای اسلامی و سایر کشورهای موسوم به جهان سوم گردند. 4- با اوج گیری نهضت ملی کردن نفت با جان فشانی مردم، فدائیان اسلام و آیت الله کاشانی تصویب بودجه یک میلیون دلار در سال پروژه BEDAMAN در کنگره آمریکا این حرکت برای ایران کلید خورد و شبکه BEDAMAN به عنوان جریان تبلیغاتی وارد عمل شد. با استفاده از بزرگ نمایی خطر مارکسیسم به همراه جولان دادن آن ها در کشور که بی ارتباط با همین شبکه هم نبودند، از اقدامات نابخردانه مصدق و بعضی دیگر استفاده کردند و با نمایش نیروی کمونیست ها در چند مورد و همراهی دکتر مصدق با آن ها فضای عمومی متدینین و علما به سمت مخالف چرخید و کودتای 28 مرداد 1332 به نتیجه نشست. 36 روزنامه رسمی و غیر رسمی و زنجیره ای حزب توده، روزنامه های لیبرال مخالف آن ها و فضاسازی شبکه بدامن در روشن فکران همه و همه پازل های اجرای این مسئله بود. که در نهایت با همکاری شبکه رشیدیان، چماق به دست های دو جانبه نظیر شعبان جعفری(چماق به دست سابق دکتر مصدق) و مرحوم فروهر و.. وارد فاز برخورد فیزیکی شد و نهضت ملی ایران را دو دستی تحویل شاهنشاه آریامهر و سرلشکر زاهدی داد. 5- این اقدامات بعدها با به وجود امدن شبکه های دیگر نظیر انجمن حجتیه و دست گذاری بر روی دشمن شناسی های منحرف و انحراف از دشمن اصلی با طرح بهائیت به جای شاه به کار گرفته شد (پروژه شاه شیعه اسلام پناه است و مبارزه با بهائیت به عنوان برگ نه ساقه) و انجمن حجتیه نیز در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با چرخش یکباره از بهائیت به مبزرگ کردن خطر مارکسیسم در مقابل دشمن جدید و اصلی یعنی آمریکا تلاش کرد این فضا را تغییر دهد. 6- امام راحل با هوشمندی ضمن نشان دادن دشمن شناسی اصیل و طرد دشمن شناسی های انحرافی ضمن طرح گفتمان نه شرقی، نه غربی، آمریکا را به عنوان نماد استکبار جهانی هدف حمله قرار دادند که با تسخیر لانه جاسوسی به وسیله دانشجویان و حمایت امام از این اقدام این روند و استاتژی حفظ شد و شوروی و چین نیز با وجود هماهنگ کردن جریان های داخلی در ایران بر ضد نظام مجبور به جمع کردن دست و پای خود در مقابل انقلاب تا حد زیادی گردیدند. 7- پایان جنگ و گردش به راست چپ گرایان و سوسیالیست های دو آتشه سابق و طرح گفتمان های آلترناتیو اسلام ناب و نفی گذشته انقلاب با برچسب نفی چپ زدگی و حمله به دفاع از مستضعفین و محرومین و سیاست های انقلابی هدایت شده به وسیله امام در لفافه تحت عنوان حمله به چپ زدگی های اول انقلاب! فضای عمومی کشور را تحت تاثیر قرار داد تا آن جا که حتی بر خلاف سیستم های رایج دنیا گفتمان غالب جنبش دانشجویی نیز گردش به راست کرد. فشار اقتصادی حاصل از اجرای بی قید و شرط اجماع واشنگتن و سیاست های متمایل به راست اقتصادی در برنامه های 1 تا 4 توسعه، فضای لیبرال حاکم بر فرهنگ و سیاست جمهوری اسلامی پی گیری شد. تکیه کلام جریان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این حرکت نیز این بود که اشکالات ما به چپ گرایی های دهه 60 برمی گردد. جالب آن که لیبرال های امروز همان چپ گراهای تند دهه 60 بودند. 8- موج رویگردانی مردم از این جریان، با مشخص شدن هویت غیر دینی آن، فضای متشنج سیاسی دهه 70 که یادآور هرج و مرج های نیمسال آغاز انقلاب و دولت موقت بود، مبرز شدن نتیجه عقب نشینی ها از اصول در مواردی نظیر انرژی هسته ای و... فضایی را رقم زد که این موج برای کنترل روحیه عدالتخواهانه و اسلام گرایانه شکل گرفته مانند دوران کودتای 28 مرداد 1332 اقدام به فعال کردن دوباره گروه های دانشجویی و نشریات چپ کرد. که با شعارهای عدالتخواهانه جایگزین و بدیلی برای عدالتخواهی اسلام گرا ایجاد کند و موج رویگردانی مردم از گردش به راست را با گردش به چپ سیراب کند و از سویی با بزرگ نمایی خطر چپ ها فضای دوباره برای تنفس جناح راست و لیبرال در این میانه ایجاد کند. در این میانه حتی بعضا جریان های سیاسی نیز جرات کردند و از ریشه های اشتراکی تفکر خود و بعضا صراحتا از سوسیال دموکرات بودن خود سخن به میان آوردند. 9- با توجه به از بین رفتن بلوک شرق در دنیا و کنار گذاشتن سوسیالیسم در روسیه و روی آوردن حزب کمونیست چین به سیاست های راست با حفظ ظاهر چپ و کاهش قدرت سیاسی و نظامی ان ها به ویژه با فروپاشی شوروی و هم چنین شدت یافتن اقدامات آمریکا علیه ایران نظیر تشدید تحریم ها فضایی را رقم زد که با افول ابرقدرتی بلوک شرق و کنار گذاشتن مارکسیسم روابط اقتصادی ، علمی، تکنولوژیک و سیاسی جمهوری اسلامی با روسیه و چین بهبود بیابد. که از اساس صورت مسئله متفاوت از سابق بود)از سوی دیگر ایران برای دست گذاشتن در یات خلوت آمریکا به سمت جریان های ضد امپریالیستی نظیر کوبا، ونزوئلا و سایر کشورهای امریکای لاتین رفت و با بهبود روابط در مرز آمریکا و حیات خلوت او برای آمریکا مسائل جدید ایجاد کرد. 10- در این هنگام همزمان با این اقدامات جریان چپ جدید که بعضا هویتی نیمه چپ نیمه راست داشت و بخش هایی از آن ها متاثر از مکتب فرانکفورت و... هم بودند و از طرف دیگر جریان سوسیال دموکرات اصلاح طلبان که در سال های اخر حاکمیت خویش زمینه و امکانات زایش این جریان را فراهم آوردند، تلاش کردند تا در این فضا با نمایش خود به وِزه در تجمعات دانشجویی نظیر 16 آذر و صدور مدوام اطلاعیه ها و نشریات دانشجویی و وبلاگ های زنجیره ای موجی از گردش به چپ را در فضای سیاسی کشور تداعی کنند. و از سویی دیگر جریان راست و لیبرال و به ویژه بخش انگلوفیل اصلاح طلبان با کوبیدن بر طبل خطر گردش به چپ، بازگشت سوسیالیسم، طرح شعار نه غربی، نه غربی و... از این فضا برای بزرگ نمایی خطر مارکسیسم استفاده کنند. حتی بعضا برای انتخابات انجمن اسلامی دانشگاه ها و دانشکده ها به سراغ نیروهای ارزشی و بسیج می آمدند و در ضروت همکاری با خویش برای دفع شر بی خداها و بی نمازهای مارکسیست می گفتند و طرفه آن جا بود که این مسئله با دوره نمایش نمادهای مذهبی از جانب آن ها از ابتدای سال 1385 شدت یافته بود. 11- میوه این اقدامات در حوادث بهار و تابستان 1388 رقم خورد. نمادذ سوسالیسم در دهه 60 و شاخص جناح چپ با شعارهای لیبرال به صحنه انتخابات آورده شد و موج اعلام خطر از حضور روسیه و بوک شرق در کشور طرح شد و به یکباره با شسکت مفتضح این جریان در انتخابات با طرح دخالت روسیه و چین در کشور و طرح شعار مرگ بر چین و مرگ بر روسیه و FACT یابی برای آن پی گیری شد. از سوی دیگر جریان های آشوب نظیر باند رشیدیان در مشروطه به صحنه آمدند، و با تغییر دشمن شناسی از آمریکا به چین و روسیه و موج شعار وفضا سازی تلاش شد تا اعلام خطر از روسیه و چین به مسئله اول تبدیل شود. طرح مسائل انحرافی نظیر جریان تجزیه طلب ایغور و جمهوری ترکستان شرقی تحت لوای دفاع از مسلمانان ایغور نیز یکی از این طرح ها بود. 12- یعنی در کودتای نافرجام مخملین 1388 از سویی چپ نمایی می شد(طرفه آن که جریان های سوسیال دموکرات جزو حامیان مهندس موسوی بودند) از سویی بر خطر بلوک شرق و چپ گرایی و روسیه و چین تاکید می شد(مانند اقدامات ملی گرایان و روزنامه های حامی مصدق در زمان مشروطه) و از سوی دیگر موج آشوب به راه می افتاد (عمل شبکه رشیدیان در مشروطه) از سوی دیگر عده ای ضمن حضور در بخش های مختلف حاکمیت، از مزایای اپوزیسیون بودن هم استفاده کردند و در این فضا تلاش شد با فضا سازی برای حامیان کاندیدای شکست خورده و به میدان کشیدن آن ها از یک سو و فعال کردن موازی باندهای اغتشاش گران از سوی دیگر کودتا رقم بخورد. براین اساس می توان این پروژه را در قالب بدامن جدید (NEW BEDAMAN) ارزیابی کرد که به ویژه برای بسیج احساسات متدینین، روحانیون و روشن فکران و عرق دفاع از شریعت و ضد مارکسیستی آن ها به کار گرفته می شود. و این پروژه در ماه های آینده با فکت سازی جدید نظیر دست گذاشتن بر روابط حسنه ایران و انقلابیون آمریکای لاتین بر تنور این مسئله بدمد محمدصادق شهبازی
|
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :