اولین میزگرد دانشجویی با موضوع بررسی وضعیت ایران امروز با حضور دو گروه از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم آذربایجان و با نظارت اساتید از طرف بسیج دانشجویی دانشگاه امروز برگزار گردید. در این میزگرد که در آن 3 تن از دانشجویان به عنوان منتقد عملکرد جنبش سبز و 4 تن به عنوان مدافع عملکرد این جریان حضور داشتند طرفین در زمانهای 10 دقیقه ای نظرات خود را ابراز می داشتند.
در ابتدا یکی از منتقدین جنبش سبز با اشاره به وجود دو وجه اصلی و غیر اصلی در مسائل پس از انتخابات افزود: ما باید در تحلیلها همیشه این را در نظر داشته باشیم تا بعضی حوادث آنقدر بزرگ جلوه نکند که مسائل اصلی را به حاشیه ببرد. وی افزود: اصل مسئله انتخابات 40 میلیونی بود که با طرح مباحثی چون تقلب یا انجام پروژه های مخملی این شیرینی را به کام مردم تلخ کردند. حتی کار را به جایی رساندند که به کسی که بزرگترین استقبال تاریخی و بزرگترین تشییع جنازه تاریخ برای ایشان ثبت شده توهین کردند در حالیکه اگر کسی مدعی دموکراسی بود نیز طبق اصول خودش نمی بایست به این شخصیت اهانت می کرد.
وی افزود: کشور ما درگیر فتنه شد، فتنه ای که به تعبیر حضرت امیر در آن بخشی از حق را با بخشی از باطل در هم می آمیزند. در این فضای مه آلود ما خطی داریم که مورد توافق تمام گروه ها و جریانات است و باید از آن به عنوان چراغ استفاده کنیم.
در ادامه اینگونه بیان شد که: امام فرمودند که هر وقت دشمنان انقلاب جهت گیری شما را تایید کرده و شما را به ادامه مسیر تشویق کردند باید مسیر خود را عوض کنید. ما میپرسیم که چه کسی در مسیر دشمن است؟ چند روزی از حمایت اوباما از جریان سبز نگذشته است. مدت زیادی از حمایت بوش از اصلاح طلبان نگذشته است. اما ما از جریان سبز ندیدیم که ابراز برائت کنند.
این شخص منتقد جریان سبز، در ادامه به مواضع موسوی و اطرافیانش نسبت به آقای منتظری اشاره نمود که ایشان را روحانی واقعی دانستند در حالی که امام خمینی، صریحا آقای منتظری را از فعالیتاهای سیاسی منع کرده بودند و فرموده بودند شما کشور را به دست منافقین و لیبرال ها می سپرید. سوال این است که اگر آقای منتظری وارد قضایای سیاسی شدند، شما چرا از کسی که امام به خاطرش آرزوی مرگ می کند راهنمایی می خواهید؟
در ادامه این دانشجو افزود: از نظر امام دیکتاتوری همان است که نه به مجلس و نه قانون و نه شورای نگهبان و نه سایر ارگانها سر می سپارد و هر کس که بعد از تصویب یک قانون بخواهد آن را نپذیرد این همان دیکتاتوری است. امام می فرماید هر کس جمهوری بدون اسلام بخواهد این دشمن ماست. جمهوری ایرانی در کجای خط امام می گنجد؟ تحرکات سابق و فعلی جریان اصلاح طلب، و اهانت به امام در کجای خط امام می گنجد؟ آیا امام فقط سپری محافظ برای این جریان است؟
در ادامه طیف مدافع عملکرد جریان سبز با اشاره به اینکه ما به عنوان دانشجو از تاریخ از کسانی که فریادشان سربی شد در گلویشان، فریاد زدن را یاد گرفته ایم. رای ما رای به عدالتخواهی و پیشرفت مملکت بود. رای ما رای به انقلاب بود. رای به اندیشه امام بود که امروز برخی آن را به شیوه دیگر ترجمه می کنند. امروز بسیاری از مدعیان ولایتمداری، بصیرتی که رهبری می خواهد را ندارند. رهبری کرسی آزاد اندیشی را می خواهد تا همه صداها شنیده شود اما عده ای امروز صدای مخالف را با انگشت به عنوان صدای منافق نشان می دهند. اگر رای ما رای به خط امام نیست امروز نزد کدام جناح یار دلسوزی مثل هاشمی رفسنجانی طرفداری ندارد؟
در ادامه یکی دیگر از حامیان جنبش سبز در مورد اهانت به عکس امام، گفت: این اهانت که از آن تنها عکسی پاره روی زمین دیده شده است حتما از سوی کسانی است که می خواهند جنبش سبز را بدنام سازند. از حمایت بیگانگان گفتند ما می گوییم چرا صدا و سیمای ما کاملا واقعیات را 180 درج برعکس نشان می دهد و از کشته و زخمی که تنها برای ستاندن حقشان آمده بودند هیچ نمی گوید تا بیگانگان ازشان حمایت کنند؟ چه کسی جواب ندا آقا سلطان و سهراب را میدهد؟ اصلاً در قانون اساسی ما آمده که اگر کسانی اعتراض دارند می توانند با سکوت را بروند و اعتراض کنند. با این برخورد انتظار دارید که ما چکار کنیم؟ در ادامه شخص دیگری از مدافعین جنبش سبز با اشاره به مظلومیت آقای هاشمی رفسنجانی افزود: چرا امروز باید افرادی، این همه به آن فردی که مورد تایید امام بوده است اهانت کنند؟ وی افزود: این 40 میلیون همه خود را متعلق به انقلاب می دانند. چرا باید آنان که به موسوی رای دادند ضد انقلاب خوانده شوند؟
می گویند احمدی نژاد 24 میلیون رای داشت در حالیکه همه احساس می کنند که اینگونه نبوده است. از نظر امام دانشگاه باید مبدا تحولات باشد، اما این چه دانشگاهی است که همه به آن حمله می کنند؟ لباس شخصی ها حمله می کنند؟ کاری کرده اند که امروز حتی یک روزنامه چپ در کشور باقی نمانده است.(؟؟)
در ادامه نوبت به منتقدین جنبش سبز رسید که نماینده این دسته از دانشجویان گفت: من نمی دانم چرا بعضی ها اصرار دارند بگویند 13 میلیون نفر منافقند؟ 13 میلیون به خاطر خط امام گفتن آقای موسوی به ایشان رای دادند و کسی بر آنها اسم منافق نگذاشته است. ضمنا دوستان از اشخاص صحبت کردند اما ما از خط امام حرف زدیم نه از اشخاص.
کجای قانون اساسی آمده که می توان با سکوت راهپیمایی کرد. این دانشجو افزود: روز بعد انتخابات در حالیکه نه پلیسی بود و نه نیروی انتظامی آمدند اغتشاش کردند و بعد چند روز اغتشاش، یک راهپیمایی سکوت برگزار کردند که همان هم به حمله به یک پایگاه نظامی منتهی شد حالا هی می گویند که ما ساکت بودیم. شما بجز آن روز کجا ساکت بودید؟
وی در ادامه با اشاره به طرح تقلب در انتتخابات افزود: پروژه تشکیک در سلامت انتخابات با قصد اغتشاش از مدتها قبل کلید زده شد و با شعار "اگه تقلب نشه موسوی اول میشه" برای پذیرش تقلب زمینه سازی می کردند. وی افزود چرا شب انتخابات آقای موسوی خود را پیروز معرفی می کند؟ آیا منظور زمینه سازی نبوده است؟ ما با سخنان خود آقایان اثبات می کنیم که تقلب از اساس نبوده است. خود آقای موسوی تاثیر تخلفات را رد کرده اند اما وقتی بعدا نمی توانند دلیل کافی برای تقلب بیاورند دوباره به آن تخلفات متوسل می شوند. آیا عدم حضور در بازشماری آرا جز برای این بود که می دانستند بازشماری تصادفی تیر خلاصی بر ادعای تقلب آنان بوده است. وی ادامه داد: همین حرف خانم رهنورد برای رد تقلب کافیست که می گوید چون در آذربایجان و لرستان موسوی رای نیاورده ما نتیجه می گیریم که در بقیه کشور هم تقلب شده است.
وی ادامه داد: برخی خواستند جمهوریت نظام را لکه دار کنند و 24 میلیون نفر را بی سواد نامیده اند. اینها چهره منافقانه خود را مجددا بعد انتخابات افشا کردند چرا که سالها قبل امثال همین حرفها را زده بودند. عکس امام را هم ما نگفتیم که رای دهندگان موسوی اهانت کردند، ما گفتیم اغتشاش کنندگان این کار را کردند.
در ادامه یکی از مدافعان عملکرد سبزها با اشاره به اینکه با شناسنامه خود بنده رفته اند رای داده اند گفت: بیایید نگاه کنید شباهت عکس بنده با پدر بنده را! ایشان افزود: مگر تخلف فقط زمان رای دادن است؟ وقتی سهام عدالت را دم انتخابات می دهند، حقوق بازنشستگان را افزایش دهیم و بعدا کاهش دهیم این تقلب نیست؟ منظور ما این تقلب است. منظور رسانه ملی است. منظور صداقت است. اینکه وزیر اقتصاد احمدی نژاد می آید می گوید همه آمارها درست است در حالیکه اگر همه درست باشند هم باید بگوید کدام یک به درد اقتصاد کشور می خورد.
ما معتقدیم نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی نه اینکه بگوییم نه شرقی داخل پرانتز روسیه را شامل نمی شود. چرا باید ما نخبگان را این همه تحت فشار قرار دهیم تا بیایند و برنامه هاشان را مجبور شوند برای کاندیدای دیگر ارائه دهند.
ما خودمان در سایت تابناک خوانده ایم که آقای لاریجانی شب انتخابات به آقای موسوی تبریک گفتند. و ی در ادامه به برخورد نادرست با دانشجویان اشاره کرد و افزود: برخی می گویند رای به احمدی نژاد رای کپرنشینان بود. ولی ما که خودمان کپر نشین بودیم ندیدیم حتی آنها که احمدی نژاد برایشان خانه ساخته بود بهشان رای ندادند. به کپرنشینان سهام عدالت داده شد اما الان می بینیم که به جای آن ویلاهای شمال گران شدند و باز هم ماجرا به نفع سرمایه دارها شد.
در ادامه فرد دیگری ازمدافعان جنبش سبز با اشاره به وضوح مسئله تقلب افزود: من خودم جایی که رای دادیم دیدم مسئولین رای گیری گفتند فقط آنها که به احمدی نژاد رای دادند بیایند داخل. همچنین در مورد فاصله زمانی بین شمارش آرا سوال است و اینکه چرا نگذاشتند ناظرین خارجی بر انتخابات نظارت کنند. یا چرا باید آقای احمدی نژاد بعضی جاها بالای 100 درصد رای داشته باشند؟ چرا آرای آقای کروبی از خود مسئولین ستاد وی کمتر بوده است؟
شخص دیگری از این گروه اینچنین ادامه داد که متاسفانه برخی اعضای شورای نگهبان از آقای احمدی نژاد حمایت کردند و اینکه چرا رهبر معظم انقلاب پیش از تایید انتخابات برای آقای احمدی نژاد پیام تبریک فرستادند؟
در بخش سوم این مناظره یکی از دانشجویان منتقد عملکرد جنبش سبز گفت: فکر می کنم اگر بنده خودم می رفتم از طرف مقابل و از اداعای تقلب دفاع می کردم بهتر می توانستم دفاع کنم. لا اقل دوستان بروند بخوانند اتفاقات را بعد صحبت کنند. گفتند سهام عدالت و اینها باعث تقلب شده است. ما اتفاقا همین سوال را پرسیدیم که آقای موسوی شب انتخابات خودشان گفته اند که تاثیری نداشته است. حالا شما چطور می گویید تقلب اصلی سهام عدالت بوده است؟
در مسئله پیام تبریک، مگر در سالهای گذشته رهبری برای آقای خاتمی و آقای هاشمی نمی فرستادند روز بعد انتخابات؟ چطور وقتی نوبت به 24 میلیون رای مستضعفین همه چیز اولین بار می شود؟
بعدا آیا اینکه رهبری بعد انتخابات و اعلام نتیجه این کار را کردند بد است یا اینکه یک نفر انتخابات تمام نشده بگوید "من پیروز شدم و برای جشن پیروزی آماده شوید"؟ در مورد آرای آقای کروبی وقتی رییس ستاد آقای کروبی به موسوی رای می دهند و رای خود را نشان می دهند که نام موسوی را نوشته اند اینها چطور ادعا می کنند؟ شما بر طبق کدام سند می گویید که آقای کروبی 200 هزار 600 هزار عضو ستاد داشته اند؟ همچنین مسئله ناظر بین المللی را که مطرح کردند من خجالت کسیدم.
در ادامه یکی دیگر از منتقدان افزودند: ما باید بصیرت داشته باشیم و در خود ایجاد کنیم نه اینکه همین که احزاب تصمیم گرفتند ما بخواهیم تبعیت کنیم.
این دانشجو ادامه داد: این جریان از مدتها قبل با شعار دموکراسی، حتی تمام زیربنای اسلام را زیر سوال می بردند. به عنوان مثال بعد از حکم امام مبنی بر ارتداد سلمان رشده فردی از این جریان این حکم امام را محکوم کرده و آن را توطئه انگلیس خوانده است. چرا جریان سبز خط شان با عملشان یکی نیست؟ ما حرفشان را قبول کنیم یا عملشان را؟
ما هم به صدا و سیما انتقاد داریم. اما این دلیل می شود که ما سراغ بی بی سی برویم؟ شما اگر ادعای خط امام دارید چرا در برابر این انحرافات نگفتید که اینها از ما نیستند؟ هتک حرمت امام نیز اولین بار در 13 آبان نشد بلکه زمانی شد که گفتند خط امام را باید به موزه فرستاد. شما مشخص کنید که عکس امام کار شما بوده است یا نه؟
در ادامه یکی از مدافعین سبز ها شروع به صحبت کرده و گفت: چرا هیچ دادگاه صالحه ای که حرف همگان را بشنود و بگوید تو راست می گویی تشکیل نشده است؟ اگر وجود داشت خونی ریخته نمی شد. کسی کشته نمی شد. به کسی تجاوز نمی شد. در این هنگام ایشان در اقدامی عجیب خواستند از دانشجویان حاضر تا به عنوان یک جامعه آماری بگویند چه کسانی از حداقل تا حداکثر به دولت یا نظام انتقاد دارند دستشان را بلند کنند که با مواجهه منفی دانشجویان مواجه شد.
وی در ادامه افزود: شما می گویید خط امام. آیا امام دین است یا اینکه در مورد دین صحبت می کند؟ شما می گویید آقایان موسوی و کروبی بر امام پیش فرضهایی را داشتند. آیا همه جوانانی که آمدند و اعتراض کردند نیز همین پیشفرضها را داشتند؟ شما با پخش تصویری از اهانت به امام قصد داشتید القا کنید که کل جریان سبز اینگونه است. رسانه ها هم که دست شماست. اگر این رسانه ها دست ما بود آنوقت خیلی از این چیزها روشن می شد.
سوال ما در مورد حوادث بعد از انتخابات این بود که لباس شخصی ها چه کسانی بودند که فقط دانشجوها و مردم را می زدند؟ و چرا تلویزیون صحنات کتک خوردن مردم را نشان نمی دهد؟ حضرت امیر در مورد آن زن یهودی گفت که کاش من مرده بودم. سوال من این است که از دولت مردان ما چه کسی آه کشید به خاطر این همه اتفاقات که بر مردم گذشت؟
مجددا دانشجویان منتقد عملکرد جریان سبز با اشاره به تقاضای طرف مقابل برای آمار گیری از این جامعه گفت: دیکتاتوری این است فردی صندوق های رای را نبیند و بخواهد اینجا نمونه گیری کند. شما به سوال ما جواب دهید. شما شعار دادید جمهوری ایرانی و نه غزه نه لبنان یا نه؟ طبق تصاویرِ خودتان 16 آذر یک عده می گفتند جمهوری اسلامی و یک عده می گفتند جمهوری ایرانی. دسته اول که طرفداران نظام بودند. دسته دوم هم که خودتان می گویید سبز نبودند. سوال ما این است که پس این سبزهای بیشمار که می گویید کجا بودند که اصلا نمی شد دید و جزء این دو دسته هم نبودند؟
از کشته ها گفتند. چرا در زمان دولت های اسبق که به خاطر درگیری های پس از انتخابات در یک شهر یکجا 8 نفر، یک جا 4 نفر کشته می شد کسی به یاد خلخال و زن یهودی نیفتاد؟ و کسی به یاد خط امام و حضرت امیری که به مستضعفین بود نیفتاد؟
قضیه این است که باشکل گیری حلقه مدیریتی در دولت سازندگی، دولت اصلاحات با پشتوانه 20 میلیونی هم نمی تواند این حلقه را که خود را مالک مردم می دانند بشکند و از قدرت کنار بزند. امروز تمام اغتشاشات به خاطر این بود که این حلقه نمی خواستند از عرصه قدرت برود بیرون. این چرخش قدرت مصادف شد با پروژه انقلاب مخملی که بیگانگان برای کشور ترتیب داده بودند. این دانشجو افزود: مشابه این کار در سالهای 2003، 2004، 2005 در اکراین ، گرجستان و قرقیزستان انجام شده که در آن پیش از انتخابات دقیقا دو پروژه ی تشکیک در سلامت انتخابات و دروغگو خواندن هیئت حاکمه انجام شده و در این راه از رنگهای گل رز، نارنجی و لاله استفاده شد همانند آنچه که در ایران می خواستند انجام دهند. بعد آقایان می گویند هر کس که انقلاب مخملی را مطرح می کند بی انصاف است.
وی افزود: ریزش شدیدی که در جریان فتنه رخ داد دقیقا منطبق بر تعریف حضرت امیر از فتنه است که پس از رخ دادن آن، اهالی فتنه از هم رو برمی گردانند. اعتراف دادگاه ها هم منطبق بر همین تعریف است. برخی می گویند به متهمان شکنجه داده اند. در حالی که اگر افرادی اعتراف نمی کردند ما باید شک می کردیم چرا که این در ذات فتنه هاست.
وی ادامه داد: ما یک سوال داریم. دوستان جواب بدهند که اون خانمی که فرار کرده بودند و بعد آقای موسوی در مراسم ختمشون شرکت می کنند و بعد از یک مدتی ایشان زنده می شوند قضیه چی بود. ضمناً برخی می گویند ما خط امامی نیستیم، خط امام 40 میلیون رای داشت. اگر خط امامی نیستید و به دموکراسی معتقدید هم خط امام 40 میلیون رای داشت، پس باید آن را بپذیرید.
در ادامه مجددا حامیان جریان سبز، نسبت به تفاوت ایجاد فضای آزاد قبل و بعد انتخابات اعتراض کرده و افزودند: ما در روزهای بعد انتخابات تظاهرات سکوت می کردیم ولی من خودم سه باز گاز اشک آور خوردم. در ماجرای ترانه موسوی هم شما یک نفر را به جای ترانه موسوی گذاشتید.
فرد دیگری در ادامه گفت: امام گفته بود ما از مستضعفان جهان حمایت می کنیم اما ما آمدیم از بعضی جاها بیشتر از جاهای دیگر حمایت کردیم گویی خون آنان سرخ تر است. مثلاً ما در جریان مسلمانان چین چرا کوتاهی کردیم؟ چون با چین رابطه داشتیم. ما باید با مسلمانان رابطه بهتری می داشتیم اما امروز ما با کشورهای کمونیستی رابطه بیشتر داریم. آیا این خط امام است؟
دانشجوی دیگری از این گروه گفت: اینکه چرا حامیان جنبش سبز ریزش داشت سوال این است که اگر این همه خطر برای تظاهرکنندگان وجود دارد باز هم می توان انتظار داشت این کار را بکنند؟ وی افزود: در ماجرای کهریزک ابتدا آقای کروبی نامه نوشتند که رهبری دستور تعطیلی را دادند. سوال این است که این زندان با 160 نفر در یک اتاق کوچک اگر این نامه نبود کسی متوجه نمی شد این همه ظلم را؟
مجددا در بخش پایانی میزگرد منتقدان جبهه سبز با شاره به بحث مسلمانان اویغور افزود: مسلمانان اویغور در درجه اول مسئله شان نژادی بود و نه مذهبی. ضمناً اینان پشتوانه آمریکا و سعودیها را پشت سر خود داشتند در حالیکه فلسطین کسی را پشت سر خود نداشت. این هم که می گویند ما با کمونیست ها دوست هستیم اینطور نیست. بلکه مسئله دشمن واحد است که ما را به هم نزدیک تر کرده است.
می گویند "اگر شما تحت شکنجه قرار می گرفتید چه می کردید؟" ما در دوران مبارزه علیه رژیم نشان دادیم چکار میکردیم. بسیج در دفاع مقدس نشان داد که چه می کرد.
دانشجوی دیگر منتقد جریان سبز نیز گفت: دو نفر از این ها اهانت به امام را تکذیب کردند. ما سند داریم که کار خودتان هست حال شما دانشجویان ببینید که ظرف مقابل به سوال ما جواب می دهند یا نه که چرا تکذیب کردند. ماجرای کهریزک نیز اتفاقا پرسش ماست که چرا با وجود تذکر دفتر رهبری مبنی بر استفاده نکردن از کهریزک، قاصی مرتضوی مجوزش را دادند؟ ضمنا دوستان به سوال ما در مورد خانم پورآقایی پاسخ ندادند که چطور زنده شدند.
در بخش پایانی مناظره نیز طرف مقابل با اشاره به خواسته گروه مقابل مبنی بر ولایت پذیری گفتند که شما این خواسته را دارید اما خود آقای احمدی نژاد در ماجرای مشایی چه رفتاری با رهبری داشتند؟ به ما می گویند که آقای موسوی خودشان تاثیر تخلفات قبل انتخابات را منتفی دانسته اند. ولی آقای موسوی چون می دانستند که دیگر رییس جمهور شده اند خواستند در کشور تفرقه نشود آنطور گفتند والا نمی دانستند که اینها قرار است این همه تقلب کنند. در ادامه ایشان با اشاره به سخن طرف مقابل مبنی بر اینکه مردان بزرگ در فتنه ها سخنانی می گویند که بعدا از آن پشیمان می شوند گفت: اگر آقای عطریان فر بزرگ بود پس چرا دمپایی پایش کردند؟!!!
وی افزود من هنوزم معتقدم سبزها تظاهرات نکردند وگرنه کدام نظامی میتوانست 13 میلیون جمعیت را از خیابان جمع کند؟
دوستان همه با هم به ریسمان الهی چنگ بزنیم و همدیگر را متهم نکنیم. من زمان انتخابات کارشناسی بودم و الان دانشجوی ارشد. خوب اگر من می خواستم برای این کشور کار نکنم که ادامه تحصیل نمی دادم.
من نمی دانم اینها چرا اتفاقات زمان خاتمی را به موسوی نسبت می دهند. موسوی که در آخرین صحبت پیش از انتخابات گفت من خودم یک بسیجیم. در مورد ماجرای عکس هم آقای موسوی با روزنامه جمهوری اسلامی مصاحبه کرده و گفتند محکوم است و هم بیانیه دادند در این رابطه. (جالب است که بیانیه ای صادر نشده است!!)
در پایان این مناظره حجت الاسلام جدید بناب به عنوان استاد ناظر این میزگرد نکاتی را در رابطه با روش بحث این دو گروه متذکر شدند.
لازم به ذکر است با وجود ادعای طرف مقابل مبنی بر نداشتن تریبون، بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان یکبار نیز در اوایل نیمسال جاری آمادگی خود را جهت برگزاری مناظره در مورد تقلب در انتخابات اعلام کرده بود که هیچکس از طرف مقابل در آن مناظره حاضر نشد.
نظرات کاربران :